♦️ کاری که شما مدیران انجام میدهید و باعث بیانگیزگی در کارمندان خود میشوید:
1️⃣شما خیلی ریزبین هستید.
2️⃣روی اشتباهات آنها تمرکز میکنید.
3️⃣ایدههای آنها را نادیده میگیرید.
4️⃣جلسههای بیهدف تشکیل میدهید.
5️⃣قولهای توخالی میدهید.
6️⃣روی حرفتان نمیایستید.
7️⃣موفقیتهای آنها را نادیده میگیرید.
8️⃣کاری که برای آنها تعیین میکنید خیلی بیشتر از توان یک نیروی کاری است و از آنها توقع زیادی دارید.
9️⃣به برخی نیروهای خود بیشازحد بها میدهید.
💎 @Academynab
1️⃣شما خیلی ریزبین هستید.
2️⃣روی اشتباهات آنها تمرکز میکنید.
3️⃣ایدههای آنها را نادیده میگیرید.
4️⃣جلسههای بیهدف تشکیل میدهید.
5️⃣قولهای توخالی میدهید.
6️⃣روی حرفتان نمیایستید.
7️⃣موفقیتهای آنها را نادیده میگیرید.
8️⃣کاری که برای آنها تعیین میکنید خیلی بیشتر از توان یک نیروی کاری است و از آنها توقع زیادی دارید.
9️⃣به برخی نیروهای خود بیشازحد بها میدهید.
💎 @Academynab
👍1👏1👌1
❤1👍1
💎 تکنیک فروش چرخشی SPIN
🟢 فروشندگان موفق سؤالات هوشمندانه میپرسند. مدل اسپین این سؤالات را به چهار دسته تقسیم می کند، که به ترتیب شامل سؤالات موقعیت (Situation)، سؤالات مشکل (Problem)، سؤالات پیامد (Implication) و سؤالات بازده (Need-payoff) میشود.
🔵 اینطور فرض کنید که فرآیند فروش شما را صفرتا صد هدایت می کند و تکنیک فروش فلسفه ای است که شما بکار می گیرید تا این مراحل را طی کنید.
🟠 فرآیند فروش شما می تواند این مراحل باشد:
آگاهی از اطلاعات محصولی که می خواهید بفروشید.
آگاهی از بازار هدف محصول.
بازاریابی محصول.
ارتباط گرفتن با مشتری.
فروش.
✅ نکات مهم در این تکنیک:
🔻خود را در طرف خریدار قرار دهید
🔶تغییر از ترغیب کردن به سوی درک کردن
🔺تغییر از تمرکز بر روی محصول به سوی تمرکز بر روی خریدار
💎 @Academynab
🟢 فروشندگان موفق سؤالات هوشمندانه میپرسند. مدل اسپین این سؤالات را به چهار دسته تقسیم می کند، که به ترتیب شامل سؤالات موقعیت (Situation)، سؤالات مشکل (Problem)، سؤالات پیامد (Implication) و سؤالات بازده (Need-payoff) میشود.
🔵 اینطور فرض کنید که فرآیند فروش شما را صفرتا صد هدایت می کند و تکنیک فروش فلسفه ای است که شما بکار می گیرید تا این مراحل را طی کنید.
🟠 فرآیند فروش شما می تواند این مراحل باشد:
آگاهی از اطلاعات محصولی که می خواهید بفروشید.
آگاهی از بازار هدف محصول.
بازاریابی محصول.
ارتباط گرفتن با مشتری.
فروش.
✅ نکات مهم در این تکنیک:
🔻خود را در طرف خریدار قرار دهید
🔶تغییر از ترغیب کردن به سوی درک کردن
🔺تغییر از تمرکز بر روی محصول به سوی تمرکز بر روی خریدار
💎 @Academynab
👏2👌1
💢 ۱۰ عادت اصلیِ افراد کاریزماتیک
1️⃣ بیشتر از آنکه سخن بگویند، میشنوند.
2️⃣ صرفنظر از افراد به دیدگاههایشان خوب گوش میدهند.
3️⃣ در هنگام ارتباط خود را مشغول حاشیه و لوازم شخصی نمیکنند.
4️⃣ به جای تمرکز بر چیزهایی که به دست میآورند، به چیزهایی که برای دیگران میتوانند فراهم کنند فکر میکنند
5️⃣ به گونهی افراد از خود راضی که خود را مهم میپندارند عمل نمیکنند.
6️⃣ مردمان دیگر را مهم میدانند، چون میتوان از آنان آموخت.
7️⃣ نقاط مثبت دیگران را میبینند و آن را تقدیر میکنند.
8️⃣ در انتخاب کلماتی که به کار میبرند دقت میکنند.
9️⃣ بر نقاط ضعف دیگران تمرکز و پافشاری نمیکنند.
🔟 نقاط ضعف خود را با گشادهرویی میپذیرند.
💎 @Academynab
1️⃣ بیشتر از آنکه سخن بگویند، میشنوند.
2️⃣ صرفنظر از افراد به دیدگاههایشان خوب گوش میدهند.
3️⃣ در هنگام ارتباط خود را مشغول حاشیه و لوازم شخصی نمیکنند.
4️⃣ به جای تمرکز بر چیزهایی که به دست میآورند، به چیزهایی که برای دیگران میتوانند فراهم کنند فکر میکنند
5️⃣ به گونهی افراد از خود راضی که خود را مهم میپندارند عمل نمیکنند.
6️⃣ مردمان دیگر را مهم میدانند، چون میتوان از آنان آموخت.
7️⃣ نقاط مثبت دیگران را میبینند و آن را تقدیر میکنند.
8️⃣ در انتخاب کلماتی که به کار میبرند دقت میکنند.
9️⃣ بر نقاط ضعف دیگران تمرکز و پافشاری نمیکنند.
🔟 نقاط ضعف خود را با گشادهرویی میپذیرند.
💎 @Academynab
👌1
📚خلاصه کتاب "بیندیشید و ثروتمند شوید" – ناپلئون هیل
1. قدرت ذهن و باور
تفکر شما پایه و اساس موفقیت است. هرچقدر عمیقتر به موفقیت باور داشته باشید، احتمال رسیدن به آن بیشتر میشود. خواستههای خود را دقیق مشخص کنید و با تمام وجود به آنها متعهد باشید.
2. اشتیاق سوزان
موفقترین افراد کسانی هستند که اشتیاق شدیدی برای رسیدن به هدف خود دارند. این اشتیاق، نیرویی محرک است که شما را در سختترین شرایط به جلو میراند.
3. ایمان و تلقین به خود
باور به موفقیت، مهمترین گام برای دستیابی به آن است. جملات تأکیدی و تصویرسازی ذهنی، به شما کمک میکند که ضمیر ناخودآگاه خود را برنامهریزی کنید.
4. دانش تخصصی
موفقیت فقط با تحصیلات بالا به دست نمیآید، بلکه با دانش کاربردی و مهارتهای تخصصی حاصل میشود. یادگیری مستمر، یکی از اصول مهم برای پیشرفت است.
5. برنامهریزی منظم
هر هدفی نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. نقشهای مشخص برای حرکت خود داشته باشید و در مسیر، انعطافپذیر باشید.
6. تصمیمگیری قاطع
موفقترین افراد کسانی هستند که سریع و قاطع تصمیم میگیرند. تأخیر و دودلی، عامل شکست بسیاری از افراد است.
7. پافشاری و پشتکار
یکی از رازهای اصلی موفقیت، مداومت در مسیر است. شکستها، فقط آزمونهایی برای سنجش میزان تعهد شما به هدفتان هستند.
8. همکاری با افراد موفق (قدرت گروه ذهنی)
افراد موفق همیشه با کسانی ارتباط دارند که به رشد آنها کمک میکنند. داشتن یک گروه پشتیبان، مسیر موفقیت را هموارتر میکند.
9. کنترل ذهن ناخودآگاه
ناپلئون هیل معتقد است که ذهن ناخودآگاه شما بر اساس افکاری که دائماً در آن جریان دارد، شکل میگیرد. پس افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید.
10. استفاده از حس ششم
با تمرین و تجربه، حس ششمی در شما تقویت میشود که به شما کمک میکند تصمیمات بهتری بگیرید. این همان ندای درونی شماست.
نتیجهگیری:
این کتاب به شما یاد میدهد که با تغییر طرز فکر، داشتن اهداف مشخص، ایمان به موفقیت و تلاش مستمر، میتوانید ثروتمند و موفق شوید. قدرت اصلی در ذهن شماست!
این خلاصه برای پست کانال مناسب است. اگر بخواهی میتوانم متن را کوتاهتر یا جذابتر هم کنم!
💎 @Academynab
1. قدرت ذهن و باور
تفکر شما پایه و اساس موفقیت است. هرچقدر عمیقتر به موفقیت باور داشته باشید، احتمال رسیدن به آن بیشتر میشود. خواستههای خود را دقیق مشخص کنید و با تمام وجود به آنها متعهد باشید.
2. اشتیاق سوزان
موفقترین افراد کسانی هستند که اشتیاق شدیدی برای رسیدن به هدف خود دارند. این اشتیاق، نیرویی محرک است که شما را در سختترین شرایط به جلو میراند.
3. ایمان و تلقین به خود
باور به موفقیت، مهمترین گام برای دستیابی به آن است. جملات تأکیدی و تصویرسازی ذهنی، به شما کمک میکند که ضمیر ناخودآگاه خود را برنامهریزی کنید.
4. دانش تخصصی
موفقیت فقط با تحصیلات بالا به دست نمیآید، بلکه با دانش کاربردی و مهارتهای تخصصی حاصل میشود. یادگیری مستمر، یکی از اصول مهم برای پیشرفت است.
5. برنامهریزی منظم
هر هدفی نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. نقشهای مشخص برای حرکت خود داشته باشید و در مسیر، انعطافپذیر باشید.
6. تصمیمگیری قاطع
موفقترین افراد کسانی هستند که سریع و قاطع تصمیم میگیرند. تأخیر و دودلی، عامل شکست بسیاری از افراد است.
7. پافشاری و پشتکار
یکی از رازهای اصلی موفقیت، مداومت در مسیر است. شکستها، فقط آزمونهایی برای سنجش میزان تعهد شما به هدفتان هستند.
8. همکاری با افراد موفق (قدرت گروه ذهنی)
افراد موفق همیشه با کسانی ارتباط دارند که به رشد آنها کمک میکنند. داشتن یک گروه پشتیبان، مسیر موفقیت را هموارتر میکند.
9. کنترل ذهن ناخودآگاه
ناپلئون هیل معتقد است که ذهن ناخودآگاه شما بر اساس افکاری که دائماً در آن جریان دارد، شکل میگیرد. پس افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید.
10. استفاده از حس ششم
با تمرین و تجربه، حس ششمی در شما تقویت میشود که به شما کمک میکند تصمیمات بهتری بگیرید. این همان ندای درونی شماست.
نتیجهگیری:
این کتاب به شما یاد میدهد که با تغییر طرز فکر، داشتن اهداف مشخص، ایمان به موفقیت و تلاش مستمر، میتوانید ثروتمند و موفق شوید. قدرت اصلی در ذهن شماست!
این خلاصه برای پست کانال مناسب است. اگر بخواهی میتوانم متن را کوتاهتر یا جذابتر هم کنم!
💎 @Academynab
👌2
خلاصه کتاب «جنگ هنر» (The War of Art)
نویسنده: استیون پرسفیلد | موضوع: خلاقیت، غلبه بر تنبلی و نیروی درونی
مقدمه:
کتاب جنگ هنر اثری الهامبخش برای هرکسی است که میخواهد کار خلاقانهای انجام دهد ولی با تعلل، ترس یا بهانهجویی دستوپنجه نرم میکند. پرسفیلد با بیانی صریح و ساده، مهمترین دشمن خلاقیت را معرفی میکند: «مقاومت».
بخش اول: مقاومت – دشمن ناپیدا
در این بخش، نویسنده مفهومی به نام مقاومت (Resistance) را معرفی میکند؛ نیرویی درونی که وقتی قصد داریم کاری خلاقانه یا معنادار انجام دهیم، ظاهر میشود.
مقاومت میتواند به شکلهای مختلف ظاهر شود:
ترس از شکست یا حتی موفقیت
شک به خود
وسوسهی سرگرمیهای بیارزش
تعلل و به تعویق انداختن کار
نیاز به تأیید دیگران
نویسنده تأکید میکند که مقاومت همیشه با ما خواهد بود، اما راه غلبه بر آن وجود دارد.
بخش دوم: حرفهای شدن (Turning Pro)
در این بخش، پرسفیلد تفاوت بین «آماتور» و «حرفهای» را توضیح میدهد:
آماتورها فقط وقتی کار میکنند که انگیزه دارند. برایشان خلاقیت یک سرگرمی یا علاقه است.
حرفهایها با انضباط، تعهد و استمرار جلو میروند. آنها هر روز کار میکنند، حتی وقتی حال و حوصله ندارند.
نویسنده معتقد است که تنها راه شکست دادن مقاومت، این است که مثل یک حرفهای فکر کنیم و رفتار کنیم.
بخش سوم: الهام – نیرویی فراتر از ما
در نهایت، پرسفیلد از منبعی معنوی یا الهی حرف میزند که از خلاقیت حمایت میکند.
او میگوید وقتی با تعهد و جدیت کار کنیم، الهام هم به سراغ ما میآید. اما این الهام فقط زمانی خود را نشان میدهد که شایستهاش باشیم؛ یعنی وقتی به طور جدی کار میکنیم، نه فقط رؤیاپردازی.
نتیجهگیری کلی:
همهی ما با مقاومت مواجهایم؛ مخصوصاً وقتی بخواهیم کاری مهم و خلاقانه انجام دهیم.
تنها راه غلبه بر مقاومت، حرفهای شدن و پایبندی به نظم و کار روزانه است.
خلاقیت ترکیبی است از تلاش شخصی و الهام معنوی؛ اما الهام فقط زمانی میآید که ما واقعاً آمادهاش باشیم.
اگر میخواهی نویسنده، هنرمند، خلاق، ورزشکار یا کارآفرین باشی، باید مبارزهی درونی را جدی بگیری. جنگ واقعی، در درون تو اتفاق میافتد.
💎 @Academynab
نویسنده: استیون پرسفیلد | موضوع: خلاقیت، غلبه بر تنبلی و نیروی درونی
مقدمه:
کتاب جنگ هنر اثری الهامبخش برای هرکسی است که میخواهد کار خلاقانهای انجام دهد ولی با تعلل، ترس یا بهانهجویی دستوپنجه نرم میکند. پرسفیلد با بیانی صریح و ساده، مهمترین دشمن خلاقیت را معرفی میکند: «مقاومت».
بخش اول: مقاومت – دشمن ناپیدا
در این بخش، نویسنده مفهومی به نام مقاومت (Resistance) را معرفی میکند؛ نیرویی درونی که وقتی قصد داریم کاری خلاقانه یا معنادار انجام دهیم، ظاهر میشود.
مقاومت میتواند به شکلهای مختلف ظاهر شود:
ترس از شکست یا حتی موفقیت
شک به خود
وسوسهی سرگرمیهای بیارزش
تعلل و به تعویق انداختن کار
نیاز به تأیید دیگران
نویسنده تأکید میکند که مقاومت همیشه با ما خواهد بود، اما راه غلبه بر آن وجود دارد.
بخش دوم: حرفهای شدن (Turning Pro)
در این بخش، پرسفیلد تفاوت بین «آماتور» و «حرفهای» را توضیح میدهد:
آماتورها فقط وقتی کار میکنند که انگیزه دارند. برایشان خلاقیت یک سرگرمی یا علاقه است.
حرفهایها با انضباط، تعهد و استمرار جلو میروند. آنها هر روز کار میکنند، حتی وقتی حال و حوصله ندارند.
نویسنده معتقد است که تنها راه شکست دادن مقاومت، این است که مثل یک حرفهای فکر کنیم و رفتار کنیم.
بخش سوم: الهام – نیرویی فراتر از ما
در نهایت، پرسفیلد از منبعی معنوی یا الهی حرف میزند که از خلاقیت حمایت میکند.
او میگوید وقتی با تعهد و جدیت کار کنیم، الهام هم به سراغ ما میآید. اما این الهام فقط زمانی خود را نشان میدهد که شایستهاش باشیم؛ یعنی وقتی به طور جدی کار میکنیم، نه فقط رؤیاپردازی.
نتیجهگیری کلی:
همهی ما با مقاومت مواجهایم؛ مخصوصاً وقتی بخواهیم کاری مهم و خلاقانه انجام دهیم.
تنها راه غلبه بر مقاومت، حرفهای شدن و پایبندی به نظم و کار روزانه است.
خلاقیت ترکیبی است از تلاش شخصی و الهام معنوی؛ اما الهام فقط زمانی میآید که ما واقعاً آمادهاش باشیم.
اگر میخواهی نویسنده، هنرمند، خلاق، ورزشکار یا کارآفرین باشی، باید مبارزهی درونی را جدی بگیری. جنگ واقعی، در درون تو اتفاق میافتد.
💎 @Academynab
👌2👍1
📚 خلاصه کتاب «استاد بازی پول» نوشته آنتونی رابینز
هدف اصلی کتاب:
آنتونی رابینز در کتاب «استاد بازی پول» سعی کرده مسیری روشن برای رسیدن به آزادی مالی طراحی کند. او معتقد است هرکسی، حتی با درآمد محدود، میتواند به استقلال مالی برسد؛ به شرطی که قوانین بازی پول را بداند و به درستی عمل کند.
هفت گام کلیدی برای استاد شدن در بازی پول:
1. تصمیم قطعی برای دستیابی به آزادی مالی:
همه چیز از یک تصمیم شروع میشود. باید با خودت عهد ببندی که بدون توجه به شرایط فعلی، مسیر آزادی مالی را طی خواهی کرد.
2. شناخت قوانین بازی مالی:
بازارهای مالی پر از دام و هزینههای پنهان هستند. باید یاد بگیری چطور از خودت در برابر سوءاستفادهی شرکتهای مالی محافظت کنی و هوشمندانه سرمایهگذاری کنی.
3. ایجاد عادت پسانداز و سرمایهگذاری:
اصل مهم: "اول به خودت پرداخت کن."
بخشی از درآمدت را به صورت خودکار پسانداز کن و در داراییهای مختلف سرمایهگذاری کن تا اثر جادویی بهره مرکب در بلندمدت ثروتت را چند برابر کند.
4. ساختن یک سبد سرمایهگذاری متنوع (تنوع داراییها):
هرگز تمام سرمایهات را روی یک دارایی متمرکز نکن. تقسیم سرمایه بین داراییهای مختلف مثل سهام، املاک، طلا و اوراق بهادار، ریسک را کاهش میدهد و شانس موفقیت را بالا میبرد.
5. محافظت از سرمایه (اجتناب از ضررهای بزرگ):
در بازی پول، نباختن مهمتر از بردن است. اگر جلوی ضررهای سنگین را بگیری، همیشه فرصت جبران و رشد خواهی داشت.
6. ایجاد منابع درآمد پایدار:
هدف نهایی این است که بدون نیاز به کار روزانه، درآمد ثابت داشته باشی. سرمایهگذاری در داراییهایی که برایت درآمد ایجاد میکنند (مثل اجاره ملک یا سود سرمایهگذاریها)، کلید رسیدن به آزادی مالی است.
7. زندگی با بخشش و سخاوت:
ثروت واقعی زمانی کامل میشود که بتوانی بخشی از موفقیتت را با دیگران به اشتراک بگذاری. کمک به دیگران نه تنها حس خوبی ایجاد میکند، بلکه نگرش abundance یا فراوانی را در تو تقویت میکند.
جمعبندی نهایی:
آنتونی رابینز میگوید:
برای استاد شدن در بازی پول نیازی نیست نابغهی اقتصادی باشی؛ کافی است قوانین را بفهمی، احساساتت را مدیریت کنی و گامهای کوچک ولی پیوسته برداری.
ثروت فقط عدد در حساب بانکی نیست؛
ثروت یعنی آرامش ذهنی، آزادی زمانی و توانایی ساختن زندگی بهتر برای خودت و دیگران.
شروع کن، حتی کوچک. آیندهی مالیات همین امروز ساخته میشود.
💎 @Academynab
هدف اصلی کتاب:
آنتونی رابینز در کتاب «استاد بازی پول» سعی کرده مسیری روشن برای رسیدن به آزادی مالی طراحی کند. او معتقد است هرکسی، حتی با درآمد محدود، میتواند به استقلال مالی برسد؛ به شرطی که قوانین بازی پول را بداند و به درستی عمل کند.
هفت گام کلیدی برای استاد شدن در بازی پول:
1. تصمیم قطعی برای دستیابی به آزادی مالی:
همه چیز از یک تصمیم شروع میشود. باید با خودت عهد ببندی که بدون توجه به شرایط فعلی، مسیر آزادی مالی را طی خواهی کرد.
2. شناخت قوانین بازی مالی:
بازارهای مالی پر از دام و هزینههای پنهان هستند. باید یاد بگیری چطور از خودت در برابر سوءاستفادهی شرکتهای مالی محافظت کنی و هوشمندانه سرمایهگذاری کنی.
3. ایجاد عادت پسانداز و سرمایهگذاری:
اصل مهم: "اول به خودت پرداخت کن."
بخشی از درآمدت را به صورت خودکار پسانداز کن و در داراییهای مختلف سرمایهگذاری کن تا اثر جادویی بهره مرکب در بلندمدت ثروتت را چند برابر کند.
4. ساختن یک سبد سرمایهگذاری متنوع (تنوع داراییها):
هرگز تمام سرمایهات را روی یک دارایی متمرکز نکن. تقسیم سرمایه بین داراییهای مختلف مثل سهام، املاک، طلا و اوراق بهادار، ریسک را کاهش میدهد و شانس موفقیت را بالا میبرد.
5. محافظت از سرمایه (اجتناب از ضررهای بزرگ):
در بازی پول، نباختن مهمتر از بردن است. اگر جلوی ضررهای سنگین را بگیری، همیشه فرصت جبران و رشد خواهی داشت.
6. ایجاد منابع درآمد پایدار:
هدف نهایی این است که بدون نیاز به کار روزانه، درآمد ثابت داشته باشی. سرمایهگذاری در داراییهایی که برایت درآمد ایجاد میکنند (مثل اجاره ملک یا سود سرمایهگذاریها)، کلید رسیدن به آزادی مالی است.
7. زندگی با بخشش و سخاوت:
ثروت واقعی زمانی کامل میشود که بتوانی بخشی از موفقیتت را با دیگران به اشتراک بگذاری. کمک به دیگران نه تنها حس خوبی ایجاد میکند، بلکه نگرش abundance یا فراوانی را در تو تقویت میکند.
جمعبندی نهایی:
آنتونی رابینز میگوید:
برای استاد شدن در بازی پول نیازی نیست نابغهی اقتصادی باشی؛ کافی است قوانین را بفهمی، احساساتت را مدیریت کنی و گامهای کوچک ولی پیوسته برداری.
ثروت فقط عدد در حساب بانکی نیست؛
ثروت یعنی آرامش ذهنی، آزادی زمانی و توانایی ساختن زندگی بهتر برای خودت و دیگران.
شروع کن، حتی کوچک. آیندهی مالیات همین امروز ساخته میشود.
💎 @Academynab
👏2👌2👍1
⭐️ خصوصیات رفتاری یک فروشنده را در زمان مصاحبه بشناسید
🔹ادب :
حفظ ادب یکی از مهمترین شاخصههای خدمت به مشتری است.
ببینید که آیا بعد از پایان مصاحبه ، از شما تشکر میکند یا خیر .
🔹صادق :
شما به فروشندهای نیاز دارید که مشتریان و اعضای شرکت بتوانند به وی اعتماد داشته باشند.
باید فروشند را بیازمایید، آیا فروشنده در صورت وجود امکان زمینه بروز یک رفتار غیرحرفهای و غیر منطبق با اخلاق حرفهای ، آیا رفتار انجام میدهد ؟
🔹کمک کننده :
کمک به مشتری ، روح خدمت به مشتری است.
بپرسید که آخرین باری که مشتری دچار چالش بود ،وی چه عملی انجام داد ؟
🔹فروتن :
یک فروشنده خودخواه میتواند یک تیم فروش را فنا نمایند.
از وی در خصوص تیم فروش قبلی بپرسید ، ببینید که آیا اعضای آن تیم را در موفقیت خود سهیم میداند ؟
🔹سالم :
فروش یک کار پراسترس است ، نباید فروشنده زیر با مسئولیت خم شود ، باید در خصوص نحوه کاهش استرس خود ، از وی سوال نمایید.
🔹اهمیت دادن :
همدردی با مشتری ، وی را به سازمان وفادار مینماید ، در خصوص کارهای داوطلبانه وی بپرسید.
💎 @Academynab
🔹ادب :
حفظ ادب یکی از مهمترین شاخصههای خدمت به مشتری است.
ببینید که آیا بعد از پایان مصاحبه ، از شما تشکر میکند یا خیر .
🔹صادق :
شما به فروشندهای نیاز دارید که مشتریان و اعضای شرکت بتوانند به وی اعتماد داشته باشند.
باید فروشند را بیازمایید، آیا فروشنده در صورت وجود امکان زمینه بروز یک رفتار غیرحرفهای و غیر منطبق با اخلاق حرفهای ، آیا رفتار انجام میدهد ؟
🔹کمک کننده :
کمک به مشتری ، روح خدمت به مشتری است.
بپرسید که آخرین باری که مشتری دچار چالش بود ،وی چه عملی انجام داد ؟
🔹فروتن :
یک فروشنده خودخواه میتواند یک تیم فروش را فنا نمایند.
از وی در خصوص تیم فروش قبلی بپرسید ، ببینید که آیا اعضای آن تیم را در موفقیت خود سهیم میداند ؟
🔹سالم :
فروش یک کار پراسترس است ، نباید فروشنده زیر با مسئولیت خم شود ، باید در خصوص نحوه کاهش استرس خود ، از وی سوال نمایید.
🔹اهمیت دادن :
همدردی با مشتری ، وی را به سازمان وفادار مینماید ، در خصوص کارهای داوطلبانه وی بپرسید.
💎 @Academynab
❤1👏1🙏1
⏳ قانون پارکینسون: چرا همیشه در آخرین لحظه کارها را تمام میکنیم؟
(و چگونه از شر این قانون خلاص شویم؟)
حتماً برای شما هم پیش آمده:
✅ برای یک پروژهٔ دو ساعته، فقط دو ساعت وقت داشتید، دقیقاً دو ساعت طول کشید!
✅ یک هفته برای انجام کاری فرصت داشتید، اما آن را به دقیقهٔ نود موکول کردید!
این اتفاق تصادفی نیست؛ این «قانون پارکینسون» است:
📌 «کار به اندازهای زمان میبرد که شما برای آن در نظر میگیرید.»
یعنی اگر ۳ روز برای یک ایمیل وقت بگذارید، احتمالاً ۳ روز طول میکشد!
چگونه این قانون را شکست دهیم؟
🔹 برای کارهایتان ددلاینهای کوتاهتر تعیین کنید.
🔹 کارهای بزرگ را به وظایف کوچکتر تقسیم کنید.
🔹 از تایمباکسینگ استفاده کنید (مثلاً ۲۵ دقیقه کار، ۵ دقیقه استراحت).
🔹 به خودتان قول دهید اگر زودتر تمام کردید، به خودتان پاداش دهید!
هدف عجله کردن نیست، هوشمندانه کار کردن است 🧠💡
💎 @Academynab
(و چگونه از شر این قانون خلاص شویم؟)
حتماً برای شما هم پیش آمده:
✅ برای یک پروژهٔ دو ساعته، فقط دو ساعت وقت داشتید، دقیقاً دو ساعت طول کشید!
✅ یک هفته برای انجام کاری فرصت داشتید، اما آن را به دقیقهٔ نود موکول کردید!
این اتفاق تصادفی نیست؛ این «قانون پارکینسون» است:
📌 «کار به اندازهای زمان میبرد که شما برای آن در نظر میگیرید.»
یعنی اگر ۳ روز برای یک ایمیل وقت بگذارید، احتمالاً ۳ روز طول میکشد!
چگونه این قانون را شکست دهیم؟
🔹 برای کارهایتان ددلاینهای کوتاهتر تعیین کنید.
🔹 کارهای بزرگ را به وظایف کوچکتر تقسیم کنید.
🔹 از تایمباکسینگ استفاده کنید (مثلاً ۲۵ دقیقه کار، ۵ دقیقه استراحت).
🔹 به خودتان قول دهید اگر زودتر تمام کردید، به خودتان پاداش دهید!
هدف عجله کردن نیست، هوشمندانه کار کردن است 🧠💡
💎 @Academynab
👍1👏1👌1
گرنت کاردون (Grant Cardone)، کارآفرین، مربی فروش و یکی از چهرههای معروف فضای آنلاین.
بیش از سه میلیون نفر مشترک در یوتیوب دارد. برای یک کانال آموزشی یوتیوب، عددی بزرگ است. اما چیزی که بیشتر از تعداد مشترکها نظرم را جلب کرد، یک عدد دیگر بود: ۶۲۰۰ ویدیو.
با یک حساب سرانگشتی فهمیدم او طی ۱۷ سال گذشته بهطور میانگین هر روز یک ویدیو منتشر کرده است.
۱۷ سال یعنی چیزی حدود ۶۲۰۰ روز. و او ۶۲۰۰ ویدیو منتشر کرده. یعنی بدون وقفه تولید محتوا کرده، با توجه به اینکه در دو سال اخیر تقریبا یک ویدیو در هفته منتشر کرده، یعنی در سالهای اول حتی روزانه بیش از یک ویدیو منتشر کرده است.
موفقیت او تصادفی نیست. در دنیایی که افراد زیادی منتظر "فرصت ایدهآل" هستند تا شروع کنند، گراند کادون هر روز با عملگرایی پیش رفته است.
همین تداوم رمز اصلی موفقیت اوست. نه لزوماً خلاقیت بینظیر یا امکانات خاص.
اما نکته الهام بخش دیگری هم در ویدیوهایش دیدم
در یکی از ویدیوهای اخیرش با انرژی میگفت:
«من ۶۷ سالمه، ولی حس ۳۷ سالهها رو دارم.»
یعنی این ۱۷ سال فعالیت یوتیوبی را از ۵۰ سالگی شروع کرده است.
به عبارت دیگر
یکی از موفقترین یوتیوبرهای حوزهی فروش و آموزش، در پنجاه سالگی شروع کردهاست.
نه در نوجوانی. نه حتی در دههی سی زندگی.
در ۵۰ سالگی.
و این الگو فقط دربارهی موفقیت در یوتیوب نیست.
دربارهی هر چیزی است که فکر میکنیم «از سن من گذشته.»
اگر تداوم داشته باشیم هر موفقیتی در هر سنی ،دست یافتنی است.
💎 @Academynab
بیش از سه میلیون نفر مشترک در یوتیوب دارد. برای یک کانال آموزشی یوتیوب، عددی بزرگ است. اما چیزی که بیشتر از تعداد مشترکها نظرم را جلب کرد، یک عدد دیگر بود: ۶۲۰۰ ویدیو.
با یک حساب سرانگشتی فهمیدم او طی ۱۷ سال گذشته بهطور میانگین هر روز یک ویدیو منتشر کرده است.
۱۷ سال یعنی چیزی حدود ۶۲۰۰ روز. و او ۶۲۰۰ ویدیو منتشر کرده. یعنی بدون وقفه تولید محتوا کرده، با توجه به اینکه در دو سال اخیر تقریبا یک ویدیو در هفته منتشر کرده، یعنی در سالهای اول حتی روزانه بیش از یک ویدیو منتشر کرده است.
موفقیت او تصادفی نیست. در دنیایی که افراد زیادی منتظر "فرصت ایدهآل" هستند تا شروع کنند، گراند کادون هر روز با عملگرایی پیش رفته است.
همین تداوم رمز اصلی موفقیت اوست. نه لزوماً خلاقیت بینظیر یا امکانات خاص.
اما نکته الهام بخش دیگری هم در ویدیوهایش دیدم
در یکی از ویدیوهای اخیرش با انرژی میگفت:
«من ۶۷ سالمه، ولی حس ۳۷ سالهها رو دارم.»
یعنی این ۱۷ سال فعالیت یوتیوبی را از ۵۰ سالگی شروع کرده است.
به عبارت دیگر
یکی از موفقترین یوتیوبرهای حوزهی فروش و آموزش، در پنجاه سالگی شروع کردهاست.
نه در نوجوانی. نه حتی در دههی سی زندگی.
در ۵۰ سالگی.
و این الگو فقط دربارهی موفقیت در یوتیوب نیست.
دربارهی هر چیزی است که فکر میکنیم «از سن من گذشته.»
اگر تداوم داشته باشیم هر موفقیتی در هر سنی ،دست یافتنی است.
💎 @Academynab
🔥1👏1🙏1
⭐️«چهار ربع درآمدی رابرت کیوساکی» ⭐️
منبع: کتاب «پدر پولدار، پدر بیپول»
کیوساکی افراد را بر اساس نوع کسب درآمدشان به ۴ ربع (چهار ناحیه) تقسیم میکند:
💠 ۱. کارمند (Employee - E)
• برای دیگران کار میکند و در ازای زمانش پول میگیرد.
• امنیت شغلی براش مهمتر از آزادی مالی است.
• نمونه: کارمند اداره، معلم، پرستار، کارگر کارخانه.
• شعارش: «یه شغل خوب پیدا کن.»
💠 ۲. خویشفرما یا شاغل آزاد (Self-Employed - S)
• برای خودش کار میکند ولی هنوز مالک سیستم نیست.
• اگر کار نکند، درآمدش متوقف میشود.
• نمونه: پزشک، وکیل، مشاور، طراح فریلنسر.
• شعارش: «اگه خودم انجام ندم، درست انجام نمیشه.»
💠 ۳. کارآفرین / صاحب کسبوکار (Business Owner - B)
• سیستمی ساخته که بدون حضور مستقیم او کار میکند.
• دیگران برای او کار میکنند و او بر فرآیند نظارت دارد.
• نمونه: مدیر شرکت، مالک برند، صاحب فرانچایز.
• شعارش: «یه تیم بساز که کار رو بهتر از خودت انجام بدن.»
💠 ۴. سرمایهگذار (Investor - I)
• پول برایش کار میکند، نه او برای پول.
• از طریق سرمایهگذاری در کسبوکارها، املاک یا بازارهای مالی درآمد دارد.
• نمونه: سرمایهگذار خطرپذیر، سهامدار، مالک داراییهای مولد.
• شعارش: «بذار پول برات کار کنه.»
📊 نکته کلیدی کیوساکی:
سمت چپ نمودار (E و S) = «درآمد فعال» و معمولاً زمانمحور.
سمت راست (B و I) = «درآمد غیر فعال» و داراییمحور.
هدف رشد مالی اینه که از سمت چپ به سمت راست حرکت کنیم.
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
منبع: کتاب «پدر پولدار، پدر بیپول»
کیوساکی افراد را بر اساس نوع کسب درآمدشان به ۴ ربع (چهار ناحیه) تقسیم میکند:
💠 ۱. کارمند (Employee - E)
• برای دیگران کار میکند و در ازای زمانش پول میگیرد.
• امنیت شغلی براش مهمتر از آزادی مالی است.
• نمونه: کارمند اداره، معلم، پرستار، کارگر کارخانه.
• شعارش: «یه شغل خوب پیدا کن.»
💠 ۲. خویشفرما یا شاغل آزاد (Self-Employed - S)
• برای خودش کار میکند ولی هنوز مالک سیستم نیست.
• اگر کار نکند، درآمدش متوقف میشود.
• نمونه: پزشک، وکیل، مشاور، طراح فریلنسر.
• شعارش: «اگه خودم انجام ندم، درست انجام نمیشه.»
💠 ۳. کارآفرین / صاحب کسبوکار (Business Owner - B)
• سیستمی ساخته که بدون حضور مستقیم او کار میکند.
• دیگران برای او کار میکنند و او بر فرآیند نظارت دارد.
• نمونه: مدیر شرکت، مالک برند، صاحب فرانچایز.
• شعارش: «یه تیم بساز که کار رو بهتر از خودت انجام بدن.»
💠 ۴. سرمایهگذار (Investor - I)
• پول برایش کار میکند، نه او برای پول.
• از طریق سرمایهگذاری در کسبوکارها، املاک یا بازارهای مالی درآمد دارد.
• نمونه: سرمایهگذار خطرپذیر، سهامدار، مالک داراییهای مولد.
• شعارش: «بذار پول برات کار کنه.»
📊 نکته کلیدی کیوساکی:
سمت چپ نمودار (E و S) = «درآمد فعال» و معمولاً زمانمحور.
سمت راست (B و I) = «درآمد غیر فعال» و داراییمحور.
هدف رشد مالی اینه که از سمت چپ به سمت راست حرکت کنیم.
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
👍1👎1👏1
💥 کدام مدل کارمند هستید؟
معرفی ۴ تیپ معروف: I، T، V و M-Shaped
🟥 کارمند I-Shaped
این افراد در یک حوزه خاص تخصص عمیق دارند و مهارتهایشان تقریباً محدود به همان زمینه است؛ مثل برنامهنویسی که فقط یک زبان را خیلی خوب بلد است و در کار تیمی یا حوزههای دیگر چندان فعال نیست. این مدل بیشتر مناسب کارهای تخصصی و عمیق است که نیاز به تمرکز بالا روی یک مهارت دارد.
🟧 کارمند T-Shaped
علاوه بر داشتن تخصص عمیق در یک زمینه خاص (پای عمودی T)، در حوزههای دیگر هم دانش و مهارت سطحی دارند (پای افقی T). مثلاً یک طراح گرافیک که در طراحی حرفهای است اما کمی هم از بازاریابی و تولید محتوا سر در میآورد. این افراد برای کار تیمی، پروژههای چندرشتهای و موقعیتهایی که به انعطاف و همکاری نیاز دارد، فوقالعادهاند.
🟩 کارمند V-Shaped
این مدل نسخه پیشرفتهتر T است؛ یعنی فرد علاوه بر تخصص عمیق در یک حوزه، در زمینههای مرتبط و نزدیک به تخصصش هم مهارت متوسط و کاربردی دارد (نه فقط سطحی!). مثلاً یک مدیر پروژه که در مدیریت قوی است و در تحلیل داده و مارکتینگ نیز مهارت خوبی دارد. این افراد سریعتر یاد میگیرند و برای نقشهای رهبری و پروژههای پیچیده عالیاند.
🟦 کارمند M-Shaped
این افراد در دو یا چند حوزه مختلف تخصص عمیق دارند (مثل دو یا چند پای عمودی در حرف M). مثلاً کسی که هم برنامهنویسی را حرفهای بلده و هم در مدیریت محصول یا بازاریابی تخصص دارد. این مدل برای نقشهای مدیریتی، پروژههای بزرگ و کارهای چندجانبه خیلی ارزشمند است چون میتواند چند نقش کلیدی را همزمان اجرا کند.
برای حرکت از مدل I به مدل T یا حتی M، لازم است علاوه بر تعمیق تخصص اصلی خود، به یادگیری مهارتهای جانبی یا حوزههای مرتبط نیز بپردازید. به عنوان مثال، اگر تخصص شما برنامهنویسی است، میتوانید دانش خود را در زمینههایی مانند طراحی، مدیریت پروژه یا مهارتهای ارتباطی و کار تیمی نیز گسترش دهید تا توانمندیهای خود را افقیتر کنید.
برای تبدیل شدن به مدل M، باید در دو یا چند حوزه مختلف به سطح تخصص عمیق برسید؛ یعنی مثلاً همزمان در برنامهنویسی و مدیریت محصول یا بازاریابی به صورت حرفهای فعالیت داشته باشید.
شرکت در پروژههای چندرشتهای، همکاری با افراد دارای تخصصهای متفاوت و یادگیری مبتنی بر پروژه از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند در این مسیر به شما کمک کنند.
این مدلها به ما کمک میکنند بفهمیم هر فرد برای چه نوع کار یا تیمی مناسبتر است و چطور میتواند مسیر رشدش را هدفمندتر انتخاب کند.
↩️ منبع: HRhub
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
معرفی ۴ تیپ معروف: I، T، V و M-Shaped
🟥 کارمند I-Shaped
این افراد در یک حوزه خاص تخصص عمیق دارند و مهارتهایشان تقریباً محدود به همان زمینه است؛ مثل برنامهنویسی که فقط یک زبان را خیلی خوب بلد است و در کار تیمی یا حوزههای دیگر چندان فعال نیست. این مدل بیشتر مناسب کارهای تخصصی و عمیق است که نیاز به تمرکز بالا روی یک مهارت دارد.
🟧 کارمند T-Shaped
علاوه بر داشتن تخصص عمیق در یک زمینه خاص (پای عمودی T)، در حوزههای دیگر هم دانش و مهارت سطحی دارند (پای افقی T). مثلاً یک طراح گرافیک که در طراحی حرفهای است اما کمی هم از بازاریابی و تولید محتوا سر در میآورد. این افراد برای کار تیمی، پروژههای چندرشتهای و موقعیتهایی که به انعطاف و همکاری نیاز دارد، فوقالعادهاند.
🟩 کارمند V-Shaped
این مدل نسخه پیشرفتهتر T است؛ یعنی فرد علاوه بر تخصص عمیق در یک حوزه، در زمینههای مرتبط و نزدیک به تخصصش هم مهارت متوسط و کاربردی دارد (نه فقط سطحی!). مثلاً یک مدیر پروژه که در مدیریت قوی است و در تحلیل داده و مارکتینگ نیز مهارت خوبی دارد. این افراد سریعتر یاد میگیرند و برای نقشهای رهبری و پروژههای پیچیده عالیاند.
🟦 کارمند M-Shaped
این افراد در دو یا چند حوزه مختلف تخصص عمیق دارند (مثل دو یا چند پای عمودی در حرف M). مثلاً کسی که هم برنامهنویسی را حرفهای بلده و هم در مدیریت محصول یا بازاریابی تخصص دارد. این مدل برای نقشهای مدیریتی، پروژههای بزرگ و کارهای چندجانبه خیلی ارزشمند است چون میتواند چند نقش کلیدی را همزمان اجرا کند.
برای حرکت از مدل I به مدل T یا حتی M، لازم است علاوه بر تعمیق تخصص اصلی خود، به یادگیری مهارتهای جانبی یا حوزههای مرتبط نیز بپردازید. به عنوان مثال، اگر تخصص شما برنامهنویسی است، میتوانید دانش خود را در زمینههایی مانند طراحی، مدیریت پروژه یا مهارتهای ارتباطی و کار تیمی نیز گسترش دهید تا توانمندیهای خود را افقیتر کنید.
برای تبدیل شدن به مدل M، باید در دو یا چند حوزه مختلف به سطح تخصص عمیق برسید؛ یعنی مثلاً همزمان در برنامهنویسی و مدیریت محصول یا بازاریابی به صورت حرفهای فعالیت داشته باشید.
شرکت در پروژههای چندرشتهای، همکاری با افراد دارای تخصصهای متفاوت و یادگیری مبتنی بر پروژه از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند در این مسیر به شما کمک کنند.
این مدلها به ما کمک میکنند بفهمیم هر فرد برای چه نوع کار یا تیمی مناسبتر است و چطور میتواند مسیر رشدش را هدفمندتر انتخاب کند.
↩️ منبع: HRhub
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
👍1👏1🙏1
📚چکیده کتاب: “یک صفحه از وال استریت” نویسنده: پیتر لینچ
موضوع: سرمایهگذاری موفق در بازارهای مالی
ایده اصلی:
پیتر لینچ، یکی از موفقترین سرمایهگذاران وال استریت، در این کتاب توضیح میدهد که چگونه افراد عادی میتوانند با استراتژیهای ساده، سودهای کلان از بازار سهام کسب کنند. او معتقد است که سرمایهگذاران فردی، برخلاف سرمایهگذاران حرفهای، میتوانند از فرصتهای روزمره برای کشف شرکتهای موفق استفاده کنند.
نکات کلیدی:
✅ ۱. از مزیتهای خود استفاده کن:
سرمایهگذاران عادی میتوانند شرکتهای موفق را زودتر از وال استریتیها بشناسند. مثلاً اگر میبینی یک برند خاص بین مردم محبوب شده، ممکن است سهام آن رشد کند.
✅ ۲. روی چیزی که میفهمی سرمایهگذاری کن:
قبل از خرید سهام، درباره صنعت، مدل کسبوکار و رشد شرکت تحقیق کن. اگر نمیفهمی که شرکت چطور پول درمیآورد، روی آن سرمایهگذاری نکن.
✅ ۳. سهام را مثل یک کسبوکار ببین، نه فقط یک عدد:
وقتی سهمی میخری، انگار بخشی از یک شرکت را خریدی. اگر حاضر نیستی صاحب کل آن شرکت باشی، پس بهتر است سهامش را هم نخری.
✅ ۴. صبور باش و اجازه بده سرمایه رشد کند:
یکی از اشتباهات بزرگ سرمایهگذاران، نداشتن صبر است. بهترین سرمایهگذاریها معمولاً در بلندمدت جواب میدهند، نه در کوتاهمدت.
✅ ۵. نوسانات بازار را به نفع خودت استفاده کن:
بازار همیشه بالا و پایین دارد. در زمانهای اصلاح، به جای ترسیدن، سهام باارزش را ارزان بخر.
✅ ۶. همیشه یک استراتژی خروج داشته باش:
همیشه قبل از خرید سهام، شرایطی که باعث میشود آن را بفروشی مشخص کن. مثلاً اگر مدل کسبوکار شرکت تغییر کرد یا به درآمد موردنظرت رسیدی، بفروش.
نتیجهگیری:
پیتر لینچ میگوید که افراد عادی، حتی با سرمایه کم، میتوانند در بازار سهام موفق شوند اگر تحقیق کنند، صبور باشند و روی شرکتهایی که درک میکنند سرمایهگذاری کنند.
این کتاب برای تریدرها و سرمایهگذارانی که میخواهند تصمیمات بهتری بگیرند، بسیار مفید است.
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
موضوع: سرمایهگذاری موفق در بازارهای مالی
ایده اصلی:
پیتر لینچ، یکی از موفقترین سرمایهگذاران وال استریت، در این کتاب توضیح میدهد که چگونه افراد عادی میتوانند با استراتژیهای ساده، سودهای کلان از بازار سهام کسب کنند. او معتقد است که سرمایهگذاران فردی، برخلاف سرمایهگذاران حرفهای، میتوانند از فرصتهای روزمره برای کشف شرکتهای موفق استفاده کنند.
نکات کلیدی:
✅ ۱. از مزیتهای خود استفاده کن:
سرمایهگذاران عادی میتوانند شرکتهای موفق را زودتر از وال استریتیها بشناسند. مثلاً اگر میبینی یک برند خاص بین مردم محبوب شده، ممکن است سهام آن رشد کند.
✅ ۲. روی چیزی که میفهمی سرمایهگذاری کن:
قبل از خرید سهام، درباره صنعت، مدل کسبوکار و رشد شرکت تحقیق کن. اگر نمیفهمی که شرکت چطور پول درمیآورد، روی آن سرمایهگذاری نکن.
✅ ۳. سهام را مثل یک کسبوکار ببین، نه فقط یک عدد:
وقتی سهمی میخری، انگار بخشی از یک شرکت را خریدی. اگر حاضر نیستی صاحب کل آن شرکت باشی، پس بهتر است سهامش را هم نخری.
✅ ۴. صبور باش و اجازه بده سرمایه رشد کند:
یکی از اشتباهات بزرگ سرمایهگذاران، نداشتن صبر است. بهترین سرمایهگذاریها معمولاً در بلندمدت جواب میدهند، نه در کوتاهمدت.
✅ ۵. نوسانات بازار را به نفع خودت استفاده کن:
بازار همیشه بالا و پایین دارد. در زمانهای اصلاح، به جای ترسیدن، سهام باارزش را ارزان بخر.
✅ ۶. همیشه یک استراتژی خروج داشته باش:
همیشه قبل از خرید سهام، شرایطی که باعث میشود آن را بفروشی مشخص کن. مثلاً اگر مدل کسبوکار شرکت تغییر کرد یا به درآمد موردنظرت رسیدی، بفروش.
نتیجهگیری:
پیتر لینچ میگوید که افراد عادی، حتی با سرمایه کم، میتوانند در بازار سهام موفق شوند اگر تحقیق کنند، صبور باشند و روی شرکتهایی که درک میکنند سرمایهگذاری کنند.
این کتاب برای تریدرها و سرمایهگذارانی که میخواهند تصمیمات بهتری بگیرند، بسیار مفید است.
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
❤1👍1👏1
📚 خلاصه کتاب "سنگفرش هر خیابان از طلاست" – کیم وو چونگ
این کتاب نوشتهی کیم وو چونگ، بنیانگذار شرکت دوو، دربارهی اصول موفقیت، کارآفرینی و نگرش درست به زندگی و کار است. او تجربههای خود را در قالب درسهایی کاربردی بیان میکند که میتواند الهامبخش هر کسی باشد که به دنبال رشد فردی و حرفهای است.
نکات کلیدی کتاب:
✅ نگرش طلایی به دنیا:
کیم وو چونگ باور دارد که موفقیت در نگاه ما به فرصتهاست. او میگوید که وقتی خیابانها را میبینیم، نباید فقط سنگفرش را ببینیم، بلکه باید آن را از جنس طلا تصور کنیم؛ یعنی در هر چیزی فرصت ببینیم.
✅ کار سخت و تلاش مستمر:
یکی از اصول مهمی که نویسنده روی آن تأکید دارد، سختکوشی است. او معتقد است که اگر بخواهید به جایی برسید، باید بیش از دیگران تلاش کنید.
✅ رؤیاپردازی و عملگرایی:
کیم وو چونگ توصیه میکند که همیشه رؤیاهای بزرگ داشته باشید، اما مهمتر از آن این است که برای رسیدن به آنها برنامهریزی و اقدام کنید.
✅ ریسکپذیری و خلاقیت در کسبوکار:
به جای ترس از شکست، باید به استقبال چالشها بروید و از روشهای نوآورانه برای حل مشکلات استفاده کنید.
✅ مسئولیتپذیری و تعهد:
کسی که مسئولیت کار و زندگی خود را بپذیرد، میتواند مسیر موفقیت را با سرعت بیشتری طی کند. تعهد و پایبندی به اهداف، رمز پیشرفت است.
جمعبندی:
این کتاب پر از نکات انگیزشی و الهامبخش است که هر کسی را به تلاش بیشتر و داشتن نگرش مثبت به زندگی و کسبوکار تشویق میکند. اگر به دنبال کتابی برای ایجاد تحول در تفکر و انگیزهی خود هستید، این کتاب انتخاب خوبی خواهد بود.
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
این کتاب نوشتهی کیم وو چونگ، بنیانگذار شرکت دوو، دربارهی اصول موفقیت، کارآفرینی و نگرش درست به زندگی و کار است. او تجربههای خود را در قالب درسهایی کاربردی بیان میکند که میتواند الهامبخش هر کسی باشد که به دنبال رشد فردی و حرفهای است.
نکات کلیدی کتاب:
✅ نگرش طلایی به دنیا:
کیم وو چونگ باور دارد که موفقیت در نگاه ما به فرصتهاست. او میگوید که وقتی خیابانها را میبینیم، نباید فقط سنگفرش را ببینیم، بلکه باید آن را از جنس طلا تصور کنیم؛ یعنی در هر چیزی فرصت ببینیم.
✅ کار سخت و تلاش مستمر:
یکی از اصول مهمی که نویسنده روی آن تأکید دارد، سختکوشی است. او معتقد است که اگر بخواهید به جایی برسید، باید بیش از دیگران تلاش کنید.
✅ رؤیاپردازی و عملگرایی:
کیم وو چونگ توصیه میکند که همیشه رؤیاهای بزرگ داشته باشید، اما مهمتر از آن این است که برای رسیدن به آنها برنامهریزی و اقدام کنید.
✅ ریسکپذیری و خلاقیت در کسبوکار:
به جای ترس از شکست، باید به استقبال چالشها بروید و از روشهای نوآورانه برای حل مشکلات استفاده کنید.
✅ مسئولیتپذیری و تعهد:
کسی که مسئولیت کار و زندگی خود را بپذیرد، میتواند مسیر موفقیت را با سرعت بیشتری طی کند. تعهد و پایبندی به اهداف، رمز پیشرفت است.
جمعبندی:
این کتاب پر از نکات انگیزشی و الهامبخش است که هر کسی را به تلاش بیشتر و داشتن نگرش مثبت به زندگی و کسبوکار تشویق میکند. اگر به دنبال کتابی برای ایجاد تحول در تفکر و انگیزهی خود هستید، این کتاب انتخاب خوبی خواهد بود.
🔗 Academynab.com
💎 @Academynab
🙏1👌1💯1