ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
#بابک


مگه اشک چقدر وزن داره…؟

که با جاری شدنش،

اینقدر سبک می شیم…

#حسین_پناهی
#دل_نوشته
@AdabSar
#پریسا

هم روسری‌ات به پشت سر افتاده
هم موی تو تا قوس کمر افتاده

لا حول و لا قوة الا بالله
اسلام دوباره در خطر افتاده!

#فرامرز_ریحان_صفت
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

از دور نه، در بغل تو را می‌بوسم هرچند که مبتذل تو را می‌بوسم

لا حول ولا قوة الا بالله
شیرین‌تری از عسل، تو را می‌بوسم!

#مجتبا_شریفی
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

زن‌ها بروند اگر به هر ورزشگاه
ورزش بشود از مسیر اصلی گمراه

شاید که زنی از هیجان لخت شود...
لا حول ولا قوة الا بالله!!!

#وحید_زندی_فخر
#شعر_ایران
@AdabSat
#مجید

حمایت = پشتیبانی، همیاری، پناه، جانبداری، هواداری
حامی = پشتیبان، پشتیوان(پشتوانه)، هوادار
حامیان = پیروان

نمونه:
من از شما حمایت می‌كنم =
من از شما پشیتبانی می‌كنم

او حامی زحمتكشان است =
او پشتیبان رنجبران است

او تحت حمایت آمریكاست=
او از پشتیبانی آمریكا برخوردار است
آمریكا پشتیبان اوست
او زیر پشتیبانی آمریكاست

كشورهای تحت‌الحمایه‌ی آمریكا =
كشورهای زیرپوشش آمریكا
كشور پشتگرم به آمریکا

رییس انجمن حمایت از حیوانات، مدیر كشتارگاه را به مناظره دعوت كرد =
فرنشین/سرپرست انجمن زیستبان، گرداننده‌ی كشتارگاه را به نگرآزمایی/گفتاورد فراخواند

#پارسی_پاک
@AdabSar
#بابک

به دوست داشتنت مشغولم ...

همانند سربازی که

سالهاست

در مقری متروکه

بی خبر از اتمام جنگ

نگهبانی می دهد!


#زانیار_برور
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#بابک


اگرچه داغ زمانه در این زمان کم نیست
ولی به جز غم تو در دلم دگر غم نیست

اگرچه درد تو هستی ولی چه باید کرد
کسی به غیر خودت هم دوا و مرهم نیست

تو مال من شده بودی ولی هزار افسوس
تو را ربود زمانه، جهان نا امنی ست

به نام عشق قسم خوردی و ندانستم
که عشق قول و قرارش همیشه محکم نیست

هزار درد در این سینه دارم و صد آه...
مجال آنکه در این بیت ها بگویم نیست


#احسان_نصری
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

چشمان تو جام و باده را داده به باد
یک جرعه به مومنان از آن باده نداد

لا حول و لا قوه الا بالله
اسلام یقین کنم به چالش افتاد!

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

چشمان قشنگ و صورتی همچون ماه
بالاش بلند و دست ما هم کوتاه

با این منظر چه می‌توان گفت به‌جز
لاحول و لا قوة الا بالله

#عباس_حسین_نژاد
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

شاعر شده‌ام با غزل ناب نگاهش
لاحول و لا قوة الا به نگاهش!

#محمد_شریف
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

هرکس به طریقی دل ما... حتا تو
من آمدم و دروغ گفتم یا تو؟

عشق تو به جان من توان می‌بخشد
لا حول ولا قوه الا با تو!

#علی_ثابت_قدم
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

به نظر من زن همه‌چیز ماست!
بدون زن، دنیا هیچ فرقی با ویلون‌زن بدون ویلون، مگسک بدون تفنگ یا سوپاپ بدون قره‌‌نی نداشت!
ما به جرات می‌تونیم بگیم که هیچ مساعده‌ای برامون جای زن رو نمی‌تونه بگیره.

از آقایون شاعر سوال می‌کنم: چه کسی الهام‌بخش شما بود در اون شب‌های دلنشین مهتابی؟ شما چی آقایون طنزپرداز؟ آیا واقعن موافق نیستید که بدون حضور زن‌ها، داستان‌های شما نُه‌‌دهم جذابیت خودشون رو از دست می‌دادن؟ مگه بهترین لطیفه‌ها اون‌هایی نیستن که همه نمک‌شون توی فنر دامن‌ها مخفی شده؟
به آقایون نقاش هم دیگه نیازی نیست یادآوری کنم که خیلی از آن‌ها فقط به این دلیل اینجا نشستن که بلدن خانم‌ها رو تصویر کنن...!

از کتاب #به_سلامتی_خانم_ها
۱۰۰ داستان و طنز کوتاه
نویسنده #آنتوان_چخوف
برگردانان #حمیدرضا_آتش_برآب #بابک_شهاب
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا

«احساس گناه کردن یا احساس گناه نکردن! به گمانم کل مسئله همین است. زندگی مبارزه‌ی همه علیه همه است. این یک واقعیت مسلّم است. اما این مبارزه در جامعه‌ای که بیش و کم متمدن است چطور پیش می‌رود؟ آدم‌ها که نمی‌توانند تا همدیگر را دیدند به هم حمله کنند. بنابراین در عوض سعی می‌کنند شرم خطاکاری را بر دوش همدیگر بیندازند. آدمی که موفق می‌شود دیگری را مقصر کند برنده خواهد شد. آن یکی که به جرمش اعتراف می‌کند بازنده خواهد شد. داری غرق در فکر توی خیابان راه می‌روی. دختری می‌آید، یک‌راست به جلو حرکت می‌کند انگار که تنها آدم توی دنیاست، نه به چپ نگاه می‌کند نه به راست. به هم تنه می‌زنید. و حالا لحظۀ حقیقت می‌رسد: کدام‌یک سر آن یکی عربده خواهد زد و کدام‌یک عذرخواهی خواهد کرد؟ وضعیتی کلاسیک است: در واقع هر دو هم تنه‌خورده‌اند و هم تنه‌زده. با این حال، بعضی آدم‌ها همیشه —بلافاصله، درجا— خود را تنه‌زده و در نتیجه برخطا می‌دانند. و دیگرانی همیشه —بلافاصله، درجا— خود را تنه‌خورده و در نتیجه برحق می‌دانند، به سرعت دیگری را متهم می‌کنند و دست‌به‌کار می‌شوند مجازاتش کنند. تو چی؟ در این موقعیت عذرخواهی می‌کنی یا متهم؟»

از کتاب #عذرخواه
نویسنده #میلان_کوندرا
برگردان #فرزانه_طاهری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا

آدم و حوا چند روزی را باهم خوش و خرم زندگی کردند. البته آدم کور بود و هیچ‌وقت گونه‌های تخت و پرخال، دندان‌های پیش تورفته یا ناخن‌های کج‌وکوله حوا را نمی‌دید. از طرف دیگر حوا هم چون کر بود صدای نکره‌ی آدم را نمی‌شنید. البته شاید این وضعیت خیلی هم رنج‌آور نبود.
اما از روزی که سیب را خوردند همه‌چیز از جلوی چشم و گوش آن‌ها کنار رفت. حوا دانست که هدفی پشت ‌درد و رنج زندگی نیست و آدم فهمید اراده‌ی آزاد، مسئله‌ای است مربوط به واژه‌شناسی. پاسخ‌هایی برای مجهولات‌شان یافتند! فهمیدند که چرا گیاهان نورسته سبزرنگ‌اند، نسیم از کجا و چگونه آغاز به وزیدن می‌کند و اگر فشار غیرقابل مقاومتی به شیئی ثابت وارد گردد، چه می‌شود. آدم نقاط و خطوط را دید و حوا تپش‌ها را شنید. آن‌یکی شکل‌ها را دید و این‌یکی صداها را شنید. در گذر زمان نقص‌های آنان به‌تدریج رفع می‌شد و توانمندی‌هایشان جلوه می‌کرد. بدون آن که خود مطلع باشند، نابینایی آدم و ناشنوایی حوا کاملن رفع شده بود و اکنون حتا توانایی تولیدمثل هم داشتند.
هر دو شگفت‌زده با خود می‌گفتند: چه اتفاقی برایمان افتاده؟

از کتاب #عشق_کور_و_کر_است
نویسنده #جاناتان_سافران_فوئر
برگردان #حسن_روحانی
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا

خدای عزیز!
اسم من اسکار است، ده سال دارم. من گربه، سگ و خانه را آتش زدم. (فکر کنم که حتی ماهی قرمزها را هم کباب کرده‌ام) و این اولین نامه‌ای است که برایت می‌نویسم. چون تا حالا به خاطر درس و مشق وقتش را نداشتم.

قبل از هر چیز بگم که من از نوشتن وحشت دارم، مگر این که مجبور باشم. چون که نوشتن دسته گُل است. منگوله است، لبخند و روبان و غیره است. نوشتن چیزی نیست جز چاخان که رنگ و لعاب می‌زند و خوشگل می‌کند. چاخان و شامورتی‌بازی بزرگترهاست. 

دلیل می‌خواهی؟ بفرما. مثلا همین شروعِ نامه‌ی من: "اسم من اسکار است، ده سال دارم. من گربه، سگ و خانه را آتش زدم. (فکر کنم که حتی ماهی قرمزها را هم کباب کرده‌ام) و این اولین نامه‌ای است که برایت می‌نویسم. چون تا حالا به خاطر درس و مشق وقتش را نداشتم"

می‌توانستم به جای این‌ها بنویسم: "مرا کله تخم‌مرغی صدا می‌کنند. هفت ساله به نظر می‌رسم و به خاطر سرطانم در بیمارستان بستری‌ام و هیچ وقت هم با تو حرفی نداشتم چون که حتی باور ندارم تو وجود داری" 
اگر این جوری بنویسم خیلی بد می‌شود و تو کمتر به من محل می‌گذاری، در حالی‌که احتیاج دارم که تو به من توجه کنی...

از کتاب #اسکار_و_خانم_صورتی
نویسنده #اریک_امانوئل_اشمیت
برگردان: #مهتاب_صبوری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا

اگر یک وقتی شما مومن شدید و من مرده بودم، برای آمرزش من دعا کنید. من از چند تا از دوستانم خواهش کرده‌ام این کار را بکنند. من منتظر بودم که خودم مومن بشوم ولی هنوز خبری نشده.

از کتاب #وداع_با_اسلحه
نوشته‌ی #ارنست_همینگوی
برگردان #نجف_دریابندری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#مجید

«فروغ»

«فـُروغ» یک نام دخترانه و دارای ریشه‌ی ایرانی است. ریشه‌ی آن در زبان پهلوی «فـُروگ» است.
واژه‌های «فـُروز» و «افروز» نیز با آن هم‌ریشه‌اند.
«فروغ» به چم(معنی) روشنایی است. از این رو نام دختر را «فروغ» می‌نهادند که مایه‌ی روشنایی کانون خانواده می‌شده است.
فرزند نورسیده را به فال نیک «فروغ» نام می‌نهادند، باشد که فروغ خانه شود.
ع_اشکبوس

#پارسی_پاک
@AdabSar
#پریسا

من از وقتی تو نوشته‌هایم را می‌خوانی، می‌نویسم.
از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه‌ای که نمی‌دانستم مفهومش چیست. 
نامه‌ای که معنایش را تنها در چشمان تو می‌یافتم.

من هیچ‌گاه بیش از سه جمله‌ی اول این نامه چیزی ننوشته‌ام:

هیچ باوری نداشتن.
منتظر چیزی نبودن.
امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.

کلمه‌ها از زندگی ما عقب هستند.
تو همیشه از آن چه من انتظار داشتم، جلوتر بودی.
تو همیشه غیره‌منتظره بودی...!
 
از کتاب #غیر_منتظره
نویسنده #کریستین_بوبن
برگردان #نگار_صدقی
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا

عاشقان، گياهانند!
كه ريشه‌‌هايشان فرو رفته است
در كف دست من
در استخوان كتف تو
در جمجمه‌ى شكسته‌‌ى من!

و اين خاطرات من و توست
كه توت مى‌شود یک روز
انار مى‌شود گاهى
كه ديروز انگور شده بود
كه فردا زيتون و تلخ!
#بيژن_نجدى
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

وقتی عاشق نیستم
اخبار را دنبال می‌کنم
شعر اجتماعی می‌نویسم
و به طرز احمقانه‌ای
عاقلانه رفتار می‌کنم!

وقتی عاشقم
اخبار را دنبال نمی‌کنم
شعر اجتماعی می‌نویسم
و
شعر عاشقانه مرا می‌نویسد
و به طرز عاقلانه‌ای
احمقانه رفتار می‌کنم!

#افشین_یداللهی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1