Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نرگس مست- ملیحه مرادی و همنوازان سرو ( استرالیا )
با ما و همراه ما باشید در کانال آواها و نواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی ↙️
T.ME/AVAHA
با ما و همراه ما باشید در کانال آواها و نواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی ↙️
T.ME/AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
ماه خون گریست،
مهستی شاهرخی
ماه با توپ و تشر و همه تب و تابهایش با شلیکِ تک تیری به پایان رسید.
به جای باران، از آسمان آتش بارید.
خون جلوی چشمانِ ماه را گرفته بود.
مرداد، اگر ماهِ دادخواهی ما نباشد، پس چه؟
چرا باز کاسه چشمم از آب لبریز شده است؟
*
از سی دریاچه ایران، ارومیه آنقدر گریست تا چشمانش غرق نمک شد.
بختگان، بختش بخشکید.
پریشان، از پریشانی تلف شد.
حوضِ سلطان، شد حوضچه نمک!
از هفتاد رودخانه ایران، کارون را از مسیرش منحرف کردند.
سپیدرود دیگر سپید نبود؛ رودی بود آلوده به لجن و فاضلاب انسانی!
زاینده رود دیگر زاینده نبود، رودی بود خشکیده و مُرده!
آبهای شیرین، هم مانند اشکهای من همه شور شده است!
یا همه از اشکهای مردم است؟
مردم تشنه جنوب برای حفظِ نامِ «خلیج فارس» جنگیدند اما نخلهای خوزستان بی آب ماندند.
گرچه پستههای رفسنجان همیشه خنداناند! ولی آب کارون به سوی بصره جاری شد و از مردم تشنه کازرون دریغ شد.
*
ایران از شمال و جنوب، ازتشنگی لَه لَه میزند. هنوز نفس نفس، نفس نفس!
همه رودهای ایران بخار شد و به هوا رفت.
پیش از آن هنگام که بزرگترین دریاچه جهان ناگهان به شعبدهای غیب شود،
پیش از آن که کاسپین با امضایی محو شود!
تو به من بگو: هنوز نفس نفس، نفس نفس
ماهیگیری در کویر و قایقرانی بر روی ماسهها و شنزار صحرا ما را به کجا خواهد رسانید؟
ما ازعطشِ قرون بی آبی و بی مهری در شُرُفِ تلف شدنیم، اما مردم هنوز از نفس نیفتاده اند؛
هنوز نفس نفس، نفس نفس
*
جهنم همین جا روی زمین است.
همین جا که آب نیست، و نان نیست.
و گرسنگان در حسرت نان و کلاغ،
همین جا که مادران ناچارند برای ساکت کردن کودکان گرسنهشان، شبها آنها را کتک بزنند تا بخوابانند.
کسانی هستند که در جستجوی نان و یونجه آه میکشند و سطلهای زباله را میگردند.
گاه کنار سطل زباله، گرسنگان با گربهها دعوایشان میگیرد.
*
جهنم آتشین همینجاست.
تشنه و خسته و گرسنه.
هنوز نفس نفس، نفس نفس
هیچ بادی نمیآید.
همین جایی که هیچ نسیم خنکی نمیوزد.
هوا گرم و آتشین، آفتابِ سوزان، هوای بی اکسیژن و سنگین و آلوده!
دیگر حتا هوایی سالم برای تنفس نمانده است.
جهنم همین جاست! روی زمین!
*
چه شد که چشمههای گوارا و شیرین، شور و کور شد؟
چه گناهی مرتکب شده بودیم که سبزه زاران به شوره زاران مبدل شد؟
چه شد که داراییهای این سرزمین به همه جا میرود مگر به کام مردم دردمند و ساکنانش؟
*
از آسمان آتش میبارد.
قطره آبی بر روی لبان تشنه نیست.
هنوز نفس نفس، نفس نفس
مردِ دستفروش، عریان مانند حضرتِ آدم، در میدان عمومی سربلند راه میرود.
زن سینه سپر کرده، در میدانی فریاد میکشد و آزادی را طلب میکند.
دختر استوار بر سکویی ایستاده وبی صدا پارچه سفیدی را تکان میدهد.
*
آیا آزادی دارند؟ نان دارند؟ آب دارند؟ حق نفس کشیدن دارند؟ حق حرف زدن دارند؟
اُسرا جز زنجیرهایشان، چه چیزی برای از دست دادن دارند؟
مگر اینها جز گسستن بندهایشان، راهی برایشان ماند؟
*
من مانند ملت ایران، تشنگی چند هزار ساله دارم.
مرگ در کورستان و گورستان نمیخواهم.
گاه در عمق سیاهی و تباهی، خودم را میآویزم به یک نقطه نورانی.
و دراوج عطش، میشنوم که در سیاره مریخ آب موجود است.
و همین باعث میشود که از چاهِ نومیدی، به آینده در سیاره مریخ امیدوار شوم.
*
من هوای تازه و سخنی تازه و مرامی تازه را خواهانم.
خانه تکانی و شستشوی سرزمینم را از دُمل و چرکِ قرون و زهرابه بدخیمِ ددان خواستارم.
و ریختن هر چه که پوسیده و بیهوده است به خاکروبه دوران و گذشتن از آن.
فکر نو و کار نو و کِشت نوین و پُر برکت میخواهم.
روزگاری نو و روزی نو، نوروز و رستاخیزی برای ایران زمین میخواهم.
T.ME/KELKE_KHIYAL
مهستی شاهرخی
ماه با توپ و تشر و همه تب و تابهایش با شلیکِ تک تیری به پایان رسید.
به جای باران، از آسمان آتش بارید.
خون جلوی چشمانِ ماه را گرفته بود.
مرداد، اگر ماهِ دادخواهی ما نباشد، پس چه؟
چرا باز کاسه چشمم از آب لبریز شده است؟
*
از سی دریاچه ایران، ارومیه آنقدر گریست تا چشمانش غرق نمک شد.
بختگان، بختش بخشکید.
پریشان، از پریشانی تلف شد.
حوضِ سلطان، شد حوضچه نمک!
از هفتاد رودخانه ایران، کارون را از مسیرش منحرف کردند.
سپیدرود دیگر سپید نبود؛ رودی بود آلوده به لجن و فاضلاب انسانی!
زاینده رود دیگر زاینده نبود، رودی بود خشکیده و مُرده!
آبهای شیرین، هم مانند اشکهای من همه شور شده است!
یا همه از اشکهای مردم است؟
مردم تشنه جنوب برای حفظِ نامِ «خلیج فارس» جنگیدند اما نخلهای خوزستان بی آب ماندند.
گرچه پستههای رفسنجان همیشه خنداناند! ولی آب کارون به سوی بصره جاری شد و از مردم تشنه کازرون دریغ شد.
*
ایران از شمال و جنوب، ازتشنگی لَه لَه میزند. هنوز نفس نفس، نفس نفس!
همه رودهای ایران بخار شد و به هوا رفت.
پیش از آن هنگام که بزرگترین دریاچه جهان ناگهان به شعبدهای غیب شود،
پیش از آن که کاسپین با امضایی محو شود!
تو به من بگو: هنوز نفس نفس، نفس نفس
ماهیگیری در کویر و قایقرانی بر روی ماسهها و شنزار صحرا ما را به کجا خواهد رسانید؟
ما ازعطشِ قرون بی آبی و بی مهری در شُرُفِ تلف شدنیم، اما مردم هنوز از نفس نیفتاده اند؛
هنوز نفس نفس، نفس نفس
*
جهنم همین جا روی زمین است.
همین جا که آب نیست، و نان نیست.
و گرسنگان در حسرت نان و کلاغ،
همین جا که مادران ناچارند برای ساکت کردن کودکان گرسنهشان، شبها آنها را کتک بزنند تا بخوابانند.
کسانی هستند که در جستجوی نان و یونجه آه میکشند و سطلهای زباله را میگردند.
گاه کنار سطل زباله، گرسنگان با گربهها دعوایشان میگیرد.
*
جهنم آتشین همینجاست.
تشنه و خسته و گرسنه.
هنوز نفس نفس، نفس نفس
هیچ بادی نمیآید.
همین جایی که هیچ نسیم خنکی نمیوزد.
هوا گرم و آتشین، آفتابِ سوزان، هوای بی اکسیژن و سنگین و آلوده!
دیگر حتا هوایی سالم برای تنفس نمانده است.
جهنم همین جاست! روی زمین!
*
چه شد که چشمههای گوارا و شیرین، شور و کور شد؟
چه گناهی مرتکب شده بودیم که سبزه زاران به شوره زاران مبدل شد؟
چه شد که داراییهای این سرزمین به همه جا میرود مگر به کام مردم دردمند و ساکنانش؟
*
از آسمان آتش میبارد.
قطره آبی بر روی لبان تشنه نیست.
هنوز نفس نفس، نفس نفس
مردِ دستفروش، عریان مانند حضرتِ آدم، در میدان عمومی سربلند راه میرود.
زن سینه سپر کرده، در میدانی فریاد میکشد و آزادی را طلب میکند.
دختر استوار بر سکویی ایستاده وبی صدا پارچه سفیدی را تکان میدهد.
*
آیا آزادی دارند؟ نان دارند؟ آب دارند؟ حق نفس کشیدن دارند؟ حق حرف زدن دارند؟
اُسرا جز زنجیرهایشان، چه چیزی برای از دست دادن دارند؟
مگر اینها جز گسستن بندهایشان، راهی برایشان ماند؟
*
من مانند ملت ایران، تشنگی چند هزار ساله دارم.
مرگ در کورستان و گورستان نمیخواهم.
گاه در عمق سیاهی و تباهی، خودم را میآویزم به یک نقطه نورانی.
و دراوج عطش، میشنوم که در سیاره مریخ آب موجود است.
و همین باعث میشود که از چاهِ نومیدی، به آینده در سیاره مریخ امیدوار شوم.
*
من هوای تازه و سخنی تازه و مرامی تازه را خواهانم.
خانه تکانی و شستشوی سرزمینم را از دُمل و چرکِ قرون و زهرابه بدخیمِ ددان خواستارم.
و ریختن هر چه که پوسیده و بیهوده است به خاکروبه دوران و گذشتن از آن.
فکر نو و کار نو و کِشت نوین و پُر برکت میخواهم.
روزگاری نو و روزی نو، نوروز و رستاخیزی برای ایران زمین میخواهم.
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from آواها و نواها
تصنیف_مشروطه_..._زنده_یاد_گیتی.mp4
10.1 MB
ملت ار بداند ثمر آزادی را
برکند ز بن ریشه استبدادی را
14 مرداد سالروز شکل گیری جنبش مشروطه ایرانی و تصنیف ارزنده مشروطه با صدای گیرای گیتی
همراه ما شوید در کانال آواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
@AVAHA
برکند ز بن ریشه استبدادی را
14 مرداد سالروز شکل گیری جنبش مشروطه ایرانی و تصنیف ارزنده مشروطه با صدای گیرای گیتی
همراه ما شوید در کانال آواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
@AVAHA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه تصویری زیبای
گلریز بهار با صدای الهه
گلریز بهار دیدنیه یار
آلاله هاش چیدنیه یار
تنگ غروب كنار چشمه
نون و پونه خوردنیه یار
کانال آواها ویژه
موسیقی اصیل ایرانی ↙️
T.ME/AVAHA
گلریز بهار با صدای الهه
گلریز بهار دیدنیه یار
آلاله هاش چیدنیه یار
تنگ غروب كنار چشمه
نون و پونه خوردنیه یار
کانال آواها ویژه
موسیقی اصیل ایرانی ↙️
T.ME/AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
قانـون پناهـگاه
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه ، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. آنان اگر صبح زود کوه نوردی را شروع کنند ، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد : وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد ، برخی از آنان وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند: " می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم. وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می خوانند ، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند. در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند. اما حدودا سه ساعت بعد ، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند ، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند. چه اتفاقی افتاد؟ راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این ، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قله ها و پناهگاه ها.
در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد ، خطری جان شما را تهدید نمی کند ، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج ، باید با چالش قله رو به رو شد و بر آن غلبه کرد.
جان سی ماکسول
T.me/kelke_khiyal
کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه ، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. آنان اگر صبح زود کوه نوردی را شروع کنند ، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد : وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد ، برخی از آنان وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند: " می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم. وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می خوانند ، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند. در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند. اما حدودا سه ساعت بعد ، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند ، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند. چه اتفاقی افتاد؟ راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این ، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قله ها و پناهگاه ها.
در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد ، خطری جان شما را تهدید نمی کند ، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج ، باید با چالش قله رو به رو شد و بر آن غلبه کرد.
جان سی ماکسول
T.me/kelke_khiyal
Telegram
کلک خیال
انسان
Forwarded from "' سخن آشنا "'
روز حافظ میمون و فرخنده باد 🌷
در خصوص اتهام آقای محمد شیرازی فرزند بهاءالدین، ملقّب به خواجه حافظ و لِسانُ الغیب، دائر بر فعالیت فکری و تبلیغی علیه مقدسات و مقدسین، بدین شرح اعلام می گردد که حسب گزارش واصله از ادارهی مبارزه با شِبهعرفانهایِ کاذب و نیز حسب شهادت داروغهی محترم حوزهی استحفاظی مزبور، نامبرده مبادرت به تشویش اذهان عمومی علیه جناب مُحتسب، زُهّاد، وعّاظ، صوفیه و دیگر کسَبه ی بازار سیاست و فرهنگ نموده است
مطابق نظر کارشناسیِ شاعران مُعتمَدِ عدلیه، وی با سوءاستفاده از عناصر بیانی و بدیعی و استعارههای مُستهجن، غیر مشروع، نامتعارَف و خارج از چارچوب بخشنامه های رسمی، از قبیل مَی، مُطرب و خُمخانه، تظاهر به ملامتیگری و تجاهُر به فِسق نموده و با تمسُّک به حُسنِ اِشتهار خود، نه تنها در اقلیم فارس، بلکه وِفقِ شهادت و اعتراف شخص متهم، باعث ایجادِ حرکاتِ موزون، در بین سیهچشمانِ کشمیری و تُرکان زیبارویِ سمرقندی شده است
در بازرسی از منزل مشارالیه، چندین کاغذ حاوی ابیاتی دالّ بر تشکیک در معاد و نیز ضرورت تعویض نسیهی رستاخیز با نقد بادهی امروزین، طعنه به فقیه عالیقدر جهان اسلام جناب امام محمد غزالی و نیز مدح اُمَرایِ معدوم، کشف و ضبط گردیده است.
از دیگر اتهامات نامبرده، تلاش مذبوحانه در جهت تدوین مانیفیست جامعه مدني و ارائه "طرحی نو"از طريق سه راهكار: «گل افشاني»، «مي در ساغر اندازي» و «سقف فلك شكافي» به مثابه تفكري براندازانه بوده که در کنار افکار شوم و اومانیستی ایشان مثل تسامح و مدارا با مخالفان، نقد اقتدارگرایی و تقبیحِ حرامخواری، به تغيير ساختاري وضع موجود منجر خواهد شد.
مضافا این که متهم ، بدون گذراندن دروس حوزوی و اجازه ی افتاء، مبادرت به صدور فتوا نموده و معتقد است مواردی از قبیل دروغگویی، مردم آزاری، ریاکاری و تزویر، از گناهِ شنیع شرابخواری مهم تر است!
مطابق اعترافات داوطلبانهی متهم، ایشان لااقل دو عنوان ازمصادیق مجرمانهی اشعار خود، شامل:
الف- تشکیک در مبانی عقیدتی و
ب- دعوت به شرابخواری
را از یکی از نوابغ غربزدهی داخلی به نام عُمَرخیّام فرزند ابراهیم نیشابوری اخذ و اقتباس کرده است.
پس از ورود و تفحص نیروهای مجرب عدلیه و نیز بنا به گواهی اداره ثبت احوال شهرستان مغولزده و شهیدپرور نیشابور، برای مظنون مزبور - عمر خیام فرزند ابراهیم - به دلیل فوت در چند قرن قبل، با یک درجه تخفیف، قرار منع تعقیب صادر می گردد.
متهم ردیف اول نیز، از بابت اتهام توهین به مقدسات و دیگر اتهامات غیر قابل ذکر در دادنامه ، برای مدت نامعلوم، ممنوعالخروج بوده و به تحمل مقدار سی و پنج سال حبس تعزیری غیر قابل تبدیل به جزای نقدی محکوم می گردد. حکم صادره، قطعی و غیر قابل استیناف در محاکم دیگر یا بالاتر است.
پارافِ مدیرِ دایرهی اجرای احکام:
متهم، متخلص به حافظ، تحت الحفظ، فعلا به بند عمومی منتقل و در راستای ممانعت از سرایت عقاید مشکوک نامبرده به سایر زندانیان، تا پایان وقت اداری یوم جاری، به سلول انفرادی هدایت گردد.
عبدالحمید_ضیایی
ولگردی_در_ملکوت
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
در خصوص اتهام آقای محمد شیرازی فرزند بهاءالدین، ملقّب به خواجه حافظ و لِسانُ الغیب، دائر بر فعالیت فکری و تبلیغی علیه مقدسات و مقدسین، بدین شرح اعلام می گردد که حسب گزارش واصله از ادارهی مبارزه با شِبهعرفانهایِ کاذب و نیز حسب شهادت داروغهی محترم حوزهی استحفاظی مزبور، نامبرده مبادرت به تشویش اذهان عمومی علیه جناب مُحتسب، زُهّاد، وعّاظ، صوفیه و دیگر کسَبه ی بازار سیاست و فرهنگ نموده است
مطابق نظر کارشناسیِ شاعران مُعتمَدِ عدلیه، وی با سوءاستفاده از عناصر بیانی و بدیعی و استعارههای مُستهجن، غیر مشروع، نامتعارَف و خارج از چارچوب بخشنامه های رسمی، از قبیل مَی، مُطرب و خُمخانه، تظاهر به ملامتیگری و تجاهُر به فِسق نموده و با تمسُّک به حُسنِ اِشتهار خود، نه تنها در اقلیم فارس، بلکه وِفقِ شهادت و اعتراف شخص متهم، باعث ایجادِ حرکاتِ موزون، در بین سیهچشمانِ کشمیری و تُرکان زیبارویِ سمرقندی شده است
در بازرسی از منزل مشارالیه، چندین کاغذ حاوی ابیاتی دالّ بر تشکیک در معاد و نیز ضرورت تعویض نسیهی رستاخیز با نقد بادهی امروزین، طعنه به فقیه عالیقدر جهان اسلام جناب امام محمد غزالی و نیز مدح اُمَرایِ معدوم، کشف و ضبط گردیده است.
از دیگر اتهامات نامبرده، تلاش مذبوحانه در جهت تدوین مانیفیست جامعه مدني و ارائه "طرحی نو"از طريق سه راهكار: «گل افشاني»، «مي در ساغر اندازي» و «سقف فلك شكافي» به مثابه تفكري براندازانه بوده که در کنار افکار شوم و اومانیستی ایشان مثل تسامح و مدارا با مخالفان، نقد اقتدارگرایی و تقبیحِ حرامخواری، به تغيير ساختاري وضع موجود منجر خواهد شد.
مضافا این که متهم ، بدون گذراندن دروس حوزوی و اجازه ی افتاء، مبادرت به صدور فتوا نموده و معتقد است مواردی از قبیل دروغگویی، مردم آزاری، ریاکاری و تزویر، از گناهِ شنیع شرابخواری مهم تر است!
مطابق اعترافات داوطلبانهی متهم، ایشان لااقل دو عنوان ازمصادیق مجرمانهی اشعار خود، شامل:
الف- تشکیک در مبانی عقیدتی و
ب- دعوت به شرابخواری
را از یکی از نوابغ غربزدهی داخلی به نام عُمَرخیّام فرزند ابراهیم نیشابوری اخذ و اقتباس کرده است.
پس از ورود و تفحص نیروهای مجرب عدلیه و نیز بنا به گواهی اداره ثبت احوال شهرستان مغولزده و شهیدپرور نیشابور، برای مظنون مزبور - عمر خیام فرزند ابراهیم - به دلیل فوت در چند قرن قبل، با یک درجه تخفیف، قرار منع تعقیب صادر می گردد.
متهم ردیف اول نیز، از بابت اتهام توهین به مقدسات و دیگر اتهامات غیر قابل ذکر در دادنامه ، برای مدت نامعلوم، ممنوعالخروج بوده و به تحمل مقدار سی و پنج سال حبس تعزیری غیر قابل تبدیل به جزای نقدی محکوم می گردد. حکم صادره، قطعی و غیر قابل استیناف در محاکم دیگر یا بالاتر است.
پارافِ مدیرِ دایرهی اجرای احکام:
متهم، متخلص به حافظ، تحت الحفظ، فعلا به بند عمومی منتقل و در راستای ممانعت از سرایت عقاید مشکوک نامبرده به سایر زندانیان، تا پایان وقت اداری یوم جاری، به سلول انفرادی هدایت گردد.
عبدالحمید_ضیایی
ولگردی_در_ملکوت
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
براستی؛ کجای دنیا
این همه عشقو
بی هیچ جرمی
دور می ریزن!!؟
🎼
آواز زن
ترانه و آواز : شادی امینی
🎤🎬
با ما و همراه ما باشید
در کانال آواها و نواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
T.me/AVAHA
این همه عشقو
بی هیچ جرمی
دور می ریزن!!؟
🎼
آواز زن
ترانه و آواز : شادی امینی
🎤🎬
با ما و همراه ما باشید
در کانال آواها و نواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
T.me/AVAHA
👍1
Forwarded from "' سخن آشنا "'
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پس ای امیران آینده بدانید شهسواران و شهریاران میمیرند، شادمانی مردمان هرگز!
قطعه حماسی «کوروش بزرگ» خواننده دانیال دادور، دکلمه پبشکسوت خوشنام سینما استاد مشایخی
هفت آبان خجسته باد 🌷
@kelke_khiyal
قطعه حماسی «کوروش بزرگ» خواننده دانیال دادور، دکلمه پبشکسوت خوشنام سینما استاد مشایخی
هفت آبان خجسته باد 🌷
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سیاوش شجریان ( از این به بعد استاد را با نام پیشین نام اصیل ایرانی اش می خوانیم ) تصویری در کنار آرامگاه کوروش بزرگ - ( با تصنیف جان جهان ) همراه ابراز احساسات تنی چند از دوستداران استاد
@kelke_khiyal
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
«آزادی را پاس بدار، حقيقت هوای خودش را خواهد داشت.»
Take Care of Freedom and Truth Will
Take Care of itself
-ریچارد رورتی
T.me/kelke_khiyal
Take Care of Freedom and Truth Will
Take Care of itself
-ریچارد رورتی
T.me/kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
پیام تبریک شب یلدای مایک پامپئو، وزیر خارجه امریکا به مردم ایران: درحالیکه مردم پرافتخار ایران طولانیترین شب سال و پیروزی نور بر تاریکی را جشن میگیرند، برایشان کامیابی و آزادی را آرزو میکنم. همانطور که شاعر ایرانی نظامی گفته "در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است"
یلداتان خجسته و فرخنده
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
یلداتان خجسته و فرخنده
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
آزادی، خدای همهی شادمانیها!
یادداشتی در آستانهی سال ۲۰۱۹،
شکوه میرزادگی
جشن آغاز سال نوی جهانی، جشنی ست بازمانده از دوران اساطیری و باستانی روم که از قرنها قبل از میلاد مسیح برگزار میشد. در واقع و در اصل این جشنی هر ساله بود برای «ژانوس»، «خدای آغازها و پایان ها». بعدها، مسیحیت، که خود از آیین مهر گرفته شده بود، با رسمی شدن در روم، آن را از آن خود کرد و آنگاه، پس از فروپاشی قدرت کلیسا در غرب، با این که هنوز این جشن صفت «میلادی» را به دنبال میکشید، در دنیای مدرن، دیگر به هیچ مذهب و یا ایدلوژی خاصی وابسته نشد.
شاید همین رهایی این مراسم از هر مذهب و مرامی سبب شده باشد که اکنون مردمان بیشترین کشورهای پیشرفته و آزاد جهان سال نوی خودشان را با بزرگداشت آن آغاز میکنند و در عین حال جشنهای سال نو در این کشورها هر سال زیباتر و پرشورتر و با حضور مردمان بیشتری برگزار میشود.
اکنون، در جشن سال نوی جهانی، فضای شهرها سرشار از رقص و آواز و شادمانی و عشق و بخشش و مهربانی و، مهم تر از همه، آزادی است؛ همان پدیدهی شگرفی که گوهر همهی شادمانی هاست. به خاطر این آزادی ست که در روزهای جشن سال نو مهم نیست که تو از کجا آمدهای، چه رنگ و نژادی داری، و عقیده و مذهبت چیست. بی ترس و آزاد میتوانی هر لباسی را بپوشی، هر آوازی را بخوانی و هر طور که میخواهی برقصی و هر چه میخواهی بنوشی و بی خیال از بکن نکنهای مذهبی یا سیاسی به سال نو پای بگذاری.
و چنین است که من و توی ایرانی، که چهل سال است نوروز، سال نوی خودمان را - این زمینی ترین و غیرمذهبی ترین سال نوی جهان - را، گم کرده ایم؛ چهل سال است در آرزوی برگزاری شادمانهی آن و دیگر جشنهای ملی مان آه میکشیم؛ و چهل سال است که با وعدهی فریبندهی «بهشت» ساکن دوزخ شدهایم، تنها در سالهای تبعید یا مهاجرت مان به کشورهای اروپایی و آمریکایی و دیگر کشورهای آزاد جهان است که میتوانیم در شبهای سال نوی جهانی همراه دیگران در جشن و شادمانی شرکت میکنیم.
به راستی کدام انسان سالمی میتواند بگوید که از تماشای میلیونها انسانی که در خانهها و رستورانها و میخانهها و خیابانها، آزاد و رها، و بی هیچ ترس و نگرانی، مینوشند و میرقصند و عشق میورزند و شادمانی را با هم قسمت میکنند لذت نمیبرد؟ - مردمانی که با هر گرفتاری و مشکلی که داشته باشند حداقل در مسایل ساده و طبیعی و روزمره زندگیشان کاملا آزادند.
تماشای این مردم است که به من و تو این درس ساده را میآموزد که خدای همهی شادمانیها «آزادی» نام دارد و هیچ موهبت و خوشبختی در جهان ارزشی بالاتر بهتر و بیشتر از آن ندارد.
و اگر این درس ساده را نیاموزیم، و به جای تکرار و خواست مدام آزادی برای مردمان سرزمین مان، نسخههای دیگری بپیچیم، و یا مردمان را از هیولاهای خود ساخته استبداد و دیکتاتوری که سد و مانع راه مبارزه برای آزادیاند بترسانیم، مسئول رنجهای آنان در همهی سالهای بعد خواهیم بود.
پس بیایید تا سال نوی جهانی دیگری را به امید آزادی سرزمین مان، و همهی سرزمینهای در بند جهان آغاز کنیم.
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
یادداشتی در آستانهی سال ۲۰۱۹،
شکوه میرزادگی
جشن آغاز سال نوی جهانی، جشنی ست بازمانده از دوران اساطیری و باستانی روم که از قرنها قبل از میلاد مسیح برگزار میشد. در واقع و در اصل این جشنی هر ساله بود برای «ژانوس»، «خدای آغازها و پایان ها». بعدها، مسیحیت، که خود از آیین مهر گرفته شده بود، با رسمی شدن در روم، آن را از آن خود کرد و آنگاه، پس از فروپاشی قدرت کلیسا در غرب، با این که هنوز این جشن صفت «میلادی» را به دنبال میکشید، در دنیای مدرن، دیگر به هیچ مذهب و یا ایدلوژی خاصی وابسته نشد.
شاید همین رهایی این مراسم از هر مذهب و مرامی سبب شده باشد که اکنون مردمان بیشترین کشورهای پیشرفته و آزاد جهان سال نوی خودشان را با بزرگداشت آن آغاز میکنند و در عین حال جشنهای سال نو در این کشورها هر سال زیباتر و پرشورتر و با حضور مردمان بیشتری برگزار میشود.
اکنون، در جشن سال نوی جهانی، فضای شهرها سرشار از رقص و آواز و شادمانی و عشق و بخشش و مهربانی و، مهم تر از همه، آزادی است؛ همان پدیدهی شگرفی که گوهر همهی شادمانی هاست. به خاطر این آزادی ست که در روزهای جشن سال نو مهم نیست که تو از کجا آمدهای، چه رنگ و نژادی داری، و عقیده و مذهبت چیست. بی ترس و آزاد میتوانی هر لباسی را بپوشی، هر آوازی را بخوانی و هر طور که میخواهی برقصی و هر چه میخواهی بنوشی و بی خیال از بکن نکنهای مذهبی یا سیاسی به سال نو پای بگذاری.
و چنین است که من و توی ایرانی، که چهل سال است نوروز، سال نوی خودمان را - این زمینی ترین و غیرمذهبی ترین سال نوی جهان - را، گم کرده ایم؛ چهل سال است در آرزوی برگزاری شادمانهی آن و دیگر جشنهای ملی مان آه میکشیم؛ و چهل سال است که با وعدهی فریبندهی «بهشت» ساکن دوزخ شدهایم، تنها در سالهای تبعید یا مهاجرت مان به کشورهای اروپایی و آمریکایی و دیگر کشورهای آزاد جهان است که میتوانیم در شبهای سال نوی جهانی همراه دیگران در جشن و شادمانی شرکت میکنیم.
به راستی کدام انسان سالمی میتواند بگوید که از تماشای میلیونها انسانی که در خانهها و رستورانها و میخانهها و خیابانها، آزاد و رها، و بی هیچ ترس و نگرانی، مینوشند و میرقصند و عشق میورزند و شادمانی را با هم قسمت میکنند لذت نمیبرد؟ - مردمانی که با هر گرفتاری و مشکلی که داشته باشند حداقل در مسایل ساده و طبیعی و روزمره زندگیشان کاملا آزادند.
تماشای این مردم است که به من و تو این درس ساده را میآموزد که خدای همهی شادمانیها «آزادی» نام دارد و هیچ موهبت و خوشبختی در جهان ارزشی بالاتر بهتر و بیشتر از آن ندارد.
و اگر این درس ساده را نیاموزیم، و به جای تکرار و خواست مدام آزادی برای مردمان سرزمین مان، نسخههای دیگری بپیچیم، و یا مردمان را از هیولاهای خود ساخته استبداد و دیکتاتوری که سد و مانع راه مبارزه برای آزادیاند بترسانیم، مسئول رنجهای آنان در همهی سالهای بعد خواهیم بود.
پس بیایید تا سال نوی جهانی دیگری را به امید آزادی سرزمین مان، و همهی سرزمینهای در بند جهان آغاز کنیم.
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
از درس های دانشکده ی جنگ زندگی :
آنچه مرا از پای درنیندازد
قویتر ام می کند
#فریدریش_نیچه
#غروب_بت_ها
💢 💢
@kelke_khiyal
آنچه مرا از پای درنیندازد
قویتر ام می کند
#فریدریش_نیچه
#غروب_بت_ها
💢 💢
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
چگونه بپرسیم؟
چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود". این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمیفهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.
سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد (؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد که منو مجبور کرد قدری بیشتر به این موضوع بپردازم.
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی و تکنولوژی موفیقت فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند. در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد.
به عنوان نمونه "چرا فلان اتفاق افتاد؟ چرا فلان حکومت سقوط کرد؟ چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟ چرا من آدم موفقی نیستم؟ چرا اینقدر فقیرم؟ چرا مردم اینقدر بیتفاوت و ظلمپذیر هستند؟ و..." جواب تمام این سوالات در گذشته است.
واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکتهای که متوجه شدم اینه که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ...." سوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟ چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟ چگونه سیاهپوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟ چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟" در ادامه به این سوال پاسخ میدهم.
همانگونه که در بالا اشاره کردم جواب سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارد. به عنوان مثال جواب سوال " چرا من اینقدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟" از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....". این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم.
ولی جواب سوالهایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برونرفت یا حقیقتبخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکس سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند، جوابها آماده نیستند
مثلا: "چگونه میتوانم فقر نباشم؟ چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ چگونه میتوانیم براندازی کنیم؟ و ..." پاسخ دادن به این سوالها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و هر نتیجه هرچی باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است
متاسفانه ما ایرانیها هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم. چند روز پیش معلم برادرزادهم یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود دربارهش تحقیق کنید: "چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟" برادرزادهم کلی جواب در مورد بیفرهنگی
مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟ مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری میپرسید بهتر نبود "چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟" تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچهها یاد دهیم.
خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شده بود. مسلما پاسخ سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است. پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است. پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت.
T.ME/KELKE_KHIYAL
چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود". این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمیفهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.
سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد (؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد که منو مجبور کرد قدری بیشتر به این موضوع بپردازم.
شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی و تکنولوژی موفیقت فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند. در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد.
به عنوان نمونه "چرا فلان اتفاق افتاد؟ چرا فلان حکومت سقوط کرد؟ چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟ چرا من آدم موفقی نیستم؟ چرا اینقدر فقیرم؟ چرا مردم اینقدر بیتفاوت و ظلمپذیر هستند؟ و..." جواب تمام این سوالات در گذشته است.
واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکتهای که متوجه شدم اینه که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ...." سوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند. آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟ چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟ چگونه سیاهپوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟ چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟" در ادامه به این سوال پاسخ میدهم.
همانگونه که در بالا اشاره کردم جواب سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارد. به عنوان مثال جواب سوال " چرا من اینقدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟" از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....". این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم.
ولی جواب سوالهایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برونرفت یا حقیقتبخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکس سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند، جوابها آماده نیستند
مثلا: "چگونه میتوانم فقر نباشم؟ چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ چگونه میتوانیم براندازی کنیم؟ و ..." پاسخ دادن به این سوالها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و هر نتیجه هرچی باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است
متاسفانه ما ایرانیها هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم. چند روز پیش معلم برادرزادهم یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود دربارهش تحقیق کنید: "چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟" برادرزادهم کلی جواب در مورد بیفرهنگی
مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟ مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری میپرسید بهتر نبود "چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟" تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچهها یاد دهیم.
خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شده بود. مسلما پاسخ سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است. پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است. پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت.
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز هم چارشنبه سوری دیگر و پاسداشت جشن های اصیل و باستانی ایران زمین که همه و همه بهانه ای ست برای خوشباشی و شادخواری های عیارانه به ویژه چارشنبه سوری که استارت نوروز سرسلسله دار جشن های اصیل و شادی بخش ایرانی می باشد.
شادی هاتان بردوام و جاودانه!
🌺🌺🌺🌺🌹🌹
T.ME/KELKE_KHIYAL
شادی هاتان بردوام و جاودانه!
🌺🌺🌺🌺🌹🌹
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
نوروز ١٣٩٨ بر شما خجسته باد
سالی سپری شد. سالی دیگر تازه آغاز راه کرده است. سالی که رفت کوله بار خود را به سالی که آمده است سپرد. کوله باری که مردهریگِ زمانِ همواره در گذر است و اینک با گذر خود بهار و زندگی و امید میآورد و این چنین بشارتِ زایش پُردوام و پایداری میدهد.
مردمانی که در فلات کهن ایران میزیستند، نیاکانِ زادگان امروزِ سرزمینهای گوناگون این خطۀ پهناور، با نفس طبیعت، دم فرو میبردند و برمیآوردند. نوروز را از آنرو گرامی میداشتند که نشانِ بیداری طبیعت پس از خواب زمستانی بود. آنان با بهار میکاشتند، تابستان را به آبیاری و بارداری سپری میکردند، با پائیز بار برمیگرفتند و میاندوختند و زمستان، همانند طبیعت، برای نو کردنِ نیرو، آرام میگرفتند. بهار تازه همواره زمانِ برپا خاستنِ نیروی نو شدۀ پنهانی بود که همه جا جوانه میزد و سر بر میآورد.
در زمانۀ ما نیز زندگی انسان اینچنین است. هنگامی وقت کاشتن و بارور ساختن است، دورهای زمانِ پرداختن وامیّد داشتن است، فصلی موقعِ چیدن و حاصل برداشتن است و زمانی نیزهنگامِ بهره گرفتن و آرمیدن است.
آنکه امّا نمیکاود و نمیکارد، باری بر نمیگیرد و انبانی پُر نمیکند.
ملّتها و کشورها و تمدنها نیز این چنیناند. «آنانکه که کاشتند، درویدند» و آنان که به خواب رفتند، هیچ ندیدند.
سرزمین جمشید نیز همین گونه بوده است. دهههای پُربار و کامیار داشته و سدههای پُر خار و بی بار. به طبیعت نگریسته و از طبیعت آموخته که از امروز باید به فکر فردا بود. امروز باید فردا را بارور کرد.
هر هنگام امّا به نمایش هر سالۀ طبیعت دل سپرده و اندرز او را به کار بسته، فردائی شکوفان و آبادان آفریده و هر زمان بر آن پشت کرده و دل به روزگار خویش بسته، شعلۀ باور به فردا را خاموش کرده و آینده را خشکانده است.
نوروز پیام آورِ امیّد است. بشارت میدهد که کودک شیر خوار طبیعت «لب ز لبن» شسته و «فرّ جوانی» گرفته است. همین در دلها، چراغ امیّد میافروزد و خود نیروی سازندگی و پایداری میشود.
زمانهای که پیام امیّد ندهد، که باور به فردا را بارور نکند، که شور برپا ساختن نیانگیزد، زمستان در زمستان است و تاریکی و سوز و سردی در پی خواب. کوله باری که هر سال به سال دیگر می سپارد، تهی و پُر درد و آرمانکُش و بی فرداست.
بیدارتان آرزو میکنیم و نوروز را بر شما خجسته میخواهیم. روحتان شاد، تنتان تندرست و روزگارتان کامروا باد.
T.ME/KELKE_KHIYAL
سالی سپری شد. سالی دیگر تازه آغاز راه کرده است. سالی که رفت کوله بار خود را به سالی که آمده است سپرد. کوله باری که مردهریگِ زمانِ همواره در گذر است و اینک با گذر خود بهار و زندگی و امید میآورد و این چنین بشارتِ زایش پُردوام و پایداری میدهد.
مردمانی که در فلات کهن ایران میزیستند، نیاکانِ زادگان امروزِ سرزمینهای گوناگون این خطۀ پهناور، با نفس طبیعت، دم فرو میبردند و برمیآوردند. نوروز را از آنرو گرامی میداشتند که نشانِ بیداری طبیعت پس از خواب زمستانی بود. آنان با بهار میکاشتند، تابستان را به آبیاری و بارداری سپری میکردند، با پائیز بار برمیگرفتند و میاندوختند و زمستان، همانند طبیعت، برای نو کردنِ نیرو، آرام میگرفتند. بهار تازه همواره زمانِ برپا خاستنِ نیروی نو شدۀ پنهانی بود که همه جا جوانه میزد و سر بر میآورد.
در زمانۀ ما نیز زندگی انسان اینچنین است. هنگامی وقت کاشتن و بارور ساختن است، دورهای زمانِ پرداختن وامیّد داشتن است، فصلی موقعِ چیدن و حاصل برداشتن است و زمانی نیزهنگامِ بهره گرفتن و آرمیدن است.
آنکه امّا نمیکاود و نمیکارد، باری بر نمیگیرد و انبانی پُر نمیکند.
ملّتها و کشورها و تمدنها نیز این چنیناند. «آنانکه که کاشتند، درویدند» و آنان که به خواب رفتند، هیچ ندیدند.
سرزمین جمشید نیز همین گونه بوده است. دهههای پُربار و کامیار داشته و سدههای پُر خار و بی بار. به طبیعت نگریسته و از طبیعت آموخته که از امروز باید به فکر فردا بود. امروز باید فردا را بارور کرد.
هر هنگام امّا به نمایش هر سالۀ طبیعت دل سپرده و اندرز او را به کار بسته، فردائی شکوفان و آبادان آفریده و هر زمان بر آن پشت کرده و دل به روزگار خویش بسته، شعلۀ باور به فردا را خاموش کرده و آینده را خشکانده است.
نوروز پیام آورِ امیّد است. بشارت میدهد که کودک شیر خوار طبیعت «لب ز لبن» شسته و «فرّ جوانی» گرفته است. همین در دلها، چراغ امیّد میافروزد و خود نیروی سازندگی و پایداری میشود.
زمانهای که پیام امیّد ندهد، که باور به فردا را بارور نکند، که شور برپا ساختن نیانگیزد، زمستان در زمستان است و تاریکی و سوز و سردی در پی خواب. کوله باری که هر سال به سال دیگر می سپارد، تهی و پُر درد و آرمانکُش و بی فرداست.
بیدارتان آرزو میکنیم و نوروز را بر شما خجسته میخواهیم. روحتان شاد، تنتان تندرست و روزگارتان کامروا باد.
T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
بهترین رژیم لاغری کدام است؟
ایران اینترنشنال - رژیمهای غذایی زیادی هستند که میتوانید دنبال کنید تا زندگی سالمتر و تناسب بیشتری داشته باشید، اما سخت میشود تشخیص داد نتایج کدام ماندگارتر است.
روزی نیست که اکثر ما عزممان را جزم نکرده باشیم تا وزنمان را پایین بیاوریم، مخصوصا بعد از تعطیلات و دورهمیها و بساط کباب. این روزها، هرکس که بخواهد برنامه غذاییاش را اصلاح کند به منابع فوقالعادهای دسترسی دارد و چه از این بهتر که گروهی از متخصصهای رژیم غذایی، چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و روانشناسیِ غذا ۴۰ رژیم مختلف را بررسی و طبقهبندی کردهاند. این فهرست سالانه نشان میدهد که کدام برنامههای غذایی برای کاهش وزن کوتاهمدت و بلندمدت بهتر است، کدام راحتتر و احتمال رعایت کدام بیشتر است ــ و کدام بهخاطر تامین نکردن مواد مغذی کافی خطرناک است.
راه حل چیست؟
در طبقهبندی کلی بهترین برنامههای غذایی، رژیم کتوژنیک، که در آن میزان دریافت چربی افزایش و کربوهیدرات کاهش پیدا میکند و گفته میشود کیم کارداشیان هم این رژیم را دنبال میکند، در قعر جدول و یکی مانده به آخر است. متخصصها نگران خطراتیاند که این میزان از چربی برای سلامتی افراد در پی خواهد داشت، بهخصوص برای کسانی که مشکل کبد یا کلیه دارند.
جایگاه برنده بهطور مشترک به دو رژیم غذایی میرسد که کمتر دربارهشان حرف زده شده است ــ رژیم غذایی دَش و رژیم غذایی مدیترانهای. شاید با برنامهای غذایی مدیترانهای کمابیش آشنا باشید، اما اولی کمتر شناخته شده است، هرچند در هشت سال گذشته در صدر فهرست سالانه بهترین برنامههای غذایی متخصصها بوده است. شواهدی وجود دارد که اثرگذاری هر دو رژیم غذایی را اثبات میکند: افرادی که این برنامههای غذایی را دنبال کردهاند هم کاهش وزن داشتهاند و هم خطر فشار خون بالا، دیابت و احتمالا سایر عارضهها در آنها کم شده است.
برنامه غذایی دَش را انستیتوی ملی قلب، ریه و خون ایالات متحده آمریکا ابداع کرده است و مبنایش صرف شش تا هشت وعده غلات، چهار تا پنج سبزی یا میوه، شش وعده گوشت بدون چربی مثل مرغ یا ماهی، مغز آجیل یا دانهها دو تا سه وعده چربی است. اندازه هر وعده کوچک است، مثلا ۲۸ گرم گوشت یا یک قاشق چایخوری روغن گیاهی. میزان سدیم مصرفی حدود نصف قاشق چایخوری است. مطالعات نشان میدهد که این برنامه غذایی، بهخصوص وقتی با ورزش همراه باشد، وزن و فشار خون را پایین میآورد. به گفته متخصصها، رعایت این رژیم راحت است و با آن احساس سیری میکنید.
برنامه غذایی مدیترانهای پر است میوهها، سبزیجات، غلات کامل، روغن زیتون، ماهی، مغز آجیل، گوشت مرغ و ماکیان، تخممرغ، پنیر و ماست، البته به میزان متعادل. این برنامه غذایی مشابه رژیم دَش است، اما بدون محدودیت اندازه وعدهها. در برخی مطالعات کاهش وزن مشخص است و در برخی نامشخص، اما برنامه غذایی مدیترانهای از ابتلا به دیابت و بیماری قلبی جلوگیری میکند و دنبال کردنش راحت و حتی لذتبخش است. در مجموع، بهترین رژیمهای غذایی خیلی محدودکننده نیستند.
بر همین روال، امتیاز رژیم غذایی منعطفخواری ــ گیاهخواری به همراه مصرف گاه و بیگاه گوشت ــ از رژیم گیاهخواری بیشتر است. ناسالمترین برنامههای غذایی هم، به دلیل محدودیت بیش از اندازه، رژیم ۳۰ روزه و خامخواری است.
T.ME/KELKE_KHIYAL
ایران اینترنشنال - رژیمهای غذایی زیادی هستند که میتوانید دنبال کنید تا زندگی سالمتر و تناسب بیشتری داشته باشید، اما سخت میشود تشخیص داد نتایج کدام ماندگارتر است.
روزی نیست که اکثر ما عزممان را جزم نکرده باشیم تا وزنمان را پایین بیاوریم، مخصوصا بعد از تعطیلات و دورهمیها و بساط کباب. این روزها، هرکس که بخواهد برنامه غذاییاش را اصلاح کند به منابع فوقالعادهای دسترسی دارد و چه از این بهتر که گروهی از متخصصهای رژیم غذایی، چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و روانشناسیِ غذا ۴۰ رژیم مختلف را بررسی و طبقهبندی کردهاند. این فهرست سالانه نشان میدهد که کدام برنامههای غذایی برای کاهش وزن کوتاهمدت و بلندمدت بهتر است، کدام راحتتر و احتمال رعایت کدام بیشتر است ــ و کدام بهخاطر تامین نکردن مواد مغذی کافی خطرناک است.
راه حل چیست؟
در طبقهبندی کلی بهترین برنامههای غذایی، رژیم کتوژنیک، که در آن میزان دریافت چربی افزایش و کربوهیدرات کاهش پیدا میکند و گفته میشود کیم کارداشیان هم این رژیم را دنبال میکند، در قعر جدول و یکی مانده به آخر است. متخصصها نگران خطراتیاند که این میزان از چربی برای سلامتی افراد در پی خواهد داشت، بهخصوص برای کسانی که مشکل کبد یا کلیه دارند.
جایگاه برنده بهطور مشترک به دو رژیم غذایی میرسد که کمتر دربارهشان حرف زده شده است ــ رژیم غذایی دَش و رژیم غذایی مدیترانهای. شاید با برنامهای غذایی مدیترانهای کمابیش آشنا باشید، اما اولی کمتر شناخته شده است، هرچند در هشت سال گذشته در صدر فهرست سالانه بهترین برنامههای غذایی متخصصها بوده است. شواهدی وجود دارد که اثرگذاری هر دو رژیم غذایی را اثبات میکند: افرادی که این برنامههای غذایی را دنبال کردهاند هم کاهش وزن داشتهاند و هم خطر فشار خون بالا، دیابت و احتمالا سایر عارضهها در آنها کم شده است.
برنامه غذایی دَش را انستیتوی ملی قلب، ریه و خون ایالات متحده آمریکا ابداع کرده است و مبنایش صرف شش تا هشت وعده غلات، چهار تا پنج سبزی یا میوه، شش وعده گوشت بدون چربی مثل مرغ یا ماهی، مغز آجیل یا دانهها دو تا سه وعده چربی است. اندازه هر وعده کوچک است، مثلا ۲۸ گرم گوشت یا یک قاشق چایخوری روغن گیاهی. میزان سدیم مصرفی حدود نصف قاشق چایخوری است. مطالعات نشان میدهد که این برنامه غذایی، بهخصوص وقتی با ورزش همراه باشد، وزن و فشار خون را پایین میآورد. به گفته متخصصها، رعایت این رژیم راحت است و با آن احساس سیری میکنید.
برنامه غذایی مدیترانهای پر است میوهها، سبزیجات، غلات کامل، روغن زیتون، ماهی، مغز آجیل، گوشت مرغ و ماکیان، تخممرغ، پنیر و ماست، البته به میزان متعادل. این برنامه غذایی مشابه رژیم دَش است، اما بدون محدودیت اندازه وعدهها. در برخی مطالعات کاهش وزن مشخص است و در برخی نامشخص، اما برنامه غذایی مدیترانهای از ابتلا به دیابت و بیماری قلبی جلوگیری میکند و دنبال کردنش راحت و حتی لذتبخش است. در مجموع، بهترین رژیمهای غذایی خیلی محدودکننده نیستند.
بر همین روال، امتیاز رژیم غذایی منعطفخواری ــ گیاهخواری به همراه مصرف گاه و بیگاه گوشت ــ از رژیم گیاهخواری بیشتر است. ناسالمترین برنامههای غذایی هم، به دلیل محدودیت بیش از اندازه، رژیم ۳۰ روزه و خامخواری است.
T.ME/KELKE_KHIYAL