ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
#مجید

در پارسی پاک، به‌جای سن، سنین و .. که واژه‌هایی عربی هستند، می‌توانیم واژه‌ی پارسی "سال/سالگی" را به‌كار ببریم:

كم سنّ (طفل)= كم ‌سال، خردسال
سن متوسط = میانسال
مسن = بزرگسال
خیلی مسن = کهنسال

سن‌تون چنده؟ = چند ساله‌اید؟
در سنین جوانی = درسال‌های جوانی
در سن سی سالگی = در سی سالگی
سنّ و سال = سال و روز
اسم و سن‌تونو بنویسید= نام و سالمندی‌تان را بنویسید، نام و سالگی‌تان را بنویسید، نام و سالتان را بنویسید
سنّ و سالی از ما گذشته = سال‌ها بر ما (یا از ما) گذشته.

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥2
#مجید

ای یار
كه در گریبانت
دوكبوتر توآمان بی‌تابند
و قلب پاک تو
با لرزش خوش كبوتران
به تنظیم ایقاع و آهنگ جهان برخاسته است
لبانت به طعم خوش صداقت آغشته است
و گرمای مهربان دستت
مرد را مرد می‌كند
و من
ایستاده‌ام
و به نیمه‌ی كهكشان می‌نگرم
كه در آن‌سویش
تو
عشق تقدیر می‌كنی
و من
كامل می‌شوم
ای زن زن!

#غاده_السمان
#شعر_جهان
@AdabSar
#پریسا

نازی‌ها
تانک داشتند

روس‌ها
توپ

انگلیسی‌ها
با لبخند
گندم‌زارهایمان را درو کردند...!

و
تو
از کدام کشوری
که با دست خالی، مرا غارت کردی؟!

#حجت_فرهنگ_دوست
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

#الاغ_جون / بخش نخست
من برخلاف کسانی که برای تو تره هم خرد نمی‌کنند، به تو کلی ارادت دارم.
به تو، به نبوغ تو، به فهم همه‌جانبه‌ی تو، به درک اجتماعی تو، به جهان‌بینی تو... باور کن کلی ارادت دارم!

از طرف دیگر به زندگی مرفه تو، به آرامش‌خاطر تو، به خونسردی تو در مقابل حوادث، به مهارت تو در خر کردن دیگران، به قدرت هنرپیشگی تو در تجلی خریت مصلحت‌آمیز... به همه‌ی این‌ها تا سرحد جنون حسادت می‌ورزم!

تصادفی نیست که تصمیم گرفته‌ام این چنین صمیمانه با تو چند کلامی درد دل کنم!
دلم می‌خواست لحظه‌ای چند خریت مصلحت‌آمیز خودت را کنار می‌گذاشتی، مرا همچون خودت خر می‌پنداشتی و همانطور ساده و خرکی به دردهای بی‌درمان من گوش می‌دادی!

#نامه_ای_به_یک_الاغ
#کارو_دردریان
#ادبیات_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

شعر می‌زایم!

وقتی که
نه مادرم
نه شاعر...!

#الیکوبانو
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

"فرار" یک واژه‌ی بیگانه و عربی‌ست که به جای آن می‌توان از واژه‌های زیبا و آهنگین پارسی بهره برد:

فرار= گـُریز

فرار كردن = گـُریختن

فراری = گریزان، گریزنده، گریزپا، گریخته

مـَفـَرّ = گریزگاه

فرّار = گریزگر، زودگریز

فراریان را دستگیر گردیم = گریختگان را دستگیر كردیم

او از كاركردن فراری است= او از كاركردن گریزان است

كلروفورم ماده‌ای فرّار است = كلروفورم ماده‌ای زودگـُریز است

#پارسی_پاک
@AdabSar
#بابک

گاهی باید به دورِ خود یک دیوار تنهایی کشید
نه برای اینکه دیگران را از خودت دُور کنی،
بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می‌کند...


#ژان_پل_سارتر
#سخن_بزرگان
@AdabSar
🔥1
#پریسا

#الاغ_جون / بخش دوم
عرض کنم به حضور مبارکت که ما (بلانسبت شما) در این دنیا آدمیم! نمی‌دانم چند سال و یا چندهزار سال پیش از این به عنوان «اشرف مخلوقات» صدها خروار قانون وضع کرده‌ایم و بعد برای اجرای این قوانین یکی از فرشتگان زیادی را بدون اجازه خدا از آسمان به زمین کشاندیم!

آن‌وقت... یک عدد ترازوی فکسنی به دست مبارک آن فرشته داده‌ایم و نام آن فرشته را به علاوه آن ترازو گذاشته‌ایم «فرشته عدالت»! من مطمئنم که چنین اسمی هرگز به گوش تو نخورده... برای اینکه تو هرگز احتیاجی به عدالت نداشته‌ای. کما اینکه تو خودت را از آن جهت به خریت زده‌ای که مبادا روزی از روزها «عدالت» خر شود و از تو انتظار تابعیت داشته باشد.

اما ما آدم ها، ما که می‌گوییم آدمیم، برای این فرشته‌ی ساخته خودمان -این فرشته‌ی خودمانی- آنقدر احترام قایل شده‌ایم که فرشته‌ی مادر مرده، پاک خودش را باخته است.

از یادش رفته که اصولاً برای چه از آسمان خدا به زمین بندگان خدا سرازیر شده... و بالاتر از آن، هیچ یادش نیست که فلسفه‌ی آن ترازوی فکسنی که به دستش داده‌اند، چیست!

بدتر از همه اینکه چشم‌هایش را هم بسته‌ایم. می‌دانی الاغ جون، بسته‌ایم تا هنگام قضاوت، دیدگانش با دیدگان هیچ کس تلاقی نکند... تا تمنای هیچ نگاه ملتمسی، تصادفن [تصادفا] او را از قضاوت عادلانه منحرف نسازند!

#نامه_ای_به_یک_الاغ
#کارو_دردریان
#ادبیات_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

گفتم نزنی رُژ که به اندازه‌ی کافی
سرخ‌ست لبت! بعد تو گفتی به تلافی:

من رُژ نزنم -دل نبرم- پس تو چگونه
می‌خواهی از عاشق شدنت شعر ببافی؟

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

او رفت و فقط جای رُژش مانده بجا
چندی‌‌ست جَبیره‌ای وضو می‌گیرم!

#مهدی_ذوالقدر
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#بابک


همچون مسافری
از پس سال های دور ، پشت در خیالت مانده ام …
یک شب مرا مهمان خواب و خیالت نمی کنی ….؟


#حسین_دریانی
#دل_نوشته
@AdabSar
🔥1
#پریسا

ﺍﮔﺮ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎرو ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﭘﯿﺎﺩﻩ‌ﺭﻭ ﭘﺴﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ می‌مردند،
ﺑﯽ‌ﮔﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﺁن‌ها ﺍﺭﺗﺸﯽ ﺑﺰﺭﮒ می‌ساﺧﺘﻢ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﺶ ﻧﺎﺯﯼﻫﺎ؛

ﻭ ﺍﺯ ﺩل‌باﺧﺘﮕﺎﻧﻢ می‌خوﺍﺳﺘﻢ
ﺟﺎن‌شاﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ
ﺗﻘﺪﯾﻢ کودکانی ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮓها ﺟﺎﻥ می‌سپارند!

ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺻﺪ ﺍﻓﺴﻮﺱ
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﻤﯽﻣﯿﺮﺩ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ هیچ‌گاﻩ ﺍﺭﺗﺸﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ!

#پولشکان_شرمانوف
#ادبیات_جهان
@AdabSar
🔥1
#پریسا

برای خاکی جان می‌دهم
که جز "خراب شده"
صدایش نمی‌کنم...

#الیکوبانو
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

یعنی اگر داغ و درفش‌مان کنند و به میخ و سیخ‌مان بکشند و از دروازه‌ی شهر آویزان‌مان فرمایند و... اگر سربه‌سر تن به کشتن دهیم، عمرن که کتاب بخوانیم!
ما اصلن یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب‌خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ماهی‌تابه ندارد!
چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت‌بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست!
یعنی حاضریم وقت‌مان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره‌های روی شانه‌مان تلف کنیم، اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم!

یکی از بارزترین خصوصیات ما ایرانیان که دیگر دارد به شناسنامه‌مان تبدیل می‌شود و اوراق هویتی و شاخصه‌ی ممیزه‌ی ماست، همین کتاب نخواندن است!
جالب این است که تمام دک و پُزمان به گذشته‌ی مکتوب‌مان است که بع له... اما به حال و گذشته و آینده‌ی مکتوب خود به اندازه‌ی تخم گشنیز (مودب برخورد کردم) هم اعتنا نداریم!
عملن و علنن به کسانی که کتاب می‌خوانند می‌خندیم. آشکارا اگر کسی کتاب‌خوان باشد جزو قوم یعجوج و ماجوج می‌دانیمش. معتقدیم تا وقتی می‌شود رفت جُردن یا خیابان اندرزگو یا... (هر شهری، محلی) دور دور کرد. خریت محض است وقتت را حرام کنی و کتاب بخوانی!

اگر کسی در خانه‌اش کتابخانه دارد، انگار در توالت منزلش بند رخت کشیده و رویش پیژامه آویزان کرده باشد!

در اثاث‌کشی، یخچال سایدبای‌ساید و حمل‌و‌نقل آن برای‌مان از بدیهیات است، اما چهارتا کارتن کتاب را بدبارترین، سنگین‌ترین و مزاحم‌ترین اثاثیه می‌دانیم (جالب این است که عزیزانی که شغل شریف‌شان همین جابجایی بار و اثاثیه و اسباب‌کشی است هم از یخچال فریزر و لباسشویی و گاز و کمد... کمتر گله دارند تا از کارتن های کتاب!)

مملکتی که تیراژ کتاب در آن شده پانصد ششصد جلد، مردمانش نباید دکتر بروند؟
یعنی صفا می‌کنیم برای خودمان. کتاب‌فروشی‌ها می‌شود پیتزافروشی، کتابخانه‌ها حداکثر شده قرائت‌خانه‌ی پشت‌کنکوری‌ها، تیراژ کتاب لای باقالی، کتاب‌خوان‌ها (اگر بیابیم) اهالی مریخند، ما هم که باحالیم! همه هم که شیرین‌زبان و طناز و بذله‌گو!

از طرف می‌پرسی آخرین کتابی که خوانده‌ای کی بوده؟ می گوید می‌خواستم آخرین درسم را پاس کنم. بعد هم هرهر می‌خندد، طوری که بیست‌ویک دندان خراب از مجموع سی و دو دندانش را می‌شود شمرد. خب کتاب نمی‌خوانی که مسواک هم نمی‌زنی! بعد می‌شود این، و نق می‌زنی به قیمت دندانپزشکی!

خوشبختانه تنها مسئله‌ای که بین تمام صنوف، از پزشک و داروساز و دندانپزشک تا کارمند و راننده و حسابدار و مکانیک و باغبان و... مشترک است همین کتاب نخواندن است!
یعنی اصلن می‌شود آن را میثاق جمعی ما دانست و یقین داشت همه تا همیشه بر آن وفادار خواهند ماند! کُرد و ترک و فارس و گیلک و مازنی و ... هم ندارد. شکر خدا تمام اقوام و طوایف مختلف ما نیز در یک اتحاد ملی-میهنی بر سر کتاب نخواندن به توافق و تفاهمی چنان سترگ دست یازیده اند که بی آن که جایی ثبت‌اش کنند، از هر قانون مثبوت و مضبوطی گرانقدرتر می‌شمارندش و در پاسداشت آن به جد و به جان می‌کوشند!
آن طرف دنیا تیراژ کتاب‌هایشان میلیونی است و یک دهه‌ای می‌شود آی‌بوک را هم فراگیر کرده‌اند، اما ما توانسته‌ایم طی یک دهه‌ی اخیر تیراژ کتاب‌هایمان را به یک سوم کاهش دهیم و از شوق این امر، همگی لامبادا برقصیم و احساس شعف کلیه‌ی منافذمان را پر کند!

#چقدر_خوبیم_ما
#ابراهیم_رها
#طنز
@AdabSar
👍1🔥1
#پریسا

مش ربابه پیش دعانویسی می‌رود که گوشه‌ی میدان بساط دارد. دو تا دعا می‌گیرد! یکی برای پدرم که حالش بهتر شود و یکی هم برای من که به هر چیزی پیله می‌کنم! هر کاغذ پاره‌ای که کنار کوچه و خیابان است بر‌می‌دارم و می‌خوانم. می‌خواهد این چیزها از کله‌ام بپرد تا مثل پدرم نشوم. عقیده دارد هر کس سر و کارش با کتاب بیفتد یا دیوانه می‌شود و یا از دین خارج می‌شود!

از کتاب #شما_که_غریبه_نیستید
نویسنده #هوشنگ_مرادی_کرمانی
#ادبیات_ایران

کتاب برگزیده‌ی کتاب‌خانه‌ی بین‌المللی مونیخ آلمان در سال ۲۰۰۶
@AdabSar
🔥1
#پریسا

خداست انسان
وقتی رویا می‌بافد؛

و گدا
وقتی اندیشه...

#فردریش_هولدرلین
#شعر_جهان
@AdabSar
#پریسا

رفتنت انفجار هیروشیما بود
بعد آن
هر دوست داشتنی
در من به دنیا می‌آید
ناقص است!

#محسن_حسین_خانی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

"تنوین" ابزاری برای ساختن "قید" در زبان عربی‌ست و جایی در دستور زبان پارسی پاک ندارد.
پس همان‌گونه که هر زبانی، واژه‌های بیگانه‌ای را که می‌گیرد بومی می‌کند، ما هم باید (ن) پارسی رو جایگزین تنوین عربی کنیم.
بنابرابن اگر می خواهیم تنوین به‌کار ببریم (که بهتر است به‌کار نبریم) درست‌ترش این‌ست که فعلن، اصلن، اتفاقن، تصادفن، اجبارن و ... باشد.
دیگر این که کاربرد تنوین، تنها برای واژه‌های عربی درست است و واژه‌های پارسی تنوین نمی‌گیرند.
بنابر این واژه‌هایی مانند: پیغاما، جانا، دوما، زبانا، سوما، گاها، ناچارا، ناگزیرا، نژادا... نادرستند.
در این واژه‌ها تنوین عربی باید به "ی" و "ین" پارسی برگردانده شوند:
پیغامی، جانی، دومین، زبانی، سومین، گاهی، ناچار، نژادی.
بماند که نیاگان (نیاکان) ما در زبان پارسی پهلوی، "ای‌ها" رو به کار می‌بردند که برابر تنوین عربی‌ست و هنوز هم در گویش اسپهانی (اصفهانی) کاربرد دارد.
شاید شما هم شنیده باشید که اسپهانی‌ها -برای نمونه- به جای "گاها" یا "گاهن" می گویند "گاهی‌ها" یا "گاییا"!

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥1
#پریسا

گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است
دل گفت که محرم‌تر از این عشق کدام است؟

بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم
نامحرم من، محرمی و کار تمام است!

#رهی_معیری
#شعر_ایران
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

#الاغ_جون / بخش سوم

نمی‌دانم این فرشته در آغاز کار در کدام قسمت از این کره‌ی خاک بر سر خاکی فرود آمده؟ اما به‌هرحال هرجا که فرود آمده، اجداد آدم‌ها فورن قالبش را ریخته‌اند!
آنگاه اندکی از رنگ هریک از ملت‌ها را با بی‌رنگی آن آمیخته‌اند و سپس کپیه‌های آن را بین هفتاد و دو ملت بطور مساوی تقسیم کرده‌اند تا خدا نکرده هیچ قومی از عدالت بی‌نصیب نماند!

یکی از آن کپیه‌ها هم به ما رسیده! من مطمئنم که تو هرگز کپی سنگی فرشته‌ی عدالت را که بر تارک ساختمان وسیعی موسوم به کاخ دادگستری میخکوب شده است، ندیده‌ای! حق با توست چون اصلن دادگستری را برای اطاعت کردن آدم‌ها ساخته‌اند! تو که خودت خر خدائی هستی! دیگر احتیاجی به تجدید ساختمان نداری که گذرت به آن طرف بیفتد.

الاغ جون!
به مرگ تو نباشد بجان کره‌های ناز پرورده‌ات قسم، هیچ نمی‌دانم چند سال است که این فرشته‌ی سنگی با آن ترازوی فکسنی، ضامن اجرای عدالت در کشور ماست. اما تا آنجا که می‌دانم مدت‌هاست، یعنی سال‌هاست که دستمال سیاهی که اجداد آدم به چشمان او بسته بودند، رنگ طلایی به‌خود گرفته است و این موضوع به‌طور وحشتناکی طومار عدالت فرشته‌ی زبان بسته را درهم نوردیده! میدانی یعنی چه؟
سال‌هاست هیچ بنی‌آدمی از این فرشته خانم سنگی عدالت ندیده! نمی‌دانم از چیست؟
شاید آن نوار طلایی که به‌جای نوار سیاه به‌چشمانش بسته‌اند، دیدگان این دختر نازنین را کور کرده است! من چه می‌دانم؟ تو که الاغی باید قاعده را بهتر از من بدانی!

الاغ جون!
من که آدم‌ام هرگز نبوغ شما الاغ‌ها را ندارم که بتوانم خودم را به خریت بزنم! از این لحاظ، متاسفانه پروردگار کمال ظلم را در حق من روا داشته است. باری چون نمی‌توانم خود را به خریت بزنم، طبعن خیلی از چیزها را خوب می‌فهمم و چون می‌فهمم کار و بارمان شده تو سری زدن! یکی تو سر خودمان و یکی در میان هم تو سر بخت بدی که داریم!

می‌پرسی چرا؟ خیلی ساده است! یک مثال مختصر برایت می‌زنم. بقیه را خودت حدس بزن...

#نامه_ای_به_یک_الاغ
#کارو_دردریان
#ادبیات_ایران
@AdabSar
1🔥1
#پریسا

خرد می‌خواهد توده‌ی خرافاتی را با افشای خدعه‌‌ها روشن کند.

خرد می‌خواهد به توده بفهماند که این خود اوست که مستبدان را به ادامه‌ی حیات قادر می‌سازد.
این مستبدان نیستند که حیات توده را ممکن می‌سازند و این صرفن باور خود توده به هنگام فرمان‌برداری از مستبدان است.

#در_سایه_اکثریت_خاموش
#ژان_بوردیار
برگردان #پیام_یزدانجو
#سخن_بزرگان
@AdabSar
🔥21