@AdabSar
نه سراغی، نه سلامی، خبری میخواهم
قدر یک قاصدک از تو اثری میخواهم
خواب و بیدار، شب و روز به دنبال من است
جز مگر یاد تو یار سفری میخواهم؟
در خودم هرچه فرو رفتم و ماندم کافیست
رو به بیرونزدن از خویش دری میخواهم
بعد عمری که قفس وا شد و آزاد شدم
تازه برگشتم و دیدم که پری میخواهم
سر به راهم، تو مرا سر به هوا میخواهی
پس نه راهی نه هوایی نه سری میخواهم
چشمِ در شوق تو بیدارتری میطلبم
دلِ در دام تو افتادهتری میخواهم
در زمین ریشه گرفتم که سرافراز شوم
بی تو خشکیدم و لطف تبری میخواهم
#مهدی_فرجی
@AdabSar
نه سراغی، نه سلامی، خبری میخواهم
قدر یک قاصدک از تو اثری میخواهم
خواب و بیدار، شب و روز به دنبال من است
جز مگر یاد تو یار سفری میخواهم؟
در خودم هرچه فرو رفتم و ماندم کافیست
رو به بیرونزدن از خویش دری میخواهم
بعد عمری که قفس وا شد و آزاد شدم
تازه برگشتم و دیدم که پری میخواهم
سر به راهم، تو مرا سر به هوا میخواهی
پس نه راهی نه هوایی نه سری میخواهم
چشمِ در شوق تو بیدارتری میطلبم
دلِ در دام تو افتادهتری میخواهم
در زمین ریشه گرفتم که سرافراز شوم
بی تو خشکیدم و لطف تبری میخواهم
#مهدی_فرجی
@AdabSar
💫
به دریا در آنکس که جان میکند
هم آنکس که در کوه کان میکند
کس از روزی خویش درنگذرد
به اندازهی خویش روزی خورد
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
به دریا در آنکس که جان میکند
هم آنکس که در کوه کان میکند
کس از روزی خویش درنگذرد
به اندازهی خویش روزی خورد
#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
من به خود میگویم
چه کسی باور کرد
جنگلِ جان مرا
آتشِ عشقِ٭ تو خاکستر کرد؟
#حمید_مصدق
#چکامه_پارسی
٭: اِشغ
@AdabSar
من به خود میگویم
چه کسی باور کرد
جنگلِ جان مرا
آتشِ عشقِ٭ تو خاکستر کرد؟
#حمید_مصدق
#چکامه_پارسی
٭: اِشغ
@AdabSar
@AdabSar
🔸فرزند ایران
من کیام؟ فرزند ایران، از تبار بینظیران
شاعرِ مهدِ سخن، استادِ استادِ دبیران
نام من باشد دَری، گه پارسی گه فَهلَویون
از نژاد مختلف یک نام دارم آن هم ایران
رودکی هستم که آید بوی جوی مولیانش
یادِ یارِ مهربان از من شنیدند آن امیران
من همان فردوسیام کز من بلندآوازه گردید
رستم و سهراب و اَفریدون و جم، شاهِ دلیران
زنده کردم پارسی، برهاندم از دامِ عربها
شاهکاری آفریدم عالمی از اوست حیران
در حقایق همچو عطارم به عرفان و مقامات
بس انالحق گفتهام بر دار گشتم ناگزیران
من همان ملای رومی هستم و شمسِ حقایق
گه ز دریا بگذرم گه در هوا چون مرغِ طیران
در سخن سعدی و درحکمت منم صدرای دوران
کس نباشد همچو من با فکرت و روشن ضمیران
در غزل من حافظ، آن رندِ خراباتِ جهانم
با شراب و شاهد و میخانه کردم خدعه ویران
من عبیدم، من همان طنازِ تاریخِ جهانم
هجو من سوزد عدو را همچو هیزم نزدِ نیران
من کیام؟ من وحشیام، مقصد مرا هست کعبهی عشق
اندر این ره سینه را من کردهام آماج تیران
شهریارم، از ثریای زمان آزار دیدم
هست دیوانم پر از افسانهی عشق شمیران
من همان نیمای یوشم، زو خروش آید به گوشَت
شاعر افسانهام، دارم سخنها از فقیران
من همان تاریخ ایرانم که در دیوان خزیدم
خواهی ار من را شناسی جو ز دیوان کبیران
«صمدیِ» ایرانزمینم، شاعرم من، فاش گویم
رتبه ام از بس بلند است کی رسد دست حقیران
فرستنده و سراینده #صمدی
@AdabSar
🔸فرزند ایران
من کیام؟ فرزند ایران، از تبار بینظیران
شاعرِ مهدِ سخن، استادِ استادِ دبیران
نام من باشد دَری، گه پارسی گه فَهلَویون
از نژاد مختلف یک نام دارم آن هم ایران
رودکی هستم که آید بوی جوی مولیانش
یادِ یارِ مهربان از من شنیدند آن امیران
من همان فردوسیام کز من بلندآوازه گردید
رستم و سهراب و اَفریدون و جم، شاهِ دلیران
زنده کردم پارسی، برهاندم از دامِ عربها
شاهکاری آفریدم عالمی از اوست حیران
در حقایق همچو عطارم به عرفان و مقامات
بس انالحق گفتهام بر دار گشتم ناگزیران
من همان ملای رومی هستم و شمسِ حقایق
گه ز دریا بگذرم گه در هوا چون مرغِ طیران
در سخن سعدی و درحکمت منم صدرای دوران
کس نباشد همچو من با فکرت و روشن ضمیران
در غزل من حافظ، آن رندِ خراباتِ جهانم
با شراب و شاهد و میخانه کردم خدعه ویران
من عبیدم، من همان طنازِ تاریخِ جهانم
هجو من سوزد عدو را همچو هیزم نزدِ نیران
من کیام؟ من وحشیام، مقصد مرا هست کعبهی عشق
اندر این ره سینه را من کردهام آماج تیران
شهریارم، از ثریای زمان آزار دیدم
هست دیوانم پر از افسانهی عشق شمیران
من همان نیمای یوشم، زو خروش آید به گوشَت
شاعر افسانهام، دارم سخنها از فقیران
من همان تاریخ ایرانم که در دیوان خزیدم
خواهی ار من را شناسی جو ز دیوان کبیران
«صمدیِ» ایرانزمینم، شاعرم من، فاش گویم
رتبه ام از بس بلند است کی رسد دست حقیران
فرستنده و سراینده #صمدی
@AdabSar
💫
مرا گویند با دشمن برآویز
گرت چالاکی و مردانگی هست
کسی بیهوده خون خویشتن ریخت؟
کند هرگز چنین دیوانگی مست؟
تو زر بر کف نمییاری نهادن
سپاهی چون نهد سر بر کف دست؟
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
مرا گویند با دشمن برآویز
گرت چالاکی و مردانگی هست
کسی بیهوده خون خویشتن ریخت؟
کند هرگز چنین دیوانگی مست؟
تو زر بر کف نمییاری نهادن
سپاهی چون نهد سر بر کف دست؟
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻بارز= آشکار، آشکارا، پدید، پدیدار، پدیدشَوَنده، پیدا، پیداشونده، هویدا، نمودار، نمایان، نمایانشونده، روشن، برجسته، برآمده، چشمگیر، باارزش
🔻بارزالتناسل= پیدازا
🔻بارز شدن= پدیدارشدن، نمایان شدن، نمودارگردیدن، هویداشدن، آشکارشدن
🔻به طور بارز= آشکارا
🔻صفت بارز= ویژگی برجسته، ویژگی چشمگیر
🔻علامت بارز= نشان برجسته، نشانه چشمگیر، ویژگی برجسته
🔻مصداق بارز= نمونه آشکار، نمونه برجسته، گواه روشن
🔻نمونه بارز= نمونه آشکار، نمونه برجسته، نمونه روشن
🔻مُبَرَّز= آشکار، هویدا
✍نمونه:
🔺نقش او در توسعهی کشور بارز بود!=
نخش او در پیشرفت کشور آشکار/چشمگیر بود!
🔺با بارز شدن علامات وضع حمل، اضطرابش نیز بیشتر میشد=
با آشکار شدن نشانههای زایمان، نگرانیاش نیز بیشتر میشد
🔺منشور کوروش مصداق بارز انساندوستی اوست=
فرماننامهی کوروش گواهِ روشنِ مردمدوستی اوست
🔺مهربانی صفت بارز عشاق است=
مهربانی ویژگی برجستهی دلدادگان است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#بارز #مبرز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻بارز= آشکار، آشکارا، پدید، پدیدار، پدیدشَوَنده، پیدا، پیداشونده، هویدا، نمودار، نمایان، نمایانشونده، روشن، برجسته، برآمده، چشمگیر، باارزش
🔻بارزالتناسل= پیدازا
🔻بارز شدن= پدیدارشدن، نمایان شدن، نمودارگردیدن، هویداشدن، آشکارشدن
🔻به طور بارز= آشکارا
🔻صفت بارز= ویژگی برجسته، ویژگی چشمگیر
🔻علامت بارز= نشان برجسته، نشانه چشمگیر، ویژگی برجسته
🔻مصداق بارز= نمونه آشکار، نمونه برجسته، گواه روشن
🔻نمونه بارز= نمونه آشکار، نمونه برجسته، نمونه روشن
🔻مُبَرَّز= آشکار، هویدا
✍نمونه:
🔺نقش او در توسعهی کشور بارز بود!=
نخش او در پیشرفت کشور آشکار/چشمگیر بود!
🔺با بارز شدن علامات وضع حمل، اضطرابش نیز بیشتر میشد=
با آشکار شدن نشانههای زایمان، نگرانیاش نیز بیشتر میشد
🔺منشور کوروش مصداق بارز انساندوستی اوست=
فرماننامهی کوروش گواهِ روشنِ مردمدوستی اوست
🔺مهربانی صفت بارز عشاق است=
مهربانی ویژگی برجستهی دلدادگان است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#بارز #مبرز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
اصلا نمیخواهم برایم این و آن باشی
کافیست وقتی با تو هستم مهربان باشی
عشق است، من هر آنچه باشی دوستت دارم
دریا اگر باشی، اگر آتشفشان باشی
از ناگهانی اتفاق افتادنت پیداست
باید برایم از خداوند ارمغان باشی
باید بتابی بعد بارانهای پیدرپی
در تیرهروزیهای من رنگینکمان باشی
بگذار ماهِ آسمان مالِ خودش باشد
وقتی تو قرص ماهِ حوض خانهمان باشی
گفتند دریا شو، تمام آسمان در توست
دریا نخواهم شد مگر تو آسمان باشی
#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
اصلا نمیخواهم برایم این و آن باشی
کافیست وقتی با تو هستم مهربان باشی
عشق است، من هر آنچه باشی دوستت دارم
دریا اگر باشی، اگر آتشفشان باشی
از ناگهانی اتفاق افتادنت پیداست
باید برایم از خداوند ارمغان باشی
باید بتابی بعد بارانهای پیدرپی
در تیرهروزیهای من رنگینکمان باشی
بگذار ماهِ آسمان مالِ خودش باشد
وقتی تو قرص ماهِ حوض خانهمان باشی
گفتند دریا شو، تمام آسمان در توست
دریا نخواهم شد مگر تو آسمان باشی
#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
💫
با منِ بیکسِ تنهاشده یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه، خدارا تو بمان
من بیبرگِ خزاندیده دگر رفتنیام
تو همه بار و بری، تازهبهارا تو بمان
#هوشنگ_ابتهاج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
با منِ بیکسِ تنهاشده یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه، خدارا تو بمان
من بیبرگِ خزاندیده دگر رفتنیام
تو همه بار و بری، تازهبهارا تو بمان
#هوشنگ_ابتهاج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
چه حالی میدهد دستت به دستِ یار بگذاری
قراری خیس در بارانِ گندمزار بگذاری
مرا دعوت کنی تا باغِ عطرآگینِ فیروزه
به برگِ هر درختی شعری از عطار بگذاری
بهشت و شُرشُرِ رود و کباب و آتش و دود و
اجاقی چاق و قلیانِ دوسیبی بار بگذاری
نسیمت تخت و ابرت رخت و مویت لخت و رامت بخت
به پایت رقصِ خلخال و به دستت تار بگذاری
پیانو از نسیم و برگ، سنتور از نمِ باران
همآوا با قناری پنجه بر گیتار بگذاری
خیالش هم قشنگ است اینهمه توصیفِ شیدایی
اگر اینگونه با من وعدهی دیدار بگذاری
شود شرمندهی زیباییات استادِ نستعلیق
در آیینه اگر خطی بر آن رخسار بگذاری
تصور کن چه خواهد شد بگویی «دوستت دارم»
شبی که بر دهانم بوسه با اقرار بگذاری
ستاره در ستاره میشمارم عشق در چشمت
در آغوشت مرا تا صبح اگر بیدار بگذاری
شبِ موهای خود را پس زدی از چاکِ پیراهن
که منت بر سرِ خورشیدِ کجرفتار بگذاری
گذشت این خواب و من بیتاب و دل بر آب و در اعجاب
که بر رف قاب و شعری ناب و یک خودکار بگذاری
برای این که مجنون باز برگردد به این دنیا
خدا میخواست در دل گامِ لیلیوار بگذاری
#شهراد_ميدرى
@AdabSar
چه حالی میدهد دستت به دستِ یار بگذاری
قراری خیس در بارانِ گندمزار بگذاری
مرا دعوت کنی تا باغِ عطرآگینِ فیروزه
به برگِ هر درختی شعری از عطار بگذاری
بهشت و شُرشُرِ رود و کباب و آتش و دود و
اجاقی چاق و قلیانِ دوسیبی بار بگذاری
نسیمت تخت و ابرت رخت و مویت لخت و رامت بخت
به پایت رقصِ خلخال و به دستت تار بگذاری
پیانو از نسیم و برگ، سنتور از نمِ باران
همآوا با قناری پنجه بر گیتار بگذاری
خیالش هم قشنگ است اینهمه توصیفِ شیدایی
اگر اینگونه با من وعدهی دیدار بگذاری
شود شرمندهی زیباییات استادِ نستعلیق
در آیینه اگر خطی بر آن رخسار بگذاری
تصور کن چه خواهد شد بگویی «دوستت دارم»
شبی که بر دهانم بوسه با اقرار بگذاری
ستاره در ستاره میشمارم عشق در چشمت
در آغوشت مرا تا صبح اگر بیدار بگذاری
شبِ موهای خود را پس زدی از چاکِ پیراهن
که منت بر سرِ خورشیدِ کجرفتار بگذاری
گذشت این خواب و من بیتاب و دل بر آب و در اعجاب
که بر رف قاب و شعری ناب و یک خودکار بگذاری
برای این که مجنون باز برگردد به این دنیا
خدا میخواست در دل گامِ لیلیوار بگذاری
#شهراد_ميدرى
@AdabSar
@AdabSar
دوباره حرف تو شد شعر ناب از آب در آمد
که جز تو هرچه سرودم خراب از آب در آمد
میان خیل دعاها دعای هجر تو خواندم
چرا درست همین مستجاب از آب در آمد
مرا فراق چشاندی، بگو چگونه خدایی
که اجر اهل بهشتت عذاب از آب در آمد
جهان حباب بزرگیست عاشقانه از آن دم
که بوسه بین دو ماهی حباب از آب در آمد
نشسته بود خدا موبهمو ترا میبافت
که زلفهات پر از پیچ و تاب از آب در آمد
#مهدی_استخر
@AdabSar
دوباره حرف تو شد شعر ناب از آب در آمد
که جز تو هرچه سرودم خراب از آب در آمد
میان خیل دعاها دعای هجر تو خواندم
چرا درست همین مستجاب از آب در آمد
مرا فراق چشاندی، بگو چگونه خدایی
که اجر اهل بهشتت عذاب از آب در آمد
جهان حباب بزرگیست عاشقانه از آن دم
که بوسه بین دو ماهی حباب از آب در آمد
نشسته بود خدا موبهمو ترا میبافت
که زلفهات پر از پیچ و تاب از آب در آمد
#مهدی_استخر
@AdabSar
💫
هوای پرزدن چرا نمیکند کبوترم؟
به دشتها، به باغها، چرا چرا نمیپرم؟
#حسین_شادمهر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
هوای پرزدن چرا نمیکند کبوترم؟
به دشتها، به باغها، چرا چرا نمیپرم؟
#حسین_شادمهر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🌾🍃🍂🥀🍁
🍁@AdabSar
🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍂 جشن خزان
🍁🍁 "جشن خزان" یا "خزان جشن"، واپسین جشن دههی نخست شهریور، در "دی به آذر روز" از شهریورماه برابر با هشتم شهریور در ایران باستان برگزار میشد. انگیزهی برگزاری این جشن پایان برداشت فراوردههای کشاورزی تابستان و آغاز پاییزهکاری بود. همچنین گفته میشود پایان نشانههای تابستان و خودنمایی نشانههای پاییز از انگیزههای پیدایش جشن خزان بود. دربارهی زمان برگزاری این جشن دیدگاهها ناهمسان است.
🍁🍁 جیمز موریه در گزارش بازدیدش از ایران نوشته است که در روز هشتم شهریور در دماوند جشنی به نام خزان برگزار شد. خلف تبریزی هم نوشته است جشن خزان در روز هشتم شهریور برگزار میشد.
🍁🍁 گردیزی در زینالاخبار نوشته است که جشن خزان در روز پانزدهم شهریور "دی بهمهر روز" برگزار میشد. این روز همزمان با جشنی در سغد باستان و فرارودان(ماوراءالنهر) بود که در آن بازار همگانی برپا میشد. شاید گردیزی این هر دو جشن را یکی دانسته و در سغد، جشن خزان همراه با بازار همگانی بود.
🍁🍁 ابوریحان بیرونی میگوید "خزان خاصه" در هژدهم(هجدهم) شهریور و "خزان عامه" در دوم مهر برگزار میشد. دیگر پژوهشها هم نشان میدهد دو جشن خزان یکی در هشتم شهریور با پدیدار شدن نشانههای پاییز و دیگری در اورمزدروز از مهر(نخستین روز مهر) و آغاز پاییز برگزار میشد.
🍁🍁 سوارکاری، چراغانی و آذینبندی خانهها و آتش افروزی بر بامها از آیینهای جشن خزان بود. به دید میرسد ایرانیان این جشن را گروهی و در کنار دیگران برگزار میکردند. به جشن خزان، "جشن مغان" هم میگفتند.
دربارهی گونهگونی زمان برگزاری جشن خزان گفتهاند که به شمار نیاوردن سالهای بهیزَگ(کبیسه) مایهی این ناهمسانی شده است.
___________
برگرفته از:
۱- آثارالباقیه
#ابوریحان_بیرونی
۲- جشنهای فراموش شده ایران باستان
#مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند
__________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #جشن_خزان
🍁@AdabSar
🌾🍃🍂🥀🍁
🍁@AdabSar
🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍂 جشن خزان
🍁🍁 "جشن خزان" یا "خزان جشن"، واپسین جشن دههی نخست شهریور، در "دی به آذر روز" از شهریورماه برابر با هشتم شهریور در ایران باستان برگزار میشد. انگیزهی برگزاری این جشن پایان برداشت فراوردههای کشاورزی تابستان و آغاز پاییزهکاری بود. همچنین گفته میشود پایان نشانههای تابستان و خودنمایی نشانههای پاییز از انگیزههای پیدایش جشن خزان بود. دربارهی زمان برگزاری این جشن دیدگاهها ناهمسان است.
🍁🍁 جیمز موریه در گزارش بازدیدش از ایران نوشته است که در روز هشتم شهریور در دماوند جشنی به نام خزان برگزار شد. خلف تبریزی هم نوشته است جشن خزان در روز هشتم شهریور برگزار میشد.
🍁🍁 گردیزی در زینالاخبار نوشته است که جشن خزان در روز پانزدهم شهریور "دی بهمهر روز" برگزار میشد. این روز همزمان با جشنی در سغد باستان و فرارودان(ماوراءالنهر) بود که در آن بازار همگانی برپا میشد. شاید گردیزی این هر دو جشن را یکی دانسته و در سغد، جشن خزان همراه با بازار همگانی بود.
🍁🍁 ابوریحان بیرونی میگوید "خزان خاصه" در هژدهم(هجدهم) شهریور و "خزان عامه" در دوم مهر برگزار میشد. دیگر پژوهشها هم نشان میدهد دو جشن خزان یکی در هشتم شهریور با پدیدار شدن نشانههای پاییز و دیگری در اورمزدروز از مهر(نخستین روز مهر) و آغاز پاییز برگزار میشد.
🍁🍁 سوارکاری، چراغانی و آذینبندی خانهها و آتش افروزی بر بامها از آیینهای جشن خزان بود. به دید میرسد ایرانیان این جشن را گروهی و در کنار دیگران برگزار میکردند. به جشن خزان، "جشن مغان" هم میگفتند.
دربارهی گونهگونی زمان برگزاری جشن خزان گفتهاند که به شمار نیاوردن سالهای بهیزَگ(کبیسه) مایهی این ناهمسانی شده است.
___________
برگرفته از:
۱- آثارالباقیه
#ابوریحان_بیرونی
۲- جشنهای فراموش شده ایران باستان
#مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند
__________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #جشن_خزان
🍁@AdabSar
🌾🍃🍂🥀🍁
🌺🌹🌸🌹🌺🌸🌹🌺🌸🌹🌺🌸
«نجُستی دلِ من به جز داد و مهر
گشادن به هر کار، بیدار چهر
کنون رویِ بومِ زمین سر به سر
ز خاور بِرَوْ تا درِ باختر
...
نباید که جز داد و مهر آوریم
وگر چین به کاری به چهر آوریم
شُبانِ کماندیش و دشتِ بزرگ
همی گوسپندان بماند به گرگ»
#فردوسی
و در این هفته:
«مدار ایچ اندیشهی بد به دل
همه شادی آرای و غم برگسل»
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌺🌹🌸🌺🌹🌸🌺🌹🌸🌺🌹
«نجُستی دلِ من به جز داد و مهر
گشادن به هر کار، بیدار چهر
کنون رویِ بومِ زمین سر به سر
ز خاور بِرَوْ تا درِ باختر
...
نباید که جز داد و مهر آوریم
وگر چین به کاری به چهر آوریم
شُبانِ کماندیش و دشتِ بزرگ
همی گوسپندان بماند به گرگ»
#فردوسی
و در این هفته:
«مدار ایچ اندیشهی بد به دل
همه شادی آرای و غم برگسل»
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌺🌹🌸🌺🌹🌸🌺🌹🌸🌺🌹