#پریسا
لااقل بگو نمیخواهی برگردی
اینطوری تکلیف خودم را میدانم؛
و باز...
منتظرت میمانم!
#کامران_رسول_زاده
#شعر_ایران
@AdabSar
لااقل بگو نمیخواهی برگردی
اینطوری تکلیف خودم را میدانم؛
و باز...
منتظرت میمانم!
#کامران_رسول_زاده
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید
نجات و واژههای همریشهی آن تازی هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آن را بهکار گیریم.
نجات = رهایی
منجی = رهاننده
ناجی = رهیده
نمونه ها:
برای نجات دادن معدنچیان باید سعی وافر كرد =
برای رهانیدن كانیگران باید تلاش فراوان كرد
به عقیدهی مسیحیان، عیسی منجی عالم بشریت است =
از دید ترسایان، ایسا رهانندهی جهانیان است
به اعتقاد شیعیان، عالم بشریت ناجی به دست امام زمان خواهد بود =
به باور شیعیان، جهانیان رهیده به دست امام زمان خواهند بود.
#پارسی_پاک
@AdabSar
نجات و واژههای همریشهی آن تازی هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آن را بهکار گیریم.
نجات = رهایی
منجی = رهاننده
ناجی = رهیده
نمونه ها:
برای نجات دادن معدنچیان باید سعی وافر كرد =
برای رهانیدن كانیگران باید تلاش فراوان كرد
به عقیدهی مسیحیان، عیسی منجی عالم بشریت است =
از دید ترسایان، ایسا رهانندهی جهانیان است
به اعتقاد شیعیان، عالم بشریت ناجی به دست امام زمان خواهد بود =
به باور شیعیان، جهانیان رهیده به دست امام زمان خواهند بود.
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا
بوسههایت
انار را میترکاند!
نفسهایت
سیب را میرساند!
آغوشات
ابر را میباراند!
پاییزترینی تو...
#باران_حجتی
#شعر_ایران
@AdabSar
بوسههایت
انار را میترکاند!
نفسهایت
سیب را میرساند!
آغوشات
ابر را میباراند!
پاییزترینی تو...
#باران_حجتی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
عمریست شبانهروز لبهایت را...
لب باز نکن! هنوز لبهایت را...
نه! سیر نمیشوم به چندین بوسه!
بر روی لبم بدوز لبهایت را...
#جلیل_صفربیگی
#شعر_ایران
@AdabSar
عمریست شبانهروز لبهایت را...
لب باز نکن! هنوز لبهایت را...
نه! سیر نمیشوم به چندین بوسه!
بر روی لبم بدوز لبهایت را...
#جلیل_صفربیگی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
شبی مجنون نوشت از بهر لیلی
الهی که بری زیر تریلی
اگر عشق دگر در سر نداری
چه معنی دارد این
last seen recently? 😠
#ساحل_مولوی
#شعر_ایران
#طنز
@AdabSar
شبی مجنون نوشت از بهر لیلی
الهی که بری زیر تریلی
اگر عشق دگر در سر نداری
چه معنی دارد این
last seen recently? 😠
#ساحل_مولوی
#شعر_ایران
#طنز
@AdabSar
#پریسا
تیپولوژی ممتنعان
چند روز از تصویب کلیات برجام تو مجلس میگذره و من هنوز تو فکر اون دوازده نفری هستم که به مساله به این مهمی رای ممتنع دادن. یعنی طرف این همه تبلیغ کرده، جون کنده، شام و ناهار داده، با خون جیگر راه پیدا کرده به مجلس، از اون طرف یه سری رفتن دو سال شب و روز مذاکره کردن، ظریف دندون و کمر و پای راستش رو از دست داد، اگه یه کم دیگه مذاکرات ادامه پیدا میکرد از ظریف فقط ۳۰۰ گرم لوزالمعده میموند که با همون مذاکره میکرد، یه سری تهدید به مرگ شدن، معادلات منطقه به هم خورد و مهمترین توافق قرن به رای گذاشته شد، اونوقت دوازده نفر از طرف چند هزار نفر موکلشون میگن برای ما فرقی نداره. یعنی من دارم تصور میکنم موقعی که برجام به رای گذاشته شد اینا چی گفتن. «ممنون، صرف شد»؟ «نظر خاصی ندارم»؟ «من یه موز بر میدارم»؟
تنها امیدواری من اینه که کسی از بین این دوازده نفر نگفته باشه «ما رو وارد سیاست نکنین». تصوری که آدم از این عزیزان ممتنع پیدا میکنه یه مرد تنهاست که یه شخم داره و معمولا دنیا و مافیها رو به این شخم حواله میده، خسته است، زنش گذاشته رفته و خونه رو گند برداشته، دوازده ظهر از خواب پا میشه و نیمرویی که از دیشب مونده رو گرم میکنه و میخوره، بعدش چایی میچسبه ولی تازه دمش تو خونه پیدا نمیشه. تو مجلس اما همیشه چایی تازهدم هست. شال و کلاه میکنه و میره مجلس، وسط چایی خوردن یهو رایگیری شروع میشه. شِت… الان چه موقع رایگیری بود. سریع هورت آخر چایی رو که میکشه و با رای ممتنعی که میده وظیفه بررسی مساله مورد رایگیری رو به شخمش که بیکار افتاده توی خونه واگذار میکنه. از مجلس میزنه بیرون، شب عروسی دعوته.
تو عروسی تک و تنها ژله رو روی باقالی پلو میریزه و با لذت میخوره. او براستی چیزی برای از دست دادن ندارد! میخواستم به عنوان حسن ختام مطلب بگم «بیایید این دوازده نفر را درک کنیم، شاید یک روز ما هم چنین سرنوشتی پیدا کنیم» که دیدم مثل این که تو رایگیری جزئیات برجام یارگیری کردن و از ۱۲ نفر شدهاند ۱۳ نفر و کم کم دارن تقسیم میتوز میکنن. پشیمون شدم. دیگه نباید درکشون کرد، بیشتر درکشون کنیم همینجوری تولید مثل میکنن و زیاد میشن و فردا باید با موچین دو سه تا موافق و مخالف از تو مجلس پیدا کنیم. درک نکن آقا، درک نکن خانم. بذار همینطور رو دوازده بمونن.
#آیدین_سیارسریع
#طنز
@AdabSar
تیپولوژی ممتنعان
چند روز از تصویب کلیات برجام تو مجلس میگذره و من هنوز تو فکر اون دوازده نفری هستم که به مساله به این مهمی رای ممتنع دادن. یعنی طرف این همه تبلیغ کرده، جون کنده، شام و ناهار داده، با خون جیگر راه پیدا کرده به مجلس، از اون طرف یه سری رفتن دو سال شب و روز مذاکره کردن، ظریف دندون و کمر و پای راستش رو از دست داد، اگه یه کم دیگه مذاکرات ادامه پیدا میکرد از ظریف فقط ۳۰۰ گرم لوزالمعده میموند که با همون مذاکره میکرد، یه سری تهدید به مرگ شدن، معادلات منطقه به هم خورد و مهمترین توافق قرن به رای گذاشته شد، اونوقت دوازده نفر از طرف چند هزار نفر موکلشون میگن برای ما فرقی نداره. یعنی من دارم تصور میکنم موقعی که برجام به رای گذاشته شد اینا چی گفتن. «ممنون، صرف شد»؟ «نظر خاصی ندارم»؟ «من یه موز بر میدارم»؟
تنها امیدواری من اینه که کسی از بین این دوازده نفر نگفته باشه «ما رو وارد سیاست نکنین». تصوری که آدم از این عزیزان ممتنع پیدا میکنه یه مرد تنهاست که یه شخم داره و معمولا دنیا و مافیها رو به این شخم حواله میده، خسته است، زنش گذاشته رفته و خونه رو گند برداشته، دوازده ظهر از خواب پا میشه و نیمرویی که از دیشب مونده رو گرم میکنه و میخوره، بعدش چایی میچسبه ولی تازه دمش تو خونه پیدا نمیشه. تو مجلس اما همیشه چایی تازهدم هست. شال و کلاه میکنه و میره مجلس، وسط چایی خوردن یهو رایگیری شروع میشه. شِت… الان چه موقع رایگیری بود. سریع هورت آخر چایی رو که میکشه و با رای ممتنعی که میده وظیفه بررسی مساله مورد رایگیری رو به شخمش که بیکار افتاده توی خونه واگذار میکنه. از مجلس میزنه بیرون، شب عروسی دعوته.
تو عروسی تک و تنها ژله رو روی باقالی پلو میریزه و با لذت میخوره. او براستی چیزی برای از دست دادن ندارد! میخواستم به عنوان حسن ختام مطلب بگم «بیایید این دوازده نفر را درک کنیم، شاید یک روز ما هم چنین سرنوشتی پیدا کنیم» که دیدم مثل این که تو رایگیری جزئیات برجام یارگیری کردن و از ۱۲ نفر شدهاند ۱۳ نفر و کم کم دارن تقسیم میتوز میکنن. پشیمون شدم. دیگه نباید درکشون کرد، بیشتر درکشون کنیم همینجوری تولید مثل میکنن و زیاد میشن و فردا باید با موچین دو سه تا موافق و مخالف از تو مجلس پیدا کنیم. درک نکن آقا، درک نکن خانم. بذار همینطور رو دوازده بمونن.
#آیدین_سیارسریع
#طنز
@AdabSar
#مجید
عقیده، اعتقاد = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
بی اعتقاد = ناباور
نمونهها:
عقیدهی مسیحیان بر تثلیث الهی است=
باور ترسایان به سهگانگی ایزدیست
كتب ظالّه كه عقاید كفار را انتشار میدهند ممنوع هستند =
نسکهای گمراهگر كه باورهای بددینان را میگسترند، ناروا یند
من معتقدم كه او را مجبور كردهاند =
من میپندارم كه او را واداشتهاند
به باور من، او را وادار كردهاند
به پندار من، او را وادار كردهاند
به پنداشت من، او را وادار كردهاند
آیا باید به اعتقادات همه احترام گذاشت؟ =
آیا باید به باورهای همه ارج نهاد؟
آیا باید باورمندیهای همگان را بهدیدهی ارج نگریست؟
#پارسی_پاک
@AdabSar
عقیده، اعتقاد = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
بی اعتقاد = ناباور
نمونهها:
عقیدهی مسیحیان بر تثلیث الهی است=
باور ترسایان به سهگانگی ایزدیست
كتب ظالّه كه عقاید كفار را انتشار میدهند ممنوع هستند =
نسکهای گمراهگر كه باورهای بددینان را میگسترند، ناروا یند
من معتقدم كه او را مجبور كردهاند =
من میپندارم كه او را واداشتهاند
به باور من، او را وادار كردهاند
به پندار من، او را وادار كردهاند
به پنداشت من، او را وادار كردهاند
آیا باید به اعتقادات همه احترام گذاشت؟ =
آیا باید به باورهای همه ارج نهاد؟
آیا باید باورمندیهای همگان را بهدیدهی ارج نگریست؟
#پارسی_پاک
@AdabSar
#پریسا
دوست دارم با تو باشم، عیب این خواهش کجاست؟
باتو بودن، شعر خواندن، کس نگفته نابهجاست
از تو گفتن یا شنیدن ازلبت، تا خواب صبح
حرفهای عاشقانه با تو گفتن کی خطاست؟
لببهلب، لبریز عشقت گر شود احساس من
بازیِ شب زندهداری با لبانت دلرباست
مست و مدهوشم کنی با غمزهای حتا به چشم
دل به اعجاز دو چشمت بس به می، بیاشتهاست
دوست دارم با تو گویم از کلامی با سه حرف
عین و شین و قاف و دیگرهیچحرفی... کین رواست!
قصدم ای یار این نبود کز تو، سراید این غزل
عشق پاکت بیمحابا زد به دل این حرف راست!
#امیر_شهبازی
#شعر_ایران
@AdabSar
دوست دارم با تو باشم، عیب این خواهش کجاست؟
باتو بودن، شعر خواندن، کس نگفته نابهجاست
از تو گفتن یا شنیدن ازلبت، تا خواب صبح
حرفهای عاشقانه با تو گفتن کی خطاست؟
لببهلب، لبریز عشقت گر شود احساس من
بازیِ شب زندهداری با لبانت دلرباست
مست و مدهوشم کنی با غمزهای حتا به چشم
دل به اعجاز دو چشمت بس به می، بیاشتهاست
دوست دارم با تو گویم از کلامی با سه حرف
عین و شین و قاف و دیگرهیچحرفی... کین رواست!
قصدم ای یار این نبود کز تو، سراید این غزل
عشق پاکت بیمحابا زد به دل این حرف راست!
#امیر_شهبازی
#شعر_ایران
@AdabSar
❤1
#مجید
مبارزه = پیکار، نبرد، رزم، جنگ
مبارز = پیکارگر، پیکارجو، رزمجو، جنگجو
مبارزهی رستم و اسفندیار طولانی بود =
نبرد رستم و اسفندیار دیرپا بود
آنها باهم مبارزه كردند =
آنها با هم جنگیدند
هل من مبارز؟ =
آیا هماوردی هست؟
كی میاد به جنگ من؟
مبارزان راه آزادی =
پیكارگران راه آزادی
در حین مبارزه جراحتی بر وی وارد آمد=
در میانهی نبرد، زخمی به وی رسید
بههنگام پیكار، زخمی شد
#پارسی_پاک
@AdabSar
مبارزه = پیکار، نبرد، رزم، جنگ
مبارز = پیکارگر، پیکارجو، رزمجو، جنگجو
مبارزهی رستم و اسفندیار طولانی بود =
نبرد رستم و اسفندیار دیرپا بود
آنها باهم مبارزه كردند =
آنها با هم جنگیدند
هل من مبارز؟ =
آیا هماوردی هست؟
كی میاد به جنگ من؟
مبارزان راه آزادی =
پیكارگران راه آزادی
در حین مبارزه جراحتی بر وی وارد آمد=
در میانهی نبرد، زخمی به وی رسید
بههنگام پیكار، زخمی شد
#پارسی_پاک
@AdabSar
#پریسا
پیراهنم در باد میرقصد؛
در سینهام انبوهی از اندوه،
پیراهنم اما شاد میرقصد!
#فاطمه_مجیدی
#شعر_ایران
@AdabSar
پیراهنم در باد میرقصد؛
در سینهام انبوهی از اندوه،
پیراهنم اما شاد میرقصد!
#فاطمه_مجیدی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
🔥1
#پریسا
موج رقصانگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش!
#هوشنگ_ابتهاج
#شعر_ایران
@AdabSar
موج رقصانگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش!
#هوشنگ_ابتهاج
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
حاصل جمع آب و تن تو
ضربدر وقت تن شستن تو
هرسه منهای پیراهن تو
برکه را کرده حالیبهحالی!
#حسین_منزوی
#شعر_ایران
@AdabSar
حاصل جمع آب و تن تو
ضربدر وقت تن شستن تو
هرسه منهای پیراهن تو
برکه را کرده حالیبهحالی!
#حسین_منزوی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
ای دلیل حالت تعلیق من
مو رها کن روی نستعلیق من
ای چلیپا گیسوی سبز آبیام
با تو معنا میدهد بیتابیام
ابروبادم با تو بهتر میشود
دفتر مشقم معطر میشود
آبیات را باز با دامن بپوش
آسمان را جای پیراهن بپوش
تا تو آبی میشوی، تر میشوم
در هوایت یک کبوتر میشوم
ساکتم کن باز هم گوشم بده
باز یک شب مشق آغوشم بده
تا در آغوشت شناور میشوم
غرق اقیانوس باور میشوم
من به چشمان تو عادت کردهام
با لبت شبها عبادت کردهام
قند خونم ناشی از لبهای توست
التهابم حاصل تبهای توست
با شفایت فصلی از قانون شدم
بوعلیسینا ترین مجنون شدم
دین و آیین دلم عشق است و بس
معنی دین دلم عشق است و بس!
#محمدرضا_وحیدزاده
#شعر_ایران
@AdabSar
ای دلیل حالت تعلیق من
مو رها کن روی نستعلیق من
ای چلیپا گیسوی سبز آبیام
با تو معنا میدهد بیتابیام
ابروبادم با تو بهتر میشود
دفتر مشقم معطر میشود
آبیات را باز با دامن بپوش
آسمان را جای پیراهن بپوش
تا تو آبی میشوی، تر میشوم
در هوایت یک کبوتر میشوم
ساکتم کن باز هم گوشم بده
باز یک شب مشق آغوشم بده
تا در آغوشت شناور میشوم
غرق اقیانوس باور میشوم
من به چشمان تو عادت کردهام
با لبت شبها عبادت کردهام
قند خونم ناشی از لبهای توست
التهابم حاصل تبهای توست
با شفایت فصلی از قانون شدم
بوعلیسینا ترین مجنون شدم
دین و آیین دلم عشق است و بس
معنی دین دلم عشق است و بس!
#محمدرضا_وحیدزاده
#شعر_ایران
@AdabSar
برای خوب انجام دادن کارها،باید به آنچه انجام میدی عشق بورزی
اگرهنوزچنین کاری پیدا نکردی،به جستوجوادامه بده
#استیوجابز
#سخن_بزرگان
@AdabSar
اگرهنوزچنین کاری پیدا نکردی،به جستوجوادامه بده
#استیوجابز
#سخن_بزرگان
@AdabSar
#پریسا
بیا باز فریب بخوریم
تو فریب حرفهای مرا
و من فریب نگاه تو را...
مگر زندگی
چه میخواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری
و من نگویم
که دوستت دارم!
#شهاب_مقربین
#شعر_ایران
@AdabSar
بیا باز فریب بخوریم
تو فریب حرفهای مرا
و من فریب نگاه تو را...
مگر زندگی
چه میخواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری
و من نگویم
که دوستت دارم!
#شهاب_مقربین
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
مادرم موهای بلندی داشت...
هر روز پشت پنجره مینشست
موهایش را میبافت،
شعر میخواند،
و منتظر پدر میماند!
پدر که میآمد
تلویزیون را روشن میکرد
از شیب تورم بالا میرفت، زمین میخورد
و باز سعی میکرد جوابی برای 5+1 بیابد!
کشتگان عراق و سوریه را دفن میکرد
و از مادر سراغ شام را میگرفت!
و مادر پرهایش را پشت پنجره جا میگذاشت،
گلهای دامنش در آشپزخانه میپژمرد،
و چشمهایش پیاز خرد میکرد!
پشت پنجره نشستهام
موهایم را میبافم
و به این فکر میکنم که
دختران نباید موهای بلند داشته باشند!
#سیمین_صفادل
#شعر_ایران
@AdabSar
مادرم موهای بلندی داشت...
هر روز پشت پنجره مینشست
موهایش را میبافت،
شعر میخواند،
و منتظر پدر میماند!
پدر که میآمد
تلویزیون را روشن میکرد
از شیب تورم بالا میرفت، زمین میخورد
و باز سعی میکرد جوابی برای 5+1 بیابد!
کشتگان عراق و سوریه را دفن میکرد
و از مادر سراغ شام را میگرفت!
و مادر پرهایش را پشت پنجره جا میگذاشت،
گلهای دامنش در آشپزخانه میپژمرد،
و چشمهایش پیاز خرد میکرد!
پشت پنجره نشستهام
موهایم را میبافم
و به این فکر میکنم که
دختران نباید موهای بلند داشته باشند!
#سیمین_صفادل
#شعر_ایران
@AdabSar
#پریسا
چیزی مسخره
در دوستی ماست!
از من میخواهی
جامهی "کریستیندیور" بر تن کنم
و خود را به عطر "شاهزادهی موناکو"
عطرآگین سازم
و فرهنگ لغات "بریتانیکا" را
حفظ کنم
و به موسیقی "یوهان برامز"
گوش دهم؛
به شرط اینکه
همانند مادر بزرگم بیندیشم!!
از من میخواهی که دانشمندی چون
مادام کوری باشم
و رقاصهای دیوانه در شب سال نو چون مادونا؛
به این شرط که
حجابم را هم چون عمهام حفظ کنم؛
و زنی عارف باشم چون رابعهی عدویه...؟!
اما فراموش کردی به من بگویی چگونه...؟
#غاده_السمان
#شعر_جهان
@AdabSar
چیزی مسخره
در دوستی ماست!
از من میخواهی
جامهی "کریستیندیور" بر تن کنم
و خود را به عطر "شاهزادهی موناکو"
عطرآگین سازم
و فرهنگ لغات "بریتانیکا" را
حفظ کنم
و به موسیقی "یوهان برامز"
گوش دهم؛
به شرط اینکه
همانند مادر بزرگم بیندیشم!!
از من میخواهی که دانشمندی چون
مادام کوری باشم
و رقاصهای دیوانه در شب سال نو چون مادونا؛
به این شرط که
حجابم را هم چون عمهام حفظ کنم؛
و زنی عارف باشم چون رابعهی عدویه...؟!
اما فراموش کردی به من بگویی چگونه...؟
#غاده_السمان
#شعر_جهان
@AdabSar
#پریسا
در خوابهايم زن غمگينیست
موهايش را در سوزن میكند
و ژاكت میبافد!
#الیاس_علوی (سرایندهی افغان)
از مجموعه شعر #من_گرگ_خیالبافی_هستم
#شعر_جهان
@AdabSar
در خوابهايم زن غمگينیست
موهايش را در سوزن میكند
و ژاكت میبافد!
#الیاس_علوی (سرایندهی افغان)
از مجموعه شعر #من_گرگ_خیالبافی_هستم
#شعر_جهان
@AdabSar
#مجید
#مشروط = پایمانده، پیماندار
#مشروطه = پیمانی، پیمانگر
مشروط به= بهپیمان
#مشروطیت= پیمانگری، پیمانداری
انقلاب مشروطیت= خیزش پیمانخواهی
ما میتوانیم برای دریافت چم «مشروطه» به همتای هندو اروپایی آن در زبانهای برادر نیز بنگریم:
con + situare + <adj-postfix> al = constitutional =
با هم + نشستن + ی = باهم نشستنی = به شیوهی رایزنی و پیمان شاه با مردم
پس سلطنت مشروطه میشود «پادشاهی پیمانی، پیماندار یا پیمانگرانه»
من این پول را به تو میدهم مشروط به اینكه پس بدهی=
من این پول را به تو میدهم، بهپیمان اینكه پس بدهی
ما حاضریم کمکهای مشروط بكنیم=
ما آمادهایم کمکهای پیماندار بكنیم
ما آمادهایم کمکهای پیمانی بكنیم
ما آمادهایم کمکهای پایمانده بكنیم
#پارسی_پاک
@AdabSar
#مشروط = پایمانده، پیماندار
#مشروطه = پیمانی، پیمانگر
مشروط به= بهپیمان
#مشروطیت= پیمانگری، پیمانداری
انقلاب مشروطیت= خیزش پیمانخواهی
ما میتوانیم برای دریافت چم «مشروطه» به همتای هندو اروپایی آن در زبانهای برادر نیز بنگریم:
con + situare + <adj-postfix> al = constitutional =
با هم + نشستن + ی = باهم نشستنی = به شیوهی رایزنی و پیمان شاه با مردم
پس سلطنت مشروطه میشود «پادشاهی پیمانی، پیماندار یا پیمانگرانه»
من این پول را به تو میدهم مشروط به اینكه پس بدهی=
من این پول را به تو میدهم، بهپیمان اینكه پس بدهی
ما حاضریم کمکهای مشروط بكنیم=
ما آمادهایم کمکهای پیماندار بكنیم
ما آمادهایم کمکهای پیمانی بكنیم
ما آمادهایم کمکهای پایمانده بكنیم
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1