خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو
از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو
آنگاه تو چنان شوی که بودی با من
آنگاه چنان شوم که بودم با تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲
از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو
آنگاه تو چنان شوی که بودی با من
آنگاه چنان شوم که بودم با تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲
❤5👍2👏2
در کوی خیال خود چه میپویی تو
وین دیده به خون دل چه میشویی تو
از فرق سرت تا به قدم حق دارد
ای بیخبر از خویش چه میجویی تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶
وین دیده به خون دل چه میشویی تو
از فرق سرت تا به قدم حق دارد
ای بیخبر از خویش چه میجویی تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶
❤8👏5👍1
ای روز الست ملک و دولت رانده
وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده
چون روشنی روز در آی از در من
بین گردن من بسوی در کژ مانده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹
وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده
چون روشنی روز در آی از در من
بین گردن من بسوی در کژ مانده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹
❤6👏3👍1
تو آبی و ما جمله گیاهیم همه
تو شاهی و ما جمله گدائیم همه
گوینده توئی و ما صدائیم همه
جوینده توئی چرا نیائیم همه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹
تو شاهی و ما جمله گدائیم همه
گوینده توئی و ما صدائیم همه
جوینده توئی چرا نیائیم همه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹
❤9👍3👏3
تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه
سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشقت ایماه
گویند بشد فلان که انالله
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸
سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشقت ایماه
گویند بشد فلان که انالله
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸
❤4👍3👏2
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱
👏4❤3👍2
روی تو نماز آمد و چشمت روزه
وین هر دو کنند از لبت دریوزه
جرمی کردم مگر که من مست بدم
آب تو بخوردم و شکستم کوزه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷
وین هر دو کنند از لبت دریوزه
جرمی کردم مگر که من مست بدم
آب تو بخوردم و شکستم کوزه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷
👏3❤2👍2🤔1
سه چیز ز من ربودهای بگزیده
صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده
چابک دستی که دست و بازوت درست
تصویر عقول چون تو نازائیده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹
صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده
چابک دستی که دست و بازوت درست
تصویر عقول چون تو نازائیده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹
❤3👍2👏2
صحت که کشد به سقم و رنجوری به
زان جامه که سازی بستم عوری به
چشمی که نبیند ره حق کوری به
صحبت که تقرب نبود دوری به
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱
زان جامه که سازی بستم عوری به
چشمی که نبیند ره حق کوری به
صحبت که تقرب نبود دوری به
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱
❤3👍3👏3
گفتم که ز عشقت شدهام دیوانه
زنجیر ترا به خواب بینم یا نه
گفتا که خمش چند از این افسانه
دیوانه و خواب خهخهای فرزانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷
زنجیر ترا به خواب بینم یا نه
گفتا که خمش چند از این افسانه
دیوانه و خواب خهخهای فرزانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷
❤4👏4👍1
گفتم که توئی می و منم پیمانه
من مردهام و تو جانی و جانانه
اکنون بگشا در وفا گفت خموش
دیوانه کسی رها کند در خانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶
من مردهام و تو جانی و جانانه
اکنون بگشا در وفا گفت خموش
دیوانه کسی رها کند در خانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶
❤6👍2👏2
وه وه که به دیدار تو چونم تشنه
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
من بندهٔ آن دو لعل سیراب توام
عالم همه زانست به خونم تشنه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷
چندانکه ببینمت فزونم تشنه
من بندهٔ آن دو لعل سیراب توام
عالم همه زانست به خونم تشنه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷
❤6👏3👍2
یارب تو یکی یار جفا کارش ده
یک دلبر بدخوی جگر خوارش ده
تا بشناسد که عاشقان درچه غمند
عشقش ده شوقش ده و بسیارش ده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲
یک دلبر بدخوی جگر خوارش ده
تا بشناسد که عاشقان درچه غمند
عشقش ده شوقش ده و بسیارش ده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲
❤7👍2👏2
یک سو پسرت نشسته و یک سو زن
این جمله به هم بگذار و بر یک سو زن
عیسی نتوانست بر افلاک رسید
تا داشت ز اسباب جهان یک سوزن
#باباافضل_کاشانی
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶
این جمله به هم بگذار و بر یک سو زن
عیسی نتوانست بر افلاک رسید
تا داشت ز اسباب جهان یک سوزن
#باباافضل_کاشانی
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶
❤3👍3👏3
با باده نشین، که مُلْکِ محمود این است،
وَزْ چنگ شنو، که لحنِ داوود این است؛
از آمده و رفته دگر یاد مکن،
حالی خوش باش، زانکه مقصود این است.
#خیام
- ترانههای خیام (صادق هدایت)
- دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
- رباعی ۱۳۴
وَزْ چنگ شنو، که لحنِ داوود این است؛
از آمده و رفته دگر یاد مکن،
حالی خوش باش، زانکه مقصود این است.
#خیام
- ترانههای خیام (صادق هدایت)
- دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
- رباعی ۱۳۴
❤7👍3👏3
* می بر کفِ من نِهْ که دلم تاب است،
وین عمرِ گریزپای چون سیماب است،
دریاب که، آتشِ جوانی آب است،
هُش دار، که بیداری دولت خواب است.
#خیام
- ترانههای خیام (صادق هدایت)
- دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
- رباعی ۱۳۲
وین عمرِ گریزپای چون سیماب است،
دریاب که، آتشِ جوانی آب است،
هُش دار، که بیداری دولت خواب است.
#خیام
- ترانههای خیام (صادق هدایت)
- دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
- رباعی ۱۳۲
❤7👍2👏2
* ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم،
وین یکدمِ عمر را غنیمت شمریم؛
فردا که ازین دیْر کُهَن درگذریم؛
با هفتهزارسالگان سربهسریم.
#خیام
- ترانههای خیام (صادق هدایت)
- دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
- رباعی ۱۳۰
وین یکدمِ عمر را غنیمت شمریم؛
فردا که ازین دیْر کُهَن درگذریم؛
با هفتهزارسالگان سربهسریم.
#خیام
- ترانههای خیام (صادق هدایت)
- دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
- رباعی ۱۳۰
❤12👍4👏2
ای دل همه خون شوی شکیبایی چیست
وی جان بدرآ اینهمه رعنایی چیست
ای دیده چه مردمیست شرمت بادا
نادیده به حال دوست بینایی چیست
#ابوسعید_ابوالخیر
- رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶
وی جان بدرآ اینهمه رعنایی چیست
ای دیده چه مردمیست شرمت بادا
نادیده به حال دوست بینایی چیست
#ابوسعید_ابوالخیر
- رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶
👏5❤3👍1
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشایی
هرگز ندهند دیدهها بینایی
امروز از این شراب جامی در کش
مسکین تو که در امید پس فردایی
#باباافضل_کاشانی
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹
هرگز ندهند دیدهها بینایی
امروز از این شراب جامی در کش
مسکین تو که در امید پس فردایی
#باباافضل_کاشانی
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹
👍5❤3👏2
تا چند سخن تراشی و رنده زنی
تا کی به هدف تیر پراکنده زنی
گر یک ورق از علم خموشی خوانی
بسیار بدین گفت و شنوخنده زنی
#ابوسعید_ابوالخیر
- رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
- رباعی شمارهٔ ۶۸۹
تا کی به هدف تیر پراکنده زنی
گر یک ورق از علم خموشی خوانی
بسیار بدین گفت و شنوخنده زنی
#ابوسعید_ابوالخیر
- رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
- رباعی شمارهٔ ۶۸۹
❤7👍2👏2
در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود
با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود
زهرست گناه و توبه تریاک وی است
چون زهر به جان رسید تریاک چه سود
#ابوسعید_ابوالخیر
- رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
- رباعی شمارهٔ ۲۸۹
با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود
زهرست گناه و توبه تریاک وی است
چون زهر به جان رسید تریاک چه سود
#ابوسعید_ابوالخیر
- رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
- رباعی شمارهٔ ۲۸۹
❤7👏2👍1