#پریسا
من نمیدانم که میدانی روانی میکنی
تو مرا! وقتی چو سیمین شعرخوانی میکنی
روزگارم میشود تاریک، وقتی چون فروغ
بر شب شعر همه پرتوفشانی میکنی
خوشهی پروین چرا بر هر شبی میتابی و
در شب شعر دل من سرگرانی میکنی؟
پیش چشمم میروی از دست ای داراییام
بس که هی با این و آن مصرعپرانی میکنی
گرچه میدانم نمیخوانی تو حتا این غزل
میبری در گنجهی خود بایگانی میکنی
من ولی تا زندهام از روی تو خواهم سرود
ای که حتی بر غزل هم بدگمانی میکنی!
#مهدی_امیری
#شعر_ایران
@AdabSar
من نمیدانم که میدانی روانی میکنی
تو مرا! وقتی چو سیمین شعرخوانی میکنی
روزگارم میشود تاریک، وقتی چون فروغ
بر شب شعر همه پرتوفشانی میکنی
خوشهی پروین چرا بر هر شبی میتابی و
در شب شعر دل من سرگرانی میکنی؟
پیش چشمم میروی از دست ای داراییام
بس که هی با این و آن مصرعپرانی میکنی
گرچه میدانم نمیخوانی تو حتا این غزل
میبری در گنجهی خود بایگانی میکنی
من ولی تا زندهام از روی تو خواهم سرود
ای که حتی بر غزل هم بدگمانی میکنی!
#مهدی_امیری
#شعر_ایران
@AdabSar
👍1🔥1
#مجید
سیستم = سامانه، دستگاه، پیکره، روش، سازمان، شیوه
سیستماتیک = رَوَشیک، آماجیک
سیستم عامل = سامانهی كارپرداز
سیستم تریکلینیک (Triclinique) = دستگاه کجرویه (قریب)
سیستم کوبیک (Cubique) = دستگاه هشتکنجی
سیستم متریک = دستگاه پَتمانیک [پَتمانیک = اندازهگیری (پهلوی) ]
سیستم مونوکلینیک = دستگاه کجلوزی (قریب)
سیستم کواترنر(Quaternaire) = دستگاه چارینه
سیستم رمبوئدریک(Rhomboedrique) = دستگاه لوز رویه (قریب)
سیستم هگزاگونال (Hexagonal) = دستگاه ششگوشه (قریب)
#پارسی_پاک
@AdabSar
سیستم = سامانه، دستگاه، پیکره، روش، سازمان، شیوه
سیستماتیک = رَوَشیک، آماجیک
سیستم عامل = سامانهی كارپرداز
سیستم تریکلینیک (Triclinique) = دستگاه کجرویه (قریب)
سیستم کوبیک (Cubique) = دستگاه هشتکنجی
سیستم متریک = دستگاه پَتمانیک [پَتمانیک = اندازهگیری (پهلوی) ]
سیستم مونوکلینیک = دستگاه کجلوزی (قریب)
سیستم کواترنر(Quaternaire) = دستگاه چارینه
سیستم رمبوئدریک(Rhomboedrique) = دستگاه لوز رویه (قریب)
سیستم هگزاگونال (Hexagonal) = دستگاه ششگوشه (قریب)
#پارسی_پاک
@AdabSar
#مجید
ظلم = ستم، بیداد، ستیز، زورگویی، جور، جفا
ظالم = ستمگر، بیدادگر، زورگو، جفاکار
ظالمانه = ستمگرانه، زورگویانه، بیدادگرانه
مظلوم = ستمدیده
مظلومیت = ستمدیدگی
نمونه:
مظلومین اگر نخواهند، ظالمان نمیتوانند به آنها ظلم كنند =
ستمکشان/ستمدیدگان اگر نخواهند، ستمپیشگان/ستمگران نمیتوانند به آنها ستم كنند
او مظلوم واقع شد =
او ستم دید
به او ستم شد
بر وی ستم روا شد
مظلومیت او زیاده بر حد است=
ستمدیدگی او بیش از اندازه است
ستمکشیدگی او فرامرز است
ظالمیت همان ظلم است؟ =
ستمگری همان ستم است؟
الملک یبقی معالكفر و لا یبقی معالظّلم=
پادشاهی و فرمانروایی با بیدینی برپا میماند، ولی با ستم و بیداد ماندنی نیست
حمایت از مظلومان یک ضرورت مبرم است =
پشتیبانی از ستمدیدگان، یک نیازِ بایسته است
ظالمان دائمن در وحشت سقوطاند =
ستمگران پیوسته در هراس سرنگونیاند
#پارسی_پاک
@AdabSar
ظلم = ستم، بیداد، ستیز، زورگویی، جور، جفا
ظالم = ستمگر، بیدادگر، زورگو، جفاکار
ظالمانه = ستمگرانه، زورگویانه، بیدادگرانه
مظلوم = ستمدیده
مظلومیت = ستمدیدگی
نمونه:
مظلومین اگر نخواهند، ظالمان نمیتوانند به آنها ظلم كنند =
ستمکشان/ستمدیدگان اگر نخواهند، ستمپیشگان/ستمگران نمیتوانند به آنها ستم كنند
او مظلوم واقع شد =
او ستم دید
به او ستم شد
بر وی ستم روا شد
مظلومیت او زیاده بر حد است=
ستمدیدگی او بیش از اندازه است
ستمکشیدگی او فرامرز است
ظالمیت همان ظلم است؟ =
ستمگری همان ستم است؟
الملک یبقی معالكفر و لا یبقی معالظّلم=
پادشاهی و فرمانروایی با بیدینی برپا میماند، ولی با ستم و بیداد ماندنی نیست
حمایت از مظلومان یک ضرورت مبرم است =
پشتیبانی از ستمدیدگان، یک نیازِ بایسته است
ظالمان دائمن در وحشت سقوطاند =
ستمگران پیوسته در هراس سرنگونیاند
#پارسی_پاک
@AdabSar
#مجید
صابون = سابون
واژهی «صابون» تازی شدهی «سابون» پارسی است.
از آنجایی که شیوهی بکارگیریاش از راه «سابیدن» با کف دو دست میباشد، این واژه از آن گرفته شده است.
این واژه از پارسی به زبان تازی و برخی زبان های دیگر اندر (وارد) شده است.
#پارسی_پاک
@AdabSar
صابون = سابون
واژهی «صابون» تازی شدهی «سابون» پارسی است.
از آنجایی که شیوهی بکارگیریاش از راه «سابیدن» با کف دو دست میباشد، این واژه از آن گرفته شده است.
این واژه از پارسی به زبان تازی و برخی زبان های دیگر اندر (وارد) شده است.
#پارسی_پاک
@AdabSar
#بابک
درین محاکمه تفهیم اتهامم کن
سپس به بوسه ی کارآمدی تمامم کن
اگرچه تیغ زمانه نکرد آرامم،
تو با سیاست ابروی خویش رامم کن
به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من
بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن
شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را
به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن
شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم...
اگر که باب دلت نیستم حرامم کن
لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم
تو مرحمت کن و با بوسه ای تمامم کن
#علیرضا_بدیع
#شعر_ایران
@AdabSar
درین محاکمه تفهیم اتهامم کن
سپس به بوسه ی کارآمدی تمامم کن
اگرچه تیغ زمانه نکرد آرامم،
تو با سیاست ابروی خویش رامم کن
به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من
بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن
شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را
به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن
شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم...
اگر که باب دلت نیستم حرامم کن
لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم
تو مرحمت کن و با بوسه ای تمامم کن
#علیرضا_بدیع
#شعر_ایران
@AdabSar
#بابک
از انشاهایِ مدرسه
پشیمانم
به چشمانت فکر می کنم
و دوست دارم
در آینده
"دزد دریایی" باشم!
#زانیار_برور
#دل_نوشته
@AdabSar
از انشاهایِ مدرسه
پشیمانم
به چشمانت فکر می کنم
و دوست دارم
در آینده
"دزد دریایی" باشم!
#زانیار_برور
#دل_نوشته
@AdabSar
🔥1
#پریسا
چنان غرق مرکب کردهای چشم سیاهت را
دل هر خوشنویسی مشق نستعلیق میخواهد!
سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
چنان غرق مرکب کردهای چشم سیاهت را
دل هر خوشنویسی مشق نستعلیق میخواهد!
سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا
تا شب زلف تو با ماه رُخات تلفیق شد
بر مسیر شعر گفتن، دست من تشویق شد
از دوات چشم تو، خطّاط ابرویت کشید
ابروانت بعد از آن سرمشق نستعلیق شد
مثل یک معتادِ نشئه از خودم بیخود شدم
از لبت تا بوسهای بر گونهام تزریق شد
عقل من ایران و چشمت رادیواکتیو و دل
عقل را تحریم کرد و زندگی تعلیق شد
جمع ما همواره در تلطیف و شادی ضرب بود
تا که از دستان من، دستان تو تفریق شد!
#ایمان_صابر
#شعر_ایران
@AdabSar
تا شب زلف تو با ماه رُخات تلفیق شد
بر مسیر شعر گفتن، دست من تشویق شد
از دوات چشم تو، خطّاط ابرویت کشید
ابروانت بعد از آن سرمشق نستعلیق شد
مثل یک معتادِ نشئه از خودم بیخود شدم
از لبت تا بوسهای بر گونهام تزریق شد
عقل من ایران و چشمت رادیواکتیو و دل
عقل را تحریم کرد و زندگی تعلیق شد
جمع ما همواره در تلطیف و شادی ضرب بود
تا که از دستان من، دستان تو تفریق شد!
#ایمان_صابر
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا
گیسوی تو قصهای پُر از تعلیق است
جمعیست که حاصلاش فقط تفریقست
چشم تو چلیپایی و... ابرو کوفی
خطِ لبِ تو... چقدر نستعلیق است!
#جلیل_صفربیگی
#شعر_ایران
@AdabSar
گیسوی تو قصهای پُر از تعلیق است
جمعیست که حاصلاش فقط تفریقست
چشم تو چلیپایی و... ابرو کوفی
خطِ لبِ تو... چقدر نستعلیق است!
#جلیل_صفربیگی
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا
مثل شعری قابل تحسین که بیتشویق نیست
هیچ خطی مثل ابروی تو نستعلیق نیست!
چشمهایت مثل اقیانوس آرامیست که
با پریشان بودن من قابل تطبیق نیست
عشق یعنی "جبر" یعنی "احتمال" رفتنت
راه حل زندگی وقتی به جز تفریق نیست
آمدی اما برای رفتنات آمادهام
سرنوشت هیچ موجی تا ابد تعلیق نیست!
هیچ وقت این شاهنامه آخر خوبی نداشت
زندگی با "بیتو" بودن قابل تلفیق نیست
هیچ چشمی بعد تو شعری به من القا نکرد
هیچ خطی غیر از ابروی تو نستعلیق نیست!
#فائزه_محمودی
#شعر_ایران
@AdabSar
مثل شعری قابل تحسین که بیتشویق نیست
هیچ خطی مثل ابروی تو نستعلیق نیست!
چشمهایت مثل اقیانوس آرامیست که
با پریشان بودن من قابل تطبیق نیست
عشق یعنی "جبر" یعنی "احتمال" رفتنت
راه حل زندگی وقتی به جز تفریق نیست
آمدی اما برای رفتنات آمادهام
سرنوشت هیچ موجی تا ابد تعلیق نیست!
هیچ وقت این شاهنامه آخر خوبی نداشت
زندگی با "بیتو" بودن قابل تلفیق نیست
هیچ چشمی بعد تو شعری به من القا نکرد
هیچ خطی غیر از ابروی تو نستعلیق نیست!
#فائزه_محمودی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
ای معمّای نگاهت مشکل بیخوابها
کار موهایت پریشان کردن بیتابها
پشت نستعلیق را ابروی تو خواهد شکست
متن گیسویت پر از آرایهها... اطنابها
نام تو دارد به هم میریزد علم نحو را
حسّ پنهان در حروفت برتر از اِعرابها
روح "تخییر"م "برائت" دارد از هر "احتیاط"
سوختن در شوق تو مجرای "استصحاب"ها
باب دین و عقل را بستی ولی "کافی" نبود
شد جنود عشق، آخر فاتح این بابها
نیشها باید که نوشید از سبویت عشق را
ای عسلتر از عسلها... نابتر از نابها
لنزها هر وقت بیپروا نگاهت میکنند
ماه پیدا میشود در آسمان قابها
بر سرم آوارها آورد زلزال لبت
آن چه تقسیم اراضی کرد با اربابها!
#محمد_عابدینی
#شعر_ایران
@AdabSar
ای معمّای نگاهت مشکل بیخوابها
کار موهایت پریشان کردن بیتابها
پشت نستعلیق را ابروی تو خواهد شکست
متن گیسویت پر از آرایهها... اطنابها
نام تو دارد به هم میریزد علم نحو را
حسّ پنهان در حروفت برتر از اِعرابها
روح "تخییر"م "برائت" دارد از هر "احتیاط"
سوختن در شوق تو مجرای "استصحاب"ها
باب دین و عقل را بستی ولی "کافی" نبود
شد جنود عشق، آخر فاتح این بابها
نیشها باید که نوشید از سبویت عشق را
ای عسلتر از عسلها... نابتر از نابها
لنزها هر وقت بیپروا نگاهت میکنند
ماه پیدا میشود در آسمان قابها
بر سرم آوارها آورد زلزال لبت
آن چه تقسیم اراضی کرد با اربابها!
#محمد_عابدینی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید
شاید برخی بگویند گفتار به شیوهی پارسی دشوار است!
ولی فراموش نکنیم که همین هفتاد سال پیش، اگر به کسی میگفتیم بهجای واژهی «عدلیه» از واژهی «دادگاه»، بهجای «بلدیه» از «شهرداری»، بهجای «نظمیه» از «شهربانی» و بهجای «مالیه» از واژهی «دارایی» بهره ببرد نیز میگفت دشوار است!
بیایید ما نیز به هفتاد سال آینده نیمنگاهی داشته باشیم!
#پارسی_پاک
@AdabSar
شاید برخی بگویند گفتار به شیوهی پارسی دشوار است!
ولی فراموش نکنیم که همین هفتاد سال پیش، اگر به کسی میگفتیم بهجای واژهی «عدلیه» از واژهی «دادگاه»، بهجای «بلدیه» از «شهرداری»، بهجای «نظمیه» از «شهربانی» و بهجای «مالیه» از واژهی «دارایی» بهره ببرد نیز میگفت دشوار است!
بیایید ما نیز به هفتاد سال آینده نیمنگاهی داشته باشیم!
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا
شبی از خط نسخ روی ماهت پرده بردار
شکسته قلبها را خط نستعلیق ابرویت!
#علیرضا_قزوه
#شعر_ایران
@AdabSar
شبی از خط نسخ روی ماهت پرده بردار
شکسته قلبها را خط نستعلیق ابرویت!
#علیرضا_قزوه
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
نستعلیق صدایم میکنی
خط صدایت را کمی شکسته کن
که فقط شکسته بر دل شکسته مینشیند!
#سمیرا_قنبریان
#شعر_ایران
@AdabSar
نستعلیق صدایم میکنی
خط صدایت را کمی شکسته کن
که فقط شکسته بر دل شکسته مینشیند!
#سمیرا_قنبریان
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
نشانه رفته غزلهای من به سوی کسی
به خون کشانده دلم را خیالِ روی کسی
تمام قافیهها را به خط نستعلیق
نوشته دست خدا لابلای موی کسی
غزل بهانهی خوبیست تا قدم بزنم
میان قافیههایش به جستجوی کسی
هزار ندبهی مبهم، هزار جمعهی سرد
تمام عمر نشـستم در آرزوی کسی
کسـی شبیه تو در آسمـان رویا نیست
کسی چنان که تویی نیست روبروی کسی
تو عاشقانهترین آیههای قرآنی
قسم نخورده خداوند چون تو روی کسی
پر از حرارت عشق است سینهام، انگار
نشاندهام به لب خود لب سبوی کسی
دلم خوش است به پایان شاهنامهی شب
همیشه میوزد از ماه، عطر و بوی کسی!
#محمد_عابدینی
#شعر_ایران
@AdabSar
نشانه رفته غزلهای من به سوی کسی
به خون کشانده دلم را خیالِ روی کسی
تمام قافیهها را به خط نستعلیق
نوشته دست خدا لابلای موی کسی
غزل بهانهی خوبیست تا قدم بزنم
میان قافیههایش به جستجوی کسی
هزار ندبهی مبهم، هزار جمعهی سرد
تمام عمر نشـستم در آرزوی کسی
کسـی شبیه تو در آسمـان رویا نیست
کسی چنان که تویی نیست روبروی کسی
تو عاشقانهترین آیههای قرآنی
قسم نخورده خداوند چون تو روی کسی
پر از حرارت عشق است سینهام، انگار
نشاندهام به لب خود لب سبوی کسی
دلم خوش است به پایان شاهنامهی شب
همیشه میوزد از ماه، عطر و بوی کسی!
#محمد_عابدینی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید
جواهر = گوهر
واژهی «جواهر» گردشدهی واژهی جوهر است و جوهر تازی شدهی واژهی پارسی «گوهر».
این واژه از زبان پارسی به تازی و همچنین انگلیسی اندر شده است (Jewel).
گوهر = سنگ پربها و ارزشمند
#پارسی_پاک
@AdabSar
جواهر = گوهر
واژهی «جواهر» گردشدهی واژهی جوهر است و جوهر تازی شدهی واژهی پارسی «گوهر».
این واژه از زبان پارسی به تازی و همچنین انگلیسی اندر شده است (Jewel).
گوهر = سنگ پربها و ارزشمند
#پارسی_پاک
@AdabSar
#مجید
گسترهی درازا در پهنای فرهنگ پارسی، جایی برای وسعتِ طول در عرض تازی نمیگذارد!
اینگونه نیست؟
وسعت = گستره
طول = درازا
عرض = پهنا
#پارسی_پاک
@AdabSar
گسترهی درازا در پهنای فرهنگ پارسی، جایی برای وسعتِ طول در عرض تازی نمیگذارد!
اینگونه نیست؟
وسعت = گستره
طول = درازا
عرض = پهنا
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا
بوسیدمت که بفهمی
فقط یک بوسه در دنیا نیست
که دچارت میکند!
بوسهای رو کردم روی بوسهای
که منتاش را میکشیدی!
حالا با دست پُر میروی
و بی دلهرهی از دست دادن
از سر بینیازی میبوسیاش!
این به عشق نزدیکتر است...
#افشین_یداللهی
#شعر_ایران
@AdabSar
بوسیدمت که بفهمی
فقط یک بوسه در دنیا نیست
که دچارت میکند!
بوسهای رو کردم روی بوسهای
که منتاش را میکشیدی!
حالا با دست پُر میروی
و بی دلهرهی از دست دادن
از سر بینیازی میبوسیاش!
این به عشق نزدیکتر است...
#افشین_یداللهی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
همهی دینها
از طریق ارث به ما میرسند
مگر عشـــــق!
زیرا عشق
تنها دینیست
که پیامبرانش را
خود
میآفریند...
#سعاد_الصباح
#ادبیات_جهان
@AdabSar
همهی دینها
از طریق ارث به ما میرسند
مگر عشـــــق!
زیرا عشق
تنها دینیست
که پیامبرانش را
خود
میآفریند...
#سعاد_الصباح
#ادبیات_جهان
@AdabSar
🔥1
#پریسا
من از خودم بيرون نرفتهام!
سوار ديگری میخواهد اين باد
که هر کجا پا میگذارد جای پای رفته دارد
نه اسب، نه افساری به دست دارم؛
هر چه میدوم بيشتر دير میکنم!
به هر کسی رسيدهام از من گذشته بود!
گذشتهام
گذاشتم که بگذرد!
من از خودم بيرون نرفتهام
که به جايی رسيده باشم!
کو تابلو؟ کجاست راه؟
به هر جا که میرسم از آن گذشتهام!
#علی_عبدالرضایی
#شعر_ایران
@AdabSar
من از خودم بيرون نرفتهام!
سوار ديگری میخواهد اين باد
که هر کجا پا میگذارد جای پای رفته دارد
نه اسب، نه افساری به دست دارم؛
هر چه میدوم بيشتر دير میکنم!
به هر کسی رسيدهام از من گذشته بود!
گذشتهام
گذاشتم که بگذرد!
من از خودم بيرون نرفتهام
که به جايی رسيده باشم!
کو تابلو؟ کجاست راه؟
به هر جا که میرسم از آن گذشتهام!
#علی_عبدالرضایی
#شعر_ایران
@AdabSar