@AdabSar
ای گمشدهدل کجات جویم
در دام که مبتلات جویم
دیروز چو آفتاب بودی
امروز چو کیمیات جویم
ای مرغ ز آشیان رمیده
در دامگه بلات جویم
ای کشتهی غمزهی نکویان
از چشم که خونبهات جویم
ای بیمار ز جان گذشته
کز هر که رسم دوات جویم
گاهی به دوات چاره خواهم
گاهی به دعا شفات جویم
کس چارهی درد تو نداند
درمان مگر از خدات جویم
هاتف پی دل فتاده رفتی
ای هرجایی، کجات جویم
#هاتف_اصفهانی
@AdabSar
ای گمشدهدل کجات جویم
در دام که مبتلات جویم
دیروز چو آفتاب بودی
امروز چو کیمیات جویم
ای مرغ ز آشیان رمیده
در دامگه بلات جویم
ای کشتهی غمزهی نکویان
از چشم که خونبهات جویم
ای بیمار ز جان گذشته
کز هر که رسم دوات جویم
گاهی به دوات چاره خواهم
گاهی به دعا شفات جویم
کس چارهی درد تو نداند
درمان مگر از خدات جویم
هاتف پی دل فتاده رفتی
ای هرجایی، کجات جویم
#هاتف_اصفهانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرار
زین بیش به دست غصه خاطر مسپار
بر هر بد و نیک پرتو انداز چو مهر
بر ناخوش و خوش گذر تو چون باد بهار
#رضی_الدین_آرتیمانی
@AdabSar
ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرار
زین بیش به دست غصه خاطر مسپار
بر هر بد و نیک پرتو انداز چو مهر
بر ناخوش و خوش گذر تو چون باد بهار
#رضی_الدین_آرتیمانی
@AdabSar
@AdabSar
پیِ دلجویی خاطر، سرِ راهی گاهی
سوی من نیز توان کرد نگاهی گاهی
دلق را چاک کن و پیرهن عیش بپوش
بهتر از رنج ثواب است گناهی گاهی
میشود رفت به معراج، اگر بنده شویم
میشود بارِ گرانی پَرِ کاهی گاهی
یوسفی کُن ز مسیحایی اگر خسته شدی
از بلندای فلک تا بُنِ چاهی گاهی
خانهی توست دل ما، قدمی رنجه نما
لحظهای، ساعتی و هفته و ماهی، گاهی
جای حرفی، سخنی نیست به هر حال که نیست
عشق، محتاج به سوگند و گواهی گاهی
#نقی_عباس_کیفی
@AdabSar
پیِ دلجویی خاطر، سرِ راهی گاهی
سوی من نیز توان کرد نگاهی گاهی
دلق را چاک کن و پیرهن عیش بپوش
بهتر از رنج ثواب است گناهی گاهی
میشود رفت به معراج، اگر بنده شویم
میشود بارِ گرانی پَرِ کاهی گاهی
یوسفی کُن ز مسیحایی اگر خسته شدی
از بلندای فلک تا بُنِ چاهی گاهی
خانهی توست دل ما، قدمی رنجه نما
لحظهای، ساعتی و هفته و ماهی، گاهی
جای حرفی، سخنی نیست به هر حال که نیست
عشق، محتاج به سوگند و گواهی گاهی
#نقی_عباس_کیفی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک درآمدیم و بر باد شدیم
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک درآمدیم و بر باد شدیم
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
وقتی که فصل روحیه اُردیبهشت نیست
فرقی میان دوزخ ما با بهشت نیست
آیینههای بینش ما فرق میکند
در ذات پاک آینهها خوب و زشت نیست
گفتید بین صورت و سیرت تفاوت است
من فکر میکنم که کسی بدسرشت نیست
دیوارِ کج نتیجهی کجبینی شماست
عیب از چگونگی صفتهای خشت نیست!
باید که خاک خفتهی دل زیر و رو شود
چون شورهخاک جای سزاوارِ کشت نیست
عاشق شدیم و عاقبت از هم جدا شدیم
اما دلیل دوریمان سرنوشت نیست!
#فردوس_اعظم
@AdabSar
وقتی که فصل روحیه اُردیبهشت نیست
فرقی میان دوزخ ما با بهشت نیست
آیینههای بینش ما فرق میکند
در ذات پاک آینهها خوب و زشت نیست
گفتید بین صورت و سیرت تفاوت است
من فکر میکنم که کسی بدسرشت نیست
دیوارِ کج نتیجهی کجبینی شماست
عیب از چگونگی صفتهای خشت نیست!
باید که خاک خفتهی دل زیر و رو شود
چون شورهخاک جای سزاوارِ کشت نیست
عاشق شدیم و عاقبت از هم جدا شدیم
اما دلیل دوریمان سرنوشت نیست!
#فردوس_اعظم
@AdabSar
💫
ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی، از آنی همه من
من نیست شدم در تو، از آنم همه تو
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی، از آنی همه من
من نیست شدم در تو، از آنم همه تو
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🌾🏖🏜🌻
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌴 جشن آغاز گرما
🌴 نخستین جشن خرداد ماه در ایران باستان، با گذشت شست روز از آغاز نوروز و در اورمزدروز از خرداد(یکم خرداد) برگزار میشد.
🌴 جشن آغاز گرما از نامش پیداست که جشنی برای آمادگی فرارسیدن گرما بود. به این جشن ارغاسوان(ارغا به چم رود)، اریجاسوان و شستبهار نیز میگفتند. اریجاسوان(اریجهاس چوزان) به چم جامه بیرون کردن از تن به شَوَند(دلیل) گرما است.
🌴 ارغاسوان، جشنی با ریشهی خوارزمی است و ابوریحان آن را همراه جشنهای سُغدی آورده است. این جشن شاد در پیوند با زمانبندی کشت و کشاورزی بود و با کاشت کنجد آغاز میشد. ماه خرداد، ماه رسیدن و رویش و زمانی ارزشمند برای کشاورزی بود. اکنون نیز در شستبهار، در بسیاری از استانها کاشت دانههای روغنی همچون کنجد، پنبه، کرچک و... انجام میشود و در شماری از شهرها این روز را در کنار رودها و سایهی درختان میگذرانند.
🌴 دربارهی این جشن همچون بسیاری از جشنها آگاهی اندکی داریم و اگر نوشتههای ابوریحان بیرونی همچون دیگر نیپیک(کتاب)ها در نبردها نابود میشد، اکنون همین آگاهی اندک را نداشتیم.
#پریسا_امام_وردی
__________________
برگرفته از:
۱- راهنمای زمان جشنها و گردهاییهای ملی ایرانیان
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #محمدحسین_موسوی
__________________
#فرهنگ_ایران #خردادگان
#جشن_گرما #ارغاسوان #اریجاسوان
@AdabSar
🌾🏖🏜🌻
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌴 جشن آغاز گرما
🌴 نخستین جشن خرداد ماه در ایران باستان، با گذشت شست روز از آغاز نوروز و در اورمزدروز از خرداد(یکم خرداد) برگزار میشد.
🌴 جشن آغاز گرما از نامش پیداست که جشنی برای آمادگی فرارسیدن گرما بود. به این جشن ارغاسوان(ارغا به چم رود)، اریجاسوان و شستبهار نیز میگفتند. اریجاسوان(اریجهاس چوزان) به چم جامه بیرون کردن از تن به شَوَند(دلیل) گرما است.
🌴 ارغاسوان، جشنی با ریشهی خوارزمی است و ابوریحان آن را همراه جشنهای سُغدی آورده است. این جشن شاد در پیوند با زمانبندی کشت و کشاورزی بود و با کاشت کنجد آغاز میشد. ماه خرداد، ماه رسیدن و رویش و زمانی ارزشمند برای کشاورزی بود. اکنون نیز در شستبهار، در بسیاری از استانها کاشت دانههای روغنی همچون کنجد، پنبه، کرچک و... انجام میشود و در شماری از شهرها این روز را در کنار رودها و سایهی درختان میگذرانند.
🌴 دربارهی این جشن همچون بسیاری از جشنها آگاهی اندکی داریم و اگر نوشتههای ابوریحان بیرونی همچون دیگر نیپیک(کتاب)ها در نبردها نابود میشد، اکنون همین آگاهی اندک را نداشتیم.
#پریسا_امام_وردی
__________________
برگرفته از:
۱- راهنمای زمان جشنها و گردهاییهای ملی ایرانیان
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #محمدحسین_موسوی
__________________
#فرهنگ_ایران #خردادگان
#جشن_گرما #ارغاسوان #اریجاسوان
@AdabSar
🌾🏖🏜🌻
👍1
Forwarded from ادبسار
💫
تا شام قیامت نکشد منت خورشید
هر دیده که بر صبح بناگوش تو افتاد
آن نقطه که پیرایهی پرگار وجود است
خالیست که بر کنج لب نوش تو افتاد
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
تا شام قیامت نکشد منت خورشید
هر دیده که بر صبح بناگوش تو افتاد
آن نقطه که پیرایهی پرگار وجود است
خالیست که بر کنج لب نوش تو افتاد
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حمام= گرمابِه، گرماوِه، تابخانه، تاوخانه، گرماپَک، کَدوخ، کَروخ
🔻حمام آفتاب گرفتن= در آفتاب ماندن، آفتابگرفتن
🔻حمامرفتن= گرمابهرفتن، گرماوهرفتن، کَدوخرفتن
🔻حمامکردن= خودشویی، خودشُستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمامگرفتن= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمام طبی= پخته کاو
🔻حمّامی= گرمابان، گرمابهدار، گرمابهبان، گرماوهبان، گرماوهدار
🔻استحمام= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابه رفتن
🔻آتشگاه حمام= گُلخَن(گُل= آتش و خَن= خانه زیرزمینی)، تون
🔻وان حمام = آبزَن، آبشَنگ، آبسنگ
✍نمونه:
🔺میگویند اولین حمام دنیا را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت=
میگویند نخستین گرمابهی جهان را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت
🔺برای حمامگرفتن، حمامی را صدا زد=
برای گرمابهرفتن، گرماوهدار را سدا زد
🔺همی خون دام و دد و مرد و زن
بریزد کند در یکی «آبزَن» #فردوسی
🔺پیشم آمد بامدادان آن نگارین از «کَدوخ»
با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سِحر شوخ #رودکی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حمام #حمامی #استحمام #وان #وان_حمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حمام= گرمابِه، گرماوِه، تابخانه، تاوخانه، گرماپَک، کَدوخ، کَروخ
🔻حمام آفتاب گرفتن= در آفتاب ماندن، آفتابگرفتن
🔻حمامرفتن= گرمابهرفتن، گرماوهرفتن، کَدوخرفتن
🔻حمامکردن= خودشویی، خودشُستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمامگرفتن= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمام طبی= پخته کاو
🔻حمّامی= گرمابان، گرمابهدار، گرمابهبان، گرماوهبان، گرماوهدار
🔻استحمام= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابه رفتن
🔻آتشگاه حمام= گُلخَن(گُل= آتش و خَن= خانه زیرزمینی)، تون
🔻وان حمام = آبزَن، آبشَنگ، آبسنگ
✍نمونه:
🔺میگویند اولین حمام دنیا را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت=
میگویند نخستین گرمابهی جهان را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت
🔺برای حمامگرفتن، حمامی را صدا زد=
برای گرمابهرفتن، گرماوهدار را سدا زد
🔺همی خون دام و دد و مرد و زن
بریزد کند در یکی «آبزَن» #فردوسی
🔺پیشم آمد بامدادان آن نگارین از «کَدوخ»
با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سِحر شوخ #رودکی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حمام #حمامی #استحمام #وان #وان_حمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
ای کاش که با هر تپشی، هر ضربانی
خود را به هیاهوی دل من برسانی
موی منِ آشفته به دستان تو خیرهست
بی آنکه بداند تو پریشانتر از آنی
من لانهی بالای درختم، تو کبوتر
باید که خودت را به هوایم بپرانی
ابری سر ذوق آید و بعد از تو ببارد
یک قطره اگر اشک به گلدان بچکانی
یک لحظه نرفتهست خیال تو از این سر
من روزهام و منتظر صوت اذانی...
#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
ای کاش که با هر تپشی، هر ضربانی
خود را به هیاهوی دل من برسانی
موی منِ آشفته به دستان تو خیرهست
بی آنکه بداند تو پریشانتر از آنی
من لانهی بالای درختم، تو کبوتر
باید که خودت را به هوایم بپرانی
ابری سر ذوق آید و بعد از تو ببارد
یک قطره اگر اشک به گلدان بچکانی
یک لحظه نرفتهست خیال تو از این سر
من روزهام و منتظر صوت اذانی...
#زهرا_بختیاری_نژاد
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
مبین که پیش تو بغضم همیشه زندانیست
هنوز همدم این مرد، اشکِ پنهانیست
به وعدههای تو امیدوارم، اما حیف
که عمرِ نوح ندارم، که آدمی فانیست!
#حسین_دهلوی
@AdabSar
مبین که پیش تو بغضم همیشه زندانیست
هنوز همدم این مرد، اشکِ پنهانیست
به وعدههای تو امیدوارم، اما حیف
که عمرِ نوح ندارم، که آدمی فانیست!
#حسین_دهلوی
@AdabSar
@AdabSar
هی میرویم و جاده به جایی نمیرسد
قولی که عشق داده به جایی نمیرسد
چون کوه روی حرف خودم ایستادهام
کوهی که ایستاده به جایی نمیرسد
دریا هنوز هست ولی ماندهام چرا
این رود بیاراده به جایی نمیرسد
دنیا همیشه عرصهی پیچیدهبودن است
آدم که صاف و ساده به جایی نمیرسد
تاریخ را ورق زدم و مطمئن شدم
هرگز کسی پیاده به جایی نمیرسد
من حاضرم قسم بخورم مست نیستم
این چند جرعه باده به جایی نمیرسد!
#حسین_طاهری
@AdabSar
هی میرویم و جاده به جایی نمیرسد
قولی که عشق داده به جایی نمیرسد
چون کوه روی حرف خودم ایستادهام
کوهی که ایستاده به جایی نمیرسد
دریا هنوز هست ولی ماندهام چرا
این رود بیاراده به جایی نمیرسد
دنیا همیشه عرصهی پیچیدهبودن است
آدم که صاف و ساده به جایی نمیرسد
تاریخ را ورق زدم و مطمئن شدم
هرگز کسی پیاده به جایی نمیرسد
من حاضرم قسم بخورم مست نیستم
این چند جرعه باده به جایی نمیرسد!
#حسین_طاهری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
هر که جز پیمانه با من بست پیمانی، شکست
نیست بیجا گر که میبوسم لب پیمانه را
#عماد_خراسانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
هر که جز پیمانه با من بست پیمانی، شکست
نیست بیجا گر که میبوسم لب پیمانه را
#عماد_خراسانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
در انتخاب خویش دخالت نداشتیم
شاعر شدیم و یک شبِ راحت نداشتیم
گفتند شاعران چو رسولان امتاند
بیهوده گفتهاند، رسالت نداشتیم!
#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
در انتخاب خویش دخالت نداشتیم
شاعر شدیم و یک شبِ راحت نداشتیم
گفتند شاعران چو رسولان امتاند
بیهوده گفتهاند، رسالت نداشتیم!
#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سفره۱= خوان، توشهدان
🔻سفرهپرداز= پرخور
🔻سفرهچی= خواندار، پیشیار
🔻سفرهخانه= ناهارخانه۲
🔻سفرهدار= مهماندار
🔻سفرهی دل بازکردن= راز دل گفتن
🔻سفرهی عقد= خوانچه
🔻سفرهکردن= دریدن، پارهکردن
🔻سفرهماهی= پهنماهی، سِپَرماهی، ماهی اژدر، ماهی برغی(برقی)
🔻سفرهنشین= مهمان
🔻سفرهنهادن= خواننهادن، خوانگستردن، خوراکخورانیدن
🔻دستمال سفره= دستارخوان
🔻همسفره= همخوراک، همخورش
✍نمونه:
🔺در بین راه، سفره را باز کرد و با همسفره، مشغول خوردن شدند=
در میانهی راه، توشهدان را باز کرد و با همخوراک، دستبهکار خوردن شدند
در میانهی راه، خوان را گسترد و با همخورِش، سرگرم خوردن شدند
🔺سعدی خویشخوانیم، پس به جفا برانیم
سفره اگر نمینهی، در به چه باز میکنی؟ #سعدی=
سعدی خویشخوانیم، پس به ستم برانیم
خوان اگر نمینهی، در به چه باز میکنی؟
❗️پینوشت:
۱. برخی واژهی «سفره» را پارسی میدانند. از همین رو بکاربردن آن در زبان پارسی پذیرفتنی است.
۲. واژهی «ناهار» در اینجا(همانند واژهی «آش» در «آشپز») چماری فَراگیر و جدا از «خوراک میانروزی» دارد.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سفره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سفره۱= خوان، توشهدان
🔻سفرهپرداز= پرخور
🔻سفرهچی= خواندار، پیشیار
🔻سفرهخانه= ناهارخانه۲
🔻سفرهدار= مهماندار
🔻سفرهی دل بازکردن= راز دل گفتن
🔻سفرهی عقد= خوانچه
🔻سفرهکردن= دریدن، پارهکردن
🔻سفرهماهی= پهنماهی، سِپَرماهی، ماهی اژدر، ماهی برغی(برقی)
🔻سفرهنشین= مهمان
🔻سفرهنهادن= خواننهادن، خوانگستردن، خوراکخورانیدن
🔻دستمال سفره= دستارخوان
🔻همسفره= همخوراک، همخورش
✍نمونه:
🔺در بین راه، سفره را باز کرد و با همسفره، مشغول خوردن شدند=
در میانهی راه، توشهدان را باز کرد و با همخوراک، دستبهکار خوردن شدند
در میانهی راه، خوان را گسترد و با همخورِش، سرگرم خوردن شدند
🔺سعدی خویشخوانیم، پس به جفا برانیم
سفره اگر نمینهی، در به چه باز میکنی؟ #سعدی=
سعدی خویشخوانیم، پس به ستم برانیم
خوان اگر نمینهی، در به چه باز میکنی؟
❗️پینوشت:
۱. برخی واژهی «سفره» را پارسی میدانند. از همین رو بکاربردن آن در زبان پارسی پذیرفتنی است.
۲. واژهی «ناهار» در اینجا(همانند واژهی «آش» در «آشپز») چماری فَراگیر و جدا از «خوراک میانروزی» دارد.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سفره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🌸🌺🌸
«که بخشش ز کوشش بوَد در نهان؛
که خشنود بیرون شود زین جهان؟
دگر گفت: اگر چند خندان بوَد
چنان دان که از دردمندان بوَد
که از چرخِ گردان پذیرد فریب،
که او را نماید فراز و نشیب.
دگر گفت: کآن را تو دانا مخوان،
که تن را پرستد، نه راهِ روان.
همی خواسته خواهد و نامِ بد؛
نترسد روانش ز فرجامِ بد.»
#فردوسی
🌺🌸🌺
با امید به هفتهای آرام و خواستنی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🌸🌺🌸
«که بخشش ز کوشش بوَد در نهان؛
که خشنود بیرون شود زین جهان؟
دگر گفت: اگر چند خندان بوَد
چنان دان که از دردمندان بوَد
که از چرخِ گردان پذیرد فریب،
که او را نماید فراز و نشیب.
دگر گفت: کآن را تو دانا مخوان،
که تن را پرستد، نه راهِ روان.
همی خواسته خواهد و نامِ بد؛
نترسد روانش ز فرجامِ بد.»
#فردوسی
🌺🌸🌺
با امید به هفتهای آرام و خواستنی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹