ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from عکس نگار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
خورشیدِ درخشانِ بلندایِ هنر رفت
آن ماهِ فروزنده ازین خانه دگر رفت

فریاد که ازمحفلِ مستانِ سرافراز
بالاتر از اندیشه و برتر زِ گُهر رفت

افسوس و دریغا که ز بزمِ طرب این‌بار
«فرهنگِ شریف» است، غریبانه سفر رفت

#شیدای_همدانی ۹۵/۶/۱۷
فرستنده: #جواد_پاکروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

تو آمدی
و بی آنکه بدانی
خدا با تو
برای من
یک بغل شعر نگفته فرستاد!

حالا
بنشین و تماشا کن
چگونه
آیه
آیه
کتاب رسالت تو را
خواهم سرود
پیامبر از همه‌جا بی‌خبر من!


#افشین_یداللهی
@AdabSar
💫

گفتی که مرا عذاب خواهـی فرمود
من در عجبم که در کجا خواهد بود

آن‌جا که تویــی عذاب نبوَد آن‌جــا
وآن‌جا که تو نیستی کجا خواهد بود؟


#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
#مجید

«اصل» واژه‌ای تازی‌ست و در پارسی کاربردی چندگانه دارد:

اصل = ریشه، بن، خاستگاه، گوهر، نژاد، آسال، مِـهاد (مِه = سر، بزرگ + پسوند "اد" مانند "چکاد")

اصلی = هسته‌ای، بنیادین، ریشه‌ای، مِهادین، بُـنیک

اصلیت = تبار

اصلا = از بن، از پایه، هرگز

اصولا = از بن، از پایه

اصولی = بنیادی، بنیادین، ریشه‌ای، مِهادین

اصیل = ریشه‌دار، تبارمند، گوهری، نژاده

اصل بقای انرژی = مهاد پایایی کارمایه

اصل و فرع = سَره و پایه، سرمایه و بهره (داد و ستد پولی)

اصول اربعه = آسال‌های چهارگانه

اصول دین = آسال‌های کیشی

#پارسی_پاک
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
خسته‌ام
همچون آن ناخدا
که شبانه
در تکاپوی دریا
به کشتیِ فرو رفته‌اش
دوخته چشم
و سپرده
به خیزاب‌ها
سرنوشت را؛
دیگر نیستم
نگرانِ توفان‌ها...

#میثم_میرانی
سروده به #پارسی_پاک

@AdabSar
💠🔷🔹🔹
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام‌های ایرانی


«سیاوَش»

«سیاوَش، سیاوُش، سیاووش» نامی ایرانی و پسرانه است به چم(معنی) «دارنده اسب سیاه».

همچنین نام یکی از شاهزادگان ایرانی در شاهنامه است. مردی جوان و خوش‌چهره، و فرزندِ پهلوان و برومندِ «کیکاووس» پادشاه کیانی.
سیاوش چنان شد که اندر جهان
به مانند او کس نبود از مَهان. (فردوسی)

گونه‌ی اوستایی این نام «سیاوَرشَن» و گونه‌ی پهلوی آن هم «سیاوَخش» است.
جهاندار نامش سیاوَخش کرد
بدو چرخ گردنده را بخش کرد. (فردوسی)

#مجید_دری
#نام_پسرانه_ایرانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

قاطع = بی‌چون‌وچرا، برنده، بُرا، هایان(واژه اوستایی)

نمونه:
در زندگی چقدر قاطع هستید؟ =
در زندگی چه‌اندازه بُرا هستی؟

پیروزی قاطع ایران مقابل قطر =
پیروزی بی‌چون‌وچرای ایران در برابر غتر


#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

این‌جا به دل‌سپردن من گیر داده‌اند
مُشتی اجل به بُردن من گیر داده‌اند

این‌جا همیشه آب تکان می‌خورد از آب
اما به آب خوردن من گیر داده‌اند

مانند شمع در غم تو آب می‌شوم
مَردم به فُرم مردن من گیر داده‌اند

چشم‌انتظار دست تو اصلن نمی‌شوم
وقتی به شال‌گردن من گیر داده‌اند

در شهر، حس و حال برادرکُشی پُر است
گرگان به جامه‌ی تن من گیر داده‌اند

دامن زدم به خون که به دست آورم تو را
این دست‌ها به دامن من گیر داده‌اند

گر پا دهد برای تو سَر نیز می‌دهم
این‌جا به دل‌سپردن من گیر داده‌اند!


#فرامرز_عرب_عامری
@AdabSar
💫

تو پیامبر عشق بودی
و معجزه‌ات سفر

وقتی ایمان آوردم
که رفته بودی...!


#پدرام_مسافری
@AdabSar
💫

ما هرچه دویدیم، به جایی نرسیدیم
ای باد! سرانجام تو هم گوشه‌نشینی‌ست

از خاک مرا برد و به افلاک رسانید
این است که من معتقدم؛ عشق زمینی‌ست


#فاضل_نظری
@AdabSar

goo.gl/PrIiY2

🔅پیام شما

مهسازان ما اندیشه و هنر و کار و باریک‌بینی را به هم آمیختند و با بهره گرفتن از خاک و سنگ و گل پخته، گوهرهای بی‌همتا ساختند و آفریدند.
و گویندگان و سرایندگان ما واژگان زیبای پارسی را به رشته کشیدند و جهانی از زیبایی را به دفترهای جاودانه جهان نوشتند و به فراخنای آسمان رساندند.

ما مردمانی بودیم سرشار از هنر و سرشار از انگیزه‌ها و سهش‌های پرستش زیبایی. ما زیبایی را دوست می‌داشتیم و به هرجا پا می‌نهادیم، هرچه را زیبا بود فراهم می‌آوردیم و هرچه زیبایی بود می آفریدیم .کف‌پوش خانه‌های ما جهانی از زیبایی بود. ما با سرانگشت‌های هنرآفرین خود، این کف‌پوش‌ها را می‌بافتیم و به زیر پای خود می‌افکندیم.

آوندی که در آن آب می نوشیدیم نیز پرتوی از زیبایی بود. گویی ما آب را هم بدون زیبایی نمی‌توانستیم بنوشیم. روبنای* دیوارهای خانه‌های ما با گل پخته و با هزاران رنگ زیبا آراسته بود. ما همه‌ی زیبایی‌های آسمان و زمین را گرد می‌آوردیم و یکجا بروی دیوارهای خود می‌کشیدیم.

ما چوب و پوست خشک و سیم خشک را به هم می‌پیوستیم و با آن‌ها، نواهای آسمانی می‌ساختیم و می‌نواختیم و به گوش فرشتگان می‌رساندیم که ما مردمانی بودیم نواگر و نواساز. سازهای ما هرگز از نغمِش نمی‌افتاد. ما با هزاران نوا و نغمه‌ای که از سازها می‌کشیدیم، گوش آسمان را می‌نواختیم و آوای شور دل خود را به کهکشان‌ها می‌رساندیم. ما خنیای جاودانه خود را در درگاه‌های خوش سال و در جشن‌هایمان و در هر زمانی می‌نواختیم...


#پارسی_پاک
بریده‌ای از نسک #آوای_زنگوله_ها
نویسنده: #حسین_وحیدی
فرستنده: #آرش

پی‌نوشت ۱:
مهساز←معمار، آرشیتکت
سهش←احساس
آوند←ظرف
خنیا←موسیقی
نسک←کتاب

*پی‌نوشت ۲:
"بنا" واژه‌ای تازی است. به‌جای واژه‌ی "روبنا" می‌توان از واژه‌ی "نما" بهره برد.

@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
#مجید

«بالغ» و واژه‌های هم‌ریشه‌ی آن تازی هستند، که می‌توان از جایگزین پارسی آنها بهره برد:

بالغ = رسیده، پخته، بـُرنا (در پهلوی پـُرنایه = به سن پـُر رسیده / نایه = سنّ)

بلوغ / سن بلوغ = برنایی، پزاوَش (پهلوی)، رسیدگی، بالش

نابالغ = نابـُرنا، نارس، ناپخته، کم‌سال

عدم بلوغ = نابرنایی، ناپختگی

بالغ‌کلام = سخن‌رَسا

به سن بلوغ نرسیده‌اند = نابـُرنایند، ناپخته‌اند

شباب = برنایی، جوانی

ایام شباب = روزهای برنایی، روزهای جوانی

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام‌های ایرانی


«فرانَک»

«فرانَک» یک نام ایرانی و دخترانه است به چم(معنی) پروانه کوچک.

«فرانَک» از چهره‌های شاهنامه نیز می‌باشد:
ـ دختر برزین و همسر بهرام گور
ـ مادر فریدون و همسر آبتین
فرانک بُدش نام و فرخنده بود
به مهر فریدون دل‌آکنده بود (فردوسی)

#مجید_دری
#نام_دخترانه_ایرانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی قاطع = بی‌چون‌وچرا، برنده، بُرا، هایان(واژه اوستایی) نمونه: در زندگی چقدر قاطع هستید؟ = در زندگی چه‌اندازه بُرا هستی؟ پیروزی قاطع ایران مقابل قطر = پیروزی بی‌چون‌وچرای ایران در برابر غتر #مجید_دری #پارسی_پاک ـــــــــ…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


ضرس قاطع = به‌درستی، بی‌گفتگو، بی برو برگرد، گواه بُران، از روی آوَر(آوَر=یقین)

نمونه:
در مورد این مسئله نمی‌توان به ضرس قاطع سخن گفت =
درباره‌ی این پرسمان نمی‌توان با گواه بران سخن گفت
درباره‌ی این پرسمان نمی‌توان از روی آور سخن گفت

با این روش به ضرس قاطع موفق می‌شوید =
با این روش بی برو برگرد پیروز می‌شوید
با این روش بی‌گفتگو کامیاب می‌شوید

مسائل معنونه در اعلامات مذکور، به ضرس قاطع دلالت بر سوءشهرت متهم دارد =
پرسمان‌های گفته‌شده در آگاهی‌نامه‌های یادشده، به‌درستی نشانگر بدنامی بزه‌وَر است

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

زخم خوردیم و کسی جرات فریاد نداشت
هیچ‌کس در دل خود خاطره‌ای شاد نداشت

همه درگیر غنی‌سازی غیرت بودیم
شهر از کاوه و آرش جنمی یاد نداشت

عشق سرکوب شد و پشت اساطیر شکست
کوه دیگر صنمی با دل فرهاد نداشت

سال‌ها در پی آن‌کس که دلم را ببرد
شهر را گشتم و افسوس پریزاد نداشت

"حافظ از بوسه و معشوق نوشت و حق داشت
قرن او هر دو قدم یک ون ارشاد نداشت"!

مرگ آن‌گونه به دور سر ما می‌چرخید
که خدا مسخ شد و قدرت امداد نداشت

خواستم فاش کنم هرچه که در دل دارم
سر بیچاره دل دیدن جلاد نداشت!


#رهی_کاوه
@AdabSar
💫

صبح است، قدح بهر شراب آوردم
صبحانه برایت، آفتاب آوردم

برخیز برون ریز، غم از دل جانا
صبحانه شراب ناب ناب آوردم


#رویا_مجیدی
@AdabSar
💫

گیلاس
لپ‌های دختری‌ست
آویزان
از درختی تنومند،
تاب می‌خورد...
تاب!

#فرنوش_حمیدی
سروده به #پارسی_پاک
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
#مجید

واژه‌ی تازی «راحت» در زبان پارسی به چند چم به‌كار می‌رود و زبان ما را كم‌مایه كرده است.

راحت = ساده، آسوده، آسایش، آسان، آرام

راحتی = سادگی، آسانی، آسایش

راحت‌کردن = آرامش‌بخشیدن، آسوده‌کردن

راحت‌طلب = آسوده‌جو، آسایش‌خواه، تن‌آسا

راحت‌الحلقوم = نرمینه، شادنای

استراحت = آسودن، برآسودن، آساییدن، درازکشیدن، آرمیدن، غُنایش، رامش

استراحت کرد = برآسود

نمونه:
خدایا راحت شدم = خدایا آسوده شدم

امتحان راحتی بود = آزمون آسانی بود

دیگر خواب و راحت ندارم = دیگر خواب و آسایش ندارم

#پارسی_پاک
@AdabSar
🚕🏜☀️💥
@AdabSar

هنر اینه که وسط گرمای شهریوری که انگار اصن قرار نیس به سمتِ پاییزِ خنک میل کنه، دُرُس وقتی آفتاب داره با زاویه‌ای می‌تابه که انگار ارث پدرشو از فرق سرت می‌خواد، اونم وقتی داری ریزگَردا رو با نفسای عمیق، می‌چپونی توی ریه‌هات؛ با احتساب گرمازدگی و احساس عطش و در حالی که برقا از دو روز قبل قطع شدن و پشه‌ها با حمله‌های چریکی از چپ و راست همه‌ی مواضع‌تو مورد هجوم قرار دادن و داری چیلیک چیلیک عرق می‌ریزی...
فکرت دایم پیش اون باشه و عاشق بمونی...
واِلا توی کورانِ خش‌خشِ برگای پاییزی و نم‌نم بارون و تلاقی بوی خاک و نمای دور ابرای پر بارون که ابوبکر البغدادی هم عاشق می‌شه...

#ناشناس
@AdabSar
🌞🌞🌞🌞
هم خم شدنِ از دل و جان می‌خواهد
هم اینکه دو متر نردبان می‌خواهد

انقدر که اختلاف قـدّی داریم
این بوسه تلاش توامان می‌خواهد!

#علی_عطری
@AdabSar
💕💋💕💋
بوسه‌ها را به جان من انداز
مرد این جنگ تن به تن هستم...

#علیرضا_آذر
سروده به #پارسی_پاک
@AdabSar
💕💋💕💋