Soghoot
Fadaei
ترک جدید گلادیاتور ادبیات اشکان فدایی بنام سقوط
عین مجاهدین دشمن ايرانيائین
میرین عراقی هارو واسه کی میارین؟
شیر و خورشید دوباره میکنه طلوع ..
اشکان برار دمت گرم ❤️
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
عین مجاهدین دشمن ايرانيائین
میرین عراقی هارو واسه کی میارین؟
شیر و خورشید دوباره میکنه طلوع ..
اشکان برار دمت گرم ❤️
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👌15🤝1
اَشو
مردم نه تنها چه نمیخواهند، بلکه چه میخواهند
همین موضوع که من قبل از فراخوان شاه رضا پهلوی بیان کردم و اکنون شاه #تاکیدی گفته است ، دلیل پیروزی این اعتراضات است .
جمهوری اسلامی سقوط کرده است ...
جمهوری اسلامی سقوط کرده است ...
🔥14👍5
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
خبر امروز صفحه اصلی روزنامه REINISHEPOST
بزرگترین تجمع در کنفرانس مونیخ
#اين_آخرين_نبرده_پهلوى_برميگرده
🔗 نگان (@negannegan55)
@C_B_SHAHZADEH
بزرگترین تجمع در کنفرانس مونیخ
#اين_آخرين_نبرده_پهلوى_برميگرده
🔗 نگان (@negannegan55)
@C_B_SHAHZADEH
اَشو
تا پنجشنبه شب ۱۶ بهمن، از قلم و کاغذ کناره خواهم جست و سخن تحلیل را بر لب نخواهم آورد. ⏰💣 ✍#اشو شبتون خوش ❤️🔥 جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️: https://t.me/ASHOOZA
در ساعات آتی، متن جامعی پیرامون ضرورت حیاتی تشکیل دولت در تبعید، تقدیم حضور خواهد شد.
🔹ضرورت استراتژیک تشکیل دولت در تبعید
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶
در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی که کشور از درون دچار بحران مشروعیت یا فروبستگی نهادی میگردد، و از بیرون نیز بیاعتمادی جهانی نسبت به نظام حاکم شکل میگیرد، نهادهای بدیل برای حفظ تداوم هویت ملی و اراده مردمی پدیدار میشوند.
معنا و کارکرد دولت در تبعید، در سادهترین تعریف خود، پاسداری از تداوم سیاسی یک ملت در غیاب حکومت ملی است. در مواردی که نظام حاکم مشروعیت مردمی خود را از دست داده، سازوکارهای اصلاح و انتخاب آزاد از میان رفتهاند، {دولت در تبعید} به نماد نمایندگی اراده مردم در صحنه جهانی بدل میشود. تجربه لهستان، چکسلواکی، نروژ نشان داده است که چنین ساختاری میتواند حافظ حافظه سیاسی ملت در برابر انقطاع حاکمیت باشد.
❗️این نهاد - دولت در تبعید - به جامعه جهانی میگوید: کشور ما زندانی حکومت فعلی نیست؛ ملت هنوز زنده است و نماینده دارد.
به همین دلیل، کارکرد دولت در تبعید صرفا سیاسی نیست، بلکه فرهنگی، اخلاقی و تاریخی است؛ مصون داشتن مشروعیت مردمی از مصادرهی قدرت حاکم.
نظام اشغالگر، پس از بیش از چهار دهه حکومت، با بحرانهای انباشتهای روبهروست:
▪︎ فروپاشی اعتماد عمومی و نزول کارآمدی نهادی در سطوح اقتصادی، سیاسی و مدیریتی؛
▪︎ انسداد کامل مسیر اصلاحات درونسیستمی و فقدان رقابت واقعی سیاسی؛
▪︎ گسترش نارضایتی اجتماعی به همراه ناهماهنگی عمیق میان ارزشهای نسل جوان با ساختار سیاسی موجود؛
▪︎انزوای بیسابقه بینالمللی و تبدیل ایران به کشوری با تصویر امنیتی ـ نه تمدنی ـ در ذهن جهان.
در چنین شرایطی، حضور یک مرجع منسجم ملی در خارج از مرزها که بتواند چهرهای عقلانی و مدرن از ایران ارائه دهد، ضرورتی حیاتی است.
شاه رضا پهلوی، چه از منظر تاریخی و چه از منظر نمادین، یگانه شخصیتی است که میتواند چنین نقشی را ایفا کند. او حامل یک نام تاریخی است که هنوز در حافظه جمعی ملت معنای دولت، نظم و مدرنیته را تداعی میکند. در عین حال، طی دهههای اخیر از خشونت و افراط فاصله گرفته و گفتمان دموکراتیک و سکولار را ترویج کرده است.
حضور او در عرصه، بهمثابه ضامنِ دورانِ گذارِ مدنی و ملی، میتواند ایران را از مرحلهی آشوب سیاسی به مرحلهی بازسازی نهادی هدایت کند.
در وضعیتی که مردم داخل کشور از بیان آزادانه اراده خویش محروماند و نیروهای سیاسی پراکنده و بیساختارند، تشکیل یک دولت ملی در تبعید به رهبری شاه رضا پهلوی، میتواند:
- صدای رسمی و سازمانیافتهی ملت ایران در نهادهای بینالمللی باشد؛
- چارچوب حقوقی و سیاسی دوران گذار را طراحی کند؛ که البته توسط شاه و تیم ایشان تدوین شده و به صورت عمومی منتشر گشته
- شبکهی اعتماد میان مخالفان درون و برونمرز را احیا نماید؛
- و از منظر دیپلماتیک، قدرتهای جهانی را متوجه موجودیت ایرانی کند که فراتر از حکومت کنونی است.
چنین دولتی میتواند متشکل از شورای ملی موقت متنوعی باشد که نمایندگان جریانهای جمهوریخواه، پادشاهیخواه و فعالان مدنی را گرد هم آورد. اساس این دولتِ در تبعید ملیتگرایی مدرن و خواست دموکراسی ایرانی خواهد بود.
اگر ایران امروز درون مرزهای خود گرفتار خاموشی و سرکوب است، باید صدایش از بیرون جهانی شود. دولت در تبعید، بهویژه با رهبری شخصیتی چون شاه، که هم از لحاظ تاریخی مشروعیت دارد و هم از منظر سیاسی اعتدالگر است، میتواند پیوندی میان گذشتهی قانونی و آیندهی مردمی فراهم آورد.
بنابراین، در شرایط فعلی و در فقدان هرگونه سازوکار دموکراتیک داخلی، تشکیل دولت در تبعید توسط شاه رضا پهلوی نه تنها ممکن، بلکه ضروری است؛ ضرورتی برای حفظ هویت ملی، بازنمایی مردم ایران در عرصه جهانی، و آمادهسازی برای گذار به حکومتی مردمی و سکولار.
اکنون، حرکت از رهبری جنبش به اعلام رسمی تشکیل دولت در تبعید، گام منطقی بعدی برای پیشبرد پروژه شکوفایی ایران، در صحنه جهانی محسوب میشود.
در این مقطع، بر شاه رضا پهلوی، و حلقه تیم ایشان لازم است تا برای پیشبرد پروژه سترگِ شکوفایی ایران، گامِ بنیادین و منطقیِ بعدی را با اعلام رسمی دولت در تبعید به مرحله تحقق رسانند. اینجانب، اشو، بر این باورم که پس از به سرانجام رسیدن کنفرانس امنیتی مونیخ، این اقدام راهبردی، توسط شاه پهلوی و یاران ایشان، مورد بررسی دقیق و عمیق و پیگیری قرار خواهد گرفت.
اعلام رسمی دولت در تبعید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای گذار موفق و شکوفایی آتی ایران است.
✍#اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با کمال احترام و ادب، از تمامی کانالهای پادشاهیخواه درخواست میکنم تا نوشتهی اینجانب را منتشر نمایند. سپاسگزارم و شب خوبی داشته باشید.
🫡14 4
اَشو
🔹ضرورت استراتژیک تشکیل دولت در تبعید پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۵ فوریه ۲۰۲۶ در تاریخ ، مفهوم #دولت_در_تبعید همواره در بزنگاههای بزرگ تمدنی و سیاسی معنا یافته است. دولت در تبعید یک پدیده صرفاً حقوقی نیست بلکه یک واکنش به بحران مشروعیت است. هنگامی…
#سوال مخاطب گرامی در گروه:
نتیجه مذاکرات،جنگ ،این حواشی اخیر و اتفاقات پیش رو،،مثل اینکه سرعت زیادی هم خواهند داشت
یعنی به اونجا میرسه که دولت در تبعید شکل بگیره یا شاه زودتر از اینکه لازم بشه همچین کاری رو کنند،شرایط بطوری پیش برود که شاه به ایران برگردن؟؟،،،،،،
یا سوال دیگه این که چقدر زمان باید طول بکشه یا چه اتفاقاتی باید بیوفتد تا دولت در تبعید تشکیل بشه؟
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
نتیجه مذاکرات،جنگ ،این حواشی اخیر و اتفاقات پیش رو،،مثل اینکه سرعت زیادی هم خواهند داشت
یعنی به اونجا میرسه که دولت در تبعید شکل بگیره یا شاه زودتر از اینکه لازم بشه همچین کاری رو کنند،شرایط بطوری پیش برود که شاه به ایران برگردن؟؟،،،،،،
یا سوال دیگه این که چقدر زمان باید طول بکشه یا چه اتفاقاتی باید بیوفتد تا دولت در تبعید تشکیل بشه؟
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
❤🔥8
پاسخ مخاطب گرامی گروه:
درود و تشکر از سوال ارزشمندتان.
سوال شما به دغدغههای مهمی اشاره دارد که در شرایط کنونی ایران و فرایند گذار به حکومتی مردمی و دموکراتیک بسیار کلیدی هستند.
اشاره شما به شتاب فزاینده تحولات، از جمله نتیجه مذاکرات، منازعات منطقهای، و حواشی جاری، کاملا بهجاست. این پویایی سریع، این پرسش اساسی را مطرح میسازد که آیا مسیر پیش رو به سمت تشکیل دولت در تبعید هدایت خواهد شد، یا اینکه سرعت وقایع، شرایطی را رقم خواهد زد که شاه رضا پهلوی، پیش از موعد لازم برای تشکیل چنین دولتی، به ایران بازگردند؟
و در صورت دوم، چه عناصری باید تحقق یابند و چه بازه زمانی در نظر گرفته شود تا این نهاد (دولت در تبعید) شکل بگیرد؟
این پرسشها، تلاقی میان سرعت تحولات بیرونی و زمانبندی داخلی فرآیندهای ساختاری را به خوبی نمایان میسازند. در پاسخ به این دوگانگی، باید ابتدا به سناریوی بازگشت زودهنگام اشاره کرد. اگر فرض کنیم که سرعت وقایع به حدی برسد که شاهد فروپاشی ناگهانی و کامل ساختارهای کنونی باشیم، طبیعتا خلا قدرتی پدیدار خواهد شد. در چنین شرایطی، بازگشت یک رهبر کاریزماتیک مانند شاه رضا پهلوی، میتواند پاسخی سریع به این خلا باشد.
این سناریو، بیش از آنکه محصول یک برنامهریزی استراتژیک دقیق برای تشکیل یک نهاد قانونی باشد، پاسخی اضطراری به فوریتهای میدانی است. با این حال، چنین بازگشتی، هرچند سریع و احساسی، بدون پشتوانه یک چارچوب حقوقی و اجرایی مدون، میتواند کشور را در معرض ریسک بیثباتی و هرج و مرج پس از گذار قرار دهد. بنابراین، در حالی که سرعت تحولات ممکن است چنین فرصت تاکتیکی را فراهم آورد، اما اولویت استراتژیک همچنان بر حفظ نظم و تضمین گذار مسالمتآمیز و قانونمند استوار است.
در مقابل، تشکیل دولت در تبعید، یک فرآیند استراتژیک است که بیش از آنکه تابع سرعت تحولات بیرونی باشد، وابسته به بلوغ داخلی سازوکارهای لازم است. این امر مستلزم تحقق مجموعهای از شروط بنیادین است: نخست، کمال یافتن تیمسازی و چارچوبهای حقوقی و سیاسی دوران گذار. این به معنای نهایی شدن تدوین برنامهای مدون است که بتواند به عنوان نقشه راه عمل کند و همچنین، شکلگیری شورایی ملی موقت که نماینده طیف وسیعی از نیروهای آزاذی خواه( پادشاهی خواه/ جمهوری خواه) باشد. دوم، تثبیت محاسبات بینالمللی؛ یعنی حصول اطمینان از حمایت یا حداقل بیطرفی مؤثر قدرتهای کلیدی جهانی، به گونهای که این دولت بتواند از همان ابتدا، کارکرد دیپلماتیک خود را با حداکثر تأثیرگذاری آغاز کند. سوم، رسیدن به اوج نارضایتی داخلی؛ یعنی زمانی که نظام حاکم به وضوح توانایی مدیریت کشور را از دست داده و اراده عمومی برای تغییر به سطحی رسیده باشد که اعلام یک نهاد رسمی در تبعید، بتواند به عنوان یک عامل مشروعیتبخش و پیشبرنده عمل کند ، که در حال حاضر در این مرحله هستیم .
بنابراین، پاسخ به این پرسش که چقدر زمان لازم است یا چه اتفاقاتی باید بیفتد، در واقع بازتابی از این است که تکمیل این سه شرط اساسی، خود تعیینکننده زمانبندی است. این فرآیند، لزوماً یک بازه زمانی ثابت و از پیش تعیینشده ندارد، بلکه وابسته به سرعت پیشرفت در این سه حوزه است. هدف نهایی، صرفاً بازگشت نیست، بلکه تضمین تداوم مشروعیت، حفظ نظم و هدایت مسالمتآمیز گذار به سوی استقرار یک نظام دموکراتیک و سکولار است. در این میان، تشکیل دولت در تبعید، نه تنها با سرعت تحولات در تضاد نیست، بلکه به عنوان یک بیمه استراتژیک در برابر هرج و مرج عمل میکند و اطمینان میدهد که هرگونه بازگشت، چه پیش از موعد و چه پس از تشکیل کامل این نهاد، در چارچوبی قانونمند و سازمانیافته صورت پذیرد.
تشکیل دولت در تبعید توسط شاه و تیم ایشان به معنای بریدن دست ، نهاد ها یا افرادی ست که هر کدام برای خود سازی میزنند... امیدوارم واضح گفته باشم.
ضمنا، در حال حاضر، ما با دو سناریو احتمالی روبرو هستیم: بازگشت زودهنگام شاه به ایران و تشکیل دولت در تبعید. هر دو هدف نهایی مشابهی دارند: تبدیل ایران به کشوری آزاد و دموکراتیک، اما پیشرفت به سمت این اهداف بستگی به شرایط داخلی و بینالمللی دارد که در پاسخ قبلی ذکر کردم .
با این توصیف، هر دو مسیر معتبر هستند و به طور همزمان باید پیگیری شوند. در حال حاضر، پس از مذاکرات ( که به نظر من شکل نخواهد گرفت) و تحولات مرتبط در صحنه جهانی، شاه و تیم او نیاز دارند تا با قاطعیت گامهای لازم را بردارند. امیدواریم که با توجه به حوادث پیش رو، هر دو گزینه به بهترین نحو ممکن توسعه یابند تا ایران به یک آینده بهتر دست یابد.
با تشکر از توجه شما و امیدوارم پاسخ ، پرسش هایتان را روشن کرده باشم.
✍ #اشو
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
درود و تشکر از سوال ارزشمندتان.
سوال شما به دغدغههای مهمی اشاره دارد که در شرایط کنونی ایران و فرایند گذار به حکومتی مردمی و دموکراتیک بسیار کلیدی هستند.
اشاره شما به شتاب فزاینده تحولات، از جمله نتیجه مذاکرات، منازعات منطقهای، و حواشی جاری، کاملا بهجاست. این پویایی سریع، این پرسش اساسی را مطرح میسازد که آیا مسیر پیش رو به سمت تشکیل دولت در تبعید هدایت خواهد شد، یا اینکه سرعت وقایع، شرایطی را رقم خواهد زد که شاه رضا پهلوی، پیش از موعد لازم برای تشکیل چنین دولتی، به ایران بازگردند؟
و در صورت دوم، چه عناصری باید تحقق یابند و چه بازه زمانی در نظر گرفته شود تا این نهاد (دولت در تبعید) شکل بگیرد؟
این پرسشها، تلاقی میان سرعت تحولات بیرونی و زمانبندی داخلی فرآیندهای ساختاری را به خوبی نمایان میسازند. در پاسخ به این دوگانگی، باید ابتدا به سناریوی بازگشت زودهنگام اشاره کرد. اگر فرض کنیم که سرعت وقایع به حدی برسد که شاهد فروپاشی ناگهانی و کامل ساختارهای کنونی باشیم، طبیعتا خلا قدرتی پدیدار خواهد شد. در چنین شرایطی، بازگشت یک رهبر کاریزماتیک مانند شاه رضا پهلوی، میتواند پاسخی سریع به این خلا باشد.
این سناریو، بیش از آنکه محصول یک برنامهریزی استراتژیک دقیق برای تشکیل یک نهاد قانونی باشد، پاسخی اضطراری به فوریتهای میدانی است. با این حال، چنین بازگشتی، هرچند سریع و احساسی، بدون پشتوانه یک چارچوب حقوقی و اجرایی مدون، میتواند کشور را در معرض ریسک بیثباتی و هرج و مرج پس از گذار قرار دهد. بنابراین، در حالی که سرعت تحولات ممکن است چنین فرصت تاکتیکی را فراهم آورد، اما اولویت استراتژیک همچنان بر حفظ نظم و تضمین گذار مسالمتآمیز و قانونمند استوار است.
در مقابل، تشکیل دولت در تبعید، یک فرآیند استراتژیک است که بیش از آنکه تابع سرعت تحولات بیرونی باشد، وابسته به بلوغ داخلی سازوکارهای لازم است. این امر مستلزم تحقق مجموعهای از شروط بنیادین است: نخست، کمال یافتن تیمسازی و چارچوبهای حقوقی و سیاسی دوران گذار. این به معنای نهایی شدن تدوین برنامهای مدون است که بتواند به عنوان نقشه راه عمل کند و همچنین، شکلگیری شورایی ملی موقت که نماینده طیف وسیعی از نیروهای آزاذی خواه( پادشاهی خواه/ جمهوری خواه) باشد. دوم، تثبیت محاسبات بینالمللی؛ یعنی حصول اطمینان از حمایت یا حداقل بیطرفی مؤثر قدرتهای کلیدی جهانی، به گونهای که این دولت بتواند از همان ابتدا، کارکرد دیپلماتیک خود را با حداکثر تأثیرگذاری آغاز کند. سوم، رسیدن به اوج نارضایتی داخلی؛ یعنی زمانی که نظام حاکم به وضوح توانایی مدیریت کشور را از دست داده و اراده عمومی برای تغییر به سطحی رسیده باشد که اعلام یک نهاد رسمی در تبعید، بتواند به عنوان یک عامل مشروعیتبخش و پیشبرنده عمل کند ، که در حال حاضر در این مرحله هستیم .
بنابراین، پاسخ به این پرسش که چقدر زمان لازم است یا چه اتفاقاتی باید بیفتد، در واقع بازتابی از این است که تکمیل این سه شرط اساسی، خود تعیینکننده زمانبندی است. این فرآیند، لزوماً یک بازه زمانی ثابت و از پیش تعیینشده ندارد، بلکه وابسته به سرعت پیشرفت در این سه حوزه است. هدف نهایی، صرفاً بازگشت نیست، بلکه تضمین تداوم مشروعیت، حفظ نظم و هدایت مسالمتآمیز گذار به سوی استقرار یک نظام دموکراتیک و سکولار است. در این میان، تشکیل دولت در تبعید، نه تنها با سرعت تحولات در تضاد نیست، بلکه به عنوان یک بیمه استراتژیک در برابر هرج و مرج عمل میکند و اطمینان میدهد که هرگونه بازگشت، چه پیش از موعد و چه پس از تشکیل کامل این نهاد، در چارچوبی قانونمند و سازمانیافته صورت پذیرد.
تشکیل دولت در تبعید توسط شاه و تیم ایشان به معنای بریدن دست ، نهاد ها یا افرادی ست که هر کدام برای خود سازی میزنند... امیدوارم واضح گفته باشم.
ضمنا، در حال حاضر، ما با دو سناریو احتمالی روبرو هستیم: بازگشت زودهنگام شاه به ایران و تشکیل دولت در تبعید. هر دو هدف نهایی مشابهی دارند: تبدیل ایران به کشوری آزاد و دموکراتیک، اما پیشرفت به سمت این اهداف بستگی به شرایط داخلی و بینالمللی دارد که در پاسخ قبلی ذکر کردم .
با این توصیف، هر دو مسیر معتبر هستند و به طور همزمان باید پیگیری شوند. در حال حاضر، پس از مذاکرات ( که به نظر من شکل نخواهد گرفت) و تحولات مرتبط در صحنه جهانی، شاه و تیم او نیاز دارند تا با قاطعیت گامهای لازم را بردارند. امیدواریم که با توجه به حوادث پیش رو، هر دو گزینه به بهترین نحو ممکن توسعه یابند تا ایران به یک آینده بهتر دست یابد.
با تشکر از توجه شما و امیدوارم پاسخ ، پرسش هایتان را روشن کرده باشم.
✍ #اشو
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
#سوال مخاطب گرامی در گروه:
بنظر شخص شما جناب اشو کدام سناریو زودتر اتفاق میوفتد؟
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
بنظر شخص شما جناب اشو کدام سناریو زودتر اتفاق میوفتد؟
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
پاسخ مخاطب گرامی گروه:
تشخیص اینکه کدام سناریو زودتر اتفاق میافتد، نیازمند رصد دقیق تحولات آینده است. اما نکته کلیدی این است که هدف نهایی، تضمین یک گذار موفق و پایدار است، و تشکیل دولت در تبعید، به عنوان یک سازوکار استراتژیک، میتواند این تضمین را افزایش دهد.
✍#اشو
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
تشخیص اینکه کدام سناریو زودتر اتفاق میافتد، نیازمند رصد دقیق تحولات آینده است. اما نکته کلیدی این است که هدف نهایی، تضمین یک گذار موفق و پایدار است، و تشکیل دولت در تبعید، به عنوان یک سازوکار استراتژیک، میتواند این تضمین را افزایش دهد.
✍#اشو
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
Telegram
اَشو
#سوال مخاطب گرامی در گروه:
بنظر شخص شما جناب اشو کدام سناریو زودتر اتفاق میوفتد؟
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA
بنظر شخص شما جناب اشو کدام سناریو زودتر اتفاق میوفتد؟
❗️لینک گروه👇 :
https://t.me/HAFT_ASHOOZAA