🔴آتشسوزی دوباره در بازار تاریخی تبریز
مدیرکل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی:
ساعت 6 صبح امروز در هفت باب مغازه بازار صادقیه تبریز آتشسوزی رخ داد که تلفات جانی نداشته و علت حادثه در حال بررسی است.
روز دوشنبه هم هفت باب مغازه در بازار سرپوشیده و تاریخی تبریز دچار حریق شد
https://t.me/ASHOOZA
مدیرکل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی:
ساعت 6 صبح امروز در هفت باب مغازه بازار صادقیه تبریز آتشسوزی رخ داد که تلفات جانی نداشته و علت حادثه در حال بررسی است.
روز دوشنبه هم هفت باب مغازه در بازار سرپوشیده و تاریخی تبریز دچار حریق شد
https://t.me/ASHOOZA
😱12👎4😡1
اتحاد ملی ایران
🛑و رضایتِ همیشگی پدر از پسری که از کودکی عشق به مردم را از پدر آموخته و مشق کرده است. #پهلوی_امید_ملت #اتحاد_ملی_ایران 🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇 @OmidIranAzad
قدرت قلم من، آنچنان ترس و وحشتی در دل کسانی انداخته که برایشان ناخوشایند است، که مزدورانشان را با پول روانه میکنند تا با ری اکشن های فیک ، نوشتههایم را بیاثر جلوه دهند. اما همین کارشان، خودش بزرگترین گواه است بر درستی راهی که در پیش گرفتهام؛ چرا که هراس عمیقِ آنان، از این روست که به خوبی میدانند مردم ایران حرف مرا میفهمند و به قلمم اعتماد دارند.
این قلم، قدرتمندتر از همیشه، در راه مبارزه به چرخش در خواهد آمد.
https://t.me/ASHOOZA/290
بچه یِ آتیشم من نمیکنم توبه
برق قلممو دیدی، فکر کردی صبحه؟
این قلم، قدرتمندتر از همیشه، در راه مبارزه به چرخش در خواهد آمد.
https://t.me/ASHOOZA/290
بچه یِ آتیشم من نمیکنم توبه
برق قلممو دیدی، فکر کردی صبحه؟
Telegram
اَشو
🔹تحلیلی بر پیامهای پنهان استوری بانو یاسمین پهلوی: هشداری برای اتحاد و اقدام
استوری اخیر بانو یاسمین پهلوی، نه تنها یک پست ساده در فضای مجازی نیست، بلکه میتوان آن را بیانیهای پر از ظرافت و درایت دانست که حاوی پیامهای عمیق و چندلایه برای تمام دلسوزان…
استوری اخیر بانو یاسمین پهلوی، نه تنها یک پست ساده در فضای مجازی نیست، بلکه میتوان آن را بیانیهای پر از ظرافت و درایت دانست که حاوی پیامهای عمیق و چندلایه برای تمام دلسوزان…
🤣153👎57🔥15❤8👏4
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
کسادی بازار ملاها در ایران.
مردم ایران از جمهوری اسلامی عبور کردهاند.
🔗 اسرائیل به فارسی (@IsraelPersian)
@C_B_SHAHZADEH
مردم ایران از جمهوری اسلامی عبور کردهاند.
🔗 اسرائیل به فارسی (@IsraelPersian)
@C_B_SHAHZADEH
💯104👍84❤13
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
پادشاه زنده، رضاشاه دوم است.
ما مردهپرست نیستیم و فقط از شاه ایران خط میگیریم.
🔗 Shayan X (@ShayanX0)
@C_B_SHAHZADEH
ما مردهپرست نیستیم و فقط از شاه ایران خط میگیریم.
🔗 Shayan X (@ShayanX0)
@C_B_SHAHZADEH
👎254❤39👍1🥰1
کمپین بازگشت شاهزاده
پادشاه زنده، رضاشاه دوم است. ما مردهپرست نیستیم و فقط از شاه ایران خط میگیریم. 🔗 Shayan X (@ShayanX0) @C_B_SHAHZADEH
در عرض یک دقیقه ۲۵۲ ری اکشن دیس لایک .
مطالعه بفرمایید:
https://t.me/ASHOOZA/298
تکرار میکنم:
قلمم تک و تیز و تنده
ده ساله میچرخه هنوزم غلاف نشده
ابراهیمتون تبرش کنده
بگو من تنها بتی ام که خراب نشده
تلمبه ی کی کرده کله تو گنده؟
بگو هنوز قدر غبغب من باد نشده
هرکی میخواد بفهمه بره دوراشو بزنه
ولی آینده شو پیش من خراب نکنه
قلمم کلاشه جای گلوله ها واژه
بچکونم ماشه خون بدخواه پهلوی میپاشه
و در نهایت:
پرچم که تا ابد دست ماست ، شما فعلا با میلش بازی کنید. 😎🔥
مطالعه بفرمایید:
https://t.me/ASHOOZA/298
تکرار میکنم:
قلمم تک و تیز و تنده
ده ساله میچرخه هنوزم غلاف نشده
ابراهیمتون تبرش کنده
بگو من تنها بتی ام که خراب نشده
تلمبه ی کی کرده کله تو گنده؟
بگو هنوز قدر غبغب من باد نشده
هرکی میخواد بفهمه بره دوراشو بزنه
ولی آینده شو پیش من خراب نکنه
قلمم کلاشه جای گلوله ها واژه
بچکونم ماشه خون بدخواه پهلوی میپاشه
و در نهایت:
پرچم که تا ابد دست ماست ، شما فعلا با میلش بازی کنید. 😎🔥
Telegram
اَشو
قدرت قلم من، آنچنان ترس و وحشتی در دل کسانی انداخته که برایشان ناخوشایند است، که مزدورانشان را با پول روانه میکنند تا با ری اکشن های فیک ، نوشتههایم را بیاثر جلوه دهند. اما همین کارشان، خودش بزرگترین گواه است بر درستی راهی که در پیش گرفتهام؛ چرا که هراس…
🍾188👏21❤3🔥2👍1
پولاتونو بجای خریدن ری اکشن های فیک ، خرج خریدن اسپره رنگ کنید و تن شهر که تتو شده با نام رضا شاه دوم را پاک کنید . این برای شما منطقی تره .
سیاست بهم میگه: دست مریزاد، ارادت...
سیاست بهم میگه: دست مریزاد، ارادت...
🔥30👍9❤1
قانون اساسی مشروطه با تمام ارزش تاریخی اش، نمیتواند قانون اساسی فردای ایران باشد
اصل بیستم: تمام مطبوعات، غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است. ولی اگر بعد از طبع، مندرجات آن مخالف قانون تشخیص داده شود، مؤلف یا ناشر یا طابع، مطابق قانون مجازات خواهد شد.
توضیح: این اصل بر آزادی مطبوعات تاکید میکند، اما استثنائات کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین بسیار مبهم و گسترده هستند و میتوانند بهانهای برای سانسور و محدود کردن آزادی بیان باشند. برای یک ایران دموکراتیک آینده، لازم است که تعریف دقیقی از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین ارائه شود و از اعمال محدودیتهای تبعیضآمیز بر مطبوعات جلوگیری شود. همچنین، باید سازوکارهای قانونی برای رسیدگی به شکایات مربوط به محتوای مطبوعات ایجاد شود که از آزادی بیان محافظت کند و از انتشار اطلاعات نادرست و افتراآمیز جلوگیری کند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
اصل بیستم: تمام مطبوعات، غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است. ولی اگر بعد از طبع، مندرجات آن مخالف قانون تشخیص داده شود، مؤلف یا ناشر یا طابع، مطابق قانون مجازات خواهد شد.
توضیح: این اصل بر آزادی مطبوعات تاکید میکند، اما استثنائات کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین بسیار مبهم و گسترده هستند و میتوانند بهانهای برای سانسور و محدود کردن آزادی بیان باشند. برای یک ایران دموکراتیک آینده، لازم است که تعریف دقیقی از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین ارائه شود و از اعمال محدودیتهای تبعیضآمیز بر مطبوعات جلوگیری شود. همچنین، باید سازوکارهای قانونی برای رسیدگی به شکایات مربوط به محتوای مطبوعات ایجاد شود که از آزادی بیان محافظت کند و از انتشار اطلاعات نادرست و افتراآمیز جلوگیری کند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👏23👎4👍3❤1
قانون اساسی مشروطه با تمام ارزش تاریخی اش، نمیتواند قانون اساسی فردای ایران باشد
اصل دوم: این اصل خیلی طولانیه ولی خلاصهاش اینه مجلس شورای ملی باید قوانینی تصویب کنه که هیچوقت با قوانین اسلام مخالف نباشه. برای اینکه مطمئن بشن، قرار شده یک گروه حداقل پنج نفره از علمای بزرگ (که خودشون هم از بین ۲۰ نفر معرفی شده توسط مراجع تقلید و با رأی مجلس انتخاب میشن) نظارت کنن و اگه قانونی مخالف شرع باشه، جلوش رو بگیرن. این تصمیمشون هم قابل تغییر نیست.
توضیح : در دموکراسیهای مدرن، تنها مرجع قانونگذاری مجلسه که از طریق رای مستقیم مردم انتخاب شده. اینکه یک نهاد مذهبی حق وتوی قوانین مجلس رو داشته باشه، با مفهوم حاکمیت مردم و تفکیک قوا سازگار نیست. این میتونه مانع از تصویب قوانینی بشه که برای جامعه مدرن و ضروری هستن ولی ممکنه با یک تفسیر خاص از شرع مخالف باشن.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
اصل دوم: این اصل خیلی طولانیه ولی خلاصهاش اینه مجلس شورای ملی باید قوانینی تصویب کنه که هیچوقت با قوانین اسلام مخالف نباشه. برای اینکه مطمئن بشن، قرار شده یک گروه حداقل پنج نفره از علمای بزرگ (که خودشون هم از بین ۲۰ نفر معرفی شده توسط مراجع تقلید و با رأی مجلس انتخاب میشن) نظارت کنن و اگه قانونی مخالف شرع باشه، جلوش رو بگیرن. این تصمیمشون هم قابل تغییر نیست.
توضیح : در دموکراسیهای مدرن، تنها مرجع قانونگذاری مجلسه که از طریق رای مستقیم مردم انتخاب شده. اینکه یک نهاد مذهبی حق وتوی قوانین مجلس رو داشته باشه، با مفهوم حاکمیت مردم و تفکیک قوا سازگار نیست. این میتونه مانع از تصویب قوانینی بشه که برای جامعه مدرن و ضروری هستن ولی ممکنه با یک تفسیر خاص از شرع مخالف باشن.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👏13👍7👎1
اَشو | Ashoo
قانون اساسی مشروطه با تمام ارزش تاریخی اش، نمیتواند قانون اساسی فردای ایران باشد اصل دوم: این اصل خیلی طولانیه ولی خلاصهاش اینه مجلس شورای ملی باید قوانینی تصویب کنه که هیچوقت با قوانین اسلام مخالف نباشه. برای اینکه مطمئن بشن، قرار شده یک گروه حداقل پنج…
متن کامل اصل دوم: مجلس مقدس شورای ملی که بتوجه و تأیید حضرت امام عصر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلد الله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثرالله امثالهم و عامه ملت ایران تأسیس شده است باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسة اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلیالله علیه و آله و سلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهدة علمای اعلام ادامالله برکات وجودهم بوده و هست لهذا رسماً مقرر است در هر عصری از اعصار هیئتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان هم باشند باین طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسلام بیست نفر از علماء که دارای صفات مذکوره باشند معرفی بمجلس شورای ملی بنمایند پنج نفر از آنها را یا بیشتر بمقتضای عصر اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا بحکم قرعه تعیین نموده بسمت عضویت بشناسند تا موادیکه در مجلسین عنوان میشود بدقت مذاکره و غور رسی نموده هریک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح ورد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیأت علماء در این باب مطاع و متبع خواهد بود و این ماده با زمان ظهور حضرت حجتعصر عجلالله فرجه تغییر پذیر نخواهد بود.
👎12👏8⚡1
آنچه تا به اینجا مرور کردیم، تنها گامی بود در این مسیر پر فراز و نشیبِ آگاهی. سفری از دلِ اصول قانون اساسی مشروطه به سوی آرمانهای یک جامعهی دموکراتیک، روشن و آزاد. هر اصل، دریچهای بود به سوی فهم عمیقترِ حقوق و مسئولیتهای شهروندی، و هر توضیح، چراغی برای زدودن غبارِ ابهام از چهرهی عدالت.
اما این راه، پایانی ندارد. هنوز اصول دیگری در پیش است، و وظیفهی من، روشنگری و مبارزه در راه حقیقت.
گمان مبرید که این تلاشِ خستگیناپذیر، تنها یک تمرین ذهنی است. این، تمرینی است برای ساختن فردایی بهتر.
آری، من نیز در این مسیر، همراه شما خواهم بود.
با دقت و وسواس، کلمات را خواهم کاوید و مفاهیم را خواهم شکافت، تا هیچ نکتهای از نظر دور نماند.
کشتن با قلم هم بلدم آسونه!
پس در نمیرم، همه ش دنبال آگاهیام
فکر کردین چرا لقبم اَشوعه؟
اَشو، یعنی جویندهی آگاهی، و این، خود بزرگترین انگیزه برای پیمودن این راه دشوار است. راهی که با پرسش آغاز میشود، با تفکر ادامه مییابد، و با عمل به بار مینشیند.
#جاوید_شاه
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
اما این راه، پایانی ندارد. هنوز اصول دیگری در پیش است، و وظیفهی من، روشنگری و مبارزه در راه حقیقت.
گمان مبرید که این تلاشِ خستگیناپذیر، تنها یک تمرین ذهنی است. این، تمرینی است برای ساختن فردایی بهتر.
آری، من نیز در این مسیر، همراه شما خواهم بود.
با دقت و وسواس، کلمات را خواهم کاوید و مفاهیم را خواهم شکافت، تا هیچ نکتهای از نظر دور نماند.
کشتن با قلم هم بلدم آسونه!
پس در نمیرم، همه ش دنبال آگاهیام
فکر کردین چرا لقبم اَشوعه؟
اَشو، یعنی جویندهی آگاهی، و این، خود بزرگترین انگیزه برای پیمودن این راه دشوار است. راهی که با پرسش آغاز میشود، با تفکر ادامه مییابد، و با عمل به بار مینشیند.
#جاوید_شاه
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤16🔥3
🔹 قانون اساسی مشروطه: تاریخ ساز بود، اما تاریخ مصرف شد
در پهنهیِ گیتی، در روزگاری که غبار، دیدگانِ حقیقتجویان را تار کرده بود، قانونی ظهور کرد؛ قانونی که نه تنها با خون، بلکه با جوهرِ اندیشه نگاشته شده بود: قانون اساسی مشروطه. این قانون، همچون ستارهای نوظهور، در آسمانِ ظلمت، بارقهای از امید تاباند و نویدبخشِ سپیدهدمی روشن گشت. قانونی که در کالبدِ کلمات، روحی از آزادی و عدالت دمید و زنجیرهایِ استبداد را به چالش کشید. در آن دوران، قانون اساسی مشروطه، چون خورشیدی تابان، بر تاریکیِ جهل می تافت و همچون بارانی شفابخش، بر کویرِ ستم میبارید.
اما گذرِ زمان، همچون آسیابی سنگی، بر هر چیز، حتی بر قوانین، سایه میافکند. قانون اساسی مشروطه، که زمانی مانند درختی تناور، ریشههایش در خاکِ عدالت دوانده بود و شاخههایش، سایبانی بر سرِ آزادیخواهان گشته بود، اکنون، همچون درختی کهنسال، پژمرده و ناتوان گشته است. شاخههایش خشکیده و برگهایش زرد شدهاند؛ دیگر نه سایهای دارد و نه ثمری. مُدرن نبودنِ این قانون، همچون زخمی کهنه، بر پیکرهیِ آن نمایان گشته است.
این قانون، همچون پیرمردی بود که خاطراتِ جوانیاش را در صندوقچهای چوبی نگه میداشت و هر از گاهی، نگاهی به آن میانداخت. اما این خاطرات، دیگر با آهنگِ زمان همنوا نبودند.
مواد و اصولش، گویی حکایتی گنگ را روایت میکنند؛ داستانی از گذشتهای دور که دیگر با زبانِ امروز همخوانی ندارد. این قانون، همچون سخنی ناتمام، در گلو مانده است؛ پیامی نا مفهوم که کسی یارایِ درکِ آن را ندارد. گویی نغمهای غمانگیز است که در سکوتِ زمان، محو و نابود گشته است. بندهایش، همچون خطوطی درهمتنیده، معمایی پیچیده را پیش رویِ ما میگذارند؛ معمایی که حل کردنش، جز سردرگمی، حاصلی ندارد.
اساسِ این قانون، همچون بنایی سست، در برابرِ طوفانِ تغییرات، تاب مقاومت ندارد. پایههایش، لرزان و متزلزل گشتهاند و هر لحظه، بیمِ فروریختنش میرود. مشروطهاش، به قیدی بیمعنا بدل گشته است؛ بندی بر پایِ آزادی که مانع از پروازش میگردد. مُردنِ این قانون، نه به معنایِ نیستی و نابودی، بلکه به معنایِ تغییر و تحول است. مرگِ قانونِ کهنه، تولدی دوباره است؛ آغازی برایِ قانونی نو.
نوین نبودنِ این قانون، نه به معنایِ بیارزش بودنِ آن در گذشته، بلکه به معنایِ عدمِ تناسبِ آن با نیازهایِ امروز بود. گویی جامهای فاخر بود که زمانی برازنده تن بود، اما اکنون کوچک شده و تنگ شده است. قانون اساسی مشروطه، نمادی از یک گذارِ مهم بود، اما گذارِ از آن دوران به امروز، نیازمندِ قوانینی با زبانی متفاوت و رویکردی نو است. مُردنِ قانون، نه پایانِ آن، بلکه دعوت به خلقِ قانونی زنده است.
❗️مرگِ قانونِ کهنه، نویدبخشِ ظهورِ قانونی نوین است.
نوین نبودنش، همچون حکمی قطعی، بر پیشانیاش نقش بسته است. این قانون، همچون اسبی پیر، دیگر توانِ تاختن در میدانِ مسابقه را ندارد. همچون شمشیری زنگزده، دیگر برندگیِ خود را از دست داده است. همچون چراغی خاموش، دیگر نوری نمیافشاند. قانون اساسی مشروطه، یادگاری از گذشته است؛ نشانی از یک دورانِ سپریشده. اما برایِ ساختنِ آیندهای روشن، نیازمندِ قوانینی نو هستیم؛ قوانینی که با زبانِ زمان سخن بگویند و نیازهایِ نسلِ امروز را برآورده سازند.
✍ #اشو
هم وطنانم ، این اندیشه را با دیگران به اشتراک گذارید؛ باشد که چون بذری در دلها جوانه زند و در باغِ خرد، ثمری نو به بار آورد.
با سپاس از همراهی و نگاهِ تیزبین شما
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در پهنهیِ گیتی، در روزگاری که غبار، دیدگانِ حقیقتجویان را تار کرده بود، قانونی ظهور کرد؛ قانونی که نه تنها با خون، بلکه با جوهرِ اندیشه نگاشته شده بود: قانون اساسی مشروطه. این قانون، همچون ستارهای نوظهور، در آسمانِ ظلمت، بارقهای از امید تاباند و نویدبخشِ سپیدهدمی روشن گشت. قانونی که در کالبدِ کلمات، روحی از آزادی و عدالت دمید و زنجیرهایِ استبداد را به چالش کشید. در آن دوران، قانون اساسی مشروطه، چون خورشیدی تابان، بر تاریکیِ جهل می تافت و همچون بارانی شفابخش، بر کویرِ ستم میبارید.
اما گذرِ زمان، همچون آسیابی سنگی، بر هر چیز، حتی بر قوانین، سایه میافکند. قانون اساسی مشروطه، که زمانی مانند درختی تناور، ریشههایش در خاکِ عدالت دوانده بود و شاخههایش، سایبانی بر سرِ آزادیخواهان گشته بود، اکنون، همچون درختی کهنسال، پژمرده و ناتوان گشته است. شاخههایش خشکیده و برگهایش زرد شدهاند؛ دیگر نه سایهای دارد و نه ثمری. مُدرن نبودنِ این قانون، همچون زخمی کهنه، بر پیکرهیِ آن نمایان گشته است.
این قانون، همچون پیرمردی بود که خاطراتِ جوانیاش را در صندوقچهای چوبی نگه میداشت و هر از گاهی، نگاهی به آن میانداخت. اما این خاطرات، دیگر با آهنگِ زمان همنوا نبودند.
مواد و اصولش، گویی حکایتی گنگ را روایت میکنند؛ داستانی از گذشتهای دور که دیگر با زبانِ امروز همخوانی ندارد. این قانون، همچون سخنی ناتمام، در گلو مانده است؛ پیامی نا مفهوم که کسی یارایِ درکِ آن را ندارد. گویی نغمهای غمانگیز است که در سکوتِ زمان، محو و نابود گشته است. بندهایش، همچون خطوطی درهمتنیده، معمایی پیچیده را پیش رویِ ما میگذارند؛ معمایی که حل کردنش، جز سردرگمی، حاصلی ندارد.
اساسِ این قانون، همچون بنایی سست، در برابرِ طوفانِ تغییرات، تاب مقاومت ندارد. پایههایش، لرزان و متزلزل گشتهاند و هر لحظه، بیمِ فروریختنش میرود. مشروطهاش، به قیدی بیمعنا بدل گشته است؛ بندی بر پایِ آزادی که مانع از پروازش میگردد. مُردنِ این قانون، نه به معنایِ نیستی و نابودی، بلکه به معنایِ تغییر و تحول است. مرگِ قانونِ کهنه، تولدی دوباره است؛ آغازی برایِ قانونی نو.
نوین نبودنِ این قانون، نه به معنایِ بیارزش بودنِ آن در گذشته، بلکه به معنایِ عدمِ تناسبِ آن با نیازهایِ امروز بود. گویی جامهای فاخر بود که زمانی برازنده تن بود، اما اکنون کوچک شده و تنگ شده است. قانون اساسی مشروطه، نمادی از یک گذارِ مهم بود، اما گذارِ از آن دوران به امروز، نیازمندِ قوانینی با زبانی متفاوت و رویکردی نو است. مُردنِ قانون، نه پایانِ آن، بلکه دعوت به خلقِ قانونی زنده است.
❗️مرگِ قانونِ کهنه، نویدبخشِ ظهورِ قانونی نوین است.
نوین نبودنش، همچون حکمی قطعی، بر پیشانیاش نقش بسته است. این قانون، همچون اسبی پیر، دیگر توانِ تاختن در میدانِ مسابقه را ندارد. همچون شمشیری زنگزده، دیگر برندگیِ خود را از دست داده است. همچون چراغی خاموش، دیگر نوری نمیافشاند. قانون اساسی مشروطه، یادگاری از گذشته است؛ نشانی از یک دورانِ سپریشده. اما برایِ ساختنِ آیندهای روشن، نیازمندِ قوانینی نو هستیم؛ قوانینی که با زبانِ زمان سخن بگویند و نیازهایِ نسلِ امروز را برآورده سازند.
✍ #اشو
هم وطنانم ، این اندیشه را با دیگران به اشتراک گذارید؛ باشد که چون بذری در دلها جوانه زند و در باغِ خرد، ثمری نو به بار آورد.
با سپاس از همراهی و نگاهِ تیزبین شما
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👏17👍4❤2👎1
اَشو | Ashoo
تنها راه نجات ایران شاهزاده رضا پهلوی است زیرا بدونِ او، این رؤیایِ تغییر، همچون سرابی بیآب و غوک، در کویرِ یأس گم خواهد شد.
بکن تو مغزت مبارزه سخته
به این جمع کسی دعوتت نکرده
بجنگ با جنگش، برقص با رقصش!
به این جمع کسی دعوتت نکرده
بجنگ با جنگش، برقص با رقصش!
🔥19👏8👍1
Forwarded from ️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
🔴 فوری
با قیام مردم در شیراز و کازرون ؛ اسرائیل اعلام کرد تنها نیستید حمایت میشوید
خیابان را رها نکنیم…
@gurd_shah
با قیام مردم در شیراز و کازرون ؛ اسرائیل اعلام کرد تنها نیستید حمایت میشوید
خیابان را رها نکنیم…
@gurd_shah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏37👍2😢2❤1
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
🔹داستان پدربزرگم : از بیعرضگی شاه تا ترس سایبریها از شاهزاده
در لابهلای خاطرات و قصههایی که از پدربزرگِ مرحومم به یادگار مانده، داستانی است که گویی آینهای تمامنما از قضاوتهای تاریخ و امیدهای یک ملت است. او که خود شاهد فراز و فرودهای دورانِ رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی بود، همواره با نگاهی عمیق و تحلیلی ویژه، به رویدادهای زمانه مینگریست. این داستان، روایتی است از سخنان او دربارهی محمدرضا شاه و مقایسهی آن با وضعیت امروز و قضاوتهایی که دربارهی شاهزاده رضا پهلوی میشود.
داستانهایی از این دست، پژواکِ تاریخی عجیبی دارند. یادآور چرخههایی که در آن قضاوتها و پیشداوریها، همچون بادی موسمی، بر اذهان میوزند.
در دلِ تاریخِ پر فراز و نشیب ایران، قصهها گاه چنان با زندگی در هم میآمیزند که گویی خودِ زمان، به زبانِ انسان سخن میگوید.
پدربزرگِ من، با آن نگاهِ خسته اما پرامیدش، راوی یکی از همین قصهها بود؛ قصهای که گویی تقدیرِ ایران را در خود نهفته داشت.
پدربزرگم چه نیکو گفت:
یادم میآید، روزگاری که محمدرضا پهلوی، ردای پادشاهی بر تن کرد. جهان، آمیخته با زمزمههای تردید بود. پدربزرگم میگفت: همه میگفتند محمدرضا بیعرضه است، او کجا و اقتدارِ پدرش رضاشاه کجا؟ نکند این مملکت به دستِ او رو به زوال رود؟ اما روزگار، این قضاوتهای شتابزده را به سخره گرفت. محمدرضا شاه ، با تمامِ فراز و فرودهایش، ایرانی ساخت که درخششِ آن چشمها را خیره میکرد؛ ایرانی که بهشتی مینمود.
اما تلخیِ این داستان، در همینجا به پایان نرسید. چندی نگذشته بود که پدربزرگم، همان راویِ تاریخ، ما را ترک کرد. گویی آسمان نیز در سوگِ او، اندکی رنگِ خاکستری به خود گرفت.
اما اکنون، من در این روزگارِ پرهیاهو، همان قصه را به شکلی دیگر میشنوم. همان صداهایِ دیروز، همان تردیدهایِ آشنا، این بار بر زبانِ کسانی جاری است که خود را ایران دوست مینامند. آنها که روزی محمدرضاشاه را بیعرضه میخواندند، امروز شاهزاده رضا پهلوی را نشانه گرفتهاند.
میگویند:
او کجا و اقتدارِ پدرش کجا؟ این شاهزاده نیز بیعرضه است!
اما در پسِ این هیاهو، حقیقتی پنهان است. آنها میدانند؛ میدانند که اگر شاهزاده رضا پهلوی قدم به خاکِ ایران بگذارد، اگر او تاجِ پادشاهی بر سر نهد، ایرانی ساخته خواهد شد که در آن هیچ شهروندی دیگر رنج نخواهد کشید. ایرانی که طعمِ آزادی، آرامش و رفاهِ مالی را به کامِ همگان خواهد چشاند.
آنها این را میدانند، اما همچنان تکرار میکنند؛ همانند نسلی که محمدرضاشاه را نالایق میخواند، امروز شاهزاده رضا پهلوی را نیز بیعرضه میخوانند. گویی تاریخ، در حالِ تکرارِ تلخترینِ درسهایش است.
اما پدربزرگم به من آموخت که تاریخ، هرگز بهطورِ کامل تکرار نمیشود. و من، با یادِ او و با نگاهی به آینده، میدانم که روزی شاهزاده بازخواهد گشت. و آن روز، روسیاهی بر ذغال خواهد ماند؛ بر ذغالِ کسانی که حقیقت را نادیده گرفتند و در تاریکیِ تردید گم شدند.
پدر بزرگم چشمانش برای همیشه بسته شد و روحش، به سوی آسمان پر کشید. پدربزرگم رفت، اما قصههایش، امیدهایش و آن عشق عمیقش به این سرزمین، در قلب من باقی ماند. و من، تا ابد، میراثدار آن خاطرات خواهم بود.
پدربزرگم رفت، اما پیش از آنکه چشمانش برای همیشه بسته شود، بذری از امید در دلم کاشت. بذری که تا زندهام، از آن مراقبت خواهم کرد.
✍ #اشو
من در اینجا 👆من در آنجا👈
یک دو سه چپ راست بالا پایین 👈👉👆👇
زدین زدین زدین حالا ماییم
آخه این ادا اصولا چیه در میارین زیقی ها؟
وسیله ت چیه که میخوای سر تک تک شونو ببری؟
کیبورده گوشیتو میگی که باهاش تق و توق میکنی؟
تو که به آژیر پلیس فوبیا داری مشتی
برادر جوری فیتیله شده که درومده اشک تختی
تنهات میذارم با گنج فرضیت
@C_B_SHAHZADEH
در لابهلای خاطرات و قصههایی که از پدربزرگِ مرحومم به یادگار مانده، داستانی است که گویی آینهای تمامنما از قضاوتهای تاریخ و امیدهای یک ملت است. او که خود شاهد فراز و فرودهای دورانِ رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی بود، همواره با نگاهی عمیق و تحلیلی ویژه، به رویدادهای زمانه مینگریست. این داستان، روایتی است از سخنان او دربارهی محمدرضا شاه و مقایسهی آن با وضعیت امروز و قضاوتهایی که دربارهی شاهزاده رضا پهلوی میشود.
داستانهایی از این دست، پژواکِ تاریخی عجیبی دارند. یادآور چرخههایی که در آن قضاوتها و پیشداوریها، همچون بادی موسمی، بر اذهان میوزند.
در دلِ تاریخِ پر فراز و نشیب ایران، قصهها گاه چنان با زندگی در هم میآمیزند که گویی خودِ زمان، به زبانِ انسان سخن میگوید.
پدربزرگِ من، با آن نگاهِ خسته اما پرامیدش، راوی یکی از همین قصهها بود؛ قصهای که گویی تقدیرِ ایران را در خود نهفته داشت.
پدربزرگم چه نیکو گفت:
یادم میآید، روزگاری که محمدرضا پهلوی، ردای پادشاهی بر تن کرد. جهان، آمیخته با زمزمههای تردید بود. پدربزرگم میگفت: همه میگفتند محمدرضا بیعرضه است، او کجا و اقتدارِ پدرش رضاشاه کجا؟ نکند این مملکت به دستِ او رو به زوال رود؟ اما روزگار، این قضاوتهای شتابزده را به سخره گرفت. محمدرضا شاه ، با تمامِ فراز و فرودهایش، ایرانی ساخت که درخششِ آن چشمها را خیره میکرد؛ ایرانی که بهشتی مینمود.
اما تلخیِ این داستان، در همینجا به پایان نرسید. چندی نگذشته بود که پدربزرگم، همان راویِ تاریخ، ما را ترک کرد. گویی آسمان نیز در سوگِ او، اندکی رنگِ خاکستری به خود گرفت.
اما اکنون، من در این روزگارِ پرهیاهو، همان قصه را به شکلی دیگر میشنوم. همان صداهایِ دیروز، همان تردیدهایِ آشنا، این بار بر زبانِ کسانی جاری است که خود را ایران دوست مینامند. آنها که روزی محمدرضاشاه را بیعرضه میخواندند، امروز شاهزاده رضا پهلوی را نشانه گرفتهاند.
میگویند:
او کجا و اقتدارِ پدرش کجا؟ این شاهزاده نیز بیعرضه است!
اما در پسِ این هیاهو، حقیقتی پنهان است. آنها میدانند؛ میدانند که اگر شاهزاده رضا پهلوی قدم به خاکِ ایران بگذارد، اگر او تاجِ پادشاهی بر سر نهد، ایرانی ساخته خواهد شد که در آن هیچ شهروندی دیگر رنج نخواهد کشید. ایرانی که طعمِ آزادی، آرامش و رفاهِ مالی را به کامِ همگان خواهد چشاند.
آنها این را میدانند، اما همچنان تکرار میکنند؛ همانند نسلی که محمدرضاشاه را نالایق میخواند، امروز شاهزاده رضا پهلوی را نیز بیعرضه میخوانند. گویی تاریخ، در حالِ تکرارِ تلخترینِ درسهایش است.
اما پدربزرگم به من آموخت که تاریخ، هرگز بهطورِ کامل تکرار نمیشود. و من، با یادِ او و با نگاهی به آینده، میدانم که روزی شاهزاده بازخواهد گشت. و آن روز، روسیاهی بر ذغال خواهد ماند؛ بر ذغالِ کسانی که حقیقت را نادیده گرفتند و در تاریکیِ تردید گم شدند.
پدر بزرگم چشمانش برای همیشه بسته شد و روحش، به سوی آسمان پر کشید. پدربزرگم رفت، اما قصههایش، امیدهایش و آن عشق عمیقش به این سرزمین، در قلب من باقی ماند. و من، تا ابد، میراثدار آن خاطرات خواهم بود.
پدربزرگم رفت، اما پیش از آنکه چشمانش برای همیشه بسته شود، بذری از امید در دلم کاشت. بذری که تا زندهام، از آن مراقبت خواهم کرد.
✍ #اشو
من در اینجا 👆من در آنجا👈
یک دو سه چپ راست بالا پایین 👈👉👆👇
زدین زدین زدین حالا ماییم
آخه این ادا اصولا چیه در میارین زیقی ها؟
وسیله ت چیه که میخوای سر تک تک شونو ببری؟
کیبورده گوشیتو میگی که باهاش تق و توق میکنی؟
تو که به آژیر پلیس فوبیا داری مشتی
برادر جوری فیتیله شده که درومده اشک تختی
تنهات میذارم با گنج فرضیت
@C_B_SHAHZADEH
❤27👏1
من یه سوال دارم ، این شاهزاده کی میاد ، شد 47 سال !!!!!
سوال یکی از هم میهنان 👆
سوال یکی از هم میهنان 👆
🔥13👍2
Forwarded from ✍️ #اشو
آفرین به این سوال
ضمن اینمه درک میکنم این انتظار طولانی چقد میتونه فرسایشدهنده باشه و سوالی که پرسیدی، گویای همین خستگی عمیقه. اما بزار واقعبین باشیم؛ میشه از کسی انتظار داشت که در غیاب میدان ، عصای معجزه برداره و تمام موانع رو از میان برداره؟
زمانی ک ارادهی جمعی برای تغییر، تنها در پستوهای خانهها و در سکوت شب شکل میگیره، چطور میشه انتظار داشت ک بار سنگین یک ملت را بر دوش یک فرد انداخت؟ شاهی ک از آن سخن میگی، ن یک جادوگر است و نه موجودی فرازمینی. او هم مانند ما، نیازمند همراهی، همدلی و حرکت جمعی است.
تغییر، ی مسیر دوطرفه ست؛ تا وقتی ک ما، مردمان این سرزمین، تصمیم نگیریم ک برا حقوق پایمال شده مات قد علم کتیم و میدان عمل را خالی نگذاریم، هیچگس نمیتواند ب تنهایی، معجزهی آزادی را رقم بزند. آمدن او، نیازمند بستری است که ما با حضور و ارادهمان میسازیم؛ نه با تکیه بر انتظار و سکوت.
حالا برو تن لخت شهرو تتو کن رضا شاه دوم ببینم عملگرا هستی یا فقط نشستی انتظار داری عصا موسی معجزه کنه
ضمن اینمه درک میکنم این انتظار طولانی چقد میتونه فرسایشدهنده باشه و سوالی که پرسیدی، گویای همین خستگی عمیقه. اما بزار واقعبین باشیم؛ میشه از کسی انتظار داشت که در غیاب میدان ، عصای معجزه برداره و تمام موانع رو از میان برداره؟
زمانی ک ارادهی جمعی برای تغییر، تنها در پستوهای خانهها و در سکوت شب شکل میگیره، چطور میشه انتظار داشت ک بار سنگین یک ملت را بر دوش یک فرد انداخت؟ شاهی ک از آن سخن میگی، ن یک جادوگر است و نه موجودی فرازمینی. او هم مانند ما، نیازمند همراهی، همدلی و حرکت جمعی است.
تغییر، ی مسیر دوطرفه ست؛ تا وقتی ک ما، مردمان این سرزمین، تصمیم نگیریم ک برا حقوق پایمال شده مات قد علم کتیم و میدان عمل را خالی نگذاریم، هیچگس نمیتواند ب تنهایی، معجزهی آزادی را رقم بزند. آمدن او، نیازمند بستری است که ما با حضور و ارادهمان میسازیم؛ نه با تکیه بر انتظار و سکوت.
حالا برو تن لخت شهرو تتو کن رضا شاه دوم ببینم عملگرا هستی یا فقط نشستی انتظار داری عصا موسی معجزه کنه
👍24❤4🔥2
🔹 بشکن سکوت! با اراده پولادین، قفس را در هم بکوب
در اعماق این شبهای تیرهگون، که گویی وهم و اندوه بر تارکِ این دیار سایه گسترانده و سایههایِ بلندِ ناامیدی بر جانها سنگینی میکند، آوایی برخاسته است. آوایی که از ژرفایِ تاریخ، از خاکِ مقدسِ این سرزمین، از سینههایِ پردردِ مردمانش، طنینانداز شده است. این، نجوایی است از امید، نویدِ رهایی، و بشارتِ طلوعی دوباره پس از شبی طولانی و سرد.
آیا اینک زمانِ آن فرا نرسیده است؟ آن لحظه پگاهِ پیروزی که در انتظارش جانها در تب و تاب است و دلها بیقرار؟ هنگامی که غبارِ فریب از چهره حقیقت شسته شده و نورِ آگاهی، راهِ خود را به قلبِ تاریکی و جهل بگشاید. گویی بنایِ استبداد، این ارگِ پوسیده ستم، که بر پایههایِ ظلم و ستم بنا شده، اینک بیش از هر زمان، در آستانه فرو ریختن است و لرزههایِ ویرانی در تار و پودش احساس میشود.
لیکن این ضربتِ کارساز، این خروشِ خفته، نه از آسمانِ بیکران فرود آید و نه از غیبِ ناگهان برسد. این ضربه، از دستانِ ما تراویده است! از اراده یکپارچه و پولادین مردم، از شورِ جوانان، از خردِ پیران، از فریادِ خاموشِ دلهایِ پردردِ مردمانِ این سرزمین. اکنون، بیش از هر زمانِ دیگری، نیاز است که از انزوایِ خویشتن رها شویم، از ترسِ بیمورد فاصله بگیریم و همنوا با یکدیگر، بندهایِ سکوت را از هم بگسلیم و آواهایِ سرکوب شده را به گوشِ جهانیان برسانیم.
سخن گفتن و فریاد برآوردن در پهنه مجازی، در این فضایِ پرهیاهو، نیکوست و ابزاری برایِ بیانِ احساسات، اما آیا کافی است؟ آیا این الفاظِ تنها، این پیامهایِ پراکنده، توانِ درهم شکستنِ آن دیوارِ بلندِ استبداد را دارند؟ هرگز! این گفتار، این شعارهایِ بیعمل، تنها زمانی ثمرِ حقیقی خواهد داد که با عملِ قاطع، با حضورِ میدانی، با اتحادِ عملی قرین گردد و در عرصه واقعیت، جلوهگر شود.
پس برخیزید، ای هممیهنان! ای فرزندانِ این آب و خاک! از خانههایِ امنِ خویش، از کنجِ انزوا، بیرون آیید و در کوچهها و خیابانهایِ این شهر، در قلبِ تپنده میهن، یکدل و یکصدا، خواستههایِ برحقِ خود را، فریادِ مظلومیتِ خود را، اراده پولادینِ خود را برایِ تغییر، به گوشِ تاریخ برسانید. نشان دهیم که تابِ این همه جور و ستم، از کفِ ما رفته است! با حضوری شکوهمند، با اتحادِ سترگ، با گامی استوار، حقِ خود را از چنگالِ غاصبانِ این سرزمین بازستانیم و مسیرِ تاریخ را دگرگون سازیم.
این، دمِ غنیمت شمرده ایست! لحظه تعیینِ سرنوشتِ این ملت، لحظه رقم خوردنِ فصلِ نوینی از تاریخِ این دیار. فرصتی که نباید از دست برود، زیرا که تاریخ، جز بر اراده قوی و اقدامِ شجاعانه، بر هیچ بنیانی استوار نخواهد شد. با دلاوری، با عزمی راسخ، و با امیدی که در دلها شعلهور است، فردایی روشنتر و آزادتر بیافرینیم!
✍ #اشو
بیایید با هم، حماسهای نو در دفترِ تاریخِ این سرزمین رقم زنیم؛ حماسهای که در آن، صدایِ مردم، صدایِ خداگونه اراده ملی، پیروزِ میدان باشد.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در اعماق این شبهای تیرهگون، که گویی وهم و اندوه بر تارکِ این دیار سایه گسترانده و سایههایِ بلندِ ناامیدی بر جانها سنگینی میکند، آوایی برخاسته است. آوایی که از ژرفایِ تاریخ، از خاکِ مقدسِ این سرزمین، از سینههایِ پردردِ مردمانش، طنینانداز شده است. این، نجوایی است از امید، نویدِ رهایی، و بشارتِ طلوعی دوباره پس از شبی طولانی و سرد.
آیا اینک زمانِ آن فرا نرسیده است؟ آن لحظه پگاهِ پیروزی که در انتظارش جانها در تب و تاب است و دلها بیقرار؟ هنگامی که غبارِ فریب از چهره حقیقت شسته شده و نورِ آگاهی، راهِ خود را به قلبِ تاریکی و جهل بگشاید. گویی بنایِ استبداد، این ارگِ پوسیده ستم، که بر پایههایِ ظلم و ستم بنا شده، اینک بیش از هر زمان، در آستانه فرو ریختن است و لرزههایِ ویرانی در تار و پودش احساس میشود.
لیکن این ضربتِ کارساز، این خروشِ خفته، نه از آسمانِ بیکران فرود آید و نه از غیبِ ناگهان برسد. این ضربه، از دستانِ ما تراویده است! از اراده یکپارچه و پولادین مردم، از شورِ جوانان، از خردِ پیران، از فریادِ خاموشِ دلهایِ پردردِ مردمانِ این سرزمین. اکنون، بیش از هر زمانِ دیگری، نیاز است که از انزوایِ خویشتن رها شویم، از ترسِ بیمورد فاصله بگیریم و همنوا با یکدیگر، بندهایِ سکوت را از هم بگسلیم و آواهایِ سرکوب شده را به گوشِ جهانیان برسانیم.
سخن گفتن و فریاد برآوردن در پهنه مجازی، در این فضایِ پرهیاهو، نیکوست و ابزاری برایِ بیانِ احساسات، اما آیا کافی است؟ آیا این الفاظِ تنها، این پیامهایِ پراکنده، توانِ درهم شکستنِ آن دیوارِ بلندِ استبداد را دارند؟ هرگز! این گفتار، این شعارهایِ بیعمل، تنها زمانی ثمرِ حقیقی خواهد داد که با عملِ قاطع، با حضورِ میدانی، با اتحادِ عملی قرین گردد و در عرصه واقعیت، جلوهگر شود.
پس برخیزید، ای هممیهنان! ای فرزندانِ این آب و خاک! از خانههایِ امنِ خویش، از کنجِ انزوا، بیرون آیید و در کوچهها و خیابانهایِ این شهر، در قلبِ تپنده میهن، یکدل و یکصدا، خواستههایِ برحقِ خود را، فریادِ مظلومیتِ خود را، اراده پولادینِ خود را برایِ تغییر، به گوشِ تاریخ برسانید. نشان دهیم که تابِ این همه جور و ستم، از کفِ ما رفته است! با حضوری شکوهمند، با اتحادِ سترگ، با گامی استوار، حقِ خود را از چنگالِ غاصبانِ این سرزمین بازستانیم و مسیرِ تاریخ را دگرگون سازیم.
این، دمِ غنیمت شمرده ایست! لحظه تعیینِ سرنوشتِ این ملت، لحظه رقم خوردنِ فصلِ نوینی از تاریخِ این دیار. فرصتی که نباید از دست برود، زیرا که تاریخ، جز بر اراده قوی و اقدامِ شجاعانه، بر هیچ بنیانی استوار نخواهد شد. با دلاوری، با عزمی راسخ، و با امیدی که در دلها شعلهور است، فردایی روشنتر و آزادتر بیافرینیم!
✍ #اشو
بیایید با هم، حماسهای نو در دفترِ تاریخِ این سرزمین رقم زنیم؛ حماسهای که در آن، صدایِ مردم، صدایِ خداگونه اراده ملی، پیروزِ میدان باشد.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👏24❤2👍2🔥1
اَشو | Ashoo pinned «🔹 بشکن سکوت! با اراده پولادین، قفس را در هم بکوب در اعماق این شبهای تیرهگون، که گویی وهم و اندوه بر تارکِ این دیار سایه گسترانده و سایههایِ بلندِ ناامیدی بر جانها سنگینی میکند، آوایی برخاسته است. آوایی که از ژرفایِ تاریخ، از خاکِ مقدسِ این سرزمین، از…»