Forwarded from "' سخن آشنا "'
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه رسیدن به دنیای بدون مرز از ذهن های باز می گذرد
مستند سفر DNA
کلیپی که شایسته است
هر انسانی ببیند🤦♂
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
مستند سفر DNA
کلیپی که شایسته است
هر انسانی ببیند🤦♂
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
Khorshide Arezoo (Avaz)
Homayoun Shajarian - نیک موزیک
بیمار خنده های توام
بیشتر بخند!
خورشید آرزوی منی
گرمتر بتاب!
آلبوم خورشید آرزو
اواز : همایون شجریان
با ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAD65XtdnGW1UDLaG8w
بیشتر بخند!
خورشید آرزوی منی
گرمتر بتاب!
آلبوم خورشید آرزو
اواز : همایون شجریان
با ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی
https://t.me/joinchat/AAAAAD65XtdnGW1UDLaG8w
Forwarded from "' سخن آشنا "'
انسان ایمان نداشته باشد
چه خواهد بود؟
لابد یک لاابالی؟!
اما مگر ایمان چیست؟
ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص.
اما کدام ضوابطی در دنیا هستند
که تغییر ناپذیر باشند؟
هیچ چار چوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد یا نشود و طبیعی است که با دگرگونی هر چارچوب باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی می شود.
پس تنها می توان به دگرگونی باور داشت؛ دگرگوني...
#محمود_دولت_آبادي
#نون_نوشتن
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
چه خواهد بود؟
لابد یک لاابالی؟!
اما مگر ایمان چیست؟
ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص.
اما کدام ضوابطی در دنیا هستند
که تغییر ناپذیر باشند؟
هیچ چار چوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد یا نشود و طبیعی است که با دگرگونی هر چارچوب باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی می شود.
پس تنها می توان به دگرگونی باور داشت؛ دگرگوني...
#محمود_دولت_آبادي
#نون_نوشتن
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
Forwarded from "' سخن آشنا "'
روز حافظ میمون و فرخنده باد 🌷
در خصوص اتهام آقای محمد شیرازی فرزند بهاءالدین، ملقّب به خواجه حافظ و لِسانُ الغیب، دائر بر فعالیت فکری و تبلیغی علیه مقدسات و مقدسین، بدین شرح اعلام می گردد که حسب گزارش واصله از ادارهی مبارزه با شِبهعرفانهایِ کاذب و نیز حسب شهادت داروغهی محترم حوزهی استحفاظی مزبور، نامبرده مبادرت به تشویش اذهان عمومی علیه جناب مُحتسب، زُهّاد، وعّاظ، صوفیه و دیگر کسَبه ی بازار سیاست و فرهنگ نموده است
مطابق نظر کارشناسیِ شاعران مُعتمَدِ عدلیه، وی با سوءاستفاده از عناصر بیانی و بدیعی و استعارههای مُستهجن، غیر مشروع، نامتعارَف و خارج از چارچوب بخشنامه های رسمی، از قبیل مَی، مُطرب و خُمخانه، تظاهر به ملامتیگری و تجاهُر به فِسق نموده و با تمسُّک به حُسنِ اِشتهار خود، نه تنها در اقلیم فارس، بلکه وِفقِ شهادت و اعتراف شخص متهم، باعث ایجادِ حرکاتِ موزون، در بین سیهچشمانِ کشمیری و تُرکان زیبارویِ سمرقندی شده است
در بازرسی از منزل مشارالیه، چندین کاغذ حاوی ابیاتی دالّ بر تشکیک در معاد و نیز ضرورت تعویض نسیهی رستاخیز با نقد بادهی امروزین، طعنه به فقیه عالیقدر جهان اسلام جناب امام محمد غزالی و نیز مدح اُمَرایِ معدوم، کشف و ضبط گردیده است.
از دیگر اتهامات نامبرده، تلاش مذبوحانه در جهت تدوین مانیفیست جامعه مدني و ارائه "طرحی نو"از طريق سه راهكار: «گل افشاني»، «مي در ساغر اندازي» و «سقف فلك شكافي» به مثابه تفكري براندازانه بوده که در کنار افکار شوم و اومانیستی ایشان مثل تسامح و مدارا با مخالفان، نقد اقتدارگرایی و تقبیحِ حرامخواری، به تغيير ساختاري وضع موجود منجر خواهد شد.
مضافا این که متهم ، بدون گذراندن دروس حوزوی و اجازه ی افتاء، مبادرت به صدور فتوا نموده و معتقد است مواردی از قبیل دروغگویی، مردم آزاری، ریاکاری و تزویر، از گناهِ شنیع شرابخواری مهم تر است!
مطابق اعترافات داوطلبانهی متهم، ایشان لااقل دو عنوان ازمصادیق مجرمانهی اشعار خود، شامل:
الف- تشکیک در مبانی عقیدتی و
ب- دعوت به شرابخواری
را از یکی از نوابغ غربزدهی داخلی به نام عُمَرخیّام فرزند ابراهیم نیشابوری اخذ و اقتباس کرده است.
پس از ورود و تفحص نیروهای مجرب عدلیه و نیز بنا به گواهی اداره ثبت احوال شهرستان مغولزده و شهیدپرور نیشابور، برای مظنون مزبور - عمر خیام فرزند ابراهیم - به دلیل فوت در چند قرن قبل، با یک درجه تخفیف، قرار منع تعقیب صادر می گردد.
متهم ردیف اول نیز، از بابت اتهام توهین به مقدسات و دیگر اتهامات غیر قابل ذکر در دادنامه ، برای مدت نامعلوم، ممنوعالخروج بوده و به تحمل مقدار سی و پنج سال حبس تعزیری غیر قابل تبدیل به جزای نقدی محکوم می گردد. حکم صادره، قطعی و غیر قابل استیناف در محاکم دیگر یا بالاتر است.
پارافِ مدیرِ دایرهی اجرای احکام:
متهم، متخلص به حافظ، تحت الحفظ، فعلا به بند عمومی منتقل و در راستای ممانعت از سرایت عقاید مشکوک نامبرده به سایر زندانیان، تا پایان وقت اداری یوم جاری، به سلول انفرادی هدایت گردد.
عبدالحمید_ضیایی
ولگردی_در_ملکوت
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
در خصوص اتهام آقای محمد شیرازی فرزند بهاءالدین، ملقّب به خواجه حافظ و لِسانُ الغیب، دائر بر فعالیت فکری و تبلیغی علیه مقدسات و مقدسین، بدین شرح اعلام می گردد که حسب گزارش واصله از ادارهی مبارزه با شِبهعرفانهایِ کاذب و نیز حسب شهادت داروغهی محترم حوزهی استحفاظی مزبور، نامبرده مبادرت به تشویش اذهان عمومی علیه جناب مُحتسب، زُهّاد، وعّاظ، صوفیه و دیگر کسَبه ی بازار سیاست و فرهنگ نموده است
مطابق نظر کارشناسیِ شاعران مُعتمَدِ عدلیه، وی با سوءاستفاده از عناصر بیانی و بدیعی و استعارههای مُستهجن، غیر مشروع، نامتعارَف و خارج از چارچوب بخشنامه های رسمی، از قبیل مَی، مُطرب و خُمخانه، تظاهر به ملامتیگری و تجاهُر به فِسق نموده و با تمسُّک به حُسنِ اِشتهار خود، نه تنها در اقلیم فارس، بلکه وِفقِ شهادت و اعتراف شخص متهم، باعث ایجادِ حرکاتِ موزون، در بین سیهچشمانِ کشمیری و تُرکان زیبارویِ سمرقندی شده است
در بازرسی از منزل مشارالیه، چندین کاغذ حاوی ابیاتی دالّ بر تشکیک در معاد و نیز ضرورت تعویض نسیهی رستاخیز با نقد بادهی امروزین، طعنه به فقیه عالیقدر جهان اسلام جناب امام محمد غزالی و نیز مدح اُمَرایِ معدوم، کشف و ضبط گردیده است.
از دیگر اتهامات نامبرده، تلاش مذبوحانه در جهت تدوین مانیفیست جامعه مدني و ارائه "طرحی نو"از طريق سه راهكار: «گل افشاني»، «مي در ساغر اندازي» و «سقف فلك شكافي» به مثابه تفكري براندازانه بوده که در کنار افکار شوم و اومانیستی ایشان مثل تسامح و مدارا با مخالفان، نقد اقتدارگرایی و تقبیحِ حرامخواری، به تغيير ساختاري وضع موجود منجر خواهد شد.
مضافا این که متهم ، بدون گذراندن دروس حوزوی و اجازه ی افتاء، مبادرت به صدور فتوا نموده و معتقد است مواردی از قبیل دروغگویی، مردم آزاری، ریاکاری و تزویر، از گناهِ شنیع شرابخواری مهم تر است!
مطابق اعترافات داوطلبانهی متهم، ایشان لااقل دو عنوان ازمصادیق مجرمانهی اشعار خود، شامل:
الف- تشکیک در مبانی عقیدتی و
ب- دعوت به شرابخواری
را از یکی از نوابغ غربزدهی داخلی به نام عُمَرخیّام فرزند ابراهیم نیشابوری اخذ و اقتباس کرده است.
پس از ورود و تفحص نیروهای مجرب عدلیه و نیز بنا به گواهی اداره ثبت احوال شهرستان مغولزده و شهیدپرور نیشابور، برای مظنون مزبور - عمر خیام فرزند ابراهیم - به دلیل فوت در چند قرن قبل، با یک درجه تخفیف، قرار منع تعقیب صادر می گردد.
متهم ردیف اول نیز، از بابت اتهام توهین به مقدسات و دیگر اتهامات غیر قابل ذکر در دادنامه ، برای مدت نامعلوم، ممنوعالخروج بوده و به تحمل مقدار سی و پنج سال حبس تعزیری غیر قابل تبدیل به جزای نقدی محکوم می گردد. حکم صادره، قطعی و غیر قابل استیناف در محاکم دیگر یا بالاتر است.
پارافِ مدیرِ دایرهی اجرای احکام:
متهم، متخلص به حافظ، تحت الحفظ، فعلا به بند عمومی منتقل و در راستای ممانعت از سرایت عقاید مشکوک نامبرده به سایر زندانیان، تا پایان وقت اداری یوم جاری، به سلول انفرادی هدایت گردد.
عبدالحمید_ضیایی
ولگردی_در_ملکوت
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلم گرفت ز سالوس و
طبل زیر گلیم
به آنکه بر در میخانه
برکشم علمی
در راستای پاسداشت
روز حافظ
اجرای بداهه اساتید
شجریان و موسوی
🔸بزرگداشت حافظ
تالار وحدت سال 67
با ما باشید در کانال آواها
@AVAHA
طبل زیر گلیم
به آنکه بر در میخانه
برکشم علمی
در راستای پاسداشت
روز حافظ
اجرای بداهه اساتید
شجریان و موسوی
🔸بزرگداشت حافظ
تالار وحدت سال 67
با ما باشید در کانال آواها
@AVAHA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرج بسطامی
طالع اگر مدد دهد
دامنش آورم به کف...
پرویز مشکاتیان
گروه عارف
کیفیت نه چندان مطلوب را به تصویری بودن آن می بخشین! 🌷
همراه ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی ↙
@AVAHA
طالع اگر مدد دهد
دامنش آورم به کف...
پرویز مشکاتیان
گروه عارف
کیفیت نه چندان مطلوب را به تصویری بودن آن می بخشین! 🌷
همراه ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی ↙
@AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به زندگی بهترین و بارورترین انسانها و ملتها نگاه کنید و از خود بپرسید :
آیا درختی که می خواهد سر فراز و پابرجا باشد,می تواند با هوای بد و طوفانها مواجه نشود؟ نیچه
مجله کلک خیال↙️
@kelke_khiyal
آیا درختی که می خواهد سر فراز و پابرجا باشد,می تواند با هوای بد و طوفانها مواجه نشود؟ نیچه
مجله کلک خیال↙️
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پس ای امیران آینده بدانید شهسواران و شهریاران میمیرند، شادمانی مردمان هرگز!
قطعه حماسی «کوروش بزرگ» خواننده دانیال دادور، دکلمه پبشکسوت خوشنام سینما استاد مشایخی
هفت آبان خجسته باد 🌷
@kelke_khiyal
قطعه حماسی «کوروش بزرگ» خواننده دانیال دادور، دکلمه پبشکسوت خوشنام سینما استاد مشایخی
هفت آبان خجسته باد 🌷
@kelke_khiyal
ای وطن
روح انگیز و کلنل وزیری
" ای وطن "
خواننده قدیمی " بانو روح انگیز "
آهنگساز : کلنل علینقی وزیری
ترانه سرا : عبدالعظیم قریب
تنظیم ، اجرا و ضبط : رضا ایرانی
همراه ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی
🌸🌸🌸
@AVAHA
خواننده قدیمی " بانو روح انگیز "
آهنگساز : کلنل علینقی وزیری
ترانه سرا : عبدالعظیم قریب
تنظیم ، اجرا و ضبط : رضا ایرانی
همراه ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی
🌸🌸🌸
@AVAHA
تنها_مصاحبه_قبل_از_شورش_۵۷_خورشی.mp4
11.2 MB
تنها مصاحبه استاد شجریان 1 سال پیش از شورش 57 که درباره آخرین برنامه موسیقی شان ( جشن هنر شیراز ) صحبت میکنند.
همراه هوشنگ ابتهاج و استاد لطفی
باما همراه شوید در کانال آواها ویژه موسیقی ایرانی
@AVAHA
همراه هوشنگ ابتهاج و استاد لطفی
باما همراه شوید در کانال آواها ویژه موسیقی ایرانی
@AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
آدمی هیچگاه به اندازهٔ زمانی که نمیداند راهاش او را به کجا خواهد برد اوج نمیگیرد.
#آلیور_کرامول
همراه ما باشید در
کانال فرهنگی هنری کلک خیال ↙
@kelke_khiyal ✍️
#آلیور_کرامول
همراه ما باشید در
کانال فرهنگی هنری کلک خیال ↙
@kelke_khiyal ✍️
Forwarded from "' سخن آشنا "'
«زلزلهزدگان ایران و دستان کمک حکومتشان»
کارتون از "حسن بلیبل"
کارتونیست لبنانی
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
همراه ما باشید در
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال ↙
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
کارتون از "حسن بلیبل"
کارتونیست لبنانی
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
همراه ما باشید در
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال ↙
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
مرضيه؛_بارون_می_باره__رويال_آلبرت_هال_ـ_لندن.mp4
18.6 MB
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنجیرها را بشکنیم...
زنان را دریابیم و حقوق ذاتی شان را محترم بشماریم...
ترانه اى بسيار جالب و ارزنده براى 25 نوامبر روز جهانى منع خشونت عليه زنان با زير نويس فارسى
مجله کلک خیال
@kelke_khiyal
زنان را دریابیم و حقوق ذاتی شان را محترم بشماریم...
ترانه اى بسيار جالب و ارزنده براى 25 نوامبر روز جهانى منع خشونت عليه زنان با زير نويس فارسى
مجله کلک خیال
@kelke_khiyal
Forwarded from "' سخن آشنا "'
مهتاب زده تاج سر کاج
پاشویه پر از برگ خزان دیده ی زرد است
بر زیر لب هره کشیدند خدایان
یک سایه باریک
هشتی شده تاریک
رنگ از رخ مهتاب پریده
بر گونه ی ماه ابر اگر پنجه کشیده
دامان خودش نیز دریده
آرام دود باد درون رگ نودان
با شور زند نی لبک آرام
تا سرو دلاران برقصد
پر شور
پر ناز بخواند
شبگیر سردار
هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است
تا
روی زمین بوسه زند بر لب برگی
هر برگ که در روی زمین است
تا باز کند ناز و دود گوشه دنجی
آنگاه بپیچند
لب را به لب هم
آنگاه بسایند
تن را به تن هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ
آرام نگیرند
جاوید بمانند
سر باز برون از بغل
باغچه آرند
آواز بخوانند
پاییز چه زیباست
پاییز دو چشم تو چه زیباست
سرمست لب پنجره خاموش نشستم
هرچند تو در خانه من نیستی امشب
من دیده به چشمان تو بستم
هر عکس تو از یک طرفی خیره برویم
این گوید
هیچ
آن گوید
برخیز و
بیا زود بسویم
من گویم
نیلوفر کم رنگ لبت را
با شعر بگویم با بوسه بشویم
ای کاش
ای کاش
آن عکس تو از قاب درآید
همچون صدف از آب برآید
ای کاش
جان گیری و بر نقش و گل بوته ی قالی بنشینی
آنگاه بتو پیرهن از شوق بدری
از شور
بلرزی
دیوانه همه شوق همه شور
بیگانه پریشیده همه قهر
همه نور
بر بستر من نقش شود پیکر گرمت
آنگاه زنم پرده به یکسو
گویم که
من اینجا به لب پنجره بودم
گویی که
نه ... آنجا
آرام بگیریم
از عشق بمیریم
آنگاه بپاییز
هر برگ که از شاخه ی جانم به کف باد روان است
هر سال که از عمر من آید به سر انجام
ببینم که به پاییز دو چشم تو هر آن برگ
هر درد
هر شور
هر شعر
از قلب من خسته جدا شد
باد هوس ات برد
آتش زد و خاکستر آن را به هوا ریخت
من ، هیچ نگفتم
جز آنکه
سرودم
پاییز دو چشم تو چه زیباست
پاییز چه زیباست
مهتاب زده تاج سر کاج
پاشویه پر از برگ خزان دیده زرد است
آن دختر همسایه لب نرده ایوان
می خواند با ناله ی جانسوز
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است
تا روی زمین بوسه زند بر لب برگی
هر برگ که در روی زمین است ، به فکر است
تا باز کند ناز و دود گوشه ی دنجی
آنگاه بپیچند ، لب را به لب هم
آنگاه بسایند تن را به تن هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ ، آرام نگیرند
جاوید بمانند
سر باز برون
از بغل باغچه آرند
آواز بخوانند
پاییز چه زیباست
من نیز بخوانم
پاییز دو چشم تو چه زیباست
چه زیباست
#نصرت_رحمانی
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
پاشویه پر از برگ خزان دیده ی زرد است
بر زیر لب هره کشیدند خدایان
یک سایه باریک
هشتی شده تاریک
رنگ از رخ مهتاب پریده
بر گونه ی ماه ابر اگر پنجه کشیده
دامان خودش نیز دریده
آرام دود باد درون رگ نودان
با شور زند نی لبک آرام
تا سرو دلاران برقصد
پر شور
پر ناز بخواند
شبگیر سردار
هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است
تا
روی زمین بوسه زند بر لب برگی
هر برگ که در روی زمین است
تا باز کند ناز و دود گوشه دنجی
آنگاه بپیچند
لب را به لب هم
آنگاه بسایند
تن را به تن هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ
آرام نگیرند
جاوید بمانند
سر باز برون از بغل
باغچه آرند
آواز بخوانند
پاییز چه زیباست
پاییز دو چشم تو چه زیباست
سرمست لب پنجره خاموش نشستم
هرچند تو در خانه من نیستی امشب
من دیده به چشمان تو بستم
هر عکس تو از یک طرفی خیره برویم
این گوید
هیچ
آن گوید
برخیز و
بیا زود بسویم
من گویم
نیلوفر کم رنگ لبت را
با شعر بگویم با بوسه بشویم
ای کاش
ای کاش
آن عکس تو از قاب درآید
همچون صدف از آب برآید
ای کاش
جان گیری و بر نقش و گل بوته ی قالی بنشینی
آنگاه بتو پیرهن از شوق بدری
از شور
بلرزی
دیوانه همه شوق همه شور
بیگانه پریشیده همه قهر
همه نور
بر بستر من نقش شود پیکر گرمت
آنگاه زنم پرده به یکسو
گویم که
من اینجا به لب پنجره بودم
گویی که
نه ... آنجا
آرام بگیریم
از عشق بمیریم
آنگاه بپاییز
هر برگ که از شاخه ی جانم به کف باد روان است
هر سال که از عمر من آید به سر انجام
ببینم که به پاییز دو چشم تو هر آن برگ
هر درد
هر شور
هر شعر
از قلب من خسته جدا شد
باد هوس ات برد
آتش زد و خاکستر آن را به هوا ریخت
من ، هیچ نگفتم
جز آنکه
سرودم
پاییز دو چشم تو چه زیباست
پاییز چه زیباست
مهتاب زده تاج سر کاج
پاشویه پر از برگ خزان دیده زرد است
آن دختر همسایه لب نرده ایوان
می خواند با ناله ی جانسوز
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
هر برگ که از شاخه جدا گشته به فکر است
تا روی زمین بوسه زند بر لب برگی
هر برگ که در روی زمین است ، به فکر است
تا باز کند ناز و دود گوشه ی دنجی
آنگاه بپیچند ، لب را به لب هم
آنگاه بسایند تن را به تن هم
آنگاه بمیرند
تا باز پس از مرگ ، آرام نگیرند
جاوید بمانند
سر باز برون
از بغل باغچه آرند
آواز بخوانند
پاییز چه زیباست
من نیز بخوانم
پاییز دو چشم تو چه زیباست
چه زیباست
#نصرت_رحمانی
🍂🍃🍂🍃
Join us :
مجله فرهنگی هنری
کلک خیال
https://t.me/joinchat/AAAAADvxlGkPqoRhKCSNrA
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
🔑🔑🔑
بوی یلدا را می شنوی؟
انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری طولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
آسمان بغض می کند ..
میبارد..
عروس فصلها چه دوست داشتنی ست...
دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن می دهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان می دوزد ..
دستی تکان می دهد ....
قدمی برمی دارد سنگین و سرد
کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز... و....تمام می شود ...
پاییز
ای آبستن روزهای عاشقی...
رفتنت به خیر...
سفرت بی خطر...
🍃🍂🍃🍂🍃
با ما تازه ها و برگزیده های هنر، ادبیات و خاطره انگیز ترین های موسیقی را دنبال کنید، نیز به دوستداران فرهنگ و هنر اصیل ایران زمین معرفی کنید. با سپاس
https://telegram.me/joinchat/CYESUjvxlGkzcBl3KCSNrA
بوی یلدا را می شنوی؟
انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری طولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
آسمان بغض می کند ..
میبارد..
عروس فصلها چه دوست داشتنی ست...
دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن می دهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان می دوزد ..
دستی تکان می دهد ....
قدمی برمی دارد سنگین و سرد
کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز... و....تمام می شود ...
پاییز
ای آبستن روزهای عاشقی...
رفتنت به خیر...
سفرت بی خطر...
🍃🍂🍃🍂🍃
با ما تازه ها و برگزیده های هنر، ادبیات و خاطره انگیز ترین های موسیقی را دنبال کنید، نیز به دوستداران فرهنگ و هنر اصیل ایران زمین معرفی کنید. با سپاس
https://telegram.me/joinchat/CYESUjvxlGkzcBl3KCSNrA
Telegram
"' سخن آشنا "'
They believed that they would break the barriers and reach the frontiers of liberation...
Forwarded from "' سخن آشنا "'
فوربز : حکومت ایران از سرکوب اعتراضات مردمی عاجز است
ایران اینترنشنال، نشریه آمریکایی فوربز در گزارشی در مورد اعتراضات خیابانی مردم در شهرهای ایران بر علیه گرانی و بیکاری و فساد حاکم بر اقتصاد کشور، میگوید حکومت از سرکوب این اعتراضات عاجز است.
در این گزارش آمده است : «در طول تعطیلات کریسمس، احتمالاً در بسیاری از کشورهای جهان به اخبار اعتراضات روزانه مردم ایران توجه خاصی نشده است.اما در هفته گذشته خیابانهای شهرهای بزرگ ایران صحنه تظاهرات مردمی بوده است که علیه بیکاری گسترده، ورشکستگی اقتصادی و گرانی به دست به اعتراض زدهاند.
در میان شعارهای اعتراضی تظاهرکنندگان، موضوع دخالتهای حکومت ایران در کشورهای همسایه، بهویژه سوریه نیز دیده می شود. مسائل اقتصادی و ماجراجوییهای نظامی حکومت، دلایلی مشخص برای اعتراضات سیاسی و آشوبهای اجتماعی در ایران شده است.
در گذشته نیز مشکلات فراوان اقتصادی سبب شده بود که ایرانیها از برنامههای تبلیغاتی ، رادیکال و پوپولیستی محمود احمدینژاد در پایان دوره خاتمی حمایت کردند. ایران کشوری است که در طول تاریخ از درگیریهای نظامی و جنگ رنج برده است. جنگ ۸ ساله این کشور با عراق در دهه ۸۰ میلادی هنوز آثار خود را در روحیه ملی ایرانیان نشان میدهد.
ساختار قدرت حاکم در ایران یکی از پیچیدهترین سیستمهای حکومتی در دنیاست. پرقدرتترین نهادهای این کشور در دست افرادی غیرمنتخب و بعضاً ناشناخته در شکل یک رژیم مستبد مذهبی عمل میکند. بخش دیگر حاکمیت در نهادهای نیمهدموکراتیک جا گرفته است.
تنها افراد مشخصی که مورد تأیید افراد غیرمنتخب هستند میتوانند برای این نهادهای نیمهدموکراتیک انتخاب شوند.
اعتراضات روزهای گذشته در ایران تهدیدی جدّی برای کل حکومت است و نهادهای نامبرده مسئول شرایط اقتصادی کنونی هستند.»
گزارش فوربز میافزاید: «چون ساختار مذهبی حاکمیت، سیاست خارجی کشور را در دست دارد، حضور نظامی ایران در سوریه و عراق به دستور آنها صورت گرفته است. از دید مردم ایران این دخالتهای نظامی یک عامل اصلی شرایط اسفبار اقتصادی کشور است. زیرا از یکسو به ایجاد تحریمهای بینالمللی بر کشور انجامیده، و از سوی دیگر مخارج این دخالتها از بهبود وضعیت اقتصاد کشور جلوگیری میکند.
مردم ایران ۳۱ پس از انقلاب سال ۵۷ با حضور میلیونی خود در خیابانها در جریان انقلاب سبز به ساختار حکومت موجود در ایران اعتراض کردند، اما دنیا با آنها همکاری نکرد و زندانیان و کشتهشدگان بهای آن را پرداختند.
مردم ایران با این اعتراضها با دنیا صحبت میکنند.
اما آیا دنیا این بار به آنها گوش خواهد داد؟»
T.me/kelke_khiyal
ایران اینترنشنال، نشریه آمریکایی فوربز در گزارشی در مورد اعتراضات خیابانی مردم در شهرهای ایران بر علیه گرانی و بیکاری و فساد حاکم بر اقتصاد کشور، میگوید حکومت از سرکوب این اعتراضات عاجز است.
در این گزارش آمده است : «در طول تعطیلات کریسمس، احتمالاً در بسیاری از کشورهای جهان به اخبار اعتراضات روزانه مردم ایران توجه خاصی نشده است.اما در هفته گذشته خیابانهای شهرهای بزرگ ایران صحنه تظاهرات مردمی بوده است که علیه بیکاری گسترده، ورشکستگی اقتصادی و گرانی به دست به اعتراض زدهاند.
در میان شعارهای اعتراضی تظاهرکنندگان، موضوع دخالتهای حکومت ایران در کشورهای همسایه، بهویژه سوریه نیز دیده می شود. مسائل اقتصادی و ماجراجوییهای نظامی حکومت، دلایلی مشخص برای اعتراضات سیاسی و آشوبهای اجتماعی در ایران شده است.
در گذشته نیز مشکلات فراوان اقتصادی سبب شده بود که ایرانیها از برنامههای تبلیغاتی ، رادیکال و پوپولیستی محمود احمدینژاد در پایان دوره خاتمی حمایت کردند. ایران کشوری است که در طول تاریخ از درگیریهای نظامی و جنگ رنج برده است. جنگ ۸ ساله این کشور با عراق در دهه ۸۰ میلادی هنوز آثار خود را در روحیه ملی ایرانیان نشان میدهد.
ساختار قدرت حاکم در ایران یکی از پیچیدهترین سیستمهای حکومتی در دنیاست. پرقدرتترین نهادهای این کشور در دست افرادی غیرمنتخب و بعضاً ناشناخته در شکل یک رژیم مستبد مذهبی عمل میکند. بخش دیگر حاکمیت در نهادهای نیمهدموکراتیک جا گرفته است.
تنها افراد مشخصی که مورد تأیید افراد غیرمنتخب هستند میتوانند برای این نهادهای نیمهدموکراتیک انتخاب شوند.
اعتراضات روزهای گذشته در ایران تهدیدی جدّی برای کل حکومت است و نهادهای نامبرده مسئول شرایط اقتصادی کنونی هستند.»
گزارش فوربز میافزاید: «چون ساختار مذهبی حاکمیت، سیاست خارجی کشور را در دست دارد، حضور نظامی ایران در سوریه و عراق به دستور آنها صورت گرفته است. از دید مردم ایران این دخالتهای نظامی یک عامل اصلی شرایط اسفبار اقتصادی کشور است. زیرا از یکسو به ایجاد تحریمهای بینالمللی بر کشور انجامیده، و از سوی دیگر مخارج این دخالتها از بهبود وضعیت اقتصاد کشور جلوگیری میکند.
مردم ایران ۳۱ پس از انقلاب سال ۵۷ با حضور میلیونی خود در خیابانها در جریان انقلاب سبز به ساختار حکومت موجود در ایران اعتراض کردند، اما دنیا با آنها همکاری نکرد و زندانیان و کشتهشدگان بهای آن را پرداختند.
مردم ایران با این اعتراضها با دنیا صحبت میکنند.
اما آیا دنیا این بار به آنها گوش خواهد داد؟»
T.me/kelke_khiyal
Telegram
کلک خیال
انسان
Forwarded from "' سخن آشنا "' (Sepehr)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنکه بر فراز بلندترین کوه رفته باشد، خنده میزند بر همه ی نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک».
دورنمایی از فلسفه مانای نیچه :
فلسفه یعنی داوطلبانه در کوه و یخ زیستن
https://telegram.me/KELKE_KHIYAL
دورنمایی از فلسفه مانای نیچه :
فلسفه یعنی داوطلبانه در کوه و یخ زیستن
https://telegram.me/KELKE_KHIYAL
4_854693896288993865.webm
16.9 MB
آهنگ شاد لری ویژه چارشنبه سوری
جشن های اصیل و شادی بخش ایرانی را پاس می داریم و ارج می گذاریم 🌷❤️
همراه ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی
@AVAHA
جشن های اصیل و شادی بخش ایرانی را پاس می داریم و ارج می گذاریم 🌷❤️
همراه ما باشید در کانال آواها ویژه موسیقی اصیل ایرانی
@AVAHA
Forwarded from "' سخن آشنا "'
خانهتکانی : مرا پناه دهید
ای زنان ساده کامل
ماهک نیکنهاد
نوروز نزدیک است و من یک ماهی ست که درگیر خانهتکانیام. خانهتکانی سنت زیبایی ست اما مثل خیلی سنتهای دیگر، زندگی در ایران مرا از آن بیزار کرده است. «بهار، آن وهم سبزرنگ» از دریچه گذر میکند. من یک زنم و خانهتکانی مثل خیلی چیزهای دیگر بر پیشانیام نوشته شده و وظیفه ازلی و ابدیام حساب میشود. ۱۰ سال از زندگی مشترکم میگذرد و هر سال این «وظیفه» مثل باری بر دوشم سنگینتر میشود. دختر و پسرم ۸ و ۵ ساله اند و از آنها توقعی نیست. باید توقعی باشد اما آنها به بزرگ ترهایشان نگاه میکنند و در این عمر کوتاهشان فهمیدهاند کارهای خانه وظیفه مادرشان است و بس. این را وقتی فهمیدهاند که دیدهاند پدرشان هربار پس از غذاخوردن از من تشکر میکند و بی آنکه بشقابی از سر میز بردارد، سراغ کارش میرود.
خانهتکانی برای من که زنی شاغلم دستکم از اول اسفند شروع میشود.
من مدیر یک بانکم و کارم سنگین است. روزی به یاد ندارم زودتر از ساعت شش به خانه رسیده باشم؛ آن ساعت هم اول باید به فکر غذای سه تا آدم گرسنه باشم که روی میل و جلوی تلویزیون ولو شدهاند. بعد از غذا کار خانهتکانی را که به قسمتهای کوچک تقسیم کردهام، انجام میدهم. شبهای اول به تمیز کردن کابینتها میگذرد و مرتب کردن کمدها و دور ریختنیها. خیلی کارها هم که روتین است و هر روز یا هر هفته انجام میشود مثل تمیز کرن گاز و یخچال. هفته آخر کار شستن پردهها و شیشهها را انجام میدهم: شبهای دیروقت و در سکوت، در حالی که شوهرم چند ساعتی است خوابیده و بچهها از خستگی بیهوش شدهاند. توی آشپزخانه در حالی که رادیو روشن است کار میکنم و صدای ملایم موسیقی که هر چند دقیقه پخش میشود، تسکینم میدهد.
عاشق تمیزی و بوی مواد شوینده و برق روی کابینتها و میزها هستم اما وقتی به خانهمان نگاه میکنم، بی اختیار آه میکشم. سهم من از این زیباییها، تنهایی است. راستش حتی بیش از آنکه از فشار جسمی کارهای سنگین خانه و به خصوص خانهتکانی خسته باشم، از تنهایی دلتنگم. گفتن این حرفها برایم دشوار است. چطور میشود توضیح داد که زنی با سن و سال من، با موقعیت تحصیلی خوب و شغل عالی، هنوز توی خانه خودش از نابرابری رنج میکشد؟
برای اینکه این وضعیت را تغییر بدهم، کم تلاش نکردهام اما از جایی به بعد، تصمیم گرفتهام به خاطر آرامش خودم سکوت کنم. حاصلش این است که جنگ بیرونی تمام شده اما جنگ درونی برجاست. خودم را میبینم با دندانهایی به هم فشرده دستمال را محکم روی در کابینتها میکشم در حالی که آروارههایم سفت شده، برس را در سوراخ توالت میچرخانم. ساعت از یک گذشته که به رختخواب میروم و همسرم غلت می زند و بغلم میکند و با چشمهای نیمهباز میگوید خودت را خسته نکن و فورا خوابش میبرد.
چند روز دیگر عید میشود و این روزهای آخر سال، تنها نیمساعت برای ناهار خوردن با همکارانم جمع میشویم. خانمها از هم پرس و جو میکنند کار خانهتکانی چطور پیش میرود و من میبینم جز چند نفری که کارگر خانگی میگیرند، آن هم برای کارهای سنگین شیشه و قالیشویی، بقیه در تنهایی من شریکند و انگار رقابتی هم هست در این نبرد بیحاصل فرشها و جاروها بین همه ما زنان که انتظار میکشیم در لحظه تحویل سال، خیره به عقربههای ساعت، معجزهای در زندگی مان رخ دهد و نمیدهد. شوهر من معتقد است کمک گرفتن از دیگران برای هر کاری باعث شرمندگی است و حاضر نیست که من حتی از درآمد خودم، فرشها را به قالیشویی بفرستم. در نگاه او، من و مادرش تفاوتی نداریم: او زنی بود که فرشها را با پشت بشقاب میسابید و کفها را با شلنگ به کف شور حیاط سرازیر میکرد و من خوششانسم که تنها به شامپوی فرش اکتفا میکنم. او مادرش را تحسین میکرد که زن باسلیقه و نظیفی بود و حالا هم زحمت میکشد و موقع جارو برقی، پاهایش را بلند میکند تا من خوب زیر پایش را جارو بکشم و به حاصل کارم با رضایت نگاه میکند و آخر کار وقتی سر گاز نمک غذا را کنترل میکنم، شانههایم را ماساژ میدهد و همزمان از روی کابینت یک سیب سرخ بر میدارد و با اشتها گاز میزند.
چند روز دیگر سال نو میشود و ظاهرا این سنت زیبای ایرانی به پایان میرسد اما روزگار من و زنهای دیگر نو نمیشود. ما از سنتی به سنتی دیگر فرو میغلطیم و چرخ تکرارمان به حرکت ادامه میدهد. ما زنهای به اصطلاح مدرن شده، با لباسهای امروزی و جاروبرقیها و خردکنها و بخارشورها و شیشهپاککنهای برقیمان، با شوهرهای یک قرن قبل زندگی میکنیم و در پاسخ به این جمله که میگویند «زندگی زنها به نسبت قبل خیلی بهتر شده و مردهای امروزی خیلی با پدرهاشان فرق دارند» لبخند میزنیم. خانهتکانی سنتی زیباست اما مثل همه چیزهای دیگر در این سرزمین، مدام به من یادآوری میکند نگاه کن تو هیچ گاه پیش نرفتی تو فرو رفتی
@kelke_khiyal
ای زنان ساده کامل
ماهک نیکنهاد
نوروز نزدیک است و من یک ماهی ست که درگیر خانهتکانیام. خانهتکانی سنت زیبایی ست اما مثل خیلی سنتهای دیگر، زندگی در ایران مرا از آن بیزار کرده است. «بهار، آن وهم سبزرنگ» از دریچه گذر میکند. من یک زنم و خانهتکانی مثل خیلی چیزهای دیگر بر پیشانیام نوشته شده و وظیفه ازلی و ابدیام حساب میشود. ۱۰ سال از زندگی مشترکم میگذرد و هر سال این «وظیفه» مثل باری بر دوشم سنگینتر میشود. دختر و پسرم ۸ و ۵ ساله اند و از آنها توقعی نیست. باید توقعی باشد اما آنها به بزرگ ترهایشان نگاه میکنند و در این عمر کوتاهشان فهمیدهاند کارهای خانه وظیفه مادرشان است و بس. این را وقتی فهمیدهاند که دیدهاند پدرشان هربار پس از غذاخوردن از من تشکر میکند و بی آنکه بشقابی از سر میز بردارد، سراغ کارش میرود.
خانهتکانی برای من که زنی شاغلم دستکم از اول اسفند شروع میشود.
من مدیر یک بانکم و کارم سنگین است. روزی به یاد ندارم زودتر از ساعت شش به خانه رسیده باشم؛ آن ساعت هم اول باید به فکر غذای سه تا آدم گرسنه باشم که روی میل و جلوی تلویزیون ولو شدهاند. بعد از غذا کار خانهتکانی را که به قسمتهای کوچک تقسیم کردهام، انجام میدهم. شبهای اول به تمیز کردن کابینتها میگذرد و مرتب کردن کمدها و دور ریختنیها. خیلی کارها هم که روتین است و هر روز یا هر هفته انجام میشود مثل تمیز کرن گاز و یخچال. هفته آخر کار شستن پردهها و شیشهها را انجام میدهم: شبهای دیروقت و در سکوت، در حالی که شوهرم چند ساعتی است خوابیده و بچهها از خستگی بیهوش شدهاند. توی آشپزخانه در حالی که رادیو روشن است کار میکنم و صدای ملایم موسیقی که هر چند دقیقه پخش میشود، تسکینم میدهد.
عاشق تمیزی و بوی مواد شوینده و برق روی کابینتها و میزها هستم اما وقتی به خانهمان نگاه میکنم، بی اختیار آه میکشم. سهم من از این زیباییها، تنهایی است. راستش حتی بیش از آنکه از فشار جسمی کارهای سنگین خانه و به خصوص خانهتکانی خسته باشم، از تنهایی دلتنگم. گفتن این حرفها برایم دشوار است. چطور میشود توضیح داد که زنی با سن و سال من، با موقعیت تحصیلی خوب و شغل عالی، هنوز توی خانه خودش از نابرابری رنج میکشد؟
برای اینکه این وضعیت را تغییر بدهم، کم تلاش نکردهام اما از جایی به بعد، تصمیم گرفتهام به خاطر آرامش خودم سکوت کنم. حاصلش این است که جنگ بیرونی تمام شده اما جنگ درونی برجاست. خودم را میبینم با دندانهایی به هم فشرده دستمال را محکم روی در کابینتها میکشم در حالی که آروارههایم سفت شده، برس را در سوراخ توالت میچرخانم. ساعت از یک گذشته که به رختخواب میروم و همسرم غلت می زند و بغلم میکند و با چشمهای نیمهباز میگوید خودت را خسته نکن و فورا خوابش میبرد.
چند روز دیگر عید میشود و این روزهای آخر سال، تنها نیمساعت برای ناهار خوردن با همکارانم جمع میشویم. خانمها از هم پرس و جو میکنند کار خانهتکانی چطور پیش میرود و من میبینم جز چند نفری که کارگر خانگی میگیرند، آن هم برای کارهای سنگین شیشه و قالیشویی، بقیه در تنهایی من شریکند و انگار رقابتی هم هست در این نبرد بیحاصل فرشها و جاروها بین همه ما زنان که انتظار میکشیم در لحظه تحویل سال، خیره به عقربههای ساعت، معجزهای در زندگی مان رخ دهد و نمیدهد. شوهر من معتقد است کمک گرفتن از دیگران برای هر کاری باعث شرمندگی است و حاضر نیست که من حتی از درآمد خودم، فرشها را به قالیشویی بفرستم. در نگاه او، من و مادرش تفاوتی نداریم: او زنی بود که فرشها را با پشت بشقاب میسابید و کفها را با شلنگ به کف شور حیاط سرازیر میکرد و من خوششانسم که تنها به شامپوی فرش اکتفا میکنم. او مادرش را تحسین میکرد که زن باسلیقه و نظیفی بود و حالا هم زحمت میکشد و موقع جارو برقی، پاهایش را بلند میکند تا من خوب زیر پایش را جارو بکشم و به حاصل کارم با رضایت نگاه میکند و آخر کار وقتی سر گاز نمک غذا را کنترل میکنم، شانههایم را ماساژ میدهد و همزمان از روی کابینت یک سیب سرخ بر میدارد و با اشتها گاز میزند.
چند روز دیگر سال نو میشود و ظاهرا این سنت زیبای ایرانی به پایان میرسد اما روزگار من و زنهای دیگر نو نمیشود. ما از سنتی به سنتی دیگر فرو میغلطیم و چرخ تکرارمان به حرکت ادامه میدهد. ما زنهای به اصطلاح مدرن شده، با لباسهای امروزی و جاروبرقیها و خردکنها و بخارشورها و شیشهپاککنهای برقیمان، با شوهرهای یک قرن قبل زندگی میکنیم و در پاسخ به این جمله که میگویند «زندگی زنها به نسبت قبل خیلی بهتر شده و مردهای امروزی خیلی با پدرهاشان فرق دارند» لبخند میزنیم. خانهتکانی سنتی زیباست اما مثل همه چیزهای دیگر در این سرزمین، مدام به من یادآوری میکند نگاه کن تو هیچ گاه پیش نرفتی تو فرو رفتی
@kelke_khiyal