ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
مسئله زندهبودن و این دم کشیدن نیست
به هر قیمتی در قعرِ این آوار زیستن نیست
مقدّستر زِ جان، آن شعلهیِ پنهانِ باور بود
همان نوری که تاوانش به جز خاموش گشتن نیست…
مسئله زندهبودن و این دم کشیدن نیست
به هر قیمتی در قعرِ این آوار زیستن نیست
مقدّستر زِ جان، آن شعلهیِ پنهانِ باور بود
همان نوری که تاوانش به جز خاموش گشتن نیست…
🔥1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
میکشی از ته دل آه شدیدی به درک.
بی من این راه تو را گم تر ازین خواهد کرد،
مدتی هست به بنبست رسیدی، به درک.
نوشدارو شدی اما به گمانم قدری
دیر بالای سَرِ کُشته رسیدی، به درک.
میکشی از ته دل آه شدیدی به درک.
بی من این راه تو را گم تر ازین خواهد کرد،
مدتی هست به بنبست رسیدی، به درک.
نوشدارو شدی اما به گمانم قدری
دیر بالای سَرِ کُشته رسیدی، به درک.
⚡1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
وای بر ما که در این حادثه ها پیر شدیم
آنقدر زجر کشیدیم ز جان سیر شدیم
هرچه اندوه و غم و حسرت و افسوس رسید
سهم ما بود و چنین با همه درگیر شدیم
وای بر ما که در این حادثه ها پیر شدیم
آنقدر زجر کشیدیم ز جان سیر شدیم
هرچه اندوه و غم و حسرت و افسوس رسید
سهم ما بود و چنین با همه درگیر شدیم
🔥1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
در نگاه خلق، از ديوانگان كم نيستم
فكر زخمى دیگرم، دنبال مرهم نيستم
ظاهرم چون بيد مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زير انداختم؛ خم نيستم
در نگاه خلق، از ديوانگان كم نيستم
فكر زخمى دیگرم، دنبال مرهم نيستم
ظاهرم چون بيد مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زير انداختم؛ خم نيستم
💯1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
شکستن شرطِ اول بود برایِ بیکران گشتن
زِ قعرِ چاهِ تنهایی، به سویِ آسمان گشتن
نترس از این سقوطِ تلخ، که تقدیرت چنین میخواست:
میانِ شعلهور بودن، ستارهنشان گشتن!
شکستن شرطِ اول بود برایِ بیکران گشتن
زِ قعرِ چاهِ تنهایی، به سویِ آسمان گشتن
نترس از این سقوطِ تلخ، که تقدیرت چنین میخواست:
میانِ شعلهور بودن، ستارهنشان گشتن!
🔥1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
بزن زخم و بزن خنجر، که من پولاد میگردم
از این آوارِ پیدرپی، بنایی شاد میگردم
سقوطم نردبانی شد که تا هفتآسمان بروم
زِ بندِ هر چه بود و هست، من آزاد میگردم
بزن زخم و بزن خنجر، که من پولاد میگردم
از این آوارِ پیدرپی، بنایی شاد میگردم
سقوطم نردبانی شد که تا هفتآسمان بروم
زِ بندِ هر چه بود و هست، من آزاد میگردم
⚡1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
هیچ میدانی که بختم درمیانِ فال توست
چشم های بیقرارم تا ابد دنبال توست
حال تو بهتر شود ، هر لحظه بهتر میشوم
خوبی این حال من در خوبی احوال توست.
هیچ میدانی که بختم درمیانِ فال توست
چشم های بیقرارم تا ابد دنبال توست
حال تو بهتر شود ، هر لحظه بهتر میشوم
خوبی این حال من در خوبی احوال توست.
❤1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
مالک جانم شدی با اینکه یارم نیستی
در دلم همواره هستی در کنارم نیستی
هر طرف را بنگرم تصویر زیبای تو بود
انتخابم هستی و در اختیارم نیستی.
مالک جانم شدی با اینکه یارم نیستی
در دلم همواره هستی در کنارم نیستی
هر طرف را بنگرم تصویر زیبای تو بود
انتخابم هستی و در اختیارم نیستی.
💔2
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها.
من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش هستم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها.
⚡1
ــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــــ✾়়ٍُُৃ়ৃৃৃ়়ِۘ෴ــ
ای یاد دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز.
ای یاد دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز.
🔥1