#پریسا
۲
ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدانگونه که هست، راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند، خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه میآورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد. تاختن در کنار روسینانته (اسب مشهور دن کیشوت) زار و نزار و دوش به دوش شهسوار پریشان دماغ لامانچا، پیمودن دریا بر پشت نهنگ همراه با ناخدا اهب، (شخصیت اول رمان موبی دیک)، سرکشیدن جام ارسنیک با مادام بوواری؛ این همه راههایی است که ما ابداع کردهایم تا خود را از خطاها و تحمیلات این زندگی ناعادلانه خلاص کنیم، زندگیای که ما را وا میدارد همیشه همان باشیم که هستیم، حال آنکه ما میخواهیم آدمهای بسیار متفاوت باشیم، تا بسیاری از تمناهایی را که بر ما چیرهاند پاسخ گوییم.
از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
۲
ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدانگونه که هست، راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند، خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه میآورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد. تاختن در کنار روسینانته (اسب مشهور دن کیشوت) زار و نزار و دوش به دوش شهسوار پریشان دماغ لامانچا، پیمودن دریا بر پشت نهنگ همراه با ناخدا اهب، (شخصیت اول رمان موبی دیک)، سرکشیدن جام ارسنیک با مادام بوواری؛ این همه راههایی است که ما ابداع کردهایم تا خود را از خطاها و تحمیلات این زندگی ناعادلانه خلاص کنیم، زندگیای که ما را وا میدارد همیشه همان باشیم که هستیم، حال آنکه ما میخواهیم آدمهای بسیار متفاوت باشیم، تا بسیاری از تمناهایی را که بر ما چیرهاند پاسخ گوییم.
از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا
۳
یکی از اثرات سودمند ادبیات در سطح زبان تحقق مییابد. جامعهای که ادبیات مکتوب ندارد، در قیاس با جامعهای که مهمترین ابزار ارتباطی آن، یعنی کلمات، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته، حرفهایش را با دقت کمتر و غنای کمتر و وضوح کمتر بیان میکند. جامعهای بیخبر از خواندن که از ادبیات بویی نبرده، همچون جامعهای از کرولالها دچار زبانپریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتداییاش، مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت. این در مورد افراد نیز صدق میکند. آدمی که نمیخواند، یا کم میخواند یا فقط پرت و پلا میخواند، بیگمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف میزند اما اندک میگوید، زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد بسنده نیست.
از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
۳
یکی از اثرات سودمند ادبیات در سطح زبان تحقق مییابد. جامعهای که ادبیات مکتوب ندارد، در قیاس با جامعهای که مهمترین ابزار ارتباطی آن، یعنی کلمات، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته، حرفهایش را با دقت کمتر و غنای کمتر و وضوح کمتر بیان میکند. جامعهای بیخبر از خواندن که از ادبیات بویی نبرده، همچون جامعهای از کرولالها دچار زبانپریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتداییاش، مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت. این در مورد افراد نیز صدق میکند. آدمی که نمیخواند، یا کم میخواند یا فقط پرت و پلا میخواند، بیگمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف میزند اما اندک میگوید، زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد بسنده نیست.
از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا
۴
دنیای بدون ادبیات، دنیای بیتمدن، بیبهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خامکار در شور و شر عشق، این کابوسی که برای شما تصویر میکنم، مهمترین خصلتش سازگاری و تن دادن انسان به قدرت است. از این حیث، این دنیا، دنیایی مطلقن حیوانی است. غرایز اصلی تعیین کنندهی رفتار روزانه میشوند و ویژگی عمدهی این زندگی مبارزه در راه بقا، ترس از ناشناختهها و ارضای نیازهای مادی است. جایی برای روح باقی نمیماند. در این دنیا یکنواختی خردکنندهی زندگی با ظلمت شوم بدبینی همراه خواهد شد و با این احساس که زندگی انسانی همان است که باید باشد و همواره چنین خواهد بود، هیچکس و هیچچیز قادر به تغییر آن نیست.
از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
۴
دنیای بدون ادبیات، دنیای بیتمدن، بیبهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خامکار در شور و شر عشق، این کابوسی که برای شما تصویر میکنم، مهمترین خصلتش سازگاری و تن دادن انسان به قدرت است. از این حیث، این دنیا، دنیایی مطلقن حیوانی است. غرایز اصلی تعیین کنندهی رفتار روزانه میشوند و ویژگی عمدهی این زندگی مبارزه در راه بقا، ترس از ناشناختهها و ارضای نیازهای مادی است. جایی برای روح باقی نمیماند. در این دنیا یکنواختی خردکنندهی زندگی با ظلمت شوم بدبینی همراه خواهد شد و با این احساس که زندگی انسانی همان است که باید باشد و همواره چنین خواهد بود، هیچکس و هیچچیز قادر به تغییر آن نیست.
از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#مجید
از آنجایی که بندواژهی (حرف ِ ) "ط" تازیست (عربیست) و جابی در زبان پارسی پاک ندارد، پس نباید واژههایی که پارسیاند و یا تازی نیستند را با "ط" نوشت!
از این رو واژه هایی مانند "صد، طوطی، اطاق، طوفان، طراز، طاووس، طپش، طبرستان و طالش" را باید به گونهی "سد، توتی، اتاق، توفان، تراز، تاووس، تپش، تبرستان و تالش" بنویسیم.
#پارسی_پاک
@AdabSar
از آنجایی که بندواژهی (حرف ِ ) "ط" تازیست (عربیست) و جابی در زبان پارسی پاک ندارد، پس نباید واژههایی که پارسیاند و یا تازی نیستند را با "ط" نوشت!
از این رو واژه هایی مانند "صد، طوطی، اطاق، طوفان، طراز، طاووس، طپش، طبرستان و طالش" را باید به گونهی "سد، توتی، اتاق، توفان، تراز، تاووس، تپش، تبرستان و تالش" بنویسیم.
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#مجید
"شست" به مانی (معنی) انگشت بزرگ و "شست" به مانی ۶۰، هر دو واژگانی پارسی هستند،
بنابراین نوشتن یكی با "ص" که بندواژهای (حرفی) تازی و بیگانه است درست نیست!
سد (۱۰۰) هم از شمارگان پارسیست و نباید با "ص" نوشته شود.
پس:
ـ 👍 = شست
ـ ۶۰ = شست
ـ ۱۰۰ = سد
#پارسی_پاک
@AdabSar
"شست" به مانی (معنی) انگشت بزرگ و "شست" به مانی ۶۰، هر دو واژگانی پارسی هستند،
بنابراین نوشتن یكی با "ص" که بندواژهای (حرفی) تازی و بیگانه است درست نیست!
سد (۱۰۰) هم از شمارگان پارسیست و نباید با "ص" نوشته شود.
پس:
ـ 👍 = شست
ـ ۶۰ = شست
ـ ۱۰۰ = سد
#پارسی_پاک
@AdabSar
❤1🔥1
🔥1
#پریسا
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود!
#علیرضا_آذر
#شعر_ایران
@AdabSar
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود!
#علیرضا_آذر
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
خواب ديدم نيستی
تعبير آمد میرسی
هرچه من ديوانه بودم،
ابنسيرين بيشتر!
#امیرعلی_سلیمانی
#شعر_ایران
@AdabSar
خواب ديدم نيستی
تعبير آمد میرسی
هرچه من ديوانه بودم،
ابنسيرين بيشتر!
#امیرعلی_سلیمانی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
🔥1
#مجید
واژهی «فلان» تازی است، ولی واژهی «بهمان» پارسیست.
پس:
فلانی = بهمانی
فلان شخص = بهمان كس
فلان و بهمان = بیسار و بهمان
#پارسی_پاک
@AdabSar
واژهی «فلان» تازی است، ولی واژهی «بهمان» پارسیست.
پس:
فلانی = بهمانی
فلان شخص = بهمان كس
فلان و بهمان = بیسار و بهمان
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا
یک دکمهی پیراهنت افتاد! چه خوب
گرمای تنت به روی هفتاد! چه خوب
تو به دکمه و من چشم به تو میدوزم
در چیدن میوه، شدم استاد! چه خوب
#میلاد_عبدی
#شعر_ایران
@AdabSar
یک دکمهی پیراهنت افتاد! چه خوب
گرمای تنت به روی هفتاد! چه خوب
تو به دکمه و من چشم به تو میدوزم
در چیدن میوه، شدم استاد! چه خوب
#میلاد_عبدی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد، بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود!
از کتاب #سمفونی_مردگان
نویسنده #عباس_معروفی
#ادبیات_ایران
@AdabSar
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد، بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود!
از کتاب #سمفونی_مردگان
نویسنده #عباس_معروفی
#ادبیات_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
هنگامی در معرض این خطر قرار میگرفتم که رهایم کنند، عشق یا بزرگواری نبود که مرا بر میانگیخت! بلکه فقط میل به محبوب بودن و احقاق آنچه حق خود میدانستم، باعث آن میشد. به محض آنکه مورد محبت قرار میگرفتم و حریفم را از نو فراموش میکردم، باز جلوه میفروختم، بهبود مییافتم، دوست داشتنی میشدم.
از کتاب #سقوط
نویسنده #آلبر_کامو
#ادبیات_جهان
@AdabSar
هنگامی در معرض این خطر قرار میگرفتم که رهایم کنند، عشق یا بزرگواری نبود که مرا بر میانگیخت! بلکه فقط میل به محبوب بودن و احقاق آنچه حق خود میدانستم، باعث آن میشد. به محض آنکه مورد محبت قرار میگرفتم و حریفم را از نو فراموش میکردم، باز جلوه میفروختم، بهبود مییافتم، دوست داشتنی میشدم.
از کتاب #سقوط
نویسنده #آلبر_کامو
#ادبیات_جهان
@AdabSar
🔥1
#مجید
"عجز" و واژههای همریشهی آن، تازی و بیگانه هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آنان را بهکار گیریم.
عجز= درماندگی، ناتوانی، سستی
عاجز = ناتوان، سست
عجوزه = پیرزن، فرتوت
معجزه = فرجود
نمونهها:
توهین كردن علامت عجز است =
دشنام نشانهی ناتوانیست
دشنام نمایندهی سستیست
خوارداشت، نشانگر سستمنشیست
من از این عمل عاجزم =
من ناتوان از این كارم
من در این كار ناتوانم
من نمیتوانم این كار را بكنم
شقالقمر معجزهی محمدیست و احیاء اموات معجزهی عیسوی=
شكافت ماه، فرجود محمدیست و زنده كردن مردگان فرجود ایسایی.
#پارسی_پاک
@AdabSar
"عجز" و واژههای همریشهی آن، تازی و بیگانه هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آنان را بهکار گیریم.
عجز= درماندگی، ناتوانی، سستی
عاجز = ناتوان، سست
عجوزه = پیرزن، فرتوت
معجزه = فرجود
نمونهها:
توهین كردن علامت عجز است =
دشنام نشانهی ناتوانیست
دشنام نمایندهی سستیست
خوارداشت، نشانگر سستمنشیست
من از این عمل عاجزم =
من ناتوان از این كارم
من در این كار ناتوانم
من نمیتوانم این كار را بكنم
شقالقمر معجزهی محمدیست و احیاء اموات معجزهی عیسوی=
شكافت ماه، فرجود محمدیست و زنده كردن مردگان فرجود ایسایی.
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا
لااقل بگو نمیخواهی برگردی
اینطوری تکلیف خودم را میدانم؛
و باز...
منتظرت میمانم!
#کامران_رسول_زاده
#شعر_ایران
@AdabSar
لااقل بگو نمیخواهی برگردی
اینطوری تکلیف خودم را میدانم؛
و باز...
منتظرت میمانم!
#کامران_رسول_زاده
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید
نجات و واژههای همریشهی آن تازی هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آن را بهکار گیریم.
نجات = رهایی
منجی = رهاننده
ناجی = رهیده
نمونه ها:
برای نجات دادن معدنچیان باید سعی وافر كرد =
برای رهانیدن كانیگران باید تلاش فراوان كرد
به عقیدهی مسیحیان، عیسی منجی عالم بشریت است =
از دید ترسایان، ایسا رهانندهی جهانیان است
به اعتقاد شیعیان، عالم بشریت ناجی به دست امام زمان خواهد بود =
به باور شیعیان، جهانیان رهیده به دست امام زمان خواهند بود.
#پارسی_پاک
@AdabSar
نجات و واژههای همریشهی آن تازی هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آن را بهکار گیریم.
نجات = رهایی
منجی = رهاننده
ناجی = رهیده
نمونه ها:
برای نجات دادن معدنچیان باید سعی وافر كرد =
برای رهانیدن كانیگران باید تلاش فراوان كرد
به عقیدهی مسیحیان، عیسی منجی عالم بشریت است =
از دید ترسایان، ایسا رهانندهی جهانیان است
به اعتقاد شیعیان، عالم بشریت ناجی به دست امام زمان خواهد بود =
به باور شیعیان، جهانیان رهیده به دست امام زمان خواهند بود.
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا
بوسههایت
انار را میترکاند!
نفسهایت
سیب را میرساند!
آغوشات
ابر را میباراند!
پاییزترینی تو...
#باران_حجتی
#شعر_ایران
@AdabSar
بوسههایت
انار را میترکاند!
نفسهایت
سیب را میرساند!
آغوشات
ابر را میباراند!
پاییزترینی تو...
#باران_حجتی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
عمریست شبانهروز لبهایت را...
لب باز نکن! هنوز لبهایت را...
نه! سیر نمیشوم به چندین بوسه!
بر روی لبم بدوز لبهایت را...
#جلیل_صفربیگی
#شعر_ایران
@AdabSar
عمریست شبانهروز لبهایت را...
لب باز نکن! هنوز لبهایت را...
نه! سیر نمیشوم به چندین بوسه!
بر روی لبم بدوز لبهایت را...
#جلیل_صفربیگی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا
شبی مجنون نوشت از بهر لیلی
الهی که بری زیر تریلی
اگر عشق دگر در سر نداری
چه معنی دارد این
last seen recently? 😠
#ساحل_مولوی
#شعر_ایران
#طنز
@AdabSar
شبی مجنون نوشت از بهر لیلی
الهی که بری زیر تریلی
اگر عشق دگر در سر نداری
چه معنی دارد این
last seen recently? 😠
#ساحل_مولوی
#شعر_ایران
#طنز
@AdabSar
#پریسا
تیپولوژی ممتنعان
چند روز از تصویب کلیات برجام تو مجلس میگذره و من هنوز تو فکر اون دوازده نفری هستم که به مساله به این مهمی رای ممتنع دادن. یعنی طرف این همه تبلیغ کرده، جون کنده، شام و ناهار داده، با خون جیگر راه پیدا کرده به مجلس، از اون طرف یه سری رفتن دو سال شب و روز مذاکره کردن، ظریف دندون و کمر و پای راستش رو از دست داد، اگه یه کم دیگه مذاکرات ادامه پیدا میکرد از ظریف فقط ۳۰۰ گرم لوزالمعده میموند که با همون مذاکره میکرد، یه سری تهدید به مرگ شدن، معادلات منطقه به هم خورد و مهمترین توافق قرن به رای گذاشته شد، اونوقت دوازده نفر از طرف چند هزار نفر موکلشون میگن برای ما فرقی نداره. یعنی من دارم تصور میکنم موقعی که برجام به رای گذاشته شد اینا چی گفتن. «ممنون، صرف شد»؟ «نظر خاصی ندارم»؟ «من یه موز بر میدارم»؟
تنها امیدواری من اینه که کسی از بین این دوازده نفر نگفته باشه «ما رو وارد سیاست نکنین». تصوری که آدم از این عزیزان ممتنع پیدا میکنه یه مرد تنهاست که یه شخم داره و معمولا دنیا و مافیها رو به این شخم حواله میده، خسته است، زنش گذاشته رفته و خونه رو گند برداشته، دوازده ظهر از خواب پا میشه و نیمرویی که از دیشب مونده رو گرم میکنه و میخوره، بعدش چایی میچسبه ولی تازه دمش تو خونه پیدا نمیشه. تو مجلس اما همیشه چایی تازهدم هست. شال و کلاه میکنه و میره مجلس، وسط چایی خوردن یهو رایگیری شروع میشه. شِت… الان چه موقع رایگیری بود. سریع هورت آخر چایی رو که میکشه و با رای ممتنعی که میده وظیفه بررسی مساله مورد رایگیری رو به شخمش که بیکار افتاده توی خونه واگذار میکنه. از مجلس میزنه بیرون، شب عروسی دعوته.
تو عروسی تک و تنها ژله رو روی باقالی پلو میریزه و با لذت میخوره. او براستی چیزی برای از دست دادن ندارد! میخواستم به عنوان حسن ختام مطلب بگم «بیایید این دوازده نفر را درک کنیم، شاید یک روز ما هم چنین سرنوشتی پیدا کنیم» که دیدم مثل این که تو رایگیری جزئیات برجام یارگیری کردن و از ۱۲ نفر شدهاند ۱۳ نفر و کم کم دارن تقسیم میتوز میکنن. پشیمون شدم. دیگه نباید درکشون کرد، بیشتر درکشون کنیم همینجوری تولید مثل میکنن و زیاد میشن و فردا باید با موچین دو سه تا موافق و مخالف از تو مجلس پیدا کنیم. درک نکن آقا، درک نکن خانم. بذار همینطور رو دوازده بمونن.
#آیدین_سیارسریع
#طنز
@AdabSar
تیپولوژی ممتنعان
چند روز از تصویب کلیات برجام تو مجلس میگذره و من هنوز تو فکر اون دوازده نفری هستم که به مساله به این مهمی رای ممتنع دادن. یعنی طرف این همه تبلیغ کرده، جون کنده، شام و ناهار داده، با خون جیگر راه پیدا کرده به مجلس، از اون طرف یه سری رفتن دو سال شب و روز مذاکره کردن، ظریف دندون و کمر و پای راستش رو از دست داد، اگه یه کم دیگه مذاکرات ادامه پیدا میکرد از ظریف فقط ۳۰۰ گرم لوزالمعده میموند که با همون مذاکره میکرد، یه سری تهدید به مرگ شدن، معادلات منطقه به هم خورد و مهمترین توافق قرن به رای گذاشته شد، اونوقت دوازده نفر از طرف چند هزار نفر موکلشون میگن برای ما فرقی نداره. یعنی من دارم تصور میکنم موقعی که برجام به رای گذاشته شد اینا چی گفتن. «ممنون، صرف شد»؟ «نظر خاصی ندارم»؟ «من یه موز بر میدارم»؟
تنها امیدواری من اینه که کسی از بین این دوازده نفر نگفته باشه «ما رو وارد سیاست نکنین». تصوری که آدم از این عزیزان ممتنع پیدا میکنه یه مرد تنهاست که یه شخم داره و معمولا دنیا و مافیها رو به این شخم حواله میده، خسته است، زنش گذاشته رفته و خونه رو گند برداشته، دوازده ظهر از خواب پا میشه و نیمرویی که از دیشب مونده رو گرم میکنه و میخوره، بعدش چایی میچسبه ولی تازه دمش تو خونه پیدا نمیشه. تو مجلس اما همیشه چایی تازهدم هست. شال و کلاه میکنه و میره مجلس، وسط چایی خوردن یهو رایگیری شروع میشه. شِت… الان چه موقع رایگیری بود. سریع هورت آخر چایی رو که میکشه و با رای ممتنعی که میده وظیفه بررسی مساله مورد رایگیری رو به شخمش که بیکار افتاده توی خونه واگذار میکنه. از مجلس میزنه بیرون، شب عروسی دعوته.
تو عروسی تک و تنها ژله رو روی باقالی پلو میریزه و با لذت میخوره. او براستی چیزی برای از دست دادن ندارد! میخواستم به عنوان حسن ختام مطلب بگم «بیایید این دوازده نفر را درک کنیم، شاید یک روز ما هم چنین سرنوشتی پیدا کنیم» که دیدم مثل این که تو رایگیری جزئیات برجام یارگیری کردن و از ۱۲ نفر شدهاند ۱۳ نفر و کم کم دارن تقسیم میتوز میکنن. پشیمون شدم. دیگه نباید درکشون کرد، بیشتر درکشون کنیم همینجوری تولید مثل میکنن و زیاد میشن و فردا باید با موچین دو سه تا موافق و مخالف از تو مجلس پیدا کنیم. درک نکن آقا، درک نکن خانم. بذار همینطور رو دوازده بمونن.
#آیدین_سیارسریع
#طنز
@AdabSar
#مجید
عقیده، اعتقاد = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
بی اعتقاد = ناباور
نمونهها:
عقیدهی مسیحیان بر تثلیث الهی است=
باور ترسایان به سهگانگی ایزدیست
كتب ظالّه كه عقاید كفار را انتشار میدهند ممنوع هستند =
نسکهای گمراهگر كه باورهای بددینان را میگسترند، ناروا یند
من معتقدم كه او را مجبور كردهاند =
من میپندارم كه او را واداشتهاند
به باور من، او را وادار كردهاند
به پندار من، او را وادار كردهاند
به پنداشت من، او را وادار كردهاند
آیا باید به اعتقادات همه احترام گذاشت؟ =
آیا باید به باورهای همه ارج نهاد؟
آیا باید باورمندیهای همگان را بهدیدهی ارج نگریست؟
#پارسی_پاک
@AdabSar
عقیده، اعتقاد = باور، پندار، پنداشت، دیدگاه
بی اعتقاد = ناباور
نمونهها:
عقیدهی مسیحیان بر تثلیث الهی است=
باور ترسایان به سهگانگی ایزدیست
كتب ظالّه كه عقاید كفار را انتشار میدهند ممنوع هستند =
نسکهای گمراهگر كه باورهای بددینان را میگسترند، ناروا یند
من معتقدم كه او را مجبور كردهاند =
من میپندارم كه او را واداشتهاند
به باور من، او را وادار كردهاند
به پندار من، او را وادار كردهاند
به پنداشت من، او را وادار كردهاند
آیا باید به اعتقادات همه احترام گذاشت؟ =
آیا باید به باورهای همه ارج نهاد؟
آیا باید باورمندیهای همگان را بهدیدهی ارج نگریست؟
#پارسی_پاک
@AdabSar