ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

گفته بودی با قطار این‌بار خواهم رفت و من

مانده‌ام باید چطور این چرخ را پنچر کنم!

#احسان_پرسا
@AdabSar
💫

در چنگِ غم تو دل سرودی نکند
پیش تو فغان و ناله سودی نکند

نالیم به ناله‌ای که آگه نشوی
سوزیم به آتشی که دودی نکند

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar

☀️ آشنایی با جشن‌های ایرانی
☀️ جشن آغاز تابستان

💦💦 در آغازین روز تابستان، جشن‌های پرشمار و باستانی این وَرشیم(فصل) آغاز می‌شد و واپسین روز خرداد نیز جشنی برای پیشواز جشن‌های تابستانی بود.
در ایران آغاز هر فَرشیم(موسم) بهانه‌ای برای جشن بود و در گاهشماری گاهنباری ایران، فرارسیدن تابستان آغاز سال نو و جشن‌های سال نو بود. در این زمان چله‌ی تموز(تموز به چمار گرمای سخت) نیز آغاز می‌شد و تا دهم امردادماه دنباله داشت.
جشن‌های تابستان، جشن‌های گرامیداشت آب و آفتاب بودند و بیشتر جشن‌هایی که در چله‌ی تموز برگزار می‌شد، یک ریشه داشت.

💦💦 با آمدن تابستان، خورشید بیش از هر زمان دیگری در آسمان و در بالاترین جایگاه است و روز نخست تیرماه، بلندترین روز سال شمرده می‌شود. از سویی مردم جهان باستان به پدیده‌های کیهانی دلبستگی بسیاری داشتند و رویدادهای کیهانی را با باورهایشان می‌آمیختند.
ایرانیان برای بازشناسی(تشخیص) روز نخست تابستان و دگرگونی تابستانی از سازه‌های خورشیدی و گاهشمار آفتابی همچون "چهارتاغی" بهره می‌بردند که هنوز از یک نمونه از آن در نیاسر کاشان بهره‌برداری می‌شود.

💦💦 جشن "روز زیادی" در واپسین روز خرداد برای پیشواز فرارسیدن بلندترین روز سال و آغاز تابستان برگزار می‌شد و گفته می‌شود که برای همین نام خرداد به مانک رسایی را برای این ماه برگزیدند.

💦💦 در پگاه یکم تیر و همزمان با سر زدن خورشید، زنان اسپند دود می‌کردند و درآیه‌ی(ورودی) خانه را آب و جارو می‌کردند.
یکی از شناخته‌شده‌ترین آیین‌های یکم تیر، برگزاری یادبودی برای گرامیداشت جانسپاران میهن بود. به باور پیشینیان در این روز بسیاری از ایرانیان باستان در راه پاسداری از خاک میهن جان سپردند. اکنون این آیین در میان زرتشتیان برگزار می‌شود.

💦💦 امروز در یکم تیر گرامیداشت چله‌ی تموز در استان خراسان و جشن آب‌پاشونک در چند شهر میانی کشور همچون اراک و فراهان برگزار می‌شود. در جشن آب‌پاشونک، مردم در گردشگاه‌ها و دشت‌ها آب‌بازی می‌کنند. این آیین همسان و هم‌ریشه با جشن آبریزگان در میانه‌ی تیر است.

💦💦 در سال ۲۰۱۴ زایشی(میلادی)، هندوستان توانست روز یکم تیر را با نام روز جهانی یوگا و با آیین‌های "درود بر خورشید" در سازمان کشورهای همبسته(ملل متحد) نیز آیینمَند(رسمی) کند. ولی بسیار پیش از هند، آیین‌های گرامیداشت خورشید و هماهنگی با آن در آیین مهرپرستی یا میتراگرایی ایرانیان پدید آمده بود.

@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
______________
برگرفته از:
۱- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان
#رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
#هاشم_رضی
۳- گاهشماری و جشن‌های ملی ایرانیان
#ذبیح_الله_صفا
______________
#فرهنگ_ایران #چله_تموز #تیرگان
#جشن_آغاز_تابستان #آب_پاشونک

@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
💫

ای آمده کار من به جان از غم تو
تنگ آمده بر دلم جهان از غم تو

هان ای دل و دیده تا به سر بَرنَکُنَم
خاکِ همه دشتِ خاوران از غم تو


#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

مانده‌ام خیره به راه
نه مرا پای گریز
نه مرا تاب نگاه

#فریدون_مشیری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹شیرِ بیشه‌ی عشق، ایران!

تورا ای مامِ مهرآیین و دلبند
چنین غمناک و ویرانت نبینم

کهن بِخرَدسَرایِ فر و فرهنگ
پریش و زار و پژمانت نبینم

چه ویرانگر بلایی بر تو تازید
که هم گهواره و هم گور لرزید

رها ناگشته زان آوارِ خونین
سپاهِ سرکشِ سیلاب غرید

کهنسالم، ستبرِ شاه‌وارم
نبینم زورقت بر گِل نشسته

نبینم سینه‌ی عشق‌آزمایت
ز زخمِ تیغِ اهریمن شکسته

به چهرِ باشکوهت هر شیاری
نشان از رفته‌های زشت و زیباست

تو مهدِ آزمون‌های سترگی
جهاندارت به "فَر ایزد" آراست

اگرچه همچو شیری زیرِ زنجیر
کنون در چنگِ ناکامی اسیری

نهیبی برکش و از جان خروش آر
رها شو زین کمندِ ناگزیری

اگرچه تیرِ زهرآگینِ دشمن
فرو باریده بر جانت فراوان

ولی نامِ تورا از یادِ هستی
نمی‌شوید گذارِ روزگاران

کنونت آزمونی تازه باید
ز چاهِ تیرگی تا تختِ خورشید

ز چنگ و ننگِ دژخیمان رها شو
بلند آوازه نام، ایرانِ جاوید

تورا ای شیرِ پیرِ بیشه‌ی عشق
که نامت شعله در شعرِ من افروخت

تو ای زیبا نمادِ سرفرازی
تورا زین آزمون‌ها باید آموخت


#هما_ارژنگی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ایران - هما ارژنگی
@AdabSar
🔹شیر بیشه‌ی عشق، ایران!

سرایش و گویش: #هما_ارژنگی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔹پالایشِ وام‌واژه های زبان اربی(عربی) از زبان فارسی (بخش نخست)

انگیزه هاى بسيارى در پشتيبانى از پالايشِ زبانِ پارسى از واژه هاى اربى هستند. در اين نوشتار مى‌كوشيم به سه انگيزه‌ی برجسته در اين زمينه بنُِماریم(اشاره کنیم) و هر یک را به كوتاهی فَرابنماییم(#توضیح دهیم).
۱. شمارِ بالاى وام‌واژه هاى اربى در زبانِ فارسى:
وام‌گيرى، راهكارى سودبخش(#اقتصادی) براى پاسخ به نيازهاى واژگانى یک زبان است.
زبان ها به هم واژه وام مى‌دهند و از هم واژه وام مى‌ستانند. اين كارى زاستارى(#طبيعى) است كه در درازای زمان رخ مى‌دهد ولی اَندَر شدنِ(واردشدن) بیش از اندازه‌ی وام‌واژه هاى اربى به زبانِ فارسی پيامد دادوستدى زبانى نبوده است، بلكه به ميانجىَ تازشِ تازيان به كشورِ ايران و چيرگىِ ساستاریک(#سیاسی) و سپاهی(#نظامی) و فرهنگى آنها رخ داده است؛ به سخنِ ديگر، بخشى از واژه هاى اربى در هالى(#حالی) به زبانِ پارسی راه يافتند كه زبانِ پارسی خود واژه هاى درخورى داشته و نیازى به وام‌گيرى از زبانى دیگر نبوده است. براى نمونه هنگامى كه در زبانِ پارسى واژه هاى «كاربرد»، «پدر»، «برادر»، «انديشه»، «فروتن»، «جامه» و «واش» را داشته‌ايم، ديگر كدام نيازِ زبانى مى‌توانسته است وام گرفتنِ واژه هاى «#استعمال»، «#ابوى»، «#اخوى»، «#فكر»، «#متواضع»، «#لباس» و «#علف» را رَوا بدارد؟ آنچه در اين فِتاد(#مورد)ها رخ داده نمایانگر یک دادوستدِ زاستارىِ واژگانى نيست، بلكه پذیراندنِ واژه هاى یک زبان به زبانى ديگر، با انگیزه هاى نازَبانى است.
۲. تن ندادنِ وام‌واژه هاى اربى به دستگاهِ ساختواژىِ زبانِ فارسى:
وام گرفتنِ واژه، آن هم به اندازه‌ی اندک، آسیبی به زبان نمی‌رساند.
آنچه به‌ويژه درباره‌ی وام‌واژه هاى اربى آسيب‌رسان است، افزون بر پرشمارى شان، تن ندادنِ اين واژه ها به دستورِ زبانِ پارسى و دستگاه ساختواژىِ آن است. ارب ها نيز در روندِ دادوستدِ زبانى، واژه هاى بسيارى را از زبانِ پارسى وام سِتانده‌اند؛ با اين همه آنها اين واژه ها را چنان در دستگاهِ واژه‌سازى خود گُوارده‌اند(حل کرده‌اند) كه ديگر هيچ پارسى‌زبانی آنها را بازنمى‌شناسد؛ به چند نمونه‌ی زير بنگريد:
واژه‌ی «رواگ»ِ پارسى، در اربى «#رواج» شده است و سپس بر پايه‌ی ساختِ واژه‌ی اربى از اين واژه، جداشده هايى چون «مروج» و «ترويج» ساخته شده است. اربان واژه‌ی «بستان»ِ پارسی را وام گرفته‌اند، ولی هنگام جَم(#جمع) بستن، بر پايه‌ی دستورِ ساختواژىِ زبانِ خود «بَساتين» را به كار مى برند نه «بُستان ها/بوستان ها».
«اندازه» و «ساده»ی پارسى، در اربى به ديسه‌ی «هندسه» و «ساذج» درآمده‌اند و سپس به آسانى و بر پايه‌ی دستگاهِ ساختواژىِ آن زبان از اين دو واژه، واژه هاى «مهندس» و «سذاجه» ساخته شده است.
در پارسى جز در فِتادهاى(#موارد) اندكى، واژه هاى اربى تن به دستگاهِ واژه‌سازىِ زبانِ پارسی نداده‌اند. اين واژه ها، بَسوان(#اغلب) پس از راه يافتن به زبانِ فارسى، مانند اسب تروا، راه را براى اندر شدنِ خوشه هاى واژگانىِ خود فراهم كرده‌اند. براى نمونه به همراهِ «درس»، واژه هاى «تدريس»، «مدرس»، «مدرسه»، «دروس» و همراهِ کَرپایه‌ی(#مصدر) «قتل»، واژه هاى «قاتل»، «مقتول»، «قتال» و«قتاله» به زبانِ پارسی راه يافتند. اين روند كه پيرامونِ هزار سال و تا آغازِ برپايىِ فرهنگستانِ نخست دنباله داشت، دستگاهِ ساختواژىِ زبانِ پارسى را سست و ناتوان ساخته بود.
يكى از پيامدهاى اين آفند و تازشِ واژگانى، اين بوده است كه ايرانيان براى دریافت چَمِ واژه هاى باشَنده در زبان پارسی تا اندازه‌اى ناچار به يادگيرى دستورِ زبان اربى نيز شده‌اند تا براى نمونه دريابند كه «عالِم» داننده‌ی دانش است و «معلوم» آنچه دانسته است.
۳. ديگرسانىِ(#تفاوت) ساختارىِ دستور زبانِ پارسى و اربى:
برخى از كسانى كه با هر انگیزه‌ای با پالايشِ زبانى پاد می‌ورزند(#مخالف اند) هنگامى كه سخن از پالايشِ وام‌واژه هاى اربى مى‌شود، زبان انگليسى را پيش مى‌كشند و شمار بالاى وام‌واژه هاى باشِنده در زبان انگليسى را دستاويزى می‌کنند تا شمار بالاى وام‌واژه هاى اربى را در زبان پارسی روا بدانند. بی اينكه بخواهيم به درستى يا نادرستی گزاره‌اى كه پايه‌ی اين گواه‌آوری(#استدلال) است و شمار وام‌واژه هاى فارسى و انگليسى را يكسان انگاشته، بپردازيم؛ نكته هاى بسیارى در اين سنجش ناديده گرفته شده است كه چند فِتاد را نشان می‌دهیم:
یكم، پذيرشِ وام‌واژه ها در زبان انگليسى بر بسترى از دادوستد زاستارى زبان ها رخ داده است.

#کورش_جنتی
پژوهشگرِ ادبسار(#ادبیات) و زبانِ پارسی
روزنامه‌ی قانون ۲۵۷۷/۰۲/۳۰ (۱۲۹۷) -شماره‌ی ۱۲۰۵

برگردان به پارسی پاک #میلاد_فرخ_وند

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


🔹پالایشِ وام‌واژه های زبان اربی(عربی) از زبان فارسی (بخش دوم)

دوم، زبان انگليسى از زبان هاى هم‌خانواده‌ی خود، مانند فرانسه و آلمانى واژه گرفته است. سوم، اين وام‌واژه ها به ساختار واژه‌سازى زبان انگليسى تن داده‌اند. رده‌ی زبانى زبان اربى یکسره با زبان پارسى ديگرسان اســت. زبان اربى از خانواده‌ی زبان هاى سامى است و فرآيندهاى واژه‌سازى آن هيچ گونه پيوندى با فرآيندهاى واژه‌سازى در زبان پارسى ندارد.
زبانِ پارسی از خانواده‌ی زبان های هندواروپایی است و برای واژه‌سازى مانندِ زبان هاى انگليسى و آلمانى از فرآيندهايى چون «آمیختن» و «وندافزايى» بهره می‌برد. آميختگىِ یک‌سويه و درازدامنه‌ی زبانِ پارسی با زبانِ اربى آشفتگی هايى هتا(#حتی) فراتر از گستره‌ی واژگان به بار آورده است. براى روشن‌تر شدنِ اين سخن، سه نمونه از اين آسيب ها را نشان می‌دهیم. اَدَبمَندانِ ايرانى كوشيده‌اند دستورِ زبانِ پارسى را با تَرم(#اصطلاح)های دستورِ زبانِ اربى فرا بنمایند. برخى از اين تَرم های رهزن و گمراه‌كننده مانند «تمييز» و «مسنداليه» در چند دهه‌ی گذشته پالايش شده‌اند و برخى همچنان به كار مى‌روند و مایه‌ی دریافتِ بدِ(#بدفهمی) پارسى‌زبانان از دستورِ زبانِ خود مى‌شوند؛ چنانكه به كاربردنِ تَرمِ «مصدر» براى ريشه‌ی كارواژه(#فعل) در زبانِ پارسى، یک‌سره با بنیادِ زبانِ پارسی بيگانه است. همچنين در دستورِ زبانِ پارسى به پيروى از زبانِ اربى بنِ گذشته + ه را زابِ کارپذیری(#صفتِ #مفعولی) مى‌ناميم؛ در هالى كه مى‌دانيم بنِ گذشته + ه در کرپایه هاى ناگذرى مانندِ «رفتن» و «آمدن» چِمِ کنندگی(فاعلی) دارند. ديگر آنکه واژه ها و سَهان(#جمله)هايى چون «ممنوع التصوير»، «قس على هذا» «على اى حال» و«مابه التفاوت» در كارخانه‌ی واژه‌سازىِ زبانِ اربى ساخته شده‌اند و با همان ويژگى هاى آوايى و ساختواژىِ ناآشنا به زبانِ پارسی راه يافته‌اند. بودنِ چنين واژه هايى زبان را تيره و نادریافتنی(#نامفهوم) كرده و يكدستىِ واژگانى و دستورىِ زبانِ پارسى را از ميان مى‌برد. سومين نكته اين است كه سايه‌ی واژه هاى اربى در زبان پارسى چندان سنگين و دامنه‌دار بوده است كه مِنْتِ(#ذهن) ايرانی ناخودآگاه در كاربردِ واژه ها به جاى پيروىِ از دستورِ زبانِ خود، از دستورِ زبانِ اربى پيروى مى‌كند؛ چنانكه بسيارى از پارسی‌زبانان واژه هاى پارسى «استاد» و «فرمان» را به گونه‌ی «اساتيد» و «فرامين» جم(#جمع) مى‌بندند.
بر پايه‌ی آنچه در بالا آمده است، نویسنده بر آن است كه بده‌بستانِ واژگانى ميانِ زبان هاى اربى و پارسى، تا اندازه‌ی بسيارى یکسويه و چه بسا زوربنياد بوده است؛ تا آنجا كه مى‌توان بسيارى از واژه هاى اربى اندر شده به زبانِ پارسى را به جاى «وام واژه»، «زورواژه» خواند. بسيارى از اين وام‌واژه ها به ميهمانانِ ناخوانده‌اى می‌مانند كه به زور به خانه‌ی ميزبان اندر شده‌اند و با گذرِ زمان ميزبانان را از خانه بيرون انداخته‌اند، سپس خانه را چنان به هم ريخته و آشفته كرده‌اند كه نشانه هاى اين آشفتگى و نابسامانى را در گوشه‌گوشه‌ی خانه مى‌توان جست. سخن اين نيست كه هيچ ميهمانى را به خانه‌ی زبانِ پارسى راه ندهيم؛ سخن اين است كه اگر ميهمان مى‌خواهد رواديدِ ماندن بگيرد، بايد آیین هاى خانه‌ی ميزبان را بپذيرد و در خانه نخشى(#نقشی) سودمند بر دوش گيرد. سره‌گرايى با هر فرانمودی(#تعریفی) كه از آن داشته باشيم، كوششى براى بيرون راندنِ ميهمانانِ خودخوانده و ناسودمندِ زبان پارسى به سود ميزبانانِ راستينِ آن است؛ چنان كه سعدى گفته است:
«ميهمان گرچه عزيز است ولى همچو نفس/ خفه مى‌سازد اگر آيد و بيرون نرود»

#کورش_جنتی
پژوهشگرِ ادبسار(#ادبیات) و زبانِ پارسی
روزنامه‌ی قانون ۲۵۷۷/۰۲/۳۰ (۱۳۹۷) -شماره‌ی ۱۲۰۵

برگردان به پارسی پاک #میلاد_فرخ_وند

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻سمعک = Hearing aid، Pseudoplasm، Cilicism، گوش‌یار، گوشینه، گوشَک، گوشانه، گوش‌افزار، شنیدیار، شنیدافزار

نمونه:
🔺احتیاج به سمعک دارد=
نیاز به شنیدافزار دارد

🔺گوش‌های تو سنگین شده
آنقدر که با سمعک هم
صدای قلبم را نمی‌شنوی #سعید_محسن_زاده=
گوش‌های تو سنگین شده
آن اندازه که با گوشینه هم
سدای دلم را نمی‌شنوی

🔺فریاد سکوت را می‌شود شنید
اگر گوش‌هایت
سمعک ندیده باشد #نسترن_خزایی=
فریاد بی‌دِنگی را می‌شود شنید
اگر گوش‌هایت
گوش‌افزار ندیده باشد

🔺زار من و سمعک سنگین تو
کی شنود هر چه صدایت کنم #صادقلو_کیوی=
زار من و گوشک سنگین تو
کی شنود هر چه سدایت کنم

🔺بگذار گوش‌هایم سنگین بمانند
سمعک را می‌خواهم برای چه
وقتی شنیدنی‌های این دنیا
یا دروغ‌اند یا گناه! #فرنگیس_رزمی_نژاد=
بگذار گوش‌هایم سنگین بمانند
شنیدیار را می‌خواهم برای چه
وختی شنیدنی‌های این جهان
یا دروغ‌اند یا گناه!

🔺گفتم دوستت دارم تا ابد
اما نشنیدی...
کاش باتری سمعک‌ات
تمام نشده بود! #مدینه_شیرخانی=
گفتم دوستت دارم تا اپد
ولی نشنیدی...
کاش انباره‌ی گوشانه‌ات
به پایان نرسیده بود!

🔺صدهزاران نغمه‌ی پرشور تو همراه‌مان
گوش آدم کر شده، هیچ‌کسی سمعک ندارد #علی_اسماعیلی=
سدهزاران ترانه‌ی پرشور تو همراه‌مان
گوش آدم کر شده، هیچ‌کسی گوش‌یار ندارد


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سمعک #Hearing_aid #Pseudoplasm #Cilicism
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد
این موج عاشق کار با ساحل ندارد

باید ببندم کوله‌بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ‌جا منزل ندارد

من خام بودم، داغِ دوری پخته‌ام کرد
عمری که پایت سوختم قابل ندارد

من عاشقی کردم، تو اما سرد گفتی:
«از برف اگر آدم بسازی دل ندارد»

باشد، ولم کن باخودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه‌ها مشکل ندارد

جایی که حقِ دل نداری میهمانی
مهمان که جایی حقِ آب و گل ندارد

شاید به سرگردانی‌ام دنیا بخندد
موجی که عاشق می‌شود ساحل ندارد

#مهدى_فرجى
@AdabSar
💫

سوی که روم من که دلم سوی تو باشد؟

روی که ببینم که به از روی تو باشد؟


#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

دلخسته از آنم و ملول از اینم
دیوارم و خواب پنجره می‌بینم

چندی‌ست به زندگی تنوع دادم
هر روز به شکل تازه‌ای غمگینم!

#علیرضا_طالبی
@AdabSar
@AdabSar

پر از گلایه و دردم، پر از پریشانی
پر از نوشتن شعری که تو نمی‌خوانی

دلم گرفته از این غصه‌های از سر هیچ
دلم گرفته از این بغض‌های توفانی

دلم گرفته از این حرف‌های تکراری
از این «به‌من‌چه»، «برو بی‌خیال»، «خود دانی»!

از این که می‌رسی از راه و می‌روی ناگاه
فقط به نیت این که مرا برنجانی

از این که آخر هر بار درد‌ِ دل کردن
رسیده‌ام به پریشانی و پشیمانی

دلم گرفته و امشب دوباره تنهایی
و باز شعر جدیدی که تو نمی‌خوانی!

#بیتا_امیری
@AdabSar
@AdabSar

مرغابی‌ها
دو طرفِ چوب را گرفتند و گفتند:
"یادت باشد
اگر هنگام پرواز حرفی بزنی
خواهی افتاد"!

حالا سال‌ها گذشته است
و ما لاک‌پشت‌های غمگینی هستیم
که هر وقت می‌خواهیم بگوییم
«آزادی»
به زمین می‌افتیم!

#علیرضا_طالبی_پـور
@AdabSar
💫

به سختی در اختر مشو بدگمان
که فرخ‌تر آید زمان تا زمان

ز پیروزه‌گون گنبد اندُه مدار
که پیروز باشد سرانجام کار

#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

من و این دغدغه‌ی هی چه شود! ها چه شود!
جنگ و دعوای دِه پایین و بالا چه شود!

خوش به حالت که به این چرخ فلک می‌خندی
به تو چه، یا که به من چه که پس از ما چه شود

قصه این است که یوسف تهِ چاه است هنوز
تو در این فکر که احوال زلیخا چه شود

کار ما شد همه‌کس با همه‌کس جنگیدن
فالبین! قرعه بینداز که فردا چه شود

همه پرونده به دست‌اند و خدا هم مشغول
به تماشا بنشین، آخرِ دعوا چه شود

تو خودت میمنه و میسره را باخته‌ای
چه بنالی که سمرقند و بخارا چه شود

تو برو ماه شو و نور بیفشان، به تو چه
که جدال حرم و دیر و کلیسا چه شود

#یحیی_جواهری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات
آب این رود به سرچشمه نمی‌گردد باز
بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز
باز کن پنجره را
صبح دمید...

#حمید_مصدق
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

مارا همه‌شب نمی‌برد خواب
ای خفته‌ی روزگار دریاب

خار است به زیر پهلُوانم
بی روی تو خوابگاه سنجاب

#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍃🌸🌱🌸🍃
🌸@AdabSar

🌺 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌺 جشن نیلوفر

🌸🌸 "جشن نیلوفر" در خردادروز از تیرماه برابر با ششم تیر در گاهشماری کهن، یکی از بزرگ‌ترین و کهن‌ترین جشن‌های ایرانی بود. در برهان قاطع آمده که امردادروز از هر ماه(روز هفتم هرماه) جشن بود که این جشن در ماه خرداد یا امرداد، جشن نیلوفر خوانده می‌شد. ولی بیشتر باستان‌شناسان باور دارند که این جشن روز ششم تیر بود. گفته می‌شود پادشاهان در این روز به برآوردن آرزوی مردم می‌پرداختند. روشن است که جشن‌های چله‌ی تموز(یکم تیر تا دهم امرداد)، جشن‌های آب و آفتاب در پیوند با یکدیگر بودند ولی شوربختانه از چیستی و آیین‌های جشن نیلوفر آگاهی برای ما نمانده است و ایران‌شناسان به چند گمان‌زد بسنده کرده‌اند.

🌺🌺 مهرپرستی یا خورشید پرستی، از نخستین کیش و آیین‌های آدمی در جهان باستان بود و در باور ایرانیان باستان، گل نیلوفر با میترا یا مهر(خورشید) پیوند داشت؛ زیرا رویش سالیانه نیلوفر در چله‌ی تموز که گرمترین روزهای سال بودند، رخ می‌داد و از سویی این گل‌ها هر پگاه با سر زدن میترا یا خورشید می‌شکفتند و با فرو افتادنش بسته می‌شدند.

🌸🌸 این ویژگی زیستی نیلوفر مایه‌ی آن شد که نیلوفر و مهر یا آفتاب را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر بدانند و گرامیداشت نیلوفر، گرامیداشت خورشید باشد.
از سویی در گاهشماری گاهنباری ایران، آغاز تابستان، آغاز سال نو بود و جشن نیلوفر از نخستین جشن‌های سال نو گاهنباری به شمار می‌رفت.

🌺🌺 گمان دیگر این است که گل نیلوفر، نماد آناهیتا، ایزدبانوی آب بود و فرشته‌ی خرداد نگهبان آب‌ها خوانده می‌شد. پیوند آب و آفتاب و نیلوفر بهانه‌ی یکی از بزرگ‌ترین جشن‌های ایران بود. در ماتیکان(کتاب) پهلوی بندهش یا بندهشن نوشته شده که نیلوفر نشانه‌ی ایزد آبان و ایزد آبان پاسدار آب‌ها بود.

🌸🌸 یکی دیگر از گمان‌ها درباره‌ی چیستی جشن نیلوفر این است که جشن تیرگان در دو روز و با نام‌های تیرگان کوچک و تیرگان بزرگ برگزار می‌شد.
تیرگان کوچک یا جشن نیلوفر(ششم تیر) روزی بود که مردم خسته از جنگ بودند. بر پایه‌ی افسانه‌ها آرش کمانگیر برای پرتاب تیری که مرزهای ایران را نشان دهد به بلندی رفت و نیروی جان در تیر نهاد و کمان کشید. سه روز پس از آن و به یاری ایزد باد، تیر روی درختی در آن‌سوی خراسان فرود آمد. در این روز جنگ پایان یافت و جشن بزرگی برپا شد که تیرگان بزرگ نام گرفت.
ولی جشن تیرگان هفت روز پس از جشن نیلوفر برگزار می‌شد و بسیاری ایران‌شناسان با این گمان هم‌رای نیستند.
جایگاه ریشه‌دار گل نیلوفر یک باور هند و آریایی است. گل نیلوفر امروز در میان هندوان ارزش والایی دارد و یکی از نمادها در ورزش یوگا است.
@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
__________________
برای آشنایی با نام نیلوفر به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6589
t.me/AdabSar/6590

برای آشنایی با آبانگان و جایگاه آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4906

برای آشنایی با نام آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4912
__________________
📚📚 برگرفته از:
۱- واژه نامه‌ی دهخدا
۲- جشن‌های آب #هاشم_رضی
۳- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۴- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران (از دوران باستان تا امروز) #ابوالقاسم_آخته
__________________
#فرهنگ_ایران #تیرگان #جشن_نیلوفر

🌺@AdabSar
🌱🌺🍃🌺🌱
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
پیام شما


🔸بادرود؛
برابرِ روا برای جراح «کاردپزشک» است.
شادزيويد
فرستنده: هانا مهر

🔸سلام
در کوردی «نِشتَرگری» معادل جراحی و «نشترگر» را برابر جراح به کار می برند.
فرستنده:مجید محبی

🚩برابرهای بیشتر برای واژه‌ی «جراح» را اینجا ببینید: t.me/AdabSar/8587


#پارسی_پاک
#جراح #جراحی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹