ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
#پریسا

باران بهانه بود
که تو زیر چتر من
تا انتهای کوچه بیایی
و دوست داشتن
مثل گُلی
شکوفه کند
بر لبان‌مان!

#جواد_محقق
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

عقب‌نشینی می‌کنم
تا هجوم تو
به مرزهای گشوده‌ام...

کشورم را بگیر

دشت و دریا
کوه و کویر
ارزانی عهدنامه‌ی گلستانت!

#باران_حجتی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

در کنج لبت ظرف عسل بود و نديدم
چشمان تو تاراج غزل بود و نديدم

فرياد شدی، شعر شدم، حادثه رخ داد
آغوش تو ميدان عمل بود و نديدم!

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

"بورخس" همیشه از این پرسش که "فایده‌ی ادبیات چیست؟" برآشفته می‌شد.
او این پرسش را ابلهانه می‌شمرد و در پاسخ آن می‌گفت "هیچ کس نمی‌پرسد فایده‌ی آواز قناری و غروب زیبا چیست." اگر این چیزهای زیبا وجود دارند و اگر به یُمنِ وجود آن‌ها، زندگی در یک لحظه کمتر زشت و کمتر اندوه‌زا می‌شود، آیا جستجوی توجیه عملی برای آن‌ها کوته‌فکری نیست؟

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
🔥1
#پریسا
۱
ادبیات، عشق و تمنّا و رابطه‌ی جنسی را عرصه‌ای برای آفرینش هنری کرده است. در غیاب ادبیات، اروتیسم وجود نمی‌داشت. عشق و لذت و سرخوشی بی‌مایه می‌شد و از ظرافت و ژرفا و از آن گرمی و شوری که حاصل خیال‌پردازی ادبی است، بی‌بهره می‌ماند. براستی گزافه نیست اگر بگوییم آن زوجی که آثار گارسیلاسو، پترارک، گونگورا یا بودلر را خوانده‌اند، در قیاس با آدم‌های بی‌سوادی که سریال‌های بی‌مایه‌ی تلویزیونی آنان را بدل به موجوداتی ابله کرده، قدر لذت را بیشتر می‌دانند و بیشتر لذت می‌برند. در دنیایی بی‌سواد و بی‌بهره از ادبیات، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آن‌چه مایه‌ی ارضای حیوانات می‌شود نخواهد بود و هرگز نمی‌تواند از حد ارضای غرایز بدوی فراتر برود.

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا
۲

ادبیات برای آنان که به آن‌چه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان‌گونه که هست، راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جان‌های ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آن‌چه دارند، خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می‌آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد. تاختن در کنار روسینانته (اسب مشهور دن کیشوت) زار و نزار و دوش به دوش شه‌سوار پریشان دماغ لامانچا، پیمودن دریا بر پشت نهنگ همراه با ناخدا اهب، (شخصیت اول رمان موبی دیک)، سرکشیدن جام ارسنیک با مادام بوواری؛ این همه راه‌هایی است که ما ابداع کرده‌ایم تا خود را از خطاها و تحمیلات این زندگی ناعادلانه خلاص کنیم، زندگی‌ای که ما را وا می‌دارد همیشه همان باشیم که هستیم، حال آن‌که ما می‌خواهیم آدم‌های بسیار متفاوت باشیم، تا بسیاری از تمناهایی را که بر ما چیره‌اند پاسخ گوییم.

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا
۳

یکی از اثرات سودمند ادبیات در سطح زبان تحقق می‌یابد. جامعه‌ای که ادبیات مکتوب ندارد، در قیاس با جامعه‌ای که مهم‌ترین ابزار ارتباطی آن، یعنی کلمات، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته، حرف‌هایش را با دقت کمتر و غنای کمتر و وضوح کمتر بیان می‌کند. جامعه‌ای بی‌خبر از خواندن که از ادبیات بویی نبرده، هم‌چون جامعه‌ای از کرولال‌ها دچار زبان‌پریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتدایی‌اش، مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت. این در مورد افراد نیز صدق می‌کند. آدمی که نمی‌خواند، یا کم می‌خواند یا فقط پرت و پلا می‌خواند، بی‌گمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف می‌زند اما اندک می‌گوید، زیرا واژگانش برای بیان آن‌چه در دل دارد بسنده نیست.

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا
۴

دنیای بدون ادبیات، دنیای بی‌تمدن، بی‌بهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خامکار در شور و شر عشق، این کابوسی که برای شما تصویر می‌کنم، مهم‌ترین خصلتش سازگاری و تن دادن انسان به قدرت است. از این حیث، این دنیا، دنیایی مطلقن حیوانی است. غرایز اصلی تعیین کننده‌ی رفتار روزانه می‌شوند و ویژگی عمده‌ی این زندگی مبارزه در راه بقا، ترس از ناشناخته‌ها و ارضای نیازهای مادی است. جایی برای روح باقی نمی‌ماند. در این دنیا یکنواختی خردکننده‌ی زندگی با ظلمت شوم بدبینی همراه خواهد شد و با این احساس که زندگی انسانی همان است که باید باشد و همواره چنین خواهد بود، هیچ‌کس و هیچ‌چیز قادر به تغییر آن نیست.

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#مجید

از آنجایی که بندواژه‌ی (حرف ِ ) "ط" تازی‌ست (عربی‌ست) و جابی در زبان پارسی پاک ندارد، پس نباید واژه‌هایی که پارسی‌اند و یا تازی نیستند را با "ط" نوشت!

از این رو واژه هایی مانند "صد، طوطی، اطاق، طوفان، طراز، طاووس، طپش، طبرستان و طالش" را باید به گونه‌ی "سد، توتی، اتاق، توفان، تراز، تاووس، تپش، تبرستان و تالش" بنویسیم.

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#مجید

"شست" به مانی (معنی) انگشت بزرگ و "شست" به مانی ۶۰، هر دو واژگانی پارسی هستند،
بنابراین نوشتن یكی با "ص" که بندواژه‌ای (حرفی) تازی و بیگانه است درست نیست!

سد (۱۰۰) هم از شمارگان پارسی‌ست و نباید با "ص" نوشته شود.

پس:
ـ 👍 = شست
ـ ۶۰ = شست
ـ ۱۰۰ = سد

#پارسی_پاک
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

عشق
هر دم بازآفریدن خود است!
شعله‌اش را نگه‌دار
تا پایدار بماند...

#آلن_بدیو
#سخن_بزرگان
@AdabSar
🔥1
#پریسا

به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود!

#علیرضا_آذر
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

خواب ديدم نيستی
تعبير آمد می‌رسی

هرچه من ديوانه بودم،
ابن‌‌سيرين بيشتر!

#امیرعلی_سلیمانی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

برای آشتی
دلايلت چقدر منطقی است

وقتی
با زبان بوسه حرف می‌‌زنی!

#صبا_كاظميان
#شعر_ایران
AdabSar
🔥1
#مجید

واژه‌ی «فلان» تازی است، ولی واژه‌ی «بهمان» پارسی‌ست.

پس:

فلانی = بهمانی

فلان شخص = بهمان كس

فلان و بهمان = بیسار و بهمان

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا

یک دکمه‌ی پیراهنت افتاد! چه خوب
گرمای تنت به روی هفتاد! چه خوب

تو به دکمه و من چشم به تو می‌دوزم
در چیدن میوه، شدم استاد! چه خوب

#میلاد_عبدی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد، بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود!

از کتاب #سمفونی_مردگان
نویسنده #عباس_معروفی
#ادبیات_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

هنگامی در معرض این خطر قرار می‌گرفتم که رهایم کنند، عشق یا بزرگواری نبود که مرا بر می‌انگیخت! بلکه فقط میل به محبوب بودن و احقاق آنچه حق خود می‌دانستم، باعث آن می‌شد. به محض آنکه مورد محبت قرار می‌گرفتم و حریفم را از نو فراموش می‌کردم، باز جلوه می‌فروختم، بهبود می‌یافتم، دوست داشتنی می‌شدم.

از کتاب #سقوط
نویسنده #آلبر_کامو
#ادبیات_جهان
@AdabSar
🔥1
#مجید

"عجز" و واژه‌های هم‌ریشه‌ی آن، تازی و بیگانه هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آنان را به‌کار گیریم.

عجز= درماندگی، ناتوانی، سستی
عاجز = ناتوان، سست
عجوزه = پیرزن، فرتوت
معجزه = فرجود

نمونه‌ها:

توهین كردن علامت عجز است =
دشنام نشانه‌ی ناتوانی‌ست
دشنام نماینده‌ی سستی‌ست
خوارداشت، نشانگر سست‌منشی‌ست

من از این عمل عاجزم =
من ناتوان از این كارم
من در این كار ناتوانم
من نمی‌توانم این كار را بكنم

شق‌القمر معجزه‌ی محمدی‌ست و احیاء اموات معجزه‌ی عیسوی=
شكافت ماه، فرجود محمدی‌ست و زنده كردن مردگان فرجود ایسایی.

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا

لااقل بگو نمی‌خواهی برگردی
این‌طوری تکلیف خودم را می‌دانم؛
و باز...
منتظرت می‌مانم!

#کامران_رسول_زاده
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

نجات و واژه‌های هم‌ریشه‌ی آن تازی هستند و بهتر است که جایگزین پارسی آن را به‌کار گیریم.

نجات = رهایی
منجی = رهاننده
ناجی = رهیده

نمونه ها:
برای نجات دادن معدنچیان باید سعی وافر كرد =
برای رهانیدن كانی‌گران باید تلاش فراوان كرد

به ‌عقیده‌ی مسیحیان، عیسی منجی عالم بشریت است =
از دید ترسایان، ایسا رهاننده‌ی جهانیان است

به اعتقاد شیعیان، عالم بشریت ناجی به دست امام زمان خواهد بود =
به باور شیعیان، جهانیان رهیده به‌ دست امام زمان خواهند بود.

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1