ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بی‌جان داشت

می‌آمد و با هر قدم عطر تو می‌پیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!

با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمی‌بارید اگر یک‌ذره وجدان داشت!

می‌شد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت

می‌شد ببندی زخم من را قبل جان‌دادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!

من مرده بودم، مرگ با من زندگی می‌کرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت

وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!


#رویـا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

ما خانواده‌‌ی افتاده‌‌ای هستیم...
مادرم از پا
پدرم از کار
من از چشم‌‌های تو...!

#داوود_سـوران
@AdabSar
💫

آتش به دو دست خویش بر خِرمَنِ خویش
چون خود زده‌ام چه نالم از دشمن خویش

کس دشمن من نیست منم دشمن خویش
ای وایِ من و دستِ من و دامنِ خویش

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عاشق= دلداده، دلباخته، دلسوخته، دلشده، شیفته، پاکباز، بیدل، شیدا، گرم‌دل، مهرورز، مِهرا، دوست‌دارنده، دوستار، نیازان، ویاپان، سِنار، دیوانه
🔻عاشق‌آزار= سِنارآزار
🔻عاشق‌آسا= سِنارآسا
🔻عاشقانه= دل‌سپارانه، دلدارانه، شورمندانه، شوریده‌وار، مهرآمیز، شیفته‌وار، شیفتگانه، شیداوار، مهرورزانه
🔻عاشق‌باره= مهرباره، مهرپیشه
🔻عاشق بی‌صبر= گرم‌روان
🔻عاشق‌پیشه= شیفته، شیدا، شیداپیشه، دلشده، دلداده، دلباخته، پاکباز، بیدل
🔻عاشق‌شدن= دل‌باختن، دل‌سپردن، دل‌دادن، پاک‌باختن، شیفتن، دیوانه‌شدن، بیهوش‌شدن
🔻عاشق شوریده= خاش، شیدا
🔻عاشق‌کش= دلآزار، شیفته‌کش
🔻عاشق‌نواز= دلنواز، شیفته‌نواز
🔻عاشق و معشوق= دلدار و دلبر
🔻عاشقی= دلباختگی، دلدادگی، شوریدگی، شیدایی
🔻عاشقیت= دلسپردگی، شیفتگی
🔻عاشق یک‌فصله= دلداده‌ی یکروزه، سرسپرده‌ی فَرَهی
🔻عشق= اِشغ، شیفتگی، شیدایی، دلدادگی، دلبردگی، دلباختگی، پاکبازی، مهر، مهرورزیدن، دوست‌داشتن، دوشارم، دوشِش، دُشاکی
🔻عشق افلاطونی= اِشغ افلاتونی، دوشِش پلاتونی، مهر پلاتونی
🔻عشق اکبر= اِشغ خدایی
🔻عشق‌باز= اِشغ‌باز، دلباخته
🔻عشق‌بازی= اِشغ‌بازی، شیفتگی، شیدایی، دلباختگی، دلدادگی، مهرورزی، دلبازی
🔻عشق جسمانی(شهوت)= وَرَن، تن‌شیفتگی
🔻عشق متقابل= اِشغ دوسویه، هم‌دوشِشی، مهر دوسویه
🔻عشق ممنوع= اِشغ پنامیده، دوشش اَرُواک، مهر ناروا
🔻عشق‌نچشیده= اِشغ‌نچشیده، خشک‌جان
🔻عشق‌ورزیدن= اِشغ‌ورزیدن، مهرورزیدن، کام‌راندن
🔻معاشقه= مهرورزی، هم‌مهری، هم‌آغوشی، دلدادگی
🔻معشوق= دلبر، دلدار، دلربا، دلسِتان، نگار، ریکا، رایکا، رایگا، دوشَست، تاز
🔻معشوق جفاپیشه= گرگ‌مست
🔻معشوقه= کیجا، دوستِگان، مول

❗️«اِشغ» واژه‌ای پارسی است که به‌نادرست «عشق» نوشته می‌شود.

نمونه:
🔺وِیس ترنم عشق را ازبرای رامین نجوا می‌کرد=
وِیس زمزمه‌ی اِشغ در گوش رامین می‌خواند

🔺صحبت معشوق را طالبم =
همنشینی(و همسخنی) با دلبر را خواهانم

🔺بدو گفت مادر که ای «تاز» مام
چه بودت که گشتی چنین زردفام؟ #فردوسی

🔺که رامین را به تو دیدم سزاوار
تو او را «دوستگان»ی، او تورا یار #اسعد_گرگانی(ویس و رامین)

🔺در گلستانی که جولانگاه آن قد رساست
سرو، یک «ریکا»ی دارالمرزی کوته‌قباست #میرنجات

🔺«رایگا» روی نموده‌ست و غلط افتادی
باش تا در طلب پویه جهان پیمایی #مولوی

🔺طعمه‌ای کان «پاکبازان» را دهند
هرگز آن کی «نونیازان» را دهند؟ #عطار

🔺آن زنک می خواست تا با «مول» خویش
برزند در پیش شوی گول خویش #مولوی


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عاشق #عاشقانه #عاشقی #عاشقیت #عشق #معاشقه #معشوق #معشوقه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
🌸🌹🌸🌹🌸
«خِرَد باد جانِ تو را رهنمون
که راهی دراز است پیش اندرون

ز شمشیرِ دیوان، خرد جوشن است
دل و جان‌ِ داننده زو روشن است

گذشته سخن یاد دارد خرد
به دانش روان را همی‌پرورد
...
جهان خوش بود بر دل‌‌ِ نیک‌خوی
نگردد به گردِ درِ آرزوی.»
#فردوسی
🌹🌸🌹🌸🌹
با آرزوی هفته‌ی برآوری آرزوها

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

گر جز هلاکِ من ای چرخ، در دل آرزوست
روزم چو روی تو سیه و تار از چه روست؟

سر سوده بر فلک ز غم اینک فغانِ من
تو گوش بسته‌ای ز ستم، این چه گفتُگوست؟

در کار تو این بس که چنین می‌نموده پست
چون بی‌خردی گشته که با بِخردان عَدوست

بر مهر تو دلخوش نَبُود کس، مگر ز خلق
آن پستِ فرومایه ‌که بی‌شرم و آبروست

در چَشم ناکسان ز پری برتری به روی
بر چشم من اما رخ‌ات ای چرخ، پر آهوست

گردی ز جفاپیشگی‌ات بر مدار ظلم
هیچ‌ات نه مگر ظلم، که آهنگِ جستجوست

خفته چُنانکه هوش تو را هست، بختِ من
زین بخت خفته‌ام نه به‌جز مرگ آرزوست

هر ساعتی که سپردم ز عمر خویش
با درد هم‌ره و با رنج روبه‌روست


#کیخسرو_پشوتن
@AdabSar
💫

با صد(سَد)هزار مردم تنهایی
بی صدهزار مردم تنهایی

#رودکی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبر کم و بی‌تابی بسیار و دگر هیچ

در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری
گویم که غم یار و غم یار و دگر هیچ!

#جمال_الدین_عرفی_شیرازی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻موسم= هنگام، هنگامه، گاه(موسم بهار= بهارگاه)، زمان، وار، وارِه، سالگَه، فَرشیم، وَرشیم
🔻موسم سرما= پیزار
🔻موسمی= هنگامانه، گاهانه

نمونه:
🔺بهار، اولین موسم سال است=
بهار، نخستین وَرشیم/فَرشیم سال است

🔺موسم تابستان است و گرما طاقت‌فرساست=
وَرشیم/فَرشیم تابستان است و گرما توان‌فرساست

🔺شروع باران‌های موسمی، بعضا موجب جاری‌شدن سیلاب می‌شود=
آغاز باران‌های گاهانه، گاهی زمینه‌ساز راه‌افتادن تُندآبه می‌شود

🔺دانی که خوشی او چه‌سان بود؟
چون عشق به موسم جوانی #عطار=
دانی که خوشی او چه‌سان بود؟
چون اِشغ به هنگام جوانی

🔺هر سال دارای ۴ «سالگه» است: بهاران، تابستان، خزان و زمستان

🔺خیزید و خز آرید که «هنگام» خزان است #منوچهری

🔺گُل دگرره به گُلْسِتان آمد
«واره»ی باغ و بوستان آمد #رودکی


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#موسم #موسمی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

دوست تويی تویی تويی، جایزه‌ی سمایی‌ام
عشق تویی تويی تویی، دولت کبریايی‌ام

با گل و آب و آسمان، با تو و با همه جهان
چند دوام می‌کند، فرصت آشنایی‌ام

چند بهار هست و بس، بلبلی و گلی ما
ای گل بی‌بدل بده، قدرت نوسُرايی‌ام

برگ و نوای تو دگر، برگ و نوای من دگر
رحم چه می‌کنی، مکن، بر من و بی‌نوایی‌ام

هم‌محلِ ستاره‌ها، هم‌دِهِ ماهواره‌ها
کیستی و کجايی ای، عاشق ناکجایی‌ام؟

بس که تو رشک حاتمی، فصل غلو خرمی
سیبک سرخ آوری، هدیه به رونمایی‌ام

#فرزانه_خجندی
@AdabSar
💫

گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود

مردیم و آرزوی دل ما همان که بود

#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

بس که لبریزم از تو می‌خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک‌سایه‌ی تو آویزم

#فروغ_فرخزاد
@AdabSar
@AdabSar

درون آب هم به ماهیان نفس نمی‌رسد
بگو چرا خدا به داد هیچ‌کس نمی‌رسد؟

بگو بهار ما کجا خزان شده که سالهاست
به شاخه‌ها به غیر قیچی هرس نمی‌رسد؟

بگو به هم‌چراغ ما، به سبزهای باغ ما
که انگ دیگری به غیر خار و خس نمی‌رسد

اگرچه آسمان تمام چشم را گرفته است
چه سود، دست ما به قفل این قفس نمی‌رسد

بگو که جز تو درد را کسی دوا نمی‌کند
بگو که بی تو داد ما به دادرس نمی‌رسد

#ساجده_جبارپور
@AdabSar
💫

هوا بد است
تو با کدام باد می‌روی؟
چه ابر تیره‌ای
گرفته سینه‌ی تو را
که با هزار سال
بارش شبانه‌روز هم
دل تو وا
نمی‌شود؟!

#هوشنگ_ابتهاج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

چشم خود بستم که دیگر
چشم مستش ننگرم

ناگهان دل داد زد:
دیوانه من می‌بینمش!

#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

چه دردها که بر دل و یک غمگسارم نیست
جز انتظار مرگ که هیچ به انتظارم نیست

عمری که ز ما بگذشت، هر فصل زمستان بود
زآنرو چو درختی خشک، امیدِ بهارم نیست

هَردَم چو در این کومه، نالد به جفا جغدی
هرگز نه بِه رویِ گل، آواز هزارم نیست

از گردشِ اختر چون، جز درد نشد حاصل
این سال و مه و روزش، دیگر به شمارم نیست

آه از شبِ بی‌پایان، آنقدر کشیدم رنج
تا جان به‌سر آید نیز، بر شام گذارم نیست

سوزم که ‌چُنان آتش، زین سوختنم سوزد
دردا که تنِ سردَت، دلگرمِ شَرارم نیست

بس بر دگران بسته، دل خود رهِ اُلفَت را
زآنروی ‌‌که جز مهرت، ره بر دلِ زارم نیست

آوَخ که ز درد تو، غمگین‌ام و پژمرده
افسوس که از ‌‌عشقت، آرام و قرارم نیست

بیهوده نگو «خسرو»! زین درد مرنجان خویش
درد وطن و درمان، جز بر سر دارم نیست

#کیخسرو_پشوتن
@AdabSar
💫

چه بی‌تابانه می‌خواهمت
ای دوری‌ات
آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری...!

#احمد_شاملو
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

آوازِ در آمد، بنگر یار من است
من خود دانم که‌را غمِ کار من است

سیصد(سَد) گل سرخ بر رخ یار من است
خیزم بِچِنم که گل‌چِدَن کار من است

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


📌پالایش زبان پارسی:

🔻مخاطَب= گفتاسو★، هم‌سخن، دویم کس، نام‌برده، شنونده، روی سخن، خواننده، نیوشنده(شنونده)
🔻مخاطب خاص= هم‌سخنِ برگزیده، گفتاسوی ویژه
🔻خطیب= سخنران، سخنور، سخنگو
🔻خطبه= سخنرانی، اندرزگویی
🔻خِطاب= روی سخن، روی‌گفت، گفتگو
🔻خِطاب‌کردن= رویاروی سخنیدن، نام‌بردن، سِدا(صدا)زدن
🔻حُسن خطاب= زبان‌آوری، خوش سخنیدن، خوب گفتگوکردن، شیواسُخنی، نیک‌گویی
🔻فصل‌الخطاب/فصل خطاب= سخن بُرنده، فرمان بُرنده، فرجامِ سخن، فرجام‌سخن، سخن فرجامنده، سخن فرجامگر
🔻خطابه= سخنرانی، سخن‌راندن، سخنیدن، اندرز، اندرزگفتن، گفتار سخنورانه

نمونه:
قبل از صحبت‌کردن، لازم است مخاطبمان را خوب بشناسیم=
پیش از سخنیدن، باید گفتاسویِمان را خوب بشناسیم

مرشد خطاب به شاگردان پند و اندرز می‌دهد=
ادب‌آموز به شاگردان پند و اندرز می‌دهد

مخاطبان این فیلم، افراد بالای ۱۵ سال استند=
بینندگان این توژ، مردمان بالای ۱۵ سال استند

★واژه‌ی زیبای «گفتاسو» را پانا #کیانمهر_علیشاهی از هموندان گرامی ادبسار برساخته است.


گردآوری و نگارش: #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#خطاب #مخاطب #خطبه #خطیب #خطابه #فصل_الخطاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

شب خسته بود و هق‌هقِ باران گواه بود
مهتاب زیر چادرِ ابری سیاه بود

با خنده گفت: «قصه به پایان رسید...» و رفت
این داستان ادامه اگر داشت، آه بود

مانند آن اسیرِ گلو زیر تیغِ خصم
تنها سلاحِ من دم آخر، نگاه بود

وقتی که عشق زیر لگدهای غصه مرد
با گریه گفت عقل که او پابه‌ماه بود

نگذاشت پا به جاده‌ی موهای دوست، دست
صحرا بزرگ و راه‌بلد نیمه‌راه بود

دل کنج چاه عشق به غم گفت: ای رفیق!
یوسف عزیز اگر شد، از افسونِ چاه بود

این قوم با پرستش گوساله دلخوش‌اند
بازی به پای عشق نوشتن، گناه بود

بیخود نگرد، نیست در این شهر عاشقی
روزی که بود نیز، در انبارِ کاه بود...


#ابوالفضل_کاظمی
فرستنده #بهزاد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

سیر نمی‌شوم ز تو

نیست جز این گناه من

#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar