ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


در زبان پارسی واژه‌های «نَسک»، «ماتیکان» و‌ «نبیگ»، به‌چمار «کتاب» بکار می‌رود.
ولی اگر بخواهیم دسته‌بندی رُشمَندتری(دقیق‌تری) داشته باشیم، می‌باید «نَسک» را به‌جای «کتاب مذهبی» به‌کار ببریم، مانند نسک اوستا، نسک قرآن و...
در اوستا هر جا که واژه‌ی «نَسک» آمده، از آن اوستا و یا بخش‌های اوستا برداشت شده است.
چه مایه زاهد و پرهیزگار صومعه‌گی
که نسک‌خوان شد بر عشقش و ایارده‌گوی #خسروانی

«ماتیکان» با ماتَک(ماده) هم‌ریشه است و به چمار «فرمان و رای» است.
«ماتیکان» را می‌توان برای نبیگ‌های آموزشی(کتاب‌های درسی) و نبیگ‌هایی که در آن به پرسش‌هایی پاسخ داده شده و یا پرسمان‌هایی(مسائلی) در آن‌ها چاره‌جویی(حل) شده است به‌کار برد. مانند «ماتیکان مینوی خرد» که پاسخ‌های مینوی خرد به کَسی به نام «دانا» است. یا «ماتیکان هزار دادِستان» که به مانَک(معنی) هزار ماتَکِ(ماده‌ی) دادیک(قانونی/قضایی) است.

«نبیک، نپیگ، نیپیک، نیپیگ» نیز همگی برگرفته از «نبیگ» هستند که در زبان پارسی پهلوی، از ریشه‌ی «نبشتن/نوشتن» و به چمار «کتاب» آورده شده است. هم‌چنین در بافه‌های(متون) مانَوی که به زبان پارسیک(زبان پهلوی ساسانی) نوشته شده، «نبیگ‌نبیشتن» هم‌ارزِ «کتاب‌نوشتن» بکار برده شده است.

🔻کتاب= نبیگ، نَسک، ماتیکان


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#کتاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

چو هم خاکیم و هم گردون، چه می‌پرسی کجایی‌ام؟
به تن چون تو زمینی‌ام، به جان چون تو سمایی‌ام

اگر تو بی‌خود و رندی، ز من درس جنون آموز
اگر صوفی تویی عبرت‌پذیر از پارسایی‌ام

به سستی می‌روم، چون همرهم یک پیر و یک طفلی‌ست
یکی عقل هوس‌بند و، دگر روح هوایی‌ام

بهار من برفت و تیره‌ماهم نیز خواهد رفت
اشارت می‌کنند این رهروان بر بی‌بقايی‌ام

چو بی‌اصلی لب آلاید که من بیگانه بنیادم
ز شریانم زند فریاد خون آریایی‌ام

از این خاکستران پاش‌خورده گلخنی خواهم
دریغِ من، دریغِ آرزوهای طلايی‌ام

#فرزانه_خجندی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

كم وعده بده، موعد انگور گذشته‌ست

اين غوره‌ی هجر است كه حلواشدنی نيست


#محمد_عابدينی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

ساقیا صبح ‌است، می ‌از شیشه ‌در پیمانه کن
حشر خواب‌آلودگان از نعره‌ی مستانه کن

مجلس ‌از دود چراغ کشته ماتم‌خانه‌‌ای‌ست
این مصیبت‌خانه را از باده عشرت‌خانه کن

#صائب_تبریزی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🏔🏔🏔🏔🏔🏔
goo.gl/KhwBCu
🔅روز دماوند

ای دیوِ سپیدِ پای در بند!
ای گنبد گیتی، ای دماوند! #بهار

🗻 "دماوند"، برکشیده‌ترین کوه ایران و برافراشته‌ترین چَکادِ(قله‌ی) آتشفشانی آسیا است.

بر چرایی نامگذاری "دماوند"، گمانزدهای گوناگونی رواگ(رواج) دارد:
۱. دَماوند = دم (دمه، گاز، بخار) + آوند(پسوند دارندگی) = دارای دمه و دود
۲. دُماوند = دُما(‌پشت، دنبال) + وند(نهادن، ایستادن بر جایی) = شهر یا آبادی یا کلاتِ(قلعه‌ی) ایستاده در دنبال و پشت.

"دماوند" همچنین جایگاه ویژه‌ای در افسانه‌های ایران دارد:
🌋 در افسانه‌ها آمده است که "گیومرت"(کیومرث) در کوه دماوند می‌زیسته است و گور فرزند وی "سیامک" هم آنجا دانسته شده است. آمده است که چون فرزندش کشته شد، خداوند چاهی بر سر کوه دماوند برآورد و "گیومرت" فرزند را در چاه فروهِشت. سپس بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز آتش بارها پر زند و به هوا بَرشود و این آتش دیو را از فرزند او دور بدارد.
@AdabSar
"دماوند" همچنین جایی است که فریدون، پادشاه پیشدادی و از چهره‌های افسانه‌ای ایران، با آژی‌دهاک(ضحاک)، فرمانروای ستمگر و خونریز، رویاروی شده و می‌جنگد.
بر پایه‌ی افسانه‌ها، سپاه فریدون به سپهسالاری "کاوه آهنگر"، در نبرد با آژی‌دهاک پیروز شده و او را در غاری در دماوند به بند می‌کشد. و آژی‌دهاک آنجا زندانی است تا پایان جهان، که بند بگسلد و کشتن مردمان آغاز کند و سرانجام به دست "گرشاسپ" کشته شود.
بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند #فردوسی
ز بیدادی سمر گشته‌ست ضحاک
که گویند او به بند است در دماوند #ناصرخسرو

🏹 "دماوند" دیگربار در گاهِ پادشاهی "منوچهر" زبانزد می‌شود. آنگاه که بر آن می‌نهند تا "آرش کمانگیر"، دلاور ایرانی، از فراز "دماوند" تیری بپراند و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد.
از این رو "آرش" از چکاد دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و به کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد و آنجا مرز شناخته شد.

🌄 همچنین آورده‌اند که "کیخسرو" پادشاه کیانی و پیشوای دادگر ایرانی، پس از واگذاری پادشاهی به "لهراسب"، به "دماوند"رفته و از آنجا به فَراز می‌رود(عروج می‌کند).


سیزدهم تیرماه، روز "دماوند" این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی، و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.

#مجید_دری
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🏹🏔🌏🗺
@AdabSar

🏹 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🏹 جشن تیرگان - آرش کمانگیر


آری آری، جان خود در تیر کرد آرش؛
کار سد[صد]ها سد هزاران تیغه‌ی شمشیر کرد آرش!
#سیاوش_کسرایی

🗺🏹 "جشن تیرگان" در روز سیزدهم تیر، تیر روز از تیرماه، یکی از بزرگ‌ترین و فرازمندترین جشن‌های کهن ایران است.
"جشن تیرگان" نماد پاسداری از خاک و یکپارچگی میهنی(تمامیت ارضی) است.

🗺🏹 ابوریحان بیرونی نوشته است در ایران باستان جنگ منوچهر، پادشاه پیشدادی با افراسیاب تورانی سال‌ها به درازا کشید و ایرانیان بسیاری جان سپردند. تورانیان تا نزدیکی تپورستان(مازندران) پیشروی کرده بودند و مردم در بند بودند. منوچهر از افراسیاب خواست که به اندازه‌ی پرتاب تیری مرزهای کشور را گسترش دهد و افراسیاب پذیرفت. آن‌ها پیمان‌نامه‌ای نوشتند و سپس تیر و کمانی در اندازه‌ی که فرشته‌ی اسپندارمذ خواسته بود، ساختند و برای پرتاب تیر، "آرش" را که پهلوانی راستین، تندرست و میهن‌دوست بود برگزیدند تا تیر را پرتاب کند.
او به پادشاه و مردم گفت من کسی با توان بالای تن و بی هیچ کژی هستم و می‌دانم که با پرتاب این تیر پاره پاره خواهم شد؛ ولی جان خود را در راه آزادی می‌سپارم.

🗺🏹 "آرش"، این دردانه‌ی افسانه‌های ایران، نیروی جان بر تیر گذاشت و کمان کشید...
خداوند به باد دستور داد که تیر را از کوه رویان بردارد و به دورترین جای خراسان پرتاب کند.
"آرش" جان سپرد و تیرش با یاری ایزد باد یک نیمروز از تپورستان تا آنسوی تخارستان به تندی راه پیمود و سپس بر درخت گردویی فرود آمد. درختی که در بزرگی در جهان بی‌مانند بود.(التفهیم و آثارالباقیه)

🗺🏹 در نامه‌های اوستا و پهلوی از اَرَخش(آرش) بسیار یاد شده و او را مایه‌ی پیروزی ایران بر توران دانسته‌اند. در مجمل‌التوایخ نیز نام او را "شیواتیر" از خاندان "آرش" دانسته‌اند. همچنین برنام(لقب) کمانگیر را نخستین‌بار فخرالدین گرگانی در سروده ویس و رامین برای آرش نهاده است.

🗺🏹 در تاریخ تبری نوشته که منوچهر و افراسیاب پیمان‌نامه‌ای نوشتند. آرش بر کوهی شد که از آن بلندتر نیست و تیری بینداخت که در کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد.

🗺🏹 در "تیریَشت" درباره پرواز تیر آرش آمده: "ستاره درخشان و شکوهمند تشتر را می‌ستایم که تند به سوی دریای فَراخکَرت تازد که گویی تیری است که آرش، بهترین تیرانداز آریایی، در هوا به پرواز درآورد..."

🗺🏹 یکی از گمانزدها درباره‌ی تیرگان این است که پرتاب تیر آرش در تیرروز از تیرماه(تیرگان کوچک) رخ داد و روز چهاردهم(تیرگان بزرگ) روزی است که پیام‌آوران، پیام فرود تیر در کنار آمودریا را آوردند و مردم برای رهایی از بند افراسیاب تورانی و پایان جنگ، جشن گرفتند.

🕯🕯 از گذشته‌های دور تاکنون در چنین روزی، زرتشتیان آیین بزرگداشتی را برای شادی روان پاک جانسپاران میهن و به یاد کشته‌شدگان فراوان جنگ هفت ساله‌ی منوچهر و افراسیاب برگزار می‌کردند که به نام "روز جانبازی" نیز شناخته می‌شود.(پیک موبدان تهران)

🌸🌸 گل بنفشه ایرانی نماد گیاهی جشن تیرگان است.(کانال جشن‌های ایرانی) goo.gl/F4aMUY

✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
__________________
📚 برگرفته از:
۱- هفته نامه‌ی "امرداد"
۲- آیین برگزاری جشن‌های ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
۳- یشت‌ها نویسنده: #ابراهیم_پورداوود به کوشش #بهرام_فره‌وشی
۴- "جشن تیرگان"؛ از پیک کنکاش موبدان تهران
۵- تیرگان روز صلح و آشتی در ایران باستان #میترا_مرادپور
______________
#فرهنگ_ایران #تیرگان #آبریزگان #جشن_تیرگان #آرش_کمانگیر

@AdabSar
🏹🏔🌏🗺
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

درود بر شما. می خواستم ببینم برای واژگان عربی ساعت، دقیقه و ثانیه واژه پارسی داریم یا نه؟ اگر هست به من بشناسونید. بسیار سپاسگزارم از تلاش های شما


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻ساعت= t.me/AdabSar/5980 و t.me/AdabSar/5993

🔻دقیقه= Minute، دَم، مایوک(اوستایی)
🔻دقیقه‌شُمار= دَم‌شمار
🔻عقربه دقیقه‌شمار= پَرَک دَم‌شمار، شاهَنگ دَم‌شمار

🔻ثانیه= Second، دَمَک، دُوُمَک، دویُم
🔻ثانیه‌شمار= دَمَک‌شمار، دُوُمَک‌شمار
🔻عقربه ثانیه‌شمار= پَرَک دَمَک‌شمار، شاهَنگ دُوُمَک‌شمار

نمونه:
🔺یک‌شصتم دقیقه را ثانیه گویند=
یک‌شستم دَم را دَمَک گویند


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#دقیقه #ثانیه #Minute #Second
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

غوكان نشیمن کرده‌اند اندر بلورین آب‌ها
من حوری نیلوفرم، روییده در مرداب‌ها

چون چشم بگشادم یکی چشم حقیقت بسته بود
پیچیدم از نو خویش را در پرنیان خواب‌ها

با آمدِ نامحرمان یكسر فرار آورده‌اند
از صبح من خورشید‌ها، از شام من مهتاب‌ها

با نازبنیادی چو من آفاق تندی می‌كند
نوشابه‌ی دل خشک شد تا مقدم دلیاب‌ها

آه، این سرای كوزپشت، بس فتنه دارد در سرشت
هر دم به بیرون سر کشند از كوزه‌ها خطاب‌ها

در جستجوی روزنی در غار ره گم كرده‌ام
آخر برندم بر کجا بی قبله و محراب‌ها؟

#فرزانه_خجندی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

قلب نیست لعنتی !!!
چیزی است در دلم
آویخته به بندی
تاب می‌خورد بینِ بغض‌هایِ من
و درد‌هایِ زندگی‌
نه می‌‌ایستد که مرا راحت کند
نه می‌تپد که ماتمِ تو را کم کند!

#نیکی_فیروزکوهی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

گر بر سر نفس خود امیری، مردی
بر کور و کر اَر نکته نگیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای‌زدن
گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی

#رودکی
@AdabSar
🍇🍓🍑🍒
@AdabSar

🍉 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🍉 جشن خام خواری

🍏🍎 یکی از جشن‌های باستانی ایران به گفته‌ی ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه"، جشن خام‌خواری در سرزمین سُغد باستان و بخشی از خراسان بود. سرزمین سغد باستان، ایرانی‌نشین و پیرو فرهنگ و آیین‌های ایرانی بود که بخش‌هایی از آن همچون سمرکند(سمرقند) و بخارا پس از تازش تازیان از فرهنگ، ادب و آیین‌های ایران پاسداری کردند.

🍅🍅 سرزمین سغد گاهشمار(تقویم) ویژه خود را داشت که با گاهشمار ایرانی همسانی بسیاری داشت. روز جشن خام‌خواری در ماه پوساک یا پوساکیچ(ماه چهارم سغدی) و دی به مهر روز برابر با پانزدهم تیر در گاهشمار کهن ایرانی برگزار می‌شد. بیرونی از این جشن با نام غفس و عمس یاد کرده است.

🌽🌽 این مردم در روز جشن خام‌خواری از خوردن گوشت، هرگونه فراورده‌ی جانوری و هر خوراکی که با آتش پخته شده باشد، پرهیز می‌کردند. شوربختانه از دیگر آیین‌های این جشن، آگاهی در دست نیست.

🍋🍋 بر پایه‌ی افسانه‌های کهن ایران که در شاهنامه‌ی فردوسی هم آمده، گوشتخواری پدیده‌ای است که به دست آژی‌دهاک(ضحاک) ماردوش و با ناسپاسی جمشیدشاه و پشت کردن به راستی در ایران رواگ‌دار(رایج) شد و از نرمش و مهربانی مردم کاست. سپس زرتشت نیز کشتن جانوران در برابر دیدگان همه را نکوهید.

🍅🍅 در ایران چندین جشن در پیوند با خوراک برگزار می‌شد که شماری از آن‌ها همچون "جشن سیرسور"، ویژه‌ی گیاه‌خواری یا خام‌خواری بودند و آرمان آن‌ها کوشش برای میانه‌روی در خوردن گوشت بود. اکنون نیز چند روز از هر ماه در میان زرتشتیان، روزهای ویژه‌ی گیاه‌خواری هستند. به این روزها نَـبُـر می‌گویند.
برای آشنایی با جشن سیرسور این پیام را بخوانید:
t.me/AdabSar/5681

#پریسا_امام_وردی
__________
بهره از:
- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
__________
#فرهنگ_ایران #جشن_خام_خواری #جشن_تیرگان #تیرگان

@AdabSar
🍇🍓🍒🍑
🔷💠🔹🔹

🌺🌸🌺🌸🌺
«خُنُک آنک در خشم هشیارتر
همان بر زمین، او بی‌آزارتر

گهِ دست‌تنگی دلی شاد و راد
جَهان بی تنِ مردِ دانا مباد
...
ستیزه نه نیک آید از نامجوی
بپرهیز و گِردِ ستیزه مپوی
...
ز گفتارِ نیکو و کردارِ زشت
ستایش نیابی نه خرم بهشت»
#فردوسی
🌸🌺🌸🌺🌸
به امید هفته‌ای شاد و راد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

خوانند گرچه خلقِ جهان اصفهانی‌ام
زین آب و خاک زاده‌ام اما جهانی‌ام

من با بشر برادرم و زاده‌ی جهان
زنهار اصفهانی تنها نخوانی‌ام

با نوعِ خویش در همه جا زیر آسمان
روشن چو آفتاب بُوَد مهربانی‌ام

شد زندگانی‌ام به غم نوع خویش صرف
این دولت است ماحصلِ زندگانی‌ام

خواهم ز حق خود همه باشند کامیاب
حق داند این بود به جهان کامرانی‌ام

دانم که هرچه بهر تو خواهم، همان مَراست
ای دوست استفاده کن از این نکته‌دانی‌ام

ای بدگمان به عکس تو پیوسته حال من
نیک است، زانکه برحذر از بدگمانی‌ام

با خصم هم «صغیر» به صلحم به‌جان دوست
تنها نه دوستدار محبان جانی‌ام

#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
💫

عشق(اِشغ) تو هر شب برانگیزد ز جانم رستخیز

چون تو بگریزی و بگذاری به تنهایی مرا

#سنایی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ندیده‌‌ام رخ خوب تو روزکی چند است
بیا که دیده به دیدارت آرزومند است

یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمای
که صد(سد)هزار چو من دلشده در آن بند است

#عراقی
فرستنده #مانتر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅پیام شما


🔶 پیش‌نوشت:
پس از آوردن برابرهای پارسیِ واژه‌ی «کتاب»، یکی از همراهان همیشگی ادبسار، پژوهشی را از "مجید روهنده" در باره‌ی این واژه فرستاده‌اند که بی هیچ داوری در پی می‌آید.
شما نیز اگر دیدگاهی در این زمینه دارید می‌توانید بفرستید تا با دیگر هَموَندان هَمرسانی شود

🔸ریشه واژه کتاب
لغت آریایی *ketâ به معنای کتاب رساله book treatise که شکل دیگر آن چتا-جتا *jotâ به معنای نامه است نشان میدهد واژه کتاب هیچ رپتی (ربطی) به واژگان عربی کاتب مکتب مکتوب ندارد. دانستنی است لغت کتاب که آنرا در کشور ولز نیز cadw میخوانند در استان پارس در چند دهه پیش به شکل کتو زپت (ضبط) شده همانطور که هم اکنون در گویشهای لوری و کردی آنرا کتو میخوانند.‎ پسوند ب در لغت کتاب آوای پایانگر است که در واژگان زیر نیز دیده میشود: در-درب، جو-جوب (جوی آب)، ور (زدن)-ورب verb، وژه-وجب، جلو-جلوب، غسا (گوشت)-غساب (قصابی=گوشت فروشی)، هو←خو-خوب.

مجید روهنده
فرستنده: Am Sa

🚩 برابرهای پارسی «کتاب» را اینجا بخوانید:
t.me/AdabSar/3689
t.me/AdabSar/3695
t.me/AdabSar/10305


@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﯿﺎ، ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ!
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ می‌ﻧﮕﺮم ﺭﻧﮓِ ﺳﯿﺎهی‌ست ﺭﻓﯿﻖ!

ﺟﻤﻊ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﻛﻨﻮﻥ ﻫﺮ ﻃﺮﻓﯽ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ‌ﺍﯾﻢ
ﺳﺒﺐ ﺣﺎﻝِ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥِ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ؟

ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻡ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺩﺭﺩﺕ، ﺍﻣﺎ
ﺳﯿﻞ ﺑﻨﯿﺎﻥ‌ﮐﻨﯽ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺟﺎﺭی‌ست ﺭﻓﯿﻖ

ﻫﯿﺞ‌ﮐﺲ ﺩﺭ ﻧﺦ غم‌ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺰﯾﺰ
ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﮔﺮﻩ‌ی ﮐﻮﺭِ ﮐﻼفی‌ست ﺭﻓﯿﻖ

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭی‌ست ﺗﻠﻒ‌ﺩﯾﺪﻩ‌ی ﺍﯾﺎﻡ ﺧﻮﺩﯾﻢ
ﺣﺎﻝ، ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﺒﺎهی‌ست ﺭﻓﯿﻖ

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻋﺸﻖ ﺑﺠﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽ‌ﮔﻔﺖ:
 «ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﯿﺎ، ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻓﯿﻖ»!

#فردوس_اعظم
@AdabSar
💫

همه‌شب سوختن و ساختنم کار دل است

چه کنم بی ‌تو مرا کار به آزار دل است

#طالب_آملی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
به‌جز داد وخوبی مکن در جهان
پناه کِهان باش و فر مِهان

به دینار کم ناز و بخشنده باش
همان داددِه باش و فرخنده باش

مزن بر کم‌آزار بانگ بلند
چو خواهی که بختت بود یارمند

#فردوسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

سلام
ممنون میشم اگر این‌جمله رو به پارسی برگردونین:
«بیایید کتاب بخوانیم و برقصیم، این دو هیچوقت ضرری به کسی نخواهند زد. ولتر»


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇