Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾 (بآنی)
شکوفهسفیدمن
به خودم آمدم و دیدم این عطری که تماماً من را در بر گرفته متعلق به من نیست .
به خودم آمدم و دیدم این عطری که تماماً من را در بر گرفته متعلق به من نیست .
ذهنم تصویر تو را جلوی چشمانم میآورد ، دیدم هنگامی که نبودی چطور قلبم دلشوره داشت و بی تابیات را میکرد .
دانه عشقت را در قلبم کاشتی و کاری کردی جوانه بزند ، آنقدر رشد کرد که ، ریشههایش در بندبند وجودم پیچید ، از تمام مرز های جانم گذشت و عشقِ تو ، تمام من را در بر گرفت .
حالا تو در عمیق ترین نقطه جانم هم حضور داری و بودن تو یعنی بودن من .
اگر بروی ؛ همان غنچههایی که میخواهند به شوق تو شکفته بشوند به خارهایی تبدیل خواهند شد ،
و هربار این قلب برایت بتپد ، تیغها عمیق تر در آن فرو خواهند رفت .
اگر فصلها تغییر کنند
اگر تمام باغ خشک شود
یک شکوفه باقی خواهد ماند که نمیتواند پژمرده شود .
یک بار شکفتی برایم ، یک بار عمرم را به تو میدهم ..
چطور ادامه دهم به نوشتن از تو دردونهمن
هرچه بیشتر میگویم ، گویا هیچ چیز نگفتهام .
Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾 (بآنی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگم چرا چنلتون رو دوست دارم.
جوین باشید، لطفا محتوا داشته باشید.
Forwarded from 𝚻𝗐ı𝗅ı𝗀𝗁𝗍
Forwarded from 𝑽ē𝑵𝑶𝑹
آره درست فهمیدی تو همون هیچی هستی که وقتی بقیه ازم میپرسن داری به چی فکر میکنی؟ میگم هیچی.
Forwarded from 𝑽ē𝑵𝑶𝑹
گاهی ترسناک ترین چیز، چیزی نیست که اتفاق میافتد؛ بلکه چیزی است که اتفاق نمیافتد.
Forwarded from 𝖾𝗌𝖼𝖺𝗉𝖾
𝖾𝗌𝖼𝖺𝗉𝖾
💿 ˒ 𝗁𝖺𝗏𝗂𝗇𝗀 𝖿𝗎𝗇 ﹫ 𝖻𝖼 ♱𝆬 ⎯ㅤ𝖼𝗈𝗆𝖾 和 t.me/ch1wg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM