اَشو
832 subscribers
171 photos
97 videos
4 files
248 links
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصمم‌تر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمی‌دارم. همراه من باشید.
Download Telegram
اَشو pinned «‍ ‍ ‍ 🔹 نه به جنگ از اتاق فکر جمهوری اسلامی - بخش چهارم- وطن‌فروشیِ مدرن: وطن‌فروشِ حقیقی، آن‌که بر طبل عدم مداخله می‌کوبد و اشغالِ داخلی را امضا می‌کند. ▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح می‌دهم…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازی بزرگ در راه است
آمریکا نیاز به یک متحد قوی چون ایران برای مقابله با چین و روسیه داره

@C_B_SHAHZADEH
👍14
کمپین بازگشت شاهزاده
بازی بزرگ در راه است آمریکا نیاز به یک متحد قوی چون ایران برای مقابله با چین و روسیه داره @C_B_SHAHZADEH
این کلیپ را تماشا کنید سپس پست های بعدی را که چند ماه پیش نوشتم را بخوانید !
👍9
Forwarded from اَشو
🔹دکترین اجباری واشنگتن - بخش اول: ایران فقط بازیگر صحنه ژئوپلیتیک نیست، خود میز بازی است

ایران نه فقط یک کشور، بلکه یک موقعیت استراتژیک تاریخی است؛ سرزمینی که میان سه قاره‌ی بزرگ — آسیا، اروپا و آفریقا — نشسته و هزاران سال است که شاهراه ارتباطی تمدن‌ها را در مشت خود دارد.

در جغرافیای قدرت جهانی، هیچ نقطه‌ای به‌اندازه‌ی فلات ایران توان جمع میان امنیت طبیعی، موقعیت مواصلاتی و عمق استراتژیک ندارد. این همان دلیلی است که از هخامنشیان تا امروز، هر قدرت جهانی‌ای برای تعامل یا تقابل با ایران، ناگزیر از درک موقعیت ژئوپلیتیکی آن بوده است.

ایران در قلب اوراسیا قرار گرفته؛ جایی که شمال آن به دریای خزر و منابع عظیم انرژی قفقاز متصل است، شرقش دروازه‌ی ورود به آسیای مرکزی و افغانستان، غربش شاهراه ورود به جهان عرب و خاورمیانه‌ی مدیترانه‌ای، و جنوبش مشرف به خلیج فارس و تنگه‌ی هرمز است — گذرگاهی که حدود یک‌سوم نفت جهان از آن عبور می‌کند.

این موقعیت منحصر‌به‌فرد، به ایران قدرتی می‌دهد که با هیچ کشور دیگری در منطقه قابل مقایسه نیست:

توانایی کنترل یا تاثیرگذاری بر مسیرهای انرژی، تجارت و امنیت دریایی جهان.


در جهانی که انرژی، مسیر تجارت و امنیت دریایی سه رکن قدرت‌اند ،ایران بر هر سه ستون تکیه زده است.

از دید ژئوپلیتیکی، ایران نه در حاشیه‌ی قدرت جهانی، بلکه در قلب رقابت‌های آن قرار دارد. هر طلوعی در شرق و هر تصمیمی در غرب، بی‌واسطه بر منافع و نفوذ ایران اثر می‌گذارد.

در جهان امروز که مسیرهای انرژی، تجارت و داده، به‌مثابه شریان‌های حیات نظام بین‌الملل شناخته می‌شوند، ایران بر محل تلاقی آن سه مسیر ایستاده است. هر نقشه‌ای از انتقال گاز، نفت یا کالا میان شرق و غرب جهان، اگر راه ایران را حذف کند، ناقص می‌ماند. حضور ایران در قلب اوراسیا، در برزخ میان دو نیرومندیِ تمدن‌های شرقی و غربی، آن را به یک ابر قدرت بدل کرده است.

در جنوب این سرزمین، تنگه هرمز همانند رگ حیاتی تمدن صنعتی جهان می‌تپد. جایی که روزانه میلیون‌ها بشکه نفت خام، از خلیج فارس به جهان منتقل می‌شود. ایران بر کرانه شمالی این تنگه ایستاده و حضورش در این نقطه، به‌معنای کنترل ضمنی بر نبض اقتصاد جهانی است. در ادبیات ژئوپلیتیک، چنین نقاطی را اهرم‌های ژئو‌انرژیک می‌نامند؛ گلوگاه‌هایی که دارندگان‌شان، توانایی تبدیل جغرافیا به سیاست را دارند. .


در درون خاک ایران، ثروتی نهفته است که بسیاری از قدرت‌ها برای تصاحب آن، قرن‌ها کوشیده‌اند: انرژی.

ایران با در اختیار داشتن بزرگ‌ترین ذخایر گاز طبیعی پس از روسیه و چهارمین ذخایر نفت خام جهان، مرکز ثقل انرژی اوراسیاست. اما اهمیت این منابع تنها در کمیت آنها نیست، بلکه در ترکیب و موقعیت‌شان است. نفت و گاز ایران در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که به‌واسطهٔ جغرافیا می‌توانند شرق و غرب را تغذیه کنند: یک شبکه بالقوه ترانزیتی از خزر تا اقیانوس هند، که در صورت بروز اراده سیاسی، می‌تواند مسیرهای انرژی دنیا را بازتعریف کند. در آینده‌ای نه‌چندان دور که انرژی پاک و گذار از سوخت‌های فسیلی دستور کار قدرت‌هاست، ایران همچنان با توان ژئوالکتریکی، انرژی خورشیدی و موقعیت راهبردی خود بر مدار انتقال برق و فناوری‌های نو باقی خواهد ماند.

این پتانسیل زمانی اهمیت جهانی پیدا می‌کند که جایگاه ایران در میان دو بلوک بزرگ مصرف‌کننده شرق و غرب- را در نظر بگیریم. فاصله نسبتا کوتاه تا بازارهای چین، هند، اروپا و ترکیه، به همراه امکان ترانزیت زمینی و دریایی، ایران را به حلقه مفقوده امنیت انرژی جهان بدل کرده است.

از نگاه قدرت‌های انرژی‌محور، ایران یک نقطه اتصالی بین تولید و مصرف است: اگر روزی جغرافیای سیاسی جهان اجازه دهد، ایران می‌تواند هم‌زمان صادرکننده، ترانزیت‌کننده و توزیع‌کننده انرژی باشد — سه نقش استراتژیکی که معمولا میان چند کشور تقسیم می‌شود.

در منطق قدرت جهانی، هیچ کشوری به اندازه ایران برای نظم آینده تعیین‌کننده نیست. از نگاه چین، ایران حلقه گمشده جاده ابریشم نوین است؛ دروازه‌ای به خلیج فارس، اروپا و شریان‌های انرژی آینده. بدون ایران، طرح کمربند و جاده ناقص است و کریدور اوراسیایی چین تا مدیترانه امتداد نمی‌یابد. در مقابل، از نگاه آمریکا، تداوم اتحاد ژئوپلیتیکی ایران و چین، به معنای تثبیتِ برتری چین در آسیای مرکزی و خاورمیانه است. واشنگتن می‌داند اگر تهران در محور پکن و مسکو باقی بماند، هژمونی غرب در نیمکره شرقی به تدریج فرو خواهد ریخت.

در منطق قدرت جهانی، ایران نه صرفا بازیگری میان قدرت‌ها، بلکه یکی از هندسه‌سازان نظام بین‌الملل در محور انرژی و تجارت است؛
سرزمینی که اگر از آن چشم بپوشند، نقشه ژئوپلیتیک جهان ناقص خواهد بود.

#اشو


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
🔥9👏1👌1
Forwarded from اَشو
🔹دکترین اجباری واشنگتن: بخش دوم-  ایران میز بازی نهایی قرن ، چرا آمریکا برای مهار شرق، نیازمند اتحاد است و این اتحاد، حذف جمهوری اسلامی را دیکته می‌کند؟

دوستانی که تاکنون بخش نخست را مطالعه نکرده‌اند، می‌توانند با کلیک بر روی گزینه👈 بخش اول ، آن را بخوانند و جریان تحلیل را به طور کامل دنبال نمایند.


رقابت آمریکا و چین، جایی نیست جز ایران. این کشور، دیگر صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای نیست؛ بلکه مفصل‌الوصل حیاتی تأمین انرژی و کریدورهای ژئوپلیتیکی است که تضمین‌کننده ثبات اقتصادی بلندمدت هر دو قطب قدرت محسوب می‌شود. تمرکز باید بر این باشد: منابع انرژی ایران، پادزهر استراتژیک در برابر جاه‌طلبی‌های جهانی چین و سنگ بنای نظم انرژی آینده در محور غرب است.

چین برای تداوم ماشین صنعتی عظیم خود و تحقق پروژه‌هایی نظیر ابتکار کمربند و جاده،  نیازمند یک تامین‌کننده پایدار و فراوان انرژی است. در این شرایط، یک رژیم همسو با غرب، نه یک امتیاز، بلکه یک برتری استراتژیک مطلق برای آمریکاست.

این اهمیت تعیین‌کننده، معادلات واشنگتن را پیچیده می‌سازد. منطق صرف توازن قوا ایجاب می‌کند که ایالات متحده و متحدانش، برای مهار نفوذ روزافزون پکن در آسیای مرکزی و خاورمیانه، به شدت نیازمند اتحاد استراتژیک با ایران هستند. تصور کنید اگر منابع عظیم هیدروکربنی ایران تحت یک رژیم دوست، به صورت پایدار و قابل اعتماد وارد بازار جهانی غرب شود؛ این امر نه تنها چین را تضعیف می‌کند، بلکه یک سپر دفاعی در برابر نوسانات عرضه انرژی ایجاد می‌نماید.

اما این اتحاد، توسط ساختار ایدئولوژیک و ساختار انقلابی جمهوری اسلامی قفل شده است. این رژیم، به طور ذاتی، در تقابل با نظم لیبرال جهانی قرار دارد و ماهیت تقابلی‌اش، مانع از تحقق آن انسجام استراتژیک مورد نیاز غرب است. اینجاست که تحلیل به یک نقطه اوج می‌رسد: تغییر رژیم دیگر یک آرمان‌گرایی سیاسی نیست؛ بلکه دستور کار عملیاتی محتوم است که باید برای رفع انسداد استراتژیک اجرا شود. هیچ راه‌حل میانی‌ای برای دستیابی به ایرانِ متحد، بدون حذف جمهوری اسلامی وجود ندارد.

همانطور که ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، آن را ذاتا در تضاد با نظم جهانی لیبرال و منافع غرب قرار می‌دهد، درک استراتژیک حکم می‌کند که اتحاد مطلوب غرب با ایران، تنها و تنها با فروپاشی و تغییر رژیم در تهران میسر است.
دستور کار پنهان و آشکار واشنگتن و متحدین منطقه‌ای‌اش، دیگر صرفا مهار نیست؛ بلکه تغییر رژیم است.

در ادامه هرگونه درگیری نظامی در آینده —چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق نمایندگان منطقه‌ای—باید در قالب این پارادایم تعریف شود:

این جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی است، نه جنگ با ایران و ملت ایران .


این تمایز حیاتی است. هدف، تخریب زیرساخت‌های مدنی یا تجزیه ایران نیست، بلکه نابودی فیزیکی و ایدئولوژیک ساختار حکومتی مستقر است که مانع از تحقق اتحاد استراتژیک ایران با غرب و تبدیل شدن ایران به تأمین‌کننده اصلی انرژی در یک سیستم جهانی متعادل‌شده در برابر چین است.

در صورت لزوم به اقدام نظامی، تعریف آن باید به روشنی مشخص باشد: این نبرد، جنگ اسرائیل و آمریکا علیه هسته سخت جمهوری اسلامی خواهد بود؛ هدفی که رژیم را نابود خواهد کرد، نه ملت یا سرزمین ایران را. این اقدام، در حقیقت، آزادسازی پتانسیل‌های عظیم ژئوپلیتیکی و انرژی ایران از قید ایدئولوژی است تا این کشور بتواند به جایگاه تاریخی خود به عنوان نیروی تثبیت‌کننده منطقه و تأمین‌کننده استراتژیک انرژی بپیوندد. تمام این لایه‌ها، از رقابت شرق و غرب گرفته تا ضرورت تغییر داخلی، یک پازل واحد را می‌سازند که تنها با حذف جمهوری اسلامی تکمیل می‌گردد.

در حقیقت، ایرانِ ابرقدرت نه شعاری ملی، بلکه واقعیتی ژئوپلیتیکی است؛ چون تمام خطوط نبرد جهانی در قرن بیست‌ویکم به‌نوعی از خاک این سرزمین عبور می‌کنند. ایران به‌دلیل موقعیتش، نه می‌تواند از رقابتِ ابرقدرت‌ها خارج شود، و نه جهان می‌تواند از آن چشم بپوشد. جهان در ایران تلاقی می‌کند — و در این تلاقی، هر نظمی که در اتحاد با تهران باشد، آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد.

موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، با منابع انرژی‌اش، آن را به مهم‌ترین میدان نبرد تاکتیکی در رقابت شرق و غرب تبدیل کرده است. اتحاد آمریکا با ایران، بدون سقوط رژیم میسر نیست؛ و این سقوط، هدف نهایی و استراتژیک است که باید به عنوان نبردی برای رهایی ایران از وضع موجود تعریف شود.

جراحی برای تغییر پارادایم قدرت در قلب خاورمیانه ، تغییر رژیم برای آزادسازی پتانسیل استراتژیک ایران از قید رژیمی است که هم مانع همکاری با غرب است و هم مانع شکوفایی واقعی ملت و جایگاه تاریخی ایران.


#اشو

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
🔥11👍2
ایرانیان شریف خارج از کشور و آزادی‌خواهان جهان،

۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران است؛ روز حضور در خیابان‌ها برای واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی و فوری در حمایت از ملت ایران.

شش مطالبه روشن ما:

۱. درهم‌شکستن ماشین سرکوب رژیم و حفاظت از مردم ایران
۲. قطع کامل منابع مالی رژیم
۳. آزادی اینترنت و ارتباطات برای مردم ایران
۴. اخراج "دیپلمات‌"های رژیم و پیگرد جنایتکاران
۵. آزادی فوری همه زندانیان سیاسی
۶. آمادگی به‌رسمیت‌شناختن دولت انتقالی مشروع برای گذار ایران به دموکراسی

مونیخ، لس‌آنجلس و تورنتو مراکز اصلی گردهمایی‌اند. اگر امکان سفر ندارید، در شهر خود به خیابان بیایید و صدای ایران باشید.

جمهوری اسلامیِ اشغالگرِ ایران با کشتار و خشونت وحشیانه تلاش کرده اراده ملت ما را بشکند. اما شکست خورده است. این تروریست‌های بی‌ریشه و بیگانه با ایران، برای بقا، ده‌ها هزار ایرانی شجاع را به خاک و خون کشیده‌ و برای پنهان کردن جنایت‌های‌شان، اینترنت را قطع کرده‌اند. با این‌همه، مردم ایران هم‌چنان در برابر گلوله ایستاده‌اند و فریاد آزادی و میهن‌پرستی سر می‌دهند. دوران ترس پایان یافته؛ دوران آزادی نزدیک است. ایرانیان برخاسته‌اند.

من از شما که در آزادی زندگی می‌کنید، می‌خواهم شنبه ۱۴ فوریه، در همراهی با مردم ایران به پا خیزید. همبستگی شما اهمیت دارد. وقتی متحد باشیم، دولت‌ها ناچار به شنیدن‌اند. تاریخ از آنان که در کنار ملت ایران ایستادند، به نیکی یاد خواهد کرد.

زنده باد آزادی!
پاینده باد ایران!
پیروز باد انقلاب شیروخورشید ایران!

Iranians abroad and freedom-loving people around the world,

February 14 is the Global Day of Action in solidarity with Iran’s Lion-and-Sun Revolution, a day to take to the streets and compel the international community to take urgent, practical steps in support of the Iranian people.

Our six demands are clear:

1. Dismantle the regime’s machinery of repression and protect the people of Iran
2. Cut off the regime’s financial lifelines in full
3. Ensure free internet and communications for the people of Iran
4. Expel the regime’s "diplomats" and prosecute its criminals
5. Immediate release of all political prisoners
6. Prepare to recognize a legitimate transitional government to lead Iran toward democracy

Munich, Los Angeles, and Toronto are the main gathering points. If you cannot travel, join protests in your own city and be the voice of Iran.

The Islamic Republic’s occupying rule has tried to break our nation’s will through massacre and brutal violence. It has failed. These invading terrorists, alien to Iran, have slaughtered tens of thousands of brave Iranians and cut off the internet to hide their crimes. Yet the people of Iran still stand before bullets, raising the cry of freedom and love of country. The era of fear is over. The era of freedom is near. Iranians have risen.

To those of you who believe in Iran’s freedom: on Saturday, February 14, rise in solidarity with the people of Iran. Your solidarity matters. When we stand united, governments are compelled to listen. History will remember those who stood with the Iranian people.

Long live freedom.
Long live Iran.
Victory to Iran’s Lion-and-Sun Revolution.

@OfficialRezaPahlavi
16❤‍🔥1
👑 چرا باید تحت هر شرایطی پشت رهبری انقلاب بایستیم؟!


هر انقلابی برای به وقوع پیوستن و تبدیل شدن از یک ایده به حقیقت سیاسی نیازمند نمود یکسری مسائل در بستر آن جامعه است.

باید نارضایتی اجتماعی به بالا ترین سطح ممکن برسد و اکثریت مطلق جامعه از وضعیت مسائل سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی ناراضی و خشمگین باشند.

قطعا برای اینکه جامعه ای به این سطح از نارضایتی و خشم برسد به یک حکومت بی کفایت نیاز دارد؛ دولتی که نتواند به نیاز های مردم پاسخ دهد و گسترده فساد کند؛ آسیب پذیر می شود و حداقل در ذهن مردم سقوط می کند.

قطعا اینکه نخبگان و دانشجویان یک جامعه همراه و هم مسیر با ملت شوند باعث می شود که قدرت این جنبش افزایش پیدا کند.

آگاهی از مسیر مبارزه و انقلاب و به اشتراک گذاشتن کنش های مردم از طریق ابزار های ارتباطی هم از مسائلی است که می تواند ملت مبارز را برای ایستادن مقابل حاکمیت همدل کند.

برای حفاظت از مسیر و هدف انقلاب باید به تقابل هر نوع از پوست اندازی در حاکمیت رفت و همانطور که #ملت باید در جبهه واحد قرار بگیرد باید حکومت را هم یک جبهه واحد ببیند و با تمامیت آن مبارزه کند و تحت هیچ شرایطی هیچ تغییر درون سیستمی را در سطح خرد یا کلان نپذیرد.

وقتی تمام اینها به صورت ضمنی در یک جامعه اتفاق افتاد شما برای تغییر بزرگ فقط یک جبهه منسجم از مردم و رهبری که بتواند مردم را سازماندهی و هدایت کند و جامعه بین‌المللی صحبت کند نیاز دارید.

از بی کفایتی رژیم اسلامی و سطح نارضایتی مردم و انسجام ملت ایران احتیاجی نیست چیزی بگویم چون همه چیز شفاف است جمهوری اسلامی هم به هیچ وجه نمی تواند این مسائل را حل کند یا از روی اینها عبور کند اما برای اینکه جنبش را شکست دهد فقط یک راه دارد ؛ از بین بردن رهبری انقلاب شیر و خورشید یا (انقلاب شاه و ملت)!

اگر بتواند رهبری این انقلاب را شکست دهد تمام سازمان دهی گارد جاویدان را از بین خواهد برد ، مردم امیدی برای خیابان آمدن نخواهند داشت ، کسی نخواهد بود که ایرانیان سراسر جهان را به خیابان بیاورد و با دولت های خارجی بر علیه او به گفتگو بنشیند و این انقلاب تمام می شود.

امروز کاریزمای این انقلاب (شاهزاده رضا پهلوی) ؛ کسی که با فراخوان او میلیون ها ایرانی به خیابان می آیند و شعار #جاوید_شاه سر می دهند بزرگ ترین دشمن جمهوری اسلامی و بزرگ ترین امید مردم ایران هست.

معیارتان برای سنجش و فیلتر افراد ، رسانه ها و جریانات مواضع آنها علیه جمهوری نباشد به این جنازه هر کسی از راه برسه یه لگد میزنه معیارتان برای سنجش فقط مواضع آنها در مورد شاهزاده رضا پهلوی باشد.

رضا پهلوی دیگر اسم یک شخصیت سیاسی نیست امروز رضا پهلوی یعنی گارد جاویدان سازمان دهی شده ، یعنی میلیون ها ایرانی در خیابان ، یعنی تنها راه نجات ایران.

جمهوری اسلامی تمام سربازان اش را از تهران تا اروپا و آمریکا برای حمله به تنها امید ملت به صف کرده است اما مگر اینکه از روی نعش ما...

ما از راه و آرمان شهدای انقلاب شیر و خورشید با هر چه که داریم حفاظت می کنیم و نخواهیم گذاشت این امید را از ملت ایران بگیرید.

به قول عزیزی : تفو بر تو ای چرخ گردون تفو!
تفاله‌های استالین و مائو و خمینی مدعی دموکراسی شده‌اند!


📝 #کامران_راد

🔏 @cafe_siasat
👍15👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهای هادی چوپان
آهای چوپون خونخوار

🔗 نگان (@negannegan55)
6
اَشو
🔹 نورِ امید در گَندابِ بیابان: بازگشت به گوهرِ خویش در این گذرگاهِ بی‌بازگشتِ تاریخِ پر فراز و نشیبِ ایران‌زمین، این سرزمینِ پاکِ اهورایی، با قدَمی به درازای خودِ زمان و تمدنی به عمقِ هزاره‌ها، اکنون در زیرِ سایه‌ی سنگین و هولناکِ "تداومِ جمهوری اسلامی"،…
از مدیران والامقامِ کانال‌های پادشاهی‌خواه و عموم همراهان ارجمند استدعایی دارم که در بابِ منشورِ نگاشته‌ای که اینجانب،اشو ، ماه‌ها پیش به رشته‌ی تحریر درآورده‌ام، مساعدت فرموده و امر به نشر مجدد آن نمایند. از بذل توجه و حسن همکاری شما که همواره موجب سرافرازی است، بی نهایت سپاسگزارم.


https://t.me/ASHOOZA/222
11
تا پنجشنبه شب ۱۶ بهمن، از قلم و کاغذ کناره خواهم جست و سخن تحلیل را بر لب نخواهم آورد. 💣

#اشو


شبتون خوش ❤️‍🔥

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
9
🩸یا مرگ یا خامنه ای


برخلاف تصور اذهان عمومی که جمهوری را کذاب و دروغگو می داند به نظر من این رژیم اسلامی حداقل صادق تر از دیگر مهره های بهمن ۵۷ است و اتفاقا تنها جایی که بعد از صفویه اسلام سیاسی به داد ایران آمد این بود که مملکت به دست ایران خواران کمونیست نرسید .

۲۰ دی فردای کشتار و قتل عام ملتی که با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای تصمیم گیری و ساخت آینده خود به خیابان ها آمده بودند در سطح شهر های ایران و مقابل دانشگاه تهران بنری نصب شد با مضمون { یا مرگ یا خامنه ای} .

سپاه پاسداران یا بیت رهبری یا هر خراب شده ای که این شعار را طراحی کرده است شفاف و عیان مقابل ما ملت ایران دو گزینه قرار داده است ؛ یا خامنه ای را می پذیرید یا شما را خواهیم کشت (همانطور که انجام دادند) .

البته شفاف است که پذیرش خامنه ای همچنان تفاوتی با پذیرش مرگ ندارد زیرا این رژیم بی کفایت به هر حال به هر روش ممکن مرگ را به خانه شما خواهد فرستاد یا با عدم واردات واکسن کرونا یا از در فقر یا خودروی غیر ایمن یا هزار داستان دیگر ... ؛ در واقع یا مرگ یا خامنه ای یعنی یا مرگ یا مرگ ؛ انتخاب این دیگر بر عهده ما خواهد بود که مرگ بر اثر دلیری و شجاعت را انتخاب کنیم یا مرگ بر اثر ذلیلی و ناتوانی مقابل رژیم را .

جنبشی که در ایران تشکیل شده و ایرانیان سراسر جهان را هم به خیابان آورده است میخواهد ما ملت ایران را از این دوگانه یا مرگ یا مرگ خارج کند ، یا همراه ملت می شویم یا مقابل ملت قرار خواهیم گرفت .

در این میان هزار حرف و حدیث و نقد می تواند وجود داشته باشد اما چه بخواهید یا نخواهید نمی توان مقابل اراده ملت ایستاد چون از روی شما و ایده سیاسی تان رد خواهند شد و امروز ملت با اراده در خیابان فریاد می زند جاوید شاه و گلوله میخورد.

شما می توانید مخالف شاهزاده رضا پهلوی باشید اصلا جمهوری خواه باشید یا هر گرایش سیاسی دیگری داشته باشید اصلا شما می توانید تمام گذشته تان مبارزه با پهلوی باشد اما اگر امروز ایران خواه باشید باید پشت کسی که این جمعیت میلیونی را به حرکت درآورده است بایستید.

می گویند ایشان صلاحیت ندارند یا کننده نیست یا به هزار بهانه مخالف ایشان هستند.

در سراسر اپوزیسیون یک نفر را پیدا کنید و به ما معرفی کنید با فراخوان او در ایران ۵۰۰ نفر به خیابان بیاید ؛ شما حتی ۵ نفر را هم نمی توانید به حرکت وا دارید ... پس مقابل اراده ملت ایران قرار نگیرید .

شاهزاده رضا پهلوی امروز تنها راهی است که ملت ایران می تواند با آن خود را از دو گانه یا مرگ یا خامنه ای (یا مرگ یا مرگ) نجات دهد.

به قول فریدون فرخزاد:
نه مرگ آن‌قدر تلخ است،
نه زندگی آن‌قدر شیرین،
که انسان برای این دو
شــــرفش را بدهد.



📝 #کامران_راد

🔏 @cafe_siasat
154🔥1
🔹رژیم اشغالگر؛ اولین هدف در پروژه‌ی تغییر نظم منطقه‌ای غرب

تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده و کشورهای اروپایی در حوزه خاورمیانه، هرچند ظاهرا با محوریت عملیاتی در قبال جمهوری اسلامی شکل گرفته، اما سطح این تحلیل به شدت سطحی خواهد بود اگر این بسیج عظیم تجهیزاتی تنها به عنوان ابزاری صرفا برای براندازی جمهوری اسلامی تلقی شود.

این حجم سرمایه‌گذاری استراتژیک، در واقع یک عملیات مهندسی سیستمی است که هدف آن، بازآرایی بنیادین نظم منطقه‌ای خاورمیانه است و موقعیت ایران در این معادلات، موضعی کلیدی اما اولیه است؛ غرب به خوبی دریافته است که تا زمانی که جمهوری اسلامی به عنوان یک مرکز ثقل مقاوم، ساختار هژمونیک منطقه‌ای مطلوب آمریکا را برهم می‌زند، هرگونه ثبات‌بخشی در منطقه به معنای واقعی کلمه غیرممکن است و لذا تلاش برای تغییر نظم در خاورمیانه، با تمرکز عملیاتی بر پایان جمهوری اسلامی آغاز می‌شود، اما این تنها گام اول در یک پروژه بزرگ‌تر است.

❗️نکته محوری که باید مورد توجه قرار گیرد، ارتباط استراتژیک این تحولات منطقه‌ای با رقابت کلان قدرت جهانی است.

نقطه کانونی این استراتژی، پیوند ناگسستنی میان هدف تغییر نظم در خاورمیانه و استراتژی کلان بازدارندگی آمریکا در برابر جمهوری خلق چین است؛ دولت‌های غربی، به ویژه واشنگتن، دریافته‌اند که کنترل نفوذ و مهار رشد اقتصادی و نظامی چین مستلزم تضمین ثبات و همسویی مناطق کلیدی ژئوپلیتیک، از جمله خاورمیانه، است، چرا که خاورمیانه، به واسطه منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی‌اش، دروازه حیاتی برای نفوذ منطقه‌ای چین محسوب می‌شود.


تحلیل‌ سیاست گذاران غرب بر این محور استوار است که اگر این نظم منطقه‌ای مطلوب غرب محقق نگردد، و به طور مشخص، اگر جمهوری اسلامی در برابر فشارها مقاومت کرده و ساختار حکومتی‌اش پابرجا بماند، پیامد اجتناب‌ناپذیر آن، صعود چین به جایگاه قدرت اول جهان خواهد بود، امری که به معنای انتقال مرکز ثقل قدرت جهانی از غرب به شرق است و ایالات متحده و متحدانش با درک این برآورد استراتژیک، به طور قطع و یقین اجازه نخواهند داد چنین سناریوی جهانی‌سازی قدرت چین محقق شود.

❗️ از این رو، هرگونه تردید در مورد جدیت اقدامات نظامی و سیاسی در خاورمیانه بیراه است.

زیرا این منطقه، نه صرفا یک میدان درگیری محلی، بلکه نخستین و حیاتی‌ترین سنگر در جنگ سرد جدید برای حفظ توازن قدرت جهانی تعریف شده است. به باور من هدف بعدی، ترکیه خواهد بود.

سخنانی که از زبان کارشناسان رسانه‌ای، و مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی  شنیده می‌شود، هنگامی که از نابودی آمریکا تا سال 2030 سخن می‌گویند، در واقع معنایی فراتر از واژه‌ی ظاهری نابودی را در خود نهفته دارند. آنچه در پس این تعبیر نهفته است، اشاره‌ای رمزی و درون‌گفتمانی به تحولی عمیق در نظم جهانی است؛ به این معنا که تا آن سال، ایالات متحده آمریکا دیگر قدرت اول عرصه‌ی بین‌الملل نخواهد بود.

این تحلیل حاکی از تغییر توازن قدرت جهانی و پیدایش دوره‌ای تازه است که در آن چین به عنوان بازیگر اصلی و ابرقدرت نخست جهان، جای آمریکا را در راس هرم قدرت جهانی اشغال خواهد کرد.

به بیانی دیگر، این سخنان بیش از آنکه پیش‌بینی فروپاشی فیزیکی یا سیاسی آمریکا باشند، بیانگر درک راهبردی از دگرگونی‌های ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم‌اند؛ دگرگونی‌هایی که در آن قدرت اقتصادی، فناوری و سیاسی چین به سطحی می‌رسد که نظام تک‌قطبی غرب را به نظامی چندقطبی یا حتی شرق‌محور بدل می‌سازد.

اما زهی خیال باطل
آمریکا و هم‌پیمانانش
اجازه نخواهند داد
چنین سناریوی رخ دهد.


#الف


تشنه برتون می‌گردونم از لب کارون
همیشه یه قدم ازم عقبه قانون
الف میکُشه بدتر از تب طاعون
به سیاهی جنگل عادت دارن گرگا
عرصه سیاست خونه خالمه
راحت باشن حضار
ما یه خدا میشناسیم اونم اسمش ترامپه
بلاخره به یه چیزی باور دارن کفار ...

#نظم_نوین

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
🔥5