AUT VIP
8.92K subscribers
13.1K photos
5.15K videos
61 files
1.05K links
ولَا تَهِنُواْ وَلَا تَحْزَنُواْ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

Ads:https://t.me/tablighautvip

send post: @AUTVIPBOT

Support: Message to support in Bot

اولین رسانه دانشجویی تعاملی در کشور
Download Telegram
بازگشت نرخ تورم به کانال ۳۰درصد
معاون بانک مرکزی: تورم به ۳۹درصد رسید

RT
🆔@AUTVIP
👍16😢2🔥1👌1🤣1
AUT VIP
بازگشت نرخ تورم به کانال ۳۰درصد معاون بانک مرکزی: تورم به ۳۹درصد رسید RT 🆔@AUTVIP
قابل توجه دوستان:

کاهش تورم ینی کاهش شیب افزایش قیمت ها

RT
🆔@AUTVIP
👍28🤣5
عاشق مست لایعقل آبی نداشت دهد در ره تشنگان کویت
با شرابی از خون دل در سحر آب و جارو کرد کوچه را
خطی خطی از آتزوری

#حرف_دل
————————————
The authenticity of this post is not confirmed or denied
@AUTVIPBOT
😢9
آقا یه خبر فوق مهم دارم :‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌

#به_نظرم_مهم/جالبه
————————————
The authenticity of this post is not confirmed or denied
@AUTVIPBOT
👎47👍5😁3
حق اولترا پلاس

RT
🆔@AUTVIP
👌17👎2👍1😁1🗿1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پارسا یوسفی(تریدر)خداست

میگه از ۵ تا تارگتی که داری ته تهش بتونی یدونشو شکار کنی

حالا اگر ۵ تاشم شکار کردی،موردی نداره
فقط بعد یک سال ادامه دادن این روندد باید بری دیوونه خونه بستری بشی😂😂😂

اصلا رک بودنش رو دوست دارم🤝

#ترید

RT
🆔@AUTVIP
🤣11👍1😢1
یکی یه بدنساز بیاره برای کشتی گیرای ما

کشتی گیر باکویی هم وزن کشتی گیر ماعه
بعد دو برابر کشتی گیر ما عضله داره

خب معلومه نمیتونه طرف رو بزنه
چه وضع بدنسازی ناموسا

RT
👍16
وقتی میبینم دیگه مدرسه ای نیستم خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم

ویس:روضه اول مهر😈

RT
🆔@AUTVIP
🤣10👎1
سر لشکر باقری: تروریست‌ها از مرز ایران فاصله گرفته‌اند اما خلع سلاح نشدند و این مطابق قرار داد نیست.
رئیس جمهور دستور دادند که تیم ناظر و کارشناسی برای برسی وضعیت به عراق اعزام بشوند و بعد نیرو های مسلح برای اقدام نظامی تصمیم بگیرند.

#ارسالی

🆔@AUTVIP
🔥24👍3
‏در کمتر از 1 ساعت 13 هزار بلیت کنسرت تتلو در برلین به ارزش 70 میلیارد تومان به فروش رسید!!!
حتی تعداد طرفداران تتلو هم که پول می دن برن فحش بخورن از کل جمعیت براندازایی که تو اغتشاشات شرکت کردن بیشتره😂

🌵@ElmSanDis
🤣26👍1🤬1
Forwarded from 👑 رایش شریف 👑
از جنایات رضا پهلوی همین بس که وقتی به لرستان رسیده بودند، یکی از افسرانش مسئول قتل عام مردم اون منطقه بود. جوونای یه روستایی رو به اسارت گرفته بودن. ایکاش که همه رو میکشتن.
اما قبلش دستور داد آتیش روشن کنن و یه تابه بذارن روش تا داغ داغ بشه.
بعد دستور داد جوونارو یکی یکی گردن بزنن. ایکاش همینجا تموم میشد‌...
وقتی که گردنشون رو میزدن، سریع اون تابع داغ رو میذاشتن رو بدن بیچاره ها تا خون از بدن خارج نشه. بدن نیمه جون و بدون سر، همینجوری بلند میشد و میدویید.
ایکاش این دیگه آخرش بود...
اوضاع به جایی رسید که حتی سر اینکه کدوم جنازه بیشتر قراره بدوعه شرط بندی میکردن💔

بعد حالا یه سری اسکل نادون، پاچه خواری حکومت پهلوی رو میکنن.

منبع:
ویلیام داگلاس آمریکایی
نویسنده کتاب سرزمین شگفت انگیز
فصل ۹





#ایران
💔28😢4👍1🤯1
🌸 داستان تشرف جناب شیخ علی حلاوی در شهر حله 🌸

💠  حکایت 💠

شیخ علی حلاوی، مردی عابد و زاهد بود که همواره منتظر بوده است. آن جناب در مناجات هایش به مولایمان می گفت: «مولا جان، دیگر دوران غیبت تو به سر آمده و هنگامه ظهور فرار رسیده است. یاوران مخلص تو به تعداد برگ درختان و قطره های باران در گوشه و کنار جهان پراکنده اند. اینک بیا و بنگر که در همین شهر کوچک حله یاوران پا به رکاب تو بیش از هزار نفرند. آقا جان، پس چرا ظهور نمی کنی تا دنیا را لبریز از عدل و داد نمایی؟»

شیخ علی حلاوی، عاقبت روزی از رنج فراق سر به بیابان می گذارد و ناله کنان به امام زمان (عج) می گوید: «غیبت تو دیگر ضرورتی ندارد. همه آماده ظهورند. پس چرا نمی ایی؟»

در این هنگام، مردی بیابان گرد را می بیند که از او می پرسد: «جناب شیخ، روی عتاب و خطابت با کیست؟»

او پاسخ می دهد: «روی سخنم با امام زمان(عج) حجت وقت است که با این همه یار و یاور که بیش از هزار نفر آنان در حله زندگی می کنند و با وجود این همه ظلم که عالم را فراگرفته است، ظهور نمی کند.»

مرد می گوید: «ای شیخ، منم صاحب الزمان(عج)! با من این همه عتاب مکن! حقیقت چنین نیست که تو می پنداری. اگر در جهان 313 نفر از یاران مخلص من پا به عرصه گذارند، ظهور می کنم، اما در شهر حله که می پنداری بیش از هزار نفر از یاوران من حاضرند، جز تو و مرد قصاب، احدی در ادعای محبت و معرفت ما صادق نیست. اگر می خواهی حقیقت بر تو آشکار شود، به حله بازگرد و خالص ترین مردانی را که می شناسی، به همراه همان مرد قصاب، در شب جمعه به منزلت دعوت و برای ایشان در حیاط خانه خویش مجلسی آماده کن. پیش از ورود مهمانان، دو بزغاله به بالای بام خانه ات ببر و آن گاه منتظر ورود من باش تا حقیقت را دریابی!»

شیخ علی حلاوی، با شادی و سرور فراوان، بلافاصله به حله باز می گردد و یک راست به خانه مرد قصاب می رود و ماجرای تشرفش را می گوید. این دو نفر، پس از بحث و بررسی فراوان، از میان بیش از هزار نفر که همه از عاشقان و منتظران حقیقی مهدی موعود (عج) بودند، چهل نفر را انتخاب و برای شب جمعه به منزل شیخ دعوت می کنند تا به فیض دیدار مولایشان نایل شوند.


شب موعود فرا رسید و چهل مرد برگزیده پس از وضو و غسل زیارت، در صحن خانه شیخ جمع شدند و ذکر و صلوات فرستادند و دعا برای تعجیل فرج خواندند، چون شب از نیمه گذشت، به یک باره تمام حاضران نوری درخشان دیدند که بر پشت بام خانه شیخ فرود آمد.

قدری نگذشت که صدایی از پشت بام بلند شد. حضرت مرد قصاب را به بالا بام فرا خواند. مرد قصاب بلافاصله به پشت بام رفت و به دیدار مولای خویش نایل گشت. پس از دقایقی امام زمان(عج) به مرد قصاب دستور داد که یکی از آن دو بزغاله روی بام را در نزدیکی ناودان سر ببرد، به گونه ای که خون آن در میان صحن جاری شود.

وقتی آن چهل نفر خون جاری شده از ناودان را دیدند، گمان کردند حضرت سر قصاب را از بدن جدا کرده است. در همان هنگام، حضرت جناب شیخ را فرا خواند. جناب شیخ بلافاصله به سوی بام شتافت و ضمن دیدار مولایش، دریافت خونی که از ناودان سرازیر شده، خون بزغاله بوده است، نه خون قصاب. امام زمان (عج) بار دیگر به مرد قصاب امر فرمود تا بزغاله دوم را در حضور شیخ ذبح کند.

قصاب نیز طبق دستور بزغاله دوم را نزدیک ناودان ذبح کرد. هنگامی که خون بزغاله دوم از ناودان به داخل حیاط خانه سرازیر شد، چهل نفری که در صحن حیاط حاضر بودند، دریافتند که حضرت گردن جناب شیخ علی را زده و قرار است گردن تک تک آن ها را بزند. با این پندار، همه از خانه شیخ بیرون آمدند و به سوی خانه هایشان شتافتند.

در آن حال، امام زمان (عج) به شیخ علی حلاوی گفت: «اینک به صحن خانه برو و به این جماعت بگو تا بالا بیایند و امام زمانشان را زیارت کنند!»

جناب شیخ، غرق شادی و سرور، برای دعوت حاضران پایین آمد، ولی اثری از آن چهل نفر نبود. پس با ناامیدی و شرمندگی نزد امام بازگشت و فرار آن جماعت را به عرض آن حضرت رساند. امام زمان(عج) فرمود: «جناب شیخ، این شهر حله بود که می پنداشتی بیش از هزار نفر از یاوران مخلص ما در آن هستند. چه شد که تنها تو و این مرد قصاب ماندند؟ پس شهرها و سرزمین های دیگر را نیز به همین سان قیاس کن.»

حضرت این جمله را فرمود و ناپدید شد. اینک در خانه جناب شیخ علی حلاوی، بقعه ای موسوم به مقام صاحب الزمان (عج) ساخته شده که روی سر در ورودی آن، زیارت مختصری از امام زمان(عج) نگاشته شده است. مردمان آن سامان، از دور و نزدیک برای دعا و تضرع به بارگاه الهی به سوی این مکان می شتابند.

📚منابع:
نهاوندی، شیخ علی اکبر، العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان علیه السلام،  ج 2، ص 77-78.
تاریخ مقام الامام المهدی فی الحله، ص ۶۲
کتاب پیام امام زمان، سید جمال الدین حجازی

سفیران شهدا

#ارسالی

🆔@AUTVIP
9💔2
وقتی میری براندازی کنی ولی یهو رو مامور حافظ امنیت کراش میزنی

RT
🆔@AUTVIP
🤣422
Forwarded from Tazmiin
بسم الله الرحمن الرحیم

[Bolof | بلوف]

به قلم و اجرای :
@mersad_muzic
و
@tazmiin_313

میکس و مستر :
@prodsamyar

ساوندکلاد
🔥6