اَشو | Ashoo
2.25K subscribers
221 photos
171 videos
6 files
343 links
اتفاقات بزرگ، قبل از وقوع نشانه‌هایی دارند.
من دنبال همان نشانه‌ها هستم.
🔎 تحلیل سیاسی | ژئوپلیتیک | 🔮 پیش‌بینی
اَشو
Download Telegram
باز خداروشکر امنیت داریم


√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
💔161
اَشو | Ashoo
باز خداروشکر امنیت داریم √  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
مهاجره پول نداره که بمیره، پیدا نمی شه گور مفتی
مسافره ولی نه مقصد داره نه کوله پشتی
به آغوش باز دریا می رسه بالاخره رود پُرپیچ
...
💔221🔥1
من هنوز قلم را زمین نگذاشته‌ام.

اما این بار،
آن را طوری در دست گرفته‌ام
که اگر شهریور خلاف من نوشت،
دیگر دلیلی برای برداشتنش نداشته باشم
.

شاید این یک جور
خودزنی سیاسیِ آگاهانه...


شاید دلایلی وجود دارد که این بار، به جای اینکه برای خودم راه فرار بگذارم، دارم راه‌های فرار را می‌بندم.

#اشو

صبح بخیر ❤️‍🔥
💔243👍2
اَشو | Ashoo
‍ ‍ 🔹زیر پوست شهریور؛ جنگ یا اعتراض؟
چیزی را انجام دادم که شاید یک تحلیل‌گر عاقل نباید انجام دهد:

روی تقویم خط کشیدم
!
💔144👍2🖕2
اَشو | Ashoo
اما این بار،
آن را طوری در دست گرفته‌ام
که اگر شهریور خلاف من نوشت،
دیگر دلیلی برای برداشتنش نداشته باشم.
گاهی بزرگ‌ترین نشانه صداقت یک مبارز، ادامه دادن نیست؛ دانستنِ لحظه‌ای است که باید قلم را زمین بگذارد.
💔192👍2🖕1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل کردن، فقط کنار هم گذاشتن چند نشانه و ساختن یک سناریو نیست؛ از جایی به بعد، آدم باید جرئت داشته باشد پای نتیجه‌ای که از دل تحلیلش بیرون آمده هم بایستد.

پیش‌بینی زمانی معنا دارد که تحلیل‌گر حاضر باشد همان‌قدر که برای درست بودنش اعتبار می‌گیرد، در برابر اشتباه احتمالی‌اش هم مسئول باشد.

چون بالاخره لحظه‌ای می‌رسد که دیگر نمی‌شود پشت واژه‌ها، احتمالات و تفسیرها پنهان شد. جایی که تحلیل‌گر باید سکوت کند و اجازه بدهد واقعیت، خودش حکم بدهد.

من مدتی است به همین مرز فکر می‌کنم؛ مرز میان چیزی که ما از آینده می‌بینیم و چیزی که آینده در نهایت به ما نشان می‌دهد.

شاید بعضی حرف‌ها را باید پیش از آنکه زمان درباره‌شان قضاوت کند، ثبت کرد.

نه برای دفاع از خود؛
بلکه برای اینکه وقتی نتیجه رسید، هیچ راهی برای فرار از آنچه گفته‌ای باقی نماند.

در نهایت، این واقعیت است که آخرین کلمه را می‌گوید.


#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
25👍5🔥1
🔹پیش از آنکه شهریور حکم بدهد - روزی که اعتبارم را روی تقویم گذاشتم( 2/1)

امروز، ششم شهریور ۱۴۰۵ است.

هشت روز از انتشار تحلیلی می‌گذرد که در بیست‌ونهم مرداد نوشتم؛ تحلیلی درباره شهریوری که از نگاه من می‌تواند یکی از حساس‌ترین مقاطع پیشِ روی ایران باشد.

آن روز، بر اساس آنچه در زیر پوست سیاست، اقتصاد و جامعه دیدم، چهار متغیر را کنار هم گذاشتم:

تنش خارجی، فشار اقتصادی، وضعیت تنگه هرمز و نارضایتی اجتماعی.

بعد، چیزی را انجام دادم که شاید یک تحلیل‌گر عاقل همیشه نباید انجام دهد:

روی تقویم خط کشیدم.


۷ تا ۱۶ شهریور را پنجره حساس نظامی دانستم؛
۱۰ تا ۱۳ شهریور را محتمل‌ترین نقطه جهش.

۱۷ تا ۲۸ شهریور را برای اعتراضات مهم دانستم؛
۲۰ تا ۲۴ شهریور را محتمل‌ترین محدوده آغاز یک موج بزرگ‌تر.

و ۲۴ تا ۳۱ شهریور را جایی دانستم که اگر بحران‌ها هم‌زمان شوند، ممکن است دیگر با چند بحران جداگانه روبه‌رو نباشیم؛ بلکه با زنجیره‌ای مواجه شویم که هر بحران، دیگری را تغذیه کند.

حتی سناریوی دیگری را هم در نظر گرفتم؛ اینکه اگر شوکی مشخص، به‌خصوص در حوزه بنزین، ارز یا کالاهای ضروری رخ دهد، پنجره اعتراض می‌تواند جلوتر بیفتد.

همه این‌ها را نوشتم.

با یک قید روشن:

این پیشگویی نیست؛ برآورد من از آینده، بر اساس واقعیت ۲۹ مرداد است.

امروز، ششم شهریور، هنوز برای قضاوت زود است.

هنوز بخش اصلی تقویمی که خودم روی آن دست گذاشته‌ام نرسیده.

اما امروز آمده‌ام چیزی را ثبت کنم که شاید بعدها، مهم‌تر از خود آن تحلیل باشد.

من تمام تحلیل‌های قبلی‌ام را پشت سر گذاشته‌ام و آنچه پیش‌بینی کرده‌ام، تا امروز مطابق برآوردهایم پیش رفته است.

اما گذشته، برای هیچ تحلیل‌گری مصونیت نمی‌آورد.

یک تحلیل درست، حق اشتباه کردنِ بی‌پایان به آدم نمی‌دهد.

و من نمی‌خواهم روزی که اشتباه کردم، از اعتبار دیروزم برای نجات خودم استفاده کنم.

اگر این تحلیل غلط باشد، من آن را با همان صراحتی که امروز از آن دفاع می‌کنم، خواهم پذیرفت.

اگر شهریور از کنار این پنجره‌ها عبور کند و آنچه من بر اساس روندهای موجود برایش برآورد کرده‌ام رخ ندهد، دیگر تاریخ را عقب نمی‌کشم.

دیگر نمی‌گویم منظورم چیز دیگری بود.

دیگر هر حادثه کوچک را به پیش‌بینی بزرگ خودم سنجاق نمی‌کنم.

دیگر در مهر ماه، حتی یکم مهر ماه،  از میان هزاران اتفاق، یک تکه پیدا نمی‌کنم تا به مخاطب ثابت کنم که حق با من بوده است.

نه.

اگر واقعیت خلاف تحلیل من باشد،
تحلیل من شکست خورده است.

و اگر تحلیل من شکست بخورد،
من هم از این میدان بیرون می‌روم.

برای همیشه.

شاید این تصمیم برای خیلی‌ها عجیب باشد.

اما حقیقت این است که مدتی است دیگر از این میدان چیزی جز خستگی برایم نمانده.

از خبرهایی که حقیقت را قربانی کلیک می‌کنند.

از تیترهایی که اضطراب مردم را تبدیل به مخاطب می‌کنند.

از مردمانی که هر صبح یک روایت می‌سازند و هر شب روایت قبلی‌شان را فراموش می‌کنند.

از کسانی که وقتی پیش‌بینی‌شان غلط از آب درمی‌آید، به جای پذیرفتن اشتباه، معنای کلمات را تغییر می‌دهند.

و شاید بیش از همه، از خودم.


#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
38👍9💔4
🔹پیش از آنکه شهریور حکم بدهد؛ خودزنی سیاسیِ آگاهانه (2/2)


از اینکه سال‌ها نشستم، دیدم، خواندم، سنجیدم، تحلیل کردم و بارها درباره آینده حرف زدم؛ در حالی که سیاست، هر روز بخش دیگری از آرامش آدم را با خودش می‌برد.

راستش را بخواهید؛ دیگر اعصاب این بازی را ندارم.

شاید به همین دلیل است که این بار، به جای اینکه برای خودم راه فرار بگذارم، دارم راه‌های فرار را می‌بندم.

شاید این یک جور خودزنی سیاسیِ آگاهانه باشد.

اینکه آدم تمام اعتباری را که سال‌ها ساخته، یک‌جا روی میز بگذارد و بگوید:

اگر یک اشتباه کردم، پایان ،همه‌اش را پس می‌دهم.

من از این تصمیم نمی‌ترسم.

چون اگر قرار باشد برای ماندن، حقیقت را خم کنم، ترجیح می‌دهم نباشم.

تحلیل‌گر بودن برای من هیچ‌وقت به معنای همیشه درست بودن نبود.

به معنای این بود که وقتی حرف می‌زنم، به حرفم باور داشته باشم؛
و وقتی اشتباه می‌کنم، آن‌قدر شرافت داشته باشم که از کنار اشتباهم فرار نکنم.

پس این نوشته را امروز منتشر می‌کنم؛ نه برای خداحافظی.

هنوز نه.

بلکه برای اینکه شرط این خداحافظی را از همین حالا ثبت کرده باشم.

من هنوز روی تحلیل ۲۹ مرداد ایستاده‌ام.

هنوز آن بازه‌ها را برآورد خودم می‌دانم.

اما دیگر چیزی به آن اضافه نخواهم کرد.

شهریور اگر آنچه گفته‌ام را ثابت کند، مسیر ادامه دارد.

و اگر ثابت نکند، من می‌روم.

نه با یک پست خداحافظی طولانی.

نه با توضیحی برای قانع کردن دیگران.

نه با بازگشت چند ماه بعد.

می‌روم، چون خودم این خط را کشیده‌ام.

شاید مهرماه، کسی این نوشته را دوباره بخواند.

شاید آن روز کسی بگوید این تحلیل درست بود.

شاید هم بگوید یک تحلیل‌گر، برای اولین بار، بیش از اندازه به محاسبات خودش اعتماد کرده بود.

هر دو برای من قابل قبول است.

چیزی که برای من قابل قبول نیست، این است که واقعیت را به خاطر حفظ نام خودم تحریف کنم.

پس از امروز، دیگر نوبت من نیست.

نوبت شهریور است.

نوبت روزهایی که هنوز نیامده‌اند.

نوبت واقعیتی که نه به من بدهکار است، نه به شما، نه به هیچ تحلیل‌گری.

تقویم، بی‌رحم‌ترین قاضی دنیاست؛
چون نه تحت تأثیر قلم قرار می‌گیرد،
نه تحت تأثیر شهرت،
نه تحت تأثیر تعداد دنبال‌کننده‌ها.

روزها می‌آیند.

و حقیقت، در نهایت، از میان تمام روایت‌ها عبور می‌کند و خودش را نشان می‌دهد.

من حرفم را زده‌ام.

این بار، اگر واقعیت مرا شکست دهد، من واقعیت را شکست‌خورده اعلام نمی‌کنم.

خودم کنار می‌روم.

بی‌بهانه.

بی‌تبصره.

بی‌بازگشت.


و شاید این آخرین درسی باشد که سیاست به من می‌دهد:

گاهی بزرگ‌ترین نشانه صداقت یک تحلیل‌گر، ادامه دادن نیست؛ دانستنِ لحظه‌ای است که باید قلم را زمین بگذارد.

من هنوز قلم را زمین نگذاشته‌ام.

اما این بار،
آن را طوری در دست گرفته‌ام
که اگر شهریور خلاف من نوشت،

دیگر دلیلی برای برداشتنش نداشته باشم.



#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
💔269👍4
این دو نوشته آخرِ کانال تا پایان شهریورماه باقی خواهد ماند؛ تا زمانی که زمان، بدون دخالت من، میان آنچه در بیست‌ونهم مرداد نوشته‌ام و آنچه در شهریور رخ خواهد داد قضاوت کند.

https://t.me/ASHOOZA/1072

آنچه نوشته‌ام، حاصل ساعت‌ها دیدن، خواندن و سنجیدن بوده و هنوز هم پای همان برآورد ایستاده‌ام. اما گاهی برای آنکه حقیقت، بی‌واسطه خودش را نشان دهد، باید حتی از سایه اعتبار خودت هم کنار بروی.

از امروز، فعالیت من در تلگرام کاملا متوقف می‌شود. نه مطلبی منتشر خواهم کرد، نه وارد بحثی می‌شوم و نه راهی برای ارتباط با من وجود خواهد داشت.

دیگر چیزی برای اضافه کردن ندارم.

این بار، اعتبارم را به توضیح تازه‌ای گره نمی‌زنم؛ آن را می‌سپارم به چیزی که هیچ‌کس نمی‌تواند تغییرش دهد:

زمان.

تا پایان شهریور، سکوت می‌کنم.

بعد، خودِ واقعیت حرف خواهد زد.

#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
31👍5💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاینده ایران ، جاوید شاه ❤️‍🔥
58
اَشو | Ashoo
در جبهه نظامی، به نظر می‌رسد ۷ تا ۱۶ شهریور حساس‌ترین بازه پیش‌رو باشد و در میان این روزها، ۱۰ تا ۱۳ شهریور از اهمیت بیشتری برخوردار است.
من ۲۹ مرداد، وقتی هنوز شهریور شروع نشده بود، یک پیش بینی زمانی مشخص ارائه کردم.

گفتم:

۷ تا ۱۶ شهریور حساس‌ترین بازه پیش‌رو باشد.

و صریح‌تر از آن نوشتم:

۱۰ تا ۱۳ شهریور از اهمیت بیشتری برخوردار است.


فعلا زود است بگویم تحلیل من درست از آب درآمده یا خیر ؛ چرا که آنچه من از آن به‌عنوان جهش نظامی یاد کردم، پنجره‌ای که برایش تعیین کرده‌ام نیز به پایان نرسیده است.


اما از آن طرف، نمی‌توان یک واقعیت را هم نادیده گرفت:

من ۲۹ مرداد، ۷ تا ۱۶ شهریور را حساس‌ترین بازه نظامی و ۱۰ تا ۱۳ شهریور را مهم‌ترین نقطه آن تعیین کردم؛ و امشب، در ۹ شهریور یعنی درست در ابتدای همان پنجره، حمله مستقیم آمریکا به لارک و سپس پاسخ موشکی جمهوری اسلامی رخ داد.

#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍292🔥2🖕1
آیا این یعنی تحلیل من همین حالا صددرصد درست از آب درآمده؟

نه. هنوز زود است.

من خودم تاریخ تعیین کرده‌ام؛ بنابراین خودم هم باید تا پایان همان تاریخ صبر کنم.

#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍23💔31
در نهایت ، من هنوز روی همان حرفی که زده‌ام محکم ایستاده‌ام.

گفتم اگر واقعیت خلاف تحلیل من باشد، تحلیل من شکست خورده است؛ نه اینکه تاریخ را عقب بکشم و بعدا برای نجاتش روایت تازه‌ای بسازم.


هنوز محکم پای همان حرفی ایستاده‌ام که آن روز نوشتم:

من هنوز قلم را زمین نگذاشته‌ام.

اما این بار،
آن را طوری در دست گرفته‌ام
که اگر شهریور خلاف من نوشت،
دیگر دلیلی برای برداشتنش نداشته باشم
.

#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
💔254👍2
بالا باشید ❤️‍🔥
31🖕2🔥1
🔹 جنگ آمد؛ تاریخش را قبلاً نوشته بودم
من نگفتم ممکن است جنگ شود؛ تاریخ گذاشتم.


امروز ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ است.

حالا برگردیم به همان متنی که ۲۹ مرداد منتشر کردم؛ نه برای چسباندن گذشته به امروز، بلکه برای دیدن چیزی که قبل از وقوع، روی کاغذ نوشته شده بود.

بخوانید 👇 :

زیر پوست شهریور؛ جنگ یا اعتراض؟

آن روز چهار متغیر را کنار هم گذاشتم:
تنش خارجی؛ فشار اقتصادی؛ وضعیت تنگه هرمز؛ نارضایتی اجتماعی.

و بعد کاری کردم که در تحلیل سیاسی پرریسک است: روی تقویم تاریخ گذاشتم.

❗️۷ تا ۱۶ شهریور؛ پنجره حساس نظامی
❗️۱۰ تا ۱۳ شهریور؛ محتمل‌ترین پنجره جهش نظامی

و امروز، ۱۰ شهریور است؛ نخستین روز همان پنجره.

من نگفتم تنش بالاست.
نگفتم احتمال درگیری وجود دارد.
نگفتم شاید آمریکا وارد جنگ شود.

من تاریخ دادم.

و جمله‌ای که همان روز نوشتم، روشن‌تر از هر توضیحی است:

اگر امروز مجبور باشم روی تقویم شهریور شرط ببندم، انتخاب من روشن است: ۱۰ تا ۱۳ شهریور برای جنگ، ۲۰ تا ۲۴ شهریور برای اعتراض.


امروز، اولین بخش این شرط پاسخ گرفته است.

اما اعتبار این پیش‌بینی فقط به نتیجه امروز مربوط نیست؛ به ریسکی مربوط است که پیش از مشخص شدن نتیجه پذیرفتم.

در ۶ شهریور نوشتم اگر شهریور از کنار این پنجره‌ها عبور کند، تحلیل من شکست خورده است..

❗️وقتی می‌گویی احتمال جنگ وجود دارد، تقریبا همیشه راه فرار باقی می‌ماند.

اما وقتی می‌نویسی:

۱۰ تا ۱۳ شهریور

دیگر راه فراری وجود ندارد.


یا تقویم از تو عبور می‌کند،یا تو باید پاسخگوی تقویم باشی.

و من دقیقا به همین دلیل، ششم شهریور متن دوم را منتشر کردم، به معنای بستن  راه فرار.

بخوانید 👇:

پیش از آنکه شهریور حکم بدهد 1

پیش از آنکه شهریور حکم بدهد 2


گفتم: اگر غلط باشد، می‌روم.

این را قبل از روشن شدن نتیجه نوشتم؛ نه بعد از آن.

چون اعتبار واقعی چیزی نیست که بعد از حادثه برای خودت بسازی؛ چیزی است که قبل از حادثه حاضر می‌شوی روی آن شرط ببندی.

در روزهایی که بخشی از تحلیل‌های رسانه‌ای، از جمله در ایران اینترنشنال و میان برخی به اصطلاح تحلیل‌گران، بر این تصور بود که ترامپ وارد جنگ مستقیم نخواهد شد و بیشتر به فشار اقتصادی فکر می‌کند، من گفتم:

جنگ خواهد شد‌.

اما تفاوت فقط در گفتن جنگ نبود.

شاید افرادی جنگ را احتمال داده بودند؛ تفاوت در نقطه‌زنی زمانی بود.

من برای آن بازه زمانی مشخص کردم.

اینجاست که تحلیل از یک اظهارنظر سیاسی جدا می‌شود.

و اینجا باید نام جاویدنام مانوک خدابخشیان را هم آورد؛ چهره‌ای که سال‌ها روندها را جلوتر از بسیاری می‌دید و درباره آینده هشدار می‌داد.

اما حتی در میراث تحلیلی او نیز کمتر با این شکل صریح روبه‌رو می‌شویم که یک بازه چندروزه روی تقویم گذاشته شود و زمان وقوع تحلیل مشخص شود.

پیش‌بینی کلی، یک چیز است.
نقطه‌زنی روی تقویم، چیز دیگری.


من ادعا نمی‌کنم از همه باهوش‌ترم.

اما یک ادعا دارم که با سند قابل سنجش است:

در این مقطع، من ریسک جنگ را روی تقویم گذاشتم، تاریخ مشخص کردم، بازه چندروزه تعیین کردم و پیش از وقوع پای آن ایستادم.

و حالا، در اولین روز همان پنجره ایستاده‌ایم.

تحلیل‌گر کسی نیست که همیشه درست بگوید؛ تحلیل‌گر کسی است که قبل از روشن شدن نتیجه، مسئولیت حرفش را بپذیرد.

من پذیرفتم.

پس امروز لازم نیست چیزی را بزرگ‌تر از واقعیت نشان بدهم.

فقط کافی است به همان نوشته قبلی برگردیم:
۱۰ تا ۱۳ شهریور.

و امروز:
۱۰ شهریور.

این دیگر تفسیر بعد از حادثه نیست؛ نوشته‌ای است که قبل از وقوع منتشر شده بود.

اگر کسی پیش از وقوع، چنین بازه مشخصی را برای آغاز جنگ تعیین کرده، لینکش را بیاورد.

من از مقایسه فرار نمی‌کنم.
چون امروز، تقویم خودش دارد قضاوت می‌کند.

دیدم.
سنجیدم.
تاریخ گذاشتم.
پای حرفم ایستادم.



تحلیل واقعی یعنی پیش از وقوع، تاریخ بدهی و پای حرفت بایستی و هیچ راه فراری برای خود نگذاری.

من این کار را کردم.


من از تصمیمات محرمانه طرفین خبر نداشتم؛ نه از جلسه‌ای پشت درهای بسته، نه از تصمیمی که هنوز اعلام نشده بود.

آنچه داشتم، خواندن لابلای خطوط بود، آن‌ها را کنار هم گذاشتم، سنجیدم و در نهایت گفتم:

۱۰ تا ۱۳ شهریور.

امروز، ۱۰ شهریور است.

این یعنی تحلیل من بر پایه‌ی اطلاع محرمانه نبود؛ بر پایه‌ی خواندن درستِ نشانه بود.

و واقعیت، در نخستین روز همان پنجره، پاسخ داد.

#اشو

قلم تو دست اشو یعنی جام جمشید ‌‌‌
میبینی که خیلی خوبه با آسمون  رابطه م
شاه تحلیل میگم و منتظر صاعقه م ،میگیری؟



🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
30👍8🔥4🖕2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پگاه نیک ❤️‍🔥
36🖕2
🔹 شش ماه پیش گفتم؛ امروز روی میز است


کلیک کنید: 👇

یونان به عنوان یک عنصر کلیدی وارد می‌شود

شش ماه پیش ، ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۸ فوریه ، زمانی که هنوز خبری از این اتفاق نبود، من در تحلیلی با عنوان نظم نوین جهانی نوشتم:

ترکیه در منطقه هدف بعدی خواهد بود... اسرائیل، آمریکا و یونان بر علیه ترکیه، برای نظم نوین جهانی اقدام خواهند کرد.

و مشخصا روی یک نقطه تاکید کردم: ورود یونان به معادله ترکیه و تبدیل‌شدن آن به یک اهرم فشار منطقه‌ای در کنار اسرائیل و آمریکا.

حالا شش ماه گذشته است.

در ۹ شهریور ۱۴۰۵ ، اسرائیل و یونان یکی از بزرگ‌ترین توافق‌های دفاعی تاریخ روابطشان را امضا کردند؛ قراردادی حدود ۳ میلیارد دلار برای ایجاد سپر آشیل؛ یک شبکه چندلایه دفاع هوایی و موشکی در یونان با سامانه‌های اسرائیلی.

من شش ماه پیش نگفتم ممکن است! نگفتم شاید !

  دقیقا روی همین نقطه دست گذاشتم.

من دقیقا از ورود یونان به معادله ترکیه نوشتم.


امروز آن بخش از معادله‌ای که آن روز ، شش ماه پیش ، روی کاغذ بود، حالا در برابر چشم همه به یک توافق نظامی-دفاعی تبدیل شده است.

البته این فقط بخش علنی ماجراست؛ همان چیزی که دولت‌ها تصمیم گرفته‌اند ما ببینیم.


کلیک کنید:👇

توافقنامه امنیتی

اینکه در پشت درهای بسته میان این بازیگران چه توافق‌ها، هماهنگی‌ها و تصمیماتی شکل گرفته، خدا می‌داند.

من ادعا نمی‌کنم این قرارداد به‌تنهایی یعنی فردا قرار است جنگی میان اسرائیل، یونان و ترکیه آغاز شود؛ چنین نتیجه‌ای از این توافق قابل اثبات نیست.

اما یک چیز را می‌توانم با خیال راحت یادآوری کنم:

شش ماه پیش من این مسیر را دیدم و نوشتم؛ امروز یکی از مهم‌ترین قطعات همان پازل، علنا روی میز قرار گرفته است.

گاهی تحلیلگر خوب کسی نیست که بعد از وقوع اتفاق،
برایش توضیح پیدا کند؛ کسی است که قبل از وقوع،
جهت حرکت را ببیند.


#اشو

قلم تو دست اشو یعنی جام جمشید ‌‌‌
میبینی که خیلی خوبه با آسمون  رابطه م
شاه تحلیل میگم و منتظر صاعقه م ،میگیری؟


🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
🔥2619👍5🖕2