دو ساعت و نیم تو صف بودیم تا نوبتمون شه بریم کارت اقامت رو بگیریم، اما گرفتیم.
کوله برداشته بودم که کتابمو ببرم اونجا بخونم، کتابه رو جا گذاشتم خونه! کلی حسرت خوردم.
کوله برداشته بودم که کتابمو ببرم اونجا بخونم، کتابه رو جا گذاشتم خونه! کلی حسرت خوردم.
😱3😢2🎉2
تو اتوبوس داشتیم میاومدیم یه دختر جوان و نیمهبرهنه سوار شد. معلوم بود داره از ورزش میاد، احتمالا دویده بود. دیدم لباسشو گرفته جلوی دهنش، فهمیدم ماسک نداره. کیفمو چک کردم دیدم یکی از این ماسکای معمولی که پارسال تو ایران تو اتوبوس به همه دادن، تو کیفمه. همونو بهش دادم و با خوشحالی تشکر کرد. من اگه جای اون بودم طرفو میبوسیدم. متاسفانه جوانان این دورهزمونه تربیت درستحسابی ندارن!
😁25🤔2🥰1
ASHK | اشک
دو ساعت و نیم تو صف بودیم تا نوبتمون شه بریم کارت اقامت رو بگیریم، اما گرفتیم. کوله برداشته بودم که کتابمو ببرم اونجا بخونم، کتابه رو جا گذاشتم خونه! کلی حسرت خوردم.
ضمنا بعدا یادم اومد که امروز دقیقا شیش ماهه که اینجام. ولی چقد چیزای جدید و مختلف تجربه کردم پسر! البته هی این چیزا کمتر میشه، تا اینکه چند سال دیگه شاید بگم همهچی واسم تکراری شده...
👍6❤3👏3
ASHK | اشک
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالا که بحث سنجاب عصر یخبندان شده، گفتم اینم بذارم براتون از اون روز توی پارک.
🥰3
رفتم یه موزهی مربوط به دوران جنگ جهانی دوم، ولی قسمت موزهش بسته بود؛ یه سری آرشیو صوتی-تصویریش فقط باز بود. یه اتاقو اختصاص داده بودن به یادداشتهای بازدیدکنندگان.
❤7👍1🔥1👏1