ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

"... به پیچاند از راستی پنج چیز،
که دانا برین پنج، نفزود نیز؛
🌺🌼🌺
کجا* رشک و کین‌ست و خشم و نیاز
به پنجم که گردد برو چیزه آز؛
🌼🌸🌼
تو چون چیره باشی برین پنج دیو
پدید آیدت راه کیهان خدیو..."
#شاهنامه #فردوسی
🌷☘️🌷
*کجا=که
🌸🌺🌸
هفته‌ای بی‌رشک، کین، خشم، نیاز و آز پیش‌رو...
فرستنده: #جعفر_جعفرزاده

@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


انصاف = راستی، دادمندی، دادگری، داد، میانجَکی، آزرم، هُده‌گیری(=گرفتن حق)
انصافا = به‌دُرستی، به‌داد، به‌دادمندی، به‌راستی، از سر دادگری، از روی داد
انصاف‌دادن = به‌یک‌چشم‌نگریستن، برابر گرفتن
انصاف‌داشتن = دادمند بودن، میان گرفتن، برابر داشتن

نمونه:
انسان با انصافی بود =
آدم دادمندی بود

از جاده انصاف خارج نشو =
از راه درست بیرون نرو

واردات گندم بی‌انصافی به تولید است =
درون‌آوری گندم بی‌دادگری به فراورِش است

انصافا کار پر زحمتی بود =
به‌راستی کار پر رنجی بود

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌬🌾💧🏖
@AdabSar

🔅 آشنایی با جشن‌های ایرانی
💧 جشن خردادگان

☔️ "جشن خردادگان"، جشن ستایش و پاسداشت آب در خردادروز از خردادماه، برابر با چهارم خرداد در گاهشمار یزدگردی(باستان) برگزار می‌شد. این جشن در گاهشمار امروز برابر با ششم خرداد است.

☔️ این واژه در اوستا به گونه‌ی "هئوروَتات" آمده و نام یکی از فرشتگان مادینه(مونث) است. پسوند "تات" نشانه‌ی مادینگی است و "خرداد" به چمار(معنی) رسایی، تندرستی و پختگی است. در ایران باستان "خرداد" را سرور ماه‌ها می‌دانستند زیرا زمان ویژه‌ای برای کشاورزان بود و بارش و گرما را همزمان برای کشاورزی داشت. در باور پیشینیان، فرشته‌ی "خرداد" فرشته‌ی نگهبان آب و آبادانی بود.

☔️ فرشته‌ی خرداد و امرداد که هر دو مادینه بودند، در کنار هم از آب‌ها و گیاهان پاسداری می‌کردند. دشمنان آن‌ها دیوهای گرسنگی، تشنگی و گندیدگی و همکارانشان ایزد تیشتر(باران)، ایزد باد و روان پاک پرهیزکاران بودند.

☔️ بر پایه‌ی افسانه‌ها، آن‌ها به یاری مردم می‌آمدند و گرسنگی و تشنگی را شکست می‌دادند. از این‌رو ایرانیان هنگام نوشیدن آب، از فرشته‌ی خرداد یاد می‌کردند، زیرا یاد کردن از او مایه‌ی رانده شدن دیوان می‌شد.

☔️ در یسنا آمده که اهورامزدا(خدا) رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی می‌بخشد که اندیشه، کردار و گفتارش بر پایه‌ی راستی باشد.

☔️ گفته می‌شود گل سوسن(لیلیوم) سپید، نماد جشن خردادگان است. در افسانه‌های ایرانی سوسن و سرو نمادهای آزادی هستند. ایرانیان به سوسن سپید، سوسن آزاد هم می‌گفتند و در سروده‌های بزرگان نیز از این گل یاد شده است. ولی بسیاری از ایرانشناسان نیز باور دارند که نماد گل برای جشن‌ها، از برساخته‌های ساسانیان است و بخشی از چیستی و پیدایش جشن‌ها نیست.

☔️ از آیین‌های جشن خردادگان در میان ایرانیان شادباش‌گویی، پوشیدن پوشاک تازه، پیشکش کردن گل‌های یاس و نیلوفر به یکدیگر، گردش در کنار آب‌ها، آبتنی و سامان دادن به جوی‌ها و چشمه‌ها بود.

#پریسا_امام_وردی
______________________
برگرفته از:
۱- اوستا، نویسنده: #جلیل_دوستخواه
۲- فرهنگ اساطیر ایرانی، بر پایه‌ی متون پهلوی
نویسنده: #خسرو_قلی_زاده
۳- بندهش، برگردان: #مهرداد_بهار
۴- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
نویسنده: #هاشم_رضی
______________________
#فرهنگ_ایران #خردادگان #جشن_خردادگان
@AdabSar
🌬🌾💧🏖
1
🔷💠🔷💠
@AdabSar

شروه‌هایم را
درونِ تکه ابری کردم و دادم به باد

تا که گردون خیره گردد،
دردمند گردد دلم
وَ دگر از تو نیارم من به یاد

آتشِ بیمناک مهرت،
می‌نگارد مرگ مــــــــــن؛
ای پریچهرِ زَباد!


#بلال_ریگی
سروده به پارسی

پی‌نوشت ۱: شروه ← شعر
پی‌نوشت ۲: زَباد گونه‌ای خوشبوکننده مانند مشک است.

@AdabSar
💠🔷💠🔷
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

درود بانو دوباره سوال دارم، طغیان پارسیش چی میشه؟
طغیان همون شورش میشه؟


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻طغیان = نافرمانی، گردنکشی، سَرکشی، خودسَری، گستاخی، شورش، سَرپیچی، خروش
🔻طغیان آب = کوهه، خیزاب، آشوب شدن دریا و رود و مانند آن
🔻طغیان عواطف = بَرجوشیدن مهربانی‌ها، جوشِش مهر
🔻طغیان قلم = سَرکشی کِلک
🔻طغیان‌کردن = بَرجوشیدن، جوشِش، آشوب‌شدن
🔻طغیانی = سرکش، نافرمان

نمونه:
🔺ظلم حاکم به طغیان مردم منجر شد =
ستم فرمانروا به خروش مردم انجامید

🔺صبر مردم لبریز شده و سر به طغیان برداشتند =
شکیبایی مردم لبریز شده و سر به شورش برداشتند
یردباری مردم به پایان رسید و شوریدند

🔺بارش بی‌وقفه‌ی باران موجب طغیان رودخانه شد =
بارش بی‌ایست باران مایه‌ی آشوب‌شدن رودخانه شد
بارش یکریز باران مایه‌ی بَرجوشیدن رودخانه شد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#طغیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

من گم شده‌ام هرچه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش
آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست

ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست

هر جا نکنی باز سر درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست

ای کاش که می‌گفت نگاه تو؛ بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست

دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی‌ست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست؟

من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست!

#مهدی_فرجی
@AdabSar
💫

من بدون تو
گم می‌شوم
حتی اگر
تمام خیابان‌ها
و کوچه‌های شهر
به نامم باشند
دست مرا رها نکن!

#مهرداد_حق_محمدی
@AdabSar
💫

جویند همه هلال و من، ابرویت
گیرند همه روزه و من، گیسویت

از جمله‌ی این دوازده ماهِ تمام
یک ماه مبارک است، آن هم رویت!


#شعر_ایران
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🎈❤️🎈❤️🎈
goo.gl/xVeDl5

طفلکی‌ها...
چه چیزی لازم است تا در این سیاره
بتوان در آرامش با یکدیگر عشق‌بازی کرد؟

هر کسی زیر ملافه‌هایت را می‌گردد؛
هر کسی در عشق تو دخالت می‌کند؛
چیزهای وحشتناکی می‌گویند
در باره‌ی مرد و زنی که
بعد از آن همه با هم گردیدن
همه جور عذاب وجدان
به کاری شگفت دست می‌زنند
با هم در تختی دراز می‌کشند...

از خودم می‌پرسم
آیا قورباغه‌ها هم چنین مخفی‌کارند؟
یا هر گاه که بخواهند عطسه می‌زنند؟
آیا در گوش یکدیگر،
در مرداب،
از قورباغه‌های حرامزاده می‌گویند
و یا از شادی زندگی دوزیستی‌شان؟

از خودم می‌پرسم
آیا پرندگان
پرندگان دشمن را
انگشت‌نما می‌کنند؟

آیا گاوهای نر
پیش از آنکه در دیدرس همه
با ماده گاوی بیرون روند
با گوساله‌هاشان می‌نشینند و غیبت می‌کنند؟

جاده‌ها هم چشم دارند!
پارک‌ها پلیس،
هتل‌ها، مهمانان‌شان را برانداز می‌کنند.
پنجره‌ها، نام‌ها را نام می‌برند.

توپ و جوخه‌ی سربازان در کارند
با ماموریتی برای پایان دادن به عشق!

گوش‌ها و آرواره‌ها همه در کارند
تا آنکه مرد و معشوقش
ناگزیر بر روی دوچرخه‌ای
شتابزده
به لحظه‌ی اوج جاری شوند...

نویسنده: #پابلو_نرودا
برگردان: #روشنک_بیگناه

@AdabSar
💕🚲💕🚲
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


عزیز = گرامی، گرانمایه، دلبند، ارجمند، فَرَنافت(پهلوی)، نازنین، مهربان، دوست‌داشتنی، بزرگ، پر ارزش، با ارزش، نایاب، بی‌همتا

به‌جای واژه‌ی "عزیز" در جاهای گوناگون می‌توان گفت:
١- گرامی:
در جایی که در بند مهر و دوستی هستیم
دوست عزیز = دوست گرامی

٢ - دلبند:
در جایی که در بند شیفتگی(عشق) و مهر هستیم
همسر عزیزم = همسر دلبندم

۳- گرانمایه:
در جایی که در بند دوستی و ارزش هستیم
معلم عزیزم = آموزگار گرانمایه‌ام

۴- ارجمند:
در جاییکه در بند ارزش و ارجمندی(احترام) هستیم
مدیر عزیز = سرپرست ارجمند

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅 پرسش شما

سلام و عرض ادب
با تشکر از کانال مفید و خوبتان
خواستم درباره اسم پسرانه (فرنود) اطلاعات و توضیحاتی را به شکل مفصل بدانم خیلی ممنون
🌺🌺🌺

🔅 پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«فرنود»
💬 "فرنود"، نام پسرانه‌ی ایرانی به چمار(معنی) شَوَند و برابر پارسی واژگان دلیل و برهان است. هرچند واژه‌ی برهان تازی شده‌ی واژه‌ی پارسی پَروَهان است.
برای آشنایی با برابرهای "فرنود" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5739

💬 واژه‌ی "فرنود" از برساخته‌های نیپیک(کتاب) دساتیر از گروه آذرکیوان است و پیشینه‌ی آن به زمان صفویان بازمی‌گردد.(واژه‌نامه‌های دهخدا، معین و برهان قاطع) در آن "فرنود" جایگزین واژگان دلیل و برهان شده است.

💬 پدید آمدن واژگان دساتیر را شاید بتوان از کوشش‌های واژه‌گزینی پارسی پس از اسلام و فراگیر شدن واژگان تازی دانست. برای آشنایی با "دساتیر" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/7208

💬 درباره‌ی ساختار این واژه گفته شده که "فرنود" آمیخته از فر+هونوده و برابر پارسی مستدل است. همچنین "هونوده" را برابر پارسی اثر و موثر دانسته‌اند ولی درباره‌ی درستی آن نمی‌توان داوری کرد.
پسوند "نود" با همین چمار در واژگانی چون همنود(اثر دو چیز بر هم) و پرنود(اثر بر پیرامون) هم آمده است.
در فرهنگ پهلوی "فرنایش" به چم(معنی) گواه‌آوری است.

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های پسرانه و دخترانه‌ی ایرانی و هم‌آوا:
👧🏻 فرین، فریا، فروغ، فروز، فَروَر، فرانک، سپینود و...
👦🏻 فرهود، فربد، بهنود، فرود، باربد، فرشید، فرورتیش و...

برای فرزاندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#فرنود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅آشنایی با نام‌های ایرانی «فرنود» 💬 "فرنود"، نام پسرانه‌ی ایرانی به چمار(معنی) شَوَند و برابر پارسی واژگان دلیل و برهان است. هرچند واژه‌ی برهان تازی شده‌ی واژه‌ی پارسی پَروَهان است. برای آشنایی با برابرهای "فرنود" به این پیوند بنگرید: t.me/AdabSar/5739…
📚 @AdabSar 📖

🔅 آشنایی با ماتیکان(کتاب) دساتیر*

دساتیر، نام ماتیکانی است که در زمان صفویان، گروهی از پارسیان شیراز که به هند کوچ کرده بودند، به سرکردگی آذرکیوان دست به نگارش آن زده و این ماتیکان را از آن پیامبری دروغین به نام «ساسان پنجم» دانستند.

این دفتر به زبانی است که همسانی با دیگر زبان‌ها ندارد و اینگونه بر می‌آید که برساخته‌ی خود آذرکیوان باشد. زبان آن را خود آذرکیوان می‌دانست و آن را به پارسی برگرداند. در برگردان پارسی آن، آذرکیوان کوشید تنها واژگان پارسی به‌کار برد و برای جایگزینی واژگان پارسی به جای تازی، دست به واژه‌سازی زد.
شماری از این واژگان از زبان سانسکریت، اوستایی و زند و پازند(نوشته‌های زرتشتی به زبان پهلوی) گرفته شده و بر پایه‌ی بنیادهای زبان‌شناسی و ریشه‌شناسیک ساخته شده‌اند. چندی از این واژگان امروز در زبان پارسی کاربردی شده‌اند و به دیوان سرایندگان نیز راه یافته‌اند.

چند نمونه از واژگان دساتیر:
فرشاد: خرد و روان گویال کیوان(سیاره مریخ)
فرسار: نیروی داد
فرنود: دلیل و برهان
فرساد: دانشمند(دانشمند پارسی است)
فرزبد یا فرزبود: حکمت
دهناد: نظام و سامانمندی
فروزه: صفت
سفرنگ: تفسیر کتاب خدا
فرجود: معجزه
فرنوش: روان و خرد فلک ماه!!

✍🏻برگرفته از دایره‌المعارف فارسی
نویسنده: #غلامحسین_مصاحب

📚 @AdabSar 📖

از سویی، شماری از پژوهندگان برپاد(مخالف) واژه‌سازی دساتیر هستند و یا بر آن خرده گرفته‌اند:
«…در سده‌ی یازده مهی(قمری)، گروهی بنام «آذر کیوان» شیوه‌ای نو در واژه‌سازی پایه‌گذاری کردند که خوشبختانه چندان گسترش نیافت. در روزگار شاه عباس بزرگ صفوی که همزمان با پادشاهی اکبرشاه در هند بود (963 تا 1014 مهی)، موبدی زرتشتی بنام آذرکیوان از مردم شیراز یا کناره‌های آن به همراه چندی از پیروانش به هندوستان کوچید و آنجا که بازار دین‌سازی گرم بود و اکبرشاه خواستار آفرینش و گسترش آیینی فراگیر و همگانی بود، آذر کیوان آمیزه‌ای از زرتشتی، اسلام، صوفی‌گری و آیین جوکی‌های هندو را به نام دین باستانی پدیدار ساخت و نسکی از پیش خود فراهم آورد و آن را «دساتیر» نام نهاد…»

✍🏻بریده‌ای از نوشتار پژوهشی «پیشینه‌ی واژه‌پردازی در پارسی پس از اسلام»
نویسنده: #مهیار_دیباور

دنباله‌ی این نوشتار را در این پیوند بخوانید:
http://iranboom.ir/shekar-shekan/zaban-pajohi/12362-pishine-vaje-pardazi-dar-parsi.html

پی‌نوشت*: دساتیر چندینه(جمع) واژه‌ی پارسی دستور است که به نادرست به روش تازی چندینه شده است.

📚 @AdabSar 📖
🙏1
@AdabSar

المنة لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی
وان می که در آنجاست حقیقت نه مجاز است

از وی همه مستی و غرور است و تکبر
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است

شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است

بار دل مجنون و خم طره‌ی لیلی
رخساره‌ی محمود و کف پای ایاز است

بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده‌ی من بر رخ زیبای تو باز است

در کعبه کوی تو هر آنکس که بیاید
از قبله‌ی ابروی تو در عین نماز است

ای مجلسیان، سوز دل حافظ مسکین
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

#حافظ
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

خردادِ بیچاره
هنوز بهار است، اما
نه باران دارد
نه شکوفه
مثل من که هنوز عاشقم، اما
نه تو را دارم
نه نشانت را!


#راحیل_نیکفر
@AdabSar
💫

باز سرما خوردم و دکتر برای من نوشت
شربت لیموی تازه با عسل، روزی سه‌بار

لطف کن داری می‌آیی پیش من،معجونی از
اخم ترش‌ات با کمی لبخند کندویی بیار!


#شعر_ایران
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


تُپُق = تُپُغ، Fetlock ،Stumble
(«دهخدا» این واژه را ترکی دانسته، ولی «ابوالقاسم پرتو» در «واژه‌نامه» آن را به گونه‌ی «تپغ» و پارسی دانسته است.)

تپق‌زدن = تپغ‌زدن، کند زبانی، کندی زبان، زبان‌پریشی، شُکوخیدَنِ(=لغزیدنِ) زبان، زبان‌گرفتگی، گرفتگی زبان، مِنومِن(Mennomen)

نمونه:
چطور بدون تپق‌زدن و واضح صحبت کنیم؟ =
چگونه بی زبان‌گرفتگی و روشن سخن بگوییم؟

در طول برگزاری مراسم چند بار تپق زد =
در درازای برگزاری آیین‌ها چند بار تپغ زد
در هنگام برگزاری جشن چند بار مِنومِن کرد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

نجیب به پارسی چی میشه؟
واقعا چی میشه؟
خیلی سپاسگزارم از شما


🔅پاسخ ادبسار

برای "واقعا" بنگرید به:t.me/AdabSar/4141
برای "نجیب" بنگرید به: t.me/AdabSar/7218

📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نجیب = آزاده، نِژاده، کاووس، والاگوهر، والاتَبار، نیک‌نژاد، نیک‌گوهر، پاک‌زاد، پاک‌نهاد، پاک‌دامن، آیریا، گزیده، برگزیده
🔻نجیبانه = آزادوار
🔻نجابت = آزادمَنِشی، آزادگی، بزرگواری، والاگوهری، وارستگی، نیک‌نهادی، پاک‌نژادی، نِژادِگی، ریشه‌داری
🔻نجیب‌زاده = والاتَبار، آزادمَنش، خوش‌پیوند، خوش‌زاد، خوب‌زاد، نِژادِه
🔻نجیب‌زادگی = بِه‌زایِشی، خوبزادی، نِژادِگی، نیک‌نژادی
🔻نانجیب = بد نَهاد، بد سِرشت، بد گوهر، دُشنِژاد(دُش=بد)، بی‌آزَرم، فرومایه
🔻نانجیبی = دُشنِژادی(دُش=بد)، بد گوهری، بی‌آزرمی، فرومایگی

نمونه:
🔺نجیب خطا نکند، نانجیب وفا =
نیک‌نهاد لغزش نکند، بد نَهاد پیمانداری
نِژاده کژکاری نکند، دُشنِژاد توزِش

🔺نجابت از سر و رویش می‌بارید =
بزرگواری از سر و رویش می‌بارید

🔺نجابتِ زیاد، کثافت است =
پاک‌نهادی بسیار، ناپاکی است

🔺نجیب‌زادگی عنوانی ارثی است =
نیک‌نژادی پاژنامی بَرماندی است

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نجیب #نجابت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅 پرسش شما

درود. ميخواستم درباره چم سپندار گزارش بدين. و آيا براى فاميلى مناسب هستش يا بايد حتما سپندارمذ گفته بشه؟ سپاس از شما

🔅 پاسخ ادبسار 👇👇