اَشو | Ashoo
امروز نیز میگویم که شاهزاده درک میکند و میداند که افکارِ برخی از افرادِ حاضر در کنارش، به دردِ ایران نمیخورد. او به موقع این افراد را کنار خواهد زد. همان ضربالمثلِ آشنا که زمان میبرد تا خوشه به شراب بدل شود؛ زمان، مشخص خواهد کرد که این تحلیلِ تازهٔ…
تا به اینجا ! سپاس از همراهی شما .
❤3
اگر بازدیدها به پنجاه برسد، قلم را به اشتراک میگذارم.
همچنین، اگر ری اکت ها به بیست نفر برسد – بیست نفری که با دقت عرایض بنده را مطالعه کردهاند – مقاله را به اشتراک میگذارم.
هدف من در اینجا، ترویج آگاهی است. نیازی به سیاهیلشکر نمیبینم. عزیزانی که به دنبال آگاهی هستند، ری اکت دهند. اگر بیست نفر شدید، مقاله را به اشتراک میگذارم. نور چشمان منید❤️
همچنین، اگر ری اکت ها به بیست نفر برسد – بیست نفری که با دقت عرایض بنده را مطالعه کردهاند – مقاله را به اشتراک میگذارم.
هدف من در اینجا، ترویج آگاهی است. نیازی به سیاهیلشکر نمیبینم. عزیزانی که به دنبال آگاهی هستند، ری اکت دهند. اگر بیست نفر شدید، مقاله را به اشتراک میگذارم. نور چشمان منید❤️
👍45❤5👎2🔥1🥰1
🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنهیِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟
همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ برگزیدهیِ شاه رضا پهلوی سوق میدهد.
تیمی که شاه، با اشرافِ کامل بر موقعیت و اهدافِ کوتاهمدت( کوتاه مدت! دقت داشته باشد) ، آنها را انتخاب کردهاند. بدانیم که هرگونه تخریب و هجمهیِ ناروا بر این یاران، در واقع ضربهای است که مستقیماً بر پیکرهیِ خودِ شاه وارد میآید و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
باورِ من، که ریشه در سالها تجربهیِ سیاسی و تحصیلاتِ در حوزهیِ علومِ سیاسی دارد، این است که شاه، صرفاً یک رهبرِ سیاسی نیست؛ بلکه استراتژیستی است که ریزترین جزئیاتِ صحنه را درک میکند. ایشان، فراتر از هر تحلیلگرِ بیرونی، بر انگیزهها و تناسبِ فعلیِ تیمِ همراهِ خود با برنامههایِ کوتاهمدتشان اشرافِ کامل دارند. همانطور که در تجربهیِ منشورِ مهسا آموختیم، شاه با دیدی بلندمدت و نقشهای پیچیده، مهرهها را در صفحهیِ شطرنجِ سیاست جابجا میکند. عجله و شتابزدگی در قضاوت، میتواند تمامِ این محاسباتِ دقیق را برهم زند.
❗️نکتهیِ کلیدی اینجاست: شاه خود، آگاه است.
به یاد بیاورید تجربهیِ تلخِ منشورِ مهسا را؛ زمانی که بسیاری با شتابزدگی و هیجان، خواستارِ تغییراتِ فوری بودند و هشدارها مبنی بر عواقبِ ناگوارِ این عجله، نادیده گرفته شد. نتیجه، تجربهای شد که به ما آموخت گاهی، سکوت و صبر، شجاعانهترین و مؤثرترین استراتژی است. در آن ماجرا، شاه، با دیدی کلانتر، مهرهها را برایِ رسیدن به هدفی بزرگتر در موقعیتِ مناسب قرار داده بود و هرگونه مداخلهیِ زودهنگام، میتوانست نقشهیِ او را برهم زند. اکنون نیز، همان درسِ حیاتی، چراغِ راهِ ماست.
امروز، هنگامی که بر تیمی که شاه خود تایید کرده است، میتازیم، در واقع در حالِ تضعیفِ خودِ ایشان هستیم.
تیمی که با بصیرت و دوراندیشیِ خودِ ایشان انتخاب و تأیید شده است. تردیدی نیست که هرگونه هجمه و تخطئهیِ ناروا بر اعضایِ این تیم، در واقع سیلی است که بر صورتِ خودِ شاه نواخته میشود و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
او میداند که تیمِ فعلی، در این برههیِ زمانی، برایِ اجرایِ کدام بخش از استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، مناسب است. او همچنین به خوبی از زمانبندیِ لازم برایِ هرگونه تغییرِ استراتژیک در تیم در آینده، آگاه است. این دانشِ عمیق، از تجربهیِ سالها فعالیتِ سیاسی و درکِ بینظیرِ ایشان از معادلاتِ قدرت نشات میگیرد. حملهیِ ما به تیمِ ایشان در شرایطِ کنونی، نه تنها کمکی به پیشبردِ اهداف نمیکند، بلکه ممکن است روندِ طبیعیِ این استراتژیِ بلندمدت را مختل سازد.
مخالفان، بیصبرانه در انتظارِ شکاف در جبههیِ حامیانِ شاه هستند تا از آن بهرهبرداری کنند. هرگونه انتقادِ بیمورد یا تخریبِ ناروا، خوراکِ تبلیغاتیِ دشمنان و تضعیفِ انسجامِ درونیِ ما خواهد بود.
بنابراین، آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، وفاداریِ استراتژیک و اعتمادِ بیقید و شرط به درایتِ شاه است. ایشان، با همان قاطعیت و بصیرتی که همواره از خود نشان دادهاند، در زمانِ مناسب، هرگونه تغییری را که برایِ تحققِ اهدافِ عالیه و با توجه به چشماندازِ آینده لازم باشد، اعمال خواهند کرد. وظیفهیِ ما، حمایتِ بیدریغ از ایشان و تیمِ منتخبشان در مقطعِ فعلی، و پرهیز از هرگونه اقدامی است که میتواند انسجامِ ما را خدشهدار کند. چرا که پشتِ تیمِ شاه بودن، در واقع پشتِ خودِ شاه بودن است؛ حمایتی که ریشه در درکِ استراتژیِ عمیقِ او دارد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ برگزیدهیِ شاه رضا پهلوی سوق میدهد.
تیمی که شاه، با اشرافِ کامل بر موقعیت و اهدافِ کوتاهمدت( کوتاه مدت! دقت داشته باشد) ، آنها را انتخاب کردهاند. بدانیم که هرگونه تخریب و هجمهیِ ناروا بر این یاران، در واقع ضربهای است که مستقیماً بر پیکرهیِ خودِ شاه وارد میآید و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
باورِ من، که ریشه در سالها تجربهیِ سیاسی و تحصیلاتِ در حوزهیِ علومِ سیاسی دارد، این است که شاه، صرفاً یک رهبرِ سیاسی نیست؛ بلکه استراتژیستی است که ریزترین جزئیاتِ صحنه را درک میکند. ایشان، فراتر از هر تحلیلگرِ بیرونی، بر انگیزهها و تناسبِ فعلیِ تیمِ همراهِ خود با برنامههایِ کوتاهمدتشان اشرافِ کامل دارند. همانطور که در تجربهیِ منشورِ مهسا آموختیم، شاه با دیدی بلندمدت و نقشهای پیچیده، مهرهها را در صفحهیِ شطرنجِ سیاست جابجا میکند. عجله و شتابزدگی در قضاوت، میتواند تمامِ این محاسباتِ دقیق را برهم زند.
❗️نکتهیِ کلیدی اینجاست: شاه خود، آگاه است.
به یاد بیاورید تجربهیِ تلخِ منشورِ مهسا را؛ زمانی که بسیاری با شتابزدگی و هیجان، خواستارِ تغییراتِ فوری بودند و هشدارها مبنی بر عواقبِ ناگوارِ این عجله، نادیده گرفته شد. نتیجه، تجربهای شد که به ما آموخت گاهی، سکوت و صبر، شجاعانهترین و مؤثرترین استراتژی است. در آن ماجرا، شاه، با دیدی کلانتر، مهرهها را برایِ رسیدن به هدفی بزرگتر در موقعیتِ مناسب قرار داده بود و هرگونه مداخلهیِ زودهنگام، میتوانست نقشهیِ او را برهم زند. اکنون نیز، همان درسِ حیاتی، چراغِ راهِ ماست.
امروز، هنگامی که بر تیمی که شاه خود تایید کرده است، میتازیم، در واقع در حالِ تضعیفِ خودِ ایشان هستیم.
تیمی که با بصیرت و دوراندیشیِ خودِ ایشان انتخاب و تأیید شده است. تردیدی نیست که هرگونه هجمه و تخطئهیِ ناروا بر اعضایِ این تیم، در واقع سیلی است که بر صورتِ خودِ شاه نواخته میشود و اعتبارِ ایشان را در معرضِ خدشه قرار میدهد.
او میداند که تیمِ فعلی، در این برههیِ زمانی، برایِ اجرایِ کدام بخش از استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، مناسب است. او همچنین به خوبی از زمانبندیِ لازم برایِ هرگونه تغییرِ استراتژیک در تیم در آینده، آگاه است. این دانشِ عمیق، از تجربهیِ سالها فعالیتِ سیاسی و درکِ بینظیرِ ایشان از معادلاتِ قدرت نشات میگیرد. حملهیِ ما به تیمِ ایشان در شرایطِ کنونی، نه تنها کمکی به پیشبردِ اهداف نمیکند، بلکه ممکن است روندِ طبیعیِ این استراتژیِ بلندمدت را مختل سازد.
مخالفان، بیصبرانه در انتظارِ شکاف در جبههیِ حامیانِ شاه هستند تا از آن بهرهبرداری کنند. هرگونه انتقادِ بیمورد یا تخریبِ ناروا، خوراکِ تبلیغاتیِ دشمنان و تضعیفِ انسجامِ درونیِ ما خواهد بود.
بنابراین، آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، وفاداریِ استراتژیک و اعتمادِ بیقید و شرط به درایتِ شاه است. ایشان، با همان قاطعیت و بصیرتی که همواره از خود نشان دادهاند، در زمانِ مناسب، هرگونه تغییری را که برایِ تحققِ اهدافِ عالیه و با توجه به چشماندازِ آینده لازم باشد، اعمال خواهند کرد. وظیفهیِ ما، حمایتِ بیدریغ از ایشان و تیمِ منتخبشان در مقطعِ فعلی، و پرهیز از هرگونه اقدامی است که میتواند انسجامِ ما را خدشهدار کند. چرا که پشتِ تیمِ شاه بودن، در واقع پشتِ خودِ شاه بودن است؛ حمایتی که ریشه در درکِ استراتژیِ عمیقِ او دارد.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
💯32👍7❤4👎1🔥1👏1
اَشو | Ashoo
🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنهیِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟ همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ…
همراهان گرامی، بخش نخست این مقاله، آغازی بود بر یک سفرِ اندیشهورزانه. اکنون، چشم به راهِ استقبالِ شما هستم تا با رسیدنِ بازدیدها به مرزِ صد و واکنشها به رقمِ سی، بخش دوم این قلم را نیز تقدیم حضورتان کنم.
مشتاقم تا بخش دوم این تحلیل را با شما به اشتراک بگذارم و از شما دعوت میکنم تا با نشرِ این قلم، دیگران را نیز در این همخوانی سهیم سازید.
دایرهی این آگاهیبخشی را گستردهتر سازیم و زمینهای برای تبادلِ اندیشههای سازنده فراهم سازیم.
چشم به راهِ حمایتِ شما هستم.
ارادتمند شما اشو ❤️
مشتاقم تا بخش دوم این تحلیل را با شما به اشتراک بگذارم و از شما دعوت میکنم تا با نشرِ این قلم، دیگران را نیز در این همخوانی سهیم سازید.
دایرهی این آگاهیبخشی را گستردهتر سازیم و زمینهای برای تبادلِ اندیشههای سازنده فراهم سازیم.
چشم به راهِ حمایتِ شما هستم.
ارادتمند شما اشو ❤️
❤40👍7🥰1
اَشو | Ashoo pinned « 🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنهیِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟ همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ…»
اَشو | Ashoo
🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنهیِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟ همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ…
این پست رو جنده کنید ، تا میتونید منتشر کنید ، چشای منید ❤️
🍾14👏6❤2👎1
Forwarded from Kayhan.London.Channel کیهان لندن
شاهزاده رضا پهلوی در چهارمین «کنفرانس ایران»:
ماموریت ما فوریست، اما بی سمت و سو نیست؛ من یک استراتژی روشن دارم
شاهزاده رضا پهلوی سهشنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۴ برابر با ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ در چهارمین «کنفرانس ایران» شرکت کرد. این کنفرانس دوروزه چهارشنبه ۱۹ شهریور به کار خود پایان میدهد.
شاهزاده در نخستین روز این کنفرانس سالانه که توسط «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی) در واشنگتن دیسی برگزار میشود، طی سخنانی بار دیگر به تشریح دیدگاهها و اقدامات خود پرداخت.
@KayhanLondonChannel
ماموریت ما فوریست، اما بی سمت و سو نیست؛ من یک استراتژی روشن دارم
شاهزاده رضا پهلوی سهشنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۴ برابر با ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ در چهارمین «کنفرانس ایران» شرکت کرد. این کنفرانس دوروزه چهارشنبه ۱۹ شهریور به کار خود پایان میدهد.
شاهزاده در نخستین روز این کنفرانس سالانه که توسط «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی) در واشنگتن دیسی برگزار میشود، طی سخنانی بار دیگر به تشریح دیدگاهها و اقدامات خود پرداخت.
@KayhanLondonChannel
❤35🥰2🔥1
اَشو | Ashoo
🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنهیِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟ همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ…
Poland °
Ólafur Arnalds
شبتون خوش تا فردا بخش دوم رو با شما به اشتراک بگذارم. چشم به راه باشید، که ادامهی این قلم، شنیدنیتر خواهد بود.❤️
❤31🔥1
اعلیحضرت رضا شاه دوم:
سقوط رژیم تنها زمانی رقم میخورد که ملت یکبار دیگر به پا خیزند. آینده ایران، در دستان فرزندان ایران است. و من شانهبهشانه شما تا روز آزادی ایران میایستم.
#جاویدشاه
https://t.me/ASHOOZA
سقوط رژیم تنها زمانی رقم میخورد که ملت یکبار دیگر به پا خیزند. آینده ایران، در دستان فرزندان ایران است. و من شانهبهشانه شما تا روز آزادی ایران میایستم.
#جاویدشاه
https://t.me/ASHOOZA
❤39💯2🔥1👏1
اَشو | Ashoo
🔹 رقصِ شاه رضا پهلوی استراتژیک در صحنهیِ سیاست- بخش اول : چرا حمایت از تیمِ شاه، حمایت از خودِ شاه است؟ همراهانِ گرامی و دلسوزانِ آرمانِ میهن، در این مقطعِ حساس که نیازمندِ هوشمندی و انسجامِ حداکثری است، ندایِ عقل و منطق، ما را به سمتِ حمایتی قاطع از تیمِ…
همراهان گرامی، ای روشنیِ دیدگانِ من!
با قلبی سرشار از سپاسگزاری، این مژده را با شما در میان مینهم که تلاشهایمان در مسیرِ روشنگری، ثمراتِ شیرینی به بار آورده است. عبورِ بازدیدها از مرزِ صدها نفر ، برایم ارزشمندترین دستاوردی است که میتوانم تصور کنم.
در این مسیرِ پر فراز و نشیبِ آگاهیبخشی، هرگز به دنبالِ سیاهیلشکر نبودهام.
هدفِ من، روشنگری و تبادلِ نظر با کسانی است که دغدغهیِ حقیقت دارند و به دنبالِ درکِ عمیقترِ مسائلِ سیاسی هستند.
همین که صدها نفر از شما، همراهانِ فرهیخته، با دقت و تامل، عرایضِ بنده را مطالعه کردهاید و با واکنشهایِ سازندهیِ خود، مرا دلگرم نمودهاید، برایِ من کافی است. شما، چشمانِ من هستید که واقعیتها را میبینید و با بینشِ خود، مرا در این راه یاری میدهید.
با افتخار اعلام میکنم که بخش اول این قلم، نه تنها در این کانال، بلکه با حمایتِ ارزشمندِ چندین کانالِ همسو نیز منتشر شده است. این گستردگیِ انتشار، گواهی است بر اهمیتِ موضوع و همراهیِ اندیشههایِ مشترک در مسیرِ روشنگری.
اکنون که به این نقطه رسیدهایم، با کمالِ افتخار، بخش دوم مقاله را با شما عزیزان به اشتراک میگذارم. امیدوارم که این گامِ کوچک، در راستایِ آگاهیبخشی و روشنگری، مؤثر واقع شود.
ارادتمند و قدردانِ مهرِ بیپایانتان
با قلبی سرشار از سپاسگزاری، این مژده را با شما در میان مینهم که تلاشهایمان در مسیرِ روشنگری، ثمراتِ شیرینی به بار آورده است. عبورِ بازدیدها از مرزِ صدها نفر ، برایم ارزشمندترین دستاوردی است که میتوانم تصور کنم.
در این مسیرِ پر فراز و نشیبِ آگاهیبخشی، هرگز به دنبالِ سیاهیلشکر نبودهام.
هدفِ من، روشنگری و تبادلِ نظر با کسانی است که دغدغهیِ حقیقت دارند و به دنبالِ درکِ عمیقترِ مسائلِ سیاسی هستند.
همین که صدها نفر از شما، همراهانِ فرهیخته، با دقت و تامل، عرایضِ بنده را مطالعه کردهاید و با واکنشهایِ سازندهیِ خود، مرا دلگرم نمودهاید، برایِ من کافی است. شما، چشمانِ من هستید که واقعیتها را میبینید و با بینشِ خود، مرا در این راه یاری میدهید.
با افتخار اعلام میکنم که بخش اول این قلم، نه تنها در این کانال، بلکه با حمایتِ ارزشمندِ چندین کانالِ همسو نیز منتشر شده است. این گستردگیِ انتشار، گواهی است بر اهمیتِ موضوع و همراهیِ اندیشههایِ مشترک در مسیرِ روشنگری.
اکنون که به این نقطه رسیدهایم، با کمالِ افتخار، بخش دوم مقاله را با شما عزیزان به اشتراک میگذارم. امیدوارم که این گامِ کوچک، در راستایِ آگاهیبخشی و روشنگری، مؤثر واقع شود.
ارادتمند و قدردانِ مهرِ بیپایانتان
👍25❤5🔥4👏2
🔹رقص استراتژیک شاه رضا پهلوی در صحنهیِ سیاست- بخش دوم ؛ تیم کنونی شاه، ابزاری برای امروز، نه تمام فرداها!
همراهان گرامی! در تحلیلِ رویدادهایِ سیاسی، همواره باید بینِ تاکتیکهایِ کوتاهمدت و استراتژیهایِ بلندمدت تمایز قائل شد.
بگذارید با صراحت بگویم:
به باورِ من، استراتژیِ کوتاهمدتِ شاه، همکاریِ تنگاتنگ با تیمِ کنونی است. شواهدِ این مدعا نیز بر کسی پوشیده نیست. بیایید واقعبین باشیم. شاه با استفاده از این تیم، در حال دستیابی به چه نتایجی است؟
اولاً، به دیپلماسی توجه کنید:
🔰 نگاهی به تحولاتِ اخیر بیندازید. تا پیش از شکلگیریِ این تیم، شاه با چه میزان از مقاماتِ غربی دیدار و گفتگو داشتند؟
🔰آیا تا پیش از این تیم، بابِ مراوداتِ رسمی با اسرائیل گشوده شده بود؟
🔰آیا تا پیش از این، شاهدِ گفتگویِ مستقیمِ شاه با نتانیاهو بودهایم؟
اما فراتر از این بیایید به رسانهها نگاهی بیندازیم:
❗️تا پیش از تشکیل این تیم، چند مصاحبهی رسمی با شبکههای مطرح جهان از شاه شاهد بودیم؟
❗️ آیا روزنامههای مطرح جهان، نام شاه را به این میزان در تیترهای خود قرار میدادند؟
این پوشش رسانهای گسترده، برای شاه اعتبار میآورد و به ایشان کمک میکند تا در افکار عمومی، جایگاه مستحکمتری پیدا کنند. این اعتبار، یک سرمایهی ارزشمند است که در بلندمدت، به ایشان در تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد
به یاد داشته باشیم، این اتفاقات تصادفی نیستند. حضور این تیم، نه تنها در عرصهی دیپلماسی، بلکه در حوزهی رسانه نیز، فصل جدیدی را برای فعالیتهای شاه گشوده است.
پاسخِ این پرسشها، بهوضوح نشان میدهد که استراتژیِ فعلیِ شاه، تعامل و همکاری با تیمِ کنونی است و این همکاری، دستاوردهایی ملموس برایِ ایشان به همراه داشته است.
این تیم با شبکهسازیهای خود، با دانش و تخصصی که در اختیار دارد، به شاه کمک میکند تا اهداف کوتاهمدت خود را سریعتر و آسانتر محقق کند.
❗️ آیا این تیم، به شاه کمک نکرده است تا موانع را از سر راه بردارد؟
❗️آیا اگر این تیم وجود نداشت حماسه مونیخی شکل میگرفت؟
❗️آیا اگر شاه با این تیم همکاری نمیکرد و نکند، پیمان کوروشی در کار بود؟
❗️واقع بین باشیم که همکاری با این تیم، دروازههای طلایی جدیدی را به روی شاه گشوده است!
●اما نکات بسیار مهم●
باید پذیرفت که در دنیایِ سیاست، هر ابزاری، کارکردی موقت دارد. با اتکا به ده سال تجربهیِ فعالیتِ سیاسی و تحصیلات در رشتهیِ کارشناسیِ علومِ سیاسی، بر این باورم که این تیم، ابزاری استراتژیک برایِ پیشبردِ اهدافِ کوتاهمدتِ شاه است.
توجه کنید:👇
باید درک کنیم که در سیاست، هر ابزاری، تاریخ مصرفی دارد. شاه به خوبی میداند که این تیم، ابزاری موقت است و در آینده، تغییراتی را اعمال خواهد کرد.
اما در حال حاضر، بهترین استفاده را از این تیم میبرد تا منافع مردم ایران را تأمین کند.
نباید از یاد برد که استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، فراتر از این چارچوبِ فعلی است.
نشست ایران هم با بازتاب رسانهای گسترده، توسط تیم استراتژیک شاه هماهنگ شد. این تیم، با گشایش کانالهای دیپلماتیک جدید و افزایش پوشش رسانهای، به شاه کمک میکند تا به اهداف کوتاهمدت خود دست یابد.
تخریب این تیم در حال حاضر به ضرر شاه خواهد بود. شاه با هوشمندی، از این تیم برای بهرهبرداری حداکثری استفاده میکند.
شاه دارد از این تیم، به عنوان یک اهرم برای پیشبرد برنامههای خود استفاده میکند و شواهد این مدعا نیز کاملا مشهود است.
بنابراین، وظیفهیِ ما در این مقطعِ زمانی، درکِ ظرافتهایِ استراتژیِ شاه و حمایتِ قاطع از ایشان در راستایِ تحققِ اهدافِ کوتاهمدت است. بدانیم که تخریبِ تیمِ کنونی، نه تنها سودی ندارد، بلکه میتواند برنامههایِ فعلیِ شاه را نیز با اخلال مواجه کند.
بهخاطر داشته باشیم که شاه، رهبری دوراندیش و آیندهنگر است. او در زمانِ مقتضی، با همان قاطعیت و هوشمندی که از او سراغ داریم، تغییراتِ لازم را در تیمِ خود اعمال خواهد کرد.
پس تا آن زمان، به استراتژیِ فعلیِ شاه اعتماد کنیم و با حمایتِ همهجانبه، ایشان را در مسیرِ رسیدن به اهدافِ کوتاهمدت یاری رسانیم. این، رمزِ موفقیتِ ما در شرایطِ کنونی است.
✍ #اشو
بذر من خوب و گرونه
ذهنتون قابل کِشت
وقتشه یه فصل تازه نوشت
و در نهایت روی سخنم با تخریب گران است👇
همون همیشگی؛ تیم شید من تککیرمم نمیتونید بخورید. انقدر حالم خوبه که فکر میکنم خونِ بدخواهِ شاه آب انگوره🍷😎
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
همراهان گرامی! در تحلیلِ رویدادهایِ سیاسی، همواره باید بینِ تاکتیکهایِ کوتاهمدت و استراتژیهایِ بلندمدت تمایز قائل شد.
بگذارید با صراحت بگویم:
به باورِ من، استراتژیِ کوتاهمدتِ شاه، همکاریِ تنگاتنگ با تیمِ کنونی است. شواهدِ این مدعا نیز بر کسی پوشیده نیست. بیایید واقعبین باشیم. شاه با استفاده از این تیم، در حال دستیابی به چه نتایجی است؟
اولاً، به دیپلماسی توجه کنید:
🔰 نگاهی به تحولاتِ اخیر بیندازید. تا پیش از شکلگیریِ این تیم، شاه با چه میزان از مقاماتِ غربی دیدار و گفتگو داشتند؟
🔰آیا تا پیش از این تیم، بابِ مراوداتِ رسمی با اسرائیل گشوده شده بود؟
🔰آیا تا پیش از این، شاهدِ گفتگویِ مستقیمِ شاه با نتانیاهو بودهایم؟
اما فراتر از این بیایید به رسانهها نگاهی بیندازیم:
❗️تا پیش از تشکیل این تیم، چند مصاحبهی رسمی با شبکههای مطرح جهان از شاه شاهد بودیم؟
❗️ آیا روزنامههای مطرح جهان، نام شاه را به این میزان در تیترهای خود قرار میدادند؟
این پوشش رسانهای گسترده، برای شاه اعتبار میآورد و به ایشان کمک میکند تا در افکار عمومی، جایگاه مستحکمتری پیدا کنند. این اعتبار، یک سرمایهی ارزشمند است که در بلندمدت، به ایشان در تحقق اهدافشان کمک خواهد کرد
به یاد داشته باشیم، این اتفاقات تصادفی نیستند. حضور این تیم، نه تنها در عرصهی دیپلماسی، بلکه در حوزهی رسانه نیز، فصل جدیدی را برای فعالیتهای شاه گشوده است.
پاسخِ این پرسشها، بهوضوح نشان میدهد که استراتژیِ فعلیِ شاه، تعامل و همکاری با تیمِ کنونی است و این همکاری، دستاوردهایی ملموس برایِ ایشان به همراه داشته است.
این تیم با شبکهسازیهای خود، با دانش و تخصصی که در اختیار دارد، به شاه کمک میکند تا اهداف کوتاهمدت خود را سریعتر و آسانتر محقق کند.
❗️ آیا این تیم، به شاه کمک نکرده است تا موانع را از سر راه بردارد؟
❗️آیا اگر این تیم وجود نداشت حماسه مونیخی شکل میگرفت؟
❗️آیا اگر شاه با این تیم همکاری نمیکرد و نکند، پیمان کوروشی در کار بود؟
❗️واقع بین باشیم که همکاری با این تیم، دروازههای طلایی جدیدی را به روی شاه گشوده است!
●اما نکات بسیار مهم●
باید پذیرفت که در دنیایِ سیاست، هر ابزاری، کارکردی موقت دارد. با اتکا به ده سال تجربهیِ فعالیتِ سیاسی و تحصیلات در رشتهیِ کارشناسیِ علومِ سیاسی، بر این باورم که این تیم، ابزاری استراتژیک برایِ پیشبردِ اهدافِ کوتاهمدتِ شاه است.
توجه کنید:👇
باید درک کنیم که در سیاست، هر ابزاری، تاریخ مصرفی دارد. شاه به خوبی میداند که این تیم، ابزاری موقت است و در آینده، تغییراتی را اعمال خواهد کرد.
اما در حال حاضر، بهترین استفاده را از این تیم میبرد تا منافع مردم ایران را تأمین کند.
نباید از یاد برد که استراتژیِ بلندمدتِ ایشان، فراتر از این چارچوبِ فعلی است.
نشست ایران هم با بازتاب رسانهای گسترده، توسط تیم استراتژیک شاه هماهنگ شد. این تیم، با گشایش کانالهای دیپلماتیک جدید و افزایش پوشش رسانهای، به شاه کمک میکند تا به اهداف کوتاهمدت خود دست یابد.
تخریب این تیم در حال حاضر به ضرر شاه خواهد بود. شاه با هوشمندی، از این تیم برای بهرهبرداری حداکثری استفاده میکند.
شاه دارد از این تیم، به عنوان یک اهرم برای پیشبرد برنامههای خود استفاده میکند و شواهد این مدعا نیز کاملا مشهود است.
بنابراین، وظیفهیِ ما در این مقطعِ زمانی، درکِ ظرافتهایِ استراتژیِ شاه و حمایتِ قاطع از ایشان در راستایِ تحققِ اهدافِ کوتاهمدت است. بدانیم که تخریبِ تیمِ کنونی، نه تنها سودی ندارد، بلکه میتواند برنامههایِ فعلیِ شاه را نیز با اخلال مواجه کند.
بهخاطر داشته باشیم که شاه، رهبری دوراندیش و آیندهنگر است. او در زمانِ مقتضی، با همان قاطعیت و هوشمندی که از او سراغ داریم، تغییراتِ لازم را در تیمِ خود اعمال خواهد کرد.
پس تا آن زمان، به استراتژیِ فعلیِ شاه اعتماد کنیم و با حمایتِ همهجانبه، ایشان را در مسیرِ رسیدن به اهدافِ کوتاهمدت یاری رسانیم. این، رمزِ موفقیتِ ما در شرایطِ کنونی است.
✍ #اشو
بذر من خوب و گرونه
ذهنتون قابل کِشت
وقتشه یه فصل تازه نوشت
و در نهایت روی سخنم با تخریب گران است👇
همون همیشگی؛ تیم شید من تک
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤35👏7🔥2🍾2😁1
همراهان گرامی کانال! 👋
امروز افتخار داشتم تا در گفتوگویی با یکی از همراهان عزیز، به بررسی عمیق و موشکافانهی موضوعات کلیدی پردازیم. این گفتگو، فرصتی گرانبها برای تبادل اندیشهها و ارائهی تحلیلهای مستند بود.
این تبادل گفت و گو، فرصتی ارزشمند برای درک عمیقتر مسائل و اندیشیدن به جنبههای مختلف بود. از اینکه در این سفر فکری از کسی که در این گفت و گو شرکت داشت و با دیدگاههایش به غنای این بحث افزودید، بینهایت سپاسگزارم. این تبادل نظر، دریچهای نو به سوی درک عمیقتر مسائل گشود و راه را برای تأملات بیشتر هموار ساخت.
از شما دعوت میکنم با مطالعهی کامل این گفتگو، در این مسیر روشنگرانه همراه شوید.
امروز افتخار داشتم تا در گفتوگویی با یکی از همراهان عزیز، به بررسی عمیق و موشکافانهی موضوعات کلیدی پردازیم. این گفتگو، فرصتی گرانبها برای تبادل اندیشهها و ارائهی تحلیلهای مستند بود.
این تبادل گفت و گو، فرصتی ارزشمند برای درک عمیقتر مسائل و اندیشیدن به جنبههای مختلف بود. از اینکه در این سفر فکری از کسی که در این گفت و گو شرکت داشت و با دیدگاههایش به غنای این بحث افزودید، بینهایت سپاسگزارم. این تبادل نظر، دریچهای نو به سوی درک عمیقتر مسائل گشود و راه را برای تأملات بیشتر هموار ساخت.
از شما دعوت میکنم با مطالعهی کامل این گفتگو، در این مسیر روشنگرانه همراه شوید.
👍26🔥3🙏1
دیدگاه همراه گرامی: 👇
خوشت بیاد یا خوشت نیاد
هشتاد درصد جامعه این جوری هستن.
حرف هیچ کس رو قبول نمی کنن فقط اون نظامی رو قبلا دیده بودن می خوان.
خوشت بیاد یا خوشت نیاد
هشتاد درصد جامعه این جوری هستن.
حرف هیچ کس رو قبول نمی کنن فقط اون نظامی رو قبلا دیده بودن می خوان.
👍28👎4
اَشو | Ashoo
دیدگاه همراه گرامی: 👇 خوشت بیاد یا خوشت نیاد هشتاد درصد جامعه این جوری هستن. حرف هیچ کس رو قبول نمی کنن فقط اون نظامی رو قبلا دیده بودن می خوان.
پاسخ اینجانب #اشو :👇
خب درود بر شما، من اصلا نمیخواستم ورود به بحثتون کنم چون معتقدم اینجا تریبون آزاده و قرار نیست روی حرفای کسی کاندوم کشیده بشه . خودمو عقب میکشم دوستان باهم تبادل نظر کنن.
اما الان ورود میزنم .
وقتی میگی فقط نظام شاهنشاهی محمد رضا پهلوی رو میخوان این جمله خودش مبهمه.
منم پادشاهی خواهم اما منظور شما دقیقا کدام جنبه از اون نظام است؟ آزادیهای اجتماعی؟ رشد اقتصادی؟ سیاست خارجی؟ یا چیز دیگری؟ دوران شاهنشاه هم با وجود پیشرفتها، چالشها و انتقادات خاص خودش رو داشت. اینکه صرفا بگیم اون دوران رو میخوان، بدون مشخص کردن دلایل، تحلیل ناقصی ارائه میده.
خب درود بر شما، من اصلا نمیخواستم ورود به بحثتون کنم چون معتقدم اینجا تریبون آزاده و قرار نیست روی حرفای کسی کاندوم کشیده بشه . خودمو عقب میکشم دوستان باهم تبادل نظر کنن.
اما الان ورود میزنم .
وقتی میگی فقط نظام شاهنشاهی محمد رضا پهلوی رو میخوان این جمله خودش مبهمه.
منم پادشاهی خواهم اما منظور شما دقیقا کدام جنبه از اون نظام است؟ آزادیهای اجتماعی؟ رشد اقتصادی؟ سیاست خارجی؟ یا چیز دیگری؟ دوران شاهنشاه هم با وجود پیشرفتها، چالشها و انتقادات خاص خودش رو داشت. اینکه صرفا بگیم اون دوران رو میخوان، بدون مشخص کردن دلایل، تحلیل ناقصی ارائه میده.
👏22❤2🔥2👌1
اَشو | Ashoo
پاسخ اینجانب #اشو :👇 خب درود بر شما، من اصلا نمیخواستم ورود به بحثتون کنم چون معتقدم اینجا تریبون آزاده و قرار نیست روی حرفای کسی کاندوم کشیده بشه . خودمو عقب میکشم دوستان باهم تبادل نظر کنن. اما الان ورود میزنم . وقتی میگی فقط نظام شاهنشاهی محمد رضا…
پاسخ همراه گرامی: 👇
درود بر شما و دیگر عزیزان گروه
سپاس از فضای گفتگویی که بوجود اورده اید.
در یک جامعه مدرن، احزاب نماینده طبقات جامعه هستند و دیدگاه انها بعنوان دیدگاه ان لایه از جامعه مورد توجه قرار می گیرد ..متاسفانه ما در جامعه اشفته و بی نظم ناشی از مهندسی اجتماعی که نظام ج ا انجام داده است زندگی می کنیم
من نمی خواهم دیدگاه خود را بیان کنم مگر انکه مجموعه عاقلی در اپوزسیون می بود و پیشنهادها را دریافت و با توجه به پیشنهادها تصمیم می گرفت، افسوس.
بهر حال بدلایلی شخصی ارتباطات بسیار زیادی با بخشهای بزرگ جامعه دارم
فقط می خواستم از زبان اکثریت بزرگ جامعه حدود ۸۰ درصد ایرانیان بنویسم
درست فرمودید تحلیل ناقص است نمی خواستم با نظر خود انرا کامل کنم خلاف امانتداری بود
واقعیت این است :
جامعه فیلسوف و حقوق دان ووو نیست شرایط بسیار بسیار سخت جامعه را محافظه کار کرده است
جامعه ایران امروز مانند کسی است که تکه ای از لباس کهنه ولی بسیار شیک دست گرفته و به بازار رفته و از ان قماش می خواهد ..
جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد.
هر اندازه بیشتر در باره الگوهای دیگر و شاید بهتر سخن گفته شود فقط به محافظه کاری جامعه افزوده می شود و در صداقت گوینده تردید می کند
وقتی جامعه می گوید نظام گذشته ، درباره یک پدیده مشخص و روشن سخن می گوید یک نظام مدرن با نهادهای مدرن،
البته بدلیل تحولاتی که در جامعه انجام شده، یعنی روی گردانی از مذهب عمومی است پس اصلاح قانون اساسی از این جهات مورد استقبال جامعه است
هر اندازه دوری از نظام گذشته در تئوری، بمعنی ناامیدی جامعه از فردای بهتر است خاموشی نور انتهای تونل است.
افکار عمومی امروز جامعه ، یعنی ۸۰ درصد جامعه مطالبه بازگشت به نظام گذشته، احساسی نیست بلکه خرد جمعی است
از طلا شدن ناامید شدند و می خواهند همان مس باقی بمانند
فرض که از نظر عده ای قلیل نظام گذشته درمواردی ضعف داشته است با اینکه جامعه چنین باوری ندارد ولی بهرحال با همه ان بگفته شما ضعف ، هزار بار مطمعن تر از همه الگوهای تجربه نشده است
حد اقل ضعف خود را می دانیم
حد اقل هزاران فاکتور صحیح و مثبت برای جامعه وجود داشت
بخش عاقل جامعه ، بخشی کیفی و فرهیخته جامعه ، باور دارد کشور ازمایشگاه نیست
با بهترین ارزوها برای شما.
درود بر شما و دیگر عزیزان گروه
سپاس از فضای گفتگویی که بوجود اورده اید.
در یک جامعه مدرن، احزاب نماینده طبقات جامعه هستند و دیدگاه انها بعنوان دیدگاه ان لایه از جامعه مورد توجه قرار می گیرد ..متاسفانه ما در جامعه اشفته و بی نظم ناشی از مهندسی اجتماعی که نظام ج ا انجام داده است زندگی می کنیم
من نمی خواهم دیدگاه خود را بیان کنم مگر انکه مجموعه عاقلی در اپوزسیون می بود و پیشنهادها را دریافت و با توجه به پیشنهادها تصمیم می گرفت، افسوس.
بهر حال بدلایلی شخصی ارتباطات بسیار زیادی با بخشهای بزرگ جامعه دارم
فقط می خواستم از زبان اکثریت بزرگ جامعه حدود ۸۰ درصد ایرانیان بنویسم
درست فرمودید تحلیل ناقص است نمی خواستم با نظر خود انرا کامل کنم خلاف امانتداری بود
واقعیت این است :
جامعه فیلسوف و حقوق دان ووو نیست شرایط بسیار بسیار سخت جامعه را محافظه کار کرده است
جامعه ایران امروز مانند کسی است که تکه ای از لباس کهنه ولی بسیار شیک دست گرفته و به بازار رفته و از ان قماش می خواهد ..
جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد.
هر اندازه بیشتر در باره الگوهای دیگر و شاید بهتر سخن گفته شود فقط به محافظه کاری جامعه افزوده می شود و در صداقت گوینده تردید می کند
وقتی جامعه می گوید نظام گذشته ، درباره یک پدیده مشخص و روشن سخن می گوید یک نظام مدرن با نهادهای مدرن،
البته بدلیل تحولاتی که در جامعه انجام شده، یعنی روی گردانی از مذهب عمومی است پس اصلاح قانون اساسی از این جهات مورد استقبال جامعه است
هر اندازه دوری از نظام گذشته در تئوری، بمعنی ناامیدی جامعه از فردای بهتر است خاموشی نور انتهای تونل است.
افکار عمومی امروز جامعه ، یعنی ۸۰ درصد جامعه مطالبه بازگشت به نظام گذشته، احساسی نیست بلکه خرد جمعی است
از طلا شدن ناامید شدند و می خواهند همان مس باقی بمانند
فرض که از نظر عده ای قلیل نظام گذشته درمواردی ضعف داشته است با اینکه جامعه چنین باوری ندارد ولی بهرحال با همه ان بگفته شما ضعف ، هزار بار مطمعن تر از همه الگوهای تجربه نشده است
حد اقل ضعف خود را می دانیم
حد اقل هزاران فاکتور صحیح و مثبت برای جامعه وجود داشت
بخش عاقل جامعه ، بخشی کیفی و فرهیخته جامعه ، باور دارد کشور ازمایشگاه نیست
با بهترین ارزوها برای شما.
👍13👎2
اَشو | Ashoo
پاسخ همراه گرامی: 👇 درود بر شما و دیگر عزیزان گروه سپاس از فضای گفتگویی که بوجود اورده اید. در یک جامعه مدرن، احزاب نماینده طبقات جامعه هستند و دیدگاه انها بعنوان دیدگاه ان لایه از جامعه مورد توجه قرار می گیرد ..متاسفانه ما در جامعه اشفته و بی نظم ناشی از…
بخش نخست پاسخ اينجانب #اشو :👇
درود دوباره بر شما و سپاس از صداقت کلامتان. فضای گفتگو همیشه زمانی ارزشمندتر میشود که با دیدگاههای مختلف، اما با احترام به یکدیگر، غنی گردد.
اجازه دهید با دقت بیشتری به این تحلیل مفصل شما بپردازم و نکات مطرح شده را موشکافی کنیم. شما از جامعه مدرن و نقش احزاب شروع کردید و سپس به جامعه آشفته و بینظم ناشی از مهندسی اجتماعی نظام ج.ا. اشاره داشتید. این مقدمه، زمینه را برای درک نگاه شما به وضعیت فعلی فراهم میکند.
نکتهای که درباره نظام گذشته و حس نوستالژی مطرح کردید، بسیار قابل تامل است. این تشبیه به لباسی کهنه اما شیک، یا همان تکه پارچه کهنه ولی بسیار شیک که مردم میخواهند دوباره بدوزند و بپوشند، به خوبی تصویرگر احساسی است که شاید بخش بزرگی از جامعه تجربه میکند. اینکه مردم به دنبال آنچه در دست دارند هستند و میخواهند آن را دوباره بدوزند و بپوشند، نشان از یک میل به ثبات و آشنایی دارد؛ میل به بازگشت به وضعیتی که حداقل، ضعفهایش را میدانیم.
اینکه فرمودید جامعه فیلسوف و حقوقدان ووو نیست و شرایط، آن را محافظهکار کرده، نکته کلیدی است. در جوامعی که از ثبات لازم برای تجربه کردن الگوهای جدید برخوردار نیستند، طبیعی است که تمایل به سمت گزینههای آشنا و آزموده شده بیشتر شود. ترس از ناشناختهها، خصوصا وقتی هزینههای تجربه ناموفق بسیار بالاست، میتواند منطقی باشد.
اما اجازه دهید با صراحت به نکاتی که مطرح کردید بپردازم و توضیح دهم چرا این دیدگاه، با وجود بیان احساسی که از جامعه منتقل میکند، در تحلیل وضعیت کنونی و آینده ایران دچار انحراف است:
فرمودید جامعه ایران امروز مانند کسی است که تکه ای از لباس کهنه ولی بسیار شیک دست گرفته و به بازار رفته و از ان قماش می خواهد جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد. این تشبیه، اگرچه خلاقانه است، اما یک فرض بزرگ را بر جامعه ایران تحمیل میکند: اینکه تنها گزینه موجود، بازگشت به گذشته است. آیا واقعا هیچ گزینهی نوآورانه، هیچ راهحل شیک دیگری که بتواند بدون نیاز به دوخت و دوز لباس کهنه جامعه را پوشش دهد، وجود ندارد؟ این نگاه، پتانسیل خلاقیت و نوآوری جامعه را نادیده میگیرد.
تاکید مجدد به فرمایش شما جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد: این تشبیه، در ظاهر دلگرمکننده و نشاندهنده میل به ثبات است، اما در واقعیت، بزرگترین عامل رکود و عدم پیشرفت جامعه است. جامعه ایران امروز، به دلایل مختلف، از جمله مهندسی اجتماعی که خودتان به آن اشاره کردید، با چالشهای عمیقی روبروست. این چالشها نیازمند دوختن لباسی نو و نه صرفا وصله زدن لباس کهنه، بلکه طراحی و بافتن پارچهای جدید بر اساس نیازها و معیارهای امروز است. باقی ماندن بر لباس کهنه با وجود پارگیهای فراوان، دردی از جامعه دوا نمیکند، بلکه فقط توهمی از آشنایی و امنیت را ایجاد میکند.
فرمودید هر اندازه بیشتر در باره الگوهای دیگر و شاید بهتر سخن گفته شود فقط به محافظه کاری جامعه افزوده می شود و در صداقت گوینده تردید می کند: این گزاره، تلاشی است برای خاموش کردن صدای عقلانیت و امید به آینده. اتفاقا، سخن گفتن از الگوهای بهتر و ارائه راهحلهای نو، ضد محافظهکاری است. این بخش از استدلال شما، به جای نقد سازنده، به دنبال سرکوب اندیشه و ایجاد ترس از تغییر است. جامعهای که از صحبت درباره آینده خود بترسد، محکوم به تکرار تلخ گذشته است. تردید در صداقت گوینده، بیشتر زمانی رخ میدهد که گوینده به جای ارائه راهکار، صرفاً به نظام گذشته به عنوان یک بت بازمیگردد.
فرمودید جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد. … از طلا شدن ناامید شدند و می خواهند همان مس باقی بمانند: این دو جمله، تناقض آشکار در استدلال شما را نشان میدهد. از یک سو میگویید جامعه خواهان نظام مدرن با نهادهای مدرن است (که خود نشانهای از امید به پیشرفت و طلا شدن است)، و از سوی دیگر میگویید از طلا شدن ناامید شده و میخواهد مس بماند. این رفتار جامعه نیست، بلکه تفسیر شخصی شما از ناامیدی است که تلاش میکنید به اکثریت جامعه نسبت دهید. در واقع، جامعه خواهان راهی نو است تا به طلا دست یابد، نه اینکه قناعت به مس کند.
فرمودید با همه ان بگفته شما ضعف ، هزار بار مطمعن تر از همه الگوهای تجربه نشده است. … حداقل ضعف خود را می دانیم : این استدلال، مغالطه از ترس ناپیدا، به سوی آشنای معیوب است. درک ضعفهای گذشته ضروری است، اما دانستن ضعف به معنای پذیرش آن به عنوان راهحل نیست. هزاران فاکتور مثبت گذشته، نمیتوانند ضعفهای ساختاری و خطاهای فاحش را پاک کنند. اطمینان به یک نظام، نه از طریق شناخت ضعفهایش، بلکه از طریق اصلاحات عمیق، پاسخگویی، و ایجاد نهادهای مدرنی حاصل میشود که حقوق شهروندی را تضمین کنند.
درود دوباره بر شما و سپاس از صداقت کلامتان. فضای گفتگو همیشه زمانی ارزشمندتر میشود که با دیدگاههای مختلف، اما با احترام به یکدیگر، غنی گردد.
اجازه دهید با دقت بیشتری به این تحلیل مفصل شما بپردازم و نکات مطرح شده را موشکافی کنیم. شما از جامعه مدرن و نقش احزاب شروع کردید و سپس به جامعه آشفته و بینظم ناشی از مهندسی اجتماعی نظام ج.ا. اشاره داشتید. این مقدمه، زمینه را برای درک نگاه شما به وضعیت فعلی فراهم میکند.
نکتهای که درباره نظام گذشته و حس نوستالژی مطرح کردید، بسیار قابل تامل است. این تشبیه به لباسی کهنه اما شیک، یا همان تکه پارچه کهنه ولی بسیار شیک که مردم میخواهند دوباره بدوزند و بپوشند، به خوبی تصویرگر احساسی است که شاید بخش بزرگی از جامعه تجربه میکند. اینکه مردم به دنبال آنچه در دست دارند هستند و میخواهند آن را دوباره بدوزند و بپوشند، نشان از یک میل به ثبات و آشنایی دارد؛ میل به بازگشت به وضعیتی که حداقل، ضعفهایش را میدانیم.
اینکه فرمودید جامعه فیلسوف و حقوقدان ووو نیست و شرایط، آن را محافظهکار کرده، نکته کلیدی است. در جوامعی که از ثبات لازم برای تجربه کردن الگوهای جدید برخوردار نیستند، طبیعی است که تمایل به سمت گزینههای آشنا و آزموده شده بیشتر شود. ترس از ناشناختهها، خصوصا وقتی هزینههای تجربه ناموفق بسیار بالاست، میتواند منطقی باشد.
اما اجازه دهید با صراحت به نکاتی که مطرح کردید بپردازم و توضیح دهم چرا این دیدگاه، با وجود بیان احساسی که از جامعه منتقل میکند، در تحلیل وضعیت کنونی و آینده ایران دچار انحراف است:
فرمودید جامعه ایران امروز مانند کسی است که تکه ای از لباس کهنه ولی بسیار شیک دست گرفته و به بازار رفته و از ان قماش می خواهد جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد. این تشبیه، اگرچه خلاقانه است، اما یک فرض بزرگ را بر جامعه ایران تحمیل میکند: اینکه تنها گزینه موجود، بازگشت به گذشته است. آیا واقعا هیچ گزینهی نوآورانه، هیچ راهحل شیک دیگری که بتواند بدون نیاز به دوخت و دوز لباس کهنه جامعه را پوشش دهد، وجود ندارد؟ این نگاه، پتانسیل خلاقیت و نوآوری جامعه را نادیده میگیرد.
تاکید مجدد به فرمایش شما جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد: این تشبیه، در ظاهر دلگرمکننده و نشاندهنده میل به ثبات است، اما در واقعیت، بزرگترین عامل رکود و عدم پیشرفت جامعه است. جامعه ایران امروز، به دلایل مختلف، از جمله مهندسی اجتماعی که خودتان به آن اشاره کردید، با چالشهای عمیقی روبروست. این چالشها نیازمند دوختن لباسی نو و نه صرفا وصله زدن لباس کهنه، بلکه طراحی و بافتن پارچهای جدید بر اساس نیازها و معیارهای امروز است. باقی ماندن بر لباس کهنه با وجود پارگیهای فراوان، دردی از جامعه دوا نمیکند، بلکه فقط توهمی از آشنایی و امنیت را ایجاد میکند.
فرمودید هر اندازه بیشتر در باره الگوهای دیگر و شاید بهتر سخن گفته شود فقط به محافظه کاری جامعه افزوده می شود و در صداقت گوینده تردید می کند: این گزاره، تلاشی است برای خاموش کردن صدای عقلانیت و امید به آینده. اتفاقا، سخن گفتن از الگوهای بهتر و ارائه راهحلهای نو، ضد محافظهکاری است. این بخش از استدلال شما، به جای نقد سازنده، به دنبال سرکوب اندیشه و ایجاد ترس از تغییر است. جامعهای که از صحبت درباره آینده خود بترسد، محکوم به تکرار تلخ گذشته است. تردید در صداقت گوینده، بیشتر زمانی رخ میدهد که گوینده به جای ارائه راهکار، صرفاً به نظام گذشته به عنوان یک بت بازمیگردد.
فرمودید جامعه فقط انچه در دست دارد را می خواهد دوباره بدوزد و بپوشد. … از طلا شدن ناامید شدند و می خواهند همان مس باقی بمانند: این دو جمله، تناقض آشکار در استدلال شما را نشان میدهد. از یک سو میگویید جامعه خواهان نظام مدرن با نهادهای مدرن است (که خود نشانهای از امید به پیشرفت و طلا شدن است)، و از سوی دیگر میگویید از طلا شدن ناامید شده و میخواهد مس بماند. این رفتار جامعه نیست، بلکه تفسیر شخصی شما از ناامیدی است که تلاش میکنید به اکثریت جامعه نسبت دهید. در واقع، جامعه خواهان راهی نو است تا به طلا دست یابد، نه اینکه قناعت به مس کند.
فرمودید با همه ان بگفته شما ضعف ، هزار بار مطمعن تر از همه الگوهای تجربه نشده است. … حداقل ضعف خود را می دانیم : این استدلال، مغالطه از ترس ناپیدا، به سوی آشنای معیوب است. درک ضعفهای گذشته ضروری است، اما دانستن ضعف به معنای پذیرش آن به عنوان راهحل نیست. هزاران فاکتور مثبت گذشته، نمیتوانند ضعفهای ساختاری و خطاهای فاحش را پاک کنند. اطمینان به یک نظام، نه از طریق شناخت ضعفهایش، بلکه از طریق اصلاحات عمیق، پاسخگویی، و ایجاد نهادهای مدرنی حاصل میشود که حقوق شهروندی را تضمین کنند.
❤8🔥6👍2