آن کس که ترا دیده بود ای دلبر
او چون نگرد بسوی معشوق دگر
در دیده هر آنکه کرد سوی تو نظر
تاریک نماید به خدا شمس و قمر
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۸۶۸
او چون نگرد بسوی معشوق دگر
در دیده هر آنکه کرد سوی تو نظر
تاریک نماید به خدا شمس و قمر
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۸۶۸
❤8👍2👏2
یک لحظه اگر نفس تو محکوم شود
علم همه انبیات معلوم شود
آن صورت غیبی که جهان طالب اوست
در آینهٔ فهم تو مفهوم شود
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۸۶۴
علم همه انبیات معلوم شود
آن صورت غیبی که جهان طالب اوست
در آینهٔ فهم تو مفهوم شود
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۸۶۴
❤5👏3👍1
گویند بهشت و حورعین خواهد بود
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود
#خیام
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۸۷
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود
#خیام
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۸۷
❤5👍3👏3🤔1
نقش عالم جز خیال یار نیست
جز خیال عشق خود اظهار نیست
گر یکی بینی و گر خود صد هزار
در حقیقت جز یکی اسمار نیست
#شاه_نعمت_الله_ولی
- دوبیتیها
- دوبیتی شمارهٔ ۴۰
جز خیال عشق خود اظهار نیست
گر یکی بینی و گر خود صد هزار
در حقیقت جز یکی اسمار نیست
#شاه_نعمت_الله_ولی
- دوبیتیها
- دوبیتی شمارهٔ ۴۰
❤6👏3👍2
ای راحت و آرامگه پیوستم
تا روی تو دیدم ز حوادث رستم
در مجلس تو گر قدحی بشکستم
صد ساغر زرین بخرم بفرستم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۲
تا روی تو دیدم ز حوادث رستم
در مجلس تو گر قدحی بشکستم
صد ساغر زرین بخرم بفرستم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۲
❤4👍3👏2
هر گه که دل از خلق جدا میبینم
احوال وجود با نوا میبینم
وان لحظه که بیخود نفسی بنشینم
عالم همه سر به سر ترا میبینم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۴
احوال وجود با نوا میبینم
وان لحظه که بیخود نفسی بنشینم
عالم همه سر به سر ترا میبینم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۴
❤4👏2👍1
همچون سر زلف تو پریشان توایم
آنداری و آنداری و ما آن توایم
هر جا باشیم حاضر خوان توایم
مهمان تو مهمان تو مهمان توایم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۵
آنداری و آنداری و ما آن توایم
هر جا باشیم حاضر خوان توایم
مهمان تو مهمان تو مهمان توایم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۵
👍4❤2👏2
در بادهکشی تو خویش را ریشه مکن
وز باده و از ساده تو اندیشه مکن
با زنگی زلف او در آنور مجوی
اندیشهٔ باریک چنین پیشه مکن
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۰
وز باده و از ساده تو اندیشه مکن
با زنگی زلف او در آنور مجوی
اندیشهٔ باریک چنین پیشه مکن
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۰
❤4👏2👍1
یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم
از وسوسه اندیشه به صد کو افتم
از دیدن روی تو چنان گردانم
کز جنبش یک موی تو در رو افتم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۶
از وسوسه اندیشه به صد کو افتم
از دیدن روی تو چنان گردانم
کز جنبش یک موی تو در رو افتم
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۶
👏4❤3👍2
مردان تو در دایرهٔ کن فیکون
دل نقطهٔ وحدتست و از عرش فزون
گر در چیند نقطهٔ دردت ز درون
حالی شوی از دایرهٔ کون برون
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶
دل نقطهٔ وحدتست و از عرش فزون
گر در چیند نقطهٔ دردت ز درون
حالی شوی از دایرهٔ کون برون
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶
❤5👍1👏1
خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو
از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو
آنگاه تو چنان شوی که بودی با من
آنگاه چنان شوم که بودم با تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲
از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو
آنگاه تو چنان شوی که بودی با من
آنگاه چنان شوم که بودم با تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲
❤5👍2👏2
در کوی خیال خود چه میپویی تو
وین دیده به خون دل چه میشویی تو
از فرق سرت تا به قدم حق دارد
ای بیخبر از خویش چه میجویی تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶
وین دیده به خون دل چه میشویی تو
از فرق سرت تا به قدم حق دارد
ای بیخبر از خویش چه میجویی تو
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶
❤8👏5👍1
ای روز الست ملک و دولت رانده
وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده
چون روشنی روز در آی از در من
بین گردن من بسوی در کژ مانده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹
وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده
چون روشنی روز در آی از در من
بین گردن من بسوی در کژ مانده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹
❤6👏3👍1
تو آبی و ما جمله گیاهیم همه
تو شاهی و ما جمله گدائیم همه
گوینده توئی و ما صدائیم همه
جوینده توئی چرا نیائیم همه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹
تو شاهی و ما جمله گدائیم همه
گوینده توئی و ما صدائیم همه
جوینده توئی چرا نیائیم همه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹
❤9👍3👏3
تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه
سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشقت ایماه
گویند بشد فلان که انالله
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸
سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشقت ایماه
گویند بشد فلان که انالله
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸
❤4👍3👏2
جانیست غذای او غم و اندیشه
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱
جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش
هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱
👏4❤3👍2
روی تو نماز آمد و چشمت روزه
وین هر دو کنند از لبت دریوزه
جرمی کردم مگر که من مست بدم
آب تو بخوردم و شکستم کوزه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷
وین هر دو کنند از لبت دریوزه
جرمی کردم مگر که من مست بدم
آب تو بخوردم و شکستم کوزه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷
👏3❤2👍2🤔1
سه چیز ز من ربودهای بگزیده
صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده
چابک دستی که دست و بازوت درست
تصویر عقول چون تو نازائیده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹
صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده
چابک دستی که دست و بازوت درست
تصویر عقول چون تو نازائیده
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹
❤3👍2👏2
صحت که کشد به سقم و رنجوری به
زان جامه که سازی بستم عوری به
چشمی که نبیند ره حق کوری به
صحبت که تقرب نبود دوری به
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱
زان جامه که سازی بستم عوری به
چشمی که نبیند ره حق کوری به
صحبت که تقرب نبود دوری به
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱
❤3👍3👏3
گفتم که ز عشقت شدهام دیوانه
زنجیر ترا به خواب بینم یا نه
گفتا که خمش چند از این افسانه
دیوانه و خواب خهخهای فرزانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷
زنجیر ترا به خواب بینم یا نه
گفتا که خمش چند از این افسانه
دیوانه و خواب خهخهای فرزانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷
❤4👏4👍1
گفتم که توئی می و منم پیمانه
من مردهام و تو جانی و جانانه
اکنون بگشا در وفا گفت خموش
دیوانه کسی رها کند در خانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶
من مردهام و تو جانی و جانانه
اکنون بگشا در وفا گفت خموش
دیوانه کسی رها کند در خانه
#مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶
❤6👍2👏2