ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
#پریسا

تویی که مرا درحال سقوط می‌بینی!
آیا تا به‌حال اندیشیده‌ای
که شاید تو وارونه ایستاده‌ای...؟

صاحب قلم ؟؟؟
#دلنوشته
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

یک بوسه و یک چای؛ هوا هم برفی‌ست
با خطبه‌ی چشم‌ات همه چیزم شرعی‌ست

گرمای تنت چه آتشی برپا کرد!
با بوسه‌ی تو، افت فشارم حتمی‌ست!

#میلاد_عبدی
#شعر_ایران
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

چقدر می‌ترسم تو را
نبوسیده از دنیا بروم!

اصلن کجا می‌توانم بروم؟
وقتی می‌دانم تمبرها

تا لبان پاک‌ ت را نبوسند،
به هیچکجا نمی‌رسند!!

#بهرنگ_قاسمی
#شعر_ایران
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

برفی سنگین نشست
درختی زیبا شد
درختی شکست...

#شهاب_مقربین
#شعر_ایران
@AdabSar
1
#پریسا

برای اینکه وضع شما دیگر مشکوک نباشد،
باید اصلن دیگر وجود نداشته باشید!

#سقوط
#آلبر_کامو
#ادبیات_جهان
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

نمی‌دانم چه خشخاشی‌ست در چشمان گیرایت
که مثلش نیست در کشتِ کشاورزان افغانی!

#کنعان_محمدی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

جهان پیشینم را انکارمی‌کنم
جهان تازه‌ام رادوست نمی‌دارم
پس گریزگاه کجاست
اگرچشمانت سرنوشت من نباشد؟

#غاده_السمان
#شعر_جهان
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

من تماشای تو می‌کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند!

#هوشنگ_ابتهاج
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

#الاغ_جون / بخش چهارم و پایانی

بیست‌وپنج سال پیش از این، یکی از ماها، یعنی یک نفر آدم (که هیچ کس نبود)، در همین کاخی که مقر فرماندهی بی‌چون و چرای فرشته خانم ملقب به عدالت است، به‌کار مشغول می‌شود. البته ۲۵ سال پیش از این، از خوش‌شانسی الاغ‌ها، آدم‌ها آنقدر روشن نبودند که بفهمند در این دنیای گرفتار، آدمیت کمال اشتباه است!

و بنابراین طبعن نمی‌دانستند که سعادت سر و کارش فقط با طویله‌های الاغ‌هاست و با کلبه‌ی آدم‌ها میانه‌ای ندارد! نه! این‌ها را هیچ نمی‌دانستند! و به‌خاطر عدم احاطه به این قبیل علوم بود که آن آدم ۲۵ سال پیش تصمیم گرفت مثل بچه‌ی آدم در پیشرفت معنویات آسمانی فرشته خانم بدون هیچ چشم داشت از هیچ‌کس در کاخ دادگستری خدمت کند!

۲۵ سال تمام شب و روز شرافت‌مندانه کار کرد. در عرض این مدت آن‌قدر مواظب حفظ شرافت خود بود که هیچ متوجه نشد کی و چگونه زمان بی‌مروت جوانی‌اش را بلعید! تا این‌که پس از ۲۵ سال یک‌باره احساس کرد که یک عمر به سلامتی سر مادمازل فرشته‌ی عدالت شب و روز تحت عنوان زندگی، تمرین خودکشی می‌کرده است و سپس احساس کرد که تمرین کافی‌ست! خیلی خونسرد اما دل شکسته و عاصی تصمیم گرفت و با فشار دادن ماشه‌ی یک طپانچه به تمرین ۲۵ سال خودکشی پایان دهد.

الاغ جون!
آن آدم ۲۵ سال تمام در محلی جان می‌کند که شب و روز فرشته‌ی عدالت بر تارک آن مشغول پاسداری است! در عرض این مدت این فرشته‌ی اشتباهی حتا یک بار نپرسیده بود که در مورد او و فرزندان بی‌‌گناهش عدالت تا چه پایه اجرا می‌شود!

تصورش را بکن ۲۵ سال و هر سال ۳۶۵ روز و هر روز ۴ بار این آدم شرافت‌مند را دیده بود؛ اما درباره سرنوشت او حتا یک بار از او هیچ نپرسیده بود!
آن آدم مرد! جلوی چشم فرشته‌ی عدالت مرد. وفرزندانش را -لابد- باز به دست عدالت سپرد!

میدانی الاغ جونز فرزندان آدم مثل کره‌های تو، سد [صد] پدر ندارن که اگر ۹۹ تاشون مرد، باز یکی‌شان بالای سر کره‌ها باشد! فرزندان آدم شیر یک مادر را می‌خورند و زیر سایه یک پدر بزرگ می‌شوندز

الاغ جون!
خوب می‌دانم که این قبیل فجایع برای شما الاغ‌ها مسائلی بی‌اهمیت و زیرپا افتاده است. اما برای آدم‌ها فریاد آن طپانچه‌ای که آن مرد را به دیار عدم سپرد، به‌منزله‌ی طنین ناقوس حقیقتی است که از بیکران فردای انسانی دیدگان فرشته‌ی بیگناه عدالت را که با نوار طلائی بخوابی اجباری محکوم کرده‌اند برای همیشه باز خواهد کرد!

دیگر عرضی ندارم
قربون تو
قربون هر چی خره

#نامه_ای_به_یک_الاغ
#کارو_دردریان
#ادبیات_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

كوشش در پارسى‌نويسى كاری تازه نيست. نزديک به هزار سال پيش از اين، "بيرونى" و "پورسينا" (ابن‌سینا) و پيش از هر دوی آنان دانشمندی به نام "بخارايى"، كوشيدند كتاب‌های خود را تا اندازه‌ای به پارسى بنويسند.
از اين رهگذر، واژه‌های پارسى ساخته يا به هر روی در نوشته‌های خود به كار گرفته‌اند كه تا اندازه‌ای راهگشای پارسى‌نويسان نیز بوده است.

نمونه‌هايى از واژگانى كه "ابوريحان بيرونى" در "تفهیم" خود به كار برده:
دوری: بُعد
راست‌پای: متساوی‌الساقين
زبرنگر: عالى‌النظر
بسيارپهلو: كثيرالاضلاع
همبازی: شركت
سپس‌رو: تابع، تالى، مقلد
شكافتن: اشتقاق

نمونه‌هايى از واژگانى كه "پورسينا" به كار گرفته:
بهره‌پذير: قابل‌قسمت
پيوستگى: اتصال
مايه: ماده
كنا: فاعل
زايش‌ده: مولد
بستناكى: انجماد
ايستاده به خود: قائم بالذات

از كارهای "ناصر خسرو":
آرميده: ساكن
بسودنى: ملموس
زبريدن: سقوط
سپسى: تاخر
چرايى: علت
بسياری: كثرت

از نوشته‌های افضل‌الدين كاشانى:
مردمى: انسانيت
گزارنده: شارح، مفسر
پيدايى: ظهور
خواستاری: شوق
جان گويا: نفس ناطقه
شكافته: ناشى شده
نايابندگى: عدم ادراک
گنجايى: ظرفيت

از فهرست تفسير "كشف‌الاسرار و عده‌الابرار":
ستيهنده: متعصب
جز كردن: تبديل كردن
كژ پيمان: خائن
نسپاسى: كفران
گردن‌نهاده: مسرم
هم‌ديداری: ملاقات، مصاحبت
خواهش‌گری: شفاعت

#پارسی_پاک
@AdabSar
👍1🔥1
#پریسا

شیطان (آل پاچینو): بذار راجع به خدا بهت یه‌کم اطلاعات بدم.
اون به انسان‌ها غریزه رو می‌ده...
این هدیه‌ی فوق‌العاده رو می‌ده و بعد چی‌کار می‌کنه؟

اون قوانینش رو بر خلاف غرایز تنظیم می‌کنه.
«نگاه کن ولی دست نزن»
«دست بزن ولی مزه‌مزه نکن»
«مزه‌مزه بکن ولی قورت نده»

از فیلم #وکیل_مدافع_شیطان
ساخته‌ی #تيلور_هاكفورد
@AdabSar
🔥1
#پریسا

اسمت
بدجور به لب‌هایم می‌آید!

صدایت که می‌کنم
زیبا می‌شوم...

#الیکوبانو
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

یک مرد برای عاشق شدن

به یک لحظه نیاز دارد

برای فراموش كردن

به یک عمر!

#نزار_قبانی
#شعر_جهان
@AdabSar
🔥1
#پریسا

فردا
باز هم به تو فکر خواهم کرد

مثل دریا
به ادامه‌ی خویش...

#سیدعلی_صالحی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

باران بهانه بود
که تو زیر چتر من
تا انتهای کوچه بیایی
و دوست داشتن
مثل گُلی
شکوفه کند
بر لبان‌مان!

#جواد_محقق
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

عقب‌نشینی می‌کنم
تا هجوم تو
به مرزهای گشوده‌ام...

کشورم را بگیر

دشت و دریا
کوه و کویر
ارزانی عهدنامه‌ی گلستانت!

#باران_حجتی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

در کنج لبت ظرف عسل بود و نديدم
چشمان تو تاراج غزل بود و نديدم

فرياد شدی، شعر شدم، حادثه رخ داد
آغوش تو ميدان عمل بود و نديدم!

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

"بورخس" همیشه از این پرسش که "فایده‌ی ادبیات چیست؟" برآشفته می‌شد.
او این پرسش را ابلهانه می‌شمرد و در پاسخ آن می‌گفت "هیچ کس نمی‌پرسد فایده‌ی آواز قناری و غروب زیبا چیست." اگر این چیزهای زیبا وجود دارند و اگر به یُمنِ وجود آن‌ها، زندگی در یک لحظه کمتر زشت و کمتر اندوه‌زا می‌شود، آیا جستجوی توجیه عملی برای آن‌ها کوته‌فکری نیست؟

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
🔥1
#پریسا
۱
ادبیات، عشق و تمنّا و رابطه‌ی جنسی را عرصه‌ای برای آفرینش هنری کرده است. در غیاب ادبیات، اروتیسم وجود نمی‌داشت. عشق و لذت و سرخوشی بی‌مایه می‌شد و از ظرافت و ژرفا و از آن گرمی و شوری که حاصل خیال‌پردازی ادبی است، بی‌بهره می‌ماند. براستی گزافه نیست اگر بگوییم آن زوجی که آثار گارسیلاسو، پترارک، گونگورا یا بودلر را خوانده‌اند، در قیاس با آدم‌های بی‌سوادی که سریال‌های بی‌مایه‌ی تلویزیونی آنان را بدل به موجوداتی ابله کرده، قدر لذت را بیشتر می‌دانند و بیشتر لذت می‌برند. در دنیایی بی‌سواد و بی‌بهره از ادبیات، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آن‌چه مایه‌ی ارضای حیوانات می‌شود نخواهد بود و هرگز نمی‌تواند از حد ارضای غرایز بدوی فراتر برود.

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا
۲

ادبیات برای آنان که به آن‌چه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان‌گونه که هست، راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جان‌های ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آن‌چه دارند، خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می‌آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد. تاختن در کنار روسینانته (اسب مشهور دن کیشوت) زار و نزار و دوش به دوش شه‌سوار پریشان دماغ لامانچا، پیمودن دریا بر پشت نهنگ همراه با ناخدا اهب، (شخصیت اول رمان موبی دیک)، سرکشیدن جام ارسنیک با مادام بوواری؛ این همه راه‌هایی است که ما ابداع کرده‌ایم تا خود را از خطاها و تحمیلات این زندگی ناعادلانه خلاص کنیم، زندگی‌ای که ما را وا می‌دارد همیشه همان باشیم که هستیم، حال آن‌که ما می‌خواهیم آدم‌های بسیار متفاوت باشیم، تا بسیاری از تمناهایی را که بر ما چیره‌اند پاسخ گوییم.

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar
#پریسا
۳

یکی از اثرات سودمند ادبیات در سطح زبان تحقق می‌یابد. جامعه‌ای که ادبیات مکتوب ندارد، در قیاس با جامعه‌ای که مهم‌ترین ابزار ارتباطی آن، یعنی کلمات، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته، حرف‌هایش را با دقت کمتر و غنای کمتر و وضوح کمتر بیان می‌کند. جامعه‌ای بی‌خبر از خواندن که از ادبیات بویی نبرده، هم‌چون جامعه‌ای از کرولال‌ها دچار زبان‌پریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتدایی‌اش، مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت. این در مورد افراد نیز صدق می‌کند. آدمی که نمی‌خواند، یا کم می‌خواند یا فقط پرت و پلا می‌خواند، بی‌گمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف می‌زند اما اندک می‌گوید، زیرا واژگانش برای بیان آن‌چه در دل دارد بسنده نیست.

از کتاب #چرا_ادبیات
اثر #ماریو_بارگاس_یوسا
برگردان #عبدالله_کوثری
#ادبیات_جهان
@AdabSar