ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
امروز رفتم خرید، دم درش یه سری داوطلب بودن که کیسه خرید می‌دادن به مردم، می‌گفتن اگه می‌خواید برای نیازمندان هم چیزی بخرید که برای سال نو بهشون سبد کالا اهدا کنیم.
گفتم به نظرم خودم کسی‌ام که باید از این بسته‌ها بگیره!
گفت متأسفم. قانع شد فکر کنم.
🤣114👎1
مدت‌هاست می‌خوام اینو بنویسم فرصت نمی‌شد.
چند ماه پیش بر این شدم که برم از کسانی که منو می‌شناسن بخوام ویژگی‌های مثبتی که از من دیده‌ن رو بیان کنن. چون باعث می‌شد بهتر خودمو بشناسم و ببینم چجوری دیده می‌شم. و روی عزت‌نفسم هم تاثیر می‌ذاره. نکات منفی رو نخواسته‌م بگن چون بیشتر اونا رو آلردی می‌دونم و به اندازه‌ی کافی هم برای خودم بزرگشون کردم.
در مورد به اشتراک‌گذاری اینا هم اول شک داشتم که ممکنه بقیه قضاوتم کنن و اینا، اما دیدم بهتره انجامش بدم و نظر دیگران برام مهم نباشه که اینم خودش قدم مثبتیه برای من. سه‌تاش هم مربوط به تبریک تولدمه، ولی چون دیدم مرتبطه گذاشتم. افرادی که جواب دادن هم بین سه ماه تا ده سال آشنایی متغیرن، ولی اکثراً زیر دو سال.
و باید پینش کنم که خودم بیشتر ببینمش.
🔥146❤‍🔥3👍1
عجیب‌ترین چیزی که اخیراً خوردم، ماست یونانی با طعم قهوه بود، ولی انگار نه مزه‌ی ماست می‌داد نه قهوه! بیشتر شبیه یه نوع دسر بود مثلاً.
🤣6😭21
چرا وقتی خیلی کار دارم و سرم شلوغه زمان زودتر می‌گذره و وقت کم میارم، اما وقتی زمانم آزادتره، انگار اینطوری نیست!؟ الان همه‌ی کارای امروزمو انجام دادم و هنوز ساعت هشت نشده. حالا مجبورم برم یه فیلمی چیزی ببینم! 😔
7
با بیش از چهار سال سابقه‌ی زندگی در خارج، می‌تونم بگم حداقل برای خودم یه خونه زمانی واقعاً حس خونه میده که فرش و سماور روشن داشته باشه؛ چیزهایی که اینجا ندارم.
19💔6
ASHK | اشک
دوستم که سه سال ایتالیا زندگی کرده بود و باهم همکلاسی بودیم، الان چندماهه که هلند زندگی می‌کنه. چند روز اومد پیش من موند. منم تصمیم گرفتم مقایسه‌هایی که بین این دو کشور انجام داد و مشاهداتش رو اینجا بنویسم: - بزرگ‌ترین مشکلش با هلند، آب‌وهواشه. می‌گفت تو…
هفته‌ی گذشته این دوستم تقریباً بعد از یه سال از هلند اومد یه شب پیشم.
اون روزا اینجا هوا آفتابی بود، و بعد از یه مدت آفتاب دیده بود رفته بود یه ساعت بیرون پیاده‌روی.
ازش پرسیدم چی در این مدت بیشتر اذیتت کرده تو این یه سال، بجز آب‌وهوا؟ گفت زبانشون. یعنی هنوز احساس ادغام شدن نمی‌کنم باهاشون، با اینکه همه‌ی کارام با انگلیسی راه میفته و همه بلدن.
واقعاً زبان کشور مقصد خیلی مهمه بچه‌ها، حتی هلند!

بجز اینا ولی مشکل خاصی نداشت و زندگیش رو روال بود و راضی.
هرچند حدود نصف حقوقش برای اجاره خونه‌شون میره، ولی بازم کفاف زندگی راحت برای دو نفر رو میده.
13
هرچی این مدت فکر کردم و زور زدم دیدم چیزی نمیشه گفت. همه‌چیز واضحه و حرفی نمی‌مونه. من که دیگه اون آدم سابق نمی‌شم و انگار یه تیکه از وجودم جدا شده. دیگه نمیشه به وضعیت قبل بازگشت، ولی زندگی هم‌چنان جریان داره و باید این مبارزه رو ادامه داد تا به سرانجام برسه.
چون هرچی بیشتر فاصله بیفته نوشتن سخت‌تر میشه، گفتم شاید امروز، این روز مهم، موقعیت بدی نباشه برای دوباره اینجا نوشتن.
19🔥2🕊2🤝2👍1
ASHK | اشک
شنوندگان عزیز... هم‌اکنون صدای مرا از برلین می‌شنوید. با ما باشید. (اگر سرعت نت اجازه بده).
می‌خواستم امروز هم بیام بنویسم صدای منو از مونیخ می‌شنوید، ولی ظاهراً شبکه‌های ارتباطی توان حمل چنین باری رو نداشت. نه تلگرام وصل می‌شد و نه می‌شد حتی تماس گرفت. جدا از اون بخاطر بارون همه‌جام خیس شده بود و فکر کنم آب رفته تو اسپیکر گوشیم. خلاصه اون موقع نشد، ولی با تاخیر بپذیرید.
14