ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش ششم ✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی همدایش(ترکیب)هایی مانند «زیستشناسی» و «جانورشناسی» در پارسی نیز همخوانی بخشبهبخش با Biologie و Zoologie دارند و میتوانند برگردان افزارهای (مکانیکی) شمرده شوند، ولی براستی برگردان افزارهای نیستند…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هفتم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
اگر چه در بارهی دیگر واژههایی که با پیشوند Poly- آغاز میشوند میتوان «چند-» را به آسانی به کار برد، مانند «چندزبانه» برابر با Polyglot که در اینجا نیز یک همدایش (ترکیب) بهنجار پارسی و رسانای مانک است.
یا دربارهی واژهای مانند Labyrinth اگر آتانش(توجه) داشته باشیم که در پارسی برای شمار بالا و پیوسته از چیزی واژهی «هزار-» را پیشوندگونه به کار میبریم، مانند هزاردره، هزارچشمه، هزارچم، هزارلا، هزارپا، در این باره هم میتوانیم «هزاردالان» یا «هزارتو» را به کار بریم، چنانکه تاکنون به کار رفته است.
یک نمونه مَهَند(مهم) از رواگمندی(رواج) واژهسازی افزارهای(مکانیکی) در زبان پارسی رواگ ـگرا و ـگرایی در پارسی به جای ist و ism است. این دو پسوندگونه اگر چه کمابیش رواگمندی همگانی یافته و کار را بر بسیاری ساده و آسان کردهاند، ولی به نگریه ما از نمونههای آشفتهکاری در زبان است و واژههایی که به این شیوه ساخته میشوند، چه بسا از درخشش مانک برخوردار نیستند. اگر چه این نویسنده پیش از این در این باره گفتمان کمابیش گستردهای کرده استبا این همه باز هم به بخشهایی از آن خواهیم پرداخت.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هفتم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
اگر چه در بارهی دیگر واژههایی که با پیشوند Poly- آغاز میشوند میتوان «چند-» را به آسانی به کار برد، مانند «چندزبانه» برابر با Polyglot که در اینجا نیز یک همدایش (ترکیب) بهنجار پارسی و رسانای مانک است.
یا دربارهی واژهای مانند Labyrinth اگر آتانش(توجه) داشته باشیم که در پارسی برای شمار بالا و پیوسته از چیزی واژهی «هزار-» را پیشوندگونه به کار میبریم، مانند هزاردره، هزارچشمه، هزارچم، هزارلا، هزارپا، در این باره هم میتوانیم «هزاردالان» یا «هزارتو» را به کار بریم، چنانکه تاکنون به کار رفته است.
یک نمونه مَهَند(مهم) از رواگمندی(رواج) واژهسازی افزارهای(مکانیکی) در زبان پارسی رواگ ـگرا و ـگرایی در پارسی به جای ist و ism است. این دو پسوندگونه اگر چه کمابیش رواگمندی همگانی یافته و کار را بر بسیاری ساده و آسان کردهاند، ولی به نگریه ما از نمونههای آشفتهکاری در زبان است و واژههایی که به این شیوه ساخته میشوند، چه بسا از درخشش مانک برخوردار نیستند. اگر چه این نویسنده پیش از این در این باره گفتمان کمابیش گستردهای کرده استبا این همه باز هم به بخشهایی از آن خواهیم پرداخت.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
🔎🧠 @AdabSar
«نگر» واژهای پارسی است که تازیشدهی آن «نظر» است.
پس «نظرسنجی» به پارسی میشود «نگرسنجی».
نظرسنجی = نگرسنجی، دیدسنجی
🖋 نمونه:
نظرسنجی نوعی روش تحقیق پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از افراد در مورد یک موضوع مورد مطالعه قرار میگیرد =
نگرسنجی گونهای روش پژوهش پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از مردم دربارهی یک جَستار بررسی میشود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نظر #نظرسنجی
🔎🧠 @AdabSar
«نگر» واژهای پارسی است که تازیشدهی آن «نظر» است.
پس «نظرسنجی» به پارسی میشود «نگرسنجی».
نظرسنجی = نگرسنجی، دیدسنجی
🖋 نمونه:
نظرسنجی نوعی روش تحقیق پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از افراد در مورد یک موضوع مورد مطالعه قرار میگیرد =
نگرسنجی گونهای روش پژوهش پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از مردم دربارهی یک جَستار بررسی میشود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نظر #نظرسنجی
🔎🧠 @AdabSar
👦🏼👨🏻👴🏾 goo.gl/FBRpt6
۱۹ ماه نوامبر ترسایی(میلادی)، به نام #روز_جهانی_مرد نامگذاری شده است.
آرمان نامگذاری این روز، نگرورزی(توجه) به تندرستی و بهداشت مردان و پسران، شادابی روان، بهبود پیوندها(روابط)، رواگ(رواج) برابری گونِگی(جنسیتی) و برجسته ساختن جایگاه نیک مردان در همزیستگاهشان است. این روز بزنگاهی برای مردان است تا دستاوردهای آنان بهویژه پشتیبانی از مردم و خانواده، زناشویی و نگهداری از فرزندانشان را جشن بگیرند و نشان دهند که به وارون(برخلاف) باورهای رواگدار(رایج)، همهی مردان زورگو و پرخاشگر نیستند.
روز جهانی مرد زمانی برای ارج نهادن و سپاسگزاری از مردانی است که هر روز همچون یک دوست، همسر و پدر، برای خانواده، دوستان، مردمان و کشور خود میکوشند، گذشت میکنند و میخواهند کارایی و سودمندی برای همبودگاه(جامعه) و خانوادهی خود داشته باشند.
کشورهای برگزارکنندهی روز جهانی مرد هرسال میکوشند تا با برگزاری همایشها، جشنوارهها، کارگاههای آموزشی، برنامههای رسانهای و... با نکوهیدن نمادهای مردانهی پرخاشگری، به رویکردی والا و برابر از جایگاه مردان دست یابند.
«فَراگَری گونِگی» یا «ژادزَدِگی» به چِمارِ باور یا نگرشی است که یک ژاد را پستتر از دیگری میداند(تبعیضِ جنسیتی یا جنسیتزدگی به معنی اعتقاد یا نظری است که یک جنسیت* را حقیرتر از دیگری میداند). این روز میتواند بهانهای باشد برای بازاندیشی در باورهای ژادزدهای که درون ما نهادینه شدهاند. آسیب این باورها نهتنها زنان، که جایگاه مردان را نیز نشانه میگیرد و هر دو را از شادی و برخورداری از زندگی سرخوشانه بیبهره میکند.
#ادبسار
*برای آشنایی با برابرهای پارسی واژگان «جنس» و «جنسیت» و کاربرد آنها به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/6945
💑👫 @AdabSar
۱۹ ماه نوامبر ترسایی(میلادی)، به نام #روز_جهانی_مرد نامگذاری شده است.
آرمان نامگذاری این روز، نگرورزی(توجه) به تندرستی و بهداشت مردان و پسران، شادابی روان، بهبود پیوندها(روابط)، رواگ(رواج) برابری گونِگی(جنسیتی) و برجسته ساختن جایگاه نیک مردان در همزیستگاهشان است. این روز بزنگاهی برای مردان است تا دستاوردهای آنان بهویژه پشتیبانی از مردم و خانواده، زناشویی و نگهداری از فرزندانشان را جشن بگیرند و نشان دهند که به وارون(برخلاف) باورهای رواگدار(رایج)، همهی مردان زورگو و پرخاشگر نیستند.
روز جهانی مرد زمانی برای ارج نهادن و سپاسگزاری از مردانی است که هر روز همچون یک دوست، همسر و پدر، برای خانواده، دوستان، مردمان و کشور خود میکوشند، گذشت میکنند و میخواهند کارایی و سودمندی برای همبودگاه(جامعه) و خانوادهی خود داشته باشند.
کشورهای برگزارکنندهی روز جهانی مرد هرسال میکوشند تا با برگزاری همایشها، جشنوارهها، کارگاههای آموزشی، برنامههای رسانهای و... با نکوهیدن نمادهای مردانهی پرخاشگری، به رویکردی والا و برابر از جایگاه مردان دست یابند.
«فَراگَری گونِگی» یا «ژادزَدِگی» به چِمارِ باور یا نگرشی است که یک ژاد را پستتر از دیگری میداند(تبعیضِ جنسیتی یا جنسیتزدگی به معنی اعتقاد یا نظری است که یک جنسیت* را حقیرتر از دیگری میداند). این روز میتواند بهانهای باشد برای بازاندیشی در باورهای ژادزدهای که درون ما نهادینه شدهاند. آسیب این باورها نهتنها زنان، که جایگاه مردان را نیز نشانه میگیرد و هر دو را از شادی و برخورداری از زندگی سرخوشانه بیبهره میکند.
#ادبسار
*برای آشنایی با برابرهای پارسی واژگان «جنس» و «جنسیت» و کاربرد آنها به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/6945
💑👫 @AdabSar
@AdabSar
آزار مرا هرگز یک مور نمیبیند
سنگینی جسمم را جز گور نمیبیند
حاجی تو حجازی شو من کعبه در آغوشم
آن نور که من بینم هر کور نمیبیند
این نامه که من دارم باز است و بسی خوانا
محروم نمیخواند مغرور نمیبیند
مرغ سحر آوازی با شوق نمیخواند
کس را چو در این محفل مسرور نمیبیند
در پردهی چشم ما صد گونه حصار اما
آن پردهنشین ما را محصور نمیبیند
من دانم و او داند آدم به چه معنایی
رازی که به جنت هم صد حور نمیبیند
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
آزار مرا هرگز یک مور نمیبیند
سنگینی جسمم را جز گور نمیبیند
حاجی تو حجازی شو من کعبه در آغوشم
آن نور که من بینم هر کور نمیبیند
این نامه که من دارم باز است و بسی خوانا
محروم نمیخواند مغرور نمیبیند
مرغ سحر آوازی با شوق نمیخواند
کس را چو در این محفل مسرور نمیبیند
در پردهی چشم ما صد گونه حصار اما
آن پردهنشین ما را محصور نمیبیند
من دانم و او داند آدم به چه معنایی
رازی که به جنت هم صد حور نمیبیند
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
💫
ای دل ز جفای دلستانان مگریز
دزدی خواهی ز پاسبانان مگریز
میجوی نشان ز بینشانان مگریز
صد جان بده و ز درد جانان مگریز
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ای دل ز جفای دلستانان مگریز
دزدی خواهی ز پاسبانان مگریز
میجوی نشان ز بینشانان مگریز
صد جان بده و ز درد جانان مگریز
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍃🍂 @AdabSar 🍃
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در غربت شعرها جستجو کن؛
شاید نسیممان در مصرعی بوزد
شاید به حقیقت بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در آوارگی چکامهها جستجو کن؛
شاید نسیممان در بَندی بوزد
شاید به فرهود بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🍂🍃 @AdabSar 🍂
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در غربت شعرها جستجو کن؛
شاید نسیممان در مصرعی بوزد
شاید به حقیقت بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در آوارگی چکامهها جستجو کن؛
شاید نسیممان در بَندی بوزد
شاید به فرهود بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🍂🍃 @AdabSar 🍂
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مغلطه» واژهای تازی است. در پارسی میتوان بهجای آن از واژهی «کژفرنود» سود جست:
«کژ» (پیشوند است، به چَم نادرست، زشت، بد) + «فرنود» (استدلال).
🔻مغلطه = واهَرکاری، دَغاکاری، کژفَرنود، سخنگردانی
🔻مغلطهگر = واهَرکار، دَغاکار، کژفرنود، نارواپرداز، سخنگردان، زِپاکانگر(بهره از فرهنگ پهلوی)
✍ نمونه:
🔺مغلطه جزئی از برهان است که بهطور قابلاثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد. =
کژفرنود بخشی از پَروَهان است که به گونهی پایوَر پذیری در درستی آن خُرده است.
🔺مغلطهگر کسی است که از روی استدلال نادرست، به یک نتیجهی درست یا نادرست رسیده است. =
دَغاکار کسی است که از روی فرنودِ نادرست، به یک دستاورد درست یا نادرست رسیده است.
🔺مغلطه ممکن است برای وارونهکردنِ حقیقت بهکار رود. =
دَغاکاری میتواند برای وارونهکردنِ فَرهود بهکار رود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مغلطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مغلطه» واژهای تازی است. در پارسی میتوان بهجای آن از واژهی «کژفرنود» سود جست:
«کژ» (پیشوند است، به چَم نادرست، زشت، بد) + «فرنود» (استدلال).
🔻مغلطه = واهَرکاری، دَغاکاری، کژفَرنود، سخنگردانی
🔻مغلطهگر = واهَرکار، دَغاکار، کژفرنود، نارواپرداز، سخنگردان، زِپاکانگر(بهره از فرهنگ پهلوی)
✍ نمونه:
🔺مغلطه جزئی از برهان است که بهطور قابلاثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد. =
کژفرنود بخشی از پَروَهان است که به گونهی پایوَر پذیری در درستی آن خُرده است.
🔺مغلطهگر کسی است که از روی استدلال نادرست، به یک نتیجهی درست یا نادرست رسیده است. =
دَغاکار کسی است که از روی فرنودِ نادرست، به یک دستاورد درست یا نادرست رسیده است.
🔺مغلطه ممکن است برای وارونهکردنِ حقیقت بهکار رود. =
دَغاکاری میتواند برای وارونهکردنِ فَرهود بهکار رود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مغلطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍂🔥 @AdabSar 🍁
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍁 آذرجشن
🍂 «آذرجشن»، جشنی در پیوند با آتش و برای فرا رسیدن سرمای زمستان و برافروختن نخستین آتش و گرمای زمستانی است که گویا در «اورمزد روز» از آذر، برابر با یکم آذر برگزار میشد. از اینرو میگوییم گویا، که دربارهی زمان برگزاری این جشن آگاهی درستی در دست نیست و با جابجایی گاهشماریها و به شمار نیاوردن بهیزک(کبیسه)، شاید زمان برگزاری آن جابجا شده باشد.
🔥 برای نمونه گفته شده که جشن شهریورگان همان آذرجشن است. زمان برگزاری آذرجشن را در آغاز مهر و جشن آغاز پاییز هم دانستهاند. «گاهنبار ایاسرم» یکی دیگر از جشنهایی است که آذرجشن را با آن یکی میدانند و یک گمان دیگر، برگزاری آذرجشن در آغاز ماه آذر است.
🍁 «ابوریحان بیرونی» در «آثارالباقیه» از زبان «شاهویه» یا «زادویه» نوشته است که در آذرجشن در خانهها آتش میافروختند، نیایش میکردند، خوراک میخوردند، پایکوبی میکردند و باور داشتند گرمای جشن و آتش آن، آسیبهای سرمای زمستان را از مردم، گیاهان و گیتی دور میکند. گویی که با لشگری گران به جنگ با دشمن رفته باشند. بیرونی همچنین نوشته است که «خورشید موبد»، آذر جشن را در روز نخست شهریور میداند و میگوید این جشن در گاهنبار آفرینش گیاهان در خراسان برگزار میشد و باور دارد که این جشن ایرانی نیست، تخاری است ولی به روزهای ایرانیان راه یافته است.
🔥 ای ماه، رسید ماه آذر
برخیز و بده میِ چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن
ز آذر صنما به ماه آذر!
#مسعود_سعد_سلمان
🍂 پیشتر در ادبسار به جشنهای گفته شده پرداختهایم.
جشن شهریورگان
t.me/AdabSar/14686
جشن پاییزانه
t.me/AdabSar/15243
گاهنبار ایاسرم
t.me/AdabSar/15110
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
____________
#جشن_های_ایرانی #آذرجشن #آذرگان
🍁🔥 @AdabSar 🍂
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍁 آذرجشن
🍂 «آذرجشن»، جشنی در پیوند با آتش و برای فرا رسیدن سرمای زمستان و برافروختن نخستین آتش و گرمای زمستانی است که گویا در «اورمزد روز» از آذر، برابر با یکم آذر برگزار میشد. از اینرو میگوییم گویا، که دربارهی زمان برگزاری این جشن آگاهی درستی در دست نیست و با جابجایی گاهشماریها و به شمار نیاوردن بهیزک(کبیسه)، شاید زمان برگزاری آن جابجا شده باشد.
🔥 برای نمونه گفته شده که جشن شهریورگان همان آذرجشن است. زمان برگزاری آذرجشن را در آغاز مهر و جشن آغاز پاییز هم دانستهاند. «گاهنبار ایاسرم» یکی دیگر از جشنهایی است که آذرجشن را با آن یکی میدانند و یک گمان دیگر، برگزاری آذرجشن در آغاز ماه آذر است.
🍁 «ابوریحان بیرونی» در «آثارالباقیه» از زبان «شاهویه» یا «زادویه» نوشته است که در آذرجشن در خانهها آتش میافروختند، نیایش میکردند، خوراک میخوردند، پایکوبی میکردند و باور داشتند گرمای جشن و آتش آن، آسیبهای سرمای زمستان را از مردم، گیاهان و گیتی دور میکند. گویی که با لشگری گران به جنگ با دشمن رفته باشند. بیرونی همچنین نوشته است که «خورشید موبد»، آذر جشن را در روز نخست شهریور میداند و میگوید این جشن در گاهنبار آفرینش گیاهان در خراسان برگزار میشد و باور دارد که این جشن ایرانی نیست، تخاری است ولی به روزهای ایرانیان راه یافته است.
🔥 ای ماه، رسید ماه آذر
برخیز و بده میِ چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن
ز آذر صنما به ماه آذر!
#مسعود_سعد_سلمان
🍂 پیشتر در ادبسار به جشنهای گفته شده پرداختهایم.
جشن شهریورگان
t.me/AdabSar/14686
جشن پاییزانه
t.me/AdabSar/15243
گاهنبار ایاسرم
t.me/AdabSar/15110
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
____________
#جشن_های_ایرانی #آذرجشن #آذرگان
🍁🔥 @AdabSar 🍂
🌼🌹💐
🌹💐
💐
بکوشیم تا نیکی آریم و داد
خُنُک آنکه پندِ پدر کرد یاد
چو یزدانِ نیکیْدِهِش نیکُوی
به ما داد و تاجِ سرِ خسروی
به نیکی کنم ویژه همبازتان
نخواهم که بی من بُوَد رازتان
بدانید کآن کو منیْفَش بُوَد
برِ مهتران سخت ناخُوَش بُوَد
ستیزه بُوَد مَر وُرا پیشْرَو
بمانَد نیازش همه ساله نَو
#فردوسى
و در این هفته امید آن:
ابا شادمانیّ و با اِیْمِنی
ز بد دور و از دستِ آهرمنی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
💐🌼
🌹💐🌼
🌹💐
💐
بکوشیم تا نیکی آریم و داد
خُنُک آنکه پندِ پدر کرد یاد
چو یزدانِ نیکیْدِهِش نیکُوی
به ما داد و تاجِ سرِ خسروی
به نیکی کنم ویژه همبازتان
نخواهم که بی من بُوَد رازتان
بدانید کآن کو منیْفَش بُوَد
برِ مهتران سخت ناخُوَش بُوَد
ستیزه بُوَد مَر وُرا پیشْرَو
بمانَد نیازش همه ساله نَو
#فردوسى
و در این هفته امید آن:
ابا شادمانیّ و با اِیْمِنی
ز بد دور و از دستِ آهرمنی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
💐🌼
🌹💐🌼
💫
رسيدهام به ابتدای کوچهای
که هست مثل دردم انتهانَدار
تمام کوچه را سکوت میکنم
شبيه عابرانِ آشنانَدار
#محمد_سلمانی
@AdabSar
رسيدهام به ابتدای کوچهای
که هست مثل دردم انتهانَدار
تمام کوچه را سکوت میکنم
شبيه عابرانِ آشنانَدار
#محمد_سلمانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
واژههای دغل، مکر، حیله، خدعه، تزویر را بیرون بیندازیم و جایگزین پارسی آنها را بهکار ببریم:
🔻تزویر = نیرنگ، فریب، دورویی، ترفند، تروند
🔻حیله = نیرنگ، ترفند، فند، فریب، بامبول، کیدآوری، شیله (شیله پیله)
🔻حیلهگر= فریبکار، فریبا
🔻خدعه = فریب
🔻دغل = (پارسی تازیشده) دَگـَل، ناراستی، دغا، ترفند، فریب
🔻مکر= نیرنگ، ترفند، فریب، فریو، کلک، فسون، کیدآوری، شیله
✍ نمونه:
🔺مرد دغل = مرد دَگـَل، مرد فریبکار
🔺دغلکاری او اظهر منالشمس است =
فریبکاری او روشن(تر از آفتاب) است
🔺روباه حیوانی مکار است =
روباه جانوری فریبگر است
🔺راسپوتین مردی حیلهگر و مزوّر بود=
راسپوتین مردی نیرنگباز و ترفندساز بود
🔺او با خدعه حریفان خود را شکست داد=
او با فریب هماوردان خود را شكست داد
🔺بالاخره با تزویر به حکومت نائل شد=
سرانجام با نیرنگ به فرمانروایی دست یافت
🔺مکرش حاصل داد =
کیدآوریاش به بار نشست
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#تزویر #خدعه #مکر #دغل #حیله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
واژههای دغل، مکر، حیله، خدعه، تزویر را بیرون بیندازیم و جایگزین پارسی آنها را بهکار ببریم:
🔻تزویر = نیرنگ، فریب، دورویی، ترفند، تروند
🔻حیله = نیرنگ، ترفند، فند، فریب، بامبول، کیدآوری، شیله (شیله پیله)
🔻حیلهگر= فریبکار، فریبا
🔻خدعه = فریب
🔻دغل = (پارسی تازیشده) دَگـَل، ناراستی، دغا، ترفند، فریب
🔻مکر= نیرنگ، ترفند، فریب، فریو، کلک، فسون، کیدآوری، شیله
✍ نمونه:
🔺مرد دغل = مرد دَگـَل، مرد فریبکار
🔺دغلکاری او اظهر منالشمس است =
فریبکاری او روشن(تر از آفتاب) است
🔺روباه حیوانی مکار است =
روباه جانوری فریبگر است
🔺راسپوتین مردی حیلهگر و مزوّر بود=
راسپوتین مردی نیرنگباز و ترفندساز بود
🔺او با خدعه حریفان خود را شکست داد=
او با فریب هماوردان خود را شكست داد
🔺بالاخره با تزویر به حکومت نائل شد=
سرانجام با نیرنگ به فرمانروایی دست یافت
🔺مکرش حاصل داد =
کیدآوریاش به بار نشست
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#تزویر #خدعه #مکر #دغل #حیله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
چندیست که چشمم به نگاه تو دخیل است
آوازهی من موجب رسوایی ایل است
ای قامت تو سَروتر از حد تماشا
توصیف من از قامت تو بحر طویل است
کوچکتر از آنم که نگاهی کنم اما
زل میزنم و آهی و خرما به نخیل است
در کاسهی دریوزگیام بوسه بینداز
ای بشکند آن دست که در عشق بخیل است
چون باد به هر بادیه گمکردهی راهم
چشمان تو انگار که مصباحِ سَبیل است
بعد از تو چه عشقی و چه شعری و چه شوری
دردیست در این سینه که بسیار ثقیل است
با عشق بمیران و در این داغ نسوزان
در سینهی تو آتشِ اعجازِ خلیل است
#ساجده_جبارپور
@AdabSar
چندیست که چشمم به نگاه تو دخیل است
آوازهی من موجب رسوایی ایل است
ای قامت تو سَروتر از حد تماشا
توصیف من از قامت تو بحر طویل است
کوچکتر از آنم که نگاهی کنم اما
زل میزنم و آهی و خرما به نخیل است
در کاسهی دریوزگیام بوسه بینداز
ای بشکند آن دست که در عشق بخیل است
چون باد به هر بادیه گمکردهی راهم
چشمان تو انگار که مصباحِ سَبیل است
بعد از تو چه عشقی و چه شعری و چه شوری
دردیست در این سینه که بسیار ثقیل است
با عشق بمیران و در این داغ نسوزان
در سینهی تو آتشِ اعجازِ خلیل است
#ساجده_جبارپور
@AdabSar
💫
تهِ این درّه پلنگیست اگر یکذره
آفتابی شوی ای ماه ببینی که منم
بس که بالا و بلایی به شکارِ دل تو
کارگر نیست کمانی و کمینی که منم
#خلیل_ذکاوت
@AdabSar
تهِ این درّه پلنگیست اگر یکذره
آفتابی شوی ای ماه ببینی که منم
بس که بالا و بلایی به شکارِ دل تو
کارگر نیست کمانی و کمینی که منم
#خلیل_ذکاوت
@AdabSar
💡📒 @AdabSar
🔅آموزههايى درباره پارسیگويى و پارسینويسى!
گفتار و نوشتار پارسی بايد همراه با زيبايى، استواری، شيوايى و رسايى باشد. پارسیگويى و پارسینويسى هنریست همسنگ و همتراز با سرودن چكامههای زيبای پارسى. پارسیگويى تنها اين نيست كه واژههای بيگانه را با برابرهای پارسى آن جايگزين كرد!
در پارسیگويى، بايد بهترين واژهای را از ميان برابرهای پارسى برگزيد كه با آهنگ نوشته همخوانى داشته باشد.
ديگر آنكه در پارسیگويى، گاه نمىتوان تنها و بهسادگى واژه را جايگزين كرد، گاهى بايد ساختار آن گزاره(جمله) دگرگونى يابد و به ساختار پارسى درآيد.
بسياری از واژگان بيگانه به همراه خود ساختار بيگانه را نیز سربارِ زبان مىكنند كه همراه با جايگزينى آن واژه، ساختار هم بايد به پارسى برگردد.
يكى از خردههايى كه شاید به پارسیگرايى گرفته شود اين است كه برای مردم كوچه و بازار و مردمى كه با واژگان پارسی آشنايى ندارند، دريافت گفتار و نوشتار پارسی كمى دشوار است.
هرچند كه آرمان فرجامين اين است كه یکسره همهی واژگان بيگانه از زبان زدوده شوند، ولى این كار يکشبه شدنى نيست.
زمانى كه روی سخن با كسانیست كه با پارسیگويى آشنايى ندارند، بهتر است زبانى ساده و شيوا برای آنها بهكار گرفته شود، هر چند بد نيست هر از گاهى در لابلای گفتار، واژههای نژادهی(اصیل) پارسى نيز بهكار رود تا اين واژگان نيز كمكم در ميان مردم جای باز كند و با آنها خو بگيرند.
همواره بايد كوشيد با گفتار و نوشتاری ساده، زيبا و شيوا، مردم بيشتری را بهسوی پارسیگرايى كشيد.
بزرگترين آسب به پارسیگرايى زمانىست كه گفتار و نوشتار، ناشيوا و نارسا و پر از واژگان ناآشنا كه با آهنگ سخن نيز همخوانى ندارند باشد، كه با خود دلسردی و دلزدگى مىآورند و مايهی واپسزدن پارسى پاک از سوی مردم کوچه و بازار مىشود.
✍ #ناشناس
#پیام_پارسی
💡📒 @AdabSar
🔅آموزههايى درباره پارسیگويى و پارسینويسى!
گفتار و نوشتار پارسی بايد همراه با زيبايى، استواری، شيوايى و رسايى باشد. پارسیگويى و پارسینويسى هنریست همسنگ و همتراز با سرودن چكامههای زيبای پارسى. پارسیگويى تنها اين نيست كه واژههای بيگانه را با برابرهای پارسى آن جايگزين كرد!
در پارسیگويى، بايد بهترين واژهای را از ميان برابرهای پارسى برگزيد كه با آهنگ نوشته همخوانى داشته باشد.
ديگر آنكه در پارسیگويى، گاه نمىتوان تنها و بهسادگى واژه را جايگزين كرد، گاهى بايد ساختار آن گزاره(جمله) دگرگونى يابد و به ساختار پارسى درآيد.
بسياری از واژگان بيگانه به همراه خود ساختار بيگانه را نیز سربارِ زبان مىكنند كه همراه با جايگزينى آن واژه، ساختار هم بايد به پارسى برگردد.
يكى از خردههايى كه شاید به پارسیگرايى گرفته شود اين است كه برای مردم كوچه و بازار و مردمى كه با واژگان پارسی آشنايى ندارند، دريافت گفتار و نوشتار پارسی كمى دشوار است.
هرچند كه آرمان فرجامين اين است كه یکسره همهی واژگان بيگانه از زبان زدوده شوند، ولى این كار يکشبه شدنى نيست.
زمانى كه روی سخن با كسانیست كه با پارسیگويى آشنايى ندارند، بهتر است زبانى ساده و شيوا برای آنها بهكار گرفته شود، هر چند بد نيست هر از گاهى در لابلای گفتار، واژههای نژادهی(اصیل) پارسى نيز بهكار رود تا اين واژگان نيز كمكم در ميان مردم جای باز كند و با آنها خو بگيرند.
همواره بايد كوشيد با گفتار و نوشتاری ساده، زيبا و شيوا، مردم بيشتری را بهسوی پارسیگرايى كشيد.
بزرگترين آسب به پارسیگرايى زمانىست كه گفتار و نوشتار، ناشيوا و نارسا و پر از واژگان ناآشنا كه با آهنگ سخن نيز همخوانى ندارند باشد، كه با خود دلسردی و دلزدگى مىآورند و مايهی واپسزدن پارسى پاک از سوی مردم کوچه و بازار مىشود.
✍ #ناشناس
#پیام_پارسی
💡📒 @AdabSar
🖥💻 @AdabSar
نمایندگی رسمی SONY محصولات خود را به صورت نقد یا اقساط با معرفینامه ارائه مینماید.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
پخشکنندهی* آیینی سونی، کالای دَستادَست یا پَسادَست با آشنایینامه میفروشد.
📜 پینوشت:
واژگان نماینده و نمایندگی پارسی است ولی از اینرو پخشکننده جایگزین شده است که بیشترِ این گونه فروشگاهها نمایندهی سونی نیستند و تنها پیماننامهای برای پخشِ کالاهای آن دارند.
✍ #حمیدرضا_طلایی
🖥💻 @AdabSar
نمایندگی رسمی SONY محصولات خود را به صورت نقد یا اقساط با معرفینامه ارائه مینماید.
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
پخشکنندهی* آیینی سونی، کالای دَستادَست یا پَسادَست با آشنایینامه میفروشد.
📜 پینوشت:
واژگان نماینده و نمایندگی پارسی است ولی از اینرو پخشکننده جایگزین شده است که بیشترِ این گونه فروشگاهها نمایندهی سونی نیستند و تنها پیماننامهای برای پخشِ کالاهای آن دارند.
✍ #حمیدرضا_طلایی
🖥💻 @AdabSar
🎞 برگردان چند واژه به پارسی:
#انیمیشن = پویانمایی
#بنر = بَرنما، پرچم، درفش، نشان
#تبادل = داد و ستد، جابجایی
#تبلیغات = آگهی، آوازهگری، فرارَسان، پیامرسانی
#کمیک = (فرانسوی)، خندهدار، خندهساز، خندهآور
#کتاب_مصور = نگارهنامه، نگاریننامه، رُخشنامه، نسکِ نگارین
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
🎞 @AdabSar
#انیمیشن = پویانمایی
#بنر = بَرنما، پرچم، درفش، نشان
#تبادل = داد و ستد، جابجایی
#تبلیغات = آگهی، آوازهگری، فرارَسان، پیامرسانی
#کمیک = (فرانسوی)، خندهدار، خندهساز، خندهآور
#کتاب_مصور = نگارهنامه، نگاریننامه، رُخشنامه، نسکِ نگارین
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
🎞 @AdabSar
@AdabSar
شوخی که توان داد مرادِ دلم این است
اقبال اگر یار شود قاتلم این است
رسوای خلایق شدن و عشقپرستی
کار خودم آن باشد و کار دلم این است
آن تُرکِ ستمکار که در روز نخستین
مهرش بسِرشتند در آب و گلم این است
خیری که مرا گر بنهد پای به محفل
صد طعنه به فردوس زند محفلم این است
گَه هوش رَود از سر و گَه خون چکد از دل
چیزی که به سودای تو شد حاصلم این است
«آتش» شکنم بهر وصالش قفسِ تن
زیرا که در این ره به میان حائلم این است
#آتش_اصفهانی
@AdabSar
شوخی که توان داد مرادِ دلم این است
اقبال اگر یار شود قاتلم این است
رسوای خلایق شدن و عشقپرستی
کار خودم آن باشد و کار دلم این است
آن تُرکِ ستمکار که در روز نخستین
مهرش بسِرشتند در آب و گلم این است
خیری که مرا گر بنهد پای به محفل
صد طعنه به فردوس زند محفلم این است
گَه هوش رَود از سر و گَه خون چکد از دل
چیزی که به سودای تو شد حاصلم این است
«آتش» شکنم بهر وصالش قفسِ تن
زیرا که در این ره به میان حائلم این است
#آتش_اصفهانی
@AdabSar