اَشو | Ashoo
2.25K subscribers
221 photos
171 videos
6 files
343 links
اتفاقات بزرگ، قبل از وقوع نشانه‌هایی دارند.
من دنبال همان نشانه‌ها هستم.
🔎 تحلیل سیاسی | ژئوپلیتیک | 🔮 پیش‌بینی
اَشو
Download Telegram
🔹جنایی بخش دوم - آینه‌ای که برخی مشروطه‌خواهان حاضر نیستند واقعیت خود را در آن ببینند

جنایی بخش اول

در سیاست، هیچ حقیقتی رسواتر از یک تناقض نیست. اگر شخصیتی از نگاه مخالفانش فاقد نفوذ، پایگاه و اثرگذاری است، چرا باید شبانه‌روز برای تخریب او نیرو، زمان و امکانات صرف شود؟

این پرسشی است که پاسخ آن را نه در هیاهوی رسانه‌ای، بلکه در ماهیت رفتار برخی مشروطه خواهان و جریان‌هایی باید جست که سال‌ها خود را سخنگوی آینده ایران می‌پنداشتند.

شاه امروز صرفا یک نام در عرصه سیاست ایران نیست؛ او به نمادی از امید، همگرایی و گذار مسالمت‌آمیز برای بخش قابل توجهی از ایرانیان تبدیل شده است. این جایگاه با شعار به دست نیامده و با تبلیغات ساخته نشده است. اعتماد عمومی، سرمایه‌ای نیست که بتوان آن را خرید یا تحمیل کرد؛ این سرمایه تنها در گذر زمان و با استمرار، ثبات، مسئولیت‌پذیری و توانایی ایجاد امید شکل می‌گیرد.

دقیقا از همین نقطه است که سرچشمه بسیاری از حملات آشکار می‌شود. مسئله اصلی، شخص شاه رضا پهلوی نیست؛ مسئله، جایگاهی است که او در افکار عمومی یافته است. هنگامی که جامعه به یک چهره سیاسی اعتماد می‌کند، آن دسته از جریان‌هایی که سال‌ها خود را محور تحولات می‌دانستند، ناگهان با واقعیتی روبه‌رو می‌شوند که با روایت ذهنی آنان سازگار نیست.

نتیجه چنین وضعیتی، نه بازنگری در عملکرد، بلکه روی آوردن به تخریب است.

بسیاری از این جریان‌ها، سالیان طولانی به جای آنکه با مردم سخن بگویند، برای مردم نسخه پیچیدند. به جای شنیدن صدای جامعه، خود را معیار حقیقت معرفی کردند. هر صدای متفاوت را یا ناآگاه خواندند یا فاقد درک سیاسی. این نگاه از همان آغاز، دیواری میان آنان و بدنه جامعه ساخت.

دیواری که امروز فرو ریخته و واقعیت را آشکار کرده است!

جامعه ایران دیگر اسیر شعارهای پرطمطراق و آرمان‌پردازی‌های بی‌پشتوانه نیست. مردم، بهای سنگین تجربه‌های گذشته را پرداخته‌اند و اکنون بیش از هر چیز، آزادی، امنیت، رفاه، قانون، کرامت انسانی و آینده‌ای روشن را مطالبه می‌کنند. نسلی که واقعیت را لمس کرده، دیگر فریب واژه‌های پرزرق‌وبرق را نمی‌خورد و میان شعار و برنامه تفاوت قائل است.

در چنین فضایی، طبیعی است که شاه که از همبستگی، گفت‌وگو و آینده‌نگری سخن می‌گوید، بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. اما همین استقبال، برای کسانی که سال‌ها انحصار گفتمان سیاسی را حق مسلم خود می‌دانستند، به واقعیتی تلخ تبدیل شده است؛ واقعیتی که پذیرش آن برایشان دشوارتر از حمله کردن به آن است.

از همین رو، هرچه بر میزان استقبال از شاه رضا پهلوی افزوده می‌شود، حجم عملیات تبلیغاتی علیه او نیز افزایش می‌یابد. اما این رفتار، بیش از آنکه ضعف او را نشان دهد، بیانگر نگرانی کسانی است که احساس می‌کنند دیگر توان جهت‌دهی به افکار عمومی را مانند گذشته ندارند.

تناقض نیز از همین‌جا آشکار می‌شود.

از یک سو ادعا می‌کنند شاه رضا پهلوی هیچ جایگاهی ندارد و تأثیری بر جامعه ندارد؛ از سوی دیگر،
هیچ روزی را بدون حمله به او سپری نمی‌کنند.


اگر شاه بی‌اثر است، این همه اصرار برای بی‌اعتبار کردنش چه ضرورتی دارد؟

مگر می‌توان برای خاموش کردن چراغی که روشن نیست، این اندازه تلاش کرد؟

پاسخ روشن است.

آنچه آنان را به چنین رفتاری واداشته، نه قدرت استدلال، بلکه ناتوانی در پذیرش واقعیتی است که در برابر چشمانشان شکل گرفته است. هنگامی که یک جریان سیاسی از تولید اعتماد عمومی بازمی‌ماند، ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کند؛ حمله به کسی که آن اعتماد را به دست آورده است.

زیرا ساختن دشوار است و تخریب آسان.

اما تاریخ سیاست، داوری بی‌رحمی دارد.

هیچ جریان سیاسی با انکار واقعیت، واقعیت را تغییر نداده است. هیچ سرمایه اجتماعی با برچسب‌زنی نابود نشده و هیچ اعتماد مردمی با غوغاسالاری از میان نرفته است.

شاه را می‌توان نقد کرد، با دیدگاه‌هایش موافق یا مخالف بود؛ اما نمی‌توان یک حقیقت را نادیده گرفت:

استمرار حملات سازمان‌یافته به او، خود گواهی است بر اینکه جایگاهش در معادلات سیاسی ایران دیگر قابل چشم‌پوشی نیست. آن مشروطه خواهانی که این واقعیت را انکار می‌کنند، پیش از هر چیز با واقعیت جامعه در ستیزند، نه با یک فرد.

در نهایت، آینده از آن کسانی نیست که بلندتر فریاد می‌زنند؛ از آن کسانی است که اعتماد بیشتری می‌آفرینند. هیاهو فروکش می‌کند، اما اعتماد مردم باقی می‌ماند.

#اشو

سلام به به‌گارفته‌ها
می‌کنن تو باتلاق کثافت شنا
قلممون دعامونه، اوباش چیه چاقال؟
مبارزه دینه، شاه هم خدامونه
پیاده شو ته خطه، میدون خراسونه..
.
همون همیشگی 🙂👇
تیم شید من تک؛ کیرمم نمیتونید بخورید
بوس بوس ❤️‍🔥



عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود
👇👇

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👌153👍1🔥1🖕1
Reza Pahlavi | رضا پهلوی
هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم به‌عنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت می‌کنند.
۱۱ مهر ۱۴۰۴ در یادداشتی با عنوان استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بی‌طرفی دوران گذار، نوشتم که در مسیر آینده ایران، رای آزاد مردم باید مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی باشد و هیچ چارچوبی( قانون اساسی مشروطه) نباید جایگزین انتخاب ملت شود.

اکنون در پیام اخیر شاه رضا پهلوی در تاریخ ۱۴ مرداد‌، به مناسبت سالروز مشروطیت نیز بر همین اصل بنیادین؛ یعنی حاکمیت ملت و پذیرش رای مردم به‌عنوان مرجع نهایی تعیین نظام آینده ایران، تاکید شده است .

گاهی گذر زمان، اهمیت یک اصل را روشن‌تر می‌کند.


👇 بخوانید

استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بی‌طرفی دوران گذار

#اشو

روز خوش ❤️‍🔥


√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
❤‍🔥11👍8🖕1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 پاسخ به منتقدان: استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بی‌طرفی دوران گذار


در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوت‌ها در تعاریف حقوقی می‌تواند به بزرگترین شکاف‌ها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوری‌ترین و گمراه‌کننده‌ترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح می‌شود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهی‌خواهان بی‌اعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت می‌کنند.

این برداشت، نه تنها ساده‌انگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده می‌گیرد.

❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا می‌کنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهی‌خواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد.

این باور، نه‌تنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد.

باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهام‌گرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است.

این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است.

پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار می‌پذیریم. اما چه می‌شود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بی‌طرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟

در این سناریو، قانون اساسی مشروطه‌ای که تماما ً بر اساس پیش‌فرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست می‌دهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو می‌رود.

کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس می‌افتند.

آن‌ها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم می‌پوشند که بی‌طرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیم‌کننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمین‌کننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد.

اتهام خیانت یا کم‌توجهی به پادشاهی‌خواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری‌ ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی می‌کند: اعتماد به مردم.

شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهی‌خواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان می‌دهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او می‌داند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همان‌گونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید.


و قص علی هذا ، این گله‌ها و تخریب‌ها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است.

وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیت‌بخشی نهایی به پیروزی پادشاهی‌خواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است.

اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار می‌گیرد.

این موضع شاه، نه تنها نشانه‌ای از کم‌توجهی نیست، بلکه در واقع، عالی‌ترین سطح احترام به آرمان پادشاهی‌خواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بی‌طرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادی‌های مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید می‌ورزند. بنابراین، تخریب‌ها و گله‌هایی که از سر سوءتفاهم صورت می‌گیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بی‌طرفی مسیر را خدشه‌دار کنند.

#اشو

بازم کویره که،همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر...


من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ...


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
31👏6👎1🖕1
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بی‌گناه این فاجعه را گرامی می‌داریم.

یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونه‌های آن است.

اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.

این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.

@OfficialRezaPahlavi
50👍10🔥1🖕1
🔹زیر پوست شهریور؛ جنگ یا اعتراض؟


۲۰ اوت ۲۰۲۶ برابر با ۲۹ مرداد ۱۴۰۵

جمهوری اسلامی در آستانه شهریور وارد مقطعی شده که چند روند سیاسی، نظامی و اقتصادی هم‌زمان در حال حرکت‌اند. تنش خارجی، فشار اقتصادی، وضعیت تنگه هرمز و نارضایتی اجتماعی، چهار متغیری هستند که می‌توانند در طول شهریور بر یکدیگر اثر بگذارند.

اگر بخواهم فراتر از تیترهای روزانه نگاه کنم و بر اساس روند موجود یک پیش‌بینی زمانی ارائه دهم، دو بازه در شهریور اهمیت بیشتری دارند؛ یکی برای تشدید درگیری نظامی و دیگری برای شکل‌گیری موج اعتراضی.


در جبهه نظامی، به نظر می‌رسد ۷ تا ۱۶ شهریور حساس‌ترین بازه پیش‌رو باشد و در میان این روزها، ۱۰ تا ۱۳ شهریور از اهمیت بیشتری برخوردار است.

دلیل این برآورد، ترکیب فشار آمریکا، بن‌بست دیپلماتیک، وضعیت متشنج هرمز و ادامه تقابل میان تهران و واشنگتن است.

در چنین شرایطی، الزاما لازم نیست یکی از طرفین از قبل تصمیم گرفته باشد جنگی گسترده را آغاز کند. یک برخورد مستقیم، حادثه در هرمز، حمله به یک هدف حساس یا کشته‌شدن نیروهای یکی از طرفین می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها ایجاد کند و درگیری را وارد مرحله تازه‌ای کند.

بنابراین ۱۰ تا ۱۳ شهریور را می‌توان محتمل‌ترین پنجره برای جهش نظامی دانست.

❗️اما در داخل ایران، زمان‌بندی متفاوت است.

فشار اقتصادی معمولا با تاخیر خود را به خیابان می‌رساند. جامعه ابتدا فشار را تحمل می‌کند، سپس اعتراض‌های پراکنده شکل می‌گیرد و اگر یک جرقه مناسب ایجاد شود، اعتراض می‌تواند به موج گسترده‌تری تبدیل شود.

در شرایط فعلی، موضوعاتی مانند کاهش قدرت خرید، تورم، بی‌ثباتی ارز و به‌خصوص مسئله سوخت و بنزین می‌توانند چنین نقشی داشته باشند.

به همین دلیل، برای اعتراضات، ۱۷ تا ۲۸ شهریور را پنجره مهم‌تری می‌دانم و در این میان ۲۰ تا ۲۴ شهریور محتمل‌ترین محدوده برای آغاز یک موج اعتراضی بزرگ‌تر است.

چرا اعتراض را کمی دیرتر از جهش نظامی پیش‌بینی می‌کنم؟

چون جنگ می‌تواند در چند ساعت آغاز شود، اما اعتراض گسترده معمولا به انباشت فشار و ایجاد یک محرک نیاز دارد.

اگر در روزهای ابتدایی شهریور یک شوک اقتصادی، به‌خصوص در حوزه بنزین، ارز یا کالاهای ضروری ایجاد شود، این زمان‌بندی می‌تواند جلو بیفتد و حتی ۸ تا ۱۵ شهریور به پنجره اعتراضی تبدیل شود.

اما اگر شوک مشخصی ایجاد نشود، فشار اقتصادی به‌صورت تدریجی انباشته خواهد شد و در آن صورت ۲۰ تا ۲۴ شهریور همچنان مهم‌ترین بازه خواهد بود.

در طرف نظامی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. اگر تا ۱۰ شهریور هیچ گشایش جدی در مسیر دیپلماسی ایجاد نشود و هم‌زمان وضعیت هرمز متشنج باقی بماند، احتمال تشدید درگیری در نیمه اول شهریور افزایش پیدا می‌کند.

در این میان، ۲۴ تا ۳۱ شهریور اهمیت ویژه‌ای دارد.

چرا؟

زیرا اگر تا آن زمان هم فشار اقتصادی افزایش یافته باشد، هم اعتراضات گسترش پیدا کرده باشند و هم درگیری خارجی شدت گرفته باشد، دیگر با دو بحران جداگانه روبه‌رو نخواهیم بود.
بحران خارجی می‌تواند بحران اقتصادی را تشدید کند و بحران اقتصادی نیز می‌تواند نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد.

در چنین شرایطی، شهریور می‌تواند از یک ماه پرتنش به یک نقطه عطف سیاسی تبدیل شود.

اگر بخواهم بدون تعارف و بدون بازی با کلمات و در چند خط جمع‌بندی کنم، برآورد من در ۲۹ مرداد این است:

❗️۱۰ تا ۱۳ شهریور — محتمل‌ترین پنجره برای جهش نظامی

❗️ ۲۰ تا ۲۴ شهریور — محتمل‌ترین پنجره برای آغاز موج اعتراضی

❗️ ۲۴ تا ۳۱ شهریور — حساس‌ترین بازه برای هم‌زمانی بحران داخلی و خارجی

این تاریخ‌ها پیشگویی نیستند؛ برآورد زمانی بر اساس روندهای فعلی‌اند.

اما اگر امروز مجبور باشم روی تقویم شهریور شرط ببندم، انتخاب من روشن است:

۱۰ تا ۱۳ شهریور برای جنگ،
۲۰ تا ۲۴ شهریور برای اعتراض.


و اگر این دو روند در نیمه دوم شهریور به یکدیگر متصل شوند، هفته پایانی شهریور می‌تواند مهم‌ترین مقطع سیاسی ایران در این ماه باشد.

البته این تاریخ‌ها به معنای اطلاع از تصمیم محرمانه هیچ‌یک از طرفین نیست؛ این یک برآورد تحلیلی بر اساس روندهای موجود در ( امروز) ۲۹ مرداد است

#اشو


رسانه ها همه زردن
تیترا میگن کلیکم، کلیکم کن، کلیک
واسه مبارزه مون میفروختن بلیط
مردمو میخوان تو این درگیری
به نظر شما اینا داره تاثیری؟
یا سیاست یه سرگرمیه سر پیری؟
بچه ها خوشحالن با خبر تعطیلی
زنده هام اعدام و چند سالی تعزیری...


🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍4113🔥4🖕1
اَشو | Ashoo
‍ ‍ 🔹زیر پوست شهریور؛ جنگ یا اعتراض؟ ۲۰ اوت ۲۰۲۶ برابر با ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ جمهوری اسلامی در آستانه شهریور وارد مقطعی شده که چند روند سیاسی، نظامی و اقتصادی هم‌زمان در حال حرکت‌اند. تنش خارجی، فشار اقتصادی، وضعیت تنگه هرمز و نارضایتی اجتماعی، چهار متغیری هستند…
https://t.me/C_B_SHAHZADEH/236626

https://t.me/ASHOOZA/1072

https://t.me/ASHOOZA/505

اعتراض و اعتصاب سراسری معمولا فقط با نارضایتی شکل نمی‌گیرد؛ به یک ماشه نیاز دارد؛ یعنی اتفاقی که نارضایتی‌های پراکنده را ناگهان به یک مطالبه مشترک تبدیل کند.

بنزین یکی از خطرناک‌ترین ماشه‌هاست، چون افزایش قیمت یا تغییر سهمیه مستقیما وارد زندگی روزمره میلیون‌ها نفر می‌شود و می‌تواند قیمت حمل‌ونقل و کالاها را هم بالا ببرد.

اما اگر بنزین ثابت بماند، ماشه می‌تواند چیز دیگری باشد؛ قیمت کالاهای اساسی، قطع یا گرانی انرژی، تاخیر حقوق و دستمزد، یک بحران سیاسی یا امنیتی، یا حتی برخورد شدید با یک تجمع صنفی.

مهم، خودِ اتفاق نیست؛ مهم این است که آیا می‌تواند نارضایتی‌های جدا از هم را به یکدیگر وصل کند یا نه.

به عبارت دیگر، شهریور به‌خودی‌خود عامل اعتراض نیست؛ تصمیمات اقتصادی حکومت می‌تواند شهریور را به ماه اعتراض تبدیل کند.

از سوی دیگر ، اعتراض‌های صنفی دیگر صرفا نشانه‌هایی پراکنده در حاشیه نیستند؛ اکنون به بخشی از واقعیت روزمره جامعه تبدیل شده‌اند.

امروز، اول شهریور، بازنشستگان در چند شهر بار دیگر به خیابان آمدند و مطالبات اقتصادی و معیشتی را به مطالبه‌ای علنی تبدیل کردند.

هم‌زمان، سقوط ارزش ریال و رسیدن نرخ دلار به محدوده ۲۰۰ هزار تومان، فشار تورمی را به مرحله‌ای تازه رسانده و بیش از پیش توان معیشتی خانوارها را تحت فشار قرار داده است.

اهمیت این دو روند در کنار یکدیگر است:

اعتراض صنفی زمانی می‌تواند به اعتصاب تبدیل شود که فشار اقتصادی از سطح نارضایتی فردی عبور کند و به یک تجربه مشترک میان گروه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی بدل شود. از این منظر، آنچه امروز در خیابان دیده می‌شود صرفا چند تجمع جداگانه نیست؛ می‌تواند نشانه شکل‌گیری بستری باشد که در صورت اضافه‌شدن یک ماشه جدی، ظرفیت تبدیل‌شدن به موجی گسترده‌تر را پیدا کند.


این یعنی زمینه اعتصاب در حال ساخته‌شدن است.


#اشو

تو بی‌سیما میگن بده وضعیت ...


🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل می‌شود👇👇

√ 
@AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
👍203🖕3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرانی بنزين مطالبه ملی
14🖕6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبتون خوش ❤️‍🔥
38🖕3
Forwarded from اخبار جنگ ایران امریکا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇬🇷 وزیر امور خارجه یونان، جورج گراپتریتیس:

ما تمام تلاش‌های لازم را انجام خواهیم داد. ما به تحریکات پاسخ خواهیم داد و این پاسخ را از موضع قدرت ارائه خواهیم کرد.

زیرا امروز، یونان از همیشه قدرتمندتر است.


🔴 @KhabarFuri
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13
باز خداروشکر امنیت داریم


√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
💔161
اَشو | Ashoo
باز خداروشکر امنیت داریم √  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
مهاجره پول نداره که بمیره، پیدا نمی شه گور مفتی
مسافره ولی نه مقصد داره نه کوله پشتی
به آغوش باز دریا می رسه بالاخره رود پُرپیچ
...
💔221🔥1
من هنوز قلم را زمین نگذاشته‌ام.

اما این بار،
آن را طوری در دست گرفته‌ام
که اگر شهریور خلاف من نوشت،
دیگر دلیلی برای برداشتنش نداشته باشم
.

شاید این یک جور
خودزنی سیاسیِ آگاهانه...


شاید دلایلی وجود دارد که این بار، به جای اینکه برای خودم راه فرار بگذارم، دارم راه‌های فرار را می‌بندم.

#اشو

صبح بخیر ❤️‍🔥
💔243👍2
اَشو | Ashoo
‍ ‍ 🔹زیر پوست شهریور؛ جنگ یا اعتراض؟
چیزی را انجام دادم که شاید یک تحلیل‌گر عاقل نباید انجام دهد:

روی تقویم خط کشیدم
!
💔144👍2🖕2
اَشو | Ashoo
اما این بار،
آن را طوری در دست گرفته‌ام
که اگر شهریور خلاف من نوشت،
دیگر دلیلی برای برداشتنش نداشته باشم.
گاهی بزرگ‌ترین نشانه صداقت یک مبارز، ادامه دادن نیست؛ دانستنِ لحظه‌ای است که باید قلم را زمین بگذارد.
💔192👍2🖕1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل کردن، فقط کنار هم گذاشتن چند نشانه و ساختن یک سناریو نیست؛ از جایی به بعد، آدم باید جرئت داشته باشد پای نتیجه‌ای که از دل تحلیلش بیرون آمده هم بایستد.

پیش‌بینی زمانی معنا دارد که تحلیل‌گر حاضر باشد همان‌قدر که برای درست بودنش اعتبار می‌گیرد، در برابر اشتباه احتمالی‌اش هم مسئول باشد.

چون بالاخره لحظه‌ای می‌رسد که دیگر نمی‌شود پشت واژه‌ها، احتمالات و تفسیرها پنهان شد. جایی که تحلیل‌گر باید سکوت کند و اجازه بدهد واقعیت، خودش حکم بدهد.

من مدتی است به همین مرز فکر می‌کنم؛ مرز میان چیزی که ما از آینده می‌بینیم و چیزی که آینده در نهایت به ما نشان می‌دهد.

شاید بعضی حرف‌ها را باید پیش از آنکه زمان درباره‌شان قضاوت کند، ثبت کرد.

نه برای دفاع از خود؛
بلکه برای اینکه وقتی نتیجه رسید، هیچ راهی برای فرار از آنچه گفته‌ای باقی نماند.

در نهایت، این واقعیت است که آخرین کلمه را می‌گوید.


#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
25👍5🔥1
🔹پیش از آنکه شهریور حکم بدهد - روزی که اعتبارم را روی تقویم گذاشتم( 2/1)

امروز، ششم شهریور ۱۴۰۵ است.

هشت روز از انتشار تحلیلی می‌گذرد که در بیست‌ونهم مرداد نوشتم؛ تحلیلی درباره شهریوری که از نگاه من می‌تواند یکی از حساس‌ترین مقاطع پیشِ روی ایران باشد.

آن روز، بر اساس آنچه در زیر پوست سیاست، اقتصاد و جامعه دیدم، چهار متغیر را کنار هم گذاشتم:

تنش خارجی، فشار اقتصادی، وضعیت تنگه هرمز و نارضایتی اجتماعی.

بعد، چیزی را انجام دادم که شاید یک تحلیل‌گر عاقل همیشه نباید انجام دهد:

روی تقویم خط کشیدم.


۷ تا ۱۶ شهریور را پنجره حساس نظامی دانستم؛
۱۰ تا ۱۳ شهریور را محتمل‌ترین نقطه جهش.

۱۷ تا ۲۸ شهریور را برای اعتراضات مهم دانستم؛
۲۰ تا ۲۴ شهریور را محتمل‌ترین محدوده آغاز یک موج بزرگ‌تر.

و ۲۴ تا ۳۱ شهریور را جایی دانستم که اگر بحران‌ها هم‌زمان شوند، ممکن است دیگر با چند بحران جداگانه روبه‌رو نباشیم؛ بلکه با زنجیره‌ای مواجه شویم که هر بحران، دیگری را تغذیه کند.

حتی سناریوی دیگری را هم در نظر گرفتم؛ اینکه اگر شوکی مشخص، به‌خصوص در حوزه بنزین، ارز یا کالاهای ضروری رخ دهد، پنجره اعتراض می‌تواند جلوتر بیفتد.

همه این‌ها را نوشتم.

با یک قید روشن:

این پیشگویی نیست؛ برآورد من از آینده، بر اساس واقعیت ۲۹ مرداد است.

امروز، ششم شهریور، هنوز برای قضاوت زود است.

هنوز بخش اصلی تقویمی که خودم روی آن دست گذاشته‌ام نرسیده.

اما امروز آمده‌ام چیزی را ثبت کنم که شاید بعدها، مهم‌تر از خود آن تحلیل باشد.

من تمام تحلیل‌های قبلی‌ام را پشت سر گذاشته‌ام و آنچه پیش‌بینی کرده‌ام، تا امروز مطابق برآوردهایم پیش رفته است.

اما گذشته، برای هیچ تحلیل‌گری مصونیت نمی‌آورد.

یک تحلیل درست، حق اشتباه کردنِ بی‌پایان به آدم نمی‌دهد.

و من نمی‌خواهم روزی که اشتباه کردم، از اعتبار دیروزم برای نجات خودم استفاده کنم.

اگر این تحلیل غلط باشد، من آن را با همان صراحتی که امروز از آن دفاع می‌کنم، خواهم پذیرفت.

اگر شهریور از کنار این پنجره‌ها عبور کند و آنچه من بر اساس روندهای موجود برایش برآورد کرده‌ام رخ ندهد، دیگر تاریخ را عقب نمی‌کشم.

دیگر نمی‌گویم منظورم چیز دیگری بود.

دیگر هر حادثه کوچک را به پیش‌بینی بزرگ خودم سنجاق نمی‌کنم.

دیگر در مهر ماه، حتی یکم مهر ماه،  از میان هزاران اتفاق، یک تکه پیدا نمی‌کنم تا به مخاطب ثابت کنم که حق با من بوده است.

نه.

اگر واقعیت خلاف تحلیل من باشد،
تحلیل من شکست خورده است.

و اگر تحلیل من شکست بخورد،
من هم از این میدان بیرون می‌روم.

برای همیشه.

شاید این تصمیم برای خیلی‌ها عجیب باشد.

اما حقیقت این است که مدتی است دیگر از این میدان چیزی جز خستگی برایم نمانده.

از خبرهایی که حقیقت را قربانی کلیک می‌کنند.

از تیترهایی که اضطراب مردم را تبدیل به مخاطب می‌کنند.

از مردمانی که هر صبح یک روایت می‌سازند و هر شب روایت قبلی‌شان را فراموش می‌کنند.

از کسانی که وقتی پیش‌بینی‌شان غلط از آب درمی‌آید، به جای پذیرفتن اشتباه، معنای کلمات را تغییر می‌دهند.

و شاید بیش از همه، از خودم.


#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
38👍9💔4
🔹پیش از آنکه شهریور حکم بدهد؛ خودزنی سیاسیِ آگاهانه (2/2)


از اینکه سال‌ها نشستم، دیدم، خواندم، سنجیدم، تحلیل کردم و بارها درباره آینده حرف زدم؛ در حالی که سیاست، هر روز بخش دیگری از آرامش آدم را با خودش می‌برد.

راستش را بخواهید؛ دیگر اعصاب این بازی را ندارم.

شاید به همین دلیل است که این بار، به جای اینکه برای خودم راه فرار بگذارم، دارم راه‌های فرار را می‌بندم.

شاید این یک جور خودزنی سیاسیِ آگاهانه باشد.

اینکه آدم تمام اعتباری را که سال‌ها ساخته، یک‌جا روی میز بگذارد و بگوید:

اگر یک اشتباه کردم، پایان ،همه‌اش را پس می‌دهم.

من از این تصمیم نمی‌ترسم.

چون اگر قرار باشد برای ماندن، حقیقت را خم کنم، ترجیح می‌دهم نباشم.

تحلیل‌گر بودن برای من هیچ‌وقت به معنای همیشه درست بودن نبود.

به معنای این بود که وقتی حرف می‌زنم، به حرفم باور داشته باشم؛
و وقتی اشتباه می‌کنم، آن‌قدر شرافت داشته باشم که از کنار اشتباهم فرار نکنم.

پس این نوشته را امروز منتشر می‌کنم؛ نه برای خداحافظی.

هنوز نه.

بلکه برای اینکه شرط این خداحافظی را از همین حالا ثبت کرده باشم.

من هنوز روی تحلیل ۲۹ مرداد ایستاده‌ام.

هنوز آن بازه‌ها را برآورد خودم می‌دانم.

اما دیگر چیزی به آن اضافه نخواهم کرد.

شهریور اگر آنچه گفته‌ام را ثابت کند، مسیر ادامه دارد.

و اگر ثابت نکند، من می‌روم.

نه با یک پست خداحافظی طولانی.

نه با توضیحی برای قانع کردن دیگران.

نه با بازگشت چند ماه بعد.

می‌روم، چون خودم این خط را کشیده‌ام.

شاید مهرماه، کسی این نوشته را دوباره بخواند.

شاید آن روز کسی بگوید این تحلیل درست بود.

شاید هم بگوید یک تحلیل‌گر، برای اولین بار، بیش از اندازه به محاسبات خودش اعتماد کرده بود.

هر دو برای من قابل قبول است.

چیزی که برای من قابل قبول نیست، این است که واقعیت را به خاطر حفظ نام خودم تحریف کنم.

پس از امروز، دیگر نوبت من نیست.

نوبت شهریور است.

نوبت روزهایی که هنوز نیامده‌اند.

نوبت واقعیتی که نه به من بدهکار است، نه به شما، نه به هیچ تحلیل‌گری.

تقویم، بی‌رحم‌ترین قاضی دنیاست؛
چون نه تحت تأثیر قلم قرار می‌گیرد،
نه تحت تأثیر شهرت،
نه تحت تأثیر تعداد دنبال‌کننده‌ها.

روزها می‌آیند.

و حقیقت، در نهایت، از میان تمام روایت‌ها عبور می‌کند و خودش را نشان می‌دهد.

من حرفم را زده‌ام.

این بار، اگر واقعیت مرا شکست دهد، من واقعیت را شکست‌خورده اعلام نمی‌کنم.

خودم کنار می‌روم.

بی‌بهانه.

بی‌تبصره.

بی‌بازگشت.


و شاید این آخرین درسی باشد که سیاست به من می‌دهد:

گاهی بزرگ‌ترین نشانه صداقت یک تحلیل‌گر، ادامه دادن نیست؛ دانستنِ لحظه‌ای است که باید قلم را زمین بگذارد.

من هنوز قلم را زمین نگذاشته‌ام.

اما این بار،
آن را طوری در دست گرفته‌ام
که اگر شهریور خلاف من نوشت،

دیگر دلیلی برای برداشتنش نداشته باشم.



#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
💔269👍4
این دو نوشته آخرِ کانال تا پایان شهریورماه باقی خواهد ماند؛ تا زمانی که زمان، بدون دخالت من، میان آنچه در بیست‌ونهم مرداد نوشته‌ام و آنچه در شهریور رخ خواهد داد قضاوت کند.

https://t.me/ASHOOZA/1072

آنچه نوشته‌ام، حاصل ساعت‌ها دیدن، خواندن و سنجیدن بوده و هنوز هم پای همان برآورد ایستاده‌ام. اما گاهی برای آنکه حقیقت، بی‌واسطه خودش را نشان دهد، باید حتی از سایه اعتبار خودت هم کنار بروی.

از امروز، فعالیت من در تلگرام کاملا متوقف می‌شود. نه مطلبی منتشر خواهم کرد، نه وارد بحثی می‌شوم و نه راهی برای ارتباط با من وجود خواهد داشت.

دیگر چیزی برای اضافه کردن ندارم.

این بار، اعتبارم را به توضیح تازه‌ای گره نمی‌زنم؛ آن را می‌سپارم به چیزی که هیچ‌کس نمی‌تواند تغییرش دهد:

زمان.

تا پایان شهریور، سکوت می‌کنم.

بعد، خودِ واقعیت حرف خواهد زد.

#اشو

√  @AshooZa  | ߊ‌‌ܝ᪴ܝܝߺو
31👍5💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاینده ایران ، جاوید شاه ❤️‍🔥
58