آواها و نواها
108 subscribers
37 photos
92 videos
38 files
79 links
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
Download Telegram
Forwarded from "' سخن آشنا "'
ببینید تا چه اندازه انسان موفقی هستین!!! 🌺🌺🌺
بیماری استاد شجریان از آغاز تا ...

استاد شجریان و هفتاد و نهمین سالروز تولد

سالگردها این ویژگی را دارند که‌ به آدمیان خاطرنشان می‌کنند در کجا ایستاده‌اند، چه مسیری را طی‌ کرده‌اند و چند سالی از عمر را گذرانده‌اند. این یادآوری هنگامی که به بزرگان فرهنگ و هنر و علم می‌رسد وضعیتی دگرگونه پیدا می‌کند و وقتی هم توجه به شخصیتی جلب می‌شود که اکنون در بستر بیماری است و هر روز صدا و آوایش در هر گوشه و کنار این دنیا به گوش نیوش نه تنها ایرانیان، که فارسی زبانان می‌رسد، کنجکاوی‌ها افزون‌تر می‌شود. به همین دلیل است که جامعه فرهنگی همچنان کنجکاو است بداند وضعیت جسمی استاد نامدار آواز ایران و بیماری مهلکی که بر جانش چنگ انداخته است، چگونه است و آیا امیدی به بازگشت استاد، نه به صحنه آواز و موسیقی، که حداقل به صحنه زندگی طبیعی هست؟

بیماری از کجا آغاز شد؟

آنهایی که زندگی استاد شجریان ( تولد ۱ مهر ۱۳۱۹) را جدی‌تر دنبال می‌کنند به خاطر دارند که استاد شجریان از بهار ۱۳۸۰ و در کنسرتی که به آمریکا داشتند دچار بیماری و مجبور به عمل جراحی برای برداشتن یکی از کلیه‌های خودشان شدند.

در آن سال روزنامه همشهری در نوشته‌ای به قلم اسرافیل شیرچی،( ۵ تیر ۱۳۸۰)خوشنویس برجسته معاصر، که در همان روزها به آمریکا سفر کرده بود، به شکلی بسیار سربسته خبر را منتشر کرد.

آقای شیرچی در یادداشت خود با اشاره به تجربه‌های استاد شجریان در خوشنویسی و کسب محضر یکی از خوشنویسان نامدار آن دوران، سید حسن میرخانی، از حلقه شاگردان آن استاد، خبر داد که استاد شجریان هم از جمله آنها بود. حلقه‌ای که استادانی چون امیرخانی، احصایی، خروش، سلحشور و واشقانی در کنار شجریان هم خوشنویسی می‌آموختند و هم درس عرفان و محبت و هنر.

در همان نوشته آقای شیرچی از زمزمه‌های از روی نگرانی از گوشه و کنار عالم خبر داد که «استاد دچار کسالت مزاج شده است» و به دیداری که سال گذشته با ایشان داشتند اشاره کرده و شعری از حافظ را به نقل از استاد شجریان نوشت:

دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوش
یارب نوشته بد، از یار ما بگردان

و سپس نوشت: «الان که خبر کسالت آن فرزانه خردمند را شنیدم، نیک دریافتم که شعر بالا دعای همه دوستداران و طرفداران هنر ایرانی و استاد است که نثار ایشان باشد تا زودتر بهبودی یابد و صدای پرطنینش را برای مردم سر دهد».

آن دوران طی شد و دعای مردم ایران، یار استاد بود که او بهبودی یافت و توانست مجموعه کنسرت‌هایی را با استادان حسین علیزاده، کیهان کلهر و تنبک همایون ادامه دهد که از جمله آنها کنسرت معروف در حمایت از کمک به زلزله‌زدگان بم بود که به طرح باغ هنر بم هم انجامید که استاد دنبال ساخت آن بودند. این طرح زمانی به بهره‌برداری رسید که استاد سخت بیمار و خانه نشین شده بودند.



تابستان ۹۴ و آغاز بیماری سخت‌جان

پس از این کنسرت نیز آقای شجریان با گروه شهنازی کنسرت‌های متعددی برگزار کرد تا تابستان ۱۳۹۴ که خبری در محافل هنری پیچید که استاد به بیماری سختی دچار شده است.

در واقع تیرماه سال ۱۳۹۴ بود که استاد در ساکرامنتو کالیفرنیا حضور داشتند و خود را آماده کنسرتی در شهر قونیه و تولد مولانا می‌کردند. اما به یکباره به سردردی شدید دچار شدند و حضور در بیمارستان و طی مراحل تشخیص پزشکی خبری تاسف‌بار را برای همه در پی داشت. خبری که البته تا شش ماه و قبل از نوروز ۱۳۹۵ جز معدودی از دوستان و یاران نزدیکش نمی‌دانستند. این رخداد سبب شد تا کنسرت آقای شجریان در قونیه لغو شود. استاد البته یکبار به ایران هم رفتند و در بازگشت از کنسرت گروه دستان در ساکرامنتو هم دیدن کردند و نشانه‌های ظاهری، همه از سلامت او خبر می‌داد.

برهم خوردن سفر ارمنستان و پیام نوروزی با ظاهری متفاوت

همین نشانه‌های ظاهری به همراه روحیه سخت و مقاومی که شجریان داشت، به او آموخته بود که نباید مقابل بیماری کمر خم کرد و لذا برنامه سفر به ارمنستان و اجرای کنسرت در ایروان را هم تدارک دید و قرار بود با اضافه کردن سعید ‌فرج‌پوری به گروه شهناز، کنسرتی متفاوت‌تر را به پیش ببرند. دلیل برگزاری کنسرت در ارمنستان هم به موضع‌گیری‌های استاد شجریان بعد از وقایع سال ۸۸ باز می‌گشت که سبب شد در ایران به او نه تنها مجوز کنسرت ندهند که حتی مجوز آلبوم و سی دی هم ندهند و نوای ربنای او را هم از تلویزیون قطع کنند. این ممنوعیت‌ها سبب شد تا او که همه‌گاه خود را خاک پای مردم ایران می‌دانست، نزدیک‌ترین کشور به ایران که هزینه‌های اقامت کمتری هم برای مسافران در پی داشته باشد را انتخاب کند. شهر ایروان در ارمنستان. تالار بزرگی هم اجاره شد و مقدمات کار فراهم شد، یکی دو تصنیف تازه هم به گروه و از جمله آقایان سعید فرج‌پوری و مجید درخشانی سفارش داده شد، اما در حالی که گروه خود را آماده سفر می‌کردند خبر دیگری در راه بود تا نه تنها کنسرت تعلیق و تعطیل شود
T.ME/AVAHA
که حتی هزینه‌های اجاره تالار نیز پرداخت شود و بلیت‌های خرید هواپیما نیز عودت داده شود.

نوروز ۹۵ بود که برای نخستین بار خود استاد با سری تراشیده در یک ویدئوی کوتاه ظاهر شد و از مهمانی سخن گفت که «پانزده سال است در تن او منزل کرده است». مهمانی که ایرانیان بسیاری را اندوهگین کرد. هم آنانی که صدای شجریان را صدای اعتراض و فریاد می‌دانستند و هنگام غم‌های سنگین و سترگ از قشر و طبقه‌ای به صدایش پناه می‌بردند. این مهمان سرطانی بود که این بار سماجت و مقاومت استاد را درهم شکست. شجریانی که بسیاری او را یکی از سرسخت‌ترین افراد در دستیابی به هر هدفی می‌دانستند و خود نیز در مصاحبه‌هایش می‌گفت که گاه روزی چندین ساعت برای هر کاری (از خوشنویسی تا پرورش گیاه و سازسازی و نواختن سنتور و ...) وقت صرف می‌کرد تا آن کار را به هدف برساند و بهترین کیفیت را به دست آورد، اکنون با چیزی مواجه شده بود که چاره‌ای برای ‌آن نداشت.

سفر به ایران و مراقبت‌هایی که نتیجه نداد

چند ماهی در آمریکا ماند تا بتواند از طریق متخصصان و امکاناتی که در بیمارستان‌های مجهز کالیفرنیا فراهم بود کار را به پیش ببرد. عکس‌هایی که از آن روزها در فضای مجازی دست به دست می‌شد امیدواری‌هایی را در دل‌ها برانگیخت اما از میانه‌های تابستان مشخص شد که بیماری قرار نیست کنار بکشد و استاد تصمیم گرفت به ایران برود.

در ایران استقبال خوبی از او شد، وزارت بهداشت امکانات خوبی برایش در نظر گرفت و عکس‌های اولیه منتشره هم حکایت از امیدواری‌های مثبتی می‌کرد، اما به مرور این امیدها رنگ باخت و کار به نحوی جلو رفت که حتی تنها اقوام و نزدیکان او می‌توانستند به دیدارش بروند. یکی دو عکس از او در هنگام چیدن گل و گیاه و تکیه به شانه همایون یا فرزند دیگرش رایان منتشر شد و پس از آن تقریبا جز خبرهای گاه‌ به گاهی که از اوضاع جسمی و پیشرفت بیماری خبر می‌داد چیز دیگری منتشر نشد.

در همین مدت به آلبومش در سالگرد درگذشت پرویز مشکاتیان مجوز انتشار دادند و در رونمایی آن آلبوم (طریق عشق) همایون خواند و گریست. سپس مصاحبه‌ای مفصل از او در روزنامه ایران منتشر شد. مصاحبه‌ای که تقریبا آخرین مصاحبه او به شمار می‌رفت و بعد از آن دیگر جز معدود اخبار و یکی دو عکس نه چندان مناسب چیزی دیگر انعکاس رسانه‌ای نداشت.

اکنون می‌توان حال استاد شجریان را به وضعیت استاد فرامرز پایور شبیه دانست که تقریبا نزدیک به یک دهه به همین وضعیت زندگی کرد. ایرانیان هر روز آوازها و تصنیف‌های مختلفی از این پهلوان آواز را می‌شنوند و از این صدای بی‌نظیر لذت می‌برند وقطعا به جانش دعا می‌کنند و منتظر روزی‌اند که او این بیماری مهلک و جانسوز را پشت سر بگذارد و به میان مردم بازگردد.

T.ME/AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
فرهنگ و زندگی

با ۹ جمله و عبارت می‌توانید
اضطراب را از خود دور کنید

اضطراب و نگرانی یک اختلال جهانی است. انجمن روان‌شناسی آمریکا این احساس را «با مشخصه هایی مثل تنش، افکار نگران‌کننده، و تغییرات فیزیکی مثل بالا رفتن فشار خون» توصیف می کند. بیشتر مردم نیز حد اقل در یک برهه از زندگی آن را تجربه می کنند.

به گزارش هافینگتون پست، خیلی از مردم این حالات را طبیعی و بخشی از زندگی می پندارند و به آن بی اعتنایی می کنند. در حالی که اگر اضطراب به موقع درمان نشود، می تواند زندگی یک فرد را فلج کند. اضطراب می تواند عوارضی مثل سرگیجه، حالت تهوع، سردرد، دل درد، وحشت‌زدگی، و حتی بیشتر داشته باشد، که تمام آن زندگی و انجام خیلی از کارهای روزانه را سخت و گاهی غیر ممکن می سازد.

خوشبختانه راه هایی برای مبارزه با اضطراب و نگرانی هست که می تواند کمک کند. روان‌درمانی، مدیتیشن، و ترکیب هر دو خیلی مفید است.

کارشناسان همچنین استفاده از عبارت‌هایی که تکرار آنها به آرام شدن و کاهش اضطراب کمک می‌کند را نیز پیشنهاد داده اند.

این‌ها ۹ عبارتی هستند که خود کارشناسان امتحان کرده و مهر تأئید خود را بر آنها زده اند:

۱. من ... هستم.

و جای خالی را با کلمات مثبت و همدردانه پر کنید، مثل «من صبور هستم»، «من دلسوز هستم»، «من از خودگذشته هستم» و غیره.

۲. این نیز بگذرد.

و با هر دم و بازدم این عبارت را در ذهن خود تکرار کنید.

۳. من قوی هستم و لیاقت چیزهای قدرتمند دارم.

بسته به موقعیت می توانید زیبا را جایگزین قدرتمند کنید.

۴. به خودت نگیر.

این در زمانی مفید است که فکر می کنید کسی نسبت به کار یا محصولی که شما ارائه داده اید قضاوت می کند.

۵. همه چیز خوب است.

گاهی لازم است که به خود یادآوری کنید که همه چیز خوب خواهد بود.

۶. سپاسگزارم.

از چیزهای خوبی که در زندگی دارید قدردانی کنید.

۷. آرام شو.

گفتن این عبارت به فرد دیگر، تأثیر ندارد و شاید حتی بی‌ادبانه باشد. ولی تکرار آن برای خود هنگام تمرین نفس کشیدن می تواند خیلی مفید باشد.

۸. تو دوست‌داشتنی هستی.

این عبارت در مواقعی مفید است که از سوی نزدیکان خود احساس ناراحتی و اضطراب می کنید.

۹. امروز چه چیزی را می توانم تجربه کنم که باعث هیجان و حیرت من شود؟

دنبال کارها و چیزهایی در زندگی بگردید که شادی آفرین و هیجان انگیز هستند.

و تکرار این عبارات هنگام مدیتیشن و یا تنفس ریتم دار می تواند در آرامش اعصاب و رفع اضطراب به شما کمک کند.

در کل سعی کنید بر چیزهای مثبت زندگی، نه بر مشکلات و چیزهای منفی آن تمرکز کنید...

T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
شش مهارت زندگی که موفقیت آینده شما را متحول خواهد کرد...
🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃

T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
رازهای باورنکردنی سلامت بدن : افرادی که جوانتر از سن‌شان به نظر می‌رسند طولانی‌تر عمر می‌کنند!!؟

سلامتی مهمترین موضوع انسان در زندگی است، به همین دلیل است که بسیاری از ما هر روز تلاش می‌کنیم چیزهای جدیدی یاد بگیریم تا به ما کمک کنند طولانی‌تر سالم بمانیم. امروزه به نظر می‌رسد که دانشمندان همه چیز را در مورد بدن انسان می‌دانند، اما این واقعا درست نیست. به عنوان مثال اخیرا پزشکان متوجه شده‌اند که نخوردن صبحانه هیچ تأثیری بر سلامتی بدن ندارد و هنگامی که شما سردتان می‌شود، وزن کم می‌کنید!

در اینجا به برخی از اکتشافات پزشکی در سال‌های اخیر اشاره می‌کنیم و مواردی را مطرح می‌کنیم که ممکن است تصور شما را از سلامتی و شیوه زندگی‌تان تغییر دهد.

زنان بیش از مردان نیاز به خواب دارند

محققان کشف کردند که بر خلاف مردان، زنان نیاز به خواب بیشتری دارند. به نظر می‌رسد، این نظریه این موضوع را در سایه قرار می‌دهد که اگر زنان خواب کافی نداشته باشند هم توانایی‌های فیزیکی و ذهنی‌شان بیشتر از مردان است. به گفته مایکل برییوس کارشناس خواب، به دلیل کم‌‌خوابی، زنان بیشتر به افسردگی دچار می‌شوند و درصد تحریک‌پذیری و حساسیت آنها به شدت بالا می‌رود.

افرادی که جوانتر از سن خود به نظر می‌رسند، طولانی‌تر عمر می‌کنند

دانشمندان دانمارکی بیش از ۳۰۰ دوقلو را در دهه‌های ۷۰، ۸۰ و ۹۰ سن‌شان مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که فقط با نگاه کردن به چهره آنها، می‌توان تشخیص داد که به سن سالخوردگی می‌رسند یا نه. به عبارت دیگر، اگر یک فرد جوانتر از سن واقعی خود به نظر برسد، طولانی‌تر از فردی که بزرگتر از سن واقعی‌اش به نظر می‌رسد، زندگی می‌کند. دانشمندان همچنین ثابت کرده‌اند که این موضوع در DNA افراد برنامه‌ریزی شده است. تکه‌های کلیدی DNA به نام تلومرها، که نشان دهنده توانایی سلول‌ها برای تکثیر هستند، نیز به این معنی است که چگونه یک نفر، جوان به نظر می‌رسد. بنابراین افرادی که جوانتر به نظر می‌رسند، دارای تلومرهای کوتاه‌تری هستند.

عدم صرف صبحانه مشکل‌زا نیست

در سال ۱۹۴۴، یک شرکت تولید‌کننده موادغذایی برای صبحانه، کمپین مبارزاتی را به نام غذای عمومی راه انداخت. به این منظور که فروشگاه‌ها برای افزایش فروش غلات خود، به شبکه‌های رادیویی این تبلیغ را می‌دهند که صبحانه مهمترین وعده روز است و باید مفصل صبحانه خورد. بنابراین غلات هنوز هم محبوب‌ترین غذای صبحانه هستند و متخصصان نیز همچنان تکرار می‌کنند که همه بهتر است صبحانه بخورند. اما تحقیقات پزشکی نشان داده است که صرف صبحانه به سلامتی بدن منجر نمی‌شود و هیچ تاثیری هم کم کردن وزن یا چاقی ندارد. صرف حتمی صبحانه فقط یک تبلیغات است.

برقراری ارتباط با دوستان برای سلامت مردان مفید است

رابین دانبر، روانشناس و مدیر گروه تحقیقاتی علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه آکسفورد ادعا می‌کند که هر مردی نهایتا باید دو بار در هفته با ۴ تا ۵ نفر از دوستان خود دیدار کند. آنها می‌توانند هر زمان که بخواهند وقت خود را به هر طریقی که دوست دارند با هم بگذرانند، از ورزش کردن تا رفتن به بار و زدن چند پیک. دانبار ادعا می‌کند مردانی که دوستان وفاداری دارند، کمتر دچار افسردگی می‌شوند و سیستم ایمنی قویتری دارند.

لرز به هنگام سرما به کاهش وزن کمک می‌کند

دانشمندان موسسه تحقیقات پزشکی گاروان در سیدنی دریافتند که بدن در ۱۰ دقیقه لرزیدن از سرما، برابر با بیش از یک ساعت ورزش، انرژی مصرف می‌کند. این یافته‌های جدید حاصل تحقیقاتی است که بر روی بافت چربی بدن معروف به بافت قهوه‌ای صورت گرفته که اساسا انرژی بدن را ذخیره می‌کند.

دوچرخه‌سواری سیستم ایمنی بدن شما را جوانتر می‌کند

دانشمندان دانشگاه بیرمنگام مطالعه‌ای بر دوچرخه‌سواران ۵۵ تا ۷۹ ساله انجام دادند که روزانه چند ساعت دوچرخه‌سواری می‌کردند. این محققان دریافتند که دوچرخه‌سواری در سنین بالاتر مانع از کاهش توده عضلانی و قوی‌شدن بدن می‌شود. همچنین سطح چربی و کلسترول در بدن ثابت ‌می‌ماند. اما شگفت‌انگیزتر این است که بدن دوچرخه‌سواران‌ سلول‌های ایمنی را در اعدادی قابل مقایسه با ۲۰ سالگی تولید می‌کند. شگفت‌انگیز است زیرا تولید سلول‌های ایمنی از حدود ۲۰ سالگی شروع به کاهش می‌کند. این ثابت می‌کند که دوچرخه‌سواری واقعا سیستم ایمنی بدن را جوان‌تر می‌کند...

T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
قطعنامه / برتولت برشت

نظر به اینکه ما ضعیفیم
برای بندگی ما قانون ساختید
نظر به اینکه دیگر
نمیخواهیم بنده باشیم
قانون شما در آینده باطل است.

تهدید میکنید ما را
تصمیم ما بر اینست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم.

نظر به اینکه
گرسنه خواهیم ماند
اگر زین بیش تحمل کنیم
تا که باز غارت کنید ما را
مصممیم که زین پس
از نان شب که فاقد آنیم
کسی نیست ما را جدا نماید
جز شیشه های ویترین.

نظر به اینکه
خانه های بسیار در هر کجا به پاست ولی ما
بامی بر سر نداریم
تصمیم ما بر اینست
که در این خانه ها بخوابیم
زیرا که دیگر زاغه هامان خوش نمیاید.

نظر به اینکه
ذغالها به خروار در انبارهایتان پر است
ما بی ذغال از سردی زمستان می لرزیم
تصمیم ما بر اینست
که آن ذغال ها را در اختیار گیریم.

نظر به اینکه
موفق نمی شوید ما را دستمزدی کافی دهید
خود کارگاهها را در اختیار خواهیم گرفت.

نظر به اینکه بدون شما
ما را نان کافی خواهد بود
نظر به اینکه با توپ وتفنگ
تهدید می کنید ما را
تصمیم ما بر اینست
کز زندگانی بد بیشتر از مرگ بترسیم.

نظر به اینکه
به گفته های دولت ایمان نداریم
زین پس مصممیم رهبری را خود در دست گیریم و دنیای بهتری سازیم.

نظر به اینکه
تنها زبان توپ را آشنا هستید و به زبان دیگری تکلم نمیکنید
ناچار خواهیم بود لوله های توپ را به طرف شما برگردانیم

T.ME/KELKE_KHIYAL
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر راه مونده تا ما آدما به آدمیت برسیم؟
چقدر باید گلوله شلیک بشه تا اسلحه‌ها برای همیشه جمع بشن؟
دوست من !
این سؤالا بی‌پاسخ می‌مونن
مگه این‌که تو خودت پاسخ اونها باشی...

#انقلاب_آزادی

T.ME/AVAHA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 همصدا شدن سالار عقیلی با نوازندگان خیابانی

🔹 سالار عقیلی، آواز "ایران فدای اشک و خنده‌ی تو..." را در خیابان‌های تجریش کنار یک گروه نوازنده خیابانی خواند.

T.ME/AVAHA
Audio
به روزگاری چنین نابکار با قداره بندانی شمشیر از رو بسته که تسمه از گرده جامعه و مردم بسته باز هم از زبان حمیرا سرفرازانه عشق و مهرورزی را پاس می داریم : میشه عشق تو بود و تو رو باز یه نظر دید
به دنیای ستمگر هنوزم میشه خندید
میخوام کنج دلامون نه غم باشه نه تردید
به دنیای ستمگر هنوزم میشه خندید
T.ME/AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
سال نوی جهانی و «رقصی چنین میانه‌ی میدان»،

شکوه میرزادگی

در آستانه‌ی سال نویی هستیم که اگرچه نام «میلادی» را بر خود دارد، و اگر چه زمانی در ارتباط با «ژانوس» خدای آغازها و پایان‌ها بود، و زمان هایی در ارتباط با تولد «مهر»، «میترا» و یا «مسیح»، اما پس از فرو ریختن قدرت کلیسا و کنار گذاشته شدن مذهب از سیاست، از وابستگی و تاریکی رهایی یافت و روشن و زمینی و انسانمدار شد.



اکنون، سال نویی که در آغاز ژانویه شروع می‌شود، جشنی ست همگانی، بی مرزهای مذهبی و جنسیتی و نژادی، و تنها رسمی که در آن رعایت می‌شود، شاد بودن، و با هم بودن است. درست چون نوروز و جشن‌های ملی ما؛ اگر که حکومت مذهبی دست از سرش بردارد.

***

از آنجا که نزدیک به چهار دهه است در کشورهای غربی زندگی می‌کنم، چون بیشتر ایرانی‌های تبعیدی و یا مهاجر، هم نوروز و سال نوی ایرانی را برگزار می‌کنم و هم در این روزها با کاروان شادی مردمان این کشورها همراه می‌شوم.

برخلاف اهالی خشن و تندخویی که سرزمین ما را اشغال کرده‌اند، و برخلاف پیروان بیچاره‌ی آن‌ها که در گوششان به غلط خوانده‌اند «گریه ثواب دارد و شادی کراهت»، شادی را دوست دارم. از شنیدن قصه‌ی زرتشت، فیلسوف و پیامبر ایرانی، که «به وقت به دنیا آمدن به جای گریه خندیده»، لذت می‌برم و این گفته‌ی نیاکان باورمند به خدای خرد سرزمین مان را تحسین می‌کنم که «اهورا مزدا، زمین را آفرید، آسمان را آفرید و شادی را برای انسان آفرید».

با این حال و در همه‌ی این سال‌های غربت سالی نبوده که وقت شادمانی دلم در آسمان ایران بال نزده باشد. تمام این سال‌ها آرزو کرده‌ام که کاش می‌توانستم دست‌هایم را از عطر آزادی، که گوهر همه‌ی شادمانی‌ها و زیبایی هاست، پر کنم و در شهر شهر وطنم بپراکنم.

اما امسال حال و هوایی متفاوت دارم. انگار آسمان ایران را گم کرده‌ام. از کوچه‌ها و خیابان‌های چراغانی شده که می‌گذرم تصویر نرگس‌ها و پویان‌ها را بر تک تک چراغ‌ها می‌بینم و صدای هق هق گریه‌ی مادران و پدران جوان از دست داده را از لابلای ترانه هایی می‌شنوم که از پایان کابوس‌های تلخ می‌گویند و نوید روز نو، سال نو، و جهان نویی را می‌دهند، که در آن همه‌ی رویاهای شیرین به واقعیت خواهند پیوست.

اشک‌هایم جاری می‌شوند اما همچنان ژن نیک فرهنگی‌ام بر احساساتم مسلط است و نمی‌توانم از شادی این همه انسان خوشحال نباشم. به زن جوان زیبایی که تاج بزرگ درخشانی بر سر گذاشته و آواز خوانان به طرفم می‌آید می‌گویم:

بخیل نیستم اما خوش به حالتان که می‌توانید این همه آزاد باشید، خوش به حالتان که از قرن‌های تاریک گذشته‌اید، زخم‌های نادانی و عقب ماندگی را از جان‌تان شسته‌اید و آموزشگاه‌هاتان را از تعصب و حماقت پاک کرده‌اید. خوش به حالتان که می‌توانید این همه شاد باشید، می‌توانید آوازه خوانان برقصید و سال نوی خودتان را جشن بگیرید، خوش به حالتان که پاسدار و لباس شخصی‌ها بر سرتان نمی‌ریزند، و بر شقیقه‌ی جوانان‌تان گل مرگ نمی‌کارند.

زن جوان، ملکه وار، برویم لبخند می‌زند و انگار که همه‌ی حرف‌هایم را فهمیده باشد «سال نو مبارک»‌ی می‌گوید و می‌گذرد.

صدای ناقوس کلیسایی کهن اما زیبا و با شکوه در گوشه‌ی میدان، همه‌ی صداها را تحت الشعاع قرار می‌دهد. صدایی که چند قرن است دیگر در این سوی دنیا کسی را نمی‌ترساند؛ نه از خدا و نه از پیامبری و نه از جهنم دین فروشان.

از پشت پرده‌ای اشک زن و مرد جوانی را می‌بینم که یکی پرچم و یکی بطر شرابی در دست دارد. رقص کنان و «سال نو مبارک» گویان میدان مقابل کلیسا را دور می‌زنند.

فکر می‌کنم امسال، چه آرزویی می‌توانم داشته باشم؟ جز این که میدان‌های فردای سرزمینم؛ فردایی که پویان‌ها و نرگس‌ها «با خشت جان خویش» آن را می‌سازند پر از رقص هایی این چنین باشد.
T.ME/KELKE_KHIYAL
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق تو آتش جانا
عشق تو آتش جانا
زد بر دل من
بر باد غم داد آخر
بر باد غم داد آخر
آب و گل من
( تنش به ناز طبیبان نیازمند مباد )
این روزها حال و روز استاد چندان مساعد نیست و مزید بر پیش هم شده
از دعا و ذکر و ورد سر هم کردن گذشته اما همگی از ژرفای جان و روان بازیابی سلامتی و تندرستی اش را ارزومندیم!
T.ME/AVAHA
VID-20200212-WA0001.mp4
11.7 MB
( قصه عشقه که فقط می مونه )
من مجنون ترم از مجنون لیلی
تو عاشق تری از لیلی مجنون
من دوست داشتتم اندازه نخلا
تو دوست داشتنت اندازه کارون
( بهمن علاءالدین، مسعود جان عزیز با ترانه ای به غایت عاشقانه و رمانتیک )
T.ME/AVAHA