ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
مرسی که هستی
وهستی رارنگ می‌آمیزی
هیچ چیز ازتونمیخواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو
نه!راه نرو
میترسم پلک بزنم
دیگرنباشی!
#ع_معروفی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸

«از قبیل» و «از این قبیل» واژه‌هایی بیگانه‌اند که به‌کار بردن آنها زبان ما را کم‌مایه کرده است.

از قبیل = همچون، مانند، بمانند، همانند

از این قبیل = از این دست، از این گونه، بدینسان

نمونه:
دلیل انتشار شایعاتی از این قبیل چیست؟ =
انگیزه‌ی پراکنِشِ دهانزدهایی از این دست چیست؟

مضرات چیپس از این قبیل است =
زیان‌های چیپس بدینسان است

از این قبیل انسان‌ها کم نیستند =
از این گونه آدم‌ها کم نیستند

در «ادب‌سار» به موضوعاتی از قبیل فارسی‌گویی، شعر، موزیک و دلنوشته پرداخته می‌شود =
در «ادب‌سار» به جستارهایی همچون پارسی‌گویی، چکامه، آهنگ و دلنوشته پرداخته می‌شود

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
نه...

گفته بودم بی تو می‌میرم، ولی این‌بار... نه!
گفته بـودی عاشقــم هستی، ولی انگار... نه!
@AdabSar
هرچه گویی دوستت‌دارم به‌جز تکرار نیست
خو نمی‌گیــــرم به این تکــرار توتی‌وار... نه!

تا که پابندت شوم از خویـــش می‌رانی مرا
دوست دارم همدمت باشم، ولی سربار... نه!

دل‌فروشی می‌کنی، گویا گمان کردی که باز
با غــــرورم می‌خرم آن را در این بازار... نه!

قصد رفتن کــرده‌ای تا باز هم گویـــم بمان
بار دیگر می‌کنم خواهش، ولی اصرار... نه!

گه مـرا پس می‌زنی، گه باز پیشــــــــم می‌کشی
آنچه دستت داده‌ام نامش دل است، افسار... نه!

می‌روی، اما خودت هم خوب می‌دانی عزیز
می‌کنی گاهــی فـــرامـوشم، ولی انکار... نه!

سخت می‌گیری به من، با اینهمه از دست تو
می‌شـــوم دلگیـــر شاید نازنین، بیــــزار... نه!

#پریناز_جهانگیرعصر
#شعر_ایران
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👆👆👆 بخوانیــــــــــــــد👆👆👆

💞💞💞 یک دلبرانه‌ی زیبا 💞💞💞

👇👇👇بشنویـــــــــــــــد👇👇👇
💫

دیدن روی تو درخویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی‌ام را شب طوفانی گرداب گرفت

در قنوتم ز خدا "عقل" طلب می‌کردم
"عشق" اما خبر از گوشه محراب گرفت

نتوانست فراموش کند مستی را
هرکه از دست تو یک قطره می ناب گرفت

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می‌شود از حافظه آب گرفت...؟


@AdabSar
🍃🌻🍃🌻
💫

اشک امشب گشته تنها صادرات سینه‌ام
وارداتش خاطراتی تلخ از پیشینه‌ام

من که در اجلاس غم عضوی دمادم ثابتم
درد شد حق اضافه کاری آدینه‌ام

حکم تحریم خوشیها ورشکستم کرده است
همچو مرغی درقفس بی آب ودان و چینه‌ام

کوچه باغ و دخترخان وسپس درد فراق
حاصلش موی سپیدی گشته درآیینه‌ام

منکه رو اندازی ازجنس غزل دارم کنون
از ورایش بیند او هم سینه بی کینه‌ام

برترین کاخ همایش حومه چشمان توست
ای ابر قدرت بیا این جان و این گنجینه‌ام


@AdabSar
🌺🌿🌺🌿
💫
روزی بیا که برای آمدن دیر نشده باشد!

در نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده‌ام

جز ایمانِ به بازگشت تو!!

#نیکی_فیروزکوهی
@AdabSar
🌺🌺
سه سروده‌ی زیبا، کاری از همراه ارجمند ادب‌سار، بانو آرزو نوری، پیشکش دوستان می‌شود.
از ایشان سپاس‌‌گزاریم. 🌹🌹
💣🔫
@AdabSar

پدرانمان را درآوردند
در سلاخی‌ها و کشتارها
و دست‌هایشان
هنوز هم
از خون تو رنگین است
خاک
آلوده به خون توست

دیرگاهی است
چگونه بودن‌ام
مفهومی ندارد
چگونه زیستن‌ام...

هر آرزو
حسرتی است
به وسعت دست‌های تو
که محکوم‌اند به گناه
وقتی دستم را می گیری
لبخندت
که چوبه‌ی داری است
وقتی به شکوفه می‌نشیند

بسنده می‌کنم
به لقمه نانی
که از پی اعصار
بوی نفت می‌دهد
و تا از پستی و بلندی‌های حلقومم
پایین برود
هزار چرخ می‌خورد...

#آرزو_نوری
#شعر_ایران
@AdabSar
🌿🌱🍃🌾
دهان خدا را درز گرفته‌ام
بعد از این
هیچ آیه‌ای
تطهیرم نمی‌کند!

#آرزو_نوری
#شعر_ایران

@AdabSar
کلیک می‌کنم
روی نام تو
بن‌بستی است
با علامتی زرد!
فیلتر...

#آرزو_نوری
#شعر_ایران
@AdabSar
❤️⛔️❤️⛔️
💫


این قافله عمر عجب می‌گذرد
دریاب دمی که با طرب می‌گذرد!

ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد!


#خیام
@AdabSar
💫

خدایا! من همین هستم که هستم
من اصلا کافرم، حواپرستم

بهشتت را گرفتی! نوش جانم
هنوز از «سیب سرخ عشق» مستم!


#محمد_شفاعتی_فر
@AdabSar
💫
من کوروشم
پسر ماندانا و کمبوجیه
ای مردمان
شادی از آن شماست
و هر که شادی مردم را نمی‌خواهد
از ما نیست
او بردهٔ بی مزد اهریمن است

@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
دلبری عشوه‌ده ِسرکش ِخونخوارش ده

تا بداندکه شب ما به‌چه‌سان می‌گذرد
غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده

#مولوی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
چکامه‌ای زیبا، فرستاده‌ی «بانو مهین» که با سپاس از ایشان، پیشکش هموندان می‌شود.🌹
👇👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز

این خانه‌ی شکسته چکیدن گرفت باز

#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
چکامه‌ای زیبا، فرستاده‌ی «بانو منیژه» که با سپاس از ایشان، پیشکش هموندان می‌شود.🌹
👇👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
بیتی که یاد و نام تو در آن نوشته شد

یک بیت ساده نیست، که بیت‌المقدس است

#میلاد_عابدینی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤️❤️❤️❤️
@AdabSar

جشن سپندارمزدگان (جشن دلدادگان)

اسپند در پارسی و سپندارمزد در پهلوی و سپنته آرمییتی در اوستا، بخش نخست سپنت یا سپند به چم پاک و مقدس و بخش دوم به چم فروتنی و در اوستا به چم زمین و در پهلوی آن را به خرد والا برگرداندند.

سپندارمزد امشاسپند نگهبان زمین است و برابر باورهای کهن ایزد بانوی زمین سرسبز و نشانی از باروری و زایش بوده و هست.

ایرانیان او را سرچشمه مهر و محبت و بردباری و شکیبایی اهورامزدا می‌دانستند.
سپندارمزد، امشاسپندی (فرشته‌ای) است که به مانند زمین شکیبا، فروتن و بارور است و آرامش و سازش در هم سویی با پیرامون از ویژگی‌های اوست. از این رو بانوان را به شوند شکیبایی و فروتنی و سازش در برابر پیرامون درون و پیرامون و زایش و باروری به او نسبت داده و بانوان را از تبار خجسته او دانسته‌اند. چرا که بانوان در وفاداری، مهرورزی، شکیبایی و سخاوت به او می‌مانند. از این رو پنجم اسپند ماه هر سال روز ویژه بانوان است و در این روز بانوان ایران مورد ستایش قرار می‌گیرند.
به شوند جشن سپندارمزد، مردان پارسی بایسته بودند برای نکوداشت بانوان خانواده خویش، مانند مادر، همسر و خواهر بکوشند و هدایایی به آنان پیشکش کنند.
این روز برابر باورهای باستانی روز فرمانروایی بانوان و فرمانبرداری مردان بوده و هست و امر بانوان در این روز به دیده مردان نگاشته می‌شود و به دیده نهادن فرمان بانوان در این روز، ادب مردانه را جلوه‌گر می‌سازد.

ابوریحان بیرونی در کتاب "التفهیم فی صناعه التنجیم" از این جشن با عنوان مردگیران یاد کرده و آورده است که:
در جشن مردگیران برابر باور مردم رقعه کژدم بر سر در خانه‌ها می‌آویختند تا از گزند در امان بمانند. این جشن، پنجم روز اسپند ماه است.
پارسیان نبشتن رقعه کژدم را بر دیگران خوانند چرا که "بانوان بر شوهران اقتراح‌ها کردندی و آرزوها خواستندی"

در فرهنگ معین، رقعه کژدم چنین به تعبیر آمده است:
جشنی در ایران باستان در روز پنجم از سپندارمزد ماه از آغاز دمیدن روشنایی تا بر آمدن آفتاب که در آن چشم پناهی بر برگ‌های چهارگوش می‌نوشتند و بر سه سمت دیوارهای خانه می‌چسباندند و دیوار برابر صدرخانه را باز می‌گذاشتند.

در بیشتر بن مایه‌ها از این جشن با عنوان مژده‌گیران یاد شده است و رسم پی‌درپی و محوری آن که نکو داشت بانوان است که در جهت خشنودی سپندارمزد برگزار می‌شد و در این روز هر کاری که رنجش خاطر بانوی ایرانی را در پی داشته بی‌گمان نکوهش می‌شد.
تنها دشمن سپندارمزد، دیو ناخشنودی و خیره سری "ترومیییتی"‌ بوده و همیستار یا رقیب او محسوب می‌شد و هر آنکه در این روز شوند ناخشنودی سپندارمزد و نماد وجود او یعنی بانوان را فراهم می‌آورد، در زمره یاران هم‌باور ترومیییتی به شمار می‌آمد.
در گات‌های زرتشت هجده بار از آرمییتی یاد شده و آمده است که:
"زرتشت از آرمییتی درخواست آرامش‌بخشی به کشتزارها و چراگاه‌ها و جانوران را نموده و درخواست کرده تا این فرمانروای نیک، دخترش را در گزینش شوی شایسته یاری دهد."

بنابراین، برابر گات‌ها تقدس حضور آرمییتی در اندیشه آیینی ایران کهن به اثبات می‌رسد.
از سویی دیگر برابر شاهنامه، آرمییتی به منوچهرشاه فرمان داده است تا برای آرش کمانگیر، تیر و کمان بسازد تا در هنگامه‌ی نیاز از سرزمین پاک ایران مرزهای پاک آن پاسبانی کند.

در سراسر اوستا در گرامی‌داشت بانو و ارتباط آن با زندگی و زمین فرازهایی آمده است که پیوند بانو و مرد را پیوند آسمان و زمین می‌شمارد. چرا که زن به شوند قدرت باروری و سخاوت و شکیبایی در پیوند با زمین است و مرد از آنجا که شرایط زایش زن را فراهم می‌آورد به آسمان می‌ماند. بدان جهت که آسمان باران می‌بارد و آفتاب هدیه می‌کند تا زمین را در آغوش امن خویش پرورش دهد و زمین زیر سایه‌ی آسمان انسان را می‌پرورد و سایر موجودات را به زندگی فرا می‌خواند و در آغوش می‌گیرد.

گفته می‌شود ۵ سپنته آرمییتی زرتشتی برابر با ۲۹ بهمن ماه خورشیدی روز جشن سپندارمذگان است.

@AdabSar
🌹🌹🌹🌹