Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
هممیهنان،
سپاسگزار حمایت گسترده شما از همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» در مونیخ و همچنین از «کتابچه دوران اضطرارِ پروژه شکوفایی ایران» هستم. در همین بازه کوتاه، من و تیم همراهم پیامهای فراوانی حاوی حمایت، همفکری و پیشنهادهای سازنده دریافت کردهایم که در برنامهریزی گامهای بعدی ما بسیار راهگشا خواهد بود.
همانگونه که همواره تأکید کردهام، نقد منصفانه و گفتگوی سازنده، امری ضروری است و به بهبود مسیر ما کمک میکند. اما در مقابل، تخریب سازمانیافته، اتهامزنی و تهمتزنی، و القای بیاعتمادی علیه برنامه و تیم من، آن هم از سوی افرادی که خود را «حامی» میدانند، اقدامی ناپذیرفتنی، غیرمنصفانه و غیراخلاقی است که به انسجام و همکاری ملی ما آسیب میزند.
این رفتارها و تلاش برای ترسیم چهرهای بیاختیار، ناتوان و تحت نفوذ از من، توهینی آشکار به شخصیت من، و به شعور سیاسی هممیهنانم است. من چنین افرادی را حامی خود نمیدانم و حملات زشت، افتراآمیز، سازمانیافته و هدفمندشان را که با هدف کمرنگ کردن موفقیت بزرگ همایش همکاری ملی انجام میشود، قاطعانه محکوم میکنم.
همچنان در کنار همه کسانی که به رهبری، اصول و چشمانداز من باور دارند و از آن حمایت میکنند، ایستادهام. به کسانی که چنین باوری ندارند نیز توصیه میکنم فردی را بیابند که دیدگاههایشان را نمایندگی میکند و از او حمایت کنند.
ما با برگزاری همایش همکاری ملی و ارائه پیشنویس برنامه اداره کشور در دوران اضطرار، گام بزرگی برداشتهایم. به شما ملت بزرگ ایران اطمینان میدهم که این راه را با باور و اراده، همراه هم تا سرنگونی جمهوری اسلامی، باز پس گرفتن ایران و دوباره ساختنش ادامه خواهیم داد و پیروز خواهیم شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
سپاسگزار حمایت گسترده شما از همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» در مونیخ و همچنین از «کتابچه دوران اضطرارِ پروژه شکوفایی ایران» هستم. در همین بازه کوتاه، من و تیم همراهم پیامهای فراوانی حاوی حمایت، همفکری و پیشنهادهای سازنده دریافت کردهایم که در برنامهریزی گامهای بعدی ما بسیار راهگشا خواهد بود.
همانگونه که همواره تأکید کردهام، نقد منصفانه و گفتگوی سازنده، امری ضروری است و به بهبود مسیر ما کمک میکند. اما در مقابل، تخریب سازمانیافته، اتهامزنی و تهمتزنی، و القای بیاعتمادی علیه برنامه و تیم من، آن هم از سوی افرادی که خود را «حامی» میدانند، اقدامی ناپذیرفتنی، غیرمنصفانه و غیراخلاقی است که به انسجام و همکاری ملی ما آسیب میزند.
این رفتارها و تلاش برای ترسیم چهرهای بیاختیار، ناتوان و تحت نفوذ از من، توهینی آشکار به شخصیت من، و به شعور سیاسی هممیهنانم است. من چنین افرادی را حامی خود نمیدانم و حملات زشت، افتراآمیز، سازمانیافته و هدفمندشان را که با هدف کمرنگ کردن موفقیت بزرگ همایش همکاری ملی انجام میشود، قاطعانه محکوم میکنم.
همچنان در کنار همه کسانی که به رهبری، اصول و چشمانداز من باور دارند و از آن حمایت میکنند، ایستادهام. به کسانی که چنین باوری ندارند نیز توصیه میکنم فردی را بیابند که دیدگاههایشان را نمایندگی میکند و از او حمایت کنند.
ما با برگزاری همایش همکاری ملی و ارائه پیشنویس برنامه اداره کشور در دوران اضطرار، گام بزرگی برداشتهایم. به شما ملت بزرگ ایران اطمینان میدهم که این راه را با باور و اراده، همراه هم تا سرنگونی جمهوری اسلامی، باز پس گرفتن ایران و دوباره ساختنش ادامه خواهیم داد و پیروز خواهیم شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
❤23👍1🙏1
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیروزی ما از هر زمان نزدیکتر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زبالهدان تاریخ میرود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد.
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
❤20👍1🙏1
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان برق و آب صرفه جویی و کم مصرف کنین تا آقا فرزان شمخانی با خیال راحت بتونه شنا کنه
@C_B_SHAHZADEH
@C_B_SHAHZADEH
🤬15💩2
من اشو از نوجوانی، از همان چهارده سالگی، مسیر زندگیام را نه بر اساس منفعت شخصی، بلکه بر مدار عشق به ایران و آزادی بنا نهادم.
در اوج جوانی، زمانی که پدرم را که کارمند شرکت نفت بود، از دست دادم، خدا بیامرزش… وقتی رفت، قانون گفت بیا بشین جای بابات، راحت زندگی کن.
قانون همین نظام این امکان را به من میداد که به سادگی جانشین او شوم و زندگی مرفه و بیدغدغهای داشته باشم؛ میتونستم خیلی راحت، تنها رشتهای مرتبط با صنعت نفت را برگزینم و جانشین پدرم شوم.
اما شور وطنپرستی در رگهایم چنان جاری بود که در دانشگاه انتخاب رشته علوم سیاسی کردم؛ راهی پر فراز و نشیب که مرا به سمت مبارزه برای آرمانهای بزرگ ایران سوق داد. راهی که میدانستم پر از رنج است، اما به سوی افق آزادی ایران رهنمون میشد.
نوجوانی و جوانی من، که میتوانست در سایه آرامش، غرق در شور جوانی، دوستیهای ناب و تجربههای شیرین سپری شود، در عوض، در عرصه مبارزه و تلاش بیوقفه برای رهایی میهن گذشت.
آینده اقتصادیام، که میتوانست چون نگینی درخشان و با اطمینان ترسیم گردد، به بهای افشای حقیقت و مقابله با تاریکیِ استبداد، قربانی شد. حتی فرصتهای بیشماری که میتوانستند به زندگیام رنگینکمانی از زیبایی ببخشند، تفریحاتِ آمیخته با نشاطِ جوانی، و آرامش و آسایشی که حقی مسلم برای هر انسان است، همه و همه را به پایِ ایرانِ آزاد، به پایِ سرزمینم که شایسته نفس کشیدن در هوای آزادی است، نثار کردم.
این گذشتهای عمیق، این فداکاریهای بیدریغ، این مبارزاتِ بیوقفه، نه تنها ارادهام را پولادین ساخته، بلکه جسارتی وصفناپذیر به من بخشیده است تا امروز، با صراحتی بیپرده و بدون هیچ پردهپوشی، پژواکِ حقیقیِ قلبم را به گوش همگان برسانم. من از آن دست آدمیان نیستم که در برابر نا حق، سکوتِ مرگبار اختیار کنند. من نمیتوانم بله قربانگو باشم؛ زیرا تمامِ هستیِ من، وقفِ آزادیِ ایران شده است و این مسیر، نه یک انتخاب، که تجلیِ عمیقترین باورهای وجودیِ من است.
نوجوانی و جوانی من، آن سالهای طلایی که خیلیها بهترین خاطراتشون رو ساختن، برای من شد میدان مبارزه. هر روز تلاش میکردم، هر شب فکر میکردم چطور میتونم یه قدم ایران رو به آزادی نزدیکتر کنم. آینده اقتصادی؟ آسایش؟ تفریح؟ همهش رو گذاشتم کنار. فقط میخواستم ایران آزاد باشه، نفس بکشه.
حالا که این همه راه اومدم، این همه از خودم گذشتم، حق دارم که رک و راست حرفمو بزنم. حق دارم که دیگه بله قربانگو نباشم. چون همهی وجود من، از ۱۴ سالگی تا الان، وقف همین راه شده. هر کاری کردم، برای دلم بود، برای وجدانم بود، برای ایرانم بود.
این فداکاریها، این گذشتها، این مبارزات بیوقفه، به من این جسارت را داده که امروز با صراحت و بدون هیچ پردهپوشی، حرف دلم را بزنم. نمیتونم کاندوم بکشم رو حرفام....
✍ #اشو
برای همینه که چندین بار گفتم
من رفاقتی میجنگم نه واسه ی زندگی
بعضیا واستادن رو نوک قله ی مادر جندگی
در اوج جوانی، زمانی که پدرم را که کارمند شرکت نفت بود، از دست دادم، خدا بیامرزش… وقتی رفت، قانون گفت بیا بشین جای بابات، راحت زندگی کن.
قانون همین نظام این امکان را به من میداد که به سادگی جانشین او شوم و زندگی مرفه و بیدغدغهای داشته باشم؛ میتونستم خیلی راحت، تنها رشتهای مرتبط با صنعت نفت را برگزینم و جانشین پدرم شوم.
اما شور وطنپرستی در رگهایم چنان جاری بود که در دانشگاه انتخاب رشته علوم سیاسی کردم؛ راهی پر فراز و نشیب که مرا به سمت مبارزه برای آرمانهای بزرگ ایران سوق داد. راهی که میدانستم پر از رنج است، اما به سوی افق آزادی ایران رهنمون میشد.
نوجوانی و جوانی من، که میتوانست در سایه آرامش، غرق در شور جوانی، دوستیهای ناب و تجربههای شیرین سپری شود، در عوض، در عرصه مبارزه و تلاش بیوقفه برای رهایی میهن گذشت.
آینده اقتصادیام، که میتوانست چون نگینی درخشان و با اطمینان ترسیم گردد، به بهای افشای حقیقت و مقابله با تاریکیِ استبداد، قربانی شد. حتی فرصتهای بیشماری که میتوانستند به زندگیام رنگینکمانی از زیبایی ببخشند، تفریحاتِ آمیخته با نشاطِ جوانی، و آرامش و آسایشی که حقی مسلم برای هر انسان است، همه و همه را به پایِ ایرانِ آزاد، به پایِ سرزمینم که شایسته نفس کشیدن در هوای آزادی است، نثار کردم.
این گذشتهای عمیق، این فداکاریهای بیدریغ، این مبارزاتِ بیوقفه، نه تنها ارادهام را پولادین ساخته، بلکه جسارتی وصفناپذیر به من بخشیده است تا امروز، با صراحتی بیپرده و بدون هیچ پردهپوشی، پژواکِ حقیقیِ قلبم را به گوش همگان برسانم. من از آن دست آدمیان نیستم که در برابر نا حق، سکوتِ مرگبار اختیار کنند. من نمیتوانم بله قربانگو باشم؛ زیرا تمامِ هستیِ من، وقفِ آزادیِ ایران شده است و این مسیر، نه یک انتخاب، که تجلیِ عمیقترین باورهای وجودیِ من است.
نوجوانی و جوانی من، آن سالهای طلایی که خیلیها بهترین خاطراتشون رو ساختن، برای من شد میدان مبارزه. هر روز تلاش میکردم، هر شب فکر میکردم چطور میتونم یه قدم ایران رو به آزادی نزدیکتر کنم. آینده اقتصادی؟ آسایش؟ تفریح؟ همهش رو گذاشتم کنار. فقط میخواستم ایران آزاد باشه، نفس بکشه.
حالا که این همه راه اومدم، این همه از خودم گذشتم، حق دارم که رک و راست حرفمو بزنم. حق دارم که دیگه بله قربانگو نباشم. چون همهی وجود من، از ۱۴ سالگی تا الان، وقف همین راه شده. هر کاری کردم، برای دلم بود، برای وجدانم بود، برای ایرانم بود.
این فداکاریها، این گذشتها، این مبارزات بیوقفه، به من این جسارت را داده که امروز با صراحت و بدون هیچ پردهپوشی، حرف دلم را بزنم. نمیتونم کاندوم بکشم رو حرفام....
✍ #اشو
برای همینه که چندین بار گفتم
من رفاقتی میجنگم نه واسه ی زندگی
بعضیا واستادن رو نوک قله ی مادر جندگی
❤29👏6
🔹اعتمادی و وارونگیِ منطق: وقتی نقشِ کاغذ از انتخاب مردم مهمتر میشود!
اجازه بدهید به کلام امیرحسین اعتمادی بپردازیم و ببینیم چرا استدلال او در مورد آینده ایران، نه تنها اشتباه، بلکه به شدت مضر و مخرب است.
وقتی پای منافع ملی و آینده ایران در میان باشد، نباید گذاشت توهمات و سادهانگاریهای سیاسی، مسیر تاریخ را منحرف کند. اظهارات اخیر امیرحسین اعتمادی در مورد اینکه پس از رای مردم به پادشاهی، روی کاغذ هم باید مجلس مؤسسان تصمیم بگیرد، نه تنها نشاندهنده درکی ناکافی از واقعیتهای سیاسی دوران گذار است، بلکه میتواند ضربهای مهلک به تلاشهای مردم برای برپایی ایرانی آزاد و دموکراتیک وارد کند. این حرفها باید با خاک یکسان شوند، این سخنان در واقع نمک بر زخم ملت میپاشد و راه را برای بازگشت تاریکی هموار میکند.
اشاره اعتمادی به لزوم تصمیمگیری مجلس موسسان، اگر به این معنا تعبیر شود که نقش شاهزاده رضا پهلوی فعلاً صرفا یک پیشنهاد است که باید توسط نهادی دیگر تأیید یا رد شود، میتواند به تضعیف اجماعی که حول محور او شکل گرفته، بیانجامد.
❗️این دقیقا همان منطقی است که در نظامهای اقتدارگرا رایج است:
ایجاد فرآیندهای اداری طولانی و پیچیده برای به تأخیر انداختن یا خنثی کردن اراده مردم.
در دوران گذار، ثبات و شفافیت حرف اول را میزند. اعتمادی با گفتن این چرند که: باید منتظر مجلس مؤسسان ماند، عملاً خلا قدرت ایجاد میکند. این خلأ، بهترین فرصت برای نیروهای ضد دموکراتیک، چه از داخل و چه از خارج، است تا نفوذ کنند و مسیر را منحرف سازند.
در شرایطی که مردم خواهان تغییر هستند و یک چهرهٔ شناختهشده با سابقه مشخص، در صحنه حضور دارد، منطق سیاسی حکم میکند که این آلترناتیو تقویت شود، نه تضعیف. حرف اعتمادی، دقیقاً در جهت تضعیف همین آلترناتیو حرکت میکند.
فاجعهٔ اصلی زمانی رخ میدهد که او این باور عمومی را گروگان کاغذ بازی و مجلس موسسان میکند.
یعنی چه؟
یعنی اگر مردم خواهان بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به عنوان پادشاه شوند، حرف اعتمادی این است که این کافی نیست!
باید صبر کرد تا یک مجلس موسسان تشکیل شود (که مشخص نیست کی، چگونه و با چه ترکیباتی!) و آن مجلس روی کاغذ تصمیم بگیرد.
امیرحسین اعتمادی با سخنانش، نه تنها درکی سطحی از فرآیندهای سیاسی دوران گذار نشان میدهد، بلکه با تشدید ابهام و تضعیف آلترناتیو موجود، عملا به دشمنان ایران خدمت میکند. وقتی مردم اراده خود را برای بازگشت به یک نظام پادشاهی و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی اعلام میکنند، وظیفهٔ تحلیلگران و فعالان سیاسی، هدایت این اراده به سمت یک گذار موفق و باثبات است، نه انداختن سنگ بزرگ با کاغذ بازی در مسیر آن. حرف اعتمادی، در بهترین حالت، ناشی از جهل سیاسی و در بدترین حالت، تلاشی هدفمند برای ایجاد شکاف و انشقاق است. این حرفها باید با قاطعیت کنار زده شوند تا مسیر ملت ایران برای رسیدن به آزادی و سربلندی هموار گردد.
من اعتقادم رو رک میگم؛ هدف اعتمادی از این سخنان ، این کاغذ بازی ها و تایید مجلس موسسان، چیزی جز اتلاف وقت و انرژی نیست و بهترین فرصت برای نیروهای ضد دموکراتیک، چه از داخل و چه از خارج، است تا نفوذ کنند و مسیر را منحرف سازند.
❗️اگر مردم ایران ، خواستار بازگشت نظام پادشاهی و شخص شاه رضا پهلوی شوند، اصرار بر اینکه یک مجلس موسسان دیگر باید تصمیم بگیرد، عملا نادیده گرفتن مستقیم انتخاب و اراده عمومی است.
❗️ این یعنی گفتن به مردم: شما حق رأی دارید، اما، امااااا نتیجهٔ رأی شما کافی نیست باید توسط گروهی دیگر بازبینی و تأیید شود.
این منطق، زیربنای دموکراسی را هدف قرار میدهد.
حرف امیرحسین اعتمادی، صرفاً یک اشتباه تحلیل نیست؛ بلکه تلاشی ناآگاهانه (یا شاید هم آگاهانه؟) برای تضعیف جنبش ملی ایران و بازگرداندن آن به نقطهٔ صفر است. کسانی که در چنین مقطع حساسی، به جای حمایت از اجماع و شفافیت، بر طبل ابهام و کاغذبازی میکوبند، در نهایت به دشمنان ایران خدمت میکنند. ایران آینده نیازمند رهبری قاطع، مشروعیت مردمی و ارادهای پولادین برای عبور از بحران است، نه تایید مجلس موسسان و کاغذ بازی که فقط برای به بازی گرفتن زمان و تفرقه طراحی شدهاند.
❗️این یعنی نقض فاحش اصل حاکمیت مردم. اگر مردم حق انتخاب دارند، این انتخاب باید نهایی باشد، نه اینکه یک نهاد دیگر، به نام مجلس مؤسسان، صلاحیت آن را زیر سوال ببرد یا آن را مشروط کند.
این چه منطقیه دیگه؟
✍ #اشو
هرچند تریبون قوی ندارم تا با خاک یکسان کنم این چشم عسلی رو ، ولی خب حرفمو میزنم ...
شب خوش عامو جمع کنید این بازی های کثیف رو .
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
اجازه بدهید به کلام امیرحسین اعتمادی بپردازیم و ببینیم چرا استدلال او در مورد آینده ایران، نه تنها اشتباه، بلکه به شدت مضر و مخرب است.
وقتی پای منافع ملی و آینده ایران در میان باشد، نباید گذاشت توهمات و سادهانگاریهای سیاسی، مسیر تاریخ را منحرف کند. اظهارات اخیر امیرحسین اعتمادی در مورد اینکه پس از رای مردم به پادشاهی، روی کاغذ هم باید مجلس مؤسسان تصمیم بگیرد، نه تنها نشاندهنده درکی ناکافی از واقعیتهای سیاسی دوران گذار است، بلکه میتواند ضربهای مهلک به تلاشهای مردم برای برپایی ایرانی آزاد و دموکراتیک وارد کند. این حرفها باید با خاک یکسان شوند، این سخنان در واقع نمک بر زخم ملت میپاشد و راه را برای بازگشت تاریکی هموار میکند.
اشاره اعتمادی به لزوم تصمیمگیری مجلس موسسان، اگر به این معنا تعبیر شود که نقش شاهزاده رضا پهلوی فعلاً صرفا یک پیشنهاد است که باید توسط نهادی دیگر تأیید یا رد شود، میتواند به تضعیف اجماعی که حول محور او شکل گرفته، بیانجامد.
❗️این دقیقا همان منطقی است که در نظامهای اقتدارگرا رایج است:
ایجاد فرآیندهای اداری طولانی و پیچیده برای به تأخیر انداختن یا خنثی کردن اراده مردم.
در دوران گذار، ثبات و شفافیت حرف اول را میزند. اعتمادی با گفتن این چرند که: باید منتظر مجلس مؤسسان ماند، عملاً خلا قدرت ایجاد میکند. این خلأ، بهترین فرصت برای نیروهای ضد دموکراتیک، چه از داخل و چه از خارج، است تا نفوذ کنند و مسیر را منحرف سازند.
در شرایطی که مردم خواهان تغییر هستند و یک چهرهٔ شناختهشده با سابقه مشخص، در صحنه حضور دارد، منطق سیاسی حکم میکند که این آلترناتیو تقویت شود، نه تضعیف. حرف اعتمادی، دقیقاً در جهت تضعیف همین آلترناتیو حرکت میکند.
فاجعهٔ اصلی زمانی رخ میدهد که او این باور عمومی را گروگان کاغذ بازی و مجلس موسسان میکند.
یعنی چه؟
یعنی اگر مردم خواهان بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به عنوان پادشاه شوند، حرف اعتمادی این است که این کافی نیست!
باید صبر کرد تا یک مجلس موسسان تشکیل شود (که مشخص نیست کی، چگونه و با چه ترکیباتی!) و آن مجلس روی کاغذ تصمیم بگیرد.
امیرحسین اعتمادی با سخنانش، نه تنها درکی سطحی از فرآیندهای سیاسی دوران گذار نشان میدهد، بلکه با تشدید ابهام و تضعیف آلترناتیو موجود، عملا به دشمنان ایران خدمت میکند. وقتی مردم اراده خود را برای بازگشت به یک نظام پادشاهی و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی اعلام میکنند، وظیفهٔ تحلیلگران و فعالان سیاسی، هدایت این اراده به سمت یک گذار موفق و باثبات است، نه انداختن سنگ بزرگ با کاغذ بازی در مسیر آن. حرف اعتمادی، در بهترین حالت، ناشی از جهل سیاسی و در بدترین حالت، تلاشی هدفمند برای ایجاد شکاف و انشقاق است. این حرفها باید با قاطعیت کنار زده شوند تا مسیر ملت ایران برای رسیدن به آزادی و سربلندی هموار گردد.
من اعتقادم رو رک میگم؛ هدف اعتمادی از این سخنان ، این کاغذ بازی ها و تایید مجلس موسسان، چیزی جز اتلاف وقت و انرژی نیست و بهترین فرصت برای نیروهای ضد دموکراتیک، چه از داخل و چه از خارج، است تا نفوذ کنند و مسیر را منحرف سازند.
❗️اگر مردم ایران ، خواستار بازگشت نظام پادشاهی و شخص شاه رضا پهلوی شوند، اصرار بر اینکه یک مجلس موسسان دیگر باید تصمیم بگیرد، عملا نادیده گرفتن مستقیم انتخاب و اراده عمومی است.
❗️ این یعنی گفتن به مردم: شما حق رأی دارید، اما، امااااا نتیجهٔ رأی شما کافی نیست باید توسط گروهی دیگر بازبینی و تأیید شود.
این منطق، زیربنای دموکراسی را هدف قرار میدهد.
حرف امیرحسین اعتمادی، صرفاً یک اشتباه تحلیل نیست؛ بلکه تلاشی ناآگاهانه (یا شاید هم آگاهانه؟) برای تضعیف جنبش ملی ایران و بازگرداندن آن به نقطهٔ صفر است. کسانی که در چنین مقطع حساسی، به جای حمایت از اجماع و شفافیت، بر طبل ابهام و کاغذبازی میکوبند، در نهایت به دشمنان ایران خدمت میکنند. ایران آینده نیازمند رهبری قاطع، مشروعیت مردمی و ارادهای پولادین برای عبور از بحران است، نه تایید مجلس موسسان و کاغذ بازی که فقط برای به بازی گرفتن زمان و تفرقه طراحی شدهاند.
❗️این یعنی نقض فاحش اصل حاکمیت مردم. اگر مردم حق انتخاب دارند، این انتخاب باید نهایی باشد، نه اینکه یک نهاد دیگر، به نام مجلس مؤسسان، صلاحیت آن را زیر سوال ببرد یا آن را مشروط کند.
این چه منطقیه دیگه؟
✍ #اشو
هرچند تریبون قوی ندارم تا با خاک یکسان کنم این چشم عسلی رو ، ولی خب حرفمو میزنم ...
شب خوش عامو جمع کنید این بازی های کثیف رو .
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
🔥12❤7👍3
اَشو | Ashoo
🔹اعتمادی و وارونگیِ منطق: وقتی نقشِ کاغذ از انتخاب مردم مهمتر میشود! اجازه بدهید به کلام امیرحسین اعتمادی بپردازیم و ببینیم چرا استدلال او در مورد آینده ایران، نه تنها اشتباه، بلکه به شدت مضر و مخرب است. وقتی پای منافع ملی و آینده ایران در میان باشد، نباید…
#ارسالی
درود ،
مثل ریاست جمهوری این نظام
میگه اگر رییسجمهور رای بیاره بازم باید توسط رهبر تایید شود که در اصطلاح خودشون میگن تنفیذ
درود ،
مثل ریاست جمهوری این نظام
میگه اگر رییسجمهور رای بیاره بازم باید توسط رهبر تایید شود که در اصطلاح خودشون میگن تنفیذ
❤10👍6👏1
اَشو | Ashoo
🔹اعتمادی و وارونگیِ منطق: وقتی نقشِ کاغذ از انتخاب مردم مهمتر میشود! اجازه بدهید به کلام امیرحسین اعتمادی بپردازیم و ببینیم چرا استدلال او در مورد آینده ایران، نه تنها اشتباه، بلکه به شدت مضر و مخرب است. وقتی پای منافع ملی و آینده ایران در میان باشد، نباید…
عوض کرده مزهی خاک و خون
عدالت اعدام شد، طناب قانون
جلو میره زمان آروم
انگار خورده وسط کله ی جهان باتوم....
شب خوش
عدالت اعدام شد، طناب قانون
جلو میره زمان آروم
انگار خورده وسط کله ی جهان باتوم....
شب خوش
👏20
Forwarded from ارتا
هفت سنگ اَشو
درود عشقوم. چ شده
پستهای ارسالی ز چک کن
سربازان و وطنپرستان که در سال 57 اعدام شدند از جمله امثال بهترین خلبان و جهانبین خلبان ...
و دیگر نیاز نیست دیگر حرفی بزنیم
سربازان و وطنپرستان که در سال 57 اعدام شدند از جمله امثال بهترین خلبان و جهانبین خلبان ...
و دیگر نیاز نیست دیگر حرفی بزنیم
💔6👍2
Forwarded from هفت سنگ اَشو
هفت سنگ اَشو
Voice message
حرف یکی از مدیران یکی دیگ بزگترین کانال پادشاهی خواه رو کپی میکنم میارم :
همونطور که در متن به اون اشاره کردی نیاز به همکاری مشترک مدیران کانالها هست که متاسفانه کانالهای شناخته شده همکاری های لازم رو ندارند و اغلب دور شان خود میدونند که بخوان حول محوری جریانی قرار بگیرند که مبتکرش خودشون نبوده باشند!.
همونطور که در متن به اون اشاره کردی نیاز به همکاری مشترک مدیران کانالها هست که متاسفانه کانالهای شناخته شده همکاری های لازم رو ندارند و اغلب دور شان خود میدونند که بخوان حول محوری جریانی قرار بگیرند که مبتکرش خودشون نبوده باشند!.
👍13❤1
Forwarded from هفت سنگ اَشو
تریبون که نداریم هیچ ، خودمون هم ب خودمون کمک نمیکنیم . چرا ؟ چون ادعامون زیاده منطقمون نا پیدا .
👍21❤3
میپرسن چرا در مورد دفترچه مدیریت دوران اضطرار و اون بند قانون اساسی نظری ندادی !
من خب میدونم هدفشون چیه از این پرسش ها.
چون عشقم کشید نظر ندم ، هرکی مشکلی با این مسئله داره گوشی دستش باکیرم صحبت کنه.
من خب میدونم هدفشون چیه از این پرسش ها.
چون عشقم کشید نظر ندم ، هرکی مشکلی با این مسئله داره گوشی دستش با
🔥8👏5😁1
اَشو | Ashoo
میپرسن چرا در مورد دفترچه مدیریت دوران اضطرار و اون بند قانون اساسی نظری ندادی ! من خب میدونم هدفشون چیه از این پرسش ها. چون عشقم کشید نظر ندم ، هرکی مشکلی با این مسئله داره گوشی دستش با کیرم صحبت کنه.
من فقط وظیفه مبارزاتیم رو انجام میدم: یعنی اینکه یک مشت مقاله میپاشم توی صورت مزدورا و تخریب گرا و اونا تر و تازه میخونن، و دیگر هیچ نخواهم گفت .
🔥12👏5
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
🔹ویترین اپوزيسيون شیشه ایه، مشت رژیم فلزی- بخش پنجم؛ از امام زمان ترامپ (جی) تا امام زمان مهدی (عج) ! (۴/۳)
بر این نقائص فرهنگی و تاریخی باید عادت ها و عناصر دیگر فرهنگی مثل انتظار و توکل را هم اضافه کرد.
بسیاری هنوز هم نمی توانیم خود را از فرهنگ توکل انشاالله و ماشاالله برهانیم و می کنیم که با امیدواری بی دلیل و خواندن ورد انشالله میتوانیم بدون آن که کاری انجام دهیم، به خواسته های مان برسیم.
جمع بزرگی هم هنوز پائی در فرهنگ رایج ظهور و نجات امام زمان عالم ترامپ ( جی علیه) داریم و عمر خود را صرف چشم به راهی نجات داده شدن می کنیم.
بعضی از ما مردم هم که اهل اعتقاد دینی فرقه ای هستند، انتظار ظهور و نجات "امام زمان یا این و آن سید و ملای نایب امام را می کشیم.
در پای رادیوها و تلویزیونهای برون مرزی مینشینیم و به ادعاهای عوامفریبان در مورد معجزات آن چه روحانیت مبارز خوانده می شود، گوش فرا داده و دعای امیدواری می خوانیم.
اگر هم به این حرف ها و قصه های ظهور و نجات باور نداشته باشیم چشم انتظارمان را می دوزیم به نجات از سوی این یا آن ابر قدرت جهانی یا اتفاقات غیر منتظره غیبی.
جمعی حتی از درس خواهنده های بر خاسته از فرهنگ مذهبی استعماری ایران در انتظار نجات دادن شدن از سوی آمریکا و این و آن ابرقدرت جهانی اند؛ جمع دیگری امیدشان را به مفهوم وارونه تئوری "جبر تاریخی" دوخته و فکر کنند که جامعه ما هم به حکم این تئوری خود به خود تغییر یافته و اصلاح خواهد شد.
و جمعی هم در انتظار اتوپیائی به نام "انقلاب" اند و به این امید زنده اند که گویا بالاخره روزی طوفان انقلابی رهائی بخش از جهان غیبی بلند خواهد شد و این پس مانده های دوره های تاریکی جهالت را به زباله دانی تاریخ خواهد ریخت.
می بینیم که این ها همه اتوپیا و همه مدینه فاضله و همه خواب و خیال اند یا حداقل تا زمانی که ما نخواهیم و نتوانیم کاری برای رهائی خود انجام دهیم، خواب و خیال اند.
چرا که هر کس نجات دهنده خود است و بدون مبارزۀ ما مردم نه نجاتی ممکن است و نه نجات دهنده ای ظهور می کند.
نه آبی از آب تکان می خورد، و نه تاریخ، فردای متفاوتی برای تماشاگران حوادث به ارمغان می آورد.
✍ #اشو
من شک دارم به معجزه موسی!
حس میکنم سررفته حوصلهی بودا!
تو گوش گرگ نمیره روضهی یه روباه!
یه کبریت روشنم ولی زیر کاه!
خود محمدم ولی بیکتاب!
بزار اشو مهمونت کنه یه جمله دبش ، خایه مالی نکن واسه سه دنگ بهشت!
اگه جهنم جا نباشه بهشت نمیرم
میخوابم رو پل صراط...!
@C_B_SHAHZADEH
بر این نقائص فرهنگی و تاریخی باید عادت ها و عناصر دیگر فرهنگی مثل انتظار و توکل را هم اضافه کرد.
بسیاری هنوز هم نمی توانیم خود را از فرهنگ توکل انشاالله و ماشاالله برهانیم و می کنیم که با امیدواری بی دلیل و خواندن ورد انشالله میتوانیم بدون آن که کاری انجام دهیم، به خواسته های مان برسیم.
جمع بزرگی هم هنوز پائی در فرهنگ رایج ظهور و نجات امام زمان عالم ترامپ ( جی علیه) داریم و عمر خود را صرف چشم به راهی نجات داده شدن می کنیم.
بعضی از ما مردم هم که اهل اعتقاد دینی فرقه ای هستند، انتظار ظهور و نجات "امام زمان یا این و آن سید و ملای نایب امام را می کشیم.
در پای رادیوها و تلویزیونهای برون مرزی مینشینیم و به ادعاهای عوامفریبان در مورد معجزات آن چه روحانیت مبارز خوانده می شود، گوش فرا داده و دعای امیدواری می خوانیم.
اگر هم به این حرف ها و قصه های ظهور و نجات باور نداشته باشیم چشم انتظارمان را می دوزیم به نجات از سوی این یا آن ابر قدرت جهانی یا اتفاقات غیر منتظره غیبی.
جمعی حتی از درس خواهنده های بر خاسته از فرهنگ مذهبی استعماری ایران در انتظار نجات دادن شدن از سوی آمریکا و این و آن ابرقدرت جهانی اند؛ جمع دیگری امیدشان را به مفهوم وارونه تئوری "جبر تاریخی" دوخته و فکر کنند که جامعه ما هم به حکم این تئوری خود به خود تغییر یافته و اصلاح خواهد شد.
و جمعی هم در انتظار اتوپیائی به نام "انقلاب" اند و به این امید زنده اند که گویا بالاخره روزی طوفان انقلابی رهائی بخش از جهان غیبی بلند خواهد شد و این پس مانده های دوره های تاریکی جهالت را به زباله دانی تاریخ خواهد ریخت.
می بینیم که این ها همه اتوپیا و همه مدینه فاضله و همه خواب و خیال اند یا حداقل تا زمانی که ما نخواهیم و نتوانیم کاری برای رهائی خود انجام دهیم، خواب و خیال اند.
چرا که هر کس نجات دهنده خود است و بدون مبارزۀ ما مردم نه نجاتی ممکن است و نه نجات دهنده ای ظهور می کند.
نه آبی از آب تکان می خورد، و نه تاریخ، فردای متفاوتی برای تماشاگران حوادث به ارمغان می آورد.
✍ #اشو
من شک دارم به معجزه موسی!
حس میکنم سررفته حوصلهی بودا!
تو گوش گرگ نمیره روضهی یه روباه!
یه کبریت روشنم ولی زیر کاه!
خود محمدم ولی بیکتاب!
بزار اشو مهمونت کنه یه جمله دبش ، خایه مالی نکن واسه سه دنگ بهشت!
اگه جهنم جا نباشه بهشت نمیرم
میخوابم رو پل صراط...!
@C_B_SHAHZADEH
👏13🔥5
Forwarded from کمپین بازگشت شاهزاده
🔹ویترین اپوزيسيون شیشه ایه، مشت رژیم فلزی-بخش پنجم؛ این قافله تا به حشر لنگ است، زمان انتخاب! (۴/۴)
بدیهی است که وقتی انسان ها به اینگونه ذهنیت های جبری و اتوپیائی ایمان آورده و وابسته شوند، نه می توانند به منطق و عقلانیت زمانه مراجعه کنند و نه قادرند جا و مکان خود را در پروسه تحولات تاریخی آزادی خواهی پیدا بکنند این است که باید با تأسف یادآوری کرد که تا چنین باورها و ذهنیت ها حاکم اند و تا زمانی که مردم و قبل از همه انسان ها و نهادهای پیشاهنگ ایران نتوانسته اند تکان مهمی در ذهنیت و ساخت فرهنگی خود و نهادهایشان به وجود آورند، این قافله تا به حشر لنگ است و لنگ خواهد ماند.
این است که مبارزۀ سیاسی بدون مبارزه فرهنگی پیش نمی رود.
بدون اصلاح و رنسانس ،فرهنگی، بدون رها کردن خود از گذشته و بازمانده هایش و بدون گذر به مدنیت امروز و فردا ممکن نیست.
تذکر: از دردهای تاریخی و فرهنگی بسیار بحث کردیم این اما به این معنی نیست که فرهنگ و تاریخ و گذشته ما، ما را محکوم به شکست و تحمل این شرایط و دیکتاتوری کرده است.
ما انسان ها برده و اسیر فرهنگ ها و عادت های فرهنگی کهنه نیستیم.
ما تغییر میکنیم و قابل تغییر ایم و فرهنگ ما هم تغییر می کند و قابل تغییر است.
فرهنگ امری متغیر و سیال است.
کافی است آثار فرهنگی و تاریخی ناسالمی را که زندگی و مناسبات امروزی ما را مختل میکنند بشناسیم و برای رهایی از آنها بکوشیم.
از این رو، مطرح کردن فرهنگ سنت و عادت های فرهنگی به معنی انداختن تقصيرات وضع موجودمان به گردن این عناصر نیست.
مقصود این هم نیست که مثلاً چون فرهنگ ایرانی مان پدر سالار، دیکتاتور طلب و فرقه گراست پس برای ما ایرانیان راهی جز وضع موجود و اسیر شدن به دست رژیم هایی این چنینی وجود ندارد.
در واقع این فرهنگ و تاریخ گذشته ما نیست که ما را به وضع موجود محکوم کرده بلکه این ناتوانانی های امروزین ما و نهادهای سیاسی و اجتماعی ماست که جلو تغییر و تحول آثار و ارثیه های باقیمانده گذشته ها را گرفته و آنها را بر سرنوشت امروز ما مستولی ساخته اند.
از این رو هیچ کس نمیتواند با مراجعه به تأثیرات منفی بازمانده های فرهنگی و تاریخی ادعا کند که مثلا ما اینیم و کاریش هم نمیشود کرد یا مثلا مسئول این اوضاع رو به زوال ما نه ما بلکه فرهنگ پدرسالار و ملاپرست ماست.
بدین معنی، اگر دردی وجود دارد و این درد جمعی است همۀ ما کم و بیش در به وجود آوردنش سهیم هستیم و همه نیز برای درمان آن مسئولیت داریم
در نتیجه، چه ما به عنوان تک تک مردم ایران یا نهادها و رهبران سیاسی مان راهی نداریم جز آن که یا از عهده رفع و رجوع این مشکلات فرهنگی تاریخی و ساختاری بر می آئیم، یا می گذاریم تا وضع رو به زوال موجود ادامه یابد و این پروسه وارونه تاریخی تا گم شدن ما و ایده آل های رهانی و آزادی ایران و ایرانی ادامه یابد.
یادمان باشد که ما هر که هستیم یا با عقل و منطق عصر جدید برای نجات خود بر می خیزیم یا راهی جز فرمانبری از عادات و عناصر فرهنگی گذشته های تاریک و نمایندگان گوناگونش نمی یابیم، انتخاب با ماست !
✍ #اشو
اونجا که به پیر می خونه میگن مست عرق خور سرکش باش از بدو تولد...
سربلند راه برو جر بده سقف محلو!
@C_B_SHAHZADEH
بدیهی است که وقتی انسان ها به اینگونه ذهنیت های جبری و اتوپیائی ایمان آورده و وابسته شوند، نه می توانند به منطق و عقلانیت زمانه مراجعه کنند و نه قادرند جا و مکان خود را در پروسه تحولات تاریخی آزادی خواهی پیدا بکنند این است که باید با تأسف یادآوری کرد که تا چنین باورها و ذهنیت ها حاکم اند و تا زمانی که مردم و قبل از همه انسان ها و نهادهای پیشاهنگ ایران نتوانسته اند تکان مهمی در ذهنیت و ساخت فرهنگی خود و نهادهایشان به وجود آورند، این قافله تا به حشر لنگ است و لنگ خواهد ماند.
این است که مبارزۀ سیاسی بدون مبارزه فرهنگی پیش نمی رود.
بدون اصلاح و رنسانس ،فرهنگی، بدون رها کردن خود از گذشته و بازمانده هایش و بدون گذر به مدنیت امروز و فردا ممکن نیست.
تذکر: از دردهای تاریخی و فرهنگی بسیار بحث کردیم این اما به این معنی نیست که فرهنگ و تاریخ و گذشته ما، ما را محکوم به شکست و تحمل این شرایط و دیکتاتوری کرده است.
ما انسان ها برده و اسیر فرهنگ ها و عادت های فرهنگی کهنه نیستیم.
ما تغییر میکنیم و قابل تغییر ایم و فرهنگ ما هم تغییر می کند و قابل تغییر است.
فرهنگ امری متغیر و سیال است.
کافی است آثار فرهنگی و تاریخی ناسالمی را که زندگی و مناسبات امروزی ما را مختل میکنند بشناسیم و برای رهایی از آنها بکوشیم.
از این رو، مطرح کردن فرهنگ سنت و عادت های فرهنگی به معنی انداختن تقصيرات وضع موجودمان به گردن این عناصر نیست.
مقصود این هم نیست که مثلاً چون فرهنگ ایرانی مان پدر سالار، دیکتاتور طلب و فرقه گراست پس برای ما ایرانیان راهی جز وضع موجود و اسیر شدن به دست رژیم هایی این چنینی وجود ندارد.
در واقع این فرهنگ و تاریخ گذشته ما نیست که ما را به وضع موجود محکوم کرده بلکه این ناتوانانی های امروزین ما و نهادهای سیاسی و اجتماعی ماست که جلو تغییر و تحول آثار و ارثیه های باقیمانده گذشته ها را گرفته و آنها را بر سرنوشت امروز ما مستولی ساخته اند.
از این رو هیچ کس نمیتواند با مراجعه به تأثیرات منفی بازمانده های فرهنگی و تاریخی ادعا کند که مثلا ما اینیم و کاریش هم نمیشود کرد یا مثلا مسئول این اوضاع رو به زوال ما نه ما بلکه فرهنگ پدرسالار و ملاپرست ماست.
بدین معنی، اگر دردی وجود دارد و این درد جمعی است همۀ ما کم و بیش در به وجود آوردنش سهیم هستیم و همه نیز برای درمان آن مسئولیت داریم
در نتیجه، چه ما به عنوان تک تک مردم ایران یا نهادها و رهبران سیاسی مان راهی نداریم جز آن که یا از عهده رفع و رجوع این مشکلات فرهنگی تاریخی و ساختاری بر می آئیم، یا می گذاریم تا وضع رو به زوال موجود ادامه یابد و این پروسه وارونه تاریخی تا گم شدن ما و ایده آل های رهانی و آزادی ایران و ایرانی ادامه یابد.
یادمان باشد که ما هر که هستیم یا با عقل و منطق عصر جدید برای نجات خود بر می خیزیم یا راهی جز فرمانبری از عادات و عناصر فرهنگی گذشته های تاریک و نمایندگان گوناگونش نمی یابیم، انتخاب با ماست !
✍ #اشو
اونجا که به پیر می خونه میگن مست عرق خور سرکش باش از بدو تولد...
سربلند راه برو جر بده سقف محلو!
@C_B_SHAHZADEH
❤15🔥1👏1🙏1
Forwarded from ️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
پاسپورت ایران شاهنشاهی اونقدر معتبر بود
که همه چپ های بیناموس ساکن آمریکا بودن !!!
#ننگ_بر_شورش۵۷
🔗 عبدالله موسولچی (@Mosolchi)
@gurd_shah
که همه چپ های بیناموس ساکن آمریکا بودن !!!
#ننگ_بر_شورش۵۷
🔗 عبدالله موسولچی (@Mosolchi)
@gurd_shah
👍23