💫
یادت نمیرود ز خیالم مگر به مرگ
ذکرت نمیرود به زبانم مگر به خیر
بیخوابی ارمغانِ دل رفتهی من است
هرگز نمیشود شبِ عاشق سحر به خیر
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
یادت نمیرود ز خیالم مگر به مرگ
ذکرت نمیرود به زبانم مگر به خیر
بیخوابی ارمغانِ دل رفتهی من است
هرگز نمیشود شبِ عاشق سحر به خیر
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
@AdabSar
به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش
که گر حاصل نشد کام من او حاصل شود کامش
زند هر سنگ بهرِ راندنم بر بال و پر گردد
برای ماندنم عذری دگر در گوشهی بامش
نقابِ زلفِ مشکین هرکه بیند بر رُخش داند
که روز عاشقان یکسان بُود هم صبح و هم شامش
دلا نومید باش از وصل او کز کوی او قاصد
چنین کآهسته میآید توان دانست پیغامش
به کار خود در آغازِ غمش درماندم و کاری
که آغازش چنین باشد چه خواهد بود انجامش
همین دانم که دارم سالها عشقِ پریرویی
ولی نگْذاردم غیرت که پرسم از کسی نامش
«سحاب» از آتشِ شوقِ وصالش سوختهست اما
همان بیرون نرفتهست از دل این اندیشهی خامش
#سحاب_اصفهانی
@AdabSar
به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش
که گر حاصل نشد کام من او حاصل شود کامش
زند هر سنگ بهرِ راندنم بر بال و پر گردد
برای ماندنم عذری دگر در گوشهی بامش
نقابِ زلفِ مشکین هرکه بیند بر رُخش داند
که روز عاشقان یکسان بُود هم صبح و هم شامش
دلا نومید باش از وصل او کز کوی او قاصد
چنین کآهسته میآید توان دانست پیغامش
به کار خود در آغازِ غمش درماندم و کاری
که آغازش چنین باشد چه خواهد بود انجامش
همین دانم که دارم سالها عشقِ پریرویی
ولی نگْذاردم غیرت که پرسم از کسی نامش
«سحاب» از آتشِ شوقِ وصالش سوختهست اما
همان بیرون نرفتهست از دل این اندیشهی خامش
#سحاب_اصفهانی
@AdabSar
💫
صدای عشق شدم ديگران صفا كردند
كه ميگسار زياد است غمگساری نيست
بساطِ مدعيان جور و عشق منزوی است
غزلنويس چه بسيار و شهرياری نيست
#مهدی_فرجی
@AdabSar
صدای عشق شدم ديگران صفا كردند
كه ميگسار زياد است غمگساری نيست
بساطِ مدعيان جور و عشق منزوی است
غزلنويس چه بسيار و شهرياری نيست
#مهدی_فرجی
@AdabSar
@AdabSar
مرد را لازم بُود در چار جای
چار کس را امتحان در چار چیز
مرد نیرومندِ لافاندیش را
در صفِ هَیجا و هنگام ستیز
زاهدِ دیندار و بیدین را ز هم
در امانت میتوان دادن تمیز
دوست را در وقتِ سختی گر ز جای
برنخیزد پای سبقت در گریز
خانمان و همسر و فرزند را
چون به جان گردد شرارِ فاقه تیز
#شباب_شوشتری
@AdabSar
مرد را لازم بُود در چار جای
چار کس را امتحان در چار چیز
مرد نیرومندِ لافاندیش را
در صفِ هَیجا و هنگام ستیز
زاهدِ دیندار و بیدین را ز هم
در امانت میتوان دادن تمیز
دوست را در وقتِ سختی گر ز جای
برنخیزد پای سبقت در گریز
خانمان و همسر و فرزند را
چون به جان گردد شرارِ فاقه تیز
#شباب_شوشتری
@AdabSar
💫
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
✒️📜 @AdabSar
حکم انتصاب دکتر ... به سِمَتِ رییس مرکز مطالعات مبدلهای حرارتی امضا شد.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
دستورنامهی بَرگُماری* دکتر** ... به فَرنِشینیِ پژوهشگاه واگَردانهای گرمایی پاینام/دستینه شد.
💡روشنگری:
* بَرگُماری(انتصاب) در برابر برکناری است.
** واژهی اروپایی «دکتر» با واژهی ایرانی «دستور» و تازی «وزیر» همریشه است.
✍ #حمیدرضا_طلایی
✒️📜 @AdabSar
حکم انتصاب دکتر ... به سِمَتِ رییس مرکز مطالعات مبدلهای حرارتی امضا شد.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
دستورنامهی بَرگُماری* دکتر** ... به فَرنِشینیِ پژوهشگاه واگَردانهای گرمایی پاینام/دستینه شد.
💡روشنگری:
* بَرگُماری(انتصاب) در برابر برکناری است.
** واژهی اروپایی «دکتر» با واژهی ایرانی «دستور» و تازی «وزیر» همریشه است.
✍ #حمیدرضا_طلایی
✒️📜 @AdabSar
📒
برابر پارسی چند واژهی بیگانه
فرستنده: #آرش
#ارث = بَرماند
#تمدن = شاروَندی
#استخر و #حوض = آبگیر
#تاسیس کردیم = فراکانیدیم*
#مایل به دانشاندوزی = دانشکامه
#جانداران و زندهها = زیوَندان
#موجودات = باشَندگان
✍ پینوشت:
*ادبسار نتوانست بنمایهای بر واژهی «فراکانیدن» بیابد و درستی این واژه را بیازماید! اگر شما بنمایهای بر این واژه یافتید، ما را نیز بیاگاهید.
📒 @AdabSar
برابر پارسی چند واژهی بیگانه
فرستنده: #آرش
#ارث = بَرماند
#تمدن = شاروَندی
#استخر و #حوض = آبگیر
#تاسیس کردیم = فراکانیدیم*
#مایل به دانشاندوزی = دانشکامه
#جانداران و زندهها = زیوَندان
#موجودات = باشَندگان
✍ پینوشت:
*ادبسار نتوانست بنمایهای بر واژهی «فراکانیدن» بیابد و درستی این واژه را بیازماید! اگر شما بنمایهای بر این واژه یافتید، ما را نیز بیاگاهید.
📒 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
yon.ir/AdabSar01
🔸بدرفتاری با زنان
نام بدرفتاری با زنان که میآید و با دیدن نوار نارنجی، ناخودآگاه گمانمان به سوی مشتهای گرهشده میرود، به دادوفریاد، زدوخورد و کبودیها و زخمهایی که با چشم دیده میشود.
با خود میاندیشیم که ما کجا و این بدرفتاریها کجا؟ میان خودمان و اینهمه سنگدلی فرسنگها دوری و جدایی میبینیم. ولی تا زن نباشی درنمییابی که بدرفتاری همیشه به کبودی و زخم و آماس(ورم) نمیفَرجامد، گاه به خشم فروخوردهای میانجامد که جایش برای همیشه درد میکند و هرگز هم دیده نمیشود.
بدرفتاری با زنان گونههای بسیاری دارد که دانستنش نیاز به کندوکاو ندارد. همین که سر بچرخانیم و در رفتوآمدها و گپوگفتهای روزانهمان ریز بنگریم نمونههایش را فراوان خواهیم دید؛
زمانی که در خودرو نشستهایم و رانندگی بد دیگران را به زنبودنشان پیوند میدهیم
زمانی که دربارهی پوشش یک زن داوری میکنیم و هَتا آن را به بدکارهبودنش پیوند میدهیم
زمانی که روشهای دستوپاگیر خودمان را به خورد همسر و دخترمان میدهیم و روزبهروز دستوپایشان را بیشتر میبندیم
...و اینچنین است که میشویم یکی از همانهایی که بودنشان برای زنان و دختران زیانآور است و خودآگاه و ناخودآگاه به تن و روانشان آسیب میزنیم.
کدامیک از ما میتواند بگوید که هرگز زن و دختری را از گزینش آزادانهی پوششاش، برگزیدن آزادانهی کار و آیندهاش و داشتن شادی دلخواهش باز نداشته است؟
در برابر چشمان ما هر روز بدرفتاریهای بسیاری با زنان روی میدهد که تنها شکنجه و کشتهشدنش رسانهای میشود و تنها با کبودی و شکستگی میتوان در دادگاه دادخواهی کرد، ولی در برابر آزارهای روانی چون گرفتن آزادیهای رَوا، چشمچرانی، چند همسری، جدا کردن زن از کودک، دوستان و خویشاوندانش، کوچکشماری و مرد را برتر دانستن و... از زن هیچپشتیبانیای نمیشود و این زنان هستند که تا سالیان سال رنج این سرکوبها را به دوش میکشند و خاموش میمانند.
کاش امروز را، تنها همین امروز را به امید داشتن جهانی نارنجی، کمی بیشتر دربارهی بدرفتاری با زنان بخوانیم، ببینیم، بشنویم و بیندیشیم.
#مجید_دری
#پیام_پارسی
#نه_به_بدرفتاری_با_زنان #زن #زنان
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
yon.ir/AdabSar01
🔸بدرفتاری با زنان
نام بدرفتاری با زنان که میآید و با دیدن نوار نارنجی، ناخودآگاه گمانمان به سوی مشتهای گرهشده میرود، به دادوفریاد، زدوخورد و کبودیها و زخمهایی که با چشم دیده میشود.
با خود میاندیشیم که ما کجا و این بدرفتاریها کجا؟ میان خودمان و اینهمه سنگدلی فرسنگها دوری و جدایی میبینیم. ولی تا زن نباشی درنمییابی که بدرفتاری همیشه به کبودی و زخم و آماس(ورم) نمیفَرجامد، گاه به خشم فروخوردهای میانجامد که جایش برای همیشه درد میکند و هرگز هم دیده نمیشود.
بدرفتاری با زنان گونههای بسیاری دارد که دانستنش نیاز به کندوکاو ندارد. همین که سر بچرخانیم و در رفتوآمدها و گپوگفتهای روزانهمان ریز بنگریم نمونههایش را فراوان خواهیم دید؛
زمانی که در خودرو نشستهایم و رانندگی بد دیگران را به زنبودنشان پیوند میدهیم
زمانی که دربارهی پوشش یک زن داوری میکنیم و هَتا آن را به بدکارهبودنش پیوند میدهیم
زمانی که روشهای دستوپاگیر خودمان را به خورد همسر و دخترمان میدهیم و روزبهروز دستوپایشان را بیشتر میبندیم
...و اینچنین است که میشویم یکی از همانهایی که بودنشان برای زنان و دختران زیانآور است و خودآگاه و ناخودآگاه به تن و روانشان آسیب میزنیم.
کدامیک از ما میتواند بگوید که هرگز زن و دختری را از گزینش آزادانهی پوششاش، برگزیدن آزادانهی کار و آیندهاش و داشتن شادی دلخواهش باز نداشته است؟
در برابر چشمان ما هر روز بدرفتاریهای بسیاری با زنان روی میدهد که تنها شکنجه و کشتهشدنش رسانهای میشود و تنها با کبودی و شکستگی میتوان در دادگاه دادخواهی کرد، ولی در برابر آزارهای روانی چون گرفتن آزادیهای رَوا، چشمچرانی، چند همسری، جدا کردن زن از کودک، دوستان و خویشاوندانش، کوچکشماری و مرد را برتر دانستن و... از زن هیچپشتیبانیای نمیشود و این زنان هستند که تا سالیان سال رنج این سرکوبها را به دوش میکشند و خاموش میمانند.
کاش امروز را، تنها همین امروز را به امید داشتن جهانی نارنجی، کمی بیشتر دربارهی بدرفتاری با زنان بخوانیم، ببینیم، بشنویم و بیندیشیم.
#مجید_دری
#پیام_پارسی
#نه_به_بدرفتاری_با_زنان #زن #زنان
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
👩🏻🕊 @AdabSar
🔸هرگز خموش نمانید
✍🏼 نویسنده: #بهناز_شوشتری
بازنویسی و برگردان #پیام_پارسی : #ادبسار
تا زمانی که رویدادی آشکار نشود و آماری از آن در دست نباشد، آسیب همبودین(اجتماعی) بهشمار نمیرود و بیراهکار و چاره رها میشود.
میخواهم بگویم در برابر پرخاشگری و بدرفتاری خاموش نمانیم. پنداره(مفهوم)هایی چون «آبروداری» و «نیکنهادی»(نجابت) در برابر بدرفتاری ساختهی هازمان(جامعه) مردسالار است. کُرپان(قربانی) پرخاشگری گناهکار نیست.
اگر کسی را میشناسیم که پدر یا همسرش با او بدرفتاری و پرخاشگری میکنند، بباورانیمَش که به پاسوَر(پلیس) زنگ بزند. او را به بردباری فرانخوانیم و باور کنیم با خاموشماندن در برابر پرخاشگری به بازآفرینی آن یاری میرسانیم و چرخهاش را میچرخانیم.
باور کنیم پرخاشگری آسیبهای برگشتناپذیری بر تن و روان زنان برجای میگذارد و تا هنگام مرگ بر زندگیشان خدشه میاندازد.
اگر سدا(صدا)ی زد و خورد همسایه را شنیدیم کمترین کار این است که در بزنیم و یادآوری کنیم که سدایتان ما را میآزارد. نپنداریم که زدوخورد آنها در خانهشان نهانی(خصوصی) است و ما نبایستی پادرمیانی کنیم. کنشگران هودهی(حقوق) زنان باور دارند که کار خویشیک ساستاری است(امر شخصی سیاسی است). بدین ماناک(معنی) که یک نهادهی خویشیک که آروین هَنباز(موضوع شخصی که تجربه مشترک) بسیاری از زنها میشود دیگر یک نهادهی خویشیک نیست، یک پرسمان ساستاریک(مسئله سیاسی) است که باید برایش دنبال چاره و راهکار گشت.
ما میپنداریم بدرفتاری برای همسایه است و هیچگاه با ما بدرفتاری نمیشود و یا هماره بدرفتاری را وامیزنیم(انکار میکنیم).
باور کنیم مای بدرفتاریدیده، تنها کُرپان هستیم نه گناهکار. ولی اگر در برابر ستمی که به ما روا میشود خاموش بمانیم، این چرخه دنبالهدار میشود و آنگاه گناهکاریم.
تاکنون در برابر جُکها، فرتور(عکس)ها، سخنرانیهایی که زنان را ناتوان، سست، سُهِشگر(احساساتی) و دست و پاچلفتی میداند نبودهایم؟!
تاکنون ندیدهایم کسی در خیابان به یک رانندهی زن تنها برای زن بودنش بددهانی کند؟!
تاکنون برای زن بودنمان خوار نشدهایم؟!
تاکنون برای زن بودنمان آزادیها و هودههایمان را از دست ندادهایم؟!
تاکنون رانندگان، رهگذران و مردان بسیاری در فَرابَر(تاکسی)، فروشگاهها و خیابان به ما دستدرازی نکردهاند؟!
تاکنون استاد دانشگاه یا پرورنده(مربی) یا سرپرست(رییس)مان با گفتار آمیزشی/کامِشی(جنسی) آزارمان نداده است؟!
تاکنون برای پوششمان خوار نشدهایم؟!
و...
اگر اینها بخشی از آروین(تجربه) ماست پس ما هم یک «بدرفتاریدیده» هستیم. پس بدرفتاری تنها برای همسایه نیست!
زنی که به گناه کشتن همسرش در بند بود به روانشناس گفته بود در همهی زمانی که به دست شوهرم کتک میخوردم آرزو میکردم کسی به بهانهای زنگ خانه را بزند تا کتک خوردنم پایان یابد.
برای دگرگونی و درمان یک آسیب از آشکار کردن آن نترسیم.
goo.gl/pxoYzU
👩🏻🕊 @AdabSar
🔸هرگز خموش نمانید
✍🏼 نویسنده: #بهناز_شوشتری
بازنویسی و برگردان #پیام_پارسی : #ادبسار
تا زمانی که رویدادی آشکار نشود و آماری از آن در دست نباشد، آسیب همبودین(اجتماعی) بهشمار نمیرود و بیراهکار و چاره رها میشود.
میخواهم بگویم در برابر پرخاشگری و بدرفتاری خاموش نمانیم. پنداره(مفهوم)هایی چون «آبروداری» و «نیکنهادی»(نجابت) در برابر بدرفتاری ساختهی هازمان(جامعه) مردسالار است. کُرپان(قربانی) پرخاشگری گناهکار نیست.
اگر کسی را میشناسیم که پدر یا همسرش با او بدرفتاری و پرخاشگری میکنند، بباورانیمَش که به پاسوَر(پلیس) زنگ بزند. او را به بردباری فرانخوانیم و باور کنیم با خاموشماندن در برابر پرخاشگری به بازآفرینی آن یاری میرسانیم و چرخهاش را میچرخانیم.
باور کنیم پرخاشگری آسیبهای برگشتناپذیری بر تن و روان زنان برجای میگذارد و تا هنگام مرگ بر زندگیشان خدشه میاندازد.
اگر سدا(صدا)ی زد و خورد همسایه را شنیدیم کمترین کار این است که در بزنیم و یادآوری کنیم که سدایتان ما را میآزارد. نپنداریم که زدوخورد آنها در خانهشان نهانی(خصوصی) است و ما نبایستی پادرمیانی کنیم. کنشگران هودهی(حقوق) زنان باور دارند که کار خویشیک ساستاری است(امر شخصی سیاسی است). بدین ماناک(معنی) که یک نهادهی خویشیک که آروین هَنباز(موضوع شخصی که تجربه مشترک) بسیاری از زنها میشود دیگر یک نهادهی خویشیک نیست، یک پرسمان ساستاریک(مسئله سیاسی) است که باید برایش دنبال چاره و راهکار گشت.
ما میپنداریم بدرفتاری برای همسایه است و هیچگاه با ما بدرفتاری نمیشود و یا هماره بدرفتاری را وامیزنیم(انکار میکنیم).
باور کنیم مای بدرفتاریدیده، تنها کُرپان هستیم نه گناهکار. ولی اگر در برابر ستمی که به ما روا میشود خاموش بمانیم، این چرخه دنبالهدار میشود و آنگاه گناهکاریم.
تاکنون در برابر جُکها، فرتور(عکس)ها، سخنرانیهایی که زنان را ناتوان، سست، سُهِشگر(احساساتی) و دست و پاچلفتی میداند نبودهایم؟!
تاکنون ندیدهایم کسی در خیابان به یک رانندهی زن تنها برای زن بودنش بددهانی کند؟!
تاکنون برای زن بودنمان خوار نشدهایم؟!
تاکنون برای زن بودنمان آزادیها و هودههایمان را از دست ندادهایم؟!
تاکنون رانندگان، رهگذران و مردان بسیاری در فَرابَر(تاکسی)، فروشگاهها و خیابان به ما دستدرازی نکردهاند؟!
تاکنون استاد دانشگاه یا پرورنده(مربی) یا سرپرست(رییس)مان با گفتار آمیزشی/کامِشی(جنسی) آزارمان نداده است؟!
تاکنون برای پوششمان خوار نشدهایم؟!
و...
اگر اینها بخشی از آروین(تجربه) ماست پس ما هم یک «بدرفتاریدیده» هستیم. پس بدرفتاری تنها برای همسایه نیست!
زنی که به گناه کشتن همسرش در بند بود به روانشناس گفته بود در همهی زمانی که به دست شوهرم کتک میخوردم آرزو میکردم کسی به بهانهای زنگ خانه را بزند تا کتک خوردنم پایان یابد.
برای دگرگونی و درمان یک آسیب از آشکار کردن آن نترسیم.
goo.gl/pxoYzU
👩🏻🕊 @AdabSar
@AdabSar
جز من که نبضِ هر نفسم از برای توست
یک شهر مبتلای تو و خندههای توست
من آشنای گریه و باران و حسرتم
اما تو ناز کن که خدا آشنای توست
این وجه اشتراک برایم غنیمت است
این وجه مشترک که خدایم خدای توست
شاید جهان جهنمِ دنیای دیگریست
اما بهشت قسمتی از شانههای توست
شوقِ وصال و حسرت و بیتابی و فراق
با اختصار گوشهای از ماجرای توست
با اینکه عشق اوجِ خودآزاریِ من است
اما دلم خوش است جنونم به پای توست
آری تو آفتابی و من برکهای غریب
تبخیر میشوم که وجودم برای توست
#علی_صفری
@AdabSar
جز من که نبضِ هر نفسم از برای توست
یک شهر مبتلای تو و خندههای توست
من آشنای گریه و باران و حسرتم
اما تو ناز کن که خدا آشنای توست
این وجه اشتراک برایم غنیمت است
این وجه مشترک که خدایم خدای توست
شاید جهان جهنمِ دنیای دیگریست
اما بهشت قسمتی از شانههای توست
شوقِ وصال و حسرت و بیتابی و فراق
با اختصار گوشهای از ماجرای توست
با اینکه عشق اوجِ خودآزاریِ من است
اما دلم خوش است جنونم به پای توست
آری تو آفتابی و من برکهای غریب
تبخیر میشوم که وجودم برای توست
#علی_صفری
@AdabSar
💫
گر دست دهد نعمتِ شادی خوش باش
گر فوت شود نیز نیرزد به تلاش
از رفته غمین مدار دلشاد نشین
آن رفته همی رفته تو رخ را مخراش
#بینش_شیرازی
@AdabSar
گر دست دهد نعمتِ شادی خوش باش
گر فوت شود نیز نیرزد به تلاش
از رفته غمین مدار دلشاد نشین
آن رفته همی رفته تو رخ را مخراش
#بینش_شیرازی
@AdabSar
ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش هفتم ✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی اگر چه در بارهی دیگر واژههایی که با پیشوند Poly- آغاز میشوند میتوان «چند-» را به آسانی به کار برد، مانند «چندزبانه» برابر با Polyglot که در اینجا نیز یک همدایش (ترکیب) بهنجار پارسی و رسانای مانک…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هشتم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
نکتهی ریشهدار آن است که اگر یک پیشوند یا پسوند (یا پیشوندگونه و پسوندگونه) در زبان پارسی با پیشوندی یا پسوندی در زبان دیگر در یک یا چند همدایش(ترکیب) ویژه جور باشد و مانَک(معنی) را برساند، پروانه(اجازه)ی آن نیست که آن را در همهی بخشهای همانند، یکسان به کار بریم و واژهسازی افزارهای (مکانیکی) کنیم، اگرچه این کار بسیار آسان باشد و ایراد ما را آشکارا درست کند. برای نمونه، غزالی در «کیمیای سعادت» واژهی «گزافگرایی» را به کار میبرد که به نگر ما برابر درستی برای Extremism است و مانک آن گرایش یا خواهندگی به سوی «گزاف» (تندروی یا بیش از اندازه گذشتن) است، ولی از آنجا که مانک «گراییدن» در پارسی، گرایش یافتن یا شورمندی به سوی چیزی است و نه، برای نمونه، باورداشتن به آن، برابر درست برای همهی مانکها و کاربردهای -ism نیست، با آنکه «ـگرا» و «ـگرایی» در همهی بخشهای دیگر میتوانند همدایشهای رسایی برای برخی از واژهها بسازند. از گروه برابر این واژهها در زبان انگلیسی:
Centripetal کانونگرا
Ascending فرازگرا
Ascension فرازگرایی
Introvert درونگرا
Introversion درونگرایی
میبینیم که «ـگرا» و «ـگرایی»، اگر به مانک درست خود به کار رود، برابر افزارهای (مکانیکی) ist- و ism- نیست، اگرچه در جاهایی در برابر آنها هم میتواند به کار رود. همچنانکه «ـگری» را نیز در بخشهایی میتوان برابر -ism بکار برد (برای نمونه در برابر Eugenism میتوان «بهنژادگری» گذاشت و در برابر Colonialism که به مانک آباد خواستن است، «استعمارگری» میگوییم) ولی نه در همهجا.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هشتم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
نکتهی ریشهدار آن است که اگر یک پیشوند یا پسوند (یا پیشوندگونه و پسوندگونه) در زبان پارسی با پیشوندی یا پسوندی در زبان دیگر در یک یا چند همدایش(ترکیب) ویژه جور باشد و مانَک(معنی) را برساند، پروانه(اجازه)ی آن نیست که آن را در همهی بخشهای همانند، یکسان به کار بریم و واژهسازی افزارهای (مکانیکی) کنیم، اگرچه این کار بسیار آسان باشد و ایراد ما را آشکارا درست کند. برای نمونه، غزالی در «کیمیای سعادت» واژهی «گزافگرایی» را به کار میبرد که به نگر ما برابر درستی برای Extremism است و مانک آن گرایش یا خواهندگی به سوی «گزاف» (تندروی یا بیش از اندازه گذشتن) است، ولی از آنجا که مانک «گراییدن» در پارسی، گرایش یافتن یا شورمندی به سوی چیزی است و نه، برای نمونه، باورداشتن به آن، برابر درست برای همهی مانکها و کاربردهای -ism نیست، با آنکه «ـگرا» و «ـگرایی» در همهی بخشهای دیگر میتوانند همدایشهای رسایی برای برخی از واژهها بسازند. از گروه برابر این واژهها در زبان انگلیسی:
Centripetal کانونگرا
Ascending فرازگرا
Ascension فرازگرایی
Introvert درونگرا
Introversion درونگرایی
میبینیم که «ـگرا» و «ـگرایی»، اگر به مانک درست خود به کار رود، برابر افزارهای (مکانیکی) ist- و ism- نیست، اگرچه در جاهایی در برابر آنها هم میتواند به کار رود. همچنانکه «ـگری» را نیز در بخشهایی میتوان برابر -ism بکار برد (برای نمونه در برابر Eugenism میتوان «بهنژادگری» گذاشت و در برابر Colonialism که به مانک آباد خواستن است، «استعمارگری» میگوییم) ولی نه در همهجا.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻احتمالات = شدنیها، بهشمار آمدهها 🔻احتمالی = شدنی، شایدی ✍ نمونه: 🔺قهرمانی ایران هم یکی از احتمالات است = برندهشدن ایران هم یکی از شدنیهاست کُهرُمانی* ایران هم یکی از بهشمار آمدههاست 🔺باید آمادهی مقابله با زلزلههای…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻محتمل = گویا، شایمند، شاید، گاس(گویش خراسانی)
🔻محتملا = گویا، شاید، گاس(گویش خراسانی)
✍ نمونه:
🔺وقوع زلزله در تهران محتمل است =
رخدادن زمینلرزه در تهران شایمند است
🔺محتملا شما قصد پرداخت بدهی خود را ندارید! =
گویا شما آهنگ پرداخت بدهی خود را ندارید!
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #محتمل #محتملا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻محتمل = گویا، شایمند، شاید، گاس(گویش خراسانی)
🔻محتملا = گویا، شاید، گاس(گویش خراسانی)
✍ نمونه:
🔺وقوع زلزله در تهران محتمل است =
رخدادن زمینلرزه در تهران شایمند است
🔺محتملا شما قصد پرداخت بدهی خود را ندارید! =
گویا شما آهنگ پرداخت بدهی خود را ندارید!
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #محتمل #محتملا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
📙🧡 @AdabSar
🟧 روز ۲۵ نوامبر برابر با ۵ آذر روز پیکار با بدرفتاری جهانی با زنان است.
در چرایی گزینش این روز با این فرنام(عنوان)، کشتن سه تن از چهرههای زن است که سرآمدان پیکار با خودکامگی در زمانه و دیار خود بودهاند. خواهران «میرابال» با نام اسپانیایی (las hermanas Mirabal) چهار خواهر از تبار جمهوری دومنیکن با نامهای «پاتریا»، «مینروا»، «ماریا ترزا» و «دِده» بودند که از سرشناسترین پیکارگران در برابر «تروخیو» (رافائل لئونیداس تروخیو مولینا) با نام ال هِفه(El Jefe)، فرمانده ارتشی جمهوری دومینیکن در سالهای ۱۹۳۰ تا زمان کشتناش در ۱۹۶۱ به شمار میرفتند.
اگرچه بدرفتاری با زنان و انگیزههای آن پیچیدهتر از آن است که بتوان در بزنگاهی کوتاه آن را نوشت، ولی میتوان گفت دستاندرکاران بسیاری همانند روشهای زیانبار، آیینها و هنجارهای فرهنگی، سایرُخش* (کلیشه)های ژادمندین (جنسیتی)، نابرابریهای جهانی، بومداتی (اقتصادی) و مردمی برخی از نکتههایی هستند که به سادگی میتوانند کادیکهای (حقوق) زنان را به نمای درست درهم بشکنند. «پومسیل ملامبو انگوکا» گردانندهی برنامههای زنان در سازمان مردمان همپیمان (ملل متحد) در نوشتهای که در تارنگار و پایگاه سازمان مردمان همپمان در دسترس است، نوشته: «بدرفتاری با زنان هم انگیزه و هم انگیختهی نابرابری و هم برتری بیجای ژادمندی(جنسیتی) است.» او در نوشتار خود افزود: «دنبالهی بدرفتاری با زنان یکی از روشنترین نشانههای نبود همسنگی در همبودگاههای (جوامع) گوناگون است و ما ایستادهایم تا چنین ساختاری را دگرگون کنیم.». این نهاد برجستهی جایگاه زنان جهان هشدار داده است که با کوششهای انجامگرفته، بدرفتاری با زنان و دختران در همه کشورهای جهان به پایان نرسیده است. وی باور دارد برای پیشگیری از بدرفتاری و پایان بخشیدن به آن، نخستین گام، آشنا کردن زنان با بدرفتاریهای نابجا و بدیهای آن است و تنها پس از آگاهسازی و آشنایی زنان با راستینگی(واقعیت)، میتوان امید دگرگونی این رفتار را داشت. کارشناسان فزون بر پیشنهاد آنگوکا، پشتیبانی نهادهای فرمانروایی و جهانی از کادیک (حقوق) زنان را برای رسیدن به این آرمان بایسته میدانند.
✍ #بزرگمهر_صالحی
🔶 #پیام_پارسی
📙 پینوشت:
* «سایرُخش» واژهی پیشنهادی نگارندهی این نوشتار برای جایگزینی واژهی «کلیشه» است. این واژه از «سای»/«ساییدن» و «رُخش» (عکس/تصویر) ساخته شده است.
📙🧡 @AdabSar
🟧 روز ۲۵ نوامبر برابر با ۵ آذر روز پیکار با بدرفتاری جهانی با زنان است.
در چرایی گزینش این روز با این فرنام(عنوان)، کشتن سه تن از چهرههای زن است که سرآمدان پیکار با خودکامگی در زمانه و دیار خود بودهاند. خواهران «میرابال» با نام اسپانیایی (las hermanas Mirabal) چهار خواهر از تبار جمهوری دومنیکن با نامهای «پاتریا»، «مینروا»، «ماریا ترزا» و «دِده» بودند که از سرشناسترین پیکارگران در برابر «تروخیو» (رافائل لئونیداس تروخیو مولینا) با نام ال هِفه(El Jefe)، فرمانده ارتشی جمهوری دومینیکن در سالهای ۱۹۳۰ تا زمان کشتناش در ۱۹۶۱ به شمار میرفتند.
اگرچه بدرفتاری با زنان و انگیزههای آن پیچیدهتر از آن است که بتوان در بزنگاهی کوتاه آن را نوشت، ولی میتوان گفت دستاندرکاران بسیاری همانند روشهای زیانبار، آیینها و هنجارهای فرهنگی، سایرُخش* (کلیشه)های ژادمندین (جنسیتی)، نابرابریهای جهانی، بومداتی (اقتصادی) و مردمی برخی از نکتههایی هستند که به سادگی میتوانند کادیکهای (حقوق) زنان را به نمای درست درهم بشکنند. «پومسیل ملامبو انگوکا» گردانندهی برنامههای زنان در سازمان مردمان همپیمان (ملل متحد) در نوشتهای که در تارنگار و پایگاه سازمان مردمان همپمان در دسترس است، نوشته: «بدرفتاری با زنان هم انگیزه و هم انگیختهی نابرابری و هم برتری بیجای ژادمندی(جنسیتی) است.» او در نوشتار خود افزود: «دنبالهی بدرفتاری با زنان یکی از روشنترین نشانههای نبود همسنگی در همبودگاههای (جوامع) گوناگون است و ما ایستادهایم تا چنین ساختاری را دگرگون کنیم.». این نهاد برجستهی جایگاه زنان جهان هشدار داده است که با کوششهای انجامگرفته، بدرفتاری با زنان و دختران در همه کشورهای جهان به پایان نرسیده است. وی باور دارد برای پیشگیری از بدرفتاری و پایان بخشیدن به آن، نخستین گام، آشنا کردن زنان با بدرفتاریهای نابجا و بدیهای آن است و تنها پس از آگاهسازی و آشنایی زنان با راستینگی(واقعیت)، میتوان امید دگرگونی این رفتار را داشت. کارشناسان فزون بر پیشنهاد آنگوکا، پشتیبانی نهادهای فرمانروایی و جهانی از کادیک (حقوق) زنان را برای رسیدن به این آرمان بایسته میدانند.
✍ #بزرگمهر_صالحی
🔶 #پیام_پارسی
📙 پینوشت:
* «سایرُخش» واژهی پیشنهادی نگارندهی این نوشتار برای جایگزینی واژهی «کلیشه» است. این واژه از «سای»/«ساییدن» و «رُخش» (عکس/تصویر) ساخته شده است.
📙🧡 @AdabSar
@AdabSar
آن زلف پر از تاب که تاب از دل ما برد
فریاد گرهخوردهی ما را به سما برد
اقبال دل پر تب ما را نگر ای دوست
کاین سوز جگر نالهی او تا به کجا برد
این عرصهی جولان رخ و برد هوس نیست
در عشق نبردهست بهجز آن که بلا برد
آنروز که شور غم او چنگ به دل زد
ماهور زد اما دل غمگین به نوا برد
از پرده برون میشود آن ماه، صد افسوس
بینایی ما را غم آن پردهگشا برد
عشاق نبردند یکی در ره معشوق
رنجی که دل داور از آن ماهلقا برد
سراینده و فرستنده #داود_بیدق_داری
@AdabSar
آن زلف پر از تاب که تاب از دل ما برد
فریاد گرهخوردهی ما را به سما برد
اقبال دل پر تب ما را نگر ای دوست
کاین سوز جگر نالهی او تا به کجا برد
این عرصهی جولان رخ و برد هوس نیست
در عشق نبردهست بهجز آن که بلا برد
آنروز که شور غم او چنگ به دل زد
ماهور زد اما دل غمگین به نوا برد
از پرده برون میشود آن ماه، صد افسوس
بینایی ما را غم آن پردهگشا برد
عشاق نبردند یکی در ره معشوق
رنجی که دل داور از آن ماهلقا برد
سراینده و فرستنده #داود_بیدق_داری
@AdabSar
💫
دارم دلکی به تیغ هجران خسته
از یار جدا و با غمش پیوسته
آیا بُود آنکه بار دیگر بینم
با یار نشسته و ز غم وارسته
#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
دارم دلکی به تیغ هجران خسته
از یار جدا و با غمش پیوسته
آیا بُود آنکه بار دیگر بینم
با یار نشسته و ز غم وارسته
#فخرالدین_عراقی
@AdabSar