ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

من به بند تو اسیرم، تو ز من بی خبری؟
آفرین! معرفت این است كه ز من می‌گذری

طعنه‌ی غیر ندیدی كه بسوزد دل تو
كه بدانی كه چه سخت است به‌خدا دربه‌دری


#شب_افروز
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻مسواک۱= چوچ۱، دندان‌شو، دندان‌شوی، دندان‌شویه، دندان‌شویَک، دندان‌کاو، دندان‌سای، دندان‌پاک‌کن، دندان‌زُدا، روفان، ژاکی۳، نیمبَگ۴، غَرواش۵، پیلو۶
🔻مسواک‌زدن= چوچیدن، روفانیدن، دندان‌شستن، دندان‌شویی

نمونه:
🔺مسواک وسیله‌ای است که از آن برای تمیزکردن دندان استفاده می‌کنند=
چوچ/دندان‌شو ابزاری است که از آن برای پاکیزگی دندان بهره می‌برند

🔺قبل از خوابیدن، دندان‌ها را مسواک بزنید=
پیش از خوابیدن، دندان‌ها را بشویید/بروفانید

🚩 پی‌نوشت:
۱ و ۲. «مسواک» نام درختچه‌ای است که در زبان پارسی به آن «چوچ» گویند.
۳. ژاکی: درختچه‌ای که شاخه‌های نازک آن را برای چوچیدن(مسواک‌زدن) به‌کار می‌بردند.
۴. نیمبَگ: نام درختچه‌ای است که شاخه‌های نورس آن برای دندان‌شویی(مسواک‌زدن) به‌کار می‌رفته است.
۵. غَرواش: نام گیاهی است که کاربردی چون «چوچ» دارد.
۶. پیلو: نامِ پارسی‌ی درخت «اراک» است که از چوب آن دندان‌شویَک(مسواک) می‌ساختند.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مسواک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بودنت مهر عمیقی‌ست، یقین است عزیز
قلب تو بکرترین جای زمین است عزیز

فکر من جز دل تو جای دگر نیست گلم
شوق چشمان تو مانند کمین است عزیز

لحظه‌ای دور شوی من نفسم می‌گیرد
بی تو حال منِ دیوانه همین است عزیز

بی‌هوا خنده نکن، راه نرو، شعر نباف
ماه از دیدن تو خانه‌نشین است عزیز

دست من بود پرستشگه من بودی تو
چیزی ازسجده نگو، صحبت دین است عزیز

هی تبسم کن و بر جسم غزل روح بپاش
تو اگر اخم کنی قصه حزین است عزیز

#حسن_خلجی
@AdabSar
goo.gl/Kw4hXH

تو در پیری به من رسیدی
در انتهای جوانی
در انتهای خط چرخ‌های پارک ماشینی در بیراهه
در ابتدای مقیاس انسانی
در انتهای مدرنیته و پیشرفت
در انتهای بافت بافتنی پیرزنی دم در، منتظر تازه‌پسرش
در انتهای رسوب شن‌ریزه‌های این تنگ آبی
در ابتدای اکسیژن‌های حیات برای این ماهی
در انتهای خاکی‌ای دور
در ابتدای هفت‌تیری به مغز برای تفکر!

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫

صد شُکر که یادت همه از یادم بُرد
وین هستی موهوم ز بنیادم بُرد

گفتم که دمی گریه کنم، آهم سوخت
رفتم که دمی آه کشم، بادم بُرد

#رضی_الدین_آرتیمانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پرسش شما

درود بر شما پاسداران زبان پارسی
پرسشی داشتم درباره نام برابر و درستی برای نام رشته ی دانشگاهی "علوم و مهندسی صنایع غذایی"
این نام برای من بسیار آزار دهنده ست. آیا برابر مناسبی وجود دارد؟


🔅پاسخ ادبسار

برگردان واژه‌به‌واژه‌ی «علوم و مهندسی صنایع غذایی» می‌شود:
🔺دانش‌ها و هندازگری فرآورده‌های خوراکی


🔅پاسخ شما

با درود
پیشنهادی داشتم
شما فرمودید «دانش ها و هندازگری فرآورده های خوراکی»
دو مورد:
یکی در مورد دانش ها، که در زبان عربی علوم به کار میره به خاطر ضعف این زبان، در پارسی دانش خود مفهوم جمع داره، به مجموعه ای از آموخته ها دانش می‌گویند، پس دانش ها لازم نیست
دوم در مورد هندازگری، در پارسی به مرور زمان و کنش و واکنش لهجه ها و گویش های متفاوت این زبان کهن، هندسه به اندازه تبدیل شده (یا به عکس/مثل خیلی واژه های دیگه) بهتره به جای هندازگری که برای خیلی راحت قابل فهم نیست، همان از اندازگری استفاده کنیم
پیشنهاد نهایی:
🔺دانش و اندازگری فرآورده های خوراکی
فرستنده #مرتضی_احمدی


🔻مهندس= t.me/AdabSar/6858

❗️شما نیز می‌توانید جایگزین پیشنهادی خود را بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

اگر چه هم‌قدم گردباد می‌گردم
دمی نرفته ز یادم که کمتر از گردم

چرا ز سینه‌ی من دود آه سر نزند
که کوهی از غم و آتشفشانی از دردم

نه پرخروش، که من آبشار یخ‌زده‌ام
نه پرغرور، که آتشفشان دل‌سردم

فریب‌خورده‌ی عقلم، شکست‌خورده‌ی عشق
من از که شکوه کنم چون به خود ستم کردم

همیشه جای شکایت ز خلق بسیار است
ولی برای تو از خود شکایت آوردم

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

گرچه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت

در اين خانه به اميد تو باز است هنوز


#عماد_خراسانی
@AdabSar
💫

هرشب ز غمِ عشق تو رایی بزنم
در پرده‌ی وصل تو نوایی بزنم

در کُشتنِ من قصد مکن روزی چند
تا در غمِ عشق دست‌وپایی بزنم!

#سنایی
@AdabSar
📣 #پس_از_تلگرام

دوستان و هموندان ارجمند، درود

این روزها نگرانی ما پالایه‌ی شایدی(فیلتر احتمالی) پیام‌رسان تلگرام است. پیشنهاد می‌کنیم به اینستاگرام ادبسار بپیوندید. زیرا چنانچه تلگرام پالایه شد، در اینستاگرام کار را دنبال می‌کنیم و گزیرش(تصمیم) خود را در این برنامه به آگاهی شما می‌رسانیم. اگر تلگرام با پالایه‌شکن در دسترس باشد، پایگاه ادبسار در تلگرام، اینستاگرام و فیس‌بوک خواهد بود تا زمانی که مردم کشور جایگزین تلگرام را خود آزادانه برگزینند.

رایانامه(ایمیل) ادبسار برای کسانی است که دسترسی آسان به این برنامه‌ها ندارند. در نگر داشته باشید که اگر تلگرام پالایه شد، تنها به پرسش‌هایی که درباره پیام‌رسان جایگزین است، پاسخ داده می‌شود.

اینستاگرام ادبسار:
Instagram.com/AdabSar

فیس‌بوک ادبسار:
Facebook.com/AdabSar1

رایانامه‌ی ادبسار:
Adabsar.parsi@gmail.com

تلگرام ادبسار:
T.me/AdabSar

این پیام را با پارسی‌دوستان همرسانی کنید.
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پرسش شما

دوستان گرامی خسته نباشید
برای واژه "تذکر کتبی" چه پیشنهاد می کنید؟


🔅پاسخ ادبسار

🔻تذکر= یادآوری، گوشزد
🔻کتبی = نوشتاری t.me/AdabSar/3925
🔺تذکر کتبی= گوشزد نوشتاری، یادآوری نوشتاری


❗️شما نیز می‌توانید جایگزین پیشنهادی خود را بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

به ظاهر گرچه می‌خندم، به ظاهر گرچه آرامم
درونم آتشی برپاست از فکر سرانجامم

اگر مست و خرابم، دوست دارم این خرابی را
که از ترکان نیشابورم و از نسل خیامم

نمی‌دانم جهان عاصی‌ست یا من عاصی‌ام از خود
که این‌سان در نبودت سرد و بی‌روح‌اند ایامم

شبیه شاه شطرنجم که پیش چشم من هر شب
به روی خاک می‌افتند سربازان گمنامم

گناهم چیست، جرمم چیست، آخر اشتباهم چیست؟
که محکومم، که دربندم، که می‌خواهند اعدامم

دعا کن خیر باشد چون که هر شب خواب می‌بینم
که تشت کهنه‌ی رسوایی‌ام افتاد از بامم

بهاری یا زمستان‌، هر چه هستی زندگی‌سازی
که از آغوش گرمابخش تو عمری‌ست ناکامم

#امید_صباغ_نو
@AdabSar
💫

گفتمش باید بَری نامم زیاد

گفت: آری، می‌برم نامت زِ ياد!


#فرصت_شيرازی
@AdabSar
💫

آنچه در من نهفته دریایی‌ست
کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد

#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻اکران= Ecran، نمابار، پرده، پرده‌ی نمایش، نمایش، نمایش‌دادن

❗️اکران واژه‌ای فرانسوی به چِمار(معنی) «نمابار»(پرده‌ی سینما) است. در زبان فارسی واژه‌ی اکران چمار «نمایش‌دادن» نیز گرفته است.

نمونه:
🔺زمان اکران این فیلم نزدیک است=
زمان نمایش این توژ نزدیک است

🔺فیلم هنوز روی اکران است=
توژ هنوز روی نمابار/پرده است


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#اکران #Ecran
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
و اگر بر تو ببندند همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

#مولوی
#چکامه_پارسی

«آن ماری شیمل» مولوی‌شناس نامی این سروده را مایه‌ی اندوه‌زدایی خود در زندگی خوانده بود.

🌾🌾 @AdabSar
🌾
کاش می‌آمد، از این پنجره، من
بانگ می‌دادمش از دور بیا
با زنم "عالیه" می‌گفتم: زن
پدرم آمده در را بگشا.

بریده‌ای از سروده "پدرم"
#نیما_یوشیج
#چکامه_پارسی

🌾🌾 @AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

دِگَر خَسته شُدَم یارَم نَباشد
کَسی هَمدَم دِل زارَم نَباشد

شَوَم غمگین، نَباشد یار کِنارَم‌
نَدارَم تابِ آن، هَمدَم نَباشد

شُده وَختِ رَهایی، روزِ رَفتَن‌
رَوَم جایی که دیگَر غَم نَباشد

شُدَم دیوانه اَز تَلخِی گیتی
دِگَر بَهرِ دِلَم یَک سَهم نَباشد

رَوَم تنها، بِجورَم یار و دِلبَر
رَوَم جایی که شادی کَم نَباشد

کِنار هَمدَمَم جایی نِشینَم
به بالینَم زِ باران، نَم نَباشد

رَوَم جایی کُنَم شادی زِ مَستی
کِنارِ دِلبَرَم، یَک دَم نَباشد

رَوَم جایی، شَوَم دور از خُودایَم
کُنَم پَرواز، کَسی بالَم نَباشَد


سراینده و فرستنده #کوروش_دورکی_بختیاری
#چکامه_پارسی

✍🏻 پی‌نوشت سراینده:
- واژه "سهم" به مانک(معنی) تهدید و ترس، واژه‌ای پهلوی است و هنوز در گویش بختیاری همین کاربرد را دارد.
- خودایم: خدایم در گویش بختیاری

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

بی‌وفا! رفتی وفادارِ کسی دیگر شوی؟
غنچه‌ام بودی، به دست دیگری پرپر شوی؟

بودی، اما مرحمی بر زخم دل نگذاشتی
فرض کن در قلب اقیانوس خاکستر شوی

با خودم گفتم مگر آن چشم‌ها با من چه کرد؟
بعدِ عمری زُهد و تقوا، می‌شود کافر شوی؟

گریه کردم بیت‌ها را، تا که روزی یادِ من--
آه... افتادی اگر! این شعر را از بَر شوی

دلبرت شب را در آغوش کسی... سخت است نه؟
تازه مجبوری خودت با آه هم‌بستر شوی

تلخی این قصه در اینجا به اوجش می‌رسید
من پسر بودم، ولی می‌خواستی مادر شوی

دردها تا گریه شد با طعنه گفتی: «مرد و اشک»؟
عشق خُردت می‌کند تا این که محکم‌تر شوی!

#ابوالفضل_کاظمی
@AdabSar
💫

خودم را بى تو دلخوش می‌کنم جانا به هر نوعى

گَهى با اشکِ جانفرسا، گَهى لبخندِ مصنوعى!

#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
💫

سازی ز شور افتاده‌ام در گوشه‌ی دشتی
یک شهر می‌گریند بر حال(هال) همایونم

رفتم، به دامان تو دیگر برنمی‌گردم
ای زردکوهِ سنگدل، من رود کارونم

#سجاد_رشیدی_پور
#چکامه_پارسی
@AdabSar