ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

من از جفات نترسم ولی از آن ترسم

که عمر من به جفات این‌قدر وفا نکند


#ادیب_نیشابوری
@AdabSar
💫

اندر رهِ عشق حاصلی باید و نیست
در کوی امید ساحلی باید و نیست

گفتی که به صبر کار تو نیک شود
با صبر تو دانی که دلی باید و نیست

#عین_القضات_همدانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما


🔶پیش‌نوشت:
یکی از همراهان ارجمند برابرِ پارسیِ پیشنهادی خود را برای واژه‌ی «تایپ» فرستاده‌اند که بی هیچ داوری‌ای در پی می‌آید.
شما نیز می‌توانید دیدگاه خود را در این زمینه بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.

🔸واژه ی «تایپ»
تایپ کردن واژه ای نیمه پارسی است که پارسی کردنِ آن با یک پیشنهاد شدنی است:
«برنوشتن»
مزایای این واژه:
پارسی است
نسبتن کوتاه است
بارِ معناییِ پیشین ندارد و لذا تک‌معناست
نوشتنِ آن به فاصله نیاز ندارد و لذا آسان تر است
از ۷ نویسه تشکیل شده، بر خلافِ «تایپ کردن» که از ۹ نویسه
خوش‌نوا و گوش‌آشناست
گویا و رساست، معنا را
و از همه مهمتر، دربردارنده ی یک عنصرِ فعلی است که واژه را صرف‌پذیر می سازد.
کاستی های آن:
ریختِ گفتاریِ آن یک یا دو هجا طولانی تر از «تایپ کردن» است
(برنوشتم:۴ هجا.........تایپ کردم:۳ هجا
بربنویس: ۳ هجا........تایپ کن: ۲ هجا
برنوشت: ۳هجا...........تایپ: ۱ هجا)

اما نمونه صورتهای صرفیِ واژه:
فعلی: برنوشتم، برنوشتی، برنوشت، و...
برمی نویسم، برخواهم نوشت، بر(ب)نویس
اسمی: برنوشت/ برنویسی(تایپ)، برنویس(تایپیست)، برنویسا(ماشین تایپ)
صفتی: برنوشته (تایپ شده)

فرستنده: #صدرا
#پارسی_پاک
#تایپ
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

رفته‌ای از برِ ما چشم به راهیم بیا
حلقه در گوشِ درِ کعبه‌ی آهیم بیا

دوری‌ات بندِ غم افکند به پای دلِ مست
مست بودیم، پشیمان ز گناهیم بیا

بی تو مهتاب پریشان شد و گل‌ها خشکید
دل غم‌اندود چو شب‌های سیاهیم بیا

می‌تراود ز لبِ کوزه‌ی شب آبِ سکوت
ما به یاد تو به شب غرق نگاهیم بیا

زندگی چوبه‌ی دار و همه آویختگان
طالبِ صحبتِ آن مهرگیاهیم بیا

«شمس» خاموش شد از دوری‌ات ای دور قمر
گرچه با یاد تو در حضرت ماهیم بیا

#شمس_لنگرودی
@AdabSar
💫

در عوضِ دل ز دوست هیچ نخواهم

خانه‌ی مخروب ما اجاره ندارد!

#عارف_قزوینی
@AdabSar
💫

به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس

منه هیچ دل بر جهنده‌جهان
که با تو نماند همی جاودان

#فردوسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
yon.ir/AdabSar003
🔅پیام شما


🌺
باز هم کاری زیبا از مردمان خوب ایران زمین

#زیست_بهسازی همزمان با جهان

باشد که ما هم #محیط_زیست و #بوم_سازه ای پاک و پالوده داشته باشیم.
ما شایسته پاکیزگی هستیم.

در زیستگاه پاکیزه، پالوده و روشن کوچکترین تیرگی، آلودگی و آلاینده ای به چشم می آید. پس به آن پاسخ داده می شود.
برای همین است که آلایندگان و ناپاکان نمی گذارند زیستگاه پاکی داشته باشیم.

آلودگی پرتو های ایزدی را می گیرد و با کاهش روشنایی، زیست پیرامون ما را تاریک، سرد و بی جنبش می کند ولی پاکیزگی و پالودگی فره ایزدی دارد.

چو آن شاه پالوده گشت از بدی
بتابید از او فره ایزدی

این چنین است که پالایش و پالودگی به همراه خودش پرتوهای ایزدی برای روشنی، گرما و جنبش دارد. در دنیای روشنی ها، ناپاکان و آلودگی جایی برای پنهان شدن نمی یابند.

🍁🍁🍁

فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

در این دریا چه می‌جویند ماهی‌های سرگردان
مرا آزاد می‌خواهی؟ به تُنگِ خویش برگردان

مرا از خود رها کردی و بالِ پرزدن دادی
اگر این است آزادی، مرا بی بال‌وپَر گردان

دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟
خداوندا دعای دوستان را بی‌اثر گردان

من از دنیا به جادوی تو دل‌خوش کرده‌ام ای عشق
طلسمی را که بر من بسته بودی بسته‌تر گردان

به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری
همین خاکسترِ افسرده را زیر و زبر گردان

من از سرمایه‌ی عالم همین یک قلب را دارم
اگر چیزی دگر مانده‌ست آن را هم هدر گردان

در این دوزخ به‌جز تردید راهی تا حقیقت نیست
مرا در آتش تردیدهایم شعله‌ور گردان

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام

دل تو را می‌طلبد، دیده تو را می‌خواهد


#عارف_قزوینی
@AdabSar
💫

دی گفت دلم به ناتوانی و غمش
من عهده نمی‌کنم، تو دانی و غمش

فردا من و عقل و صبر و دین کوچ کنیم
تو عاجز و بیچاره بمانی و غمش

#سعید_هروی
@AdabSar
🌱🌺🌿🍀🌸🌱🌿🌷🍂🌸

«چو بر انجمن مرد خامُش بُوَد
از آن خامُشی دل به رامِش بُوَد

سپردن به دانای گوینده گوش
به تن‌ توشه یابی، به دل رای و هوش

شنیده سخن‌ها فرامُش مکن
که تاج‌ست برتخت‌ِ شاهی سخن

چو خواهی که دانسته آید به بر
به گفتار بگشای بند از هنر.»
#فردوسی

با امید که در این هفته:
«شما را جهان‌آفرین یار باد
همیشه سر بخت بیدار باد»

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀🌸🍂🌱🌿🌷🍃🌺🌿🍀
💫


همه‌ جا قصه‌ی دیوانگی مجنون است

هیچ‌کس را خبری نیست که لیلی چون است

#عارف_قزوینی
@AdabSar
💫

عشقت جگرم خورد و به دل روی آورد
رنگ از رخ من برد و ز تو بوی آورد

پای از درِ تو باز نگیرم که مرا
سودای تو سرگشته در این کوی آورد

#سیف_فرغانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
👵🏻👴👵🏿👴🏽
@AdabSar

🔅آشنایی با جشن‌‌های ایرانی
جشن گرامیداشت سالخوردگان و پیران


👵👴🏼 یکی از جشن‌های باستانی ایران که ۳هزار سال بیشینه دارد، جشن بزرگداشت سالخوردگان، پیران و بزرگان خاندان و خانواده به نام "اشیش وانگ" است.
این جشن در "اُرُد روز" از شهریور، برابر با بیست و پنجم شهریور برگزار می‌شد. اُرُد(اَردَه/اَرتَه و هم‌ریشه با آرتا) به مانک(معنی) درستی، راستی و پاکی است.
این روز، روز دهش و بخشندگی اهورایی و مینویی و روز روان پاک بود. تا کنون نیز در برخی از بخش‌های سرزمین‌های ایرانی با دیدار از بزرگان خانواده ادامه دارد.

👵🏼👴🏿 گفته می‌شود ایرانیان باستان از نخستین مردمی بودند که برای سپاسگزاری از سالخوردگان روزی را نام‌گذاری کرده بودند. پس از فروپاشی ساسانیان، در نوروز دست‌بوسی و دیدار پیران رواگ‌دار(رایج) شد و کم‌کم روز سالخوردگان به فراموشی سپرده شد.
نخستین آیین‌نامه‌ی پادافره(تنبیه/مجازات) همگانی ایران، بزه(جرم/جنحه) شناختن نانِگری(عدم توجه) فرزندان به پدر و مادر سالخورده بود.

👵🏼👴 در سال ۱۷۲۰ ترسایی، "جاماسب ولایتی" که دستور زرتشتیان کرمان بود به بمبیی(بمبئی) هند رفت تا کارنامک(تاریخچه) "روز سالخوردگان" را با دیگر پژوهشگران پارسیان هند بنویسند و آن را زنده کنند. سپس "مینوچهر هومجی" از پارسیان هند این کار را به پایان رساند.
در سالنامه‌ی امروز ایران، روز بیست و پنجم شهریور، "روز خانواده و تکریم[گرامیداشت] بازنشستگان" است.


✍🏻✍🏻 بهره از تارنمای "ایران‌بوم" و تارنمای "مهرمیهن"

#شهریورگان #جشن_بزرگداشت_پیران #جشن_پیران #فرهنگ_ایران

@AdabSar
👴🏾👵🏼👴🏻👵🏿
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما


#دلورزان چون کودکان نرم و پر جنب و جوش هستند. آنها تا کودکی می کنند شادند. دل آنها چون خیزآبی به سوی چیزی کشیده شده و از آن زده شده و بازمی گردد. آنها چون جانوری در پی خواسته دل بوده و برای فربه شدن در پی دلخواسته ها هستند که گاهی آنچه خواسته می شود، آنچنان خواستنی می شود که خیزآبش برگشتی ندارد. پس تا پایان زندگی دِلوَرزی #دلبسته خواهند شد.
#خردورزان چون پیری وارسته به آسانی پا روی دل خود گذاشته و تنها بر پایه درستی کار می کنند. آنها چون خداوندگار در پی روشنی و نیکویی به همه هستند. شادی و غمی در کار آنها نیست. فراز و فرودی ندارند. پیوسته در پی دانش و بینش بیشتر و روشن سازی پیرامون خود هستند.
مِرتا، آن زنده‌ی میرا، نه چون جانوران سراسر دلوَرز است و نه چون #خداوندگار سراسر خِرَدوَرز.
ما #ایرانیان بیشتر مارتایی دلوَرز هستیم یا بهتر بگویم شده ایم. کودکانی بزرگ و دلبسته به چیزهای بسیار که از بخت بد دست یافتنی نیست. برای همین غمگین هستیم. در شگفتم که این شیوه را می ستاییم. برای تیره بختانی دلوَرز چون #فرهاد کوه‌کن، لیلی در بند و #مجنون دیوانه سروده های بسیار داریم.
ولی خوربرانی ها(غربی ها) بیشتر مارتایی خردوَرز هستند. خوربرانی ها در کار و زندگی خود گویا دل ندارند، ساده تر از دلبسته های خود رها می شوند و راستی گزینی می کنند. آنها به آسانی پا روی دلشان می گذارند. خردمندانه درستکاری می کنند. آنها برای آنکه شور و شادی در این زندگی خداوند گونه بیاورند، زمان ویژه ای را کودکی می کنند. ولی نه مانند ما با آرزوهای دور و دراز؛ آنها با خواسته های دست یافتنی و کودکانه در زمان هایی کوتاه #شادی خود را بازمی یابند. برای همین با اینکه بیشتر از ما پیری و خردورزی می کنند ولی شادتر هستند.

فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻سفره۱= خوان، توشه‌دان
🔻سفره‌پرداز= پرخور
🔻سفره‌چی= خوان‌دار، پیشیار
🔻سفره‌خانه= ناهارخانه۲
🔻سفره‌دار= مهمان‌دار
🔻سفره‌ی دل بازکردن= راز دل گفتن
🔻سفره‌ی عقد= خوانچه
🔻سفره‌کردن= دریدن، پاره‌کردن
🔻سفره‌ماهی= پهن‌ماهی، سِپَرماهی، ماهی اژدر، ماهی برغی(برقی)
🔻سفره‌نشین= مهمان
🔻سفره‌نهادن= خوان‌نهادن، خوان‌گستردن، خوراک‌خورانیدن
🔻دستمال سفره= دستارخوان
🔻هم‌سفره= هم‌خوراک، هم‌خورش

نمونه:
🔺در بین راه، سفره‌ را باز کرد و با هم‌سفره‌، مشغول خوردن شدند=
در میانه‌ی راه، توشه‌دان را باز کرد و با هم‌خوراک، دست‌به‌کار خوردن شدند
در میانه‌ی راه، خوان را گسترد و با هم‌خورِش، سرگرم خوردن شدند

🔺سعدی خویش‌خوانیم، پس به جفا برانیم
سفره اگر نمی‌نهی، در به چه باز می‌کنی؟ #سعدی=
سعدی خویش‌خوانیم، پس به ستم برانیم
خوان اگر نمی‌نهی، در به چه باز می‌کنی؟

❗️پی‌نوشت:
۱. برخی واژه‌ی «سفره» را پارسی می‌دانند. از همین رو بکاربردن آن در زبان پارسی پذیرفتنی است.
۲. واژه‌ی «ناهار» در اینجا(همانند واژه‌ی «آش» در «آشپز») چماری فَراگیر و جدا از «خوراک میانروزی» دارد.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سفره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ما ز عشقت آتشین‌دل مانده‌ایم
دست بر سر پای در گل مانده‌ایم

خاک راه از اشک ما گِل گشت و ما
پای در گل دست بر دل مانده‌ایم

ناگهانی برق وصل تو بجست
ما ندانستیم و غافل مانده‌ایم

لاجرم از بس که بال ‌و‌ پر زدیم
همچو مرغ نیم بسمل مانده‌ایم

چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد
دائما در کار مشکل مانده‌ایم

عشق تو دریاست اما زآن چه سود؟
چون ز غفلت ما به ساحل مانده‌ایم

کی تواند یافت عطار از تو کام؟
چون نخستین گام منزل مانده‌ایم


#عطار
@AdabSar
💫

بس که کاهیده ز بار غم و اندوه تنم

خود چو در آینه بینم نشناسم که منم!

#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
💫

رفت یار و آرزوی او ز جانِ من نرفت
نقشِ٭ او از پیش چشم خون‌فشانِ من نرفت

من بدان بودم که پایش گیرم و میرم به دست
چون کنم کو گاهِ رفتن در میان من نرفت

#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
*= نَخش
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه مشورت با کسی کند که از پیرایه‌ی علم عاطل است و خُردْحوصله‌یی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْ‌زَنی که به رای خود اعجاب نماید و حریصی که مال را بر نفس ترجیح نهد و ضعیفی که سفر دورْدست اختیار کند و خویشتنْ‌بینی که استاد و مخدوم، سیرتِ او نپسندد.


📚📚 کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه‌: ٢٦٤


خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه رایْزَنی با کسی کند که از پیرایه‌ی دانش نابِهوده است و خُردْشکیبی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْ‌زَنی که به رای خود شگفتی نماید و آزمندی که دارایی را بر جانِ خویش برتر داند و کمزوری که سفر دورْدست برگزیند و خویشتنْ‌بینی که استاد و زاوَردار، خوی او نپسندد.


✍🏻✍🏻 پی‌نوشت:
واژه‌ی «سفر» هم‌ریشه با «سپَردن» است و ریشه‌ی ایرانی دارد.
در پارسی میانه: spar: spurtan
در پارسی کهن: spara
اوستایی: spiriti
سنسکریت: sphurati

#بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔹گروگان خورشید

مِهین ایزد از من اگر جان ستاند
در آن کشورِ رادمردان نشاند

در آنجا ستانَد که زادم ز مادر
در آن زادگاهِ بزرگان ستاند

در آنجا که سُتوار کوهِ بلندش
گروگان ز خورشیدِ تابان ستاند

درخت گَشَن‌شاخِ گردون‌شکافش
کلاه بزرگی ز کیوان ستاند

در آنجا که جنگنده مرد دلیرش
ز جنگاوران خود و خِفتان ستاند

به توفنده دریا ز کام نهنگش
به سرپنجِ خشم، دندان ستاند

ز چنگال شاهین، به نیروی بازو
دلِ گرم و خونینِ مرغان ستاند

در آنجا ستاند که یکتاپرستان
سر از پیکر بی‌خدایان ستاند

در آنجا که نای شَبانش شبانه
گهی جان فزاید، گهی جان ستاند

بسا پیرمردش که جام شهادت¹
ز دشمن به دستانِ لرزان ستاند

بسا نوجوانش که با فرّ و نیرو
دل از سینه‌ی شرزه‌شیران ستاند

شکوهنده‌تر چیست در زیر گردون
ز نامی که مردی ز مردان ستاند؟

برازنده‌تر کیست زان رادمردی
که داد خود از چرخِ گردان ستاند؟

شگفتا که گیتی به ما زندگی را
چه دشوار بخشد، چه آسان ستاند

چراغی که شب برفروزد به شادی
به صد² اندُهَش بامدادان ستاند

گُهر بازگیرد ز دیهیم شاهان
کمر از برِ پهلوانان ستاند

#خلیل_الله_خلیلی
#چکامه_پارسی

ـ ۱= t.me/AdabSar/7408
ـ ۲= سَد
@AdabSar