ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻نصف = نیم، نیمه، یک‌دوم 🔻نصف‌النهار = پرهون نیمروز 🔻نصفه = نیمه، نیم نمونه: 🔺رژیم غذایی‌اش را نصفه‌کاره رها کرد = پرهیزانه‌اش را نیمه‌کاره رها کرد 🔺چرا دیه زن نصف مرد است؟ چرا خون‌بهای زن یک‌دوم مرد است؟ 🔺نصف اموالش…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻منصف = دادمند، دادور، دادگر، دادگستر، نیمساز، دونیم کننده، دوبخش کننده، نیمه گاه، نیمگاه (شمارشدانی)

🔻منصفانه = دادگرانه، دادورانه، دادمنشانه، دادمندانه

🔻هیئت منصفه = دادسَنجان

نمونه:
🔺هیئت‌منصفه رای به برائتش داد =
دادسَنجان رای به بی‌گناهی‌اش دادند

🔺برخوردهایی که با او شد منصفانه نبود =
برخوردهایی که با او شد دادمنشانه نبود

🔺منصف باش، ولو با دشمنت! =
دادمند باش، اگرچه با دشمنت!

🔺هر عالم محقق و منصف مدقق ... داند که این غایت ابداع است.(منشآت خاقانی) =
هر دانشمندِ پژوهنده و دادورِ باریک‌بین ... داند که این اوج نوآوری است.

🚩 دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #منصف #منصفانه #هیئت_منصفه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

باغبان‌ها به روی گل‌هاشان
نام‌هایی قشنگ بگذارند
نامی از جنس آفتاب و بهار
نام خوش آب و رنگ بگذارند

تا شبت را سپیده گل بزند
نام مهتاب و ژاله را بنویس
شور شهناز تا دلارام است
نسترن را و لاله را بنویس

عشق هنگامه می‌کند بر پا
با نگار و نگین و رکسانا
با همای و شراره و نوشین
با پریسا و هستی و مینا

با پریا و مهری و مینو
مهرناز و مهستی و مهشید
با دل‌افروز و نازنین و بهار
باز نوش‌آفرین شود خورشید

مانده طرحی قشنگ در یادم
روی دستان آب نیلوفر
بیشتر از شکوفه بنویسیم
از زری از فرشته از زیور

روشنک را به پرنیان بسپار
تا به دریا به آرزو برسی
نام آزاده را رها بنویس
تا به گل‌ها به عطر و بو برسی

ارغوان و ستایش و مهناز
شهرزاد و بهاره و مهسا
نام سودابه خوب و خوش آواست
همچو لبخند یار خوش‌سیما

ماهرخسار و ماهرخ زیباست
نام‌هایی قشنگ و پر شورند
شهربانو و مهرنوش و پری
همچو فیروزه‌ی نشابورند

همچنان مانده است در یادم
شاهرخ پارسا و گوهرشاد
مهربانو به نازگل می‌گفت
نام ایران ما گرامی باد

بنویسید هومن و فرشید
یا کیان و کیارش و نیما
آرمین آریا سروش ارژنگ
مهرزاد و سپهر یا سینا

داریوش این گل هخامنشی
شهریار بزرگ ایران است
باربد بردیا نکیسا، حال
نوبت آرمان و اشکان است

مانی و ماهیار با مزدک
از گذرگاه جاده می‌آیند
شاه انوشیروان و شروین
با آبتین هم پیاده می‌آیند

روی گلدختران آبادی
بگذارید نام بارانی
چون فروغ و فرانک و پوران
نام‌هایی همیشه ایرانی

نام رودابه و کتایون را
نام سارا و مریم و سیمین
شهرناز و انوشه و سیندخت
یاسمین و ستاره و نسرین

غصه دارد هنوز تهمینه
داغ سهراب در دلش جاری‌ست
با فرنگیس مهربان باشید
یاد آن‌ها نشان بیداری‌ست

تا به یاد منیژه می‌افتم
بیژن آزاد می‌شود از چاه
نام جمشید و ایرج و هوشنگ
می‌شود با بهار و گل همراه

شاه تهمورث و سیامک و سام
رنگ و بوی گل وطن دارند
گیو و بهرام و آرش و مهران
ریشه در کشوری کهن دارند

یاد فرهاد و بیستون باشید
بلکه شیرین شود روان شما
با کیومرثِ جان قدم بزنید
گل کند باز باغ جان شما

به منوچهرِ عشق دل بدهیم
نام او هم‌ردیف باران است
سورنا را به یاد بسپاریم
آبرودار خاک ایران است

نام کوروش ز یادمان نرود
با خشایار هم‌عنان باشیم
با فرامرز و اردشیر و قباد
زیر چتری از آسمان باشیم

باید از مازیار بنویسیم
از فریدون و بهمن و سامان
از فریبرز و بابک و شاپور
از رهام و سیامک و ساسان

آریوبرزن این شهید وطن
قهرمان همیشه‌ی ایران
رستم و یزدگرد و فیروزان
نام‌شان سربلند و جاویدان

بنویسید کاوه را با شوق
نام کسرا و نام آرش را
نام افشین و بابک و خسرو
نگذارید جا سیاوش را

پارسی این زبان ایرانی
مظهر اتحادمان باشد
نام این سرزمین جاویدان
تا همیشه به یادمان باشد

سراینده #ناشناس
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
@AdabSar
2👍1
💫

فسانه‌ام به تو معلوم چون شود که تو را

هنوز حرفی از آن ناشنیده خواب گرفت

#آهی_جغتایی
@AdabSar
💫

بازم غم عشق یار در کار آورد
غم در دل من ببین که تیمار آورد

هرسال بهار ما گل آوردی بار
امسال به جای گل همه خار آورد

#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻منصف = دادمند، دادور، دادگر، دادگستر، نیمساز، دونیم کننده، دوبخش کننده، نیمه گاه، نیمگاه (شمارشدانی) 🔻منصفانه = دادگرانه، دادورانه، دادمنشانه، دادمندانه 🔻هیئت منصفه = دادسَنجان نمونه: 🔺هیئت‌منصفه رای به برائتش داد =…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻انصاف = راستی، دادمندی، دادگری، داد، میانجَکی، آزرم، هُده‌گیری(=گرفتن حق)
🔻انصافا = به‌دُرستی، به‌داد، به‌دادمندی، به‌راستی، از سر دادگری، از روی داد
🔻انصاف‌دادن = به‌یک‌چشم‌نگریستن، برابر گرفتن
🔻انصاف‌داشتن = دادمند بودن، میان گرفتن، برابر داشتن

نمونه:
🔺انسان با انصافی بود =
آدم دادمندی بود

🔺از جاده انصاف خارج نشو =
از راه درست بیرون نرو

🔺واردات گندم بی‌انصافی به تولید است =
درون‌آوری گندم بی‌دادگری به فراورِش است

🔺انصافا کار پر زحمتی بود =
به‌راستی کار پر رنجی بود

#مجید_دری
#پارسی_پاک #انصاف #انصافا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
آیدا شاه قاسمی
@AdabSar
تو که ماه بلند آسمونی...🌙⭐️

ترانه‌ی زیبای «لیلا و ماه» با آواز زیبای «آیدا شاه‌قاسمی»
گفت‌وگوی ساده‌ی دو دلداده برای شکفتن و ما شدن.

سراسر واژگان این ترانه پارسی هستند

#موزیک #ترانه_پارسی
@AdabSar
🌱🌸🌷
@AdabSar

چشم فروبسته اگر وا کنی
در تو بود هرچه تمنا کنی

عافیت از غیر نصیب تو نیست
غیر تو ای خسته طبیب تو نیست

از تو بود راحت بیمار تو
نیست به غیر از تو پرستار تو

همدم خود شو که حبیب خودی
چاره‌ی خود کن که طبیب خودی

غیر که غافل ز دل زار توست
بی‌خبر از مصلحت کار توست

برحذر از مصلحت‌اندیش باش
مصلحت‌اندیش دل خویش باش

چشم بصیرت نگشایی چرا
بی‌خبر از خویش چرایی چرا

صید که درمانده ز هر سو شده‌ست
غفلت او دام ره او شده‌ست

تا ره غفلت سپرد پای تو
دام بود جای تو ای وای تو

خواجه‌ی مقبل که ز خود غافلی
خواجه نه‌ای بنده‌ی نامقبلی

از ره غفلت به گدایی رسی
ور به خود آیی به خدایی رسی
ـ...
ای شده نالان ز غم و رنج خویش
چند نداری خبر از گنج خویش؟

گنج تو باشد دل آگاه تو
گوهر تو اشک سحرگاه تو

مایه‌ی امید مدان غیر را
کعبه‌ی حاجات مخوان دیر را

غیر ز دلخواه تو آگاه نیست
زآن که دلی را به دلی راه نیست

خواهش مرهم ز دل ریش کن
هرچه طلب می‌کنی از خویش کن

#رهی_معیری
@AdabSar
💫

گر چه با دوریِ او زندگی‌ام نیست ولی

یاد او می‌دمدم جان به رگ و پوست هنوز

#سیمین_بهبهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

به کویت با دلِ شاد آمدم با چشمِ تر رفتم 
 به دل امیدِ درمان داشتم درمانده‌تر رفتم 

تو کوته‌دستی‌ام می‌خواستی ورنه منِ مسکین 
 به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم

#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔅نام برخی ناموران یونان باستان به پارسی

فرستنده #نادر_نوری
@AdabSar
⬆️⬇️ @AdabSar

دقایقی بعد از تولدتان، آن‌ها درباره‌ی نام، ملیت، مذهب و حزب شما تصمیم می‌گیرند و شما در همه‌ی عمرتان از چیزهایی دفاع می‌کنید که حتا انتخابش نکرده‌اید!

📖🖋 #برگردان_به_پارسی

اندکی/دمی پس از زاده‌شدن‌تان، آن‌ها نام، تبار، کیش و هَمادِ شما را برمی‌گزینند و شما در همه‌ی زندگی‌تان سنگ چیزی را به سینه می‌زنيد که خودتان برنگزیده‌اید!

➡️⬅️ @AdabSar
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

واژه‌های «ازل» و «ابد»، از پارسی كهن گرفته شده‌‏اند:
🔻ازل = اَسَر = ا + سَر= بی‌‏آغاز، بی‏‌سر
🔻ابد = اَپــَد = ا + پـَد= بی‌‏پایان، بی‏‌پا

👈 پس می‌‏توان به‌‏جای ابد همان «اپد» را نوشت و به‏‌جای ازل نیز «اسَر» را به‌‏كار برد.

🔻ازل / ازلی = (پارسی تازی‌شده)، اَسَر، بی‌‏سر، بی‌‏سری، زمانِ بی‌‏آغاز، بی‌‏آغازی، همیشگی، دیرینگی
🔻ازلیت = جاویدی، بی‌‏آغازی

🔻ابد = (پارسی تازی‌شده)، اَپَد، ورجاوند، همیشگی، همیشه، جاوید، جاودان، جاویدان، ناانجام، تا پایان زندگی، انوشه، بی‏‌مرگ
(انوشه و بی‏‌مرگ هم به چم ابد ا‏‌ست، ولی مرز آن جانداران و گاه تنها آدمیان هستند كه در میان مرگ و زندگی گرفتارند)
🔻ابداً = هرگز، هیچ‌گاه، به‌‏هیچ‌‏روی
🔻ابدالآباد / ابدالدهر = همیشه، جاویدان
🔻ابدی = همیشگی، جاوید، جاودانی، جاویدان، هرگزی، پایا، بی‏‌پایان
🔻ابدیت = همیشگی، جاودانگی، جاودان، پایندگی

🔻سرمد = جاوید، همیشگی
🔻سرمدی = همیشگی، اسری و اپدی

نمونه:
🔺آیا مرگ اَپـَدی‏ است، یا دوباره می‏‌توان زیست؟

🔺از ازل تا ابد ربوبیت لایق اوست =
از جاوید تا جاودان پروردگاری شایان اوست
از بی‌‏آغاز تا بی‌‏پایان، پروردگاری او را سِزَد

🔺آیا عالم حادث است یا قدیم(ازلی)؟ =
آیا جهان پدیده است یا جاوید؟

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ابد #ابدیت #ابدالآباد #ابدی #ابدا #ازل #ازلی #ازلیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

میان ابرو و چشم تو گیر و داری بود
من این میانه شدم کشته این چه کاری بود

تو بی‌وفا و اجل در قفا و من بیمار
بمُردم از غم و جز این چه انتظاری بود

مرا ز حلقه‌ی عشاق خود نمی‌راندی
اگر به نزد توام قدر و اعتباری بود

در آفتابِ جمال تو زلفِ شبگردت
دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود

به هر کجا که ببستیم باختیم ز جهل
قمارِ جهل نمودیم و خوش قماری بود

تمدن آتشی افروخت در جهان که بسوخت
ز عهدِ مهر و وفا هرچه یادگاری بود

بنای این مَدَنیّت به باد می‌دادم
اگر به دست من از چرخ اختیاری بود

مِی‌ای خوریم به باغی نهان ز چشم رقیب
اگر تو بودی و من بودم و بهاری بود

#ملک‌_الشعرای_بهار
@AdabSar
💫

به پندار تو
جهانم زیباست
جامه‌ام دیباسـت
دیده‌ام بیناســـــت
زبـانم گویاســـــــــت
قفسم طلاســـــــــــــت
به این ارزد که دلم تنهاست؟

#رحیم_معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
💫

درون آینه‌ی روبرو چه می‌بینی
تو ترجمان جهانی بگو چه می‌بینی

تویی برابر تو چشم در برابر چشم
در آن دو چشم پر از گفتگو چه می‌بینی

#حسین_منزوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

مرا کسی که به سوی تو راهبر باشد
مگر فغانِ شب و ناله‌ی سحر باشد

کفن بسی بِه از آن پیرهن که در تنِ مرد
نه از ترشحِ خونابِ دیده تر باشد

چه سود از اینکه عتاب تو خنده‌آلود است
که زهر کارگر است ارچه در شکر باشد

بپرس حال اسیری که در کمندِ غمت
ز طُرّه‌ی تو بسی دل‌شکسته‌تر باشد

#صوفی_مازندرانی
@AdabSar
💫

عشق تو می‌کشاندم شهر به شهر کو به کو

مهر تو می‌دواندم پهنه به پهنه سو به سو

#محمدصادق_رفعت_سمنانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ز دستم برنمی‌خیزد که یک‌دم بی تو بنشینم
به‌جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ‌کس بینم

تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمی‌آید
روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم

#سعدی
@AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش ششم فرستنده #بزرگمهر_صالحی همدایش(ترکیب)هایی مانند «زیست‌شناسی» و «جانورشناسی» در پارسی نیز همخوانی بخش‌به‌بخش با Biologie و Zoologie دارند و می‌توانند برگردان افزاره‌ای (مکانیکی) شمرده شوند، ولی براستی برگردان افزاره‌ای نیستند…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش هفتم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

اگر چه در باره‌ی دیگر واژه‌هایی که با پیشوند Poly- آغاز می‌شوند می‌توان «چند-» را به آسانی به کار برد، مانند «چندزبانه» برابر با Polyglot که در اینجا نیز یک همدایش (ترکیب) بهنجار پارسی و رسانای مانک است.

یا درباره‌ی واژه‌ای مانند Labyrinth اگر آتانش(توجه) داشته باشیم که در پارسی برای شمار بالا و پیوسته از چیزی واژه‌ی «هزار-» را پیشوندگونه به کار می‌بریم، مانند هزاردره، هزارچشمه، هزارچم، هزارلا، هزارپا، در این باره هم می‌توانیم «هزاردالان» یا «هزارتو» را به کار بریم، چنانکه تاکنون به کار رفته است.

یک نمونه مَهَند(مهم) از رواگمندی(رواج) واژه‌سازی افزاره‌ای(مکانیکی) در زبان پارسی رواگ ـگرا و ـگرایی در پارسی به جای ist و ism است. این دو پسوندگونه اگر چه کمابیش رواگمندی همگانی یافته و کار را بر بسیاری ساده و آسان کرده‌اند، ولی به نگریه ما از نمونه‌های آشفته‌کاری در زبان است و واژه‌هایی که به این شیوه ساخته می‌شوند، چه بسا از درخشش مانک برخوردار نیستند. اگر چه این نویسنده پیش از این در این باره گفتمان کمابیش گسترده‌ای کرده است‌با این همه باز هم به بخش‌هایی از آن خواهیم پرداخت.

دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
🔎🧠 @AdabSar

«نگر» واژه‌ای پارسی است که تازی‌شده‌ی آن «نظر» است.
پس «نظرسنجی» به پارسی می‌شود «نگرسنجی».
نظرسنجی = نگرسنجی، دیدسنجی

🖋 نمونه:
نظرسنجی نوعی روش تحقیق پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از افراد در مورد یک موضوع مورد مطالعه قرار می‌گیرد =
نگرسنجی گونه‌ای روش پژوهش پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از مردم درباره‌ی یک جَستار بررسی می‌شود.

#مجید_دری
#پارسی_پاک #نظر #نظرسنجی

🔎🧠 @AdabSar