آواها و نواها
108 subscribers
37 photos
92 videos
38 files
79 links
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بوی جوی مولیان،
مرضیه و جانان در المپیا - ۲۰۰۷

با ما و همراه ما باشید
در کانال آواها و نواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
@AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
کی روش،
سرداری که سپاهش را بازگرداند

دیوانگی این روزهای کی روش همانی ست که ما میخواهیم.
شوری که او در وجود بازیکنانش می سازد هم شاید کلید قفلی باشد که باید برای ایران بچرخد و در برای صعود باز شود.

پیام یونسی پور

«کارلوس کی روش» زاده موزامبیک است اما ملیتش را از والدینی پرتغالی
به ارث برده. سال ها، یکی از بزرگترین کاشفان طلا در دل فوتبال پرتغال بود. نمونه ها کم نیستند؛ «لوییز فیگو»، «روی کاستا»، «ژائو پینتو»، «کریستیانو رونالدو» فقط بخشی از سیاهه نام هایی است که او به فوتبال جهان معرفی کرد. به عنوان سرمربی دو بار جوانان پرتغال را قهرمان جهان کرد و در سال ۱۹۹۰ نشان لیاقت بین‌المللی را از فدراسیون پرتغال و بالاترین درجه افتخار یک ورزشکار را از دولت پرتغال دریافت کرد.

وقتی کیروش در سال 2003 به نیمکت سرمربیگری رئال مادرید رسید، فدراسیون پرتغال بیانیه ای نوشت : «تو مایه افتخار فوتبال پرتغال هستی. از این که می بینیم روی نیمکت یکی از بزرگترین باشگاه‌های جهان نشسته‌ای به تو و خودمان می‌بالیم.» هم او شیفته پرتغال بود، هم کشورش با او فخر می فروخت.اما حالا باید برای زمین زدن تیم ملی کشورش بجنگد.

او خودش هم نیک می داند پیروزی اش مقابل تیم ملی پرتغال، یعنی وداع مردم کشورش با جام جهانی روسیه. اما با تمام وجود ایستاده و برای پیروزی تلاش می کند. «کارلوس کی روش» حالا می گوید: «این یک فیلم سینمایی است که حتی مارتین اسکورسیزی هم نمی‌توانست فیلم‌نامه‌اش را این‌گونه برای من بنویسد. ولی در هرحال من مجبورم در این فیلم سینمایی بازی کنم. من با خودم کنار آمده ام که این فقط فوتبال است و ربطی به وطن‌پرستی یا ملی‌گرایی ندارد. این ورزش است.»

اما، کیروش خودش هم می داند دارد با واژه ها بازی می کند. او خوب به یاد می آورد روزهایی را که «کریستیانو رونالدو» یک تنه برای نبودن «کی روش» در تیم ملی پرتغال قیام کرد. کی روش که روزگاری کاشف رونالدو و معرف او به «الکس فرگوسن» بود، خودش را مقابل قیام و لشگر رونالدویی دید که قدرتی انحصاری در تیم ملی می خواست. سال 2010 میلادی برایش شایعه دست داشتن‌ در دوپینگ گروهی از بازیکنان پرتغال را علم کردند. بعد رفت، بی صدا و آرام.

کوچ «کی روش» به ایران، هدفمند بود. مانند سرداری شکست خورده که بدون لشگرش تواری می کند به سوی بیابان. آنجا برای خودش دوباره لشگری می سازد، سپاهی تربیت می کند و برمی گردد. حالا انگار سرلشگر شکست خورده و رانده شده پرتغالی ها با لشگرش بازگشته است؛ تقدیری که انگار بر زندگی اش نوشته شده.

سال 2010 پرتغالی ها «کی روش» را به بدترین شکل ممکن راندند. به حدی که وقتی داشت با «عباس ترابیان» نماینده فدراسیون فوتبال ایران مذاکره می کرد، درخواستی ویژه داشت مبنی بر اینکه اگر فدراسیون پرتغال با «پاپوش» دوپینگ برای او پرونده ای ساخت، ایران بدون دریافت غرامت رهایش کند. کی روش حتی در تهران با ترس از فرافکنی های لیسبون زندگی کرده بود. حالا به بازیکنانش در خفا می گوید : «مقابل پرتغال، نه برای کشورتان، نه برای خودتان، برای من بجنگید، برای من جان بکنید...» می توان فهمید در دلش چه بلوایی و آشوبی برپا شده. شاید سال ها در انتظار چنین دیداری بود؛ در آخرین روز و سرنوشت سازترین فرصت.

دیوانگی این روزهای کی روش همانی است که ما می خواهیم. شوری که او در وجود بازیکنانش می سازد هم شاید کلید قفلی باشد که باید برای ایران بچرخد و در برای صعود باز شود. کی روش در مواجهه با سوالی که از رویارویی با رونالدو طرح شده میگوید : «بهترین اتفاق این بود که فرناندو سانتوس، رونالدو را در تیم اول نگذارد.» بعد می خندد، سپس می گوید: «شما خواهید دید که کدامیک از دو تیم‌ قادر به نشان دادن جانفشانی‌های بزرگ، کارهای بزرگ و ایستادن مقابل بازیکنان بزرگ هستند.»

مسئله فقط رونالدو نیست. این یک ستیزه قدیمی است که دوباره از سر گرفته می شود. «کریستیانو رونالدو» طی تمام ماه های اخیر، از هرگونه اظهارنظری در مورد مواجهه با کی روش پرهیز کرده بود. کی روش اما سعی کرده با احترام در مورد او صحبت کند. کارلوس، خودش را متخصص در بازی های روانی نشان داده و می داند با هر شخصیتی چگونه رفتار کند. او از تحریک رونالدو پرهیز می کند، همان طور که رونالدو از هیجان دادن به کی روش فراری بوده. چه کسی نمی داند کی روش در تمام هفت سال اخیر، حتی یک بار در مراسم انتخاب بهترین بازیکن سال جهان، به رونالدو رای نداد و هر سال روی کاغذ رای، نام «مسی» را نوشت؟

چه کسی نمی داند که سال گذشته مربیان لیگ برتر از فدراسیون خواسته بودند رای کی روش به رونالدو باشد، اما سرمربی ایران قبول نکرد و باز هم به مسی رای داد؟ چه کسی نمی داند کریستیانو رونالدو طی تمام این هفت سال، حتی یک بار نامی از کی روش نیاورد و حتی وقتی سیاهه ای از مربیانش را پیش روی ESPN گذاشت، باز هم از گفتن نام کاشف خود پرهیز کرد؟

این د
Forwarded from "' سخن آشنا "'
و حالا به هم رسیده اند. هولناک است که بدانیم «رونالدو» هرچه دارد مقابل ایران می گذارد تا دوباره کی روش را براند و مایه امید است که یادمان باشد هیچ کس به اندازه «کی روش» حرکات این فوق نابغه را نمی شناسد.

می توان تا دوشنبه با رویاهای کی روش، با آمالی که در سر دارد و حتی با این جمله اش که «هیچ کس نمی داند در وجود من چه می گذرد» رویاپردازی کرد. سرداری، سپاهش را دوباره بازگردانده است. یا شکست می خورد و برای همیشه می رود، یا مشت هایش را روی سرزمین خودش در هم می کشد و فریاد پیروزی می زند. برای او، این، بازی ایران و پرتغال نیست؛ لحظه به سر رسیدن هفت سال صبوری است...


T.me/kelke_khiyal
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دل دیوانه استاد شجریان با همراهی و همخوانی همایون

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿

با ما و همراه ما باشید
در کانال آواها و نواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
T.me/AVAHA
رختخواب_مرا_مستانه_بنداز__صمد_پیوند_.mp3
11.9 MB
رختخواب منو مستانه بنداز
داریوش رفیعی
T.me/AVAHA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه ساز و آواز اساتید شجریان و شهناز، سال 55

آواز افشاری: چهارمضراب؛ درآمد افشاری؛ جامه دران؛ نهیب؛ چهارمضراب عراق؛ ادامه نهیب و اشاره به قرایی؛ رهاب و فرود غزل آواز : حافظ
T.me/AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
پول نان ما ،
منبری است
که واعظی ابله ( ابلهی واعظ )
بر آن نشسته است
و به ما می آموزد ،
گرسنگی تقصیر خداوند است
گرسنگی ،
بشارت ظهور یک منجی است !

📝📝📝سروده اى از خانم دکتر صدیقه وسمقی *

این پول نان ماست،
که در ویرانه های دمشق
در کنار آرزوهای گزاف یک قمارباز،
دفن می شود...

زنی در خیابان
به یک قرص نان
خود را می فروشد

آن سوتر ، مردی
گرده نانی را
از دست عابری می رباید

ما گرسنه
در کوچه های غربت این شهر
پرسه می زنیم
و می دانیم
که دست های کثیفی
نان ما را
از سفره هایمان ربوده است

این پول نان ماست ،
که در هزار توی دالان های پنهان
کیک زرد می شود
برای تزیین بساط بیداد !

پول نان ما ،
موشک هایی است
که به فلسطین می رسد
زود تر از آنکه
آب و نان ،
به " ورزقان " و "اهر" برسد !

نگاه کن !
این پوکه های گلوله
این لاشه های تانک ،
پول نان ماست ،
که در خیابان های حمص ریخته است !

این پول نان ماست ،
که در ویرانه های دمشق
در کنار آرزوهای گزاف یک قمارباز
دفن می شود

این پول نان ماست ،
که در کوچه های حلب
پیش چشم جنازه ها
برای یک بازنده هزینه می شود

بازنده ای که قبل از بازی باخته بود !

پول نان ما ،
بذرهای دروغ و فساد است
که بر زمین پاشیده می شود
تا شاید برزگری خام اندیش
آرزوهای پوچ خود را
از آن درو کند

پول نان ما ،
هیزم هائیست که در هر سو
آتش می افروزد
و در آتش می سوزد

پول نان ما ،
تفنگ هائیست
که هدف های اشتباه را نشانه گرفته است
پول نان ما ،
پایگاه اتمی بوشهر است
که غبار یک عمر سفاهت حاکمان
بر آن نشسته است

پول نان ما ،
باج هایی است
که در جیب های چین و روسیه
ورم کرده است !
پول نان ما ،
مزد سردارانی است
که سرها را به دار می کنند
و لب ها را می دوزند ،
تا گرسنگان نفهمند گرسنگی تقصیر کیست !

پول نان ما ،
منبری است
که واعظی ابله ( ابلهی واعظ )
بر آن نشسته است
و به ما می آموزد ،
گرسنگی تقصیر خداوند است
گرسنگی ،
بشارت ظهور یک منجی است !

و ما می دانیم
این تقصیر ماست
که ابلهی بر منبر نشسته است
این تقصیر ماست
که خیره سری بر مسند نشسته است
ما می دانیم ،
محصول بذرهای دروغ و تزویر
و خارهای ترس و سکوت
جز قحطی نیست

پول نان ما را قماربازان ،
در قمارخانه های سیاست و قدرت
باخته اند

اکنون
ما مانده ایم و فرزندانی ،
با آرزو های سبز و جوان
و خانه ای با تیرک نازک
آنقدر نازک
که به لرزیدنی فرو می ریزد
و ما زنده ،
زیر آوارهای آن می مانیم

هان !ا
فردا که از خواب برخیزیم ،
ما را
و فرزندان ما را
و خانه ما را نیز
باخته اند...

https://t.me/kelke_khiyal
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نرگس مست- ملیحه مرادی و همنوازان سرو ( استرالیا )
با ما و همراه ما باشید در کانال آواها و نواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی ↙️
T.ME/AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
ماه خون گریست،

مهستی شاهرخی


ماه با توپ و تشر و همه تب و تاب‌هایش با شلیکِ تک تیری به پایان رسید.
به جای باران، از آسمان آتش بارید.
خون جلوی چشمانِ ماه را گرفته بود.
مرداد، اگر ماهِ دادخواهی ما نباشد، پس چه؟
چرا باز کاسه چشمم از آب لبریز شده است؟
*
از سی دریاچه ایران، ارومیه آنقدر گریست تا چشمانش غرق نمک شد.
بختگان، بختش بخشکید.
پریشان، از پریشانی تلف شد.
حوضِ سلطان، شد حوضچه نمک!
از هفتاد رودخانه ایران، کارون را از مسیرش منحرف کردند.
سپیدرود دیگر سپید نبود؛ رودی بود آلوده به لجن و فاضلاب انسانی!
زاینده رود دیگر زاینده نبود، رودی بود خشکیده و مُرده!
آب‌های شیرین، هم مانند اشک‌های من همه شور شده است!
یا همه از اشک‌های مردم است؟
مردم تشنه جنوب برای حفظِ نامِ «خلیج فارس» جنگیدند اما نخل‌های خوزستان بی آب ماندند.
گرچه پسته‌های رفسنجان همیشه خندان‌اند! ولی آب کارون به سوی بصره جاری شد و از مردم تشنه کازرون دریغ شد.
*
ایران از شمال و جنوب، ازتشنگی لَه لَه می‌زند. هنوز نفس نفس، نفس نفس!
همه رودهای ایران بخار شد و به هوا رفت.
پیش از آن هنگام که بزرگترین دریاچه جهان ناگهان به شعبده‌ای غیب شود،
پیش از آن که کاسپین با امضایی محو شود!
تو به من بگو: هنوز نفس نفس، نفس نفس
ماهیگیری در کویر و قایقرانی بر روی ماسه‌ها و شنزار صحرا ما را به کجا خواهد رسانید؟
ما ازعطشِ قرون بی آبی و بی مهری در شُرُفِ تلف شدنیم، اما مردم هنوز از نفس نیفتاده اند؛
هنوز نفس نفس، نفس نفس
*
جهنم همین جا روی زمین است.
همین جا که آب نیست، و نان نیست.
و گرسنگان در حسرت نان و کلاغ،
همین جا که مادران ناچارند برای ساکت کردن کودکان گرسنه‌شان، شبها آنها را کتک بزنند تا بخوابانند.
کسانی هستند که در جستجوی نان و یونجه آه می‌کشند و سطل‌های زباله را می‌گردند.
گاه کنار سطل زباله، گرسنگان با گربه‌ها دعوایشان می‌گیرد.
*
جهنم آتشین همینجاست.
تشنه و خسته و گرسنه.
هنوز نفس نفس، نفس نفس
هیچ بادی نمی‌آید.
همین جایی که هیچ نسیم خنکی نمی‌وزد.
هوا گرم و آتشین، آفتابِ سوزان، هوای بی اکسیژن و سنگین و آلوده!
دیگر حتا هوایی سالم برای تنفس نمانده است.
جهنم همین جاست! روی زمین!
*
چه شد که چشمه‌های گوارا و شیرین، شور و کور شد؟
چه گناهی مرتکب شده بودیم که سبزه زاران به شوره زاران مبدل شد؟
چه شد که دارایی‌های این سرزمین به همه جا می‌رود مگر به کام مردم دردمند و ساکنانش؟
*
از آسمان آتش می‌بارد.
قطره آبی بر روی لبان تشنه نیست.
هنوز نفس نفس، نفس نفس
مردِ دستفروش، عریان مانند حضرتِ آدم، در میدان عمومی سربلند راه می‌رود.
زن سینه سپر کرده، در میدانی فریاد می‌کشد و آزادی را طلب می‌کند.
دختر استوار بر سکویی ایستاده وبی صدا پارچه سفیدی را تکان می‌دهد.
*
آیا آزادی دارند؟ نان دارند؟ آب دارند؟ حق نفس کشیدن دارند؟ حق حرف زدن دارند؟
اُسرا جز زنجیرهایشان، چه چیزی برای از دست دادن دارند؟
مگر اینها جز گسستن بندهایشان، راهی برایشان ماند؟
*
من مانند ملت ایران، تشنگی چند هزار ساله دارم.
مرگ در کورستان و گورستان نمی‌خواهم.
گاه در عمق سیاهی و تباهی، خودم را می‌آویزم به یک نقطه نورانی.
و دراوج عطش، می‌شنوم که در سیاره مریخ آب موجود است.
و همین باعث می‌شود که از چاهِ نومیدی، به آینده در سیاره مریخ امیدوار شوم.
*
من هوای تازه و سخنی تازه و مرامی تازه را خواهانم.
خانه تکانی و شستشوی سرزمینم را از دُمل و چرکِ قرون و زهرابه بدخیمِ ددان خواستارم.
و ریختن هر چه که پوسیده و بیهوده است به خاکروبه دوران و گذشتن از آن.
فکر نو و کار نو و کِشت نوین و پُر برکت می‌خواهم.
روزگاری نو و روزی نو، نوروز و رستاخیزی برای ایران زمین می‌خواهم.

T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from آواها و نواها
تصنیف_مشروطه_..._زنده_یاد_گیتی.mp4
10.1 MB
ملت ار بداند ثمر آزادی را
برکند ز بن ریشه استبدادی را

14 مرداد سالروز شکل گیری جنبش مشروطه ایرانی و تصنیف ارزنده مشروطه با صدای گیرای گیتی
همراه ما شوید در کانال آواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
@AVAHA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه تصویری زیبای
گلریز بهار با صدای الهه


گلریز بهار دیدنیه یار
آلاله هاش چیدنیه یار

تنگ غروب كنار چشمه
نون و پونه خوردنیه یار

کانال آواها ویژه
موسیقی اصیل ایرانی ↙️
T.ME/AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
قانـون پناهـگاه

کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه ، در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند. آنان اگر صبح زود کوه نوردی را شروع کنند ، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد : وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد ، برخی از آنان وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند: " می دانی فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم. وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می خوانند ، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد. در همین هنگام بقیه ی گروه لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند. در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مامن آرام خانه کوچک سپری می کنند. اما حدودا سه ساعت بعد ، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند ، نگاه می کنند. جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیز مراسم تشییع جنازه تبدیل می شود. متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند. چه اتفاقی افتاد؟ راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد. این ، برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد. آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قله ها و پناهگاه ها.
در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد ، خطری جان شما را تهدید نمی کند ، اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج ، باید با چالش قله رو به رو شد و بر آن غلبه کرد.

جان سی ماکسول

T.me/kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
روز حافظ میمون و فرخنده باد 🌷

در خصوص اتهام آقای محمد شیرازی فرزند بهاءالدین، ملقّب به خواجه حافظ و لِسانُ الغیب، دائر بر فعالیت فکری و تبلیغی علیه مقدسات و مقدسین، بدین شرح اعلام می گردد که حسب گزارش واصله از اداره‌ی مبارزه با شِبه‌عرفان‌هایِ کاذب و نیز حسب شهادت داروغه‌ی محترم حوزه‌ی استحفاظی مزبور، نامبرده مبادرت به تشویش اذهان عمومی علیه جناب مُحتسب، زُهّاد، وعّاظ، صوفیه و دیگر کسَبه ی بازار سیاست و فرهنگ نموده است
مطابق نظر کارشناسیِ شاعران مُعتمَدِ عدلیه، وی با سوءاستفاده از عناصر بیانی و بدیعی و استعاره‌های مُستهجن، غیر مشروع، نامتعارَف و خارج از چارچوب بخشنامه های رسمی، از قبیل مَی، مُطرب و خُمخانه، تظاهر به ملامتیگری و تجاهُر به فِسق نموده و با تمسُّک به حُسنِ اِشتهار خود، نه تنها در اقلیم فارس، بلکه وِفقِ شهادت و اعتراف شخص متهم، باعث ایجادِ حرکاتِ موزون، در بین سیه‌چشمانِ کشمیری و تُرکان زیبارویِ سمرقندی شده است
در بازرسی از منزل مشارالیه، چندین کاغذ حاوی ابیاتی دالّ بر تشکیک در معاد و نیز ضرورت تعویض نسیه‌ی رستاخیز با نقد باده‌ی امروزین، طعنه به فقیه عالیقدر جهان اسلام جناب امام محمد غزالی و نیز مدح اُمَرایِ معدوم، کشف و ضبط گردیده است.
از دیگر اتهامات نامبرده، تلاش مذبوحانه در جهت تدوین مانیفیست جامعه مدني و ارائه "طرحی نو"از طريق سه راهكار: «گل افشاني»، «مي در ساغر اندازي» و «سقف فلك شكافي» به مثابه تفكري براندازانه بوده که در کنار افکار شوم و اومانیستی ایشان مثل تسامح و مدارا با مخالفان، نقد اقتدارگرایی و تقبیحِ حرام‌خواری، به تغيير ساختاري وضع موجود منجر خواهد شد.

مضافا این که متهم ، بدون گذراندن دروس حوزوی و اجازه ی افتاء، مبادرت به صدور فتوا نموده و معتقد است مواردی از قبیل دروغگویی، مردم آزاری، ریاکاری و تزویر، از گناهِ شنیع شرابخواری مهم تر است!

مطابق اعترافات داوطلبانه‌ی متهم، ایشان لااقل دو عنوان ازمصادیق مجرمانه‌ی اشعار خود، شامل:
الف- تشکیک در مبانی عقیدتی و
ب- دعوت به شرابخواری
را از یکی از نوابغ غربزده‌ی داخلی به نام عُمَرخیّام فرزند ابراهیم نیشابوری اخذ و اقتباس کرده است.
پس از ورود و تفحص نیروهای مجرب عدلیه و نیز بنا به گواهی اداره ثبت احوال شهرستان مغولزده و شهیدپرور نیشابور، برای مظنون مزبور - عمر خیام فرزند ابراهیم - به دلیل فوت در چند قرن قبل، با یک درجه تخفیف، قرار منع تعقیب صادر می گردد.

متهم ردیف اول نیز، از بابت اتهام توهین به مقدسات و دیگر اتهامات غیر قابل ذکر در دادنامه ، برای مدت نامعلوم، ممنوع‌الخروج بوده و به تحمل مقدار سی و پنج سال حبس تعزیری غیر قابل تبدیل به جزای نقدی محکوم می گردد. حکم صادره، قطعی و غیر قابل استیناف در محاکم دیگر یا بالاتر است.

پارافِ مدیرِ دایره‌ی اجرای احکام:
متهم، متخلص به حافظ، تحت الحفظ، فعلا به بند عمومی منتقل و در راستای ممانعت از سرایت عقاید مشکوک نامبرده به سایر زندانیان، تا پایان وقت اداری یوم جاری، به سلول انفرادی هدایت گردد.

عبدالحمید_ضیایی
ولگردی_در_ملکوت


🍂🍃🍂🍃

Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
براستی؛ کجای دنیا
این همه عشقو
بی هیچ جرمی
دور می ریزن!!؟

🎼
آواز زن

ترانه و آواز : شادی امینی
🎤🎬
با ما و همراه ما باشید
در کانال آواها و نواها
ویژه موسیقی اصیل ایرانی
T.me/AVAHA
👍1
Forwarded from "' سخن آشنا "'
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پس ای امیران آینده بدانید شهسواران و شهریاران میمیرند، شادمانی مردمان هرگز!

قطعه حماسی «کوروش بزرگ» خواننده دانیال دادور، دکلمه پبشکسوت خوشنام سینما استاد مشایخی

هفت آبان خجسته باد 🌷
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سیاوش شجریان ( از این به بعد استاد را با نام پیشین نام اصیل ایرانی اش می خوانیم ) تصویری در کنار آرامگاه کوروش بزرگ - ( با تصنیف جان جهان ) همراه ابراز احساسات تنی چند از دوستداران استاد
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
«آزادی را پاس بدار، حقيقت هوای خودش را خواهد داشت.»

Take Care of Freedom and Truth Will
Take Care of itself

-ریچارد رورتی

T.me/kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
پیام تبریک شب یلدای مایک پامپئو، وزیر خارجه امریکا به مردم ایران: درحالی‌که مردم پرافتخار ایران طولانی‌ترین شب سال و پیروزی نور بر تاریکی را جشن می‌گیرند، برای‌شان کامیابی و آزادی را آرزو می‌کنم. همان‌طور که شاعر ایرانی نظامی گفته "در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است"
یلداتان خجسته و فرخنده

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿

T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "'
آزادی، خدای همه‌ی شادمانی‌ها!
یادداشتی در آستانه‌ی سال ۲۰۱۹،

شکوه میرزادگی

جشن آغاز سال نوی جهانی، جشنی ست بازمانده از دوران اساطیری و باستانی روم که از قرن‌ها قبل از میلاد مسیح برگزار می‌شد. در واقع و در اصل این جشنی هر ساله بود برای «ژانوس»، «خدای آغازها و پایان ها». بعدها، مسیحیت، که خود از آیین مهر گرفته شده بود، با رسمی شدن در روم، آن را از آن خود کرد و آنگاه، پس از فروپاشی قدرت کلیسا در غرب، با این که هنوز این جشن صفت «میلادی» را به دنبال می‌کشید، در دنیای مدرن، دیگر به هیچ مذهب و یا ایدلوژی خاصی وابسته نشد.

شاید همین رهایی این مراسم از هر مذهب و مرامی سبب شده باشد که اکنون مردمان بیشترین کشورهای پیشرفته و آزاد جهان سال نوی خودشان را با بزرگداشت آن آغاز می‌کنند و در عین حال جشن‌های سال نو در این کشورها هر سال زیباتر و پرشورتر و با حضور مردمان بیشتری برگزار می‌شود.

اکنون، در جشن سال نوی جهانی، فضای شهرها سرشار از رقص و آواز و شادمانی و عشق و بخشش و مهربانی و، مهم تر از همه، آزادی است؛ همان پدیده‌ی شگرفی که گوهر همه‌ی شادمانی هاست. به خاطر این آزادی ست که در روزهای جشن سال نو مهم نیست که تو از کجا آمده‌ای، چه رنگ و نژادی داری، و عقیده و مذهبت چیست. بی ترس و آزاد می‌توانی هر لباسی را بپوشی، هر آوازی را بخوانی و هر طور که می‌خواهی برقصی و هر چه می‌خواهی بنوشی و بی خیال از بکن نکن‌های مذهبی یا سیاسی به سال نو پای بگذاری.

و چنین است که من و توی ایرانی، که چهل سال است نوروز، سال نوی خودمان را - این زمینی ترین و غیرمذهبی ترین سال نوی جهان - را، گم کرده ایم؛ چهل سال است در آرزوی برگزاری شادمانه‌ی آن و دیگر جشن‌های ملی مان آه می‌کشیم؛ و چهل سال است که با وعده‌ی فریبنده‌ی «بهشت» ساکن دوزخ شده‌ایم، تنها در سال‌های تبعید یا مهاجرت مان به کشورهای اروپایی و آمریکایی و دیگر کشورهای آزاد جهان است که می‌توانیم در شب‌های سال نوی جهانی همراه دیگران در جشن و شادمانی شرکت می‌کنیم.

به راستی کدام انسان سالمی می‌تواند بگوید که از تماشای میلیون‌ها انسانی که در خانه‌ها و رستوران‌ها و میخانه‌ها و خیابان‌ها، آزاد و رها، و بی هیچ ترس و نگرانی، می‌نوشند و می‌رقصند و عشق می‌ورزند و شادمانی را با هم قسمت می‌کنند لذت نمی‌برد؟ - مردمانی که با هر گرفتاری و مشکلی که داشته باشند حداقل در مسایل ساده و طبیعی و روزمره زندگی‌شان کاملا آزادند.

تماشای این مردم است که به من و تو این درس ساده را می‌آموزد که خدای همه‌ی شادمانی‌ها «آزادی» نام دارد و هیچ موهبت و خوشبختی در جهان ارزشی بالاتر بهتر و بیشتر از آن ندارد.

و اگر این درس ساده را نیاموزیم، و به جای تکرار و خواست مدام آزادی برای مردمان سرزمین مان، نسخه‌های دیگری بپیچیم، و یا مردمان را از هیولاهای خود ساخته استبداد و دیکتاتوری که سد و مانع راه مبارزه برای آزادی‌اند بترسانیم، مسئول رنج‌های آنان در همه‌ی سال‌های بعد خواهیم بود.

پس بیایید تا سال نوی جهانی دیگری را به امید آزادی سرزمین مان، و همه‌ی سرزمین‌های در بند جهان آغاز کنیم.

🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿

T.ME/KELKE_KHIYAL
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
از درس های دانشکده ی جنگ زندگی :
آنچه مرا از پای درنیندازد
قویتر ام می کند

#فریدریش_نیچه
#غروب_بت_ها
💢 💢
@kelke_khiyal