ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
#پریسا

خواب قایقی را دیدم
که مرا پشت دریاها می‌برد...

دیشب که
جای قرص‌هایم
شعر خورده بودم!

#بهرام_محمودی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

هزاران سال بعد
بر روی گورستان‌ها
چاه نفت حفاری می‌کنند
و بشکه بشکه
ما را
به فرزندانمان می‌فروشند!

#علی_عطری
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

کل‌کل شاعران بر سر #روسری

روسری از سر تو رفت عقب، ماه گرفت
ماه پَرپَر شد و پَژمرد و به قربان تو شد!
سراینده ؟؟؟
***
روسری را باز کن اعجاز کن؛ گم راه کرد
قاریان سوره‌ی والعاشقان را بوسه‌ات!
#سجاد_دانشمند
***
هم روسری‌ات بـه پشت سر افتاده
هم موی تو تا قوس کمر افتاده

لاحـول و لاقّـوه الاّ باللّــه
اسلام دوباره در خطر افتاده!
#فرامرز_ریحان_صفت
***
روسری بردارم از سر، با تمام اهل دین
بر سر کشف حجاب من، کمی دعوا کنی!
#فاطمه_بخشی
***
روسری نپوشيده، ادکلن بزن خاتون
"تا دمی بياسايم زين حجاب جسمانی" #حامد_عسکری
***
یک گره بر بخت من زد، یک گره بر روسری
هرکدامش وا شود، من روزگارم محشر است!

یک دوتار از کاکلت دل را اسارت برده است
الامان از روسری؛ زیرش هزاران لشکر ‌است!
#مهدی_ذوالقدر
***
شاعر شده‌ام صبرکنم باد بیاید
تا یک غزل از روسری‌ات وام بگیرم!
#محمدحسن_ملکیان
***
دوره‌ی سعدی و حافظ صحبت از زلف تو بود
نوبت دوران من شد روسری سر کرده‌ای؟!
#احسان_پرسا
***
یک لحظه باد روسری‌اش را کنار زد
از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد!
#محمدحسن_ملکیان
***
سبز، قرمز، سرمه‌ای، فرقی ندارد رنگ‌ها
صورت تو روسری‌ها را چه زیبا می‌کند!

می‌شود هر تار مو یک «شب» ولی یک روسری
این همه شب را چطوری در دلش جا می‌کند؟
#رامین_عرب_نژاد
***
کافری یا قاتلی یا از وجودم خسته‌ای؟
روسری با رنگ قرمز؟ تازه کج هم بسته‌ای!؟

نازنین "ب" را بگویی قبل "میرت" مرده‌ام
می‌روی بر جنگ شاعر با سلاح هسته‌ای!؟
سراینده ؟؟؟
***
روسری را طرح لبنانی ببندی یا نبندی،
زلف بر صورت بیفشانی، نیفشانی قشنگی!
#قاسم_صرافان
***
تو را بی‌روسری دیدم عجب طوفان دل‌چسبی
تشکر باد تابستان، مراد این دلم دادی!
#خیال
***
پیچ خوش ییلاق در البرز می‌آید به یاد
از قفای روسری، مویت که می‌ریزد به دوش!
#علیرضا_بدیع
***
فتنه‌ها افتاده بین روسری‌های سرت
خون به پا کردی، ببین! دعوا سر موهای توست!
#رضا_نیکوکار

#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

فحاشی برای آموزش اخلاق

مفاهیمی وجود دارد به نام «هنر برای هنر» یا «هنر برای مردم» که هنرمندان بر اساس اینکه کدام یک از این دیدگاه‌ها را قبول دارند، به خلق آثار هنری می‌پردازند.
مقوله فحش هم در کشور ما بی‌حساب و کتاب نیست و مبانی نظری مستحکمی دارد. با هم بخشی از آن‌ها را مرور می‌کنیم تا بدانید لشگرکشی سایبری ما به صفحات آدم‌های مختلف، بدون ریشه تاریخی نیست.

۱- فحش برای فحش: در این دیدگاه فحاش عزیز فحش را به خاطر خودش دوست دارد نه به خاطر جنبه‌های آموزشی آن. فحش به مثابه یک فضیلت است که ارج نهاده می‌شود. در همین رابطه بزرگی می‌گوید «بکوش علت فحش در دهان تو باشد نه در سوژه‌ای که بدان می‌نگری».

۲- فحش برای عدالت: شما فرض کنید طرف داور یک مسابقه ورزشی است و به ضرر تیم ما‌ رأی می‌دهد. خب بهترین روش مسالمت‌جویانه برای این که طرف به خودش بیاید چیست؟ اعتراض مدنی؟ شکایت به فدراسیون؟ نه! مسلما باید طرف را فحش‌کش کنید تا از مسیر عدالت دور نشود.

۳- فحش برای زیبایی: برای ابراز علاقه به زیبایی می‌توان از فحش استفاده کرد. چون ما از همان عنفوان کودکی هر چیزی دیده‌ایم گفته‌ایم «جون»، در نتیجه دیگر حرف‌مان خریدار ندارد و کسی توجهی نمی‌کند. باید با فحش زیبایی را تحسین کنیم.

۴- فحش برای ثروت: یک بنز آخرین مدل می‌بینید که خیلی هیجان‌انگیز است. جمله معمول در چنین شرایطی این است که پدر‌سگ چه بنز خوشگلی بود. حروم‌زاده عجب رنگی داشت، چه سری چه دمی عجب پایی! کدوم خری اینو سوار می‌شه؟ بی‌شرف حتما یا خودش دزده یا باباش با اون قیافه شخمی متالیکش. ناگفته پیداست که با این حرکت شما علاوه بر ابراز احساسات، از خودروی تولید داخل هم حمایت کرده‌اید.

۵- فحش برای قدرت‌نمایی: قرعه‌کشی کرده‌اند و تیم کشور شما با یک تیم خیلی قوی هم‌گروه شده. از طرفی یکی از تواناترین فوتبالیست‌های تاریخ در این تیم بازی می‌کند. حالا وقت چیه؟

۶- فحش برای اخلاق: از نظر شما یک آدم معروفی اخلاق را رعایت نکرده. بهترین روش این است که با فحش‌های جانانه او را هدایت اخلاقی کنیم. این کار علاوه بر متنبه شدن فرد مذکور و کمک برای بازگشت او به جامعه، طرفدارانی را نیز برای شما به همراه دارد. (بالاخره از این همه آدم یک طرفدار برای هرکسی پیدا می‌شود.)

۷- فحش برای آشنایی بیشتر: در این روش فحاش عزیز با اصواتی چون پیس پیس، مداد رنگی، نرده بوم، شلنگ شهرداری و… می‌خواهد با طرف مقابلش بیشتر آشنا شود. خلاصه هدف خیر است، اشتباه نکنید.

۸- فحش برای معاشرت بیشتر: «ببین من یه خرگوش دارم همزمان با پیانو زدن فحش می‌ده. بیا خونه‌مون ببینش!»

۹- فحش برای آموزش رانندگی: بر خلاف خارج که مردم همه بین خط رانندگی می‌کنند، اینجا خیلی‌ها قوانین را رعایت نمی‌کنند. شما که دنیا دیده‌اید، از این قضیه ناراحت می‌شوید و با گفتن «یابو اینجا، جای پیچیدنه» او را متوجه اشتباهش می‌کنید.

۱۰- فحش برای آزادی: در حال حاضر یکی از راه‌های اثبات برتری ایدئولوژیک یا بهتر بگوییم تنها راه آن فحش دادن است. «بورژوای به خون آلوده»، «جوجه عنتلکت متوهم طبقه متوسط»، «میان‌مایه چاق»، «بی‌سواد هگل‌ندان» و… ابزاری است برای رسیدن به این هدف دیرینه‌ی بشر که فقط من خوبم. در این نوع فحاشی، فحاش معتقد است تنها اوست که می‌تواند کشور را نجات دهد، آن ۹۹ درصدی که با او مخالفند مسلما نمی‌فهمند، اگر می‌فهمیدند وضع ما این نبود.

#مسعود_مرعشی
#طنز
@AdabSar
👍1🔥1
#مجید

در پارسی پاک، به‌جای سن، سنین و .. که واژه‌هایی عربی هستند، می‌توانیم واژه‌ی پارسی "سال/سالگی" را به‌كار ببریم:

كم سنّ (طفل)= كم ‌سال، خردسال
سن متوسط = میانسال
مسن = بزرگسال
خیلی مسن = کهنسال

سن‌تون چنده؟ = چند ساله‌اید؟
در سنین جوانی = درسال‌های جوانی
در سن سی سالگی = در سی سالگی
سنّ و سال = سال و روز
اسم و سن‌تونو بنویسید= نام و سالمندی‌تان را بنویسید، نام و سالگی‌تان را بنویسید، نام و سالتان را بنویسید
سنّ و سالی از ما گذشته = سال‌ها بر ما (یا از ما) گذشته.

#پارسی_پاک
@AdabSar
🔥2
#مجید

ای یار
كه در گریبانت
دوكبوتر توآمان بی‌تابند
و قلب پاک تو
با لرزش خوش كبوتران
به تنظیم ایقاع و آهنگ جهان برخاسته است
لبانت به طعم خوش صداقت آغشته است
و گرمای مهربان دستت
مرد را مرد می‌كند
و من
ایستاده‌ام
و به نیمه‌ی كهكشان می‌نگرم
كه در آن‌سویش
تو
عشق تقدیر می‌كنی
و من
كامل می‌شوم
ای زن زن!

#غاده_السمان
#شعر_جهان
@AdabSar
#پریسا

نازی‌ها
تانک داشتند

روس‌ها
توپ

انگلیسی‌ها
با لبخند
گندم‌زارهایمان را درو کردند...!

و
تو
از کدام کشوری
که با دست خالی، مرا غارت کردی؟!

#حجت_فرهنگ_دوست
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

#الاغ_جون / بخش نخست
من برخلاف کسانی که برای تو تره هم خرد نمی‌کنند، به تو کلی ارادت دارم.
به تو، به نبوغ تو، به فهم همه‌جانبه‌ی تو، به درک اجتماعی تو، به جهان‌بینی تو... باور کن کلی ارادت دارم!

از طرف دیگر به زندگی مرفه تو، به آرامش‌خاطر تو، به خونسردی تو در مقابل حوادث، به مهارت تو در خر کردن دیگران، به قدرت هنرپیشگی تو در تجلی خریت مصلحت‌آمیز... به همه‌ی این‌ها تا سرحد جنون حسادت می‌ورزم!

تصادفی نیست که تصمیم گرفته‌ام این چنین صمیمانه با تو چند کلامی درد دل کنم!
دلم می‌خواست لحظه‌ای چند خریت مصلحت‌آمیز خودت را کنار می‌گذاشتی، مرا همچون خودت خر می‌پنداشتی و همانطور ساده و خرکی به دردهای بی‌درمان من گوش می‌دادی!

#نامه_ای_به_یک_الاغ
#کارو_دردریان
#ادبیات_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

شعر می‌زایم!

وقتی که
نه مادرم
نه شاعر...!

#الیکوبانو
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

"فرار" یک واژه‌ی بیگانه و عربی‌ست که به جای آن می‌توان از واژه‌های زیبا و آهنگین پارسی بهره برد:

فرار= گـُریز

فرار كردن = گـُریختن

فراری = گریزان، گریزنده، گریزپا، گریخته

مـَفـَرّ = گریزگاه

فرّار = گریزگر، زودگریز

فراریان را دستگیر گردیم = گریختگان را دستگیر كردیم

او از كاركردن فراری است= او از كاركردن گریزان است

كلروفورم ماده‌ای فرّار است = كلروفورم ماده‌ای زودگـُریز است

#پارسی_پاک
@AdabSar
#بابک

گاهی باید به دورِ خود یک دیوار تنهایی کشید
نه برای اینکه دیگران را از خودت دُور کنی،
بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می‌کند...


#ژان_پل_سارتر
#سخن_بزرگان
@AdabSar
🔥1
#پریسا

#الاغ_جون / بخش دوم
عرض کنم به حضور مبارکت که ما (بلانسبت شما) در این دنیا آدمیم! نمی‌دانم چند سال و یا چندهزار سال پیش از این به عنوان «اشرف مخلوقات» صدها خروار قانون وضع کرده‌ایم و بعد برای اجرای این قوانین یکی از فرشتگان زیادی را بدون اجازه خدا از آسمان به زمین کشاندیم!

آن‌وقت... یک عدد ترازوی فکسنی به دست مبارک آن فرشته داده‌ایم و نام آن فرشته را به علاوه آن ترازو گذاشته‌ایم «فرشته عدالت»! من مطمئنم که چنین اسمی هرگز به گوش تو نخورده... برای اینکه تو هرگز احتیاجی به عدالت نداشته‌ای. کما اینکه تو خودت را از آن جهت به خریت زده‌ای که مبادا روزی از روزها «عدالت» خر شود و از تو انتظار تابعیت داشته باشد.

اما ما آدم ها، ما که می‌گوییم آدمیم، برای این فرشته‌ی ساخته خودمان -این فرشته‌ی خودمانی- آنقدر احترام قایل شده‌ایم که فرشته‌ی مادر مرده، پاک خودش را باخته است.

از یادش رفته که اصولاً برای چه از آسمان خدا به زمین بندگان خدا سرازیر شده... و بالاتر از آن، هیچ یادش نیست که فلسفه‌ی آن ترازوی فکسنی که به دستش داده‌اند، چیست!

بدتر از همه اینکه چشم‌هایش را هم بسته‌ایم. می‌دانی الاغ جون، بسته‌ایم تا هنگام قضاوت، دیدگانش با دیدگان هیچ کس تلاقی نکند... تا تمنای هیچ نگاه ملتمسی، تصادفن [تصادفا] او را از قضاوت عادلانه منحرف نسازند!

#نامه_ای_به_یک_الاغ
#کارو_دردریان
#ادبیات_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

گفتم نزنی رُژ که به اندازه‌ی کافی
سرخ‌ست لبت! بعد تو گفتی به تلافی:

من رُژ نزنم -دل نبرم- پس تو چگونه
می‌خواهی از عاشق شدنت شعر ببافی؟

سراینده ؟؟؟
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#پریسا

او رفت و فقط جای رُژش مانده بجا
چندی‌‌ست جَبیره‌ای وضو می‌گیرم!

#مهدی_ذوالقدر
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#بابک


همچون مسافری
از پس سال های دور ، پشت در خیالت مانده ام …
یک شب مرا مهمان خواب و خیالت نمی کنی ….؟


#حسین_دریانی
#دل_نوشته
@AdabSar
🔥1
#پریسا

ﺍﮔﺮ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎرو ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﭘﯿﺎﺩﻩ‌ﺭﻭ ﭘﺴﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ می‌مردند،
ﺑﯽ‌ﮔﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﺁن‌ها ﺍﺭﺗﺸﯽ ﺑﺰﺭﮒ می‌ساﺧﺘﻢ
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﺶ ﻧﺎﺯﯼﻫﺎ؛

ﻭ ﺍﺯ ﺩل‌باﺧﺘﮕﺎﻧﻢ می‌خوﺍﺳﺘﻢ
ﺟﺎن‌شاﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ
ﺗﻘﺪﯾﻢ کودکانی ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮓها ﺟﺎﻥ می‌سپارند!

ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺻﺪ ﺍﻓﺴﻮﺱ
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﻤﯽﻣﯿﺮﺩ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎ هیچ‌گاﻩ ﺍﺭﺗﺸﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ!

#پولشکان_شرمانوف
#ادبیات_جهان
@AdabSar
🔥1
#پریسا

برای خاکی جان می‌دهم
که جز "خراب شده"
صدایش نمی‌کنم...

#الیکوبانو
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1
#مجید

یعنی اگر داغ و درفش‌مان کنند و به میخ و سیخ‌مان بکشند و از دروازه‌ی شهر آویزان‌مان فرمایند و... اگر سربه‌سر تن به کشتن دهیم، عمرن که کتاب بخوانیم!
ما اصلن یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب‌خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ماهی‌تابه ندارد!
چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت‌بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست!
یعنی حاضریم وقت‌مان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره‌های روی شانه‌مان تلف کنیم، اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم!

یکی از بارزترین خصوصیات ما ایرانیان که دیگر دارد به شناسنامه‌مان تبدیل می‌شود و اوراق هویتی و شاخصه‌ی ممیزه‌ی ماست، همین کتاب نخواندن است!
جالب این است که تمام دک و پُزمان به گذشته‌ی مکتوب‌مان است که بع له... اما به حال و گذشته و آینده‌ی مکتوب خود به اندازه‌ی تخم گشنیز (مودب برخورد کردم) هم اعتنا نداریم!
عملن و علنن به کسانی که کتاب می‌خوانند می‌خندیم. آشکارا اگر کسی کتاب‌خوان باشد جزو قوم یعجوج و ماجوج می‌دانیمش. معتقدیم تا وقتی می‌شود رفت جُردن یا خیابان اندرزگو یا... (هر شهری، محلی) دور دور کرد. خریت محض است وقتت را حرام کنی و کتاب بخوانی!

اگر کسی در خانه‌اش کتابخانه دارد، انگار در توالت منزلش بند رخت کشیده و رویش پیژامه آویزان کرده باشد!

در اثاث‌کشی، یخچال سایدبای‌ساید و حمل‌و‌نقل آن برای‌مان از بدیهیات است، اما چهارتا کارتن کتاب را بدبارترین، سنگین‌ترین و مزاحم‌ترین اثاثیه می‌دانیم (جالب این است که عزیزانی که شغل شریف‌شان همین جابجایی بار و اثاثیه و اسباب‌کشی است هم از یخچال فریزر و لباسشویی و گاز و کمد... کمتر گله دارند تا از کارتن های کتاب!)

مملکتی که تیراژ کتاب در آن شده پانصد ششصد جلد، مردمانش نباید دکتر بروند؟
یعنی صفا می‌کنیم برای خودمان. کتاب‌فروشی‌ها می‌شود پیتزافروشی، کتابخانه‌ها حداکثر شده قرائت‌خانه‌ی پشت‌کنکوری‌ها، تیراژ کتاب لای باقالی، کتاب‌خوان‌ها (اگر بیابیم) اهالی مریخند، ما هم که باحالیم! همه هم که شیرین‌زبان و طناز و بذله‌گو!

از طرف می‌پرسی آخرین کتابی که خوانده‌ای کی بوده؟ می گوید می‌خواستم آخرین درسم را پاس کنم. بعد هم هرهر می‌خندد، طوری که بیست‌ویک دندان خراب از مجموع سی و دو دندانش را می‌شود شمرد. خب کتاب نمی‌خوانی که مسواک هم نمی‌زنی! بعد می‌شود این، و نق می‌زنی به قیمت دندانپزشکی!

خوشبختانه تنها مسئله‌ای که بین تمام صنوف، از پزشک و داروساز و دندانپزشک تا کارمند و راننده و حسابدار و مکانیک و باغبان و... مشترک است همین کتاب نخواندن است!
یعنی اصلن می‌شود آن را میثاق جمعی ما دانست و یقین داشت همه تا همیشه بر آن وفادار خواهند ماند! کُرد و ترک و فارس و گیلک و مازنی و ... هم ندارد. شکر خدا تمام اقوام و طوایف مختلف ما نیز در یک اتحاد ملی-میهنی بر سر کتاب نخواندن به توافق و تفاهمی چنان سترگ دست یازیده اند که بی آن که جایی ثبت‌اش کنند، از هر قانون مثبوت و مضبوطی گرانقدرتر می‌شمارندش و در پاسداشت آن به جد و به جان می‌کوشند!
آن طرف دنیا تیراژ کتاب‌هایشان میلیونی است و یک دهه‌ای می‌شود آی‌بوک را هم فراگیر کرده‌اند، اما ما توانسته‌ایم طی یک دهه‌ی اخیر تیراژ کتاب‌هایمان را به یک سوم کاهش دهیم و از شوق این امر، همگی لامبادا برقصیم و احساس شعف کلیه‌ی منافذمان را پر کند!

#چقدر_خوبیم_ما
#ابراهیم_رها
#طنز
@AdabSar
👍1🔥1
#پریسا

مش ربابه پیش دعانویسی می‌رود که گوشه‌ی میدان بساط دارد. دو تا دعا می‌گیرد! یکی برای پدرم که حالش بهتر شود و یکی هم برای من که به هر چیزی پیله می‌کنم! هر کاغذ پاره‌ای که کنار کوچه و خیابان است بر‌می‌دارم و می‌خوانم. می‌خواهد این چیزها از کله‌ام بپرد تا مثل پدرم نشوم. عقیده دارد هر کس سر و کارش با کتاب بیفتد یا دیوانه می‌شود و یا از دین خارج می‌شود!

از کتاب #شما_که_غریبه_نیستید
نویسنده #هوشنگ_مرادی_کرمانی
#ادبیات_ایران

کتاب برگزیده‌ی کتاب‌خانه‌ی بین‌المللی مونیخ آلمان در سال ۲۰۰۶
@AdabSar
🔥1
#پریسا

خداست انسان
وقتی رویا می‌بافد؛

و گدا
وقتی اندیشه...

#فردریش_هولدرلین
#شعر_جهان
@AdabSar
#پریسا

رفتنت انفجار هیروشیما بود
بعد آن
هر دوست داشتنی
در من به دنیا می‌آید
ناقص است!

#محسن_حسین_خانی
#شعر_ایران
@AdabSar
🔥1