ASHK | اشک
این فروشگاه اون #موزه ست. خیلی خوب بودن😢 دوس داشتم همهشو بخرم، ولی خیلی گرون بود. مثلا همین جورابا جفتی ده فاکینگ یورو!
هوایی که بین بارون و نبارون در نوسانه، احتمالا خیلی از سیزدهبهدرها رو کنسل یا تقولق کرده. اما من که تکوتنها برنامهای نداشتم، پس تو بارون پا شدم رفتم موزهی هنرهای معاصر و اون طبقهی اولش رو که نرفته بودم، رفتم. کلی نقاشی قشنگ دیدم. بعد اومدم بیرون دیدم دیگه بارون نمیاد، پس تصمیم گرفتم برم سلف اونیکی دانشگاه و پیتزا بگیرم، چون سلف خودمون لاین مخصوص پیتزا نداره. خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا. الانم سوار اتوبوس شدم که برم یه موزهی دیگه که تقریبا خارج شهره و یه ساعت دیگه میرسم. این موزهها رو دارم یکییکی تیک میزنم که خیالم راحت شه برم سراغ یه تفریح دیگه!
ASHK | اشک
هوایی که بین بارون و نبارون در نوسانه، احتمالا خیلی از سیزدهبهدرها رو کنسل یا تقولق کرده. اما من که تکوتنها برنامهای نداشتم، پس تو بارون پا شدم رفتم موزهی هنرهای معاصر و اون طبقهی اولش رو که نرفته بودم، رفتم. کلی نقاشی قشنگ دیدم. بعد اومدم بیرون دیدم…
رفتم موزهی تیم اصلی فوتبال شهرمون، ولی عکساشو نمیتونم بذارم اینجا!
غروب سیزدهبهدر همیشه برای من غمانگیزترین لحظهی سال بوده، چون خودتون میدونین دیگه. امسال یهجوری ازش در رفتهم. اما الان دیدم غمم گین شده و نزدیک غروب هم هست، که یهو یادم اومد امروز سیزدهبهدر بوده!
ASHK | اشک
هوایی که بین بارون و نبارون در نوسانه، احتمالا خیلی از سیزدهبهدرها رو کنسل یا تقولق کرده. اما من که تکوتنها برنامهای نداشتم، پس تو بارون پا شدم رفتم موزهی هنرهای معاصر و اون طبقهی اولش رو که نرفته بودم، رفتم. کلی نقاشی قشنگ دیدم. بعد اومدم بیرون دیدم…
این بروشور رو تو اون موزه دیدم پشمام ریخت!
❤3
🤩1
بعد از ناهار پا شدم رفتم یه موزه، وقتی رسیدم دیدم تعطیله به خاطر تعمیرات. رفتم یه جا دیگه، گفت sold out شده. آخرین گزینه رفتن به موزهی هنرهای شرقی بود و خوشبختانه تونستم برم. فقط میتونم بگم جای زینب خالی...
🤩1