Forwarded from آهنگ قدیمی | نوستالژی | سمفونی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from "' سخن آشنا "'
Soroush_Izadi___سروش_ایزدی___ای_وطن.webm
12.8 MB
بانو سروش ایزدی و
تصنیف زیبای ای وطن...
ای وطن ای حب تو آیین من
دوستی ات کیش من و دین من
دولت و اقبال تو پاینده باد!
نام بلندت به جهان زنده باد!
مجله فرهنگی هنری کلک خیال ↙️
@kelke_khiyal
تصنیف زیبای ای وطن...
ای وطن ای حب تو آیین من
دوستی ات کیش من و دین من
دولت و اقبال تو پاینده باد!
نام بلندت به جهان زنده باد!
مجله فرهنگی هنری کلک خیال ↙️
@kelke_khiyal
با_من_صنما_دل_یک_دله_کن__استاد_شجریان_.mp4
13.5 MB
تصنیف فوقالعاده زیبا و دلنشین با من صنما
کلام : مولانا صدای استاد شجریان
کلام : مولانا صدای استاد شجریان
رقص_دختران_دبیرستانی_در_زمان_شاه.webm
13.9 MB
رقص دلکش دختران دبیرستانی زمان_
شاه با آهنگی زیبا از گوگوش
آهای دختر دريابازم صبح شده پيدا
پاشو چشماتو وا كن تو دريا رو نگاه كن
مي خواد بنشينه خورشيد توي مرمر دستت
صدف ميريزه نم نم از اون چشماي مستت
شاه با آهنگی زیبا از گوگوش
آهای دختر دريابازم صبح شده پيدا
پاشو چشماتو وا كن تو دريا رو نگاه كن
مي خواد بنشينه خورشيد توي مرمر دستت
صدف ميريزه نم نم از اون چشماي مستت
سهم تان را از آگاهی و دانایی بگیرید!
تازه ها و برگزیده های هنر، ادبیات و موسیقی با ما در مجله کلک خیال کلیک کرده به ما بپیوندید ↙
https://telegram.me/joinchat/CYESUjvxlGkzcBl3KCSNrA
تازه ها و برگزیده های هنر، ادبیات و موسیقی با ما در مجله کلک خیال کلیک کرده به ما بپیوندید ↙
https://telegram.me/joinchat/CYESUjvxlGkzcBl3KCSNrA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای نور چشم من
سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است
بنوشان و نوش کن!
تسبیح و خرقه
لذت مستی نبخشدت
همت در این عمل
طلب از می فروش کن
ساقی که جامت
از می صافی تهی مباد،
چشم عنایتی
به من دردنوش کن!
سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است
بنوشان و نوش کن!
تسبیح و خرقه
لذت مستی نبخشدت
همت در این عمل
طلب از می فروش کن
ساقی که جامت
از می صافی تهی مباد،
چشم عنایتی
به من دردنوش کن!
Forwarded from "' سخن آشنا "'
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔺🔺
⭕️ دونوازی تار و سنتور اساتید برجسته
🔹 محمدرضا لطفی، فرامرز پایور
▫️ مایه ی شور
🔸اجرای خصوصی : منزل هوشنگ ابتهاج
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
مجله فرهنگی هنری کلک خیال
https://t.me/KELKE_KHIYAL
⭕️ دونوازی تار و سنتور اساتید برجسته
🔹 محمدرضا لطفی، فرامرز پایور
▫️ مایه ی شور
🔸اجرای خصوصی : منزل هوشنگ ابتهاج
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
مجله فرهنگی هنری کلک خیال
https://t.me/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه!
هرگز شب را باور نکردم
که در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم
در فرصت میان ستاره ها
شلنگ انداز
رقصی می کنم
دیوانه
به تماشای من بیا!
شاملو
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/KELKE_KHIYAL
هرگز شب را باور نکردم
که در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم
در فرصت میان ستاره ها
شلنگ انداز
رقصی می کنم
دیوانه
به تماشای من بیا!
شاملو
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
گویا در این کسادی بهار
هنوز از تو چیدن را دوست تر دارم
تا ایستادن زیر یک درخت پر شکوفه را
گویا در این همه عطر باران
هنوز زیر اشک های تو خیس ماندن را بیشتر دوست دارم
حالا دیگر وقت تو را بوییدن شده است
کمی به چشم هایم خیره بمان
تا برای هزار بهار دیگر
عکسی از شکوفه چشم هایت را
در خود به یادگار گذاشته باشم...
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/KELKE_KHIYAL
هنوز از تو چیدن را دوست تر دارم
تا ایستادن زیر یک درخت پر شکوفه را
گویا در این همه عطر باران
هنوز زیر اشک های تو خیس ماندن را بیشتر دوست دارم
حالا دیگر وقت تو را بوییدن شده است
کمی به چشم هایم خیره بمان
تا برای هزار بهار دیگر
عکسی از شکوفه چشم هایت را
در خود به یادگار گذاشته باشم...
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
092-Marziyeh & Banan@MousighiGolha
GJ
🌺🌹🌺
بده ساقی می باقی
که در جنت نخواهی یافت...
گلهای جاویدان :
برنامه ش 92
کلام : حافظ
خوانندگان : مرضیه بنان
اساتید : عبادي-کسایی-تجويدي محجوبي - تهرانی گوینده : روشنک
🌺🌹🌺
♨️ @kelke_khiyal ♨️
بده ساقی می باقی
که در جنت نخواهی یافت...
گلهای جاویدان :
برنامه ش 92
کلام : حافظ
خوانندگان : مرضیه بنان
اساتید : عبادي-کسایی-تجويدي محجوبي - تهرانی گوینده : روشنک
🌺🌹🌺
♨️ @kelke_khiyal ♨️
Forwarded from "' سخن آشنا "'
GS-042
Sima Bina
گلهای صحرایی برنامه 42 : سیما بینا آهنگهایی قدیمی و بسیار زیبا همراه با ترانه شناخته شده :
بیا دلبر شرابم ده
شرابم ده کبابم ده
به آهنگ ربابم ده
از آن لبها جوابم ده
عزیزم مردم ای دلبر
@kelke_khiyal
بیا دلبر شرابم ده
شرابم ده کبابم ده
به آهنگ ربابم ده
از آن لبها جوابم ده
عزیزم مردم ای دلبر
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سیاوش شجریان ( از این به بعد استاد را با نام پیشین نام اصیل ایرانی اش می خوانیم ) تصویری در کنار آرامگاه کوروش بزرگ - ( با تصنیف جان جهان ) همراه ابراز احساسات تنی چند از دوستداران استاد
@kelke_khiyal
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
صعود به جام جهانی روسیه
مانا نیستانی
راهیابی غرورآفرین و افتخار آمیز تیم ملی فوتبال کشورمان به بازی های جام جهانی شادباش و فرخنده باد و تا باد چنین بادا 🌷❤️🌹🌸💐
@kelke_khiyal
مانا نیستانی
راهیابی غرورآفرین و افتخار آمیز تیم ملی فوتبال کشورمان به بازی های جام جهانی شادباش و فرخنده باد و تا باد چنین بادا 🌷❤️🌹🌸💐
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
" هیچ زورقی چون کتاب نیست "
هیچ زورقی چون کتاب نیست
که آدمی را به سرزمین های دوردست سوق دهد
و نه هیچ سمند چابک و چالاک تواند
که چون ابیات پر جست و خیز شعر
آدمی را به تماشا و تفرج برد
این سفری است که هر مسکین بینوا می تواند
بی هیچ باج و خراج برای خود فراهم کند
و براستی این کالسکه کتاب
که مرکب روح آدمی است
چه کرای ارزانی دارد.
#امیلی_دیکنسون:::
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/KELKE_KHIYAL
هیچ زورقی چون کتاب نیست
که آدمی را به سرزمین های دوردست سوق دهد
و نه هیچ سمند چابک و چالاک تواند
که چون ابیات پر جست و خیز شعر
آدمی را به تماشا و تفرج برد
این سفری است که هر مسکین بینوا می تواند
بی هیچ باج و خراج برای خود فراهم کند
و براستی این کالسکه کتاب
که مرکب روح آدمی است
چه کرای ارزانی دارد.
#امیلی_دیکنسون:::
✅ ⚜ 🍃🍂🍃🍂🍃🍂
https://t.me/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
_D9_85_D9_88_D8_B3_DB_8C_D9_82_D.3gp
12.3 MB
شادیانه های زیبای لری
آوای دلنشین بانو فرزانه گلزاری، موسیقی شاد و ناب فولکلر بختیاری
پیشکش به همه اهالی سرزمین ایران؛ لرل باصفا به ویژه دوست نازنینم موسوی جان شادی هاتون پایدار 🌷🌸
@kelke_khiyal
آوای دلنشین بانو فرزانه گلزاری، موسیقی شاد و ناب فولکلر بختیاری
پیشکش به همه اهالی سرزمین ایران؛ لرل باصفا به ویژه دوست نازنینم موسوی جان شادی هاتون پایدار 🌷🌸
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
تاملات نیمشبی در آستانهی تولدی دیگر
چهلسالگی آغازی است بر پایان. میدانم که حتا چهار روزگی هم آغازی است بر پایان و به قول شوپنهاور زندگی مرگ به تعویقافتاده است اما با این حال چهل سالگی شاید بیش از هر زمان دیگری یادآوری میکند که پایان شروع شده است. این را منی که چند روز دیگر ۴۳ سالگیام پایان مییابد بیش از پیش درک کردهام.
چهل سالگی حتا با سیونهساله بودن فرق دارد؛ با سیونهسال و یازدهماه و بیستونهروزهبودن هم متفاوت است . در چهل سالگی گویا به نوک قله میرسی. پنج دقیقه هم تا نوک قله مانده باشد باز به نوک قله نرسیدهای چرا که هنوز آن طرف قله را نمیبینی. چهلسالگی لحظهای است که نوک قله ایستادهای و پایین را میبینی و سرازیرشدن را حس میکنی.
اگر تا دیروز به کارهای کردهات فکر میکردی امروز به کارهای نکردهات میاندیشی و شاید بیش از هر زمانی دربیابی که به قول شوپنهاور زندگی نوسانی بین ملالت و رنج بوده است و بیش از هر زمان به این میاندیشی که چگونه از این چرخهی ملالت و رنج نجات بیابی. شوپنهاور هنر و همچنین شفقت بر خلق را راهی به رهایی میدانست و عجیب آنکه این شفقت بر خلق را خودش کمتر تجربه کرد و سگش را از همهی اطرافیانش بیشتر دوست میداشت.
آری! چهل سالگی رسیدن به نوک قله است. حتا اگر مذهبی نباشی شاید درک کنی که چرا هنوز بسیاری از آدمیان مذهب را دوست دارند و به قول یالوم با حس ترحم بیشتری به مذهبیهایی فکر میکنی که برای گریز از مرگ، زندگی پس از مرگ را در ذهن و ضمیرشان برجسته میکنند و به قول اونامانو «درد جاودانگی» دارند.
چهل سالگی برای من دقیقا مصادف با روزهایی شد که پس از بیش از دو دهه زندگی مومنانه و باورمندی به خدا و زندگی پس از مرگ و مذهب ناگهان ایمان خود را به صورت کامل از دست دادم و دانستم در چرخهی ملالت و رنجم فریادرسی نیست و خدایی در این نزدیکیها نیست که به ریسمانش چنگ بزنم. در میان فشار رنج و ملالت بیش از هر زمان احساس کردم که « نجاتدهنده در گور خفته است» و کسی نیست که دستت بگیرد و از این تنگنا بیرونت ببرد.
رهایی و حس خوب معنوی برای من زمانی ایجاد شد که تنهاییام را با تمام وجود حس کردم و دانستم که در سختترین لحظات زندگیام از عالم بالا گوش شنوایی و متکایی و دستگیری نیست. اینجا بود که از شانههای خداوند پایین آمدم و شروع به راهرفتن بر پاهای خودم کردم.
مولانا میگفت:
طفل تا پویا و تا گویا نبود
مرکبش جز گردن بابا نبود
چون فضولی کرد و دست و پا نمود
در عنا افتاد و در کور و کبود
و میگفت ما تا وقتی بر شانههای این پدر- خداوند هستیم آرامش داریم و اگر فضولی کنیم و گمان کنیم دستوپایی داریم و از شانههای پدر پایین بیاییم در رنج و کوروکبود میافتیم.
من در چهل سالگی از شانههای خداوند پایین آمدم و بر روی پا ایستادم و معنویت و سبکبالیای را تجربه کردم که هیچگاه در زمان خداباوریام تجربه نکرده بودم. از آن روزها سه سال میگذرد و بیش از پیش دریافتهام که پادزهر این رنجی که از سرشت سوگناک هستی میبریم همانا به قول شوپنهاور مهربانی با خلق است.
درست است کسی در آن بالا مراقبمان نیست اما ما همدیگر را داریم و با هم مهربانیم. درخت و کوه و رودخانه و سگ و تو، همه ماییم. ما با هم مهربانیم.
بهزاد مهرانی
@kelke_khiyal
چهلسالگی آغازی است بر پایان. میدانم که حتا چهار روزگی هم آغازی است بر پایان و به قول شوپنهاور زندگی مرگ به تعویقافتاده است اما با این حال چهل سالگی شاید بیش از هر زمان دیگری یادآوری میکند که پایان شروع شده است. این را منی که چند روز دیگر ۴۳ سالگیام پایان مییابد بیش از پیش درک کردهام.
چهل سالگی حتا با سیونهساله بودن فرق دارد؛ با سیونهسال و یازدهماه و بیستونهروزهبودن هم متفاوت است . در چهل سالگی گویا به نوک قله میرسی. پنج دقیقه هم تا نوک قله مانده باشد باز به نوک قله نرسیدهای چرا که هنوز آن طرف قله را نمیبینی. چهلسالگی لحظهای است که نوک قله ایستادهای و پایین را میبینی و سرازیرشدن را حس میکنی.
اگر تا دیروز به کارهای کردهات فکر میکردی امروز به کارهای نکردهات میاندیشی و شاید بیش از هر زمانی دربیابی که به قول شوپنهاور زندگی نوسانی بین ملالت و رنج بوده است و بیش از هر زمان به این میاندیشی که چگونه از این چرخهی ملالت و رنج نجات بیابی. شوپنهاور هنر و همچنین شفقت بر خلق را راهی به رهایی میدانست و عجیب آنکه این شفقت بر خلق را خودش کمتر تجربه کرد و سگش را از همهی اطرافیانش بیشتر دوست میداشت.
آری! چهل سالگی رسیدن به نوک قله است. حتا اگر مذهبی نباشی شاید درک کنی که چرا هنوز بسیاری از آدمیان مذهب را دوست دارند و به قول یالوم با حس ترحم بیشتری به مذهبیهایی فکر میکنی که برای گریز از مرگ، زندگی پس از مرگ را در ذهن و ضمیرشان برجسته میکنند و به قول اونامانو «درد جاودانگی» دارند.
چهل سالگی برای من دقیقا مصادف با روزهایی شد که پس از بیش از دو دهه زندگی مومنانه و باورمندی به خدا و زندگی پس از مرگ و مذهب ناگهان ایمان خود را به صورت کامل از دست دادم و دانستم در چرخهی ملالت و رنجم فریادرسی نیست و خدایی در این نزدیکیها نیست که به ریسمانش چنگ بزنم. در میان فشار رنج و ملالت بیش از هر زمان احساس کردم که « نجاتدهنده در گور خفته است» و کسی نیست که دستت بگیرد و از این تنگنا بیرونت ببرد.
رهایی و حس خوب معنوی برای من زمانی ایجاد شد که تنهاییام را با تمام وجود حس کردم و دانستم که در سختترین لحظات زندگیام از عالم بالا گوش شنوایی و متکایی و دستگیری نیست. اینجا بود که از شانههای خداوند پایین آمدم و شروع به راهرفتن بر پاهای خودم کردم.
مولانا میگفت:
طفل تا پویا و تا گویا نبود
مرکبش جز گردن بابا نبود
چون فضولی کرد و دست و پا نمود
در عنا افتاد و در کور و کبود
و میگفت ما تا وقتی بر شانههای این پدر- خداوند هستیم آرامش داریم و اگر فضولی کنیم و گمان کنیم دستوپایی داریم و از شانههای پدر پایین بیاییم در رنج و کوروکبود میافتیم.
من در چهل سالگی از شانههای خداوند پایین آمدم و بر روی پا ایستادم و معنویت و سبکبالیای را تجربه کردم که هیچگاه در زمان خداباوریام تجربه نکرده بودم. از آن روزها سه سال میگذرد و بیش از پیش دریافتهام که پادزهر این رنجی که از سرشت سوگناک هستی میبریم همانا به قول شوپنهاور مهربانی با خلق است.
درست است کسی در آن بالا مراقبمان نیست اما ما همدیگر را داریم و با هم مهربانیم. درخت و کوه و رودخانه و سگ و تو، همه ماییم. ما با هم مهربانیم.
بهزاد مهرانی
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بابک ثابتیان و اجرای چهارمضراب ابوعطای استاد صبا و بداهه ای کوتاه و تصنیف بهار دلکش درویش خان با ساز ابداعی " دل و دل " استاد شجریان
در ادامه استاد نکاتی آموزنده درین باره میگوید.
@kelke_khiyal
در ادامه استاد نکاتی آموزنده درین باره میگوید.
@kelke_khiyal