ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو
مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو

راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن
چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو
مولوی

برابر سخن مولانا به واژه‌ی کژ در زبان می‌پردازیم. باشد که نمایان باشد همچون نابجایی‌اش.

کژی/خمیدگی = انحنا
کژ راه = راه کج
کژاندیش = منحرف
کژپوی = منحرف
کژ پویی = انحراف
کژرو = منحرف
کژ روی = انحراف
کژکامی = انحراف جنسی
کژ و مژ = قناس، نامرتب، منحنی، بی‌اندام
کژ نگر(کنایه از خشمگین)

یکی پند آن شاه یاد آوریم
ز کژّی، روان سوی داد آوریم
فردوسی

#بزرگمهر_صالحی

بن‌مایه‌ها
۱- شاهنامه
۲- دیوان شمس
۳- فرهنگ زبان پهلوی
۴- فرهنگنامه‌ی پارسی آریا، جواد دانشیار

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻بِالفرض = به‌گُمان، به‌اَنگار نمونه: 🔺بالفرض که این کار را کردی، آیا موفق می‌شوی؟ = به‌اَنگار که این کار را کردی، آیا پیروز می‌شوی؟ به‌گمان که این کار را کردی، آیا پیروز می‌شوی؟ 🔺بالفرض که عذرخواهی کرد، با آبروی رفته…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻بِالکل = یکسره، سراسر

نمونه:
🔺زلزله شهر را بالکل نابود کرد =
زمین‌لرزه شهر را سراسر نابود کرد

🔺حرف‌هایش بالکل غلط بود =
سخنانش یکسره نادرست بود
سخنانش سراسر نادرست بود


🔻بِالمناصفه = نیمانیم، نیم به نیم

نمونه:
🔺خرج مهمانی را بالمناصفه بین خود تقسیم کردند =
هزینه‌ی مهمانی را نیمانیم میان خود بخش کردند

🔺قرار گذاشتند آنچه حاصل شود بالمناصفه برداشت نمایند و در ضرر هم بالمناصفه متحمل شوند =
پیمان بستند آنچه به‌دست آید نیم به نیم برداشت نمایند و در زیان هم نیمانیم پذیرا شوند


🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #بالکل #بالمناصفه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
🔥🔱 @AdabSar 🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی 🔥 بخش سوم - افسانه‌ی جشن شهریورگان 🔱 افسانه‌ی شهریورگان بازگوی‌ نبرد نخستین آدم روی زمین «گیومرت»/«گیومرتن» (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه گیومرت با یاری فرشته‌ی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری…
🔥👑 @AdabSar

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 بخش چهارم و پایانی - جشن شهریورگان و زادروز داراب

👑 بر پایه‌ی شاهنامه‌ی فردوسی، چهارم شهریور و هم‌زمان با جشن شهریورگان زادروز "«داراب»، یکی از پادشاهان داستانی ایران است. برخی از شاهنامه‌پژوهان داراب را همان کوروش هخامنشی و چهارم شهریور را زادروز کوروش می‌دانند.
به گمان آن‌ها، زمان زندگی داراب در داستان‌های ایرانی نزدیک به کوروش است و شاید یافته‌های تازه‌ای درباره‌ی زندگی کوروش به دست دهد.

👑 از سویی، در افسانه‌ها و بر پایه‌ی شاهنامه، نشانه‌های «کیخسرو» نزدیک به کوروش هخامنشی است. «فریدون» هم بی‌پیوند با کوروش نیست و همسانی بسیاری با او دارد.
ولی باور روشنی که در میان پژوهندگان پیروان بیشتری دارد این است که داراب بیشترین همسانی را با داریوش هخامنشی دارد.

👑 شاید از آنجایی زادروز کوروش هم‌زمان با جشن شهریورگان دانسته شده که شهریورگان روز شهریار آرمانی، پادشاه نیرومند و دادگر است.

👑 آنچه باید بدانیم این است که روز بزرگداشت کوروش در هفتم آبان، زادروز این پادشاه خوشنام نیست.
هفتم آبان روز گام نهادن کوروش به بابِـل است. بر پایه‌ی سنگ‌نبشته‌ی باستانی «رویدادنامه‌ی نبونئید»(ستون ۳، بند ۱۸)، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش به شهر بابِل رسید و مردم بابِل با شادی به پیشواز او رفتند. این روز برابر با ۲۹ اکتبر و هفتم آبان است.

👑 بر پایه‌ی آگاهی به دست آمده از دو تخته(لوح) گِلی در بابل، گمان می‌رود که درگذشت کوروش ۵۳۰سال پیش از زایش(میلاد) و در نهمین سال از فرمانروایی‌اش، روزی میان ۲۲ امرداد تا دهم شهریور باشد. در این تخته‌های گلی، روز بابلی برابر با ۲۲ امرداد آغاز نهمین سال فرمانروایی کوروش و دهم شهریور همان سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه است.

برگرفته از تارنمای خردگان
#مجید_خالقیان
________________
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #آذرجشن #کوروش

🔥👑 @AdabSar
@AdabSar

از شِکر هم این نگاهِ بی‌بدل شیرین‌تر است
لحظه‌های باتوبودن از عسل شیرین‌تر است

با زبانِ شعر می‌گویم که می‌خواهم تو را
اعترافِ عاشق از شعر و غزل شیرین‌تر است

می‌شود ضرب‌المثل روزی همین دلدادگی
این حکایت گرچه از ضرب‌المثل شیرین‌تر است

وقت رنجیدن نگو چیزی، نگاهم کن فقط
این نگاهِ تلخ از بحث و جدل شیرین‌تر است

زندگی بی عشق بی مفهوم و مبهم می‌شود
عشق وقتی‌ نیست باید گفت اَجل شیرین‌تر است

#محسن_زعفرانیه
@AdabSar
👍1
💫

هزار سال هم بگذرد
نگاهت غافلگیرم می‌کند

تو
در هر لحظه
هـــــــزار اتفاقی

#نیلوفر_لاری_پور
@AdabSar
💫

گویند صبر کن که تو را صبر بَر دهد
آری دهد ولیک به عمر دگر دهد

من عمر خویش را به صبوری گذاشتم
عمر دگر بباید تا صبر بَر دهد

#دقیقی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

‍ ابوبکر محمّد زَکَریای رازی (۲۵۱ تا ۳۱۳) فرارفت ماهی(هجری قمری) پزشک، دانش‌دوست و کیمیاگر(شیمی‌دان) ری‌شهری و ایرانی است.
از رازی نوشته‌هایی در زمینه‌ی پزشکی، کیمیا(شیمی) و دانش‌دوستی به‌جا مانده است. او را به نام یابنده الکل و گوهر گوگرد (اسید سولفوریک) می‌شناسند.

به‌گفته‌ی جرج سارتن (پدر دانش‌نگاری)، ابوبکر محمد زکریای رازی «بزرگ‌ترین پزشک ایران و جهان در سده‌ی میانه(قرون وسطی) بود».

پرویز اذکایی و جوئل کریمر در ماتیکان(کتاب) «احیا (زنده‌سازی) فرهنگی در روزگار آل‌بویه» رازی را کسی دانسته‌اند که بر پیشانی مردم‌گرایی ایرانی ایستاده است.

احمد بیرشک می‌نویسد: «از آموزش‌های رازی این بود که همه‌ی آدمیان به اندازه‌ای خرد دارند که بتوانند درباره خود و جهان بیاندیشند. آدمیان برای رستگاری به رهبران دینی نیاز ندارند. به‌راستی دین‌ها زیان‌آور هستند و مایه‌ی کینه و جنگ می‌شوند. رازی به همه‌ی فرماندهان، رهبران و بزرگان در همه‌ی سرزمین‌ها شک داشت».

ابوبکر محمد زکریای رازی، این کیمیاگر ایرانی پیش از اروپاییان «خردگرایی و نوزایی»(رنسانس) را آغاز کرده بود.
این درخت جهش‌یافته در باغ و سرزمینی پرورش یافته بود که برایش چندان شایسته نبود. پس اندیشه‌های او بی‌آنکه فراوان شود و پا گیرد، در این سرزمین خشکید.

به پاس کوشش فراوان رازی در داروسازی، روز پنجم شهریورماه، روز بزرگداشت او و روز داروسازی نامگذاری شده‌است.

زنده باد یاد او که سده‌های بسیار از زمان خودش پیشتر بود و شادباد روز داروساز🌿🎗🍯

نویسنده و فرستنده: #علی_صفری_سنجانی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

بگویش گناه از توآمد نخست
که فرمان ما داشتی خوار و سست
اسدی توسی

سُست در زبان پهلوی با همین ریخت کاربرد داشته است. سست به مانک نااُستوار، بُن گذشته از سابیدن که ریخت نژاده و کهن بُن واژ آن (سودن) در پارسی مانده است، که هرچه سوده شود، نازک و سُست می‌شود.
فرهنگ زبان پهلوی بهرام فره‌وشی

سُست اندیش = شکاک، ضعیف‌الفکر
سُست بنیاد = متزلزل
سُست پیوندی = ضعیف التالیف
سُست دل = نامطمئن
سُست سرشت = ضعیف الطبع
سُست نهاد = ضعیف النفس، سُست عُنصر
سُستی = فترت، اهمال
سُستی ناپذیر = خلل ناپذیر
سُست ورزی = تعلل کردن، بی‌قید بودن

#بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻بِالکل = یکسره، سراسر نمونه: 🔺زلزله شهر را بالکل نابود کرد = زمین‌لرزه شهر را سراسر نابود کرد 🔺حرف‌هایش بالکل غلط بود = سخنانش یکسره نادرست بود سخنانش سراسر نادرست بود 🔻بِالمناصفه = نیمانیم، نیم به نیم نمونه: 🔺خرج…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻بِالنسبَه = به‌سَنجش

نمونه:
🔺صحرای بالنسبه مرتفع و وسیعی است =
بیابان به‌سنجش بلند و پهناوری است

🔺حقوق بعضی مشاغل، از جمله قضات، بالنسبه خوب است =
دستمزد برخی کارها، همچنین دادرس‌ها، به‌سنجش خوب است

🔺سوپ جو غذای بالنسبه سبکی است =
آش جو خوراک به‌سنجش سبکی است

#مجید_دری
#پارسی_پاک #بالنسبه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

تو غریبی و من انگار غریبانه‌ترم
بی تو در شهر تو من از همه بیگانه‌ترم

از چه می‌نالم و از دردِ چه؟ رسوایم کن
که بفهمند چرا بی تو ز پیمانه تَرَم

آنقدَر بی‌خودم از خویش که دارد کم‌کم
باورم می‌شود از چشم تو دیوانه‌ترم

چاره‌ای نیست دچارم کن و بر بادم دِه
که من از باد هم انگار که بی‌خانه‌ترم

هر شب این‌گونه به ناچار غزل می‌گویم
ورنه از مرزِ غزل‌های تو پرچانه‌ترم

#نجمه_زارع
@AdabSar
💫

تشتِ رسوایی‌ام از بام اگر افتاد چه باک

عاشق حُسن تو چون حُسن تو انگشت‌نماست

#محمدعلی_صفیر
@AdabSar
💫

پستیم چو خاک، سربلندی این است
مستیم ز عشق، هوشمندی این است

با این‌همه درد نام درمان نبریم
حقا که کمال دردمندی این است

#باباافضل_کاشانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

شور دل چون غنچه از رنگم گریبان می‌درد
پاس خاموشی چسان دارم به یک دفتر زبان
بیدل دهلوی

بوم شناخت، بوم شناسی = Ecology
بوم شناس = Ecologist
بزرگنمایی = Agrandissement
هستی- بودش = Existence
هستی گرایی = Existentialism
پسرانه، پسرگونه = A la garcon
فرتوردان- جُنگ = Album
جایگزین- پَستاییک = Alternatif
زمینه، دَرَک، برآخت = سُوژه sujet
درآخت، بَرنمود = اُبژهObje

تندآبه‌های امروز رودهای خروشان فردایند که می‌توانند ما و فرهنگ‌مان را در هم بکوبند و ویران کنند.

#بزرگمهر_صالحی

بُن‌مایه‌ها:
۱- فرهنگ بیست هزار، ضیالدین هاجری
۲- فرهنگ ریشه شناختی اختر فیزیک، محمد حیدری ملایری
۳- فرهنگ انگلیسی به پارسی منوچهر آریانپور

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
۸۰سال پیش که فرهنگستان این واژه‌ها را‌ ساخت، بسیاری باور نداشتند این واژگان ناآشنا جای واژه‌های اربی را بگیرد.
اکنون واژه‌های پارسی جا افتاده و کوشش فرهنگستان به بار نشسته است!

#میلاد_فرخ_وند
@AdabSar
🌾🍃🍂🥀🍁
🍁@AdabSar

🍂 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🍂 جشن خزان

🍁🍁 «جشن خزان» یا «خزان جشن» که به آن «جشن مغان» هم می‌گفتند واپسین جشن دهه‌ی نخست شهریور بود که در «دی به آذر روز» این ماه برابر با هشتم شهریور برگزار می‌شد. انگیزه‌ی برگزاری این جشن پایان برداشت فراورده‌های کشاورزی تابستان و آغاز پاییزه‌کاری بود. همچنین گفته می‌شود پایان نشانه‌های تابستان و خودنمایی نشانه‌های پاییز از انگیزه‌های پیدایش جشن خزان بود. درباره‌ی زمان برگزاری این جشن دیدگاه‌ها ناهمسان است.

🍁🍁 «جیمز موریه» در گزارش بازدیدش از ایران نوشته است که در روز هشتم شهریور در دماوند جشنی به نام خزان برگزار شد. خلف تبریزی نوشته است: «خزان روز هشتم باشد از شهریورماه قدیم و این روز جشن مغان است.»

🍁🍁 گردیزی در زین‌الاخبار نوشته است که جشن خزان در روز پانزدهم شهریور «دی به‌مهر روز» برگزار می‌شد. این روز همزمان با جشنی در سغد باستان و فرارودان(ماوراءالنهر) بود که در آن بازار همگانی برپا می‌شد. شاید گردیزی این هر دو جشن را یکی دانسته و در سغد جشن خزان همراه با بازار همگانی بود.

🍁🍁 ابوریحان بیرونی می‌گوید «خزان خاصه» در هژدهم(هجدهم) شهریور و «خزان عامه» در دوم مهر برگزار می‌شد. دیگر پژوهش‌ها هم نشان می‌دهد دو جشن خزان یکی در هشتم شهریور با پدیدار شدن نشانه‌های پاییز و دیگری در اورمزدروز از مهر(نخستین روز مهر) و آغاز پاییز برگزار می‌شد.

🍁🍁 سوارکاری، چراغانی و آذین‌بندی خانه‌ها و آتش‌افروزی بر بام‌ها از آیین‌های جشن خزان بود. به دید می‌رسد ایرانیان این جشن را گروهی و در کنار دیگران برگزار می‌کردند. این جشن کهن تا چند سال گذشته در دماوند با آتش‌افروزی گرامی داشته می‌شد.
درباره‌ی گونه‌گونی زمان برگزاری جشن خزان گفته‌اند که به شمار نیاوردن سال‌های بهیزَگ(کبیسه) مایه‌ی این ناهمسانی شده است.

گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- جشن‌های فراموش شده ایران باستان
#مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند

#جشن_های_ایرانی #جشن_خزان #شهریورگان
🍁@AdabSar
🌾🍃🍂🥀🍁
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼🌳🌹
🌳🌹
🌹
گر آیَدْت روزی به چیزی نیاز
به دست و به گنج بخیلان میاز

هم از پیشه‌ها آن گزین کاَندر اوی
ز نامش نگردد نهان آبِ روی

همان دوستی با کسی کن بلند
که باشد به سختی تو را یارمند

تو در انجمن خامشی برگزین
چو خواهی که یک‌سر کنند آفرین

چو گویی همان گوی کآموختی
به آموختن‌در جگر سوختی
#فردوسی

امید آنکه:
ز تو چَشمِ آهرمنان دور باد
دل و جان تو خانه‌ی سور باد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌳
🌼🌳
🌺🌼🌳
💫

سراپا زخمِ کاری خورده‌ی شمشیرِ بیدادم

بنازم طاقت دل را که نالیدن نمی‌داند

#جلال_سیستانی
@AdabSar
💫

هرچند رسیدن به شما یک رویاست
زیباست اگر جهان، به رویا زیباست

یک چشمه تمام آرزویش رود است
یک رود تمام آرزویش دریاست

#وحید_اشجع
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻سلام = درود
🔻سلام کردن = درود گفتن، درودی رساندن
🔻سلام علیکم = درود بر شما

نمونه:
🔺سلام رفقا = درود دوستان

🔺سلام من را به اخوی برسانید =
درود من را به برادر برسانید

🔺سلام روستایی بی‌طمع نیست =
درود روستایی بی‌آزوَری نیست

🔺سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت =
درودت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

🔺سلام علیکم و رحمةالله و برکاته =
درود بر شما و بخشایش و فراوانی ایزدی

#مجید_دری
#پارسی_پاک #سلام #سلام_علیکم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

کجا بسته بُد ‌گيو و كاووس و توس
شده گوش کر یک‌سر از بانگ کوس!
فردوسی

گذشته‌ی زبان پارسی هنگامی مایه‌ی بالندگی است که در آینده نیز کارایی داشته باشد. وگرنه سخن سرایی در شکوه دوران پیشین بدون برنامه‌ریزی برای آینده‌ی زبان پارسی درمان‌بخش هیچ دردی نخواهد بود.
ایرمان (استعاره) یا در سراسر زبان‌های اروپایی: Metaphor، یک روش در شیوه‌ی سخن است به مانک به کار بردن یک واژه، گزاره یا سهمان(جمله) به‌جای چیز دیگری بر پایه‌ی همانندی میان آن‌ها. ماننده‌گویی در چکامه و ادب جهان بسیار ارزشمند است به شیوه‌ای که چکامه را سخنی بر پایه ماننده‌گویی و چگونگی‌های آن دانسته‌اند. می‌توان گفت ایرمان همان مانندسازی است که ماننده شده (مشبه) یا ماننده‌ی (مشبهٌ‌به) آن زدوده شده باشد. برای نمونه «گریه‌ی ابر بهاری» ایرمانی است که زیرساخت آن این سَهمان است: «ابر بهار مانند انسان می‌گرید».

ایرمان آشکار = استعاره‌ی مصرحه
ایرمان آمیغی = استعاره‌ی مرکب
ایرمان پایه = استعاره‌ی اصلیه
ایرمان پرورده = استعاره‌ی مترشحه
ایرمان پیراسته = استعاره‌ی مجرده
ایرمان پیرو = استعاره‌ی تبعیه
ایرمان دورشگفت = استعاره ی خاصیه‌ی غریبه
ایرمان رها = استعاره‌ی مطلقه
ایرمان ریشخند = استعاره‌ی تهکُمیه
ایرمان کنایی = استعاره‌ی مکنّیه
ایرمان ناساز = استعاره‌ی عنادیه
ایرمان نزدیک و آشنا = استعاره‌ی عامیه‌ی مبتذله
ایرمان همساز = استعاره ی وفاقیه

#بزرگمهر_صالحی

📚 بن‌مایه‌ها:
۱- دانشنامه اسلامی، ج ۱۳، برگ۲۴۷، اصغر دادبه و بابک فرزانه
۲- شفیعی کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی
۳- فنون بلاغت و صناعات ادبی، دانشمند جلال‌الدین همایی، نشر هما
۴- فرهنگ پارسی آریا جواد دانشیار
۵- فرهنگ پارسی بر پایه واژگان نژاده سیمین حلالی
۶- راهنمای واژه‌سازی پیشرو آریانپور

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
@AdabSar

کرده در آینه حُسنِ رُخِ خور شیدایت
قطره زان سلسله‌ها ریخته اندر پایت

رَخت بر بامِ سماوات بَرد فتنه اگر
جلوه‌ی ناز بدین شیوه کند بالایت

کمتر از خون مددِ دیده کن ای دل ترسم
که به توفان دهد این قطره‌ی دریازایت

گشت پایان تو پیدا مگر ای دشت جنون
بر نتابید به رسوایی ما صحرایت

ز آهِ شب عالمی آسوده زیَد خونِ دلم
که بدین دست کِشد چشمِ قدح‌پیمایت

بنه از سر غمِ زلفش که نبینم «یغما»
جز پریشانی دل سودی از این سودایت

#یغمای_جندقی
@AdabSar