🔥4❤2👍1👏1
ASHK | اشک
نام اثر دوم و سوم پرسپولیس بود. اثر چهارم تایملپس نیویورک بقیهشم یادم نیست! #موزه
خب، گویا باز ترتیب عکسها برعکس شده، و از آخر باید بشمرید!
🔥3👍2
Forwarded from Ophelia. (Zahra)
Forwarded from راد
الان که داشتم اتاق رو جمع و جور میکردم به این کلندر رسیدم. ۱۰ مارچ ۲۰۲۱ نوشته بودم این رو. برای ۲۰۲۲ برنامه ریخته بودم تا چه کارایی رو به چه ددلاینایی برسونم. ۴ مارچ ۲۰۲۲ بود که دقیقا همون خبری که اون موقع میخواستم رو گرفتم. من حتی وجود این کاغذا رو از خاطر برده بودم و پیدا کردنش یه لبخند گنده آورد روی لبام.
موفق شدن یه همچین شکلیه و همچین اراده و باوری میخواد.
I’m proud of myself.
موفق شدن یه همچین شکلیه و همچین اراده و باوری میخواد.
I’m proud of myself.
👍5❤1
وقتی اولین بار تو مترو با این صحنه مواجه شدم، خیلی جا خوردم. تصورش برام ترسناک بود که قطار خودش بره، بدون راننده! اتوماتیک کار میکنه، اما خب ممکنه یه خطراتی هم داشته باشه. به نظرم بد نیست حداقل یکی بالاسرش باشه یه وقت مشکلی پیش نیاد. حتی یه بار هم یه ماموری چیزی ندیدم تو ایستگاههای مترو. حتی گیتهای ورودی هم گاهی مامور نداره. نمیدونم، شایدم با دوربین مداربسته کنترل میکنن. الان یه مشکلی برای من پیش بیاد یا سوالی داشته باشم به کی بگم؟
🤯8😱3👍1🔥1
ASHK | اشک
کتاب بعدی
اینو پریشب تموم کردم. خیلی خوب بود، احتمالا بعدا دوباره بخونمش. اوایل میخواستم قسمتای قشنگشو بذارم اینجا، اما به مرور دیدم باید همهشو بذارم عملا! چندبار از شدت حقگوییش اشک از چشام سرازیر شد، که برای من پدیدهی نادری محسوب میشه موقع مطالعه.
اما یه نکته. یه کلیپی پارسال منتشر شده بود از نحوهی برخورد عباس با پسرش، که من ندیدهم، اما شنیدم که چطوریه. تو این کتاب چند بار اشاره کرده که چجوری بازیگرها رو با تنبیه، تشویق یا هرچی، manipulate میکرده تا تصویری که مد نظرش بوده رو بگیره. حتی خودش به صراحت گفته (نقل به مضمون) در مورد خلق هرچه بهتر اثر هنری، «هدف وسیله رو توجیه میکنه»، چون مقصودش نمایش حقیقت بوده، که فقط از اون طرق میتونسته بهش برسه انگار. تنها قسمتی که باهاش مشکل داشتم همین بود، که تو کتم نمیره.
ایدههای جالبی درمورد رویکردش و ساخت فیلم داره که خیلی برام جذاب بود. حالا اسپویل نمیکنم دیگه. اگه فیلمهاشو دیدین و دوست داشتین، توصیه میکنم این کتابو.
#کیارستمی
اما یه نکته. یه کلیپی پارسال منتشر شده بود از نحوهی برخورد عباس با پسرش، که من ندیدهم، اما شنیدم که چطوریه. تو این کتاب چند بار اشاره کرده که چجوری بازیگرها رو با تنبیه، تشویق یا هرچی، manipulate میکرده تا تصویری که مد نظرش بوده رو بگیره. حتی خودش به صراحت گفته (نقل به مضمون) در مورد خلق هرچه بهتر اثر هنری، «هدف وسیله رو توجیه میکنه»، چون مقصودش نمایش حقیقت بوده، که فقط از اون طرق میتونسته بهش برسه انگار. تنها قسمتی که باهاش مشکل داشتم همین بود، که تو کتم نمیره.
ایدههای جالبی درمورد رویکردش و ساخت فیلم داره که خیلی برام جذاب بود. حالا اسپویل نمیکنم دیگه. اگه فیلمهاشو دیدین و دوست داشتین، توصیه میکنم این کتابو.
#کیارستمی
❤3👍2👏1
کلا همین دوتا کتابو تونسته بودم با خودم بیارم، و الان دیگه کتاب ندارم. باید برم بگردم ببینم اینجا جایی هست ازش کتاب قرض بگیرم یا نه. اگه نبود بشینم همین pdfهایی که دارم رو بخونم.
❤2👍2👏2
همخونهایهام همشون رفتن بیرون پی تفریح، من تنها موندم تو خونهی خالی، و دلم گرفت 😢
😢8❤2
ASHK | اشک
موسیقی خیابانی
داشتم برمیگشتم خونه که اتفاقی اینا رو دیدم. از اینجا که داشتم دور میشدم، چشمم به یه آشنا افتاد که از روبروم میاومد. همون جینجر پرتغالیه بود که شمارهشو گرفتم بودم و پیاممو سین نکرده! رفتم سلام کردم دیدم واکنش خاصی نشون نداد. بعد گفتم منو یادت میاد؟ گفت نه 😂. گفتم چه حافظهی کوتاهی داری! دیگه سعی نکردم یادش بیارم، چون بیهوده بود. پرسیدم اینجا چکار میکنی؟ گفت منتظر دوستمم. تو چکار میکنی؟ منم به دوربین دستم اشاره کردم. بعدشم گفتم خوشحال شدم دیدمت و بای! غم انگیز بود...
بعد فکر کردم کاش عینک دودیمو درمیآوردم شاید اونطوری میشناخت. اما خوبیش اینه الان میتونم اینطوری خودمو گول بزنم که واسه همینه که منو نشناخته.
بعد فکر کردم کاش عینک دودیمو درمیآوردم شاید اونطوری میشناخت. اما خوبیش اینه الان میتونم اینطوری خودمو گول بزنم که واسه همینه که منو نشناخته.
👍4❤2😁2
امروز کلا اتفاقی بود خیلی چیزا. چشمم به یه عده خورد که جلوی یه دری جمع شدن. رفتم دیدم در ورودی کتابخونهی سلطنتیه، و منتظرن که برن تو. منم رفتم پشت سرشون. بعد راس ساعت چهار گفتن برید تو. منم با همینا رفتم، بدون اینکه بلیتی چیزی بخوان چک کنن. فهمیدم که یه نمایشگاه موقت از چندتا از آثار داوینچی رو قراره ببینیم، که از قضا امروزم آخرین روزشه. هیچی دیگه، شانس آوردم.
اتفاق بعدی هم این بود که یه پیرمرده رو که چند روز قبل تو یه موزه دیده بودم، تو خیابون دوباره دیدم.
اتفاق بعدی هم این بود که یه پیرمرده رو که چند روز قبل تو یه موزه دیده بودم، تو خیابون دوباره دیدم.
👍6🥰4