ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها.
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها.
⚡1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
ای یاد دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز.
ای یاد دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز.
🔥1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
از این آوارِ دلتنگی، ستونی استوار آید
خزانِ تلخِ تاسیان رود، آخر بهار آید
زِ جا برخیز و باور کن که بعد از اینهمه اندوه…
شکوهِ پادشاهیات دوباره بر مدار آید!
از این آوارِ دلتنگی، ستونی استوار آید
خزانِ تلخِ تاسیان رود، آخر بهار آید
زِ جا برخیز و باور کن که بعد از اینهمه اندوه…
شکوهِ پادشاهیات دوباره بر مدار آید!
🔥1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
ترک ما کردی ولی با هر که هستی یار باش
مثل من هرگز نکن با او کمی دلدار باش
کم گذاشتی نازنین یک عمر برای عشق خود
لااقل یکدم بساز با عشق او بسیار باش.
ترک ما کردی ولی با هر که هستی یار باش
مثل من هرگز نکن با او کمی دلدار باش
کم گذاشتی نازنین یک عمر برای عشق خود
لااقل یکدم بساز با عشق او بسیار باش.
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
قدم بزن همه ی شهر را به پای خودت
و گریه کن وسط کافه ها برای خودت
تو خود علاج غم و درد بیشمار خودی
برو طبیب خودت باش و مبتلای خودت
قدم بزن همه ی شهر را به پای خودت
و گریه کن وسط کافه ها برای خودت
تو خود علاج غم و درد بیشمار خودی
برو طبیب خودت باش و مبتلای خودت
🔥1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا
دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا
بگذار بسوزم که در این سینه ی دلگیر
جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا
چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا
دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا
بگذار بسوزم که در این سینه ی دلگیر
جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا
🔥1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
شعر می گویم ولی آن را نخوانی بهتر است
گفتم از پیشم برو، اما بمانی بهتر است
عشق را در سینه ام عمری ست پنهان می کنم
دوستت دارم، اما شاید ندانی بهتر است
شعر می گویم ولی آن را نخوانی بهتر است
گفتم از پیشم برو، اما بمانی بهتر است
عشق را در سینه ام عمری ست پنهان می کنم
دوستت دارم، اما شاید ندانی بهتر است
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم،
مگر دشمن کند این ها که من با جان خود کردم.
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری،
غلط می گفت؛ خود را کشتم و درمان خود کردم.
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم،
مگر دشمن کند این ها که من با جان خود کردم.
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری،
غلط می گفت؛ خود را کشتم و درمان خود کردم.
❤1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
چه کسی می داند
که تو در پیله تنهایی خود، تنهایی؟
چه کسی می داند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیلهات را بگشا؛
تو به اندازه ی پروانه شدن، زیبایی.
چه کسی می داند
که تو در پیله تنهایی خود، تنهایی؟
چه کسی می داند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیلهات را بگشا؛
تو به اندازه ی پروانه شدن، زیبایی.
🕊1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم،
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم.
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا،
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم.
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم،
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم.
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا،
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم.