Forwarded from "' سخن آشنا "'
پیام تبریک شب یلدای مایک پامپئو، وزیر خارجه امریکا به مردم ایران: درحالیکه مردم پرافتخار ایران طولانیترین شب سال و پیروزی نور بر تاریکی را جشن میگیرند، برایشان کامیابی و آزادی را آرزو میکنم. همانطور که شاعر ایرانی نظامی گفته "در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است"
یلداتان خجسته و فرخنده
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
یلداتان خجسته و فرخنده
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
آزادی، خدای همهی شادمانیها!
یادداشتی در آستانهی سال ۲۰۱۹،
شکوه میرزادگی
جشن آغاز سال نوی جهانی، جشنی ست بازمانده از دوران اساطیری و باستانی روم که از قرنها قبل از میلاد مسیح برگزار میشد. در واقع و در اصل این جشنی هر ساله بود برای «ژانوس»، «خدای آغازها و پایان ها». بعدها، مسیحیت، که خود از آیین مهر گرفته شده بود، با رسمی شدن در روم، آن را از آن خود کرد و آنگاه، پس از فروپاشی قدرت کلیسا در غرب، با این که هنوز این جشن صفت «میلادی» را به دنبال میکشید، در دنیای مدرن، دیگر به هیچ مذهب و یا ایدلوژی خاصی وابسته نشد.
شاید همین رهایی این مراسم از هر مذهب و مرامی سبب شده باشد که اکنون مردمان بیشترین کشورهای پیشرفته و آزاد جهان سال نوی خودشان را با بزرگداشت آن آغاز میکنند و در عین حال جشنهای سال نو در این کشورها هر سال زیباتر و پرشورتر و با حضور مردمان بیشتری برگزار میشود.
اکنون، در جشن سال نوی جهانی، فضای شهرها سرشار از رقص و آواز و شادمانی و عشق و بخشش و مهربانی و، مهم تر از همه، آزادی است؛ همان پدیدهی شگرفی که گوهر همهی شادمانی هاست. به خاطر این آزادی ست که در روزهای جشن سال نو مهم نیست که تو از کجا آمدهای، چه رنگ و نژادی داری، و عقیده و مذهبت چیست. بی ترس و آزاد میتوانی هر لباسی را بپوشی، هر آوازی را بخوانی و هر طور که میخواهی برقصی و هر چه میخواهی بنوشی و بی خیال از بکن نکنهای مذهبی یا سیاسی به سال نو پای بگذاری.
و چنین است که من و توی ایرانی، که چهل سال است نوروز، سال نوی خودمان را - این زمینی ترین و غیرمذهبی ترین سال نوی جهان - را، گم کرده ایم؛ چهل سال است در آرزوی برگزاری شادمانهی آن و دیگر جشنهای ملی مان آه میکشیم؛ و چهل سال است که با وعدهی فریبندهی «بهشت» ساکن دوزخ شدهایم، تنها در سالهای تبعید یا مهاجرت مان به کشورهای اروپایی و آمریکایی و دیگر کشورهای آزاد جهان است که میتوانیم در شبهای سال نوی جهانی همراه دیگران در جشن و شادمانی شرکت میکنیم.
به راستی کدام انسان سالمی میتواند بگوید که از تماشای میلیونها انسانی که در خانهها و رستورانها و میخانهها و خیابانها، آزاد و رها، و بی هیچ ترس و نگرانی، مینوشند و میرقصند و عشق میورزند و شادمانی را با هم قسمت میکنند لذت نمیبرد؟ - مردمانی که با هر گرفتاری و مشکلی که داشته باشند حداقل در مسایل ساده و طبیعی و روزمره زندگیشان کاملا آزادند.
تماشای این مردم است که به من و تو این درس ساده را میآموزد که خدای همهی شادمانیها «آزادی» نام دارد و هیچ موهبت و خوشبختی در جهان ارزشی بالاتر بهتر و بیشتر از آن ندارد.
و اگر این درس ساده را نیاموزیم، و به جای تکرار و خواست مدام آزادی برای مردمان سرزمین مان، نسخههای دیگری بپیچیم، و یا مردمان را از هیولاهای خود ساخته استبداد و دیکتاتوری که سد و مانع راه مبارزه برای آزادیاند بترسانیم، مسئول رنجهای آنان در همهی سالهای بعد خواهیم بود.
پس بیایید تا سال نوی جهانی دیگری را به امید آزادی سرزمین مان، و همهی سرزمینهای در بند جهان آغاز کنیم.
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
یادداشتی در آستانهی سال ۲۰۱۹،
شکوه میرزادگی
جشن آغاز سال نوی جهانی، جشنی ست بازمانده از دوران اساطیری و باستانی روم که از قرنها قبل از میلاد مسیح برگزار میشد. در واقع و در اصل این جشنی هر ساله بود برای «ژانوس»، «خدای آغازها و پایان ها». بعدها، مسیحیت، که خود از آیین مهر گرفته شده بود، با رسمی شدن در روم، آن را از آن خود کرد و آنگاه، پس از فروپاشی قدرت کلیسا در غرب، با این که هنوز این جشن صفت «میلادی» را به دنبال میکشید، در دنیای مدرن، دیگر به هیچ مذهب و یا ایدلوژی خاصی وابسته نشد.
شاید همین رهایی این مراسم از هر مذهب و مرامی سبب شده باشد که اکنون مردمان بیشترین کشورهای پیشرفته و آزاد جهان سال نوی خودشان را با بزرگداشت آن آغاز میکنند و در عین حال جشنهای سال نو در این کشورها هر سال زیباتر و پرشورتر و با حضور مردمان بیشتری برگزار میشود.
اکنون، در جشن سال نوی جهانی، فضای شهرها سرشار از رقص و آواز و شادمانی و عشق و بخشش و مهربانی و، مهم تر از همه، آزادی است؛ همان پدیدهی شگرفی که گوهر همهی شادمانی هاست. به خاطر این آزادی ست که در روزهای جشن سال نو مهم نیست که تو از کجا آمدهای، چه رنگ و نژادی داری، و عقیده و مذهبت چیست. بی ترس و آزاد میتوانی هر لباسی را بپوشی، هر آوازی را بخوانی و هر طور که میخواهی برقصی و هر چه میخواهی بنوشی و بی خیال از بکن نکنهای مذهبی یا سیاسی به سال نو پای بگذاری.
و چنین است که من و توی ایرانی، که چهل سال است نوروز، سال نوی خودمان را - این زمینی ترین و غیرمذهبی ترین سال نوی جهان - را، گم کرده ایم؛ چهل سال است در آرزوی برگزاری شادمانهی آن و دیگر جشنهای ملی مان آه میکشیم؛ و چهل سال است که با وعدهی فریبندهی «بهشت» ساکن دوزخ شدهایم، تنها در سالهای تبعید یا مهاجرت مان به کشورهای اروپایی و آمریکایی و دیگر کشورهای آزاد جهان است که میتوانیم در شبهای سال نوی جهانی همراه دیگران در جشن و شادمانی شرکت میکنیم.
به راستی کدام انسان سالمی میتواند بگوید که از تماشای میلیونها انسانی که در خانهها و رستورانها و میخانهها و خیابانها، آزاد و رها، و بی هیچ ترس و نگرانی، مینوشند و میرقصند و عشق میورزند و شادمانی را با هم قسمت میکنند لذت نمیبرد؟ - مردمانی که با هر گرفتاری و مشکلی که داشته باشند حداقل در مسایل ساده و طبیعی و روزمره زندگیشان کاملا آزادند.
تماشای این مردم است که به من و تو این درس ساده را میآموزد که خدای همهی شادمانیها «آزادی» نام دارد و هیچ موهبت و خوشبختی در جهان ارزشی بالاتر بهتر و بیشتر از آن ندارد.
و اگر این درس ساده را نیاموزیم، و به جای تکرار و خواست مدام آزادی برای مردمان سرزمین مان، نسخههای دیگری بپیچیم، و یا مردمان را از هیولاهای خود ساخته استبداد و دیکتاتوری که سد و مانع راه مبارزه برای آزادیاند بترسانیم، مسئول رنجهای آنان در همهی سالهای بعد خواهیم بود.
پس بیایید تا سال نوی جهانی دیگری را به امید آزادی سرزمین مان، و همهی سرزمینهای در بند جهان آغاز کنیم.
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
از درس های دانشکده ی جنگ زندگی :
آنچه مرا از پای درنیندازد
قویتر ام می کند
#فریدریش_نیچه
#غروب_بت_ها
💢 💢
@kelke_khiyal
آنچه مرا از پای درنیندازد
قویتر ام می کند
#فریدریش_نیچه
#غروب_بت_ها
💢 💢
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
چگونه بپرسیم؟
چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود". این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمیفهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.
سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد (؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد که منو مجبور کرد قدری بیشتر به این موضوع بپردازم.
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی و تکنولوژی موفیقت فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند. در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد.
به عنوان نمونه "چرا فلان اتفاق افتاد؟ چرا فلان حکومت سقوط کرد؟ چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟ چرا من آدم موفقی نیستم؟ چرا اینقدر فقیرم؟ چرا مردم اینقدر بیتفاوت و ظلمپذیر هستند؟ و..." جواب تمام این سوالات در گذشته است.
واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکتهای که متوجه شدم اینه که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ...." سوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟ چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟ چگونه سیاهپوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟ چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟" در ادامه به این سوال پاسخ میدهم.
همانگونه که در بالا اشاره کردم جواب سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارد. به عنوان مثال جواب سوال " چرا من اینقدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟" از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....". این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم.
ولی جواب سوالهایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برونرفت یا حقیقتبخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکس سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند، جوابها آماده نیستند
مثلا: "چگونه میتوانم فقر نباشم؟ چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ چگونه میتوانیم براندازی کنیم؟ و ..." پاسخ دادن به این سوالها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و هر نتیجه هرچی باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است
متاسفانه ما ایرانیها هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم. چند روز پیش معلم برادرزادهم یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود دربارهش تحقیق کنید: "چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟" برادرزادهم کلی جواب در مورد بیفرهنگی
مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟ مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری میپرسید بهتر نبود "چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟" تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچهها یاد دهیم.
خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شده بود. مسلما پاسخ سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است. پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است. پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت.
T.ME/KELKE_KHIYAL
چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود". این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمیفهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.
سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد (؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد که منو مجبور کرد قدری بیشتر به این موضوع بپردازم.
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی و تکنولوژی موفیقت فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند. در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد.
به عنوان نمونه "چرا فلان اتفاق افتاد؟ چرا فلان حکومت سقوط کرد؟ چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟ چرا من آدم موفقی نیستم؟ چرا اینقدر فقیرم؟ چرا مردم اینقدر بیتفاوت و ظلمپذیر هستند؟ و..." جواب تمام این سوالات در گذشته است.
واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکتهای که متوجه شدم اینه که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ...." سوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟ چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟ چگونه سیاهپوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟ چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟" در ادامه به این سوال پاسخ میدهم.
همانگونه که در بالا اشاره کردم جواب سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارد. به عنوان مثال جواب سوال " چرا من اینقدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟" از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....". این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم.
ولی جواب سوالهایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برونرفت یا حقیقتبخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکس سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند، جوابها آماده نیستند
مثلا: "چگونه میتوانم فقر نباشم؟ چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ چگونه میتوانیم براندازی کنیم؟ و ..." پاسخ دادن به این سوالها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و هر نتیجه هرچی باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است
متاسفانه ما ایرانیها هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم. چند روز پیش معلم برادرزادهم یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود دربارهش تحقیق کنید: "چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟" برادرزادهم کلی جواب در مورد بیفرهنگی
مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟ مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری میپرسید بهتر نبود "چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟" تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچهها یاد دهیم.
خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شده بود. مسلما پاسخ سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است. پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است. پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت.
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز هم چارشنبه سوری دیگر و پاسداشت جشن های اصیل و باستانی ایران زمین که همه و همه بهانه ای ست برای خوشباشی و شادخواری های عیارانه به ویژه چارشنبه سوری که استارت نوروز سرسلسله دار جشن های اصیل و شادی بخش ایرانی می باشد.
شادی هاتان بردوام و جاودانه!
🌺🌺🌺🌺🌹🌹
T.ME/KELKE_KHIYAL
شادی هاتان بردوام و جاودانه!
🌺🌺🌺🌺🌹🌹
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
نوروز ١٣٩٨ بر شما خجسته باد
سالی سپری شد. سالی دیگر تازه آغاز راه کرده است. سالی که رفت کوله بار خود را به سالی که آمده است سپرد. کوله باری که مردهریگِ زمانِ همواره در گذر است و اینک با گذر خود بهار و زندگی و امید میآورد و این چنین بشارتِ زایش پُردوام و پایداری میدهد.
مردمانی که در فلات کهن ایران میزیستند، نیاکانِ زادگان امروزِ سرزمینهای گوناگون این خطۀ پهناور، با نفس طبیعت، دم فرو میبردند و برمیآوردند. نوروز را از آنرو گرامی میداشتند که نشانِ بیداری طبیعت پس از خواب زمستانی بود. آنان با بهار میکاشتند، تابستان را به آبیاری و بارداری سپری میکردند، با پائیز بار برمیگرفتند و میاندوختند و زمستان، همانند طبیعت، برای نو کردنِ نیرو، آرام میگرفتند. بهار تازه همواره زمانِ برپا خاستنِ نیروی نو شدۀ پنهانی بود که همه جا جوانه میزد و سر بر میآورد.
در زمانۀ ما نیز زندگی انسان اینچنین است. هنگامی وقت کاشتن و بارور ساختن است، دورهای زمانِ پرداختن وامیّد داشتن است، فصلی موقعِ چیدن و حاصل برداشتن است و زمانی نیزهنگامِ بهره گرفتن و آرمیدن است.
آنکه امّا نمیکاود و نمیکارد، باری بر نمیگیرد و انبانی پُر نمیکند.
ملّتها و کشورها و تمدنها نیز این چنیناند. «آنانکه که کاشتند، درویدند» و آنان که به خواب رفتند، هیچ ندیدند.
سرزمین جمشید نیز همین گونه بوده است. دهههای پُربار و کامیار داشته و سدههای پُر خار و بی بار. به طبیعت نگریسته و از طبیعت آموخته که از امروز باید به فکر فردا بود. امروز باید فردا را بارور کرد.
هر هنگام امّا به نمایش هر سالۀ طبیعت دل سپرده و اندرز او را به کار بسته، فردائی شکوفان و آبادان آفریده و هر زمان بر آن پشت کرده و دل به روزگار خویش بسته، شعلۀ باور به فردا را خاموش کرده و آینده را خشکانده است.
نوروز پیام آورِ امیّد است. بشارت میدهد که کودک شیر خوار طبیعت «لب ز لبن» شسته و «فرّ جوانی» گرفته است. همین در دلها، چراغ امیّد میافروزد و خود نیروی سازندگی و پایداری میشود.
زمانهای که پیام امیّد ندهد، که باور به فردا را بارور نکند، که شور برپا ساختن نیانگیزد، زمستان در زمستان است و تاریکی و سوز و سردی در پی خواب. کوله باری که هر سال به سال دیگر می سپارد، تهی و پُر درد و آرمانکُش و بی فرداست.
بیدارتان آرزو میکنیم و نوروز را بر شما خجسته میخواهیم. روحتان شاد، تنتان تندرست و روزگارتان کامروا باد.
T.ME/KELKE_KHIYAL
سالی سپری شد. سالی دیگر تازه آغاز راه کرده است. سالی که رفت کوله بار خود را به سالی که آمده است سپرد. کوله باری که مردهریگِ زمانِ همواره در گذر است و اینک با گذر خود بهار و زندگی و امید میآورد و این چنین بشارتِ زایش پُردوام و پایداری میدهد.
مردمانی که در فلات کهن ایران میزیستند، نیاکانِ زادگان امروزِ سرزمینهای گوناگون این خطۀ پهناور، با نفس طبیعت، دم فرو میبردند و برمیآوردند. نوروز را از آنرو گرامی میداشتند که نشانِ بیداری طبیعت پس از خواب زمستانی بود. آنان با بهار میکاشتند، تابستان را به آبیاری و بارداری سپری میکردند، با پائیز بار برمیگرفتند و میاندوختند و زمستان، همانند طبیعت، برای نو کردنِ نیرو، آرام میگرفتند. بهار تازه همواره زمانِ برپا خاستنِ نیروی نو شدۀ پنهانی بود که همه جا جوانه میزد و سر بر میآورد.
در زمانۀ ما نیز زندگی انسان اینچنین است. هنگامی وقت کاشتن و بارور ساختن است، دورهای زمانِ پرداختن وامیّد داشتن است، فصلی موقعِ چیدن و حاصل برداشتن است و زمانی نیزهنگامِ بهره گرفتن و آرمیدن است.
آنکه امّا نمیکاود و نمیکارد، باری بر نمیگیرد و انبانی پُر نمیکند.
ملّتها و کشورها و تمدنها نیز این چنیناند. «آنانکه که کاشتند، درویدند» و آنان که به خواب رفتند، هیچ ندیدند.
سرزمین جمشید نیز همین گونه بوده است. دهههای پُربار و کامیار داشته و سدههای پُر خار و بی بار. به طبیعت نگریسته و از طبیعت آموخته که از امروز باید به فکر فردا بود. امروز باید فردا را بارور کرد.
هر هنگام امّا به نمایش هر سالۀ طبیعت دل سپرده و اندرز او را به کار بسته، فردائی شکوفان و آبادان آفریده و هر زمان بر آن پشت کرده و دل به روزگار خویش بسته، شعلۀ باور به فردا را خاموش کرده و آینده را خشکانده است.
نوروز پیام آورِ امیّد است. بشارت میدهد که کودک شیر خوار طبیعت «لب ز لبن» شسته و «فرّ جوانی» گرفته است. همین در دلها، چراغ امیّد میافروزد و خود نیروی سازندگی و پایداری میشود.
زمانهای که پیام امیّد ندهد، که باور به فردا را بارور نکند، که شور برپا ساختن نیانگیزد، زمستان در زمستان است و تاریکی و سوز و سردی در پی خواب. کوله باری که هر سال به سال دیگر می سپارد، تهی و پُر درد و آرمانکُش و بی فرداست.
بیدارتان آرزو میکنیم و نوروز را بر شما خجسته میخواهیم. روحتان شاد، تنتان تندرست و روزگارتان کامروا باد.
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
بهترین رژیم لاغری کدام است؟
ایران اینترنشنال - رژیمهای غذایی زیادی هستند که میتوانید دنبال کنید تا زندگی سالمتر و تناسب بیشتری داشته باشید، اما سخت میشود تشخیص داد نتایج کدام ماندگارتر است.
روزی نیست که اکثر ما عزممان را جزم نکرده باشیم تا وزنمان را پایین بیاوریم، مخصوصا بعد از تعطیلات و دورهمیها و بساط کباب. این روزها، هرکس که بخواهد برنامه غذاییاش را اصلاح کند به منابع فوقالعادهای دسترسی دارد و چه از این بهتر که گروهی از متخصصهای رژیم غذایی، چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و روانشناسیِ غذا ۴۰ رژیم مختلف را بررسی و طبقهبندی کردهاند. این فهرست سالانه نشان میدهد که کدام برنامههای غذایی برای کاهش وزن کوتاهمدت و بلندمدت بهتر است، کدام راحتتر و احتمال رعایت کدام بیشتر است ــ و کدام بهخاطر تامین نکردن مواد مغذی کافی خطرناک است.
راه حل چیست؟
در طبقهبندی کلی بهترین برنامههای غذایی، رژیم کتوژنیک، که در آن میزان دریافت چربی افزایش و کربوهیدرات کاهش پیدا میکند و گفته میشود کیم کارداشیان هم این رژیم را دنبال میکند، در قعر جدول و یکی مانده به آخر است. متخصصها نگران خطراتیاند که این میزان از چربی برای سلامتی افراد در پی خواهد داشت، بهخصوص برای کسانی که مشکل کبد یا کلیه دارند.
جایگاه برنده بهطور مشترک به دو رژیم غذایی میرسد که کمتر دربارهشان حرف زده شده است ــ رژیم غذایی دَش و رژیم غذایی مدیترانهای. شاید با برنامهای غذایی مدیترانهای کمابیش آشنا باشید، اما اولی کمتر شناخته شده است، هرچند در هشت سال گذشته در صدر فهرست سالانه بهترین برنامههای غذایی متخصصها بوده است. شواهدی وجود دارد که اثرگذاری هر دو رژیم غذایی را اثبات میکند: افرادی که این برنامههای غذایی را دنبال کردهاند هم کاهش وزن داشتهاند و هم خطر فشار خون بالا، دیابت و احتمالا سایر عارضهها در آنها کم شده است.
برنامه غذایی دَش را انستیتوی ملی قلب، ریه و خون ایالات متحده آمریکا ابداع کرده است و مبنایش صرف شش تا هشت وعده غلات، چهار تا پنج سبزی یا میوه، شش وعده گوشت بدون چربی مثل مرغ یا ماهی، مغز آجیل یا دانهها دو تا سه وعده چربی است. اندازه هر وعده کوچک است، مثلا ۲۸ گرم گوشت یا یک قاشق چایخوری روغن گیاهی. میزان سدیم مصرفی حدود نصف قاشق چایخوری است. مطالعات نشان میدهد که این برنامه غذایی، بهخصوص وقتی با ورزش همراه باشد، وزن و فشار خون را پایین میآورد. به گفته متخصصها، رعایت این رژیم راحت است و با آن احساس سیری میکنید.
برنامه غذایی مدیترانهای پر است میوهها، سبزیجات، غلات کامل، روغن زیتون، ماهی، مغز آجیل، گوشت مرغ و ماکیان، تخممرغ، پنیر و ماست، البته به میزان متعادل. این برنامه غذایی مشابه رژیم دَش است، اما بدون محدودیت اندازه وعدهها. در برخی مطالعات کاهش وزن مشخص است و در برخی نامشخص، اما برنامه غذایی مدیترانهای از ابتلا به دیابت و بیماری قلبی جلوگیری میکند و دنبال کردنش راحت و حتی لذتبخش است. در مجموع، بهترین رژیمهای غذایی خیلی محدودکننده نیستند.
بر همین روال، امتیاز رژیم غذایی منعطفخواری ــ گیاهخواری به همراه مصرف گاه و بیگاه گوشت ــ از رژیم گیاهخواری بیشتر است. ناسالمترین برنامههای غذایی هم، به دلیل محدودیت بیش از اندازه، رژیم ۳۰ روزه و خامخواری است.
T.ME/KELKE_KHIYAL
ایران اینترنشنال - رژیمهای غذایی زیادی هستند که میتوانید دنبال کنید تا زندگی سالمتر و تناسب بیشتری داشته باشید، اما سخت میشود تشخیص داد نتایج کدام ماندگارتر است.
روزی نیست که اکثر ما عزممان را جزم نکرده باشیم تا وزنمان را پایین بیاوریم، مخصوصا بعد از تعطیلات و دورهمیها و بساط کباب. این روزها، هرکس که بخواهد برنامه غذاییاش را اصلاح کند به منابع فوقالعادهای دسترسی دارد و چه از این بهتر که گروهی از متخصصهای رژیم غذایی، چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و روانشناسیِ غذا ۴۰ رژیم مختلف را بررسی و طبقهبندی کردهاند. این فهرست سالانه نشان میدهد که کدام برنامههای غذایی برای کاهش وزن کوتاهمدت و بلندمدت بهتر است، کدام راحتتر و احتمال رعایت کدام بیشتر است ــ و کدام بهخاطر تامین نکردن مواد مغذی کافی خطرناک است.
راه حل چیست؟
در طبقهبندی کلی بهترین برنامههای غذایی، رژیم کتوژنیک، که در آن میزان دریافت چربی افزایش و کربوهیدرات کاهش پیدا میکند و گفته میشود کیم کارداشیان هم این رژیم را دنبال میکند، در قعر جدول و یکی مانده به آخر است. متخصصها نگران خطراتیاند که این میزان از چربی برای سلامتی افراد در پی خواهد داشت، بهخصوص برای کسانی که مشکل کبد یا کلیه دارند.
جایگاه برنده بهطور مشترک به دو رژیم غذایی میرسد که کمتر دربارهشان حرف زده شده است ــ رژیم غذایی دَش و رژیم غذایی مدیترانهای. شاید با برنامهای غذایی مدیترانهای کمابیش آشنا باشید، اما اولی کمتر شناخته شده است، هرچند در هشت سال گذشته در صدر فهرست سالانه بهترین برنامههای غذایی متخصصها بوده است. شواهدی وجود دارد که اثرگذاری هر دو رژیم غذایی را اثبات میکند: افرادی که این برنامههای غذایی را دنبال کردهاند هم کاهش وزن داشتهاند و هم خطر فشار خون بالا، دیابت و احتمالا سایر عارضهها در آنها کم شده است.
برنامه غذایی دَش را انستیتوی ملی قلب، ریه و خون ایالات متحده آمریکا ابداع کرده است و مبنایش صرف شش تا هشت وعده غلات، چهار تا پنج سبزی یا میوه، شش وعده گوشت بدون چربی مثل مرغ یا ماهی، مغز آجیل یا دانهها دو تا سه وعده چربی است. اندازه هر وعده کوچک است، مثلا ۲۸ گرم گوشت یا یک قاشق چایخوری روغن گیاهی. میزان سدیم مصرفی حدود نصف قاشق چایخوری است. مطالعات نشان میدهد که این برنامه غذایی، بهخصوص وقتی با ورزش همراه باشد، وزن و فشار خون را پایین میآورد. به گفته متخصصها، رعایت این رژیم راحت است و با آن احساس سیری میکنید.
برنامه غذایی مدیترانهای پر است میوهها، سبزیجات، غلات کامل، روغن زیتون، ماهی، مغز آجیل، گوشت مرغ و ماکیان، تخممرغ، پنیر و ماست، البته به میزان متعادل. این برنامه غذایی مشابه رژیم دَش است، اما بدون محدودیت اندازه وعدهها. در برخی مطالعات کاهش وزن مشخص است و در برخی نامشخص، اما برنامه غذایی مدیترانهای از ابتلا به دیابت و بیماری قلبی جلوگیری میکند و دنبال کردنش راحت و حتی لذتبخش است. در مجموع، بهترین رژیمهای غذایی خیلی محدودکننده نیستند.
بر همین روال، امتیاز رژیم غذایی منعطفخواری ــ گیاهخواری به همراه مصرف گاه و بیگاه گوشت ــ از رژیم گیاهخواری بیشتر است. ناسالمترین برنامههای غذایی هم، به دلیل محدودیت بیش از اندازه، رژیم ۳۰ روزه و خامخواری است.
T.ME/KELKE_KHIYAL
بیماری استاد شجریان از آغاز تا ...
استاد شجریان و هفتاد و نهمین سالروز تولد
سالگردها این ویژگی را دارند که به آدمیان خاطرنشان میکنند در کجا ایستادهاند، چه مسیری را طی کردهاند و چند سالی از عمر را گذراندهاند. این یادآوری هنگامی که به بزرگان فرهنگ و هنر و علم میرسد وضعیتی دگرگونه پیدا میکند و وقتی هم توجه به شخصیتی جلب میشود که اکنون در بستر بیماری است و هر روز صدا و آوایش در هر گوشه و کنار این دنیا به گوش نیوش نه تنها ایرانیان، که فارسی زبانان میرسد، کنجکاویها افزونتر میشود. به همین دلیل است که جامعه فرهنگی همچنان کنجکاو است بداند وضعیت جسمی استاد نامدار آواز ایران و بیماری مهلکی که بر جانش چنگ انداخته است، چگونه است و آیا امیدی به بازگشت استاد، نه به صحنه آواز و موسیقی، که حداقل به صحنه زندگی طبیعی هست؟
بیماری از کجا آغاز شد؟
آنهایی که زندگی استاد شجریان ( تولد ۱ مهر ۱۳۱۹) را جدیتر دنبال میکنند به خاطر دارند که استاد شجریان از بهار ۱۳۸۰ و در کنسرتی که به آمریکا داشتند دچار بیماری و مجبور به عمل جراحی برای برداشتن یکی از کلیههای خودشان شدند.
در آن سال روزنامه همشهری در نوشتهای به قلم اسرافیل شیرچی،( ۵ تیر ۱۳۸۰)خوشنویس برجسته معاصر، که در همان روزها به آمریکا سفر کرده بود، به شکلی بسیار سربسته خبر را منتشر کرد.
آقای شیرچی در یادداشت خود با اشاره به تجربههای استاد شجریان در خوشنویسی و کسب محضر یکی از خوشنویسان نامدار آن دوران، سید حسن میرخانی، از حلقه شاگردان آن استاد، خبر داد که استاد شجریان هم از جمله آنها بود. حلقهای که استادانی چون امیرخانی، احصایی، خروش، سلحشور و واشقانی در کنار شجریان هم خوشنویسی میآموختند و هم درس عرفان و محبت و هنر.
در همان نوشته آقای شیرچی از زمزمههای از روی نگرانی از گوشه و کنار عالم خبر داد که «استاد دچار کسالت مزاج شده است» و به دیداری که سال گذشته با ایشان داشتند اشاره کرده و شعری از حافظ را به نقل از استاد شجریان نوشت:
دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوش
یارب نوشته بد، از یار ما بگردان
و سپس نوشت: «الان که خبر کسالت آن فرزانه خردمند را شنیدم، نیک دریافتم که شعر بالا دعای همه دوستداران و طرفداران هنر ایرانی و استاد است که نثار ایشان باشد تا زودتر بهبودی یابد و صدای پرطنینش را برای مردم سر دهد».
آن دوران طی شد و دعای مردم ایران، یار استاد بود که او بهبودی یافت و توانست مجموعه کنسرتهایی را با استادان حسین علیزاده، کیهان کلهر و تنبک همایون ادامه دهد که از جمله آنها کنسرت معروف در حمایت از کمک به زلزلهزدگان بم بود که به طرح باغ هنر بم هم انجامید که استاد دنبال ساخت آن بودند. این طرح زمانی به بهرهبرداری رسید که استاد سخت بیمار و خانه نشین شده بودند.
تابستان ۹۴ و آغاز بیماری سختجان
پس از این کنسرت نیز آقای شجریان با گروه شهنازی کنسرتهای متعددی برگزار کرد تا تابستان ۱۳۹۴ که خبری در محافل هنری پیچید که استاد به بیماری سختی دچار شده است.
در واقع تیرماه سال ۱۳۹۴ بود که استاد در ساکرامنتو کالیفرنیا حضور داشتند و خود را آماده کنسرتی در شهر قونیه و تولد مولانا میکردند. اما به یکباره به سردردی شدید دچار شدند و حضور در بیمارستان و طی مراحل تشخیص پزشکی خبری تاسفبار را برای همه در پی داشت. خبری که البته تا شش ماه و قبل از نوروز ۱۳۹۵ جز معدودی از دوستان و یاران نزدیکش نمیدانستند. این رخداد سبب شد تا کنسرت آقای شجریان در قونیه لغو شود. استاد البته یکبار به ایران هم رفتند و در بازگشت از کنسرت گروه دستان در ساکرامنتو هم دیدن کردند و نشانههای ظاهری، همه از سلامت او خبر میداد.
برهم خوردن سفر ارمنستان و پیام نوروزی با ظاهری متفاوت
همین نشانههای ظاهری به همراه روحیه سخت و مقاومی که شجریان داشت، به او آموخته بود که نباید مقابل بیماری کمر خم کرد و لذا برنامه سفر به ارمنستان و اجرای کنسرت در ایروان را هم تدارک دید و قرار بود با اضافه کردن سعید فرجپوری به گروه شهناز، کنسرتی متفاوتتر را به پیش ببرند. دلیل برگزاری کنسرت در ارمنستان هم به موضعگیریهای استاد شجریان بعد از وقایع سال ۸۸ باز میگشت که سبب شد در ایران به او نه تنها مجوز کنسرت ندهند که حتی مجوز آلبوم و سی دی هم ندهند و نوای ربنای او را هم از تلویزیون قطع کنند. این ممنوعیتها سبب شد تا او که همهگاه خود را خاک پای مردم ایران میدانست، نزدیکترین کشور به ایران که هزینههای اقامت کمتری هم برای مسافران در پی داشته باشد را انتخاب کند. شهر ایروان در ارمنستان. تالار بزرگی هم اجاره شد و مقدمات کار فراهم شد، یکی دو تصنیف تازه هم به گروه و از جمله آقایان سعید فرجپوری و مجید درخشانی سفارش داده شد، اما در حالی که گروه خود را آماده سفر میکردند خبر دیگری در راه بود تا نه تنها کنسرت تعلیق و تعطیل شود
T.ME/AVAHA
استاد شجریان و هفتاد و نهمین سالروز تولد
سالگردها این ویژگی را دارند که به آدمیان خاطرنشان میکنند در کجا ایستادهاند، چه مسیری را طی کردهاند و چند سالی از عمر را گذراندهاند. این یادآوری هنگامی که به بزرگان فرهنگ و هنر و علم میرسد وضعیتی دگرگونه پیدا میکند و وقتی هم توجه به شخصیتی جلب میشود که اکنون در بستر بیماری است و هر روز صدا و آوایش در هر گوشه و کنار این دنیا به گوش نیوش نه تنها ایرانیان، که فارسی زبانان میرسد، کنجکاویها افزونتر میشود. به همین دلیل است که جامعه فرهنگی همچنان کنجکاو است بداند وضعیت جسمی استاد نامدار آواز ایران و بیماری مهلکی که بر جانش چنگ انداخته است، چگونه است و آیا امیدی به بازگشت استاد، نه به صحنه آواز و موسیقی، که حداقل به صحنه زندگی طبیعی هست؟
بیماری از کجا آغاز شد؟
آنهایی که زندگی استاد شجریان ( تولد ۱ مهر ۱۳۱۹) را جدیتر دنبال میکنند به خاطر دارند که استاد شجریان از بهار ۱۳۸۰ و در کنسرتی که به آمریکا داشتند دچار بیماری و مجبور به عمل جراحی برای برداشتن یکی از کلیههای خودشان شدند.
در آن سال روزنامه همشهری در نوشتهای به قلم اسرافیل شیرچی،( ۵ تیر ۱۳۸۰)خوشنویس برجسته معاصر، که در همان روزها به آمریکا سفر کرده بود، به شکلی بسیار سربسته خبر را منتشر کرد.
آقای شیرچی در یادداشت خود با اشاره به تجربههای استاد شجریان در خوشنویسی و کسب محضر یکی از خوشنویسان نامدار آن دوران، سید حسن میرخانی، از حلقه شاگردان آن استاد، خبر داد که استاد شجریان هم از جمله آنها بود. حلقهای که استادانی چون امیرخانی، احصایی، خروش، سلحشور و واشقانی در کنار شجریان هم خوشنویسی میآموختند و هم درس عرفان و محبت و هنر.
در همان نوشته آقای شیرچی از زمزمههای از روی نگرانی از گوشه و کنار عالم خبر داد که «استاد دچار کسالت مزاج شده است» و به دیداری که سال گذشته با ایشان داشتند اشاره کرده و شعری از حافظ را به نقل از استاد شجریان نوشت:
دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوش
یارب نوشته بد، از یار ما بگردان
و سپس نوشت: «الان که خبر کسالت آن فرزانه خردمند را شنیدم، نیک دریافتم که شعر بالا دعای همه دوستداران و طرفداران هنر ایرانی و استاد است که نثار ایشان باشد تا زودتر بهبودی یابد و صدای پرطنینش را برای مردم سر دهد».
آن دوران طی شد و دعای مردم ایران، یار استاد بود که او بهبودی یافت و توانست مجموعه کنسرتهایی را با استادان حسین علیزاده، کیهان کلهر و تنبک همایون ادامه دهد که از جمله آنها کنسرت معروف در حمایت از کمک به زلزلهزدگان بم بود که به طرح باغ هنر بم هم انجامید که استاد دنبال ساخت آن بودند. این طرح زمانی به بهرهبرداری رسید که استاد سخت بیمار و خانه نشین شده بودند.
تابستان ۹۴ و آغاز بیماری سختجان
پس از این کنسرت نیز آقای شجریان با گروه شهنازی کنسرتهای متعددی برگزار کرد تا تابستان ۱۳۹۴ که خبری در محافل هنری پیچید که استاد به بیماری سختی دچار شده است.
در واقع تیرماه سال ۱۳۹۴ بود که استاد در ساکرامنتو کالیفرنیا حضور داشتند و خود را آماده کنسرتی در شهر قونیه و تولد مولانا میکردند. اما به یکباره به سردردی شدید دچار شدند و حضور در بیمارستان و طی مراحل تشخیص پزشکی خبری تاسفبار را برای همه در پی داشت. خبری که البته تا شش ماه و قبل از نوروز ۱۳۹۵ جز معدودی از دوستان و یاران نزدیکش نمیدانستند. این رخداد سبب شد تا کنسرت آقای شجریان در قونیه لغو شود. استاد البته یکبار به ایران هم رفتند و در بازگشت از کنسرت گروه دستان در ساکرامنتو هم دیدن کردند و نشانههای ظاهری، همه از سلامت او خبر میداد.
برهم خوردن سفر ارمنستان و پیام نوروزی با ظاهری متفاوت
همین نشانههای ظاهری به همراه روحیه سخت و مقاومی که شجریان داشت، به او آموخته بود که نباید مقابل بیماری کمر خم کرد و لذا برنامه سفر به ارمنستان و اجرای کنسرت در ایروان را هم تدارک دید و قرار بود با اضافه کردن سعید فرجپوری به گروه شهناز، کنسرتی متفاوتتر را به پیش ببرند. دلیل برگزاری کنسرت در ارمنستان هم به موضعگیریهای استاد شجریان بعد از وقایع سال ۸۸ باز میگشت که سبب شد در ایران به او نه تنها مجوز کنسرت ندهند که حتی مجوز آلبوم و سی دی هم ندهند و نوای ربنای او را هم از تلویزیون قطع کنند. این ممنوعیتها سبب شد تا او که همهگاه خود را خاک پای مردم ایران میدانست، نزدیکترین کشور به ایران که هزینههای اقامت کمتری هم برای مسافران در پی داشته باشد را انتخاب کند. شهر ایروان در ارمنستان. تالار بزرگی هم اجاره شد و مقدمات کار فراهم شد، یکی دو تصنیف تازه هم به گروه و از جمله آقایان سعید فرجپوری و مجید درخشانی سفارش داده شد، اما در حالی که گروه خود را آماده سفر میکردند خبر دیگری در راه بود تا نه تنها کنسرت تعلیق و تعطیل شود
T.ME/AVAHA
Telegram
آواها و نواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
که حتی هزینههای اجاره تالار نیز پرداخت شود و بلیتهای خرید هواپیما نیز عودت داده شود.
نوروز ۹۵ بود که برای نخستین بار خود استاد با سری تراشیده در یک ویدئوی کوتاه ظاهر شد و از مهمانی سخن گفت که «پانزده سال است در تن او منزل کرده است». مهمانی که ایرانیان بسیاری را اندوهگین کرد. هم آنانی که صدای شجریان را صدای اعتراض و فریاد میدانستند و هنگام غمهای سنگین و سترگ از قشر و طبقهای به صدایش پناه میبردند. این مهمان سرطانی بود که این بار سماجت و مقاومت استاد را درهم شکست. شجریانی که بسیاری او را یکی از سرسختترین افراد در دستیابی به هر هدفی میدانستند و خود نیز در مصاحبههایش میگفت که گاه روزی چندین ساعت برای هر کاری (از خوشنویسی تا پرورش گیاه و سازسازی و نواختن سنتور و ...) وقت صرف میکرد تا آن کار را به هدف برساند و بهترین کیفیت را به دست آورد، اکنون با چیزی مواجه شده بود که چارهای برای آن نداشت.
سفر به ایران و مراقبتهایی که نتیجه نداد
چند ماهی در آمریکا ماند تا بتواند از طریق متخصصان و امکاناتی که در بیمارستانهای مجهز کالیفرنیا فراهم بود کار را به پیش ببرد. عکسهایی که از آن روزها در فضای مجازی دست به دست میشد امیدواریهایی را در دلها برانگیخت اما از میانههای تابستان مشخص شد که بیماری قرار نیست کنار بکشد و استاد تصمیم گرفت به ایران برود.
در ایران استقبال خوبی از او شد، وزارت بهداشت امکانات خوبی برایش در نظر گرفت و عکسهای اولیه منتشره هم حکایت از امیدواریهای مثبتی میکرد، اما به مرور این امیدها رنگ باخت و کار به نحوی جلو رفت که حتی تنها اقوام و نزدیکان او میتوانستند به دیدارش بروند. یکی دو عکس از او در هنگام چیدن گل و گیاه و تکیه به شانه همایون یا فرزند دیگرش رایان منتشر شد و پس از آن تقریبا جز خبرهای گاه به گاهی که از اوضاع جسمی و پیشرفت بیماری خبر میداد چیز دیگری منتشر نشد.
در همین مدت به آلبومش در سالگرد درگذشت پرویز مشکاتیان مجوز انتشار دادند و در رونمایی آن آلبوم (طریق عشق) همایون خواند و گریست. سپس مصاحبهای مفصل از او در روزنامه ایران منتشر شد. مصاحبهای که تقریبا آخرین مصاحبه او به شمار میرفت و بعد از آن دیگر جز معدود اخبار و یکی دو عکس نه چندان مناسب چیزی دیگر انعکاس رسانهای نداشت.
اکنون میتوان حال استاد شجریان را به وضعیت استاد فرامرز پایور شبیه دانست که تقریبا نزدیک به یک دهه به همین وضعیت زندگی کرد. ایرانیان هر روز آوازها و تصنیفهای مختلفی از این پهلوان آواز را میشنوند و از این صدای بینظیر لذت میبرند وقطعا به جانش دعا میکنند و منتظر روزیاند که او این بیماری مهلک و جانسوز را پشت سر بگذارد و به میان مردم بازگردد.
T.ME/AVAHA
نوروز ۹۵ بود که برای نخستین بار خود استاد با سری تراشیده در یک ویدئوی کوتاه ظاهر شد و از مهمانی سخن گفت که «پانزده سال است در تن او منزل کرده است». مهمانی که ایرانیان بسیاری را اندوهگین کرد. هم آنانی که صدای شجریان را صدای اعتراض و فریاد میدانستند و هنگام غمهای سنگین و سترگ از قشر و طبقهای به صدایش پناه میبردند. این مهمان سرطانی بود که این بار سماجت و مقاومت استاد را درهم شکست. شجریانی که بسیاری او را یکی از سرسختترین افراد در دستیابی به هر هدفی میدانستند و خود نیز در مصاحبههایش میگفت که گاه روزی چندین ساعت برای هر کاری (از خوشنویسی تا پرورش گیاه و سازسازی و نواختن سنتور و ...) وقت صرف میکرد تا آن کار را به هدف برساند و بهترین کیفیت را به دست آورد، اکنون با چیزی مواجه شده بود که چارهای برای آن نداشت.
سفر به ایران و مراقبتهایی که نتیجه نداد
چند ماهی در آمریکا ماند تا بتواند از طریق متخصصان و امکاناتی که در بیمارستانهای مجهز کالیفرنیا فراهم بود کار را به پیش ببرد. عکسهایی که از آن روزها در فضای مجازی دست به دست میشد امیدواریهایی را در دلها برانگیخت اما از میانههای تابستان مشخص شد که بیماری قرار نیست کنار بکشد و استاد تصمیم گرفت به ایران برود.
در ایران استقبال خوبی از او شد، وزارت بهداشت امکانات خوبی برایش در نظر گرفت و عکسهای اولیه منتشره هم حکایت از امیدواریهای مثبتی میکرد، اما به مرور این امیدها رنگ باخت و کار به نحوی جلو رفت که حتی تنها اقوام و نزدیکان او میتوانستند به دیدارش بروند. یکی دو عکس از او در هنگام چیدن گل و گیاه و تکیه به شانه همایون یا فرزند دیگرش رایان منتشر شد و پس از آن تقریبا جز خبرهای گاه به گاهی که از اوضاع جسمی و پیشرفت بیماری خبر میداد چیز دیگری منتشر نشد.
در همین مدت به آلبومش در سالگرد درگذشت پرویز مشکاتیان مجوز انتشار دادند و در رونمایی آن آلبوم (طریق عشق) همایون خواند و گریست. سپس مصاحبهای مفصل از او در روزنامه ایران منتشر شد. مصاحبهای که تقریبا آخرین مصاحبه او به شمار میرفت و بعد از آن دیگر جز معدود اخبار و یکی دو عکس نه چندان مناسب چیزی دیگر انعکاس رسانهای نداشت.
اکنون میتوان حال استاد شجریان را به وضعیت استاد فرامرز پایور شبیه دانست که تقریبا نزدیک به یک دهه به همین وضعیت زندگی کرد. ایرانیان هر روز آوازها و تصنیفهای مختلفی از این پهلوان آواز را میشنوند و از این صدای بینظیر لذت میبرند وقطعا به جانش دعا میکنند و منتظر روزیاند که او این بیماری مهلک و جانسوز را پشت سر بگذارد و به میان مردم بازگردد.
T.ME/AVAHA
Telegram
آواها و نواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
Forwarded from "' سخن آشنا "'
فرهنگ و زندگی
با ۹ جمله و عبارت میتوانید
اضطراب را از خود دور کنید
اضطراب و نگرانی یک اختلال جهانی است. انجمن روانشناسی آمریکا این احساس را «با مشخصه هایی مثل تنش، افکار نگرانکننده، و تغییرات فیزیکی مثل بالا رفتن فشار خون» توصیف می کند. بیشتر مردم نیز حد اقل در یک برهه از زندگی آن را تجربه می کنند.
به گزارش هافینگتون پست، خیلی از مردم این حالات را طبیعی و بخشی از زندگی می پندارند و به آن بی اعتنایی می کنند. در حالی که اگر اضطراب به موقع درمان نشود، می تواند زندگی یک فرد را فلج کند. اضطراب می تواند عوارضی مثل سرگیجه، حالت تهوع، سردرد، دل درد، وحشتزدگی، و حتی بیشتر داشته باشد، که تمام آن زندگی و انجام خیلی از کارهای روزانه را سخت و گاهی غیر ممکن می سازد.
خوشبختانه راه هایی برای مبارزه با اضطراب و نگرانی هست که می تواند کمک کند. رواندرمانی، مدیتیشن، و ترکیب هر دو خیلی مفید است.
کارشناسان همچنین استفاده از عبارتهایی که تکرار آنها به آرام شدن و کاهش اضطراب کمک میکند را نیز پیشنهاد داده اند.
اینها ۹ عبارتی هستند که خود کارشناسان امتحان کرده و مهر تأئید خود را بر آنها زده اند:
۱. من ... هستم.
و جای خالی را با کلمات مثبت و همدردانه پر کنید، مثل «من صبور هستم»، «من دلسوز هستم»، «من از خودگذشته هستم» و غیره.
۲. این نیز بگذرد.
و با هر دم و بازدم این عبارت را در ذهن خود تکرار کنید.
۳. من قوی هستم و لیاقت چیزهای قدرتمند دارم.
بسته به موقعیت می توانید زیبا را جایگزین قدرتمند کنید.
۴. به خودت نگیر.
این در زمانی مفید است که فکر می کنید کسی نسبت به کار یا محصولی که شما ارائه داده اید قضاوت می کند.
۵. همه چیز خوب است.
گاهی لازم است که به خود یادآوری کنید که همه چیز خوب خواهد بود.
۶. سپاسگزارم.
از چیزهای خوبی که در زندگی دارید قدردانی کنید.
۷. آرام شو.
گفتن این عبارت به فرد دیگر، تأثیر ندارد و شاید حتی بیادبانه باشد. ولی تکرار آن برای خود هنگام تمرین نفس کشیدن می تواند خیلی مفید باشد.
۸. تو دوستداشتنی هستی.
این عبارت در مواقعی مفید است که از سوی نزدیکان خود احساس ناراحتی و اضطراب می کنید.
۹. امروز چه چیزی را می توانم تجربه کنم که باعث هیجان و حیرت من شود؟
دنبال کارها و چیزهایی در زندگی بگردید که شادی آفرین و هیجان انگیز هستند.
و تکرار این عبارات هنگام مدیتیشن و یا تنفس ریتم دار می تواند در آرامش اعصاب و رفع اضطراب به شما کمک کند.
در کل سعی کنید بر چیزهای مثبت زندگی، نه بر مشکلات و چیزهای منفی آن تمرکز کنید...
T.ME/KELKE_KHIYAL
با ۹ جمله و عبارت میتوانید
اضطراب را از خود دور کنید
اضطراب و نگرانی یک اختلال جهانی است. انجمن روانشناسی آمریکا این احساس را «با مشخصه هایی مثل تنش، افکار نگرانکننده، و تغییرات فیزیکی مثل بالا رفتن فشار خون» توصیف می کند. بیشتر مردم نیز حد اقل در یک برهه از زندگی آن را تجربه می کنند.
به گزارش هافینگتون پست، خیلی از مردم این حالات را طبیعی و بخشی از زندگی می پندارند و به آن بی اعتنایی می کنند. در حالی که اگر اضطراب به موقع درمان نشود، می تواند زندگی یک فرد را فلج کند. اضطراب می تواند عوارضی مثل سرگیجه، حالت تهوع، سردرد، دل درد، وحشتزدگی، و حتی بیشتر داشته باشد، که تمام آن زندگی و انجام خیلی از کارهای روزانه را سخت و گاهی غیر ممکن می سازد.
خوشبختانه راه هایی برای مبارزه با اضطراب و نگرانی هست که می تواند کمک کند. رواندرمانی، مدیتیشن، و ترکیب هر دو خیلی مفید است.
کارشناسان همچنین استفاده از عبارتهایی که تکرار آنها به آرام شدن و کاهش اضطراب کمک میکند را نیز پیشنهاد داده اند.
اینها ۹ عبارتی هستند که خود کارشناسان امتحان کرده و مهر تأئید خود را بر آنها زده اند:
۱. من ... هستم.
و جای خالی را با کلمات مثبت و همدردانه پر کنید، مثل «من صبور هستم»، «من دلسوز هستم»، «من از خودگذشته هستم» و غیره.
۲. این نیز بگذرد.
و با هر دم و بازدم این عبارت را در ذهن خود تکرار کنید.
۳. من قوی هستم و لیاقت چیزهای قدرتمند دارم.
بسته به موقعیت می توانید زیبا را جایگزین قدرتمند کنید.
۴. به خودت نگیر.
این در زمانی مفید است که فکر می کنید کسی نسبت به کار یا محصولی که شما ارائه داده اید قضاوت می کند.
۵. همه چیز خوب است.
گاهی لازم است که به خود یادآوری کنید که همه چیز خوب خواهد بود.
۶. سپاسگزارم.
از چیزهای خوبی که در زندگی دارید قدردانی کنید.
۷. آرام شو.
گفتن این عبارت به فرد دیگر، تأثیر ندارد و شاید حتی بیادبانه باشد. ولی تکرار آن برای خود هنگام تمرین نفس کشیدن می تواند خیلی مفید باشد.
۸. تو دوستداشتنی هستی.
این عبارت در مواقعی مفید است که از سوی نزدیکان خود احساس ناراحتی و اضطراب می کنید.
۹. امروز چه چیزی را می توانم تجربه کنم که باعث هیجان و حیرت من شود؟
دنبال کارها و چیزهایی در زندگی بگردید که شادی آفرین و هیجان انگیز هستند.
و تکرار این عبارات هنگام مدیتیشن و یا تنفس ریتم دار می تواند در آرامش اعصاب و رفع اضطراب به شما کمک کند.
در کل سعی کنید بر چیزهای مثبت زندگی، نه بر مشکلات و چیزهای منفی آن تمرکز کنید...
T.ME/KELKE_KHIYAL