Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
خطر = ناگواری، مرگآور، گزند، زیان، ترس، بیم، آسیب، سَیج، دشواری
خطرات = دِلگـُذرها
خطر کردن = سیجیدن، هنر کردن، خود را به آب و آتش زدن
خطرناک = هراسانگیز، گزندبار، زیانبار، زیانآور، دشوار، ترسناک، بیمناک، آسیبزننده، سیجناک، سیجومند، پورمرگ
نمونه:
عقرب حیوان خطرناکی است =
کژدُم جانور گزندباری است
گزدُمب جانور ترسناکی است
گژدَم جاندار آسیبزنندهای است
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن... =
در ره خانهی لیلی که گزندهاست در آن...
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
خطر = ناگواری، مرگآور، گزند، زیان، ترس، بیم، آسیب، سَیج، دشواری
خطرات = دِلگـُذرها
خطر کردن = سیجیدن، هنر کردن، خود را به آب و آتش زدن
خطرناک = هراسانگیز، گزندبار، زیانبار، زیانآور، دشوار، ترسناک، بیمناک، آسیبزننده، سیجناک، سیجومند، پورمرگ
نمونه:
عقرب حیوان خطرناکی است =
کژدُم جانور گزندباری است
گزدُمب جانور ترسناکی است
گژدَم جاندار آسیبزنندهای است
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن... =
در ره خانهی لیلی که گزندهاست در آن...
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
کاش دلتنگی نیز نام کوچکی میداشت؛
نام کوچکی
تا به جانش میخواندی
تا به مهر آوازش میدادی
همچو مرگ
که نام کوچک زندگیست...
#احمد_شاملو
سروده به #پارسی_پاک
@AdabSar
💞💞💞💞
نام کوچکی
تا به جانش میخواندی
تا به مهر آوازش میدادی
همچو مرگ
که نام کوچک زندگیست...
#احمد_شاملو
سروده به #پارسی_پاک
@AdabSar
💞💞💞💞
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«خسرو» و «کیخسرو»
🤴🏻 نام پسرانهی "خسرو"، نامی بسیار کهن و تبارمند است. در گذشته بسیاری از پادشاهان و بزرگان کشور در دودمانهای گوناگون (کیانیان، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) این نام را بر خود داشتند.
🤴🏻 خسرو، از واژهی اوستایی "هئوسروه" به چم(معنی) نیکنام، پرآوازه، خوشنام، دارای کیش و آیین راستی و درستی است.
در اوستا این نام برای یکی از پادشاهان کیانی(کیخسرو فرزند فرنگیس و سیاوش و نوهی کیکاوس) بکار رفته است. یکی از دریاچهها را نیز به این نام میخواندند. بر پایهی نسک(کتاب) یشتها، یشت پنجم(آبانیشت) او نخستین کسی بود که شهرهای ایران را همبسته کرد و یک شاهنشاهی یکدست پدید آورد. (فرهنگ نامهای اوستا)
🤴🏻 احسان بهرامی در فرهنگ واژههای اوستا و بهرام فرهوشی در فرهنگ فارسی به پهلوی میگویند واژهی اوستایی "هَاُسـرَوُنـگـهَ" یا "هَاُسـرَوَنـگـهَ" که همان "هئوسرَوه" است، آمیخته از:
هئو یا هَاُ به چمار "خوب"+سرَوَنگه به چم نام، آوازه، سروده، سخن نیک و "خسرو" به مانک(معنی) خوش آوازه است.
سرَوَ ریشهی واژهی سرود است.
این واژه در پارسی پهلوی به "هوسرو" دگردیس(تبدیل) شد و "کیهوسرو" همان کیخسرو پسر سیاوش بود.
🤴🏻 نام "کیاکسار" با خسرو همریشه است. همچنین واژهی شهر برآمده از "خشثرَه"(سرزمین) با کیاکسار، کیخسرو و خسرو همریشه است.
برای آشنایی با نام "کیاکسار" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6017
🤴🏻 پیشوند "کِی" برآمده از "کاوی" یا "کَوی" در اوستایی و "کَی" در پهلوی به چمار(معنی) پادشاه و برنام(لقب) پادشاهان کیانی بود.
- بزرگی من از پارس آرم به ری
نمانم کس این پس بود نام "کِی"
#شاهنامه #فردوسی
🤴🏻 از آنجا که در نامهای کهن مانی(معنی) یک نام، وابسته به ویژگیهای دارندهی نام بود، "خسرو" نیز بجز آنچه گفته شد به مانی نیرومند، پادشاه یا شهریار، پادشاه دادگر و سرزمین بود. برای نمونه:
- بدو داد آن نامهی پهلوان
فرو خواند آن خسرو خسروان!
(بهره از شاهنامهی فردوسی)
👈🏻 گفتنی است نامهای کسرا، قیصر و خضر تازیشدهی نام خسرو هستند.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 خورشید، گلرو، پریرو، مهرو و...
👦🏻 خروش، خشایار، کامرو و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#خسرو #کیخسرو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«خسرو» و «کیخسرو»
🤴🏻 نام پسرانهی "خسرو"، نامی بسیار کهن و تبارمند است. در گذشته بسیاری از پادشاهان و بزرگان کشور در دودمانهای گوناگون (کیانیان، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) این نام را بر خود داشتند.
🤴🏻 خسرو، از واژهی اوستایی "هئوسروه" به چم(معنی) نیکنام، پرآوازه، خوشنام، دارای کیش و آیین راستی و درستی است.
در اوستا این نام برای یکی از پادشاهان کیانی(کیخسرو فرزند فرنگیس و سیاوش و نوهی کیکاوس) بکار رفته است. یکی از دریاچهها را نیز به این نام میخواندند. بر پایهی نسک(کتاب) یشتها، یشت پنجم(آبانیشت) او نخستین کسی بود که شهرهای ایران را همبسته کرد و یک شاهنشاهی یکدست پدید آورد. (فرهنگ نامهای اوستا)
🤴🏻 احسان بهرامی در فرهنگ واژههای اوستا و بهرام فرهوشی در فرهنگ فارسی به پهلوی میگویند واژهی اوستایی "هَاُسـرَوُنـگـهَ" یا "هَاُسـرَوَنـگـهَ" که همان "هئوسرَوه" است، آمیخته از:
هئو یا هَاُ به چمار "خوب"+سرَوَنگه به چم نام، آوازه، سروده، سخن نیک و "خسرو" به مانک(معنی) خوش آوازه است.
سرَوَ ریشهی واژهی سرود است.
این واژه در پارسی پهلوی به "هوسرو" دگردیس(تبدیل) شد و "کیهوسرو" همان کیخسرو پسر سیاوش بود.
🤴🏻 نام "کیاکسار" با خسرو همریشه است. همچنین واژهی شهر برآمده از "خشثرَه"(سرزمین) با کیاکسار، کیخسرو و خسرو همریشه است.
برای آشنایی با نام "کیاکسار" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6017
🤴🏻 پیشوند "کِی" برآمده از "کاوی" یا "کَوی" در اوستایی و "کَی" در پهلوی به چمار(معنی) پادشاه و برنام(لقب) پادشاهان کیانی بود.
- بزرگی من از پارس آرم به ری
نمانم کس این پس بود نام "کِی"
#شاهنامه #فردوسی
🤴🏻 از آنجا که در نامهای کهن مانی(معنی) یک نام، وابسته به ویژگیهای دارندهی نام بود، "خسرو" نیز بجز آنچه گفته شد به مانی نیرومند، پادشاه یا شهریار، پادشاه دادگر و سرزمین بود. برای نمونه:
- بدو داد آن نامهی پهلوان
فرو خواند آن خسرو خسروان!
(بهره از شاهنامهی فردوسی)
👈🏻 گفتنی است نامهای کسرا، قیصر و خضر تازیشدهی نام خسرو هستند.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 خورشید، گلرو، پریرو، مهرو و...
👦🏻 خروش، خشایار، کامرو و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#خسرو #کیخسرو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«خسرو» و «کیخسرو» در شاهنامهی فردوسی
"خسرو"، نام ۹ تن از بزرگانی است که در شاهنامهی فردوسی از آنها سخن رفته است.
1⃣ "کیخسرو"، فرزند فرنگیس و سیاوش و بر آیین مزدایی بود. فردوسی گاهی با نام "خسرو" از او یاد کرده است.
- ز گیتی بر آرد سراسر خروش
زمانه ز کیخسرو آید به جوش!
- سر افراز "کیخسرو"اش نام کن
به غم خوردن دل آرام کن!
2⃣ "خسرو"، پیرمردی روشندل و جوانمرد بود که ایرانیان پس از مرگ یزدگرد او را به پادشاهی برگزیدند.
- یکی مرد بُد پیر، "خسرو" بنام
جوانمرد و روشندل و شادکام!
3⃣ "خسرو" نخست ساسانی(نام دیگر انوشیروان"
- اگر تخت گشتی ز "خسرو" تهی
همو بود زیبای شاهنشهی!
4⃣ "خسرو شهرزور"، یکی از شاهان گذشته که روشنک دختر دارا(داریوش) و همسر اسکندر با اشک و آه از او یاد میکرد.
- همان خسرو و اشک و فریان وفور
همان نامور، "خسرو شهرزور"!
5⃣ "خسرو"، از دلاوران سپاه خسروپرویز و یکی از چهارده تن یار او بود.
- فرخزاد و چون "خسرو" سرفراز
چو اشتاد پیروز دشمنگداز!
6⃣ "خسرو"، آسیابانی بود که یزدگرد به آسیای او پناه برد.
- فرومایهای بود "خسرو" بنام
نه تخت و نه گنج و نه تاج و نه کام!
7⃣ "خسرو"، پدر پیروز، سپهدار اردشیر شیروی بود.
- به پیروز "خسرو" سپردم سپاه
که از داد شاد است و شادان ز شاه!
8⃣ "خسرو"، برنام(لقب) پرویز، پسر هرمزشاه بود که داستان دلدادگی او با شیرین پر آوازه است.
- مر او را پدر کرده "پرویز" نام
کیاش خواندی "خسرو" شادکام!
9⃣ "خسرو"، پدر خرزوان، از سرداران بهرام چوبین بود.
- بگفت این و بنشست مرد دلیر
خرزوان "خسرو" بیامد چو شید!
#شاهنامه #فردوسی
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#خسرو #کیخسرو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«خسرو» و «کیخسرو» در شاهنامهی فردوسی
"خسرو"، نام ۹ تن از بزرگانی است که در شاهنامهی فردوسی از آنها سخن رفته است.
1⃣ "کیخسرو"، فرزند فرنگیس و سیاوش و بر آیین مزدایی بود. فردوسی گاهی با نام "خسرو" از او یاد کرده است.
- ز گیتی بر آرد سراسر خروش
زمانه ز کیخسرو آید به جوش!
- سر افراز "کیخسرو"اش نام کن
به غم خوردن دل آرام کن!
2⃣ "خسرو"، پیرمردی روشندل و جوانمرد بود که ایرانیان پس از مرگ یزدگرد او را به پادشاهی برگزیدند.
- یکی مرد بُد پیر، "خسرو" بنام
جوانمرد و روشندل و شادکام!
3⃣ "خسرو" نخست ساسانی(نام دیگر انوشیروان"
- اگر تخت گشتی ز "خسرو" تهی
همو بود زیبای شاهنشهی!
4⃣ "خسرو شهرزور"، یکی از شاهان گذشته که روشنک دختر دارا(داریوش) و همسر اسکندر با اشک و آه از او یاد میکرد.
- همان خسرو و اشک و فریان وفور
همان نامور، "خسرو شهرزور"!
5⃣ "خسرو"، از دلاوران سپاه خسروپرویز و یکی از چهارده تن یار او بود.
- فرخزاد و چون "خسرو" سرفراز
چو اشتاد پیروز دشمنگداز!
6⃣ "خسرو"، آسیابانی بود که یزدگرد به آسیای او پناه برد.
- فرومایهای بود "خسرو" بنام
نه تخت و نه گنج و نه تاج و نه کام!
7⃣ "خسرو"، پدر پیروز، سپهدار اردشیر شیروی بود.
- به پیروز "خسرو" سپردم سپاه
که از داد شاد است و شادان ز شاه!
8⃣ "خسرو"، برنام(لقب) پرویز، پسر هرمزشاه بود که داستان دلدادگی او با شیرین پر آوازه است.
- مر او را پدر کرده "پرویز" نام
کیاش خواندی "خسرو" شادکام!
9⃣ "خسرو"، پدر خرزوان، از سرداران بهرام چوبین بود.
- بگفت این و بنشست مرد دلیر
خرزوان "خسرو" بیامد چو شید!
#شاهنامه #فردوسی
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#خسرو #کیخسرو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻خاطر = یاد، دل، اندیشه، دلگذشت، ویر، هوش(=ذهن)
🔻خاطره = یادبود، یادمان، یادآمد، ویره، یادگار، یادنامه
🔻خاطرات = یادمانها، یادبودها، یادنامهها
🔻آزردهخاطر = آزردهدل، دلآزرده، دلگیر، رنجیده
🔻آسودهخاطر = آسودهدل، دلآرام
🔻آشفتهخاطر = دلواپس، آشفتهدل، آشفتهدرون، دلآشوب
🔻اطمینان خاطر = رامِش، آسودهدلی
🔻انبساط خاطر = خوشی، خرمی
🔻به خاطر = برای، از برای، از رویِ، به پاس، از پی، بَهرِ، از بَهرِ
🔻بهخاطر آوردن = بهیاد آوردن
🔻به خاطر این که = زیرا، چون، از روی این که، از این رو که
🔻بهخاطر داشتن = یاد داشتن، بهیاد داشتن
🔻به همین خاطر = از این رو
🔻تجدید خاطره = یادآوری
🔻تعلقخاطر = وابستگی، دلبستگی
🔻خاطرپریش = دل پریش
🔻خاطرپسند = دلخواه، دلپذیر
🔻خاطرجمع = آسودهدل
🔻خاطرخواه = دلباخته، خواهان، شیفته
🔻خاطرخواهی = شیفتگی
🔻خاطرنشان = یادآوری، یادآور، یادآوردن، یادآور شدن، گوشزد
🔻خاطرنشان کرد = یادآوری کرد، یادآور شد، گوشزد کرد
🔻خاطرنشین = دلنشین، بهیادماندنی
🔻خاطرهانگیز = بهیادماندنی، یادانگیز
🔻دفتر خاطرات = دفتر یادبود، دفتر یادمانها
🔻کتاب خاطرات = یادنامه
🔻کوفتهخاطر = رنجیده، آزردهدل
✍نمونه:
🔺موضوعات مهمی را به او خاطرنشان کرد =
نهادگان مَهَندی را به او یادآور شد
🔺کتاب خاطرات "مصدق" را ابتیاع کرد =
یادنامهی "مصدق" را خرید
🔺گر این گفته داد است، ره بسپرید
وگر نیست، از خاطرم بسترید (فردوسی) =
گر این گفته داد است، ره بسپرید
وگر نیست، از یاد من بسترید
🔺با خاطری آسوده به ایران سفر کنید =
با دلی آسوده رهسپار ایران شوید
با آسودهدلی راهی ایران شوید
🔺منظرهی خاطرهانگیزی بود =
چشم انداز بهیادماندنیای بود
🔺خاطرم نیست کِی آمد =
یادم نیست کِی آمد
🔺به خاطر میآوری؟ =
به یاد میآوری؟
🔺فقط به خاطر تو =
تنها برای تو
🔺بهخاطر امانتداریاش به او جایزه داد =
به پاس زنهارداریاش به او پاداش داد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#خاطر #خاطره #خاطرات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻خاطر = یاد، دل، اندیشه، دلگذشت، ویر، هوش(=ذهن)
🔻خاطره = یادبود، یادمان، یادآمد، ویره، یادگار، یادنامه
🔻خاطرات = یادمانها، یادبودها، یادنامهها
🔻آزردهخاطر = آزردهدل، دلآزرده، دلگیر، رنجیده
🔻آسودهخاطر = آسودهدل، دلآرام
🔻آشفتهخاطر = دلواپس، آشفتهدل، آشفتهدرون، دلآشوب
🔻اطمینان خاطر = رامِش، آسودهدلی
🔻انبساط خاطر = خوشی، خرمی
🔻به خاطر = برای، از برای، از رویِ، به پاس، از پی، بَهرِ، از بَهرِ
🔻بهخاطر آوردن = بهیاد آوردن
🔻به خاطر این که = زیرا، چون، از روی این که، از این رو که
🔻بهخاطر داشتن = یاد داشتن، بهیاد داشتن
🔻به همین خاطر = از این رو
🔻تجدید خاطره = یادآوری
🔻تعلقخاطر = وابستگی، دلبستگی
🔻خاطرپریش = دل پریش
🔻خاطرپسند = دلخواه، دلپذیر
🔻خاطرجمع = آسودهدل
🔻خاطرخواه = دلباخته، خواهان، شیفته
🔻خاطرخواهی = شیفتگی
🔻خاطرنشان = یادآوری، یادآور، یادآوردن، یادآور شدن، گوشزد
🔻خاطرنشان کرد = یادآوری کرد، یادآور شد، گوشزد کرد
🔻خاطرنشین = دلنشین، بهیادماندنی
🔻خاطرهانگیز = بهیادماندنی، یادانگیز
🔻دفتر خاطرات = دفتر یادبود، دفتر یادمانها
🔻کتاب خاطرات = یادنامه
🔻کوفتهخاطر = رنجیده، آزردهدل
✍نمونه:
🔺موضوعات مهمی را به او خاطرنشان کرد =
نهادگان مَهَندی را به او یادآور شد
🔺کتاب خاطرات "مصدق" را ابتیاع کرد =
یادنامهی "مصدق" را خرید
🔺گر این گفته داد است، ره بسپرید
وگر نیست، از خاطرم بسترید (فردوسی) =
گر این گفته داد است، ره بسپرید
وگر نیست، از یاد من بسترید
🔺با خاطری آسوده به ایران سفر کنید =
با دلی آسوده رهسپار ایران شوید
با آسودهدلی راهی ایران شوید
🔺منظرهی خاطرهانگیزی بود =
چشم انداز بهیادماندنیای بود
🔺خاطرم نیست کِی آمد =
یادم نیست کِی آمد
🔺به خاطر میآوری؟ =
به یاد میآوری؟
🔺فقط به خاطر تو =
تنها برای تو
🔺بهخاطر امانتداریاش به او جایزه داد =
به پاس زنهارداریاش به او پاداش داد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#خاطر #خاطره #خاطرات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
وقتی کنارم روسری از پشت میبندی
یا لحظهای که کودکانه، ریز میخندی
اللهاکبر! هی نمک دورت بچرخانم
شکی ندارم مافیای نرخ اسپندی!
وقتی نگاهت میکنم آرام میگیرم
اصلن ژکوندی! باعث ترویج لبخندی...
دل میبری با عشوههایت ترک تهرانی
آمادهی تسخیر ششدانگ سمرقندی
تعداد مومنهای تو از دست ما در رفت
هر روز درحال رقابت با خداوندی
زن بودنت را در نگاهت خوب میفهمم
با چشمهایت عمروعاص چند ترفندی
انگار گفتی که عزیزم دوستت دارم
بیجنبهام! لطفن بگو خالی نمیبندی!
#علی_صفری
@AdabSar
وقتی کنارم روسری از پشت میبندی
یا لحظهای که کودکانه، ریز میخندی
اللهاکبر! هی نمک دورت بچرخانم
شکی ندارم مافیای نرخ اسپندی!
وقتی نگاهت میکنم آرام میگیرم
اصلن ژکوندی! باعث ترویج لبخندی...
دل میبری با عشوههایت ترک تهرانی
آمادهی تسخیر ششدانگ سمرقندی
تعداد مومنهای تو از دست ما در رفت
هر روز درحال رقابت با خداوندی
زن بودنت را در نگاهت خوب میفهمم
با چشمهایت عمروعاص چند ترفندی
انگار گفتی که عزیزم دوستت دارم
بیجنبهام! لطفن بگو خالی نمیبندی!
#علی_صفری
@AdabSar
💫
اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت
ای شهر پرخروش، تو را یاد میکنم
دلبستهام به او و تو او را عزیزدار
من با خیال او، دل خود شاد میکنم
#فروغ_فرخزاد
@AdabSar
اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت
ای شهر پرخروش، تو را یاد میکنم
دلبستهام به او و تو او را عزیزدار
من با خیال او، دل خود شاد میکنم
#فروغ_فرخزاد
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
به من بازگرد ای شده گر توانی
که تلخست بیتو مرا زندگانی
دریغا تو کز پیش رویم جدایی
دریغا تو کز پیش چشمم نهانی
چه گویی به تو راه جستن توانم
چه گویم به من بازگشتن توانی
دل من ز مهر تو گشتن نخواهد
دلی دیدهای تو بدین مهربانی؟
گرفتم که من دل ز تو برگرفتم
دل من کند بیتو همداستانی
من از رشک روی تو دیدن نیارم
سهی سرو آزادهی بوستانی!
#فرخی_سیستانی
سروده به پارسی پاک
فرستنده: #بلال_ریگی
از دیوان فرخی سیستانی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، رویه ۳۶۹
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
به من بازگرد ای شده گر توانی
که تلخست بیتو مرا زندگانی
دریغا تو کز پیش رویم جدایی
دریغا تو کز پیش چشمم نهانی
چه گویی به تو راه جستن توانم
چه گویم به من بازگشتن توانی
دل من ز مهر تو گشتن نخواهد
دلی دیدهای تو بدین مهربانی؟
گرفتم که من دل ز تو برگرفتم
دل من کند بیتو همداستانی
من از رشک روی تو دیدن نیارم
سهی سرو آزادهی بوستانی!
#فرخی_سیستانی
سروده به پارسی پاک
فرستنده: #بلال_ریگی
از دیوان فرخی سیستانی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، رویه ۳۶۹
@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مرتب = بهسامان، راسته، در چيده، چیده، سازمند، دهنادین، پیراستَک، پاترَستَک، پیراسته، راغیناک(=منظم)، پشت سر هم، پی در پی، پیاپی
Straight, Neat, Orderly, Periodically, Regular, Sequential, Shipshape, Systematic, Taut, Tidy, Trim
زوج مرتب = جفت سازمند
نمونه:
منزل مرتبی دارد =
خانهی بهسامانی دارد
کاشانهی سازمندی دارد
لباسها را مرتب کرد =
جامهها را درچید
مرتب در حال تمرین هستیم =
پیاپی در کار بَرزِش هستیم
اعتمادبهنفسش مرتب در حال نوسان بود =
خودباوریاش پی در پی در نَوانِش بود
آیا بدون ارتودنسی میتوان دندانها را مرتب کرد؟
آیا بی دندانآرایی میتوان دندانها را پیراست؟
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مرتب = بهسامان، راسته، در چيده، چیده، سازمند، دهنادین، پیراستَک، پاترَستَک، پیراسته، راغیناک(=منظم)، پشت سر هم، پی در پی، پیاپی
Straight, Neat, Orderly, Periodically, Regular, Sequential, Shipshape, Systematic, Taut, Tidy, Trim
زوج مرتب = جفت سازمند
نمونه:
منزل مرتبی دارد =
خانهی بهسامانی دارد
کاشانهی سازمندی دارد
لباسها را مرتب کرد =
جامهها را درچید
مرتب در حال تمرین هستیم =
پیاپی در کار بَرزِش هستیم
اعتمادبهنفسش مرتب در حال نوسان بود =
خودباوریاش پی در پی در نَوانِش بود
آیا بدون ارتودنسی میتوان دندانها را مرتب کرد؟
آیا بی دندانآرایی میتوان دندانها را پیراست؟
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
تو را حس میکنم هر دم
که با چشمان زیبایت
مرا دیوانهام کردی
من از شوق تماشایت
نگاه از تو نمیگیرم
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار،
ولی... افسوس... این رویاست!
تمام آنچه حس کردم
تمام آنچه میدیدم
تو با من مهربان بودی
واین رویا چه زیبا بود
ولی... افسوس... که رویا بود...
#بهزاد_اصلانی
@AdabSar
تو را حس میکنم هر دم
که با چشمان زیبایت
مرا دیوانهام کردی
من از شوق تماشایت
نگاه از تو نمیگیرم
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار،
ولی... افسوس... این رویاست!
تمام آنچه حس کردم
تمام آنچه میدیدم
تو با من مهربان بودی
واین رویا چه زیبا بود
ولی... افسوس... که رویا بود...
#بهزاد_اصلانی
@AdabSar
💫
جدی مگیر وعدهی عشقی جدید را
با تازهداغدیده، مزن حرف عید را
ازمن کسی پس از تو،به جایی نمیرسد
دارم درست حکم دری بی کلید را!
#جواد_منفرد
@AdabSar
جدی مگیر وعدهی عشقی جدید را
با تازهداغدیده، مزن حرف عید را
ازمن کسی پس از تو،به جایی نمیرسد
دارم درست حکم دری بی کلید را!
#جواد_منفرد
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مُرَتبا = پیدرپی، پیاپی، پشتِ هم، جوری، آراستگی، وِناردیک(از ریشه پهلوی)
Orderly, Periodically, Regularly, Routinely
مرتب ساختن = سامان دادن، بهسامان داشتن
مرتب شدن = سامان یافتن
مرتب کردن = سامان دادن، سامانیدن، پیراستن، آراستن
نمونه:
آن ایام مرتبا به خاطرم میآید =
آن روزها پیاپی به یادم میآید
مرتبا آدرس خود را عوض میکرد =
پشتِ هم نشانی خود را دگرگون میکرد
از مرتب شدن اتاق خوابش لذت میبرد =
از سامان یافتن بسترگاهش خوشش میآمد
چرا بعضی از مردم مرتبا دروغ میگویند؟ =
چرا برخی از مردم پیدرپی دروغ میگویند؟
جهت مرتب کردن اطلاعات، از کامپیوتر استفاده میکرد =
برای سامان دادن دادهها، از رایانه بهره میبرد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مُرَتبا = پیدرپی، پیاپی، پشتِ هم، جوری، آراستگی، وِناردیک(از ریشه پهلوی)
Orderly, Periodically, Regularly, Routinely
مرتب ساختن = سامان دادن، بهسامان داشتن
مرتب شدن = سامان یافتن
مرتب کردن = سامان دادن، سامانیدن، پیراستن، آراستن
نمونه:
آن ایام مرتبا به خاطرم میآید =
آن روزها پیاپی به یادم میآید
مرتبا آدرس خود را عوض میکرد =
پشتِ هم نشانی خود را دگرگون میکرد
از مرتب شدن اتاق خوابش لذت میبرد =
از سامان یافتن بسترگاهش خوشش میآمد
چرا بعضی از مردم مرتبا دروغ میگویند؟ =
چرا برخی از مردم پیدرپی دروغ میگویند؟
جهت مرتب کردن اطلاعات، از کامپیوتر استفاده میکرد =
برای سامان دادن دادهها، از رایانه بهره میبرد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸