ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

ترک ما کردی ولی
با هر که هستی یار باش

مثل من هرگز نکن با او
کمی دلدار باش!

#حسن_مرادی
@AdabSar
💫

چون جاده به زخمِ رفتن آراست مرا
یک سینه تپش نفس‌نفس کاست مرا

این بود تمام ماجرای من و او
می‌خواستمش، ولی نمی‌‌خواست مرا!

#ایرج_زبردست
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdadSar
🌸🌻🌸
«تو زاین هرچه کاری پسر بدرود
زمانه زمانی همی نغنود

بپرهیز از این گنج آراسته
وزاین مُرْدْرِی تاج و این خواسته

همی سر بپیچی به فرمان دیو
ببرّی دل از راه گیهان خدیو

به چیزی که بر تو نزیبد همی
ندانی که دیوت فریبد همی؟

به آتش تن و جان خود را مسوز
مکن تیره این تاج گیتی فروز»
#فردوسی
🌸🌺🌸
به امید زنده‌ایم، زنده باد زندگی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdadSar
🔷💠🔹🔹
💫

اوراق کهنه کی به مِیِ کهنه می‌رسد

ذوقی که در پیاله بُود در رساله نیست


#طالب_آملی
@AdabSar
💫

سخن‌گفتنِ نرم فرزانگی‌ست
درشتی‌نمودن ز دیوانگی‌ست

سخن را که گوینده بدگو بود
نه نیکو بود، گرچه نیکو بود

#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

حال که تنها شده‌ام می‌‌روی
واله و رسوا شده‌ام می‌روی

حال که غیر از تو ندارم کسی
این‌ همه تنها شده‌ام می‌روی

حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سراپا شده‌ام می‌روی

حال که در بزم خراباتیان
همدم صهبا شده‌ام می‌روی

حال که در وادی عشق و جنون
لاله‌‌ی صحرا شده‌ام می‌روی

حال که نادیده خریدار آن
گوهر یکتا شده‌ام می‌روی

حال که در بحر تماشای تو
غرق تماشا شده‌ام می‌روی

این‌همه رسوا تو مرا خواستی
حال که رسوا شده‌ام می‌‌روی

#عماد_خراسانی
@AdabSar
💫

می‌گردد آسمان همه‌شب با دوصد(سد) چراغ

در جست‌وجوی چشم خوش دلربای تو

#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ما ز هر صاحب‌دلی یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و صبر از کوه‌کن آموختیم

گریه از مرغ سحر، خودسوزی از پروانه‌ها
صد سرا ویرانه شد تا ساختن آموختیم

#شهریار
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻ضابط= سَرباک، پاسدار، نگهبان، نگاهدارنده، بایگان، فراهم‌آورنده، پاکار(=مباشر)، کاردار، فرماندار، مرد هشیار، مرد نیرومند، باژستان(گمرک)، شماررَس(=مُمَیِز)، افسر، دهدار، دهخدا
🔻ضابطه= دستور، شیوه، روال، آسال، فراریز(=حکمی کلی منطبق بر جزییات)، باژستانی
🔻ضابطین عدلیه = پاسگَران، کارگزاران دادگستری
🔻ضابط قضایی= پاسگر، کارگزار دادگستری
🔻انضباط= ادب، سامان‌گرفتن، سامان‌پذیری، به‌سامانی، آراستگی، بِنُوایی، سِرُوشِگی
🔻انضباطی= سِرُوشیک
🔻باانضباط= باادب، ساماندار، آراسته، به‌سامان
🔻بی‌انضباط= بی‌ادب، گستاخ، شلخته، ولنگار، نابسامان، ناخوددار
🔻منضبط= به‌سامان، ساماندار، سامانمند، سخت‌گیر

نمونه:
🔺ساخت‌وساز‌ها در کشور باید طبق ضابطه صورت بگیرد=
ساخت‌وساز‌ها در کشور باید برپایه‌ی دستور/آیین‌نامه انجام یابد

🔺با ایجاد قشونی باانضباط، به جنگ دشمن رفت=
با پدیدآوردن سپاهی به‌سامان و گوش به‌فرمان، به جنگ دشمن رفت

🔺از محصلین باانضباط مدرسه است=
از شاگردان آراسته‌ی دبستان/دبیرستان است
از دانش‌آموزان باادبِ آموزشگاه است


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضابط #ضابطه #انضباظ #منضبط
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/iWuVLI
به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید، که تن مرگ راست
#فردوسی

ـ🌺🌼🌺

۲۵ اردیبهشت
روز بزرگداشت "فردوسی"
این یگانه‌ی سپهر خردپیشگی
پراکننده‌ی آیین میهن‌دوستی و مهروَرزی
و پاسدار سرفرازی و بالندگی زبان پارسی، گرامی باد!

ـ🌺🌼🌺

#روز_فردوسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
☀️☀️
@AdabSar

شهریار از فردوسی و ایران می‌گوید...

فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد

گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر آهو، شکار گرگ و تازی کرد

وطن‌خواهی در ایران‌ خانمان‌ بردوش‌ شد چندی
بجز در سینه‌ها آتشکده ‌خاموش‌ شد چندی

بدان‌ با جان‌ پاک‌ موبدان آزارها کردند
سر گردن ‌فرازان‌ را فراز دارها کردند

که‌ تا احرار در کار آمدند و کارها کردند
به‌ شمشیر و قلم با دشمنان‌ پیکارها کردند

نخستین‌ فتح‌ و فیروزی نصیب‌ آل‌ سامان‌ شد
بدور آل‌ سامان‌ کار این‌ کشور به‌ سامان‌ شد

گه آن شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
به‌یاد آرد زبان‌ و رسم‌ و آیین‌ نیاکانی

دگر ره‌ مادر ایران‌ ز نسل‌ پاک‌ ایرانی
مثال‌ رودکی زایید و اسماعیل‌ سامانی

پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام
سترون‌ از نظیر آوردن‌ وی، مادر ایام

‌چو دید آمیخته‌ خون عجم با لوث‌ اهریمن
به‌جای خوی افرشته‌ عیان‌ آیین‌ اهریمن

‌نژادی خواست‌ نوسازد ز بیم‌ انحطاط‌ ایمن‌
سلحشور و هنرآموز و پاک‌ آیین‌ و رویین‌تن

‌پی افکند از سخن‌ کاخی ز قصر آسمان‌ برتر
در آن‌ جام‌ جم‌ و آیینه‌ی دارا و اسکندر

به‌گاه‌ نیش‌، کلک‌ آتش‌‌آلودش‌ همه‌ خنجر
به‌گاه‌ نوش‌، نظم‌ شهد آمیزش‌ همه‌ شکر

چو از شهنامه‌، فردوسی چو رعدی در خروش‌ آمد
به‌ تن‌ ایرانیان‌ را خون ملیت به‌جوش‌ آمد

زبان پارسی گویا شد و تازی خموش‌ آمد
ز کنج‌ خلوت‌ دل‌ اهرمن‌ رفت‌ و سروش‌ آمد

به‌ میدان‌ دلیری تاختی بوالفارسی کردی
کسی با بی‌کسان‌ در روزگار ناکسی کردی

چه‌ زحمت‌ها به‌ جان‌ هموار در آن‌ سال‌ سی کردی
به‌ قول‌ خویشتن‌ زنده‌ عجم‌ زان‌ پارسی کردی

عجم‌ تا زنده‌ باشد نام‌ تو ورد زبان‌ دارد
به‌ جان‌ منت‌پذیر توست‌ این جان‌ تا که‌ جان‌ دارد!

#شهریار #فردوسی #روز_فردوسی

@AdabSar
☀️☀️
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹به فردوسی بزرگ

هلا ای بزرگ خردمند راد
درودم ز جان بر روان تو باد

خردمند دانادل ای پیر توس
خداوند بس رستم و اشکبوس

خرد چون چکیده‌ست از خامه‌ات
شهِ نامه‌ها گشته شهنامه‌ات

از آن جاودان در جهان زنده‌ای
که تخم سخن را پراکنده‌ای

سرود تو شد داروی درد ما
شفا داد درد زن و مرد ما

چو شهنامه فرهنگ ایران بود
دل دشمن از آن هراسان بود

"پی افکندی از نظم کاخی بلند"
خجسته بنایی اهوراپسند

که از باد و باران گزندش نبود
نیاورد سر، پیش ناکس فرود

بنایی که باشد بنای خرد
وزان برتر اندیشه بر نگذرد

سرود تو پیغام آزادگی‌ست
همه درس زیبای افتادگی‌ست

خردنامه‌ات بی‌همانند شد
وطن از سرود تو خرسند شد

تویی زاده‌ی کوروش نامدار
شهنشاه پیروز دشمن‌شکار

که منشور آزادگی بر نوشت
بشر را به آیین برابر نوشت

تو گسترده‌ای پهنه‌ی رزم را
برآورده‌ای صحنه‌ی بزم را

چنان رزم با بزم آمیختی
که ساغر به شمشیر آویختی

ز یک سوی آوای تیروکمان
برافکنده‌ای بر بلندآسمان

دگر سوی در جانت آید فرود
ز یزدان چنین آسمانی سرود

"میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است"

تویی جان رستم، تویی جان گیو
تو جنگیده‌ای با دد و دام و دیو

تو بگذشتی از هفت‌خوان سرفراز
به گوش تو خوانده‌ست سیمرغ راز

کمان کیانی به دوش تو بود
جهان پر ز بانگ خروش تو بود

تو گفتی جهان را مگر بشنوند
"نبندد مرا دست چرخ بلند"

هلا ای سیاوش‌وَشِ سرفراز
تو بگذشتی از تل آتش به ناز

تو با کاویانی درفش سخن
به‌پاخواستی تا نمیرد وطن

به‌پاکردی از شور هنگامه را
سرودی ابر نظم شهنامه را...

#مصطفا_بادکوبه_ای (کوتاه‌شده)
#روز_فردوسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹آفرین فردوسی

آنچه کورش کرد و دارا، وآنچه زردشت مهین
زنده گشت از همت فردوسی سحرآفرین

تازه گشت از طبع حکمتزای فردوسی به دهر
آنچه کردند آن بزرگان در جهان از داد و دین

شد د‌رفش کاویانی باز برپا تا کشید
این سوار پارسی رخش فصاحت زیر زین

پس برون آمد ز «‌پاز» توس برناشاعری
هم‌ خردمندی حکیم و هم‌ سخن‌سنجی وزین

گرچه‌ خورد از گنج‌ خویش و برنخورد از رنج‌خویش
لیک‌ ماند ازخویش گنجی بی‌عدیل و بی‌قرین

از سخن بنهاد دارویی مفرح در میان
تا بدان خرم کنند این قوم دل‌های حزین

تا برافروزند روزی بابکانی دوده را
وز نشاط رفتگان از رخ فرو شویند چین

آنچه گفت اندر اوستا زردهشت‌ و آنچه کرد
اردشیر بابکان تا یزدگرد بافرین

زنده کرد آن جمله فردوسی به الفاظ دری
اینت کرداری شگرف و اینت گفتاری متین

ای مبارک اوستاد، ای شاعر والانژاد
ای سخن‌هایت به سوی راستی حبلی متین

نامه‌ی تو هست چون والادرفش کاویان
فر یزدانی وزان بر وی چو باد فرودین

#بهار (کوتاه‌شده)
#روز_فردوسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

دريا شده است خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از هميشه نشستم برابرش

خواهر سلام! با غزلی نيمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش

می‌خواهم اعتراف کنم هر غزل که ما
با هم سروده‌ايم جهان کرده از برش

خواهر! زمان، زمان برادرکشی‌ست باز
شايد به گوش‌ها نرسد بيت آخرش

با خود ببر مرا که نپوسد در اين سکون
شعری که دوست داشتی از خود رهاترش

دريا سکوت کرده و من حرف می‌زنم
حس می‌کنم که راه نبردم به باورش

دريا! منم! هم او که به تعداد موج‌هایت
با هر غروب خورده بر اين صخره‌ها سرش

هم او که دل زده است به اعماق و کوسه‌ها
خون می‌خورند از رگِ در خون شناورش

خواهر! برادر تو کم از ماهيان که نيست
خرچنگ‌ها مخواه بريسند پيکرش

دريا سکوت کرده و من بغض کرده‌ام
بغض برادرانه‌ای از قهر خواهرش

#محمدعلی_بهمنی
@AdabSar
💫

یا دست بر این قلب ِ پریشان‌شده بگذار

یا جمع کن آن موی پریشان‌شده‌ات را


#سجاد_رشيدى_پور
@AdabSar
💫

پرستارِ بدمهرِ شیرین‌زبان
به از بدخویی کو بود مهربان

به گفتار خوش مهر شاید نمود
زبان ناخوش و مهربانی چه سود!

#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
تو ای کهنه چراغ آریایی
که جز جان سیاووشی نداری
چو ایران هر چه دارد از تو دارد
فراموشی و خاموشی نداری!

بیست و پنجم اردی بهشت ماه ، سالگانِ دهقان از جان گذشته ی خراسانی - استاد فردوسی توسی - بر آزاده گان و خرد ورزان میهن ، شاد باد ! "

پیش کش به پاینده گان زبان پارسی
از سوی انجمن هنری ادبی عشاق

فرستنده #ایرج
#روز_فردوسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیده‌ای؟
وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیده‌ای؟

ای سرو خوش‌بالای من، ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من، از من چرا رنجیده‌ای؟

بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیده‌ای؟

گر من بمیرم در غمت، خونم بتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟

من سعدی درگاه تو، عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیده‌ای؟

#سعدی
@AdabSar
💫

تا به کی باشی و من پی به حضورت نبرم؟

آرزوی منی، ای کاش به گورت نبرم!


#کاظم_بهمنی
@AdabSar
💫

از سر کوی تو گیرم که روم جای دگر
کو دلی را که سپارم به دلآرای دگر

ما گدایی درِ دوست به شاهی ندهیم
زان که این جای دگر دارد و آن جای دگر

#ابوالقاسم_فرهنگ_شیرازی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عسل= Honey، اَنگَپین، اَنگَبین، اَنگوپین، اَنگوبین

🔻عسل خشک= خشک‌انگبین، خشک‌انگوپین/انگوبین/انگپین

🔻عسل داوود= انگبینک، انگپینک، انگوبینک، انگوپینک، روغن انگبین/انگپین/انگوپین/انگوبین

🔻عسل طبرزد= شیره‌ی تبرزَد(تبرزد=نبات)

🔻عسل مصفیٰ= انگبین پالوده، انگپین/انگوبین/انگوپین پالوده

🔻عسلی= ۱. انگپینی، انگبینی، انگوبینی، انگوپینی، ۲. نیم‌پز(تخم مرغ)، ۳. میزچه، میزَک(میز جلو مبلی)

🔻زنبور عسل= مگس انگبین، مگس انگپین/انگوبین/انگوپین، کَبت، غَلفَچ، گوژ، مُنج، فژیژ

🔻ماه عسل*= Honeymoon، انگبین‌ماه، انگپین‌/انگوپین/انگوبین‌ماه، ماه انگبین، ماه انگپین/انگوپین/انگوبین

* اگر پیشنهاد بهتری برای جایگزین واژه‌ی «ماه عسل» دارید بفرستید تا با دیگر هَموَندان هَمرسانی شود.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عسل #عسلی، #Honey، #Honeymoon
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸