اگه چهلوهشت ساعت در شبانهروز میداشتم بازم وقت کم میآوردم به نظرم. هزارتا کار دارم، ولی نمیرسم همهشو انجام بدم. نمیدونم چه کنم...
یه اتفاق خیلی کوچیک افتاده، ولی به نظر من انگار دنیا به آخر رسیده. چندین روزه روانمو بهم ریخته و نمیدونم اگه درست نشه چجوری قراره باهاش کنار بیام، با اینکه هیچی تغییری نمیکنه.
❤4😢1
یه نمایشگاه اندی وارهول هست که تو فکرش بودم یه روز برم، اما الان فهمیدم حتی با داشتن کارت موزه هم نمیشه رایگان رفت، و 13 یورو بلیتش میشه. پس کنسله. در واقع موزه نیست، نمایشگاس؛ شاید دلیلش همینه!
ماسک معمولی زده بودم، فکر نمیکردم مهم باشه. ولی دم در بهم گیر داد، و گفت برو از اون ماسک خفنا بگیر از همکارم. رفتم از همکارش بگیرم، دیدم رایگانه! 🥲
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دیشب
ببخشید دیگه جام بد بود!
ببخشید دیگه جام بد بود!
دو هفته دیگه یه برنامهای هست که 50 یورو میگیره، سینگلها رو باهم آشنا میکنن تا یارشون رو پیدا کنن 😂 هرکسی 5 دقیقه وقت داره با نفر مقابل صحبت کنه و بهش امتیاز بده. بعد بر اساس اینا روز بعد بهشون میگن با کی مچ شدن. ولی خب فقط برای افراد 30 تا 35 ساله ظاهرا. اما همین که همچین چیزی وجود داره برام جالب بود.
😁6🔥3❤1
Forwarded from خودمونی
فکر میکنم از بُعد برونگرایی-درونگرایی، شخصیتم به مایعی شبیه شده که تو هر ظرفی قرارش بدی شکل اون ظرف رو میگیره. قبلا میدونستم بیشتر به خلوت خودم تمایل دارم اما الان دقیقا نمیدونم چی میخوام. از طرفی از سکوت و وقت گذروندن با خودم تو تنهایی لذت میبرم و از طرف دیگه حس میکنم معاشرت نکردن با بقیه چیزی رو که حتی نمیدونم چیه ازم کم میکنه؛ مثال بارزی از همون جمله عامیانه ترس از دست دادن امتیاز مرحله.
بهش که بیشتر فکر میکنم رد پای پررنگ دنیای مجازی رو میبینم بخصوص اینستا. بهشت برینی که همه توش خوشحال، عاشق و محبوب عالَمن. متعاقبا وقتی پست یا استوری دوست و همکاری رو میبینم که با یکی دیگه بیرون رفته، شام خورده یا ... سرخورده میشم که ای بابا پس چرا من دعوت نشدم، نکنه خبری بوده به من نگفتن، شاید اشتباه کردم موندم تو خونه و هزار تا فکر و خیال دیگه.
بعد میام سراغ تلگرام، کانالها رو میخونم و میبینم انگار فارغ از مرز جغرافیایی اکثرا احساسات آدمها به هم نزدیکه. حداقل برداشت من اینه که نوشتن از تلخیها و منفیها بار کمتری اینجا داره. هرچند باید جا برای صددرصد نبودن اصالت کانالستان هم در نظر گرفت ولی بازم اگه قرار باشه بین این دو تا یکی رو انتخاب کنم، قطعا این فضا حس امنیت و خلوص بیشتری بهم میده. شاید راحتتر میتونم خودم باشم و این برای کسی که خودسانسوری جزئی از روند تفکرشه خیلی باارزشه.
خلاصه که کانالنویسا و ممبرهای فعال و خاموش، مرسی هستین و این حرفا 🤍
بهش که بیشتر فکر میکنم رد پای پررنگ دنیای مجازی رو میبینم بخصوص اینستا. بهشت برینی که همه توش خوشحال، عاشق و محبوب عالَمن. متعاقبا وقتی پست یا استوری دوست و همکاری رو میبینم که با یکی دیگه بیرون رفته، شام خورده یا ... سرخورده میشم که ای بابا پس چرا من دعوت نشدم، نکنه خبری بوده به من نگفتن، شاید اشتباه کردم موندم تو خونه و هزار تا فکر و خیال دیگه.
بعد میام سراغ تلگرام، کانالها رو میخونم و میبینم انگار فارغ از مرز جغرافیایی اکثرا احساسات آدمها به هم نزدیکه. حداقل برداشت من اینه که نوشتن از تلخیها و منفیها بار کمتری اینجا داره. هرچند باید جا برای صددرصد نبودن اصالت کانالستان هم در نظر گرفت ولی بازم اگه قرار باشه بین این دو تا یکی رو انتخاب کنم، قطعا این فضا حس امنیت و خلوص بیشتری بهم میده. شاید راحتتر میتونم خودم باشم و این برای کسی که خودسانسوری جزئی از روند تفکرشه خیلی باارزشه.
خلاصه که کانالنویسا و ممبرهای فعال و خاموش، مرسی هستین و این حرفا 🤍
❤6👍1
آخر هفتهها مرکز شهر خیییلی شلوغ میشه. امروز بعد ناهار پا شدم با دوربین رفتم مرکز شهر برای عکاسی. از وقتی اومدم دوربینو روشن نکرده بودم. باز باید بشینم عکسا رو ادیت کنم، و بعدش بفرستم اینجا، اما یه چیزایی هم با گوشی گرفتم. خیلی خوشگذشت ولی.
آثار ویوین مایر رو هم گذاشتن و یه روز باید برم اونجا باز. نمیذارن درس بخونیم که. درواقع درس مزاحمه، نمیذاره به زندگیمون برسیم. اه، لعنتی!
🤩1