ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
#پریسا

فرزند آدمم
او
بهشت را به سیبی فروخت
من
جهنم را به بوسه‌ای خریدم!

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
👍2
#پریسا

مصراع نخست، من تو را می‌بوسم!
در مصرع بعد هم تو را می‌بوسم!

ایراد ندارد! به کسی چه اصلن
شعر خودم است، من تو را می‌بوسم!

#جلیل_صفربیگی
#شعر_ایران
@AdabSar
👍1🔥1
#پریسا

برای من "خواندن" در باره‌ی این‌که شن‌های ساحل نرم است، بس نیست!
می‌خواهم که پاهای برهنه‌ام آن را حس کنند!
به چشم من هر شناختی که مبتنی بر احساس نباشد، بیهوده است.

#آندره_ژید
#سخن_بزرگان
@AdabSar
#پریسا

زورنکو: ازدواج کردید؟ (لارسن جواب نمی‌دهد)

زورنکو: بله طبیعتن! شما ازدواج کردید و عاشق زنتون هم هستید! حداقل این طور خیال می‌کنید.

لارسن: از چی به این نتیجه رسیدید؟

زورنکو: از وجود شما یک رایحه‌ای به‌مشام می‌رسه، بوی زننده‌ی زندگی یکنواخت. بوی دمپایی، آبگوشت، زیرسیگاری تمیز، چمن مرتب و ملافه‌های خوشبو! در شما نمی‌بینم که خطر کنید تا به خوشبختی متفاوتی از خوشبختی سایرین برسید. همه چیز طبق قاعده و عبوس است.

لارسن: به‌نظر شما آدم مضحکی هستم؟

زورنکو: بدتر از اون! معمولی هستید.

از کتاب #نوای_اسرار_آمیز
نوشته‌ی #اریک_امانوئل_اشمیت
برگردان #شهلا_حائری
#ادبیات_جهان
#فلسفه
@AdabSar
#پریسا

قرار است
تحریم‌ها لغو شوند!

همین‌طور اگر پیش برود
به زودی
مرا می‌بوسی...

#نیما_معماریان
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

موهای تو را همیشه مشکی خواندم
لب‌های تو را ترش و زرشکی خواندم

تا درک کنم حقیقت چشم‌ات را
دیوانه شدم چشم‌پزشکی خواندم!

#علیرضا_حسینی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

چون وقت نماز، سجده‌گاهم بغل است
گویند که دین و مذهبم مبتذل است

بگذار در آغوش تو مومن بشوم
بوسیدن لب‌های تو "خیر العمل" است!

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#بابک

من نوحه خوانم شاعران را دوست دارم
می سوزم و آتش فشان را دوست دارم

منطق ندارد عشق می‌فهمی عزیزم
من کافرم اما اذان را دوست دارم
ـ...

#ساقی_سلیمانی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

اگر چون رود می‌خواهد که با دریا بیامیزد
بگو چون چشمه، بر زانو گذارد دست و برخیزد!

#فاضل_نظری
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا

هر دقیقه سد نفر با دیدنت عاشق شده
این خبر را "سازمان رسمی دل" داده است!

سراینده؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

ای که از بِنفشه‌ها تاج روی گیسوت مِزِری
خورشیدِ ورمِدِری رو طاق ابروت مِزِری

کوزه قلبش مِتِپه وقتی رو دوشت می‌شینه
ماهی رقصش میگیره پا که توی جو مِزِری

لب مو، چیش از لب قلیون بی‌بی كمتره
حیف او لب‌ها نکرده که رو قلیو مِزِری؟

هر جوری هس دم در مِیی تِماشات بُکُنَن
جارو رِ ور مِدِری خاک‌اندازِ تو مِزِری...

هَمی جوری‌شَم قِشنگی نِمِخِه بزک کنی
حیف او دستا نِکرده که اِلنگو مِزِری؟

شنیدُم دِلِت مِخِه عروس شهریا بِری
آخرش دستاتِ تو دستای هوو مِزِری؟

ننه پیرمِ سدبار عقبت فرستادَم
اِقده لنجه نُکُن خودتِ به پستو مِزِری؟

از حموم که وَر می‌گردی همه رِ می‌جِزونی
با او شال رنگ‌به‌رنگی که به پهلو مِزِری

زندگی کنار مو از عسلم شیری‌تِرَه
خِنِه دخدا نرو! پا توی کندو مِزِری...

بِرارُم می‌گه بُدُزدش دیوونه کی‌به‌کیه
مو مُخوام بُدُزدُمت مگه تو ترسو مِزِری؟

#مرتضا_امیری_اسفندقه
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

پرسیدم: آیا بهتر نبود که انسان از زندگی صرف‌نظر کند؟
گفت: صرفنظر؟ برای چه؟ برای کسانی مثل ما که نه پول دارند و نه مذهب، زندگی تنها چیزی است که برایمان باقی می‌ماند. چرا باید از آن صرف‌نظر کنیم؟

از کتاب #عذاب_وجدان
نویسنده #آلبا_دسس_پدس
برگردان #بهمن_فرزانه
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا

مهر تو مثل امام آمد مرا از من گرفت
از خودم غافل شدم چون پَهلوی از كشورش!

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
👎2
#پریسا

هر آن‌که خود را ژرف می‌داند، به شفاف بودن خویش می‌کوشد!
هر آن‌که می‌خواهد بر مردم ژرف بنماید، می‌کوشد خود را تیره و مبهم سازد!
زیرا جماعت، ژرفای هرآنچه را نتواند ببیند، ژرف می‌پندارد!

از کتاب #حکمت_شادان
نویسنده #فردریش_نیچه
@AdabSar
#پریسا

من هوس کردم که مهمان‌ات کنم یک بوسه‌ای
حیف سرما خورده‌ای، فعلن بیا شلغم بخور!

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
#طنز
@AdabSar
#مجید

«مسئول» و واژه‌های هم‌ریشه‌ی آن تازی و بیگانه‌اند و به‌جای آن‌ها می‌توان واژه‌های نغز و شیوای پارسی را به‌کار برد.

مسئول = سرپرست، کارگزار، پاسخ‌گو، پاسخ‌وَر، پاسخ‌دِه
مسئولان / مسئولین = سران، کارگزاران، دست‌اندرکاران
مسئولیت = گردانندگی، سرپرستی، پاسخ‌وَری، پاسخ‌گویی

نمونه‌ها:
مسئول این اداره كیست؟ =
گرداننده‌ی این ستاد كیست؟

مسئولیت هر اتفاق غیرمترقبه‌ای با جناب‌عالی است =
پاسخ‌گویی هر رویداد ناگهانی‌ای با شماست

اگر نعوذ بالله واقعه‌ی سوئی اتفاق بیفتد، مسئولش شما هستید =
اگر خدای‌نكرده (پناه برخدا ) پیشامد بدی رخ دهد، پاسخگو شمایید

هر كس مسئول اعمال خود است=
هر كه پاسخ‌وَر كردار خویش است.

#پارسی_پاک
@AdabSar
#مجید

رادیولوژی = پرتوشناسی
رادیولوژیست = پرتوشناس

روز «رادیولوژی» را به «رادیولوژیست‌های» محترم تبریک عرض می‌نماییم.

روز «پرتوشناسی» را به «پرتوشناسان» گرامی شادباش می‌گوییم.

#پارسی_پاک
@AdabSar
#پریسا

روزی د‌‌‌ختری به کورش کبیر گفت: من عاشقت هستم.
کورش گفت: لیاقت شما براد‌‌‌رم است که از من زیباتر است و پشت سر شما ایستاد‌‌‌ه.
د‌‌‌ختر گفت: زیبایی اصلن برای من مهم نیست.
کورش گفت: پس لیاقت شما براد‌‌‌رم است که از من پول‌د‌‌‌ارتر است و پشت سر شما ایستاد‌‌‌ه.
د‌‌‌ختر گفت: پول که چرک کف د‌‌‌سته؛ خود‌‌‌تو عشقه!
کورش که مستاصل شد‌‌‌ه بود‌‌‌، گفت: ناموسن اینو می‌گم نه نیار؛ لیاقت شما براد‌‌‌رم است که از من جذاب‌تر، پول‌د‌‌‌ارتر و قد‌‌‌رت‌مند‌‌‌تر است.
د‌‌‌ختر خواست حرفی بزند‌‌‌ اما کورش کبیر پرید‌‌‌ وسط حرفش و گفت: سیکس‌پک هم د‌‌‌ارد‌‌‌!

چشمان د‌‌‌خترک از شور و شعف برق زد‌‌‌ و گفت: راست میگی؟
کورش گفت: والا، د‌‌‌روغم چیه؟
د‌‌‌خترک گفت: ولی من عاشق شما هستم.
کورش د‌‌‌ستانش را به پاها کوبید‌‌‌ و گفت: عجب گرفتاری شد‌‌‌یما! برای چی عاشق منی؟
د‌‌‌خترک گفت: د‌‌‌ر فضای مجازی، جمله‌ای از شما خواند‌‌‌م که مرا مسحور کرد‌‌‌.
کورش گفت: جمله چه بود‌‌‌؟
د‌‌‌خترک گفت: «من از قبل باخته بود‌‌‌م، مچ اند‌‌‌اختن بهانه‌ای بود‌‌‌ برای گرفتن د‌‌‌ست تو»!

کورش تاملی کرد‌‌‌ و گفت: این جمله از من نیست، از حسین پناهیه!
دخترک کمی مکث کرد‌‌‌ و گفت: خب پس من می‌رم عاشق حسین پناهی بشم. د‌‌‌خترک د‌‌‌ر میان تعجب کورش کبیر او را ترک کرد‌‌‌ و از محوطه خارج شد‌‌‌. کورش کبیر د‌‌‌ر فضای خالی کاخ بلند‌‌‌ گفت: د‌‌‌ر ند‌‌‌اره این کاخ که همه همین‌جوری میان تو؟

#آیدین_سیارسریع
#طنز
@AdabSar
#بابک

بعد از تو تفسیر هم آغوشی قشنگ است
خیره شدن بر صفحه‌ی گوشی قشنگ است

با احترام و عشق باید گفت عزیزم
بعد از تو احساس فراموشی قشنگ است…
ـ...

#ساقی_سلیمانی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

تفتیش کننده‌های عقاید و افکار در سراسر جهان، بیهوده کتاب‌ها را می‌سوزانند!
چون اگر کتاب حرفی برای گفتن و ارزشی داشته باشد، در کار سوختن فقط از آن خنده‌ای آرام شنیده می‌شود. چون که کتاب درست و حسابی به چیزی بالاتر و ورای خودش اشاره دارد!

از کتاب #تنهایی_پر_هیاهو
نویسنده #بهومیل_هرابال
برگردان #پرویز_دوائی
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا

از لب سرخابی‌اش گیلاس هم، جا می‌زند
تازه او کم رُژ به لب از ترس بابا می‌زند

شاعری اینجا به یاد سرخی لب‌های او
روز و شب لب بر لب سیگار مگنا می‌زند!

#کنعان_محمدی
#شعر_ایران
@AdabSar
👍1